مهاجرت

 

 

سلام دوستان و همراهانِ آوای پاییز

 

بعلت مشکلات بلاگفا "آوای پاییز" به میهن بلاگ مهاجرت کرد..

سعی می کنم به تدریج مطالب قبلی را انتقال بدهم اگر  شما دوستان خوبم راه بهتری می دانید مرا در جریان قرار دهید ..سپاسگزار خواهم شد.

 

و..اگر همچنان همراه مهربانو و آوای پاییز باشید وامدار مهرتان خواهم بود

همه شما برایم عزیز و محترم هستید.

آدرس جدید آوای پاییز  http://avapaeez.mihanblog.com

 

همیشه نباید حرف زد

گاه باید سکوت کرد

حرف دل که گفتنی نیست..!

باید آدمش باشد

کسی که بایک نگاه به چشمانت

تا ته بغضت را بفهمد.

تابستان..

 

سی ویکمین روز مردادت به خیر دوست من..
 
بی خیال نداشته هایت..
 
بی خیال غصه هایت..
 
بی خیال هر چه که تورا نا آرام میکند..
 
به من بگو ببینم.......
 
امروز نفس کشیده ای؟؟
 
پس خوش به حالت.
 
عمیق نفس بکش
 
عمیق.......

عشق را
 
زندگی را
 
بودن را
 
بچش..........
 
ببین...........
 
لمس کن......
 
و با تک تک سلولهایت لبخندبزن که ..زندگی زیباست
 
 
تابستان زیباست
 
شبهای پرستاره اش
 
گرما و درخشش طلایی خورشیدش
 
روزهای بلندش
 
هندوانه و گیلاس و شربت خنک...طعم خوب کودکی ها.
 
آب تنی سر ظهر.توی حوض حیاط قدیمی..
 
 
در جوی زلال آب با پای برهنه راه رفتن.......
 
همه زیباست
 
لذت ببر و نفس بکش
 
 
عمیق......نفس بکش
 
این روزها تکرار شدنی نیستند..
 

زن بودن..

 

 

زن بـــودن غمگین ترین شادی دنیاست!

و نمـــی دانی من به خاطــر تو ...

چقـــدر به اشکـــهایم

لبخند زده ام!!...

یک نقل قول..

سلام
پیام زیر یک نقل قول است.



ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺭﺍ ﺑﺎﯾﺪ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﺧﻮﺏ ﺷﻨﺎﺧﺖ !
ﺁﻧﭽﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﺭ ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﻭﺯ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ ... ﻣﯿﺰﺍﻥ ﻣﻨﻈﻖ ﺷﺎﻥ ... ﻣﯿﺰﺍﻥ ﺍﺩﺏ ﺷﺎﻥ
... ﻣﯿﺰﺍﻥ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺭﻭﺣﺸﺎﻥ ... ﻣﯿﺰﺍﻥ شعور ﺷﺎﻥ ... ﻣﯿﺰﺍﻥ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﺷﺎﻥ ﻭ ﺣﺘﯽ ﻣﯿﺰﺍﻥ ﻣﻬﺮ
ﻭ ﻣﺤﺒﺖ ﺷﺎﻥ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ .
ﮔﺎﻫﯽ ﺩﯾﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺍﻓﺮﺍﺩ ، ﻣﺎﺩﺍﻡ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺑﺮ ﻭﻓﻖ ﻣﺮﺍﺩ ﺍﺳﺖ ، ﭼﻨﺎﻥ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﻭ
ﻣﻮﺩﺏ ﻭ ﻓﺮﻭﺗﻦ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮﺷﺎﻥ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻓﺮﻭﻣﺎﯾﮕﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ !!! ﻭﻟﯽ ﮐﺎﻓﯿﺴﺖ ﺑﻪ
ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﻭ ﯾﺎ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﻭ ﯾﺎ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩﯼ ﻭ ﯾﺎ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﻧﺎ ﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪﯼ ﺭﻧﺠﯿﺪﻩ ﺷﻮﻧﺪ . ﺣﺎﻻ ﺗﺎﺯﻩ ﺁﻥ
ﺭﻭﯼ ﻧﺎﻣﺒﺎﺭﮎ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﺎﻧﻨﺪ ... ! ﺩﯾﮕﺮ ﻧﻪ ﺍﺩﺏ ﻣﯽ ﺷﻨﺎﺳﻨﺪ ﻭ ﻧﻪ ﻣﺮﺍﻡ ﻭ ﻧﻪ
ﻣﻌﺮﻓﺖ ﻭ ﻧﻪ ﻣﺤﺒﺖ !
ﺍﺯﯾﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﺮﺣﺬﺭ ﺑﺎﺷﯿﺪ !
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﻣﻼﯾﻤﺖ ﺍﻫﻞ ﺍﺩﺏ ﻭ ﻣﻬﺮ ﻭ ﻣﺤﺒﺖ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺎ ﮐﻤﺘﺮﯾﻦ ﻧﺎﻣﻼﯾﻤﺖ
ﻫﺎ  ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺘﺶ ﮔﻢ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ، ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﭘﺎﯾﺪﺍﺭ ﻧﯿﺴﺖ !
ﺍﯾﻦ ﻫﺎ ﺭﻭﺡ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﺍﺣﻮﺍﻟﭙﺮﺳﯽ ﻫﺎﯼ ﮔﺎﻩ ﮔﺎﻫﯽ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﻧﺪ
...
ﺑﺰﺭﮔﯽ ﻭ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﻭ ﺍﺩﺏ ﻭ ﺍﺻﺎﻟﺖ ﻭ ﻧﺠﺎﺑﺖ ﺁﺩﻣﯿﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻭﻗﺖ ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ ﺑﯿﺎﺯﻣﺎﯾﯿﺪ.

نامه ای به خانمها..

 


بانوان عزیز

اول از همه اینکه ما متاسفیم.متاسفیم از اینکه اگرچه به مردان شباهت داریم، اغلب شبیه پسربچه ها رفتار می کنیم.ما حتی معنی مرد بودن را بیش از این نمی دانیم.از زمانی که بزرگ شدیم یاد گرفتیم که شاد بودن یعنی خود شیفته بودن و خود محور بودن!!! ما تلاش می کنیم که پول کافی برای داشتن تلویزیون و بازی های ویدئویی مناسب در خانه ای مناسب به دست آوریم.ما می خواهیم با شما دوست باشیم  و با هم ازدواج کنیم ولی از توجه به شخصی دیگر به جای توجه به خودمان می ترسیم....آیا جای ناراحتی ندارد اگر ما فکر کنیم که متعهد شدن به شما به جای اینکه شانسی بزرگ برایمان باشد، خطری بزرگ باشد که شادی ما را تهدید می کند؟

این چیزی است که ما آن را درک نمی کنیم:شادی زندگی از مردی کامل بودن حاصل می شود.ما به این فکر می کنیم ولی مثل پسربچه هایی رفتار می کنیم که نمی خواهند اسباب بازی هایشان از آنها دور باشند.ما دنبال الگوهای ارائه شده  در رسانه ها هستیم که به ما یاد می دهد که شادی های بزرگتری فراتر از زندگی روزمره مان امکانپذیر است.ما ممکن است مثل آدم های روانی با شما بحث کنیم، اما آرامش واقعی برای ما از همه مهمتر است ، اگر درک آن را داشته باشیم. متاسفانه خانم ها به بخش های دیگر روانشناختی وجودی ما توجه می کنند.لطفا این را بدانید: یک مرد خوب هیچ وقت با شما به عنوان یک وسیله تخلیه خشم و یا یک ابزار خوشی و شهوت رفتار نمی کند.

یک مرد واقعی می داند که زن می خواهد که از او مراقبت شود و با توجه و احترام با او برخورد شود.او می داند که ازدواج، شانسی برای داشتن یک زندگی خوب و افسانه ای است.او خصوصیات گذشته خود را کنار گذاشته و یک فرد جدید می شود طبق نیازهای همسر و فرزندانش.اگرچه در ابتدا او ممکن است با خود به کشمکش بیفتد، او می داند کسی که ازدواج می کند اگر بخواهد تمامی حالات کودکی و رفتارهای گذشته را با خود داشته باشد، از مسیر باریک خوشبختی و شادی ها عبور نخواهد کرد. تنها یک اتاق کافی برای او و همسرش وجود دارد، دست در دست، متعهد به ازدواجشان.

خانم ها، شما می توانید به ما برای تبدیل شدن به مردی واقعی کمک کنید، ما می خواهیم به وسیله شما در خود احساس غرور و افتخار کنیم.به ما کمک کنید که بدانیم که همانقدر که ما به شما علاقه مندیم، شما هم ما را دوست دارید، حتی اگر راه های زیادی برای بهبود بخشیدن رابطه مان وجود داشته باشد.این را با استفاده از کلمات خوب و دلنشین نشان دهید؛ از ما برای کارهایی که خوب و درست انجام می دهیم تشکر کنید.اینها بیشتر از آنچه که فکر می کنید، معنای دوست داشتن را به ما نشان می دهند.

در عوض، ما به شما قول می دهیم که از طرف ما احساس دوست داشته شدن و توجه متقابل کنید.ما یاد می گیریم که چطور با شما حرف بزنیم که شما متوجه شده و آنها را درک کنید و به شما امر و نهی نکنیم که چطور مشکلاتتان را حل کنید.همچنین تلاش می کنیم که یاد بگیریم چگونه احساساتمان را بدون برداشت کردن و یا عصبانی شدن بیان کنیم.با بهبود دادن ارتباطات دوجانبه مان متوجه می شویم که چیزی که شما را خوشحال کند، ما را هم خوشحال می کند.چه تفاهمی!!!

بار دیگر ما متاسفیم. مقصر ما هستیم. ایفای درست و کامل نقش مرد خوب این روزها سخت است.ما حرفهایمان را برای تبدیل به مردی خوب شدن و ایفای درست نقش هایمان به جای اینکه مثل یک پسر دبیرستانی باشیم، نادیده گرفتیم.قبول کنید که توانایی و عرضه ما بیشتر از این است.

اگر در رابطه خود با یک مرد دچار شکست شدید، تلاش کنید که او را ببخشید و از اول شروع کنید.بعد از مدتی اگر مرد خوبی نشد، او را ترک کنید.شما شایسته بهتر از او هستید.

یک رابطه سالم موجب شادی افرادی می شود که در رابطه قرار دارند.اگر ما شاد باشیم، زندگی پرمعنایی خواهیم داشت و در کنار هم به خوبی زندگی می کنیم.از شما به خاطر درک و حوصله تان  در سفری که برای کشف شادی و مرد نمونه شدن پیش رو داریم،سپاسگزاریم!


با احترام
آقایان

 

نوشته : دکتر Matthew D. Della Porta

 +و این هم نامه ای از طرف آقایون که برای خانم ها نوشته شده است ، نویسنده نامه دکتر دلاپورتا ، این نامه را به همه خانم ها از طرف هم جنسانش نوشته است، او روانشناسی است که روی استراتژی هایی برای شادتر زیستن مطالعه می کند..

مایا آنجلو

 

آموخته ام که مردم

حرف های شما را فراموش می کنند،

کارهای شما را فراموش می کنند،

ولی احساسی که در آنها ایجاد کرده اید را

هیچ وقت فراموش نمی کنند.

 

:مایا آنجلو

افق روشن

 

روزی ما دوباره کبوتر هایمان را پیدا خواهیم کرد

و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت.

روزی که کمترین سرود بوسه است

و هر انسان برای هر انسان برادری است

روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند

قفل افسانه یی ست

وقلب برای زندگی بس است.

روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است

تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی.

روزی که آهنگ هر حرف زندگی ست

تا من به خاطر آخرین شعر رنج جست و جوی قافیه نبرم.

روزی که هر لب ترانه یی ست

تا کمترین سرود ، بوسه باشد.

روزی که تو بیایی برای همیشه بیایی

و مهربانی با زیبایی یکسان شود.

روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم . . .

و من آن روز را انتظار می کشم

حتی روزی که دیگر نباشم

 

:احمد شاملو

...

 

جان به لب می رسد

وقتی تنهایی

به دیوار بی حوصلگی

تکیه می زند و

تیک تاک بی رمق ساعت

موسیقی متن عصر جمعه می شود

تا عقربه ها را

به رقص دونفره ای غمگین

وا دارد

مگر سر دلتنگی را

که کنج اتاق کز کرده است

گرم کند..!

 

: ماندانا پیرزاده - مرداد 1394

 

سکوت

 

 

همیشه نباید حرف زد..

گاه باید سکوت کرد..

حرف دل که گفتنی نیست!

باید آدمش باشد

کسی که بایک نگاه به چشمانت..

تا ته بغضت را بفهمد.

دریا...

 

 

کنار دریا

عاشق باشی

عاشق تر میشوی

واگر دیوانه

دیوانه تر

این خاصیت دریاست

به همه چیز

وسعتی از جنون می بخشد

شاعران

از شهرهای ساحلی

جان سالم به در نمی برند..

 

: رسول یونان

 

+ من فرزند دریا..روح بارانم..

 

سیب..

 

و عشق تنها عشق

ترا به گرمی یک سیب می کند مانوس..

 

 

: سهراب سپهری

فرصت..

 

حالم از حوصله لحظه هایم سر رفته است

برایم با قهوه چشمانت فالی بگیر

ببین در ته مانده های فنجان این زندگی

چند بار دیگر فرصت دارم که بگویم

دوستت دارم....

 

: مهدی علی نژاد

 

 

 + تا شقایق هست زندگی باید کرد..

 

 

 

 

...

 

خسته ام

مثل پرستویی که از کوچ می آید..

 

بال هایم تیر میکشند

من از انتهای

اندوه و دلتنگی می آیم

از شروع شبانه های انتظار

 

لانه ام را اما

باد برده است...!

 

: ماندانا پیرزاده - تیرماه 1394

 

مگر می شود...؟

مگر ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺨﺮﯾﺐ ﺭﻭﺡ ﻭ ﻗﻠﺐ ﻭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻭ تمام ﺩﻧﯿﺎﯼ ﯾﮏ ﺍﻧﺴﺎﻥ، ﺗﻨﻬﺎ ﯾﮏ کلمه ﺑﮕﻮﯾﯿﻢ :"ببخشید"ﻣﮕﺮ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻋﻤﺮﯼ ﺭﺍ ﻫﺪﺭ ﺩﺍﺩ ﻭ جوانی و شادابی وﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﮔﻔﺖ:" اشتباه کردم ..ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻣﯿﮑﻨﻢ "مگر ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻏﺮﻭﺭ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺧﺮﺩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﯾﮏ ﮐﻠﻤﻪ ی "ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ " ﻏﺮﻭﺭ له ﺷﺪﻩ ﺍﺵ ﺭﺍ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺑﺰﻧﯽ !!؟؟با ﮔﻔﺘﻦ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ : ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﮐﺮﺩ؟چه ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺑﺨﺸﯿﺪ؟گاهی جز معجزه ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻧﯿﺴﺖ ....کاری ﮐﻪ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺍﻧﺪﮐﯽ ﻣﺮﻫﻢ ﺩﺭﺩ ﺑﺎﺷﺪ، نیست.گذﺷﺖ ﻫﻢ ﺟﺎﯾﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ،ﻭﻗﺘﯽ ﺁﮔﺎﻫﺎﻧﻪ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﻢ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﮐﺸﺘﺎﺭ ﻫﻮﯾﺖ ﻭ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﮐﺴﯽ ﻣﯿﺰﻧﯿﻢ ....انتظار ﺑﺨﺸﺶ ﻫﻢ ﻧﺎﺑﺠﺎﺳﺖ ....قلب ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ به ﺁﺷﻮﺏ ﮐﺸﯿﺪﯼ ، ﺑﺎ ﮔﻔﺘﻦ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺁﺭﺍﻡ نمی ﺷﻮﺩ ..

آدمها را بفهمید. دل، آلزایمر نمی گیرد...

 

: زنده یاد قیصر امین پور