در انتظار خبر خوش

دوستان عزیز سلام

از همه به خاطر تاخیر عذر میخام

میام

ایندفعه با یه خبر که ان شاء الله زوتر برسه :

امام صدر آزاد شد

این روزها سرم شلوغه در حد تیم ملی

ببخشید که نظراتو ج ندادم .  ایشالا سرفرصت

بزرگترین سوال ، عجیب ترین پایان

اول که شنیدم باور نکردم . سجاد آذرکیش! همون کسی که پارسال وقتی تازه اومده بود ترم یک با اون قیافه ی معصوم دیدمش و رفیق شدیم . سجاد آدمی بود که اگر قرار باشه آدما رو بر اساس دلشون و پاکیش رده بندی کنن ، اون حتما از بهترین ها خواهد بود . چند وقت پیش سرما خورد و دوا درمونی هم کرد . بعد چندروز بچه ها گفتن حالش بدتر شده و دوستاش گفتن برگشته شهرشون و در نهایت چندروز قبل گفتن سجاد فوت کرد ! اول باور نکردم ولی بعد از اینکه با دوستش که رفته بود شهرشون حرف زدم باورم شد . آره ! مرگ مال همه ی ماهاس اما سجاد  زودتر از وقت معمول رفت . مرگ سراغ من هم خواهد آمد ، مثل سجاد . وقتی اینو میگم احساس غریبی پیدا می کنم . مرگ بزرگترین سوال و عجیب ترین پایان ! 

ماهی طلایی مرداب خون من

شعری از فروغ فرخ زاد :

چون سنگ ها صدای مرا گوش می کنی

 سنگی و ناشنیده فراموش می کنی

رگبار نوبهاری و خواب دریچه  را

از ضربه های وسوسه مغشوش می کنی

دست مرا گه شاخه ی سبز نوازش است

با برگ های مرده هم آغوش می کنی

گمراه تر زروح شرابی و دیده را

در شعله می نشانی و مدهوش می کنی

ای ماهی طلایی مرداب خون من

خوش باد مستیت که مرا نوش می کنی

تو دره ی بنفش غروبی که روز را

در سینه می فشاری و خاموش می کنی

در سایه ها ، فروغ تو بنشست و رنگ باخت

او را به سایه از چه سیه پوش می کنی؟

(باعرض پوزش از دوستان و طرفداران هوشنگ ابتهاج (سایه ). من چون شخصا علاقه چندانی به شعر ابتهاج ندارم این بیت آخررا برداشتم و چون دوستان را چندان خوش نیامده است "غلط کردم " گویان اضافه اش کردم )

بایسته های قرآن پژوهی

بعضی از دوستان به تحقیق در مباحث قرآن پژوهی علاقه مند شده اند (البته بعضی هم بوده اند! ) که این امر بسیار نیکویی است . از آنجا که نظر مرا درباره ی راه و روش آن خواسته اند ترجیح دادم در نوشته ای به توضیح این مطلب اهتمام کنم . اما همانگونه که از عنوان مقاله پیداست این مباحث فقط بایسته های " آغازین " قرآن پژوهی را مد نظر دارد ...
ادامه نوشته

یادی از امیر

امیر کبیر نامی است که همه ی ما کمابیش شنیده ایم ولی با کمال صراحت عرض کنم که چیزی از او نمی دانیم جز کلی گویی های بی ریط و گزاف . دوست داشتم مطلب مفصلی درباره اش بنویسم ( و در آینده خواهم نوشت ) اما اکنون به اختصار :

۱) امیر میراث دار سنت وزرایی تاریخ ماست . او  تالی وزرایی است که در طول تاریخ ما تلاش کردند با پذیرش واقعیت دستگاه سیاسی پادشاهی قدرت مطلقه ی آن را کنترل کنند و به مسیر صحیح نزدیکش نمایند و بهای این تلاش جز در آغاز ( قرن ۲تا ۴ هجری  یعنی عصر طلائی ایران شیعی) جان این دسته (وزیران ) بود .

۲) امیر البته ازین جهت که دومین صدر اعظم ایران در دوران جدید تاریخیش بود هم قابل توجه است . او و قائم مقام  را ازین جهت باید پیشگام بزرگانی چون مصدق دانست . اما چرا قائم مقام ها و امیرها و... در ایران به اکثر اهدافشان نرسیدند ؟ این سوالی است که به نظر من با هویت ایرانی ما پیوند دارد تا جایی که تا هرکس پاسخی برایش پیدانکند هویت ایرانی او نا تمام است .

۳) شجاعت امیر در برخورد با جریان های انحرافی که کم و بیش دست بیگانگان را پشت خود داشتند ( آن هم در آن شرایط خاص ) بسیار قابل ستایش است و درس آموز .

۴) اگر امروز امیر کبیر بود چه برسرش می آمد ؟ کافیست بدانیم تمام تلاش او این بود که زمام امور را براساس قانون بر پا دارد و نظم و قاعده و برنامه را بر کشور حاکم کند . یک و نیم قرن پیش امیر تلاش کرد نظام بودجه ریزی منظم را در کشور حاکم کند . آیا او به خواب می دید که بیش از ۱۵۰ سال بعد سازمان مدیریت وبرنامه ریزی در ایران منحل شود؟

                           

درویش مسلکی

دوستی پرسیده اند:

من مراسم خانقاه دراویش سنندج وماهان کرمانو رفتم از نزدیک دیدم ولی هنوز گیج میزنم!!!!!!! هر کی یه چیزی میگه( چیزای خیلی متفاوت!!!)میخوام نظرشخصیتونو در مورد درویش و درویش مسلکی بدونم؟فکر میکنید امروزم درویش واقعی پیدا میشه؟با تشکر فراوان

 

۱) خواهش میکنم

۲) پاسخ به این سوال تحقیق مفصل و همه جانبه ای را می طلبد که در وسع من نیست . اما چند نکته را به اجمال ( و فقط از نظر خودم ) عرض می کنم :

 اگر تصوف و درویش مسلکی به دنیا گریزی  لاقیدی  ستم پذیری خرافه پرستی کرامت محوری و... ختم شود نه محبوب دین است نه مقبول عقل ولی اگر به این ها ختم نشود و چنان که بعضی فرق تصوف بر پاکی و سلامت نفس تاکید می کنند باعث زیستن پاک شود امری مطلوب و دوست داشتنی است .

سلام

کلمه ی " مریم " به لحاظ لغوی کلمه ای است که ریشه در زبان های سامی : عبری (زبان قوم و کتاب مقدس یهود ) و آرامی ( زبانی که خود حضرت مسیح به آن تکلم می کرد ) دارد . معادل عبری : miryam   معادل آرامی : maryam . همانگونه که در نوشته ای دیگر ( بنگرید به یادداشت جان مریم در همین وبلاگ ) گفتم  نفوذ صاحب این اسم : حضرت مریم در فرهنگ مسیحی به جایی رسید که مریم معنای مطلق زنانگی را در این فرهنگ به دست آورد و ازدواج ( marriage ) و مشتقات آن از همین ریشه است . اما معنای کلمه ی مریم : مشهورترین معنای این کلمه : محبوب ، دوست داشته شده ، معشوق است ( با تشکر از دوست عزیزی که زحمت پیدا کردن این مطلب را برایم کشیدند ) . اما اجازه دهید به این بهانه یادی کنم از تولد " کلمه ی خداوند " که رحمت خدا و آیت او برای همه ی انسان ها بود ( ... و لنجعله آیه للناس و رحمه منا ...آیه 21 ، سوره  مریم ) همو که با نفسش به روح انسان ها شفا میداد . همو بود که بشارت داد : در بکوبید که به روی شما گشوده خواهد شد ! بجو یید که خواهید یافت ! و فطرت الهی انسان را به یادش آورد و بانگ برآورد : ملکوت خدا نزدیک است

مسیح هدیه ی خدا بود به معصومیت مریم و مریم اینگونه مادر بودن را تجربه کرد . میلاد مسیح فرزند مریم بر همه ی انسان های خداجو  ، برهمه ی مادرها و بخصوص بر مسیحیان و مسلمانان  ( و حتی آن ها که از ملکوت خدا دورند مثل من ) مبارک باد

پریروز سالروز تولد دائی شهیدم بود . مادر بزرگم میگه تو خیلی شبیه دائیت هستی. بیش از بقیه ... شباهتم به امین برام قابل تصور تره تا به داییم . فاصله بین من و اون خیلی زیاده . اون کسی بود که پا روی علایق نفسانیش گذاشت و زندگیش همه به پاکی گذشت . من اما تا خرخره توی خواسته های خودم گیر کردم . اون شجاع بود ، مرد بود ، خدا ترس بود ، با اخلاق بود اما من هیچکدوم اینا نیستم تنها شاید شباهت چهره ای بین ما وجود داشته باشه . دائیم  ۱۸ سالش بود که پرید و رفت...

                                            

قبلا به دونفر  قول دادم یه مطلب راجع به محمد امین بنویسم . امین عزیز من الان ۷سالشه . من سوم دبیرستان بودم که به دنیا اومد و تو این ۷سال بودنش خیلی چیزا به من یاد داده . دوست داشتن ، پاکی ، عشق ، شادابی و.... . محمد امین هنوزهم برای من تازس ، خندیدنش ، شعر خوندنش ، دستای کوچیکش ... . با اون بیشتر می حرفم چرا حضرت مسیح کودکان رو به ملکوت خدا نزدیک می دونه و پیامبر بزرگوار ما میگه هر کودکی بر فطره الهی متولد می شه . در کنار همه ی اینا میگن امین به من خیلی شبیهه . خودمم اینو حس میکنم . وقتی به این فکر میکنم بیش از همه یاد کوکی خودم میفتم و یاد معصومیت از دست رفتم....

 

يه خبر بد !!! پدر دوست عزيزم محمد و.خ فوت كرد . اونم بعد از يه مريضي طولاني . محمد پسر فوق العاده ايه . از هر نظر : اخلاق ، درس ، خوش قلبي و... . اميدوارم روح پدرش ـ كه اين پسر از همون پدر نشان دارد -  سرشار از رحمت و لطف خداوند بشه . به محمد و خواهرش رضوان و بقيه ي اعضاي خانوادش بازهم تسليت مي گم