|http://www.atrebaroon.blogfa.com|عکس های عاشقانه|http://www.atrebaroon.blogfa.com|


یادمان باشد وقتی کسی را به خودمان وابسته کردیم

در برابرش مسئولیم

در برابراشک هایشــــ

شکستن غرورشـــــ

لحظه های شکستنش در تنهاییـــــ

و

لحظه های بی قراریشــــــ


براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

 هرزگی مختص تن فروشی نیست
ربطی به جنسیت هم ندارد
همین که از اعتماد کسی سو استفاده کنی..هرزه ایهمین که به دروغ بگی دوستت دارم..هرزه ای
همین که خیانت کنی..هرزه ای
همین که رفاقتت به خاطر پول باشه..هرزه ای
همین که عشق و نفس کس دیگه رو بدزدی بزرگترین خیانت رو به همجنس خودت کردی.....  
هرزه ایاگه میخوای تن فروشی بکنی .صاحب اختیار بدنتی..اما هرزه گی نکن
چون باید از احساس و آبروی دیگران مایه بذاری
اگر خیانت کردی و رفتی آنقدر انسان باش که بگی خیانت کردم نگو تو بد بودی و هرزه بودی...!

دنیا را بد ساخته اند کسی را که دوست داری تو را دوست نمی دارد

 کسی که تو را دوست دارد دوستش نمی داری

 اما کسی که دوستش داری و او هم تو را دوست دارد به رسم وآیین هرگز به هم نمی رسید

 و این رنج ست

خودمووووووووووووووووووووو

خدا جونم...
در پی دلیـلی اســت که ببخشـد ما را

04-Think[WwW.KamYab.IR]

خالق من “بهشتی” دارد، نزدیک، زیبا و بزرگ؛

و “دوزخی” دارد، به گمانم کوچک و بعید؛

و در پی دلیلیست که ببخشد ما را …

بانــــو...

بغض ها را گاهی باید قورت داد،

عاشقانه ها را از پنجره تــف کرد

و در ها را به روی همه بست...

بــــاور کن

گاهی "هیچکس" ارزش دچـــــار شدن را ندارد.



میــבوלּــے בِلتـَنــــگے چیـــﮧ ؟  

 

בِلتَنـــــگے یَعنـــے بشـینــے با یاבِشــ بـﮧ ـפֿـاطــراتـِتـــ فِکــر کُنـــے ..

 

اونوَقتــﮧ کـﮧ یـﮧ لَبـפֿنـــב میـــاב رو لَبـِتـ  وَ لــے ..

 

وَلــے چَنــב لَـפــــظﮧ بَعـــב شُـــروع اَشــکـهای لَعنَتـــے !





لبـ


یک شبی مجنون نمازش را شکست            بــی وضــــو در کوچـــه لیلا نشســـت
عشق آن شب مست مستش کرده بود            فــــارغ از جـــام الــستــش کــــرده بــــود
ســجـده ای زد بـــر لــــب درگــاه او            پــــُر ز لـــیلــا شـــــد دل پـــــر آه او
گـــفت یا رب از چه خوارم کرده ای            بــــر صلیب عـــشق دارم کرده ای
جـــــام لیلا را به دسـتـم داده ای            وندر این بازی شــکستم داده ای
نشتر عشقش به جانم می زنی            دردم از لیـلاســـــت آنم می زنی
خسته ام زین عشق، دل خونم نکن            من کـــه مجنونم تو مــــجنونم نــکن
مــــرد ایــــن بـــازیــچـه دیگر نیستم            این تو و لـــیلای تو... مــــن نیستم
گــــفت ای دیــوانه لــیلایــــــت منم            در رگ پنهان و پـــیــدایـــت منـــــم
ســــالها بــــا جــــور لیلا ســـاختی            من کنارت بـــــودم و نـــشناخـــتی
عــشق لــــیلا در دلـــت انـــداختم            صد قمــــار عشق یکجا بـــاخـــتم
کـــــردمـــت آواره صــــحرا نـــــشد            گفتم عاقل می شوی اما نــشد
سوختم در حسرت یک یـا ربــت            غیر لیلا بــــــر نــــیــامد از لــبت
روز و شب او را صـــدا کردی ولی            دیدم امشب با مـنی گفتم بلی
مطمئن بودم به من سر می زنی            در حــــــریم خانه ام در می زنی
حــــال این لیلا که خوارت کرده بود            درس عشقش بی قرارت کرده بود
مرد راهش بـــاش تا شاهت کنم            صد چو لیلا کشته در راهت کنم

خدایا کفر نمی‌گویم،
پریشانم،
چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!
مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی.
خداوندا!
اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی
غرورت را برای ‌تکه نانی
‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌
و شب آهسته و خسته
تهی‌ دست و زبان بسته
به سوی ‌خانه باز آیی

زمین و آسمان را کفر می‌گویی

نمی‌گویی؟!
خداوندا!
اگر در روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی
لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرف‌تر
عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌
و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر می‌گویی
نمی‌گویی؟!
خداوندا!
اگر روزی‌ بشر گردی‌
ز حال بندگانت با خبر گردی‌
پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.
خداوندا تو مسئولی.
خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…
"دکتر شریعتی

 

خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ


یادم باشد حرفی نزنم که

به کسی بربخورد...

نگاهی نکنم

که دل کسی بلرزد...

راهی نروم 

که بیراه باشد...

خطی ننویسم

که آزار دهد کسی را...

یادم باشد که

روز و روزگار خوش است...

همه چیز رو به راه است و خوب!

تنها...تنها...دل ما دل نیست...


 

گاهی دلم می خواهد خودم را بغل کنم!

ببرم بخوابانمش!

لحاف را بکشم رویش!

دست ببرم لای موهایش و نوازشش کنم!

حتی برایش لالایی بخوانم،

وسط گریه هایش بگویم:

غصه نخور خودم جان!

درست می شود!درست می شود!

اگر هم نشد به جهنم...

تمام می شود...

بالاخره تمام می شود...!!!

 

وقتی حرفی داری برای زدن.ولی هیچ کس نمی فهمدش چقدرسخت است........مثل گالیله که مجبورشدحرف خودراانکارکند.

یک وقتهایی تودرشادی ات تنهایی.میخواهی خوشحالی ات رافریادبزنی یاباکسی شریک بشوی اماهیچ کس آنجانیست یابدترازآن آدمهایی درآن لحظه کنارتوهستنداماحوصله ی شادی توراندارند.

احتمالابایدمثل گالیله همرنگ جماعت شوی*جدی وعبوس امادستت رابگذاری روی قلبت وآرام نجواکنی میدانم که حال توخوب است.

شده تابه حال بدجورکلافه باشی؟مثلاتوی یک جشن تولدآنقدردلت گرفته باشد که بخواهی بزنی زیرگریه؟بغضت رابه سختی قورت بدهی.آنوقت انگشت هایت رابه  بهانه درست کردن موهایت آرام ببری سمت سرت ویواشکی بگویی...من میفهمم که حالت خوب نیست اماطاقت بیاور.

گالیله که باشی بدجورتنهایی.بعضی گریه هاوخنده هاکه گاه وبی گاه واغلب بدموقع سرمیرسندتوی گلوهایمان گیرمیکنند.چون نبایدتک روی کنیم توی غمگین یاشادبودنمان.اصلادردگالیله بودن ازآنجاشروع میشودکه کسی حرفهایت رانمیفهمد......!

عکس های غمگین از لحظات تنهایی


 بیشتر انسانها، زمانی نا امید میشوند که چیزی به موفقیت آنها باقی نمانده ...


جملات زیبا گیله مرد

چقد سخته وقتی ازت میپرسه “ناراحت شدی ؟”
اشک از چشات بریزه و بگی اشکال نداره …


ﮔﺎﻫﯽ ﻣﻌﺸﻮﻕ ﺑﺮ ﺧﻼﻑ ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﻋﻤﻞ ﻣﯽﮐﻨﺪ
ﻫﺮﭼﻪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﺰﺩکتر میشوی ، ﺩﻭﺭﺗﺮ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ می ﺭﺳﺪ
ﻫﺮﭼﻪ ﻓﺎﺻﻠﻪ اش ﺑﯿﺸﺘﺮ می ﺷﻮﺩ ، ﺑﺰﺭﮒ تر ﺑﻪ ﻧﻈﺮ می ﺭﺳﺪ
ﭼﺸﻢ ﻣﯽﺑﻨﺪﯼ ، می ﺑﯿﻨﯿَﺶ
ﭼﺸﻢ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ، ﻧﯿﺴﺖ
ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺩﯾﺪﯼ ﭼﻨﯿﻦ ﺍﺳﺖ ، ﺻﻤﯿﻤﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺗﺴﻠﯿﺖ ﺑﮕﻮ !