نگرانی عجیب وندی شرمن برای روحانی

نگرانی عجیب وندی شرمن برای روحانی

وندی شرمن، معاون وزیر خارجه آمریکا و رئیس هیأت آمریکایی در مذاکرات 1+5، گفته است:

«شرکت‌هایی که از ایران دیدار می‌کنند به این امید می‌روند که توافق نهایی با ایران حاصل شود. آمریکا معتقد است که این شرکت‌ها هنوز به توافقی با ایران نرسیده‌اند.

ما نمی‌خواهیم این افراد (شرکت‌ها و تجار) به ایران بروند چراکه ما فکر می‌کنیم پیام نادرستی را القا می‌کند، اگر این افراد همچنان به ایران بروند، به دولت روحانی فشار زیادی وارد می‌کند. با افزایش سطح انتظارات مردم و در صورت محقق نشدن این قراردادها، واکنش  منفی ایجاد خواهد شد.»(رادیو فردا،16/11/92)

درباره مراسمات 9 ربیع

چند مطلب مفید برای روشنگری درباره مراسمات 9 ربیع:


1- نظر علما در رابطه با مراسم «عیدالزهرا»


آیت‌الله خامنه‌ای: هرگونه گفتار یا کردار و رفتارى که در زمان حاضر سوژه و بهانه به دست دشمن بدهد و یا موجب اختلاف و تفرقه بین مسلمین شود شرعاً حرام اکید است.

آیت‌الله نوری همدانی نیز می‌نویسد: چیزی به عنوان رفع قلم در روز به خصوصی نداریم و مسلمانان باید از تفرقه بپرهیزند و از هر چیزی که موجب وهن مذهب می باشد جداً اجتناب نمایند.

آیت‌الله مکارم شیرازی در پاسخ خود به این استفتا مرقوم کرده است: اولاً؛روایتی با عنوان رفع قلم در آن ایام مخصوص در منابع معتبر نداریم. و ثانیاً بر فرض چنین چیزی باشد که نیست مخالف کتاب و سنت است و چنین روایتی قابل پذیرفتن نیست و حرام و گناه در هیچ زمانی مجاز نیست هم چنین سخنان رکیک و کارهای زشت دیگر. و ثالثاً: تولّی و تبرّی راه‌های صحیحی دارد نه این راه‌های خلاف.

آیت‌الله بهجت(ره): عیدالزهراء روز بیان مشترکات میان شیعه و اهل تسنن و ترک لعن است.

(http://www.598.ir/fa/news/196069)


2-  استفتا از مقام معظم رهبری:

س: نظر شما راجع به برگزارى مراسمى به اسم عيدالزهراء (سلام الله عليها) چيست؟
ج) هر عملى که وسيله سوء استفاده دشمنان اسلام يا موجب تفرقه بين مسلمين شود، حرام و ممنوع است.

(منبع: استفتائات جدید رهبری * بخش مسائل فرهنگی-اجتماعی)


3- به  نام فاطمه زهرا(سلام الله عليها)، به كام دشمنان ايشان

رهبر معظم انقلاب می فرمایند:

«بعضی‌ها به نام شادکردن دل فاطمه‌زهرا، علیها‌السلام، این روزها و در این دوران ما کاری می‌کنند که انقلاب را که محصول مجاهدت فاطمه زهراست، در دنیا لنگ کنند! می‌فهمید چه می‌گویم؟ بهترین وسیله‌ای که دشمنان بزرگ انقلاب پیدا کردند برای این‌که نگذارند انقلاب به کشورهای اسلامی برود، می‌دانید چه بود؟

گفتند این انقلاب، اسلامی نیست! گفتند اینها دشمن شما-چند صد میلیون مسلمان- هستند! امام بزرگوارمان ایستاد و گفت این انقلاب، اسلامی است؛ شیعه و سنی در کنار همند؛ پهلوی همند. اگر امروز کسی کاری کند که آن دشمن انقلاب، آن مأمور سیای آمریکا، آن مأمور استخبارات کشورهای مزدور آمریکا، وسیله‌ای پیدا کند، دلیل پیدا کند. نواری پیدا کند، ببرد این‌جا و آن‌جا بگذارد، بگوید کشوری که شما می‌خواهید انقلابش را قبول کنید، این است، می‌دانید چه فاجعه‌ای اتفاق می‌افتد؟

بعضی‌ها دارند به نام فاطمه زهرا، علیها‌السلام، این کار را می‌کنند. در حالیکه فاطمه‌زهرا، علیها‌السلام، راضی نیست. این همه زحمت برای این انقلاب کشیده شد. آن مرد الهی، آن وارث واقعی فاطمه‌زهرا، علیها‌السلام، در زمان ما، آن همه زحمت کشید. این جوان‌های پاک ما این‌جور رفتند خون‌هایشان را ریختند تا انقلاب را بتوانند عالم‌گیر کنند. آن وقت یک نفری که معلوم نیست تحت تأثیر کدام محرکی واقع شده، به نام شادکردن دل فاطمه‌ زهرا، کاری بکند که دشمنان حضرت فاطمه‌زهرا را شاد کند.»(به نقل از کتاب «نهم ربیع، جهالتها خسارتها»)

 این دفاع از شیعه و ولایت نیست، باطنش دفاع از آمریکا و از صهیونیست‌هاست

«اينجور نباشد كه كسى از يك گوشه‏اى خيال كند دارد از شيعه دفاع می‌كند و تصور كند دفاع از شيعه به اين است كه بتواند آتش دشمنى ضد شيعه و غير شيعه را برانگيزد. اين دفاع از شيعه نيست؛ اين دفاع از ولايت نيست. اگر باطنش را بخواهيد، اين دفاع از آمريكاست؛ اين دفاع از صهيونيست‌هاست. » (عید غدیر خم-27/9/87)



4- گفتاری از آیت‌الله جاودان

شيعه‌ها را سر مي‌بريدند، ثوابش باشد برای آن سخنران و آنها که تشویقش کردند!/ در بند رضاي خدايي يا هواي نفست!؟


 5- خاطره آیت‌ الله مرعشی از مراسم عجيب شيعه‌كشون در برابر عمرکشون


6- این شیعیان، مزدور دشمنانند! (یاسر الحبیب کیست؟) + فیلم


7- روش های تفرقه افکنی بین شیعه و سنی از نگاه رهبر انقلاب

(http://tazehnews.com/news/14640)


حرام شرعی

روش های تفرقه افکنی بین شیعه و سنی از نگاه رهبر انقلاب

بایدها و نبایدهای توافق نهایی؛ با نگاهی به توافق ژنو

بایدها و نبایدهای توافق نهایی؛ با نگاهی به توافق ژنو


این مطلب در سایت خبر-تحلیلی خبرنو

به نظر نگارنده توافقنامه ژنو در مجموع در شرایط فعلی توافق بدی نیست، اما فقط برای 6 ماه و کوتاه مدت. به عبارت دیگر محدودیت‌های پذیرفته شده از طرف ایران در عدم گسترش فعالیت‌ها در نطنز و فردو و اراک اگر برای مدت کوتاه 6 ماه یا یک سال در طول مذاکرات یک سال آینده برای رسیدن به توافق نهایی باشد مساله‌ای نیست، اما برای بلندمدت یا همیشه مطمئناً به ضرر ایران است و با عزت ملی مردم ایران منافات دارد.

دولت و تیم مذاکره کننده اگر می‌بینند مردم، علماء و نخبگان نسبت به این توافقنامه واکنش منفی ندارند(با وجود انتقاداتی مانند آنچه در ادامه در بندهای «و» و «ز» آمده)، به این دلیل است که دولت در تبیین این توافقنامه می‌گوید ما غنی‌سازی خود را حفظ کرده‌ایم، مرکزی را تعطیل نکرده‌ایم، توقف پیشرفت در مراکز نطنز و فردو و اراک هم برای مدت 6 ماه و کوتاه مدت می‌باشد و در عین حال بعضی تحریمها هم برداشته شده است. اما اگر قرار باشد امکان گسترش فعالیتها در مراکز یادشده و یا غنی‌سازی بالاتر از 5 درصد در صورت نیاز، برای بلندمدت از ایران سلب شود، حتی اگر قرار باشد تحریمهای بیشتری لغو شود، قطعا برای مردم قابل پذیرش نخواهد بود.

لذا دولت و تیم مذاکره‌کننده در مذاکرات راه حل جامع و نهایی، در عین اینکه می‌توانند اقدامات اعتمادسازی را برای رفع نگرانی‌های ادعایی طرف مقابل بپذیرند(البته در محدوده‌ای که امنیت ملی کشور دچار خدشه نشود)، اما اگر نکات زیر مد نظر قرار نگیرد، نمی‌توان گفت موفقیتی حاصل شده است:

متن کامل در ادامه مطلب

ادامه نوشته

سوء برداشت منتقدان درباره دو مفهوم تخصصی در توافقنامه ژنو

سوء برداشت منتقدان درباره دو مفهوم تخصصی در توافقنامه ژنو


این مطلب در سایت خبری-تحلیلی خبرنو

در بعضی مطالب منتشر شده انتقادی پیرامون توافقنامه ژنو مواردی دیده می شود که نویسنده مطلب و سایت مربوطه بدون بررسی علمی و تخصصی مفاهیم و عبارات مطرح شده در این توافقنامه مانند «اکسید اورانیوم»، «بازفرآوری» و .... ، به انتقاد پرداخته‌اند.

 در این مطلب به دو سوال مهم پاسخ می دهیم:

1- آیا ذخیره اورانیوم 20 درصد ایران از بین می‌رود؟ علت حساسیت توافقنامه روی ذخیره اورانیوم غنی‌شده ایران چیست؟

2- چرا اینقدر روی راکتور اراک تاکید می شود؟ آیا نتیجه توافق، تعطیلی اراک است؟

متن کامل در ادامه مطلب

ادامه نوشته

نقدی بر «اما و اگر»های افروغ بر مواضع رهبر معظم انقلاب

نقدی بر «اما و اگر»های افروغ بر مواضع رهبر معظم انقلاب


این مطلب در سایت خبری-تحلیلی خبرنو


خلاصه: انصافاً از کجای این جملات می‌توان برداشت کرد که رهبری شرط مذاکره یا رابطه با آمریکا را آن چیزی می‌دانند که جناب افروغ ادعا نموده است؟! تا بعد آن را احتمالاً در مقام تعارض با شرط امام بدانیم! و بعدتر بگوییم که این تفاوت موضع را مخفی نکنید و آشکارا بیان کنید!!

 نکته جالب‌تر اینکه اگر دکتر افروغ بیانات رهبری را کامل مطالعه نموده بودند، می‌دیدند که رهبری در همان سخنرانی و در حد سه پاراگراف مکتوب بعد از آن، به روشنی شرط حل مسائل بین ایران و آمریکا را بیان می‌کنند.


پس از سفر نیویورک رئیس جمهور و گفتگوی تلفنی ایشان با اوباما، دکتر عماد افروغ طی یادداشتی با عنوان «اما و اگرهای مذاکره و رابطه با آمریکا» به بیان «هشدارباش نسبت به دشمن شناخته‌شده و امتحان پس‌داده» پرداختند و با بیان «یک سری احتمالات» نکات خوبی را در جهت تبیین آرمانهای انقلاب و امام مطرح نمودند.

اما وی در میانه یادداشت، با استناد به قسمتی از بیانات رهبری در حرم رضوی در 1/1/1392 احتمالاتی را مطرح کرد که در ادامه یادداشت مشخص خواهد شد به دلیل عدم توجه به همه بیانات رهبری در سخنرانی مزبور، احتمالات و اما و اگرهای نادرستی مطرح شده است که اگر نادرستی آنها نشان داده نشود، چه بسا در ذهن خوانندگان یادداشت ایشان مخصوصا در میان نخبگان و دانشجویان درست و فاقد اشکال ثبت گردد.

هرچند نویسنده در همان یادداشت تصریح کرده‌اند که «البته بنده به‌دلیل برخی قرائن در این احتمال تردید دارم»، اما نکته اینجاست که اصلا این احتمال قابل طرح نمی‌باشد تا ما با قرائن بیرون از کلام بخواهیم آن احتمال را مردود بدانیم و یا دیگری قرائن ما را نپذیرد و احتمال را صحیح بپندارد.

قبل از ورود به مستندات بحث، ذکر یک نکته هم خوب است که همین یادداشت دکتر افروغ نمونه‌ای است از «انتقاد به رهبری» که بعضی افراد مکرراً مدعی می‌شوند که چرا امکان انتقاد از رهبری وجود ندارد. یک‌بار در جلسه‌ای دانشجویی، رهبری در پاسخ به انتقاد یکی از دانشجویان در عدم امکان انتقاد از رهبری فرمودند:

« اينى هم كه گفتند از رهبرى انتقاد نميكنند، شما برويد بگوئيد انتقاد كنند. ما كه نگفتيم از ما كسى انتقاد نكند؛ ما كه حرفى نداريم. من از انتقاد استقبال ميكنم؛ البته انتقاد هم ميكنند. ديگر حالا جاى توضيحش نيست؛ انتقاد هم هست، فراوان هست، كم هم نيست؛ بنده هم ميگيرم، دريافت ميكنم و انتقادها را ميفهمم.»( بيانات در ديدار جمعى از نخبگان علمى كشور، 6/8/88)

دکتر افروغ بعد از اینکه موضع امام راحل درباره رابطه با آمریکا را یادآوری می‌کنند که «مادامی که این رابطه مبتنی بر رابطه گرگ و میش است، نباید از برقراری رابطه دم زد» می‌نویسند:

«ممکن است بر اساس این فرمایش مقام معظم رهبری «آمریکایی‌ها مرتب و پی‌درپی پیغام می‌دهند که ما در پیشنهاد مذاکرۀ منطقی صادقیم، یعنی صادقانه از شما می‌خواهیم که مذاکره کنید و مذاکرۀ منطقی بکنیم، یعنی مذاکرۀ تحمیلی نباشد. من در جواب می‌گویم: ما بارها به شما گفته‌‌ایم که در پی سلاح هسته‌ای نیستیم. شما می‌گویید باور نمی‌کنیم، ما چرا باید حرف شما را باور کنیم؟ وقتی شما حاضر نیستید یک سخن منطقی و صادقانه را قبول کنید، ما چرا باید حرفی را که شما می‌زنید ــ که خلاف آن بارها ثابت شده است ــ از شما قبول کنیم، برداشت ما این است که پیشنهاد مذاکره از سوی آمریکایی‌ها، یک تاکتیک آمریکایی و برای فریب دادن افکار عمومی است.(1/1/92)»، گفته شود که ایشان شرط مذاکره مستقیم ــ چه پیش‌شرط رابطه فرض شود و چه ترجمانی از رابطه تفسیر شود ــ  را پذیرش آمریکا نسبت به عدم ساخت سلاح هسته‌ای و اهداف صلح‌جویانه ما از انرژی هسته‌ای می‌دانند. دراین صورت، چه این مذاکره، رابطه تفسیر بشود و چه نشود با موضع امام، حداقل در بستر زمانی و مکانی‌اش اگر نگوییم گفتمانی امام، مغایرت دارد.»(یادداشت در خبرگزاری تسنیم،8/7/92)

چند خط پایین‌تر مجدداً تاکید می‌کند:

«ممکن است گفته شود حسب عبارت فوق، عده‌ای گونه‌ای تفاوت بین مواضع رهبری با امام در خصوص رابطه با آمریکا می‌بینند، که البته بنده به‌دلیل برخی قرائن در آن تردید دارم، مع‌الوصف، آن هم بلااشکال است، مشروط بر آنکه این تفاوت موضع نیز شفاف و آشکار بیان شود، اینکه ظاهراً از نظر ایشان مذاکره با آمریکا یا بیانگر رابطه نیست، یا اگر هم باشد، انجام یا برقراری آن مشروط به عدم رابطه گرگ و میش نیست، به‌صرف اینکه آمریکایی‌ها بپذیرند ما به‌دنبال سلاح هسته‌ای نیستیم، کفایت می‌کند.»(همان)

با اندک تأملی مشاهده می‌شود که دکتر افروغ با استناد به یک قسمت بیانات رهبری که اصلاً در مقام بیان مطلب دیگری است، چه نتیجه‌های عجیب و غریب و چه احتمالاتی را که مطرح نکرده است.

توجه در سخن مقام معظم رهبری نشان می‌دهد که ایشان در حقیقت در مقام استدلال برای طرف آمریکایی که چرا ما به شما اعتماد نداریم و در پاسخ به یک شبهه مقدّر که چرا ایران بدبین است و به حسن نیت ادعایی آمریکا با نگاه مثبت توجه نمی‌کند، یک مثال می‌آورند و بیان می‌دارند که «ما بارها به شما گفته‌‌ایم که در پی سلاح هسته‌ای نیستیم. شما می‌گویید باور نمی‌کنیم، ما چرا باید حرف شما را باور کنیم؟».

انصافاً از کجای این جملات می‌توان برداشت کرد که رهبری شرط مذاکره یا رابطه با آمریکا را آن چیزی می‌دانند که جناب افروغ ادعا نموده است؟! تا بعد آن را احتمالاً در مقام تعارض با شرط امام بدانیم! و بعدتر بگوییم که این تفاوت موضع را مخفی نکنید و آشکارا بیان کنید!!

نکته جالب‌تر اینکه اگر دکتر افروغ بیانات رهبری را کامل مطالعه نموده بودند، می‌دیدند که رهبری در همان سخنرانی و در حد سه پاراگراف مکتوب بعد از آن، به روشنی شرط حل مسائل بین ایران و آمریکا را بیان می‌کنند و آن دقیقاً همان چیزی است که امام فرمودند که «رابطه گرگ و میش نباشد»:

« اگر آمریكائی‌ها صادقانه میخواهند كار تمام شود، بنده راه حل را ارائه ميدهم. راه حل اين است: آمريكائی‌ها از دشمنی با جمهوری اسلامی  و ملت ايران دست بردارند. پيشنهاد مذاكره، حرف منطقی و متين و مستدلی نيست؛  حرف درست اين است. اگر ميخواهند مشكلات فی‌ما‌‌بين وجود نداشته باشد ــ كه ميگويند ما ميخواهيم بين ايران و آمريكا مشكلی وجود نداشته باشد ــ دست از دشمنی بردارند. ... بنده مسئولان آمريكائی‌ را هدايت ميكنم؛ اگر دنبال راه عاقلانه ميگردند، راه عاقلانه اين است كه سياست خود را تصحيح كنند؛ عمل خود را تصحيح كنند و  دست از دشمنی با ملت ايران بردارند.»(بیانات در حرم رضوی، 1/1/92)

البته رهبری در همان سخنرانی شرط حل موضوع هسته‌ای از طرف ایران را به صورت خاص صریحاً بیان کردند و لذا هر تاکتیک دولت جدید تنها در این چارچوب قابل بررسی است که طرف مقابل بپذیرد «ایران حق غنی‌سازی در داخل ایران و به دست خودش را داشته باشد»:

« بر اساس تجربه و نگاه به صحنه، با دقت و كنجكاوی، برداشت ما این است كه آمریكا مایل به تمام ‌شدن مذاكرات هسته‌ای نیست. ...وگرنه چنانچه آنها مایل به اتمام این مذاكرات و حل این مشكل بودند، راه حل، بسیار نزدیك و بسیار آسان بود. ایران در مسئله‌ی هسته‌ای، فقط میخواهد حق غنی‌سازیِ او ــ كه حق طبیعی‌اش است ــ از طرف دنیا شناخته شود؛ مسئولان كشورهائی كه مدعی هستند، اعتراف كنند كه ملت ایران حق دارد غنی‌سازی هسته‌ای را برای اهداف صلح‌آمیز در كشورِ خودش و به دست خودش انجام دهد»(همان)

در پایان این نکته را باید متذکر شد که حساسیت آقای دکتر افروغ در باب سیاست خارجی نظام و هشدارهای دیگری که در همین یادداشت و یا در برنامه دیروز امروز فردا مطرح کردند ستودنی است، اما باید توجه شود که در نقل و نقد و قضاوت مواضع و دیدگاههای رهبری دچار برخوردهای تبعیضی سهوی نشویم.

وقتی به یک وصیت صریح عمل نمی‌شود / لزوم بازنگری در سیاست‌های نظارتی موسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره)

وقتی به یک وصیت صریح عمل نمی‌شود

لزوم بازنگری در سیاست‌های نظارتی موسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره)


این مطلب در سایت خبری-تحلیلی خبرنو


خلاصه: اگر شخصی سخنی را به امام راحل نسبت دهد و هیچ سندی هم برای ادعایش نداشته باشد، مانند خاطرات آقای هاشمی رفسنجانی، در کمال تعجب آقای انصاری این مورد را از وظایف نظارتی موسسه نمی‌دانند.


هفته گذشته حمید انصاری، قائم مقام موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینی(س)، ضمن مصاحبه‌ای پیرامون اظهارات منتشر شده اخیر آقای هاشمی رفسنجانی درباره موضع حضرت امام(ره) در قبال رابطه با آمریکا، به مواردی از وظایف نظارتی این موسسه نیز اشاره کرد که تامل در آنها نشان می‌دهد که این موسسه در این سالها به صریح وصیت امام عظیم الشأن عمل نمی‌کرده است و ریشه اعتراض‌ها به سکوت نادرست موسسه در قبال «انتساب‌های بدون سند» به این بر می‌گردد که اصولاً موسسه این موضوع را وظیفه خودش نمی‌دانسته است.

حمید انصاری در بخشی از این مصاحبه می گوید:

«وظیفه نظارتی موسسه صرفا محدود به اموری است که موضوع آن نفیا و اثباتا به سندی از حضرت امام - ‌اعم از اسناد مکتوب یا صوت و فیلم و عکس و یا جزئیات مستند مربوط به زندگی و رفتارهای عملی امام خمینی و زندگینامه ایشان‌- مرتبط باشد. بنا بر این اظهار نظر در موارد اصالت اسناد منتشر شده و پیگیری موارد ادعای جعل و تحریف و یا مخدوش معرفی کردن سند قطعی امام و برخورد با هر نوع دخل و تصرف در اسناد و آثار حضرت امام و یا برخورد با موارد توهین و افترا و دیگر عناوین مجرمانه از وظایف موسسه است که به تناسب موضوع و اهمیت و گستره انتشار مطلب، پیگیری لازم و حتی قضایی، و اطلاع‌رسانی عمومی انجام می شود.»(مصاحبه با سایت جماران،20/7/92)

توجه در جملات بالا نشان می‌دهد که وی یک حالت مهم را از بحث نظارتی موسسه خارج کرده‌ است. توضیح اینکه مطالب مختلف منتسب شده به امام راحل در چند دسته قابل تقسیم می‌باشد:

1- سخنی به امام بزرگوار استناد شود که سند دارد، اما اصالت آن مشخص نیست. که آقای انصاری می‌گویند موسسه در مورد اصالت یا عدم اصالت سند اظهار نظر می‌کند.

2- سخنی از امام عظیم الشأن بوسیله خدشه در سند زیر سوال رود؛ مانند نامه‌های امام درباره نهضت آزادی و عزل آقای منتظری. که در این مورد نیز موسسه وارد می‌شود و از اصالت و درستی سند دفاع می‌نماید.

3- شخصی سخنی را به امام راحل نسبت دهد و هیچ سندی هم برای ادعایش نداشته باشد؛ مانند خاطرات افرادی مثل آقای هاشمی رفسنجانی.

در کمال تعجب آقای انصاری مورد سوم را از وظایف نظارتی موسسه نمی‌دانند. ایشان در جای دیگری از این مصاحبه به صورت صریح به این مورد اشاره می‌کنند:

«موسسه در مورد  بررسی آن بخش از محتوای خاطرات که مربوط به نقل گفت‌وگوی گوینده از دیدار خصوصی با حضرت امام است -دیداری که سند قطعی بر وقوع یا عدم وقوع آن نداریم- ورود نمی‌کند و موضعی در نفی و اثبات نمی‌گیرد.» (مصاحبه با سایت جماران،20/7/92)

و این یعنی اینکه در همه این سالها مسوولین موسسه به یک وصیت امام راحل عمل نمی‌کرده‌اند و آن تصریح ایشان در انتهای وصیت نامه‌اشان بر این که «آنچه به من نسبت داده شده يا مى‏شود مورد تصديق نيست، مگر آنكه صداى من يا خط و امضاى من باشد، با تصديق كارشناسان». یعنی اگر کسی چیزی را به امام نسبت داد که یا اصلا سندی برای آن نداشت و یا سند معتبری نداشت، موسسه باید طبق وصیت امام  آن ادعا را تکذیب کند و زیر سوال ببرد:

« اكنون كه من حاضرم، بعض نسبتهاى بى ‏واقعيت به من داده مى‏شود و ممكن است پس از من در حجم آن افزوده شود؛ لهذا عرض مى‏كنم آنچه به من نسبت داده شده يا مى‏شود مورد تصديق نيست، مگر آنكه صداى من يا خط و امضاى من باشد، با تصديق كارشناسان؛ يا در سيماى جمهورى اسلامى چيزى گفته باشم.»(وصیت نامه،ص80)

در حالیکه آقای انصاری می گویند وظیفه موسسه فقط بررسی اصالت اسناد ادعایی و یا رد ادعاهای جعل و تحریف و خدشه در اسناد صحیح  است و نه رد انتسابهای بدون سند! و ایشان به خطا یا تغافل، «انتساب‌های بدون سند» را «برداشت و اجتهاد و تفسیر سخنان امام» وانمود می‌کنند که موسسه وارد آن نمی‌شود!

لذا به نظر می‌رسد لازم است موسسه مزبور اگر حتی به جایگاه خطیر حضرت امام به عنوان بنیانگذار و رهبر جمهوری اسلامی ایران و اهمیت ادعاهای منتسب به ایشان توجه ندارد، لااقل از جنبه لزوم عمل به وصیت صریح ایشان، در سیاست‌های موسسه بازنگری نماید و باب ادعاهای بدون سند از طرف هر کسی در هر جایگاهی درباره مواضع ایشان را برای همیشه ببندد.

نظر رهبری درباره یک شعار / «مرگ بر آمریکا» مثل همان «اعوذ بالله من الشيطان الرجيم» است

نظر رهبری درباره یک شعار

«مرگ بر امريكا» مثل همان «اعوذ بالله من الشيطان الرجيم» است


این مطلب در سایت خبری-تحلیلی خبرنو

خلاصه: بعضى از آدمهاى كم مسؤوليت يا بى‌مسؤوليت، مى‌خواستند اين فرياد مرگ بر امريكا را كه مردم ما از ته دلشان كنده مى‌شود، در گلوها خفه كنند و نگهدارند./ «مرگ بر امريكا» از اعماق جان يكايك مردم برآمد. حال عدّه‏اى در گوشه و كنار پيدا مى‏شوند و مورد سؤال قرار مى‏دهند كه «چرا؟» / در طول اين چند سال، يك عده به اصطلاح عقلا و مصلحت‌انديشها، هميشه مصلحت‌انديشانه و به اصطلاح عاقلانه، مردم و مسؤولان نظام و رهبر عظيم‌الشّأن فقيدمان را نصيحت مى‌كردند كه شما چرا بى‌خود با امريكا - كه در دنيا قدرتى است - رزم‌آورى و مبارزه مى‌كنيد؟!


این روزها بحث‌ها پیرامون شعار کلیدی و اصولی «مرگ بر آمریکا» زیاد مطرح است و رسانه‌های مکتوب و تصویری مستندات دیدگاه امام راحل(ره) در این زمینه را از ابتدای انقلاب تا آخرین ماههای عمر بابرکتشان بازگو کرده‌اند، اما دقت در بیانات مقام معظم رهبری از سال 1368 تاکنون نیز نکات جالب دیگری را از زبان پرچمدار کنونی انقلاب اسلامی و مفسّر حقیقی راه امام ارائه می‌دهد.

منتخب بیانات رهبری در این زمینه بر اساس تاریخ مرتب شده است و هرکدام نکته‌ای مهم درون خود دارد:

« سى و چهار سال است كه هر سال در بيست و دوم بهمن، در همهى شهرهاى اين كشور، جمعيتهاى عظيم به دفاع از نظام جمهورى اسلامى بيرون مىآيند و «مرگ بر آمريكا» ميگويند.»(14/3/92)


« ما افتخار ميكنيم كه ملت ما، دولت ما، مسئولين ما، جوانان ما و فرزانگان ما در همه‌ى اين سالها نسبت به اين قضايا بى‌تفاوت نبودند؛ اعلام موضع كردند، ابراز نفرت كردند. اين روحيه را ملت ايران نبايد از دست بدهد. اين روحيه را از دست ندهيد؛ بخصوص شما جوانها. يك عده‌اى ميخواهند مطلب را واژگونه نشان بدهند؛ اعتراض ميكنند: «آقا! چقدر ميگوئيد مرگ بر فلان، مرگ بر فلان. چرا جنايات آمريكا را يا صهيونيستها را يا هم‌پيمانانشان را در تريبونهاى جهانى علنى مطرح ميكنيد؟» بايد مطرح كرد، بايد گفت. ملتها درس ميگيرند. ...ملتها الهام ميگيرند، دولتها ياد ميگيرند و رهبران ملى تشجيع ميشوند، وقتى مى‌بينند يك ملت اين جور ايستاده است.

چرا ما خجالت بكشيم؟ امروز و در دوران عظمت اسلام، سربلندى نظام اسلامى و سربلندى ملت ايران به خاطر مواضع ضد استكبارى‌اش، آدم مى‌بيند اگر كسى در تريبونهاى جهانى در مقابل آمريكا و اسرائيل و صهيونيسم و هم‌پيمانانشان بايستد و صريح حرف بزند، يك عده‌اى اين جا خجالت ميكشند! دست به دست هم ميمالند وميگويند: آقا! آبرويمان رفت! مثل همان خجالت كشيدنى كه در دوران طاغوت، از نماز خواندن يكى ميبردند. چرا خجالت بكشيم؟! مواضع صريح ملت ايران - و بخصوص جوانها - در مقابل ظلمها و ستمهاى بين المللى هرگز نبايستى متوقف بشود.»(27/2/88)


«بعضى تصور مى‌كنند ما دشمنان جهانى خود را تحريك كرده‌ايم كه بيايند با ما دشمنى كنند؛ بعضى خيال مى‌كنند شعار «مرگ بر امريكا» امريكا را تحريك مى‌كند كه نسبت به نظام اسلامى و ايران اسلامى دشمنى بورزد؛ اين خطاست. دشمنىِ نظام مستكبر امريكايى و هر مستكبرى در دنيا با نظام اسلامى، به خاطر پرچم برافراشته‌ى عدالت است؛ به خاطر اين است كه مى‌بيند با نام اسلام و با تعاليم والاى اسلام كشورى دارد به سمت رشد و توسعه و پيشرفت علمى و عملى حركت مى‌كند؛ مى‌داند كه اين، جلوى نفوذ آنها را خواهد گرفت. »(18/2/84)


« ما با هيچ ملتى دشمنى نداريم. «مرگ بر امريكا» يعنى مرگ بر قدرت‏هاى مداخله‏جو و استكبارى. [البته]ملتى كه در عمل، استقلال و هويت و توان خود را به مرحله‏ى بروز مى‏رساند و ابتكارِ خود را به كار مى‏گيرد و خود را مستقل مى‏كند [هم] در واقع دارد «مرگ بر استكبار جهانى» و «مرگ بر قدرت‏هاى مداخله‏گر» مى‏گويد.»(18/2/84)


«اين‌كه مى‌بينيد ملت ما بعد از بيست‌وشش سال «مرگ بر امريكا» را فراموش نمى‌كند، به‌خاطر اين است كه غفلت از توطئه‌ى استكبار جهانى همان، و اسير توطئه شدن همان. در واقع «مرگ بر امريكا»يى كه مردم ما مى‌گويند، مثل همان «اعوذ باللَّه من الشّيطان الرّجيم» است كه اول هر سوره‌ى قرآن قبل از «بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم» گفته مى‌شود. استعاذه‌ى به خدا از شيطان رجيم براى چيست؟ براى اين است كه انسان مؤمن يك لحظه حضور شيطان را فراموش نكند؛ يك لحظه از ياد نبرد كه شيطان آماده‌ى حمله به او و انهدام حصار معنوى و ايمانىِ اوست. «مرگ بر امريكا» هم براى اين است كه ملت فراموش نكند سلطه‌گران جهانى منافع سرشارى كه در اين كشور داشته‌اند و دست آنها كوتاه شده، از ياد نبرده‌اند.»(24/12/83)


« امروز آنها در عراق و صهيونيستهاى غاصب در فلسطين، بزرگترين جنايت بشرى را مرتكب مى‌شوند و اين كافى است كه دنيا به حقانيت سخن جمهورى اسلامى كه «مرگ بر امريكا» و «مرگ بر اسرائيل» را جزو شعارهاى خودش قرار داده، پى ببرد.»(27/2/83)


«انسان اگر زندگى سياسى بعضى افراد را از اوّلِ انقلاب تا به‌حال نگاه كند، مى‌بيند ملغمه عجيبى از انواع و اقسام فكرهاست! يك روز بود كه چنين آدمهايى به اين اكتفا نمى‌كردند كه در شعارها، مردم فقط «مرگ بر امريكا و مرگ بر شوروى» بگويند. مى‌گفتند بايد بگوييم «مرگ بر شرق و غرب»! ما مى‌گفتيم شوروى سمبل يك تفكّر و يك راه غلط است؛ امريكا سمبل جنايت و ستم است؛ چه دليلى دارد شما بگوييد «مرگ بر شرق و غرب»؟! مى‌گفتند شما محافظه‌كار و سازش‌طلبيد! از جمله همين حضرات، امروز كسانى هستند كه حاضرند بروند رسماً در مقابل امريكا و انگليس عذرخواهى كنند و بگويند ما غلط كرديم، اشتباه كرديم به شما بدگويى كرديم؛ ما را ببخشيد!»(12/8/80)


« آمریکاییها تا به حال گاهى با ريا چيزهايى مى‌گفتند كه بعضى، در گوشه و كنار عنوان مى‌كردند: «آقا؛ اينها آن قدرها هم با ما دشمن نيستند. آخر شما مى‌گوييد مرگ بر امريكا، مردم مى‌گويند مرگ بر امريكا، بد است! عيب است! زشت است!». بعضى از آدمهاى كم مسؤوليت يا بى‌مسؤوليت، مى‌خواستند اين فرياد مرگ بر امريكا را كه مردم ما از ته دلشان كنده مى‌شود، در گلوها خفه كنند و نگهدارند. حالا مردم وقتى كه در مقابل چنين صراحتى قرار گرفتند، در هر جاى كشور هستند، راحت فرياد مى‌زنند: «مرگ بر امريكا».»(13/2/74)


«...اينها كه مقدّسات ما را به بازى گرفته بودند و علاوه بر همه ضربه‏ها، بعد از انقلاب در مقابل نجابت اين ملّت و بزرگوارى و كرامت آن امام، با ملّت ايران و با انقلاب اسلامى و با جمهورى اسلامى، اين‏گونه رفتار كردند، چه توقّعى دارند؟ از ملّت ما توقّع نوازش دارند؟ «مرگ بر امريكا» را كسى به ملّت ايران ياد نداد. از اعماق جان يكايك مردم برآمد كه: «مرگ بر امريكا». حال عدّه‏اى در گوشه و كنار پيدا مى‏شوند و مورد سؤال قرار مى‏دهند كه «چرا؟». چرا شما اين «چرا» را به جايگاه خودش نمى‏بريد؟ چرا نمى‏پرسيد كه چرا رژيم امريكا با ملّت ايران، به جرم اين‏كه خواسته است مستقل باشد، اين همه كينه‏ورزى و دشمنى كرد و باز هم مى‏كند؟

... البتّه امريكاييها كه مى‏گوييم، مرادمان ملّت امريكا نيست. مراد، همان رژيم امريكا و گردانندگان سياستهاى امريكاست. ...حال عدّه‏اى، ساده‏لوحانه، اين گوشه و آن گوشه مى‏نشينند، حرفى و نِقى مى‏زنند. قلم روى كاغذ مى‏آورند كه: «چرا با امريكاييها مذاكره نمى‏كنيد؟ تا كى مى‏خواهيد اين وضع ادامه داشته باشد؟» آيا اينها نمى‏فهمند در دنيا چه خبر است؟ نمى‏فهمند كه توقّع اين دشمنِ افزون‏خواهِ مغرورِ كم‏خرد و بى‏حكمت چيست؟ تصوّر مى‏كنند همين‏قدر كه ما مذاكرات و روابطمان را با امريكا شروع كرديم، همه مشكلات تمام خواهد شد؟ نه آقا، قضيّه اين نيست. آرى؛ امريكاييها در اظهارات رسمى مى‏گويند و اظهار مى‏كنند كه ما آماده مذاكره با ايرانيم. مذاكره براى چه؟ معلوم است؛ مذاكره براى اين‏كه راهى و مجرايى براى فشار آوردن روى دولت ايران پيدا شود.»(11/8/73)


« اگر مى‌بينيد كه دولت سعودى و حكام حجاز، راه خانه‌ى خدا را روى اين ملت مى‌بندند و حق اين ملت را از حج غصب مى‌كنند، به‌خاطر آن است كه امريكا از اين ملت مى‌ترسد. نبايد ساده‌لوحان گمان كنند كه شعار «مرگ بر امريكا» در مراسم حج، مگر چيست؛ اين شعار و فريادى كه از حنجره‌ها خارج مى‌شود، مگر بر پايه‌هاى سلطه‌ى غاصبانه‌ى امريكا و اسرائيل چه اثرى مى‌گذارد. اگر تأثير شكننده‌ى اين شعارها نبود، اگر تأثير تعيين كننده‌ى فرياد بحق ملت ما عليه سلطه‌هاى جهانى نبود، با ملت ما اين‌قدر دشمنى نمى‌شد.»(14/3/69)


«مردم، شعار «مرگ بر امريكا» را هرگز از زبان نينداخته‌اند؛ ولى در طول اين چند سال، يك عده به اصطلاح عقلا و مصلحت‌انديشها، هميشه مصلحت‌انديشانه و به اصطلاح عاقلانه، مردم و مسؤولان نظام و رهبر عظيم‌الشّأن فقيدمان را نصيحت مى‌كردند كه شما چرا بى‌خود با امريكا - كه در دنيا قدرتى است - رزم‌آورى و مبارزه مى‌كنيد؟! چرا خود را با غول وحشتناكى به جنگ مى‌اندازيد؟! اين هم از همان جاهايى است كه مردم ماهيت آن را فهميده‌اند؛ اما بعضى از خواص نفهميدند! آنها خيال مى‌كردند كه جمهورى اسلامى بدون هيچ علت و دليلى، اقدام به ايجاد دشمنى با غول پر قدرتى در سطح جهان كرده است؛ در حالى كه قضيه اين نبود.»(22/6/68)

راهنمای دسترسی به لیست بیانات رهبری در سیستم آهنگ پیشواز + دانلود مجموعه فایلهای صوتی

این، یک تبلیغ نیست؛ باید از هر امکانی بهترین استفاده را کرد

راهنمای دسترسی به لیست بیانات رهبری در سیستم آهنگ پیشواز+ دانلود مجموعه فایلهای صوتی

یکی از مصادیق کار مفید فرهنگی-تجاری ارائه گزیده‌های صوتی از بیانات رهبری برای آهنگ پیشواز توسط اپراتورهای تلفن همراه است. این کار ابتدا توسط شرکت ایرانسل با همکاری موسسه تبیان شروع شد و تاکنون حدود 300 آهنگ پیشواز با این موضوع ارائه گردیده است. همراه اول نیز اخیراً با فاصله زیادی این خدمت را البته با تعداد محدودی آهنگ برای مشترکینش ارائه نموده است.

لذا در راستای توجه بیشتر مخاطبین به استفاده از بیانات رهبری در سیستم آهنگ پیشواز و ترویج این کار فرهنگی مفید و موثر، راهنمای اطلاع از لیست بیانات رهبری در سیستم پیشواز ایرانسل و همراه اول تقدیم خوانندگان گرامی می‌شود و برای اولین بار مجموعه کامل فایلهای صوتی بیانات رهبری به همراه کد آنها در سیستم ایرانسل برای دانلود ارائه می‌گردد:

راهنمای استفاده از بیانات رهبری در سیستم آهنگ پیشواز ایرانسل

1-      مجموعه کامل فایلهای صوتی بیانات رهبری به همراه کد آنها در سیستم ایرانسل را از اینجا دانلود نمایید:

قسمت اول ؛؛؛ قسمت دوم

(هر دو فایل در یک پوشه دانلود و سپس از حالت فشرده خارج شود)

2-      کد پیشواز ایرانسل سخنان مقام معظم رهبری 7 رقمی است که سه رقم اول آن(441) مشترک است و چهار رقم بعدی در ابتدای نام هر فایل آمده است.

متن کامل در  اینجا

از احمدی‌نژاد تا روحانی / سخنان مقام معظم رهبری پس ازسفر نیویورک روسای جمهور


«ما از تحرک دیپلماسی دولت حمایت می کنیم، ...البته برخی از آنچه در سفر نیویورک پیش آمد به نظر ما بجا نبود؛ لکن ما به هیئت دیپلماسی ملت عزیزمان و دولت خدمتگزارمان خوش‌بین هستیم. ...به مسوولین خودمان اعتماد داریم. از آنها می‌خواهیم که با دقت، با ملاحظه همه‌ی جوانب گامها را درست و محکم بردارند، منافع ملی را یک لحظه به فراموشی نسپرند.»

جملات بالا همه آن چیزی است که مقام معظم رهبری در تاریخ 13/7/92 درباره سفر رئیس جمهور به نیویورک بیان کردند. ایشان در عین ابراز اعتماد به دولت و دیپلماسی آن، به نارضایتی خود از بعضی اقدامات این سفر نیز اشاره کردند و تذکر دادند که گامهای بعدی با دقت بیشتری برداشته شود.

اما مقایسه این موضع رهبری با مواضع ایشان بعد از سفر آقای احمدی‌نژاد به نیویورک در دولتهای نهم و دهم نکات جالبی را می‌رساند که توجه به آن بسیار مفید و لازم است. بدیهی است که این تفاوت موضع وابسته به اشخاص نیست، بلکه این نوع موضع‌گیری و جهت‌گیری متفاوت دو رئیس‌جمهور است که باعث می‌گردد نوع حمایت‌ها هم متفاوت باشد.

اولین سفر احمدی‌نژاد به نیویورک در سال 84

ایشان پس از اولین سفر دکتر احمدی‌نژاد به نیویورک در سال 84 در دیداری با اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمه‌ی شعبان در 29/6/1384 مواضع رئیس جمهور وقت را «حرف دل ملت ایران، مستحکم، متین و همراه با قوت بیان و موضع» توصیف کردند:

«بحمداللَّه در منبر سازمان ملل و در مقابل چشم سران کشورهای‌ جهان، رئیس جمهور محترم ما حرف دل ملت ایران را بیان کرد. استحکام و متانت و قوت بیان و قوت مواضع در آن تریبون جهانی‌، به نیابت از ملت ایران، در مقابل چشم همه ی‌ دنیا به دست آمد. این، معنایش چیست؟ این، معنایش این است که ملت ایران تسلیم تهدید و زور و فشار نخواهد شد؛ این، معنایش این است که ملت ایران با فشارهای‌ بیست وهفت ساله‌ی‌ از اول انقلاب تاکنون، نه فقط ضعیف نشده، نه فقط اراده ی‌ او متزلزل نشده، بلکه امروز قو ی‌تر از گذشته شده است.»(29/6/1384)

ایشان 6 ماه بعد در سخنرانی اول سال در حرم رضوی نیز فرمودند:

«در عرصۀ‏ بين‏المللى، بازيگران سياسى، از ابزار عمده‏شان، يكي مكر است و يكى تهديد. اگر دولتى در مقابل مكارى و تهديد آنها خود را نبازد و به ملت خود تكيه كند، موفقيتهاى بسيارى خواهد داشت. مى‏بينيم و حس مى‏كنيم كه اين دولت بنا دارد عزت و استقلال ملى را آن‏چنان كه در شأن ملت ايران است، حفظ كند.»(1/1/1385)

موضع رهبری درباره نامه احمدی‌نژاد به بوش

«نامه رئيس جمهور محترم به رئيس جمهور آمريكا نيز ابتكار خيلي خوبي بود. زيرا در عرصه مسائل جهاني، ابتكار، جرأت و وارد ميدان شدن و ديگران و رقبا را به دنبال خود كشيدن، حرف اول را می‌زند.»(دیدار با نمایندگان مجلس-7/3/85)

عزت کم سابقه یا بی‌سابقه

«از لحاظ انعكاس بين‏المللى، كشور از يك عزت كم‏سابقه يا بى‏سابقه‏اى برخوردار است؛ ابهت نظام اسلامى، عظمت ملت ايران، رسايى و شفافيت اغراض و اهداف جمهورى اسلامى در دنياى اسلام، بيش از هميشه است؛ و حّتى در دنياى غير مسلمان، امروز عزت و ابهت ملت ما بسيار برجسته است و اين را همه تصديق مي كنند و از نشانه‏ها و عكس‏العملهاى خارجى‏اش هم اين را مى‏فهميم.(ديدار با هيأت دولت-6/6/1385)

ابتكار عمل در دست مسؤولان ماست

«اجزاى دولت و خود رئيس جمهور، كمربسته در خدمت به مردم، مشغول كار هستند. ابتكار عمل را (هم در مسائل  كشور و هم در مسائل  بين‏المللى) در دست دارند. امروز در عرصۀ‏ بين‏المللى ديگر اين‏طور نيست كه مسؤولان كشور ما مجبور باشند دنبال حرف سياستمداران و سياست‏سازان بين‏المللى بدوند؛ نه، ابتكار عمل در دست مسؤولان ماست. اعتماد به ‏نفس و ايمان و اتكاء به خدا در مسؤولان كشور، يك چنين اثرى دارد و امروز بحمدالله اين‏طور است.»(دیدار با مردم گرمسار-21/8/85)

رهبری درباره اتفاق دانشگاه کلمبیا چه گفتند؟

«نمونۀ‏ دانشگاه كلمبيا، نمونۀ‏ خوبى است. انصافاً اين منطق قوى و تسلط بر نفس يعنى روحيۀ خوب اعتماد به نفس و اعتماد به اين منطق، كار خودش را كرد. البته پيداست كه تمهيداتى صورت گرفته بود؛ بيست و چند تا كانال تلويزيونى امريكا و اروپا را بياورند آنجا كه مستقيم مراسم را پخش كنند، با آن كارى كه انجام دادند و آن رفتارى كه متأسفانه رئيس آن دانشگاه انجام داد كه حقاً و انصافاً رفتار نامناسبى بود و رفتار يك شخصيت دانشگاهى نبود؛ بلكه حتّى رفتار يك آدم باشرف هم نبود. بنابراين پيدا بود كه تمهيداتى كرده‏اند براى اينكه طرف را عصبانى يا شرمنده كنند؛ منفعل كنند و اين را هميشه به عنوان يك سند زنده در جنجالهاى تبليغاتى و سياسى در دست داشته باشند؛ ولى خداى متعال اين را عكس كرد و درست آنچه كه مي خواستند انجام بدهند، نقطۀ‏ مقابل آن بحمداللّه انجام گرفت و ديديد كه تصديق و تأييد هم كردند.

منطق جمهورى اسلامى و منطق دين آنجا گفته شد؛ بحث خوبى راجع به نگاه اسلام و دين به علم، نور بودن علم و در دست خدا بودنِ نورافكن علم (كه اينها بحثهاى خوبى است) مطرح شد. اشتباه مي كنند كسانى كه فكر مي كنند در محيطهاى فرنگى (حالا اروپايى، امريكايى) وقتى حضور پيدا مي كنند، بايد همان حرفهاى خودِ آنها را (صد سال است، دويست سال است كه از اين حرفها دارند مي زنند) تكرار كنند و به خودشان بگويند. اينها كه نشد حرف، اسلام حرف دارد.»(سخنراني در ديدار با اساتيد و رؤساى دانشگاهها- 9/7/1386)

 

رهبری در سال پایانی دولت نهم: روحيه‏ى تهاجم در مقابله‏ى با زورگويان بين‏المللى؛ نقطه امتیاز دولت

«روحيه‏ى تهاجم در مقابله‏ى با زورگويان بين‏المللى[یکی از خصوصیات دولت نهم است]. يك وقت هست كه زورگويان بين‏المللى مى‏آيند و ميگويند كه آقا شما فلان كار را كرده‏ايد و ما رفع و رجوع مى‏كنيم و نه واللَّه، نه باللَّه...؛ ولى يك وقت هست كه تهاجمش، تهاجم زورگويانه است؛ بهترين دفاع در چنين مواقعى هجوم است. زورگويان بين‏المللى، نقاط ضعف زيادى دارند: جنايت ميكنند، فساد ميكنند، به حقوق بشر تجاوز ميكنند، به حقوق ملتها تعدى ميكنند، انسانها را لگدمال ميكنند و همه‏ى كارهاى زشت را انجام ميدهند؛ آخر هم طلبگار همه‏اند! خب، نقاط ضعفشان، با حالت تهاجمى و با حالت طلبگارى، گفته و بيان بشود. ...اين روحيه، روحيه‏ى خوبى است؛ روحيه‏ى انقلاب اين است؛ اين است كه حقيقت را روشن و درخشان ميكند.»(دیدار با دولت-2/6/87)

 

رهبری در سال پایانی دولت دهم: بیان حرفهاى پخته، جامع، جالب و درست از زبان مسوولان؛ پیشرفت در ادبیات برخورد با مستکبران

«خوشبختانه كشور در ادبياتِ برخورد با دنياى زورگوى مستكبر و غربى هم پيشرفتهاى خوبى داشته است. امروز مسئولين كشور ما در پشت ميز مذاكرات گوناگون، در تريبونهاى گوناگون، وقتى حرف ميزنند، حرفهاى پخته، جامع، جالب و درست زده می‌شود. يكى از بخشهاى درگيرى و ميدانها و عرصههاى پيكار، عرصهى حرفزدنهاى بينالمللى است.»(دیدار با مردم خراسان شمالی-25/7/1391)