246...

وقتی بعد از یه مدت طولانی میای توی وبت انگار در یه صندوقچه ی قدیمی رو باز کردی...تموم خاطراتت زنده میشه...

چقدر دلم می خواد به همدم تنهایی هام بگم ببخشید عزیزم...ببخشید که ترکت می کنم.... حق تو این تنهایی نیست...

چقدر دلم می خواد بهش بگم بیشتر میام پیشت...مثل قدیما ...هر دقیقه....

میامو بهت سر می زنم...

دیگه تنهات نمیذارم...

چقدر دلم واسه خلوت خودمون دوتایی تنگ شده....

از گذر زمان متنفرم ...آدمو از لذت بخش ترین چیزاش دور می کنه...

نمی دونم می تونم قول بدم یا نه ولی بیشتر میام ....

245...

244...

خب از بلاگفای عزیز بابت حذف اون یکی وبلاگم ممنونم... :|

از اول شروع می کنیم ... بعد مدت ها...

243...

گاه جلوی آینه می ایستم...

خودم را در آن میبنیم...

دست روی شانه هایش میگذارم

و میگویم:چه تحملی دارد "دلت"....

242...

امتحانای لعنتی

 

240...

خاتون نوشت...

+رنگ این روزها خاکستریه

+یه سیگار...

239...

کدوم شاعر کدوم عاشق کدوم مرد
تو رو دید و به یاد من نیفتاد
به یاد هق هق بی وقفه من
توی آغوش معصومانه باد 

تو اسمت معنی ایثار آبه
برای خاک داغ خستگی ها
تو معنای پناه آخرینی
واسه این زخمی دلبستگی ها

نجیب و با شکوه و حیرت آور
تو خاتون تمام قصه هایی
تو بانوی ترانه هامی اما
مثل شکستن من بی صدایی

تو باور می کنی اندوه ماهو
تو می فهمی سکوت بیشه ها رو
هجوم تند رگبار تگرگ‍‍ی 
که می شناسی غرور شیشه ها رو

تو معصومی مثل تنهایی من
شریک غصه های شبنم و نور
تو تنهایی مثل معصومی من
رفیق قله های پاک و مغرور

نجیب و باشکوه و حیرت آور
تو خاتون تمام قصه هایی
تو بانوی ترانه هامی اما
مثل شکستن من بی صدایی

ببین من آخرین برگ درختم
درخت زخمی از تیغ زمستون
منو راحت کن از تنهایی من
منو پاکیزه کن با غسل بارون

تو تنها حادثه تنها امیدی
برای قلب من این قلب مسموم
ردای روشن آمرزشی تو
برای این تن محکوم مهزوم

238...

پیدا بکن یک آدم آدم‌تری را            

و شانه‌های محکم و محکم‌تری را

 

آقای خوبی که دلش سنگی نباشد

معشوق‌های دوستت دارم‌تری را


من را رهاکن، هرچه ‌می‌خواهی تو داری

از دست خواهی داد چیز کمتری را


با گیسوانت باد بازی کرد و رقصید            

و زد رقـم آینده‌ی درهم‌تری را 


تو آخر این داستان باید بخندی            

پس امتحان کن عاشق بی‌غم‌تری را


من می‌روم آرام آرام از همه‌چیز            

هرروز می‌بینی من مبهم‌تری را

 

من را ببخش، از این خداحافظ٬ خداحا ...        

پیدا نکردم واژه‌ی مرهم‌تری را  

 

237...

بار الها یا نظر فرما...یا اگر فرموده ای تجدید نظر فرما...

236...

بـــــــر نگـــــرد ...

آبــــــــ از ســــــــر گذشتــــــــ