«ما از تحرک دیپلماسی دولت حمایت می کنیم، ...البته
برخی از آنچه در سفر نیویورک پیش آمد به نظر ما بجا نبود؛ لکن ما به هیئت
دیپلماسی ملت عزیزمان و دولت خدمتگزارمان خوشبین هستیم. ...به مسوولین خودمان
اعتماد داریم. از آنها میخواهیم که با دقت، با ملاحظه همهی جوانب گامها را درست و محکم بردارند، منافع ملی را یک لحظه به
فراموشی نسپرند.»
جملات بالا همه آن چیزی است که مقام معظم رهبری در تاریخ
13/7/92 درباره سفر رئیس جمهور به نیویورک بیان کردند. ایشان در عین ابراز اعتماد
به دولت و دیپلماسی آن، به نارضایتی خود از بعضی اقدامات این سفر نیز اشاره کردند
و تذکر دادند که گامهای بعدی با دقت بیشتری برداشته شود.
اما مقایسه این موضع رهبری با مواضع ایشان بعد از سفر آقای احمدینژاد
به نیویورک در دولتهای نهم و دهم نکات جالبی را میرساند که توجه به آن بسیار مفید
و لازم است. بدیهی است که این تفاوت موضع وابسته به اشخاص نیست، بلکه این نوع موضعگیری
و جهتگیری متفاوت دو رئیسجمهور است که باعث میگردد نوع حمایتها هم متفاوت
باشد.
اولین سفر احمدینژاد به نیویورک در سال 84
ایشان پس از اولین سفر دکتر احمدینژاد به نیویورک در سال
84 در دیداری با اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمهی
شعبان در 29/6/1384 مواضع رئیس جمهور وقت را «حرف دل ملت ایران، مستحکم، متین و
همراه با قوت بیان و موضع» توصیف کردند:
«بحمداللَّه
در منبر سازمان ملل و در مقابل چشم سران کشورهای جهان، رئیس
جمهور محترم ما حرف دل ملت ایران را بیان کرد. استحکام و متانت و قوت بیان و قوت
مواضع در آن تریبون جهانی، به نیابت از ملت ایران، در مقابل چشم همه ی دنیا به
دست آمد. این، معنایش چیست؟ این، معنایش این است که ملت ایران تسلیم تهدید
و زور و فشار نخواهد شد؛ این، معنایش این است که ملت ایران با فشارهای بیست وهفت
سالهی از اول انقلاب تاکنون، نه فقط ضعیف نشده، نه فقط اراده ی او متزلزل نشده،
بلکه امروز قو یتر از گذشته شده است.»(29/6/1384)
ایشان 6 ماه بعد در سخنرانی اول سال در حرم رضوی نیز فرمودند:
«در عرصۀ بينالمللى، بازيگران سياسى، از ابزار عمدهشان، يكي مكر است
و يكى تهديد. اگر دولتى در مقابل مكارى و تهديد آنها خود را نبازد و به ملت خود
تكيه كند، موفقيتهاى بسيارى خواهد داشت. مىبينيم و حس
مىكنيم كه اين دولت بنا دارد عزت و استقلال ملى را آنچنان كه در شأن ملت ايران
است، حفظ كند.»(1/1/1385)
موضع
رهبری درباره نامه احمدینژاد به بوش
«نامه رئيس جمهور محترم به رئيس جمهور آمريكا نيز ابتكار خيلي خوبي بود. زيرا در عرصه مسائل جهاني، ابتكار، جرأت و وارد ميدان شدن و ديگران و رقبا را به دنبال خود كشيدن، حرف اول را میزند.»(دیدار با نمایندگان
مجلس-7/3/85)
عزت
کم سابقه یا بیسابقه
«از لحاظ انعكاس بينالمللى، كشور از يك عزت
كمسابقه يا بىسابقهاى برخوردار است؛ ابهت نظام اسلامى، عظمت ملت ايران،
رسايى و شفافيت اغراض و اهداف جمهورى اسلامى در دنياى اسلام، بيش از هميشه است؛ و
حّتى در دنياى غير مسلمان، امروز عزت و ابهت ملت ما بسيار برجسته است و اين را همه
تصديق مي كنند و از نشانهها و عكسالعملهاى خارجىاش هم اين را مىفهميم.(ديدار
با هيأت دولت-6/6/1385)
ابتكار عمل در دست مسؤولان ماست
«اجزاى دولت و خود رئيس جمهور، كمربسته در خدمت به
مردم، مشغول كار هستند. ابتكار عمل را (هم در مسائل كشور و هم در مسائل بينالمللى) در دست دارند. امروز در عرصۀ بينالمللى ديگر اينطور نيست كه مسؤولان كشور
ما مجبور باشند دنبال حرف سياستمداران و سياستسازان بينالمللى بدوند؛ نه، ابتكار
عمل در دست مسؤولان ماست. اعتماد به نفس و ايمان و اتكاء به خدا در
مسؤولان كشور، يك چنين اثرى دارد و امروز بحمدالله اينطور است.»(دیدار با مردم
گرمسار-21/8/85)
رهبری درباره اتفاق دانشگاه کلمبیا چه گفتند؟
«نمونۀ دانشگاه
كلمبيا، نمونۀ خوبى است. انصافاً اين منطق قوى و تسلط
بر نفس يعنى روحيۀ خوب اعتماد به نفس و اعتماد به اين منطق، كار خودش را كرد.
البته پيداست كه تمهيداتى صورت گرفته بود؛ بيست و چند تا كانال تلويزيونى امريكا و
اروپا را بياورند آنجا كه مستقيم مراسم را پخش كنند، با آن كارى كه انجام دادند و
آن رفتارى كه متأسفانه رئيس آن دانشگاه انجام داد كه حقاً و انصافاً رفتار
نامناسبى بود و رفتار يك شخصيت دانشگاهى نبود؛ بلكه حتّى رفتار يك آدم باشرف هم
نبود. بنابراين پيدا بود كه تمهيداتى كردهاند براى اينكه طرف را عصبانى يا شرمنده
كنند؛ منفعل كنند و اين را هميشه به عنوان يك سند زنده در جنجالهاى تبليغاتى و
سياسى در دست داشته باشند؛ ولى خداى متعال اين را عكس كرد و درست آنچه كه مي
خواستند انجام بدهند، نقطۀ مقابل آن بحمداللّه انجام گرفت و ديديد كه تصديق و
تأييد هم كردند.
منطق
جمهورى اسلامى و منطق دين آنجا گفته شد؛ بحث خوبى راجع به نگاه اسلام و دين به
علم، نور بودن علم و در دست خدا بودنِ نورافكن علم (كه اينها بحثهاى خوبى است)
مطرح شد. اشتباه مي كنند كسانى كه فكر مي كنند در محيطهاى فرنگى
(حالا اروپايى، امريكايى) وقتى حضور پيدا مي كنند، بايد همان حرفهاى خودِ آنها را
(صد سال است، دويست سال است كه از اين حرفها دارند مي زنند) تكرار كنند و به
خودشان بگويند. اينها كه نشد حرف، اسلام حرف دارد.»(سخنراني در ديدار با اساتيد و رؤساى دانشگاهها- 9/7/1386)
رهبری در سال پایانی دولت نهم: روحيهى
تهاجم در مقابلهى با زورگويان بينالمللى؛ نقطه امتیاز دولت
«روحيهى تهاجم
در مقابلهى با زورگويان بينالمللى[یکی از خصوصیات دولت نهم است]. يك وقت هست كه زورگويان
بينالمللى مىآيند و ميگويند كه آقا شما فلان كار را كردهايد و ما رفع و رجوع
مىكنيم و نه واللَّه، نه باللَّه...؛ ولى يك وقت هست كه تهاجمش، تهاجم زورگويانه
است؛ بهترين دفاع در چنين مواقعى هجوم است. زورگويان بينالمللى، نقاط ضعف زيادى
دارند: جنايت ميكنند، فساد ميكنند، به حقوق بشر تجاوز ميكنند، به حقوق ملتها تعدى
ميكنند، انسانها را لگدمال ميكنند و همهى كارهاى زشت را انجام ميدهند؛ آخر هم
طلبگار همهاند! خب، نقاط ضعفشان، با حالت تهاجمى و با حالت طلبگارى، گفته و بيان
بشود. ...اين روحيه، روحيهى خوبى است؛ روحيهى انقلاب
اين است؛ اين است كه حقيقت را روشن و درخشان ميكند.»(دیدار با
دولت-2/6/87)
رهبری
در سال پایانی دولت دهم: بیان حرفهاى پخته، جامع، جالب و درست از زبان مسوولان؛ پیشرفت در
ادبیات برخورد با مستکبران
«خوشبختانه
كشور در ادبياتِ برخورد با دنياى زورگوى مستكبر و غربى هم پيشرفتهاى خوبى داشته است. امروز مسئولين كشور ما در
پشت ميز مذاكرات گوناگون، در تريبونهاى گوناگون، وقتى حرف ميزنند، حرفهاى پخته،
جامع، جالب و درست زده میشود. يكى از بخشهاى درگيرى و ميدانها و عرصههاى پيكار، عرصهى حرفزدنهاى بينالمللى است.»(دیدار با مردم خراسان شمالی-25/7/1391)