سلام

قبل از هرچی خوش آمد میگم! اینکه لطف کردید و به وبم اومدین. اما اینجا یکم فرق داره.

اینکه قبل از هرچیزی بدونید که اینجا یه جای عمومی شاید به نظر بیاد اما برای من خاصه! حرفامو توش می زنم وبرامم مهم نیست راجع به من چی فکر می کنید. هرطور دوست دارید می تونید فکر کنید اما قرار نیست هرچی فکر می کنید به زبون بیارید! پس مراقب دهنتون باشید که به هرشکلی باز نشه!

نه کاری باهاتون دارم، نه پیام دادناتون منو سرحال میاره! پس خوشت اومد بخون خوشت نیومد، خوش کردی! ولی در هرصورت نه نصیحت می کنی و نه دهنتو برای هر شرو وری باز می کنی! چون نه حوصله نصیحت شنیدن دارم و نه اینکه بخوام با هر کس و ناکسی کل کل کنم و بحث راه بندازم!
راستی بعضی از اون خانم های محترم که اینجارو با جاهای خاص اشتباه می گیرن هم بدونند، من نه عزیزشونم نه اونا عزیز من! هیچ حسی هم بهم نداریم. پس بوس، عزیزم، عجیجم، یا هر چرت و پرتی نظیر اینو برام نذارن! نگه دارن یه جاهایی به کارشون میاد!
درضمن من هرگز هیچ کدوم از خانم هایی که میان وبم یا دورم هستند رو به چشم خواهر نمی بینم! پس داداش صدام نزنید! چون نه داداشتونم نه چشمم دنبالتونه که بخواید داداش صدام بزنید تا تو کار انجام شده قرار بگیرم!
کسایی که میان وبم بدونند اونایی که وب ندارن و به صورت بی آدرس و ناشناس میان نظر می ذارن، تا چندتای اول جواب میدم اما بعدش هیچ جوابی دریافت نمی کنند! پسر و دخترم نداره!

بیاید وبم و بگید بیا سر بزن، نمی دونم وبت عالیه، پیام تبلیغاتی و این خزعبلات جوابش مسلما حرف قشنگی نیست!

راستی کسی رو لینک نمی کنم به جز اونایی که واقعا خاص باشن! اونایی که به تمام معنا بهم لینک شده باشن!


پس در کل فکر نکنم کسی رو لینک کنم! بنابراین تقاضای لینک نکنید که  می خوره تو ذوقتون! از من گفتن بود!


در انتها هم باید بگم احترام احترام میاره! با هرکسی مثل خودش برخورد میشه!

399

اینکه هر صبح یکی صدات کنه تا بیدار شی و باهم حرفبزنید خیلی قشنگه!

 

می دونم که طرفم لال نیست و خیلی قدرت شنیدنش بالاس!

 

اما ازش می خوام سکوت نکنه و بدونه که نباشه ... نمی تونم بمونم!!!

 

مخاطب خاص تموم زندگی من... خیانت هامو ببخش ولی بدون هرگز کسی نتونست جای تورو بگیره!!!

 

دوستت دارم خدا

398

چقدر کار این روزگار عجیب است

اتفاقی همه چیز دست به دست هم می دهند

تا تو را به یاد من بیاورند

《مجنون تو》

 

397

شکستن استخوان

یک فریب بزرگ است

من هر شب

از رویایت بیرون می افتم

فقط دلم می شکند

 

396

هیچ چیزی وجود نداره جز یک توجه ساده ای که از تو بهم برسه!

تنها مخاطب واقعی من خودت می دونی که نباشی نیستم و هرچی دارم از توئه!

 

با همه بدی هام و نامردی هام بهت میگم دوستت دارم... با همه نداشته هام

395

هوای دل، سرد سرد است

طوفان بپا شده است

تمام راه ها بسته شده

 

اما

نمی دانم دل من

از کدام راه بوی تو را استشمام می کند

که از این راه دور هم

شور تو را می زند

 

«مجنون تو«

394

یک شروع دوباره یک لبخند جدید

 

دوباره سلام

394

یک شروع دوباره یک لبخند جدید

 

دوباره سلام

393

گاهی بعضی چیزا بهانه ای میشن واسه شاد شدن واسه روحیه گرفتن! خدایا تو که می تونی با یه بهانه شاد کنی چرا دریغ می کنی؟

اما ازت بخاطر همه ی بهانه هایی که ساختی ممنونم!

تا به کِی؟........ فروردین 1394

 

من اسیر طوفانِ عشق تو

لحظه هایم غرق رویای با تو بودن

چه شوق زیبایی است انتظارِ تو

 

تو در کجای غصه ی دنیا گم شده ای

که هرچه می گردم تو را نمی یابم

 

مگر طالع ام را با کدام نفرین پیوند داده اند

هیچ دعایی مرا به تو نمی رساند

 

تو که نیستی جهان به چشمم نمی آید

تو که نیستی خانه ام گورِ من است

تو که نیستی خدا هم با من قهر است

تو که نیستی خورشید هم میلِ غروب دارد

تو که نیستی همه ی دقیقه ها، غروب جمعه است

 

خدا را به کدام الهه سوگند دهم

با کدام صدا خدا را بخوانم

با کدام قلب عشقم را فریاد زنم

من از کدام جهان آمده ام

که جز تو تمام مردمان  برایم غریبه اند

 

تو که آشنای منی

در کدام قسمت از سرنوشتم گم شده ای

تا به کی انتظار؟

تا به کی روزها را به شوقِ نشانه های تو سَر کنم

تا به کی قنوت نمازم مملو از تو باشد

تا به کی کُوی تو قبله گاهم باشد

تا به کی نام تو آتشفشان جان من باشد

تا به کی؟

تا به کی خدا مرا نخواهد دید؟

تا به کی؟

 

«مجنون تو»

392

 

 

جز تو نشاید که آید

لبخند تو .......... فروردین 1394

کجای دلت درد می کند

که هیچ دارویی تسکینش نمی دهد

 

کجای راه را خطا رفته ای

که هیچ راهنمایی تو را نمی یابد

 

کدام ابر اسمان دلت را گرفته است

که هیچ اهنگی تو را شاد نمی کند

 

چه کسی و در کدام گوشه از جهان

سهم خوشبختی تو را ربوده است

که هیچ بهانه ای برای لبخند تو نیست

 

اگرچه این جهان مرا با تو نمی خواهد

جانم را خواهم داد اگر

بدانم گل لبخند بر لبان تو می اید

 

آرام بخند ای عشق

که لبخند تو زیباترین بهانه ی شادی است

 

 

«مجنون تو»

تو را چه شد ....... فروردین 1394

 

من و سکوت ، من و خیال

چگونه در تار و پود جانم نشسته ای

که هیچ طوفانی تو را تکان نمی دهد

 

چگونه در دریای محبت خیالی ات غرق شدم

که حتی خدا هم نجاتم نمی دهد

 

در کدام جهان نامت را کنار قلبم نوشته اند

که هیچ قلمی نمی تواند بر روی نامت خط بکشد

 

نامت با کدام عطر آغشته شده است

که بوی تو از جانم نمی رود

 

کدام قفل زنجیر عشقت را به دستانم زده است

که با هیچ کلیدی باز نمی شود

 

چگونه به این شکست رضایت دادی

چگونه شاهد تمام تنهایی هایم شده ای

تو را چه شد که این همه طوفان

قلبت را نمی لرزاند

تو را چه شد که که هیچ نگاهی

به چشمان تو زیبا نمی آید

 

تو را چه شد که هیچ لبخندی

امید را به تو هدیه نمی دهد

 

تو را چه شد که هیچ مجنونی

تو را لیلا نمی کند

 

تو ای تنها لیلای رویاهای من

نگاهم کن

نگام کن که نگاهت تنها مرحم

کهنه زخم های نشسته بر جانم است

 

تو ای رفیق لحظه ها ی من

بمان که بودنت ستون زندگی من است

 

بمان ای تنها نگار

 

«مجنون تو»

390

سلام حاجی

زیارت قبول

شنیدم وقتی برمی گشتی مهر تائید حجت رو محکم زدند. به ناموست به نوجونت تجاوز کردن تا با خیالی آسوده تو دلت بگی: خدایا اینم قربونی حج من!

اگرچه حجت عمره بود ولی ظاهرا تو قربونیتم دادی. حالا بشین و یک عمر لطمه ی روحی وارده به دخترتو(به نقلی دو نوجوان پسر بودند) نگاه من و لذت ببر که دخترتو بردی خونه ی خدا!

مسئولین مثلا اسلامی کشور حواستون کجاست؟ جناب رئیس جمهور مثلا روحانی اگه این اتفاق واسه دخترت می افتاد الان ساکت بودی؟ آقای قشقایی اگه این شبه تجاوز به ناموس خودت میشد الان همین طور ساده بیان می کردید؟

لعنت بهتون که منفعتتون بالاتر از حیثیتتون شده!

خواهش می کنم به یه سری آدم مثلا متعصب و ناموس پرست بگید جای اینکه به دخترت به زنت بگی چادرشو لوزی کنه یا نقاب بزنه! خواهشا حج رفتنو تحریم کنید!

389

سلام ای تنها مخاطب همیشگی حرف هایم

سلام ای تنها چشم هایی که خوب و بد هایم را همیشه درنظر داری

سلام ای تنها پناهی که رهایم کرده ای

 

آره می خوام امروز باهات حرف بزنم. مث بچگیام. مث شبایی که باهات درد و دل می کردم. یادت میاد؟ روزایی که با ضجه باهات حرف می زدم و می گفتم نذار این اتفاق بیافته. نذار. من ضعیف تر از اونی هستم که کم نیارم. من نمی تونم بمونم و ببینم که سهمی ندارم.

انتظار تو

جاده می رود

ماشین می رود

خیال می رود

نفس می رود

 

روح با پیکرم ناسازگار شده است

تو نیستی و روح شوق تو را دارد

قلب اسیر سینه شده است

اما به شوق تو می تپد

 

تو  در کنار کدام جاده به انتظار نشسته ای

که تمام ماشین ها

صدای تو را به گوشم می رسانند

 

تو در کدام جنگل منتظر مانده ای

که تمام قلم و کاغذها

نگاره ی زیبای تو را می کِشند

 

از کدام آسمان مرا می خوانی

که باران ترانه ای عاشقانه برایم می سراید

 

اگر بدانم هستی و دلت شوق مرا دارد

جهان را مو به مو خواهم جُست

تا در آغوش تو آرام بگیرم

 

ای بهترین زیبایی

شوق تو انتظار را دلنشین می کند

حتی اگر تمام عمر به انتظار بگذرد

 

«مجنون تو»

387

خورشید نبود 

شب آمد

ماه خندید

ستاره چشمک زد

و در زمین یادمان رفته بود

این همه مهربانی ازحرارت خورشید است

 

«مجنون تو»

386

بی تو هیچ شبی آرامش، هیچ صبحی نشاط

و هیچ قلبی عشق ندارد

اگر باشی و بخندی

اگر باشی و ببینی 

باشی و صدایت به گوشم برسد

جهان زیباست حتی اگر 

بمب اتم به دست دیوانه ای برسد

 

 

«مجنون تو»

337


اوووووووووووووف


بدجوری کلافم خدا!!!



ولی خودمونیما خیلی کم طاقت شدم خخخخ

336


این خانه سوت وکور من یعنی چه؟

آوازه ی بی حضورمن یعنی چه؟

وقتی ک علاقه اش به من کم شده است

این بوسه راه دورمن یعنی چه؟؟؟



خانم آدم ... خخخخ عجب اسمی داریا ... ولی شعرت قشنگ بود ... سپاس

335


کجه دری تِه بوردن مِه نبودنه

دِ تا چِش تِرِه وینده سِر نَبودنه


دِ تا چش واسه تِ چهار بگردِه

تِئی تِ یار نازنینم




ندونه روز ماه ره چاره چیه ...

اسیریِ هوا رِه چاره چیه ....

غریبی درِمه شِه شهر و دیار ...

صدتا صدتا بیِن نئونه مِه یار!!!


های بِرو های نشور بلبلِ خِش خون

خامه بَیرِم تِجا شه یارِ نشون

خبر هاده مِرِ  مِلکِ مازِرون

اتا گوشه کنار دَره مِه نِشون


خبر هاده مره از دریا کنار

خبر هاده مره از روزِ قرار

خبر هاده مره از یار و دلخواه

اتی گم بئیمه ندارمه پناه

خامه ونگ هکنم شه جانِ خدا

بوم سیو بیه مه روز و ماه ماه×