Australia

Welp...Can't help it 

ey mate!

Visa

گرفتمش 

:)

سفر سخت و طولانی بود. مرسی با من بودین :)

 

آپدیت بعدی : 

پرواز 

Have to Write Here

باید اینجا بنویسم 

که سال 1400 همانی شد و خواهد شد که همیشه می خواستم :)

 

امضا: منِ در یک قدمی هر آنچه همیشه آرزویش را دارد :) 

امروز را باید رقصید

امروز را باید بخاطر همه ی سختی ها 

همه ی شکست ها 

همه‌ی عقب ننشستن ها 

رقصید 

جشن گرفت 

و خندید و غصه ی هیچ چیزی را نخورد 

چرا که من نزدیکم خیلی خیلی خیلی نزدیک

من من عجب سفری داشتی، چ راه طولانی و سخت و خسته کننده ای 27 سال طول کشید و حالا تو برای اولین بار به چیزی که همیشه آرزویش را داشتی رسیدی :)

بخند امروز روز توست :) 

شاید این بار

دری که بسته شد 

دری که باز شد 

و امیدی که محکم به سینه ام خورد 

من دارم توی رویام غرق میشم 

چی شده؟

خدایان منو می بینن شاید؟

چی شده؟

نیویورک من چقدر عجیب و ناباورانه نزدیکی :) 

روز عجیب - روز خوب

امروز روز عجیبیه... 

من امروز یک قدم 

یک قدم کوچیک و ناقابل به رویام نزدیک شدم 

پذیرش گرفتم 

و منتظر جواب بورسیه م... 

خیلی سورئاله

خوبم 

ترسیدم 

نمیدونم خدا 

نمیدونم کجام 

اینو اینجا نوشتم تا بمونه و ثبت بشه 12 اکتبر 2020 من تونست موفق بشه 

I'm half way there

خیلی عجیب است 

این حسی که احساس کنی تلاش هایت دارد به جایی می رسد و بعد بترسی از نرسیدن و عقب رفتن و از دست دادن هر انچه تا کنون با چنگ و دندان به آن دست یافته ای. 

قرار است سرنوشت مرا کجا ببرد کجا نگهم دارد کجا روزهای پیش رویم را بسازد ؟ 

تا اینجا دوان دوان آمدم، نفس نفس زدم، اشک ریختم، شب ها بیدار ماندم و  حالا نزدیک است... خیلی نزدیک... و خیلی دور... 

شکست را نپذیرفتم، نشستم، زانو زدم، ایستادم، دویدم... در چند قدمیم است، رویای یک زندگی تازه، آینده ای جدید در دنیایی که به ظاهر به ناامیدی می تازد... 

ققط می دانم تا نیمه ی راه را آمده ام، قدم محکم کرده ام، بیدی نیستم که در دست طوفان هم حتی بلرزد. 

چه خواهد شد ؟ 

و آناثما باز می خواند...

As I drift away...

from away from you

 

I feel all alone

in a crowded room

 

Thinking to myself...

there is no escape from this...

 

"fear 

regret

lonliness

دفاع پایان نامه از رگ گردن نزدیکه. می دونم زودتر از اینا می خواستم دفاع کنم ولی خب استاد راهنمام خیلی طول داد مقالمو ویرایش کنه. هنوز لامصب بخش بحث پایان نامه مونده نوشتنش. کاش بتونم تا آخر دی دفاع کنم !

خدایان کمک کنن. 

دیگه خیلی نزدیکم. حس خوبیه این تموم شدنه. خیلی خوب 

می ترسم

میگن از هر چی بترسی سرت میاد

 

وااااای غم غربتتتت

 

آیییسی غم غربت 

 

 

می ترسم می ترسم

بی انصافیت طور

خدایی بی انصافین... 

 

همه ی آنهایی که از این جهنم رفتن و باز ناله می کنن.. بی انصافین. 

 

هفت روز گذشت... 

هنوز نت نیس

منم قاچاقی اومدم 

------------------

پ.ن: امتحانم خیلی خوب بود نتایج دو هفته دیگه میاد :/