واقعیت این است که تو دوست داشتن هایت را در گوش کس دیگری زمزمه میکنی و من میشنوم...
چقدر این روزها احساس غربت میکنم... شانه هایی برای تکیه دادن و گ یستن ندارم....کم کم احساس خستگی میکنم.اینجا کجاست؟؟؟؟؟♥
قرار نیست که من همیشه خوش باشم/دیروز من خوش بودم از اینکه در کنارت بودم و امروز دیگری خوش است برای با تو بودن و فردا دیگری ......
از تلاش دست نکش عزیزم تو میتوانی
****
اسمشو از مبایلت پاک میکنی،مسیجاشو پاک میکنی - به همه دوستات میگی حق ندارن اسمشو جلوت بیارن،به خودت تلقین میکنی که فراموشش کردی..اما
با جای خالیش توی قلبت چیکار میکنی؟
با این همه تشابه اسمی چیکار میکنی؟
با آهنگ هایی که باهاش گوش میدادی چیکار میکنی؟
وقتی غذایی رو که دوست داره رو میخوری چی؟
وقتی تکیه کلامشو میشنوی چیکار میکنی؟
میتونی همه چیز رو نادیده بگیری؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اما حالا که رفته ای
ساعت ها به این می اندیشم
که چرا زنده ام هنوز؟
مگه نگفته بودم بی تو میمیرم؟
خدایادش رفته است مرا بکشد؟
یا تو قرار است برگردی؟
چرا انقدر زندگی رو سخت میگیری؟
دلتنگ کسی شدی؟..................................زنگ بزن
میخوای کسی رو ببینی ؟............................دعوت کن
میخوای بقیه درکت کنن؟..............................توضیح بده
سوال داری؟..............................................بپرس
چیزی میخوای؟...........................................برو دنبالش
از چیزی خوشت ؟.......................................میاد حفظش کن
از چیزی خوشت نمیاد؟................................ترکش کن
عاشق کسی هستی؟.................................بهش بگو
ما فقط یکبار زندگی میکنیم.....................
اي كاش ميدونستم بعد از مرگم
اولين اشك از چشم چه
كسي جاري ميشود واخرين سياه بوشي كه مرا به
فراموشي مي سبارد چه كسي خواهد بود
| |
چه روزهایی هست...چه روزهایی نیست...
شب که میشه میرم تا بخوابم ...وقتی چشمامو میبندم کل حرف هایی که امروز تو دلم بهت زدمو یاد میارم دوباره شروع به گریه میکنم و عاجزانه میخوام که حرفامو نشنیده بگیری...
زندگی همیشه یه سری بدی داره....وقتی خوبی هم میکنه بدی هاش میاد جلوی چشم آدم و خوبی هاشم تلخ میشه....
خدایا چجوری میتونم به زندگی که دوست دارم برگردم....به همه یاد دادی که زمان حلال مشکلاته...پس چرا به ما که رسید زمان دست به هیچ کاری نمیزنه...؟؟
خدایا نمیخوام که برگرده...اینبار میخوام که بره فقط بره...کمکم کن خدا...دیگه اون آرزو هارو ندارم همشو میندازم دور...همشو فراموش میکنم فقط خدایا کمک کن فراموش کنم...نذار بیشتر عذاب بکشم....
خیلی بده...
سنگ صبور باشی و همه بیان باهات درد و دل
کنن،
توأم سعی کنی آرومشون کنی و آخرم بخندونیشون...
اما وقتی خودت
دلت گرفت...
کسی نباشه که با حرفاش حداقل یکمی آرومت کنه
...
یا محکم بغلت کنه...
خدایا...
یک مرگ بدهکارم و هزار آرزو طلبکار!
خسته ام ...
یا طلبم را بده یا طلبت را بگیر
هیچ کس را در زندگیتان ملامت نکنید...آدمهای خوب برایتان شادی می آورند و آدمهای بد تجربه
بدترین ها درس عبرت میشوند و بهترین ها خاطره.
گاهی دوست دارم کسی از پشت چشمانم را بگیرد و بگوید اگر گفتی من کی ام؟
آن گاه دستانش را لمس کنم و بگویم تو همانی هستی که حتی یک لحظه فراموشت نکردم
تو همانی هستی که شب روز برای گرفتن دستانت دعا کردم
تو زندگی منی هرگز دستانت را برندار
این روزها آغوش هارا هم تحریم کردن
اما من معنای تحریم را نمیفهمم
میخواهم تورا محکم در آغوش بگیرم
کفش های بندی ات را دوست دارم
سرعت لحظه های آخر رفتنت را آهسته تر میکنند
برای قدیمی ها باید خندید و برای جدید هاگریه کرد این رسم امروز است که اینگونه باشی.
مانده ام با دوستت دارمی که قبل از رفتنت گفتی چه کنم...؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
آدمها عادت میکنند......
عزیزم ...آدمها عادت میکنند
به بودنها , خندیدن ها , خوش گذراندن کنار فردی خاص
کافیست تعدادی ساعت برایشان خاطره ی خوب بسازی
عادت میکنند به تکرار این خاطرات کنارت
عادت میکنند به بودنت
گاه میگویند دوستت دارم
...تو جدی نگیر
آنها فقط عادت کرده اند
جمله ای میگویند برای ماندنت
برای تکرار کردن آن خاطرات شیرین برایشان
عادت کرده اند..
همانطور که اگر بروی
تنهایشان بگذاری
بعد از مدتی عادت میکنند
به تنهایی , به خندیدن بی تو
به ادامه دادن زندگی بدون حضورت
آدمها عادت میکنند...
من درد میکشم...!
تو اما...
چشم هایت را ببند!
سخت است بدانم می بینی و بی خیالی...!
درجاده ی زندگی، بعضی افراد رهگذرهایی هستند که خاطرات خوشی را در اعماق قلب و خاطر ما برجای می گذارند،

بعضی اشخاص عابرانی هستند که خاطرات تلخ درعین حال تجربه های ریشه ای و با ارزشی را برای همیشه بر وجودمان حکاکی کردند...
بعضی ها در مسیر زندگی ما پابرجا می مانند؛ سرشار از برکت، گرما، شور، نعمت، نور. وخدا می داند چه اندازه سخت است قدردان واقعی این افراد بودن!
بعضی ها می مانند؛ اما کم رنگ، بی صدا، پنهان، دور!
ما در مسیر زندگی هم قرار میگیریم؛ برای یک تغییر، برای بیداری، بینایی و بهتر و نزدیکتر شدن به جایگاه واقعیمان در زندگی!
این ملاقات ها چه شیرین چه تلخ، زیباست!
کــــــــــاش می دانستی
این دختریی که معصومانه روبه رویت زانو زده التماست می کند
که بمانی
اشک می ریزد
هرزه نیست!!!!!!
عاشقی ست که با رفتن تو احساسش می خشکد

دوست داشتن
اگر کسی را دوست دارید به او بگویید...
زیرا اکثر دل ها بخاطر حرفهای نگفته میشکنند
غيرت دارم روي خاطراتمان،
براي كسي تعريفشان نميكنم...
تو فقط مرد باش انكارشان نكن!!!




















من عاشقم یعنی عاشق شدم ولی کسی نیست که.......