.ҳ̸Ҳ̸ پـرچم بـچـه هـای شیراز لایـه اوزون رو پـاره نـکـنـه ، صـلـواااااات.ҳ̸Ҳ̸ ★


خبر فوری فوری !!!!


لحظاتی پیش با خبر شدیم

هواپیمای مسافربری که از نیویورک...


عازم دبی بود از آسمان شهرمون

عبور کرد.,


اما لحظاتی بعد از ورود در آسمان شيراز

متوجه خطوط عجیبی در رادار میشه..


و ناگهان با چیز عجیبی برخورد میکنه

و متاسفانه در خلیج فارس سقوط می کنه...


به گزارش خبرگزاری "BBC"

پس از کشف و بررسی جعبه سیاه

علت سقوط هواپیما برخورد با(( پرچم بالا بچه هائ شيراز )) بوده...

روحشان شاد و یادشان گرامی باد


((من یه رمان به اسم "غوغای سکوت" نوشتم که دیشب یک پستش رو تو سایت نودهشتیا گذاشتم

از این به بعد هر شب پست میذارم

مقدمه و خلاصه رو بخونید اگه خوشتون اومد همراهیم کنید,خیلی متشکرم ^_^))

http://www.forum.98ia.com/t1102823.html

ҳ̸Ҳ̸ ★پای هیچ عشقی وسط نیستҳ̸Ҳ̸ ★


  روزی هزار بار ...



  باید برای دوستانم توضیح بدهم ،



  که در دنیای بیرون از متن هایم



  پای هیچ عشقی وسط نیست .



  باور که نمی کنند ...



  جان تو را قسم می خورم !









                                                                                                      

ҳ̸Ҳ̸ ★تو را چه مینامند...!!!ҳ̸Ҳ̸ ★

تورا دختر خانوم می‌نامند .



مضمونی که جذابیتش نفس‌گیر است…




دنیای دخترانه تو نه با شمع و عروسک معنا پیدا می‌کند



 و نه با اشک و افسون.



اما تمام این‌ها را هم در برمی‌گیرد…

 

تو نه ضعیفی و نه ناتوان،



چرا که خداوند تو را بدون خشونت و زورِ بازو می‌پسندد.



اشک ریختن قدرت تو نیست، قدرت روح توست .

                   

ҳ̸Ҳ̸ ★مرد بايد...ҳ̸Ҳ̸ ★

  ﻣـﺮﺩ ﺑــﺎﯾــﺪ ﻭﻗــﺘــﯽ مخاطبش ﻋـﺼـﺒـﺎﻧـﯿـﻪ,ﻧـﺎﺭﺍﺣـﺘـﻪ,


  ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﺩﺍﺩ ﺑﺰﻧﻪ ﻭﺍﯾﺴﻪ ﺭﻭﺑﺮﻭﺵ ﺑﮕﻪ :


  ﺗﻮ ﭼﺸﺎﻡ ﻧﯿﮕــــﺎ ﮐﻦ , ﺑﻬﺖ ﻣﯿﮕﻢ ﺗﻮ ﭼﺸﺎﻡ ﻧﯿﮕﺎ ﮐﻦ


  ﺣﺎﻻ ﺩﺍﺩ ﺑﺰﻥ , ﺑﮕﻮ ﺍﺯ چی ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ



  ﺑﻌﺪ اون ﺩﺍﺩ ﺑﺰﻧﻪ , ﮔﻠﻪ ﮐﻨﻪ , ﻓﺮﯾﺎﺩ
ﺑﮑﺸﻪ , ﮔﺮﯾﻪ ﮐﻨﻪ



  ﺣﺘﯽ ﺑﺎ ﻣﺸﺘﺎﯼ ﺯﻧﻮﻧﻪ ﺵ ﺑﮑﻮﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﻐﻠﻪ مرد



  ﺁﺧﺮﺵ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﺯﯾﺮ ﮔﺮﯾﻪ



  ﻫـﻤـﻮﻧـﺠﺎ ﺑـﺎﯾـﺪ ﺑـﻐـﻠـﺶ ﮐـﻨـﻪ



  ﻧـﺬﺍﺭﻩ ﺗـﻨـﻬـﺎ ﺑـﺎﺷــﻪ



  ﺣـﺮﻑ ﻧـﺰﻧـﻪ ﻫﺎ , ﺗـﻮﺿـﯿـﺢ ﻧـﺪﻩ ﻫـﺎ



  ﮐﻞ ﮐﻞ ﻧﮑﻨــــــــﻪ ﻫﺎ , ﺗﻮﺟﯿﻪ ﻧﮑﻨﻪ ﻫﺎ



   ﻓﻘﻂ ﻧﺬﺍﺭﻩ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﻨﻪ ﺗﻨﻬﺎﺳﺖ



  ﻣﺮﺩ ﺑﺎﯾﺪ ﮔﺎﻫﯽ ﻭﻗﺘﺎ ﻣﺮﺩﻭﻧﮕﯿﺸﻮ ﺑﺎ



  ﺳـــﮑﻮﺕ ﺛﺎﺑـــﺖ ﮐـــﻨــــﻪ ... ﺑـــﺎ ﺑـــﻐـــﻠـــــــﺶ!

               

ҳ̸Ҳ̸ ★بخونیدش....پشیمون نمیشیدҳ̸Ҳ̸ ★


پرونده اش را زیر بغلش گذاشتند و بیرونش کردند:

ناظم با رنگ قرمز و چهره برافروخته فریاد کشید :

بهت گفته باشم ، تو هیچی نمی شی ، هیچی
مجتبی نگاهی به همکلاسی هایش ا
نداخت ،
آب دهانش را قورت داد
خواست چیزی بگوید اما ، سرش را پایین انداخت و رفت


برای خوندن بقیه داستان به ادامه مطلب برید
                                                
                                                                                                                             

ادامه نوشته

ҳ̸Ҳ̸ ★بازم اومدم با دست پرررررҳ̸Ҳ̸ ★


سلام سلام دوس جونیامممممممممم


جمعه بازم مسابقه داشتمم(کشوری)


اول شدم بازم..


ولی اینو هم بگم که ...در اومد


چهار تا حریف داشتم همشون چاق بودن و از خودمم بلند تر بودن


داورا هم که هر چی خطا میکرد براش قبول نمیکردن


منم هر چی میزدم قبول نمیکردن..


کلا مثل اینکه خسته بودن


حوصلشون نمی شد پرچماشونو بگیرن بالا


و یه فوت کنن تو اون سوت لامصب

اصن یه وضی بود جاتون خالی


استان فارس هم تو کشور اول شد با بیست تا مدال طلا


تبریک میگم به همه استان فارسیااااا


           

ҳ̸Ҳ̸ ★بازممممممممم اولҳ̸Ҳ̸ ★

سلام سلامممم دوستای جون جونیم  


خوبید؟خوشید?خوش میگذره؟با روزای اخر تابستون چه میکنید؟


دیروز بازم مسابقه داشتم ولی این یکی سبک ازاد بود


سنسیمون میگه 50درصد سخت تر از معمولیه


ولی باز من اولشدمممممم


اومدم همینو بگم




             


ҳ̸Ҳ̸ ★اومدمممممҳ̸Ҳ̸ ★

سلام سلاممممم دوستای گل و گلابتون 

ببخشید چند مدت نبودم


اخه داشتم واسه مسابقات تمرین میکردم

و موفق شدم و تونستم مقام اول استان

در سبک کیوکوشین (کاراته)به دست بیارم

خب مثل همیشه طنز (ترول)

برای دیدنشون برید ادامه مطلب...مرسیی



             

ҳ̸Ҳ̸ ★کی میگه مردا بچه داری بلد نیستن؟؟ҳ̸Ҳ̸ ★

سلام به دوستان گل گلابتونمتحرک - جدید - تصاویر زیبا ساز - وبلاگ

ببخشید یه مدت نبودم و اپ نکردممتحرک - جدید - تصاویر زیبا ساز - وبلاگ

حتما بعضیاتون فکر کردید که دیگه خبری ازم نمیشه ولی من حالا حالا ها هستم و دست از سرتون

بر نمیدارممتحرک - جدید - تصاویر زیبا ساز - وبلاگ


خب طبق معمول یه مطلب طنز دارم براتونمتحرک - جدید - تصاویر زیبا ساز - وبلاگ


برای خوندم متن به ادامه مطلب برید متحرک - جدید - تصاویر زیبا ساز - وبلاگ


لطفا با لبخند وارد شوید...خخخمتحرک - جدید - تصاویر زیبا ساز - وبلاگ


              

ادامه نوشته

ҳ̸Ҳ̸ ★یه داستان خوشملҳ̸Ҳ̸ ★

سلام دوستان عزیز

یه خواهش ازتون دارم:لطفا وقتی که اپ میکنید بهم خبر بدید چون من وقت نمیکنم هر سری که

میام به همگیتون سر بزنم پس اگه لطف کنید و بهم خبر بدید ازتون ممنون میشم

 دلیلش هم اینه که نمیخواهم فکر کنید واسه تبلیغ وبم لینکتون کردم...

این هم یه داستان هست ولی موضوعش با سری های قبل فرق میکنه. بنظر من قشنگ بود

(برای خوندن داستان به ادامه مطلب برید)

          

ادامه نوشته

ҳ̸Ҳ̸ ★دو تا داستانه طنز(کوتاه) گذاشتم همگی بخندید...ҳ̸Ҳ̸ ★

لورا پس از دوماه، نامه ای از نامزد مکزیکی خود دریافت می کند به این مضمون:

لورای عزیز، متأسفانه دیگر نمی توانم به این رابطه از راه دور ادامه بدهم و باید بگویم که دراین
مدت ده بار به توخیانت کرده ام !!! ومی دانم که نه تو و نه من شایسته این وضع نیستیم. من را
ببخش و عکسی که به تو داده بودم برایم پس بفرست
باعشق : روبرت
دخترجوان رنجیـده خاطرازرفتارمرد، ازهمه همکاران ودوستانش می خواهدکه عکسی ازنامزد،
برادر، پسرعمو، پسردایی … خودشان به اوقرض بدهند وهمه آن عکس ها راکه کلی بودند
باعکس روبرت، نامزد بی وفایش، دریک پاکت گذاشته وهمراه با یادداشتی برایش پست می
کند، به این مضمون:
روبرت عزیز، مراببخش، اما هر چه فکر کردم قیافه تو را به یاد نیاوردم، لطفاً عکس خودت راازمیان
عکسهای توی پاکت جداکن وبقیه رابه من برگردان…..

با تشکر از فرستنده عزیز

واسه داستانه بعد به ادامه مطلب برید (مرسیییییییییی)

         


ادامه نوشته

ҳ̸Ҳ̸ ★بازم طنز...ولی داستانҳ̸Ҳ̸ ★


یک روز یک زن و مرد ماشینشون با هم تصادف ناجوري می کنه. بطوریکه ماشین هردوشون بشدت آسیب میبینه. ولی هردوشون بطرز معجزه آسایی جون سالم بدر می برن.

وقتی که هر دو از ماشینشون که حالا تبدیل به آهن قراضه شده بیرون میان، رانندهء خانم بر میگرده میگه:


- آه چه جالب شما مرد هستید!…. ببینید چه به روز ماشینامون اومده! همه چیز داغون شده ولی ما سالم هستیم! این باید نشونه ای از طرف خدا باشه که اینطوری با هم ملاقات کنیم و ارتباط مشترکی رو با صلح و صفا آغاز کنیم!

مرد با هیجان پاسخ میگه:

- اوه … “بله کاملا” …با شما موافقم این باید نشونه ای از طرف خدا باشه!

بعد اون خانم زيبا ادامه می ده و می گه:

- ببین یک معجزه دیگه! ماشین من کاملن داغون شده ولی این شیشه مشروب سالمه. مطمئنن خدا خواسته که این شیشه مشروب سالم بمونه تا ما این تصادف خوش یمن كه مي تونه شروع جريانات خيلي جالبي باشه رو جشن بگیریم!

و بعد خانم زيبا با لوندي بطری رو به مرد میده.

مرد سرش رو به علامت تصدیق تکان میده و در حاليكه زير چشمي اندام خانم زيبا رو ديد مي زنه درب بطری رو باز می کنه و نصف شیشه مشروب رو می نوشه و بطری رو برمی گردونه به زن.

زن درب بطری رو می بنده و شیشه رو برمی گردونه به مرد.

مرد می گه شما نمی نوشید؟!


زن لبخند شيطنت آميزي مي زنه در جواب می گه:

- نه عزيزم ، فکر می کنم الان بهتره منتظر پلیس باشيم !!!

               

ҳ̸Ҳ̸ ★یه داستانه عاشقانه ҳ̸Ҳ̸ ★


 چشمای مغرورش هیچوقت از یادم نمیره .

رنگ چشاش آبی بود .

رنگ آسمونی که ظهر تابستون داره . داغ داغ…


وقتی موهای طلاییشو شونه می کرد دوست داشتم دستامو زیر موهاش بگیرم

مبادا که یه تار مو از سرش کم بشه .

دوستش داشتم .

لباش همیشه سرخ بود .

مثل گل سرخ حیاط . مثل یه غنچه …

وقتی می خندید و دندونای سفیدش بیرون می زد اونقدرمعصوم و دوست داشتنی می شد که

اشک توی چشمام جمع میشد.

دوست داشتم فقط بهش نگاه کنم .

دیوونم کرده بود .

برای خوندن داستان به ادامه مطلب برید


         


ادامه نوشته

ҳ̸Ҳ̸ ★اقا پسرا میخواید ناراحت بشید مشکلی نیست ولی ....شوخیهҳ̸Ҳ̸ ★

اين يک بيماري مسري در پسران است. اگر برادر و يا دوست‌پسر و يا پسر شما اين بيماري را بگيرد يقين بدانيد که در عرض کمتر از يک هفته کل پسران محل را مبتلا ميکند. پس براي جلوگيري از اين بيماري اگر کسي را مشاهده کرديد که مبتلا است حتمآ او را قرنطينه کنيد.

علايم اين بيماري:

1- گذاشتن ريشهاي نخ قيطوني.

2- طرز نگاه کردن به صورت عجيب غريب.

3- تکرار جمله‌ي «هوش پسران بيش ازدختران است».

4- ايستادن زياد رو به روي آينه.

5- استفاده از جملاتي شبيه: «همين که گفتم»، «حرف من درسته»، «حرف مرد حرفه» و....

6- مخالفتهاي پي در پي.

7- پايين بردن شخصيت دختران براي تقويت روحيه.

8- خواندن اشعار پر محتوا از قبيل: «پسرا شيرن مثل شمشيرن». (دوپينگ)

9- روزي ۵۰ دفعه شنيدن «پسر پسر قند عسل» توسط مامان جون يا کاست ضبط شده توسط مامان جون.

10- خواندن کتابهايي از قبيل:

چگونه اعتماد به نفس خود را بالا بريم؟

انرژي درماني

تقويت اراده در ۲۰ روز

من بهترينم

        

ҳ̸Ҳ̸ ★پ نه پ...سری ҳ̸Ҳ̸ ★3


تا کمر رفتم تو موتور ماشینم که ببینم چه مرگشه ، رفیقم اومده میگه
داری تعمیرش میکنی ؟

پــــ نه پـــــ دارم با گِیج روغن درد و دل میکنم


با دوستم رفتیم دکتر واسه عمل بینیش دکتر میگه میخوای بینیتو کوچیک کنی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدیم بکوبیمش 3 طبقه بسازیم


کامپیوترم یه ویروس گرفته بود رفتم کلی پول آنتی ویروس اورجینال دادم بعد سه ساعت اسکن ویروسه رو پیدا کرده پیغام داده: آیا مطمئن هستید که می خواهید این ویروس را حذف کنید؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ازش نگهداری کنم بزرگ بشه، بشه عصای دستم نور چشام


مرغ عشقم مرده و درحالي كه پاهاش روبه بالاس افتاده كف قفس. دوستم اومده مي گه : اِ مرغ عشقت مرد؟ بهـــش گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ كمر درد داشته دكتر گفته بايد طاق باز دراز بكشه كف قفس


کارت سوخت ماشینو برداشتم دارم میرم بابام میگه میری بنزین بزنی؟؟؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ میرم آب هویچ بریزم تو باکش نور چراغاش زیاد شه


به مامانم میگم قوری کجاست ؟ میگه میخوای چای بخوری ؟!

پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام دست بکشم روش شاید غولی چیزی ازش درومد!!!!!! ـ


داریم لوازم میزاریم توی ماشین که بریم مسافرت
همسایمون میگه دارید میرید مسافرت؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ قراره از امشب توی ماشین زندگی کنیم


میگه امتحانِ چی داری؟؟؟ میگم وصایا,,, میپرسه وصایای امام؟؟؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ وصایای الیزابت تیلور



تو این گرما که سگ تب میکنه رفتم سوپر مارکت میگم یه ایستک بدید یارو میگه خنک باشه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ گرم بده میریزم تو نعلبکی خنک بشه


ساعت 5-4 صبح زنگ زده..گوشی رو برداشتم به زور دارم جواب میدم..میگه خواب بودی؟؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشتم سر گلدسته ی مسجد محلمون اذان میگفتم صدام گرفته



سوار تاکسیم میگم آقا نگه دارید میگه پیاده میشی؟ پـَـَـ نه پـَـَـمیخوام باد لاستیکا رو چک کنم



به دوستم ميگم شب بيا خونه من با بچه ها دور هم باشيم ميگه همينجوري دور همي؟پ ن پ ميخوام پرزنتت كنم!


ميرم عابر بانك يارو داره جون ميكنه با دستگاه كلنجار ميره بعد ده دقيقه بر ميگرده ميگه شما هم كار داري؟ پ ن پ پيك موتوريم واسادم نامه اداريتونو تايپ كنين ببرم


سر جلسه امتحان به جلوییم میگم سوال 3 رو بلدی؟! میگه آره می خوای!؟

میگم پ ن پ نگرانت بودم میخواستم اگه ننوشتی بت بگم!!!



همسایمون ساعت ۱ شب پیانو زدنش گرفته رفتم دم خونش، میگه صدای پیانو اذیتتون می‌کنه؟ میگم پ نه پ می‌خواستم آهنگ سلطان قلبها رو درخواست کنم برامون بزنی‌ حالشو‌ ببریم


پلیس امنیت جلوی ماشینو گرفته هیچ گیری نداره بده به من و دوستم میلاد میگه چه نسبتی دارین؟دوستین؟ پ نه پ دوست دختر دوست پسریم تازه خونواده هامونم در جریانن



داشتم متال گوش میکردم رفیقم اومده زارت تو اتاق میگه متال گوش میکنی میگم پــــــــــ نه پــــــــــــ سنتیه!


به مامانم می گم برسم کو؟ می گه می خوای موهاتو شونه کنی؟ پ نه پ می خوام پسر همسایه بغلیو غشو کنم


تو صف ماشينهاي ونك وايسادم يارو ميگه ونك ميري آقا ؟ ميگم پ ن پ وايسادم تو نوبت انتخابات بعدي راي بدم!


ميرم نونوايي ميگم حاجي بش دانا بربري خاشخاشلري ور.ميگه سن ترك سن؟ميگم پ ن پ لرم آپگريد شدم!

         

ҳ̸Ҳ̸ ★سلام بازم یه اپ طنز...ولی جدی نگیرید واسه خندس..منم عاشق بابمم خیلی دوستش دارم..حالا برید بخون

مامان . بله ؟ من می خوام به دنیا بیام ... . باشه .

مامان . بله ؟ من شیر می خوام . باشه

مامان . بله؟ من جیش دارم .خب

مامان . بله؟ من سوپ خرچنگ می خوام .چشم

مامان . بله؟ من از اون لباس قشنگها می خوام . باشه

مامان . بله؟ . من بوس می خوام . قربونت بشم

مامان . جونم؟ من شکلات آناناسی می خوام . قربونت بشم

مامان . بله؟ من دوست می خوام . خب

مامان . بله؟ من یه خط موبایل می خوام با گوشی سونی . چشم

مامان . بله؟ من یه مهمونی با حال می خوام . باشه عزیزم

مامان . بله؟ من زن می خوام .باشه عزیز دلم

مامان . بله؟ من دیگه زن نمی خوام . اوا ...باشه

مامان . بله؟ من کوفته تبریزی می خوام . چشم

مامان . بله؟ من بغل می خوام . بیا عزیزم

مامان . بله؟ مامان . بله؟ مامان . جونم؟ مامان حالت خوبه . آره . چی می خوای عزیزم . تو را می خوام خیلی .

...................................................

بابا . بله ؟ من می خوام به دنیا بیام . به من چه ... به مامانت بگو

بابا . هان ؟ من شیر می خوام . لا اله الا ا...

بابا . چته ؟ من ازون ماشین کوکی های قرمز می خوام . آروم بگیر بچه

بابا . اههههه . من پول می خوام . چی ؟؟؟؟ !!!

بابا . اوهوم؟ منو می بری پارک ؟ من ماشینمو نمی برم پارک تو را ببرم ؟

بابا . هان ؟ من زن می خوام . ای بچه پروو ... دهنت بوی شیر میده

بابا . درد ؟ من زن نمی خوام . به درک

بابا . بلا . تقصیر تو بود من به دنیا اومدم یا مامان ؟ تقصیر عمه ات

بابا . زهر مار . من یه اتاق شخصی می خوام ! بشین بچه

بابا . مرض .منو دوست داری ؟ هان؟

بابا . ... . بابا . خرررپوففف . بابا . خفه؟ بابا . دیگه چته ؟ من مامانمو می خوام . ازاول همینو بگو جونت در بیاد.

          

خودتون قضاوت کنید...

قبل از ازدواج و بعد از ازدواج با دخترا

قبل از ازدواج :
پسر: بالاخره موقعش شد. خيلي انتظار كشيدم.

دختر: مي‌خواي از پيشت برم؟

پسر: حتي فكرشم نكن!

دختر: دوسم داري؟

پسر: البته! هر روز بيشتر از ديروز!

دختر: تا حالا بهم خيانت كردي؟

پسر: نه! براي چي مي‌پرسي؟

دختر: منو مي‌بوسي؟
پسر: معلومه! هر موقع كه بتونم
.

دختر: منو مي‌زني؟

پسر: ديوونه شدي؟ من همچين آدمي‌ام؟!

دختر: مي‌تونم بهت اعتماد كنم؟!

پسر: بله.

دختر: عزيزم!

.

.

.


بعد از ازدواج :

كاري نداره متن قبلي رو از پايين به بالا بخون

ҳ̸Ҳ̸ ★اشتباهات هیچ وقت فرصت جبران پیدا نمیکنندҳ̸Ҳ̸ ★

شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض

کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره

از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را

باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه

میرند تو. مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده. لباس قشنگ عروسیش با

خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده! همه مات و مبهوت دارند به این صحن
ه نگاه می کنند. 

برای خودندن بقیه داستان به ادامه مطلب برید
               
ادامه نوشته

ҳ̸Ҳ̸ ★تنها معبود خانه کوچک منҳ̸Ҳ̸ ★

درسینه ام جایگاهی است
نامت را حک کردم
ali-mahsa هر روز تو را می بوسم
و می بویم
و عاشقانه، چشمهایت را نگاه می کنمali-mahsa
دنیایی ساخته ام
خانه ای بر بلندای محبت
رشته های مهر پیچکهایش
گلدان هایی پر از گلهای سرخ
و تو
تنها معبود خانه‌کوچک منali-mahsa
خانه ای که به وسعت سرسبزی کوهساران است
و من در کنار چشمه ساران محبت
ali-mahsa دستانت را می فشارم
من فردای امید را با چشمانی مشتاق مینگرم


ҳ̸Ҳ̸ ★هیچ وقت زود قضاوت نکن...هیچ وقتҳ̸Ҳ̸ ★

پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم
تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت :میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی..ولی این بود اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی...شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید...

چشمانش را باز کرد..دکتر بالای سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت کنید..درضمن این نامه برای شماست..!
دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد. بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود:


سلام عزیزم.الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم..پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم..امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه.(عاشقتم تا بینهایت)

دختر نمیتوانست باور کند..اون این کارو کرده بود..اون قلبشو به دختر داده بود..
آرام اسم پسر را صدا کرد و قطره های اشک روی صورتش جاری شد..و به خودش گفت چرا هیچوقت حرفاشو باور نکردم...

                                                                 

ҳ̸Ҳ̸ ★دختری بود...ҳ̸Ҳ̸ ★

 

دختری بود نابینا که از خودش تنفر داشت

نه فقط از خود ، بلکه از تمام دنیا تنفر داشت اما یکنفر را دوست داشت

دلداده اش را “ با او چنین گفته بود :

« اگر روزی قادر به دیدن باشم حتی اگر فقط برای

یک لحظه بتوانم دنیا را ببینم عروس تو و رویاهای تو خواهم شد »

و چنین شد که آمد آن روزی که یک نفر پیدا شد

که حاضر شود چشمهای خودش را به دختر نابینا بدهد

و دختر آسمان را دید و زمین را ، رودخانه ها و درختها را

آدمیان و پرنده ها را و نفرت از روانش رخت بر بست

دلداده به دیدنش آمد و یاد آورد وعده دیرینش شد :

« بیا و با من عروسی کن ببین که سالهای سال منتظرت مانده ام »

دختر برخود بلرزید و به زمزمه با خود گفت :

« این چه بخت شومی است که مرا رها نمی کند ؟ »

دلداده اش هم نابینا بود

و دختر قاطعانه جواب داد : قادر به همسری با او نیست

دلداده رو به دیگر سو کرد که دختر اشکهایش را نبیند

و در حالی که از او دور می شد گفت :

« پس به من قول بده که مواظب چشمانم باشی . . .»

           


ҳ̸Ҳ̸ ★دختر از پسر پرسید...ҳ̸Ҳ̸ ★

آيا منو قشنگ مي دوني‌ ؟ پسر جواب داد : نه !

 پرسيد : آيا دلت مي خواد تا ابد با من بموني‌؟ گفت :‌نه

 ! سپس پرسيد :‌ اگر ترکت کنم گريه مي کني ؟ و بار ديگر تکرار کرد :‌ نه

 ! دختر خيلي ناراحت شد ....

 وقتي براي آخرين لحظه با چشماني که پر از اشک بود به پسر نگاه کرد .....

 پسر دست هايش را گرفت و گفت :‌ تو قشنگ نيستي بلکه زيبايي .... من نمي

 خواهم تا ابد با تو باشم بلکه من نياز دارم که تا ابد با تو باشم و اگر تو روزي مرا ترک

 کني ... گريه نمي کنم .. مي ميرم

         

ҳ̸Ҳ̸ ★یه شعر که دخترا باهاش شاد میشنو  پسرا...ҳ̸Ҳ̸ ★

اتل متل توتوله / این پسره سوسوله

موهاش همیشه سیخه/ نگاش همیشه میخه

چت میکنه همیشه/ بی مخ زدن؟نمیشه

پول از خودش نداره/ باباش رو قال میذاره

دی اند جیشو میپوشه/ میشینه بعد یه گوشه

زنگ میزنه به دافش/ میبنده هی به نافش

که من دوست میدارم/ تاج سرم میذارم

صورت رو کردی میک آپ/ بیا بریم کافی شاپ

تو کافی شاپ،می خنده/ همش خالی میبنده

بهم میگن خدایی!/ چقدر بابا بلائی!

همه رو من حریفم/ میذارم توی کیفم

هزارتا داف فدامن/ منتظر یه نامن

ولی تویی نگارم/ برات برنامه دارم


اگه مشکل نداری/ میام به خواستگاری


               


ҳ̸Ҳ̸ ★سلام دوستان عزیز این اولین آپ من تو این وبلاگ هستҳ̸Ҳ̸ ★

 

برای در آوردن لج پسرا:

تو خیابون به یه قسمت از لباس یا صورت یه  پسر خیره بشید وبزنید زیر خنده (نمی دونید پسره چه حالی میشه) 

اگه بهتون زنگ زد(در این مسئله فرض بر سعید نام بودن دوست پسر تون....!!)بگین
سلام حمید جون
وبعد یکدفعه انگار که تازه متوجه شدین بگین اوا خاک تو سرم علی تویی؟؟؟می تونین این سیر رو تا
هفده بار تکرار کنید ولی بار هجدهم خطر مرگ داره ما مسئولیتی در قبال این حادثه نداریم.
---------------------------------------------------
بهش زنگ بزنید و بگین کسی خونه نیست و دعوتش کنین خونه تون بعد با دختر همسایه تون برید سینما فیلم تلافی رو ببینید .
--------------------------------------------
اگه یه شوخی کوچیک با شما کرد سریعا جبهه بگیرید وباهاش دعواکنید با کلماتی از قبیل : مگه تو
خودت خواهر نداری ؟...یا همچین چیزایی.ولی دو تا سه دقیقه بعد خودتون یه جوک فجیح وافتضاح تعریف
کنید وبعدش بشینید و قیافه ی بنده خدا رو تماشا کنید.
-------------------------------------------
آرایش شدید بکنید و از این شلوارای خیلی بر مودا واز این پیراهن های استین کوتاه بپوشید وبرید جلوی
بنده خدا راه برید وقتی به شما نزدیک شد و به دوسه متری شما رسید سرش داد بزنیدو بشینید زجر کشیدن شو تماشا کنید.
------------------------------------------
عکس های دونفره ای رو که با پسر نوه ی عمه یاخاله ی پدر بزرگ پسر خاله تون یا امثالهم گرفتید بهش
نشون بدیدولی بهش اجازه ندید حتی یه عکس باهاتون بگیره.
----------------------------------------
همین که تو ماشین بغل دستش نشستید شروع کنید به عطسه کردن و از بوی ادکلن چند هزار
تومانیش که با زجرکش کردن پدر و مادرش خریده ایراد بگیریدو بهش بگین به این بو حساسیت دارید.
-----------------------------------------
وقتی داره باهاتون حرف می زنه همین که به جای حساس حرفاش رسید بی مقدمه موبایلشو بردارید
وبه یکی از دوستا تون زنگ بزنید و چهار سا عت وچهل و هشت دقیقه با دوستتون حرف بزنید واون
بدبختو تو کف حرف زدن وتو فکر قبض موبایل بزارید.
------------------------------------------

میخواستم چندتا سوال بپرسم:

۱-چرا دماغ همه ی پسر ها بزرگه؟

۲- چرا تو کل جهان یه پسر نوجوون خوشکل پیدا نمیشه؟

۳-چرا اعتماد به نفس پسرها خیلی بالاست؟

۴- چرا حرف پسر ها همش باد هوا و ادعاست؟

۵-چرا پسرا خیلی هیزن؟

۶- چرا اگه یه دختر نگاشون کرد میگن حتما عاشقمه؟

۷- چرا پسرها چششون دنبال دختر همسایه است؟

۸- چرا پسر ها عقلشون دیرتر از دخترا رشد میکنه؟

۹- چرا پسر ها دیر تر از دخترها به بلوغ می رسن؟

۱۰ چرا پسر ها چندش آورن؟

۱۱- چرا پسرا حسودن(مخصوصا نسبت به خواهرشون)؟

۱۲- چرا پسر ها خنگن؟

۱۳- چرا یه چیز رو باید ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ بار بگی تا تو مخشون فرو بره؟

۱۴- چرا پسرا هر دختری رو که میبینن میخوان بهش شماره بدن؟

۱۵- چرا پسر ها از نوجوانی صفات ثانوی پیدا میکنن؟(چون خدا بهشون اعتماد نداشته)

۱6-چرا پسرا راجع به قدشون خالی می بندن؟

17-چرا پسرا زیر ابروشون رو بر میدارن؟

اگه شما جواب پیدا کردین به من هم خبر بدید خب

!!!