از یه جایی به بعد ...

به همه چيز و همه کس بي اعتنا مي شي ،

ديگه نه از کسي مي رنجي ،

نه به عشق کسي دل مي بندي

از يه جايي به بعد...
...
مرض چک کردن موبايلت خوب مي شه ،

حتي يه وقتايي يادت ميره گوشي داري ،

ديگه دلشوره نداري که موبايلتو جا بذاري

يا اس ام اسي بي جواب بمونه

از يه جايي به بعد...

ديگه دوست نداري هيچکس رو به خلوت خودت راه بــِـدي

حتي اگه تنهايي کلافه ات کرده باشه،

از يه جايي به بعد...

باور مي کني کسي براي تنها نموندنِ تو نمياد ،

اگه کسي مياد براي تنها نبودنِ خودشه

از يه جايي به بعد...

وقتي کسي بهت مي گه دوستت داره ،

لبخند مي زني و ازش فاصله مي گيري .

از يه جايي به بعد... ديگه گريه نمي کني،

فقط يه بغض هميشگي هست که بهش عادت مي کني.

از يه جايي به بعد...

هر روز دلت براي يه آغوش امن تنگ مي شه ،

اما ديگه به هيچ آغوشي فکر نمي کني.

از يه جايي به بعد... ديگه حرفي براي گفتن نداري،

ساکت بودن رو به خيلي حرفها ترجيح ميدي ،

ميري تو لاک خودت

از يه جايي به بعد...

از اينکه دوستت داشته باشن مي ترسي

جاي دوست داشته شدن ها،

توي تن و قلب و فکرت مي سوزه.

از يه جايي به بعد...

فقط يک حس داري، حس بي تفاوتي

نه از دوست داشته شدن خوشحال مي شي ...

نه دوست داشته نشدن ناراحتت مي کنه.

از يه جايي به بعد...

توي هيجان انگيزترين لحظه ها هم فقط نگاه مي کني

و سکـوتـــــــــــــ

Every night in my dreams, I see you, I feel you 
هر شب در رویاهایم تو را می بینم و احساست می کنم
That is how I know you go on
آن طور است که مي دانم تو چنين می مانی
Far across the distance and spaces between us
فراتر از فاصله و فضاهای بين ما
You have come to show you go on
آماده ای که به من نشان دهی که چنين می مانی
Near, far, wherever you are
نزدیک، دور، هر جایی که هستی
I believe that the heart does go on
باور می کنم قلب همینطور خواهد ماند
Once more you open the door
یک بار دیگر در را باز می کنی
And you're here in my heart
و در قلبم جای مي گيری
And my heart will go on and on
و قلبم همينطور خواهد ماند
Love can touch us one time and last for a lifetime
عشق مي تواند يکبار رخ دهد و برای يک عمر باقی بماند
And never let go till we're gone
و تا زمانی که نمردیم نمی گذاریم بمیرد
Love was when I loved you
عشق زمانی بود که من تو را دوست داشتم
One true time I hold too
يک زمان واقعی، من تو را داشتم
In my life we'll always go on
در زندگي من، ما هميشه چنين خواهيم ماند
Near, far, wherever you are
نزدیک، دور، هرجایی که هستی
I believe that the heart does go on
من باور دارم که قلب هایمان خواهد تپید
Once more you open the door
یک بار دیگر در را باز می کنی
And you're here in my heart
و در قلبم جای مي گيری
And my heart will go on and on
من باور دارم که قلب هایمان خواهد تپید
You're here, There's nothing I fear
تو اینجا هستی، و من هیچ ترسی ندارم
And I know that my heart will go on
و مي دانم که قلبم چنين باقی خواهد ماند
We'll stay forever this way
ما هميشه چنين می مانيم
You are safe in my heart
تو در قلب من در پناه خواهی بود

And my heart will go on and on..                                      .و قلب من برای تو خواهد تپید و خواهد تپید..

 
مَردی قصد سفر کرد، دختر مجردی هم داشت
با خودش گفت دخترم رو میبَرم نزد امین شهر و میرم مسافرت و برمیگردم.
دخترشو برد پیش شیخ و ماجرا را براش توضیح داد و شیخ هم قبول کرد و رفت.
شب شد و دختر دید شیخ بستر دختر رو بغل بستر خودش آماده کرد و خواست که
بخوابه،دختر با زحمت تونست از دست شیخ فرار کنه،هوا خیلی سرد بود،
... دختر بعد از فرار هیچ لباس گرمی بر تن نداشت. توی راه دید که یه جمع دور آتیش
جمع شدن و دارند مشروب میخورن و مست کردند، با خودش گفت اون شیخ بود
می خواست باهام اون کارو کنه ؛ اینا که مست هستند جای خود دارن
یکی از مست ها دختر و دید و به دوستاش گفت که سرتون به کار خودتون باشه.
توی این صحبت ها دختر از شدت خستگی و سرما از حال میره و می افته
یکی از مست ها میره دختر و بغل میکنه و میاره بغل آتیش تا گرم شه،
یه کم بعد که دختر به هوش میاد میبینه که سالمُ و گرمه و اونا دارن کار خودشونو میکنن،
اونجا بود که میگه یه پیک هم واسه من بریز و میخوره و این شعر رو میگه :

از قضا روزی اگر حاکم این شهر شدم
خون صد شیخ به یک مست فدا خواهم کرد
ترک تسبیح و دعا خواهم کرد
وسط کعبه دو میخانه بنا خواهم کرد
تا نگویند که مستان ز خدا بی خبرند...!!!

تاريك است 

نگاهش را ميگويم آن قدر تاريك كه

در خيال هاي روزانه ام گم شدم .

نميدانم به جرم خاموش كردن كدام چراغ

در ميان اين تاريكي اسير شده ام .

سخت است 

گم شدن در نگاهي كه تا ديروز اميد امروزت بود .

و من مي انديشم تنهايي امروزم را به كه مديونم

تو يا خدا  ؟
تاريك است

نگاهش را ميگويم آن قدر تاريك كه

در خيال هاي روزانه ام گم شدم .
...
نميدانم به جرم خاموش كردن كدام چراغ

در ميان اين تاريكي اسير شده ام .

سخت است

گم شدن در نگاهي كه تا ديروز اميد امروزت بود .

و من مي انديشم تنهايي امروزم را به كه مديونم

تو يا خدا ؟

بعضیــــــــــ وقتا باید یقه احساستو بگیری..

بزنیــــــــــ تو گوشش..

با تمام قدرت سرش داد بزنیـــــــــــــ ..

بگی خــــــــــــفه شو..

دیگه بسه تا الان هر چی کشیدم به خاطر تــــــــــــــــــو بوده..

بیا دیگر قایم موشک بازی نکنیم .

وقتی تو قایم میشوی 

من هیچ وقت گمت نمیکنم .

همیشه میدانم کجا میتوانم پیدایت کنم .

اما کمی میگردم تا شور بازی ازبین نرود .

اما چرا تو هیچ وقت پیدایم نمیکنی ...؟!

مدت ها منتظرت مینشستم تا بیایی و پیدایم کنی

 و بازی زود

تمام نشود ، اما تو نمی آمدی .

فکرمیکردم پیداکردنم برایت سخت است ، 

تکان میخوردم ،

 صدا درمی آوردم 

اما تو پیدایم نمیکردی .

ببینم اصلا هیچوقت دنبالم میگشتی ؟

شاید قایم موشک را دوست نداری ؟

بیا بازی دیگری بکنیم .

اول خاله بازی

 بعد بالا بلندی و توپ بازی 

و ... و حالا قایم موشک ...!
بیا دیگر قایم موشک بازی نکنیم .

وقتی تو قایم میشوی

من هیچ وقت گمت نمیکنم .
...
همیشه میدانم کجا میتوانم پیدایت کنم .

اما کمی میگردم تا شور بازی ازبین نرود .

اما چرا تو هیچ وقت پیدایم نمیکنی ...؟!

مدت ها منتظرت مینشستم تا بیایی و پیدایم کنی

و بازی زود

تمام نشود ، اما تو نمی آمدی .

فکرمیکردم پیداکردنم برایت سخت است ،

تکان میخوردم ،

صدا درمی آوردم

اما تو پیدایم نمیکردی .

ببینم اصلا هیچوقت دنبالم میگشتی ؟

شاید قایم موشک را دوست نداری ؟

بیا بازی دیگری بکنیم .

اول خاله بازی

بعد بالا بلندی و توپ بازی

و ... و حالا قایم موشک ...!

اگر "من اشتباهتم" همیشه"اشتباه کن"...

 
بیادت می آورم
تا همیشه بدانی که
زیباترین منش آدمی محبت اوست،
پس محبت کن چه به دوست چه به دشمن
.
... .
.
که دوست را بزرگ کند و دشمن را دوست .
” کوروش بزرگ“

مثل کبريت کشيدن در باد زندگي دشوار است
من خلاف جهت آب شنا کردن را،مثل يک معجزه باور دارم.
آخرين دانه کبريتم را ميکشم در اين باد...من که رفتم از یاد هرچه باداباد!!!!!!!!!
سهراب سپهري

مساحت خلوتم را پر کن
فرقی نمی کند عمودی یا افقی
همین که ضلعی از چهاردیواریم باشی
کافیست...!

آرزوی من مـــاندن اوست....

امـــا...........

اما خدایــا اگه آرزوی او رفتـن من است ؛

آرزوی او را بـــرآورده کـــن !!

مــــــن دیگر آرزویی ندارم...........

*عشق مرد از نگاه دکتر شریعتی*

مرد ها در چار چوب عشق٬ به وسعت غیر قابل انکاری نا مردند! برای اثبات کمال نا مردی آنان٬ تنها همین بس که در مقابل قلب ساده و فریب خورده ی یک زن ٬ احساس می کنند مردند. تا وقتی که قلب زن عاشق نشده ٬ پست تر از یک ولگرد٬ عاجز تر از یک فقیر و گدا تر از همه ی گدایان سامره. پوزه بر خاک و دست تمنا به پیشش گدایی میکنند
اما وقتی که خیالشان از بابت قلب زن راحت شد ٬ به یک باره یادشان می افتد که خدا مردشان آفرید!!

و آنگاه کمال مردانگی را در نهایت نا مردی جست و جو میکنند...

دکتر علی شریعتی

گوشه دو تا چشماتون رو بکشید و چیزی که میبینید رو تو کامنت بنویسید

http://tekiegah2.blogfa.com

اگر نمیتوانی به کسی امید بدهی ٬ نا امیدش نکن
اگر شنونده خوبی هستی ٬ راز دار خوبی هم باش
اگر نمیتوانی
.
.
.
زخمی را مرحم بکشی ٬ نمک هم نباش
اگر خواستی کسی را سیر کنی ماهی بهش نده ٬ ماهیگیری یادش بده


من باور دارم …

که دو نفر ممکن است دقیقاً به یک چیز نگاه کنند و دو چیز کاملاً متفاوت را ببینند.

من باور دارم …
که صرفنظر از اين که چقدر دلمان شکسته باشد دنيا به خاطر غم و غصه ما از حرکت باز نخواهد ايستاد.
که زندگى ما ممکن است ظرف تنها چند ساعت توسط کسانى که حتى آن‌ها را نمى‌شناسیم تغییر یابد.

من باور دارم …
که گواهى‌نامه‌ها و تقدیرنامه‌هایى که بر روى دیوار نصب شده‌اند براى ما احترام و منزلت به ارمغان نخواهند آورد.

من باور دارم …
که کسانى که بیشتر از همه دوستشان دارم خیلى زود از دستم گرفته خواهند شد.

من باور دارم …
« شادترین مردم لزوماً کسى که بهترین چیزها را دارد نیست
بلکه کسى است که از چیزهایى که دارد بهترین استفاده را مى‌کند. »

نلسون ماندلا

هیچ وقت.....

هیچ وقت این دو جمله رو نگو:
١)ازت متنفرم ٢)دیگه نمیخوام ببینمت.

هیچ وقت با این دو نفر همصحبت نشو:
١)از خود متشکر ٢)وراج

هیچ وقت دل این دو نفر رو نشکن:
١)پدر ٢)مادر

هیچ وقت این دو تا کلمه رو نگو:
١)نمیتونم ٢)بد شانسم

هیچ وقت این دو تا کارو نکن:
١)دروغ ٢)غیبت

…هیچ وقت این دو تا جمله رو باور نکن :
١)آرامش در اعتیاد ٢)امنیت دور از خانه

همیشه این دو تا جمله رو به خاطر بسپار:
١)آرامش با یاد خدا ٢)دعای پدر و مادر

همیشه دوتا چیز و به یاد بیار:
١)دوستای گذشته رو ٢)خاطرات خوبت رو

همیشه به این دو نفر گوش کن:
١)فرد با تجربه ٢)معلم خوب

همیشه به دو تا چیز دل ببند:
١)صداقت ٢)صمیمیت

تکیه گاه2


همیشه رفیق پا برهنه ها باش ، چون هیچ ریگی به کفش شان نیست.

امدنت را یادم نیست بیصدا امدی بی انکه من بدانم!بی اجازه ماندی بی انکه من بخواهم..اما اکنون با ذره ذره وجودم بودنت را تمنا میکنم..مهمان ناخوانده قلبم بمان که ماندنت را سخت دوست دارم.

فلسفی کمی غمگین........

رشته ای از سنگ پرسید : چرا مانند خاک از خدا نمی خواهی که از تو انسان بسازد ؟ سنگ تبسمی کرد و گفت : هنوز آنقدر سخت نشده ام که مستحق چنین خواسته ای باشم!!!


هنگامی که دری از خوشبختی به روی ما بسته میشود، در دیگری باز می شود ولی ما اغلب چنان به در بسته چشم می دوزیم که درهای باز را نمی بینیم!



این جمله همیشه یادت باشه : زندگی گل سرخئ است که گلبرگهایش خیالی وخارهایش واقعی است!!!



مردم اشتباهات زندگی خود را روی هم می ریزند و از آنها غولی به وجود می آورند که نامش تقدیر است. (جان اولیور رهاینر)



تصور کن اگر قرار بود هر کس به اندازه ی دانش خود حرف بزند چه سکوتی بر دنیا حاکم می شد ... (ناپلئون)



مثل درخت باشید که در تهاجم پاییز هرچه بدهد،روح زندگی را برای خویش نگه می دارد. (دکتر سنگری)



اشتیاق به دانش مانند عطش ثروت با دستیابی به آن دائما افزایش می یابد. (لارنس استرن)



انسان نقطه ای است بین دو بی نهایت . بی نهایت لجن و بی نهایت فرشته...



خداوند به هر پرنده‌ای دانه‌ای می‌دهد، ولی آن را داخل لانه‌اش نمی‌اندازد!



درباره درخت، بر اساس میوه‌اش قضاوت کنید، نه بر اساس برگهایش...



کسی که در آفتاب زحمت کشیده، حق دارد در سایه استراحت کند.



مشکلات خود را با مداد بنویس و پاک کن را در اختیار خدا بگذار...



بهتر است دوباره سئوال کنی، تا اینکه یکبار راه را اشتباه بروی.




انسانی که در نبرد زندگی می خندد قابل ستایش است...



برای اداره کردن خودت از عقلت استفاده کن...
و برای اداره کردن دیگران از قلبت...

صبح امروز کسی گفت به من:

تو چقدر تنهایی!گفتمش در پاسخ:

تو چقدر نادانی!تن من گر تنهاست دل من با دلهاست.

دوستانی دارم٫همه از جنس بلور که دعایم گویند و دعاشان گویم.

یادشان در دل من٫قلبشان منزل من!