
این جا دنیای منه
پس حالا که اومدی احترام بذار

نظر بدی خوشحال میشم
پست ها رو بخون حتما


این جا دنیای منه
پس حالا که اومدی احترام بذار

نظر بدی خوشحال میشم
پست ها رو بخون حتما

×اولش که ناز کرد که نمیام
×بعدش که من پشیمون شده بودم از حرفی که زدم
×آویزون شده بود که میخوام بیام
×حالا اومده خونمون
×چون مامانم نبود منم هنوز افطاری نچیده بودم
×هی غر میزد که من گشنمه پس چرا افطاری آماده نمیکنی؟
×اه پس چی شد افطاری
×بعداز این که افطاری آماده کردم
×بلا نسبت شما عینه گاااااااااااو خورد
×اول شیر و خرما خور
×بعدش سوپ خورد
×بعدش چایی شیرین و نون پنیر خورد
×بعدش تخم مرغ براش نیمرو کردم
×خلاصه جاتون خالی خورررررررداااااا...
×تازه بهش رو ندادم وگرنه میخواس سحر هم بمونه خونه ما
×واااااالا.نمیدونم اینقد میخوره چرا لاغره؟
×باعث میشه نذاره راحت آدم زندگیشو کنه
×یه مسائلی پیش میاد که باید قیدشونو بزنی
×بعضی چیزا آدمو اذیت میکنه
×تو دو راهی قرار میدتش
×تنهاش میزاره
×باهاش بازی میکنه
×غرورشو میشکنه
×ولی نباید نا امید شد
×من اینو از فیلمی که الگوم قرار دادمش یاد گرفتم
×که خیلی ها هم دیدنش
×فرار از زندان(RISON BREAK)رو میگم
×.............................
×یه آدمایی وجود دارن که براشون قیافه مهمه
×پول مهمه شهرت و معروفیت از همه چیز
×براشون با ارزش تره
×از این آدما زیاد دیدم
×این جور آدما یه مدت که میگذره
×چند تا چیز رو به مرور زمان از دست میدن
×اولی معرفته
×دومی مهربونی(از نوع واقعیش)
×سوم شخیت و آبروئه
×اینو به وضوح میبینم آدمایی که
×آدمیت رو فراموش کردن
×وقتی دارن از جلوت رد میشن
×اگه با دقت نگاشون کنی
×جای خالی اون تیکه پازلی رو که گم کردن
×کاملا معلومه
×اگه خوب ببینی
×متوجه میشی که با هر قدمی که بر میدارن
×مقداری از شخصیتشون میریزه زمین
×و اونا در حالی که روی شخصیت بر زمین افتادشون پا میزارن
×بدون اینکه بفهمن جکار کردن
×لبخند زنان رد میشن و میرن
×اینجور مردم خودشون نمیفهمن
×ولی تو که داری نگاش میکنی
×پیش خودت میگی: آخی یارو چقدر احمقه
×فقط کافیه واضح تر نگاه کنیم
SoOo... I did it
×مخوام در مورد فیلم Vampire assistant یه توضیح کوچیک بدم
×این فیلم در اصل داستان سه جلد اول مجموعه ی دارن شانه
×که داستان زندگی دوتا پسر بچه است
×و یه سیرک که به شهرشون میاد
×و تصمیم میگیرن یواشکی برن سیرک
×تا جایی که خودم شنیدم آوریل در نقش دبی توش بازی کرده
×پس طرفدارای آوریل و دارن شان حتما این فیلم رو ببینن
×پسری که نقش استیو رو بازی کرده
×توی فیلم Hunger game هم بازی کرده
×فیلم فوق العاده ایه کلا
×اینم یه سری عکس ازش




×خدا میدونه چقد دلم براتون تنگیده بود
×الانم با کامپیوتر مدرسه دارم آپ میکنم
×آخه هم کامپیوترم خرابه
×هم اینترنتم قطعه
×بچه ها میشه برام دعا کنین کارم حل شه؟
×بخدا اگه حل بشه به همتون ده تا نظر میدم
×خب فعلا بای
×قول میدم د اولین فرصت که نت پیدا کردم
×بیام تو وب...بای
×I LOVE U ALL
×هم از تو هم از اون اخلاقت
×از تو یکی هم متنفرم
×به اندازه ی کافی ریختتو دیدم
×میدونین موضوع چیه ؟
×دو نفر تو زندگیم هستن که بوی تعفن میدن
×و برعکس دو نفر توی زندگیمن که اگه نباشن...
×خب چیزی که نمیشه.ولی خیلی بد میشه
×راستش میخواستم بگم شما دو نفر
×هر لحظه منتظر آمدن تگرگ باشین
×و بیخودی داد و هوار نکنین چون بهمن میاد
×و میدونین که تشنه ی دعوام.
×نذارین اون روی گرگیمو نشونتون بدم
×پس سربه سر اعصاب داغونم نذارین
×واقعا بعضیا حقشونه بهشون بگیم:
×(b)...(I)...(T...(c)...(H)...
×گرگینه ای ام که دومی نداره
×همیشه داغون نیستم
×ولی اگه باشم
×دیگه تو نیستی

×این ها به چه مینگرند؟
×مرده ای که دیگر مرده؟
×یا بدن روحی سرگردان؟
×این ها به چه مینگرند؟
×به جسمی خاکی
×که خوشی را با خود در گور برده
×یا چشمانی مشکی
×که دیگر بی نور شده
×این ها به چه مینگرند؟
×به چیزی بی ارزش
×که نبودش شرین تر است؟
×یا چیزی که بود و نبودش یکسان است
×این ها به چه مینگرند؟
×دیگر بس است بس است بس است
×خاک بریزید و بروید
×خورشید را هم خاموش کنید
×خسته ام...
×از هر خسته ای خسته ترم
×بروید.........میخواهم بخوابم
×تو مدرسه دعوام شد
×امتحان رو داده بودیم
×چهارتایی نشسته بودیم
×داشتیم حرف میزدیم
×یه دفعه سرویسمون اومد تو حیاط مردسه
×که بچه ها رو سوار کنه
×من و یکی از دوستام که مسیرمون یه جاس
×بلند شدیم با بچه ها خدافظی کردیم
×و اومدیم که کیفامونو برداریم
×دیدیم که یه دفعه مینی بوسمون
×داره از در مدرسه میره بیرون
×ما دو تا هم به صورت بسیار خنده دار
×و فجیحی(غلط املایی؟)دنبال سرویس
×شروع کردیم به دوییدن
×از در مدرسه رفتیم بیرون و دوییدیم دنبالش
×حاضرم قسم بخورم که فقط
×سه متر از در مدرسه دور تر شدیم
×یه دفعه دیدم یه نفر داره از ته گلوش داد میزنه:
×هووووووووووووووووووی
×برگشتم دیدم یکی از مستخدمامونه
×به دوستم گفتم:
×چی داره میگه این؟
×گفت نمیدونم بیا بریم ببینیم چی میگه.
×رفتیم جلو و گفتیم بله؟
×بعد اون یکی مستخدممون که مثل سگ میمونه
×برگشت گفت چرا از مدرسه فرار میکنین؟
×من:![]()
×دوستم:![]()
×بچه ها:![]()
![]()
×منم گفتم:فرار؟گی میگه ما داریم فرار میکنیم؟
×بعد میگه:پس چرا میدوییدین؟
×نه آخه خدایی شما بگین
×مثلا اونایی که میرن مسابقات دو میدانی
×در واقع دارن فرار میکنن؟؟؟![]()
×من هم یه کلمه برگشتم گفتم :
×دوسسس دارم به توچه؟
×اونم گفت:چه بلبل زبون
×من:![]()
![]()
×بعدش ما رو برد دفتر به معاونمون گفت که
×اینا به من فحش دادن(بچه ۵ ساله)
×و میخواستن از مدرسه فرار کنن
×من دلم میخواست پامو تا ته بکنم تو حلقش.
×معاونمون هم گفت خب بچه هاآقا(نمیدونم چیچی)
×حق داره دیگه ...
×بعد از این که مستخدمه رفت
×به من آروم گفت اون بیچاره خستس
×شما ببخشید اونم مجبوره دیگه
×منم که کلا اعصابم ناراحته
×بغض گلومو گرفته بود
×حالا اومدم تو حیاط اون یکی مستخدمه
×برگشته میگه چادرتو سرت کن
×منم برگشتم بهش گفتم:
×مامانم به من گیر نمیده
×اون وقت شما دخالت میکنین؟
×همین دیگه خیلی اعصابم امروز خرد شده بود
×خدایی من حق ندارم؟؟؟
×همچین تا مغز استخونم نفوذ کرد
×تا دو ساعت حالم گرفته بود.
×جمله هه اینه:
×دیگر نمیگویم گشتم نبود
×نگرد نیست
×میگویم:
×گشتم.اتفاقا بود
×اما انگار ماله من نبود
×میگن یارو تحت تاثیره
×حالا منم تحت تاثیرم
×خیییلی دلم گرفته
×دلم برا یکی خیلی خیلی تنگ شده
×به اطلاع silver girl and kind angle برسونم
×که منظورم اون نیستا
×نه نه عاشق نشدم
×دلم میخواس اینقدر راحت بودم که مثل یه دوست
×فقط وفقط یه دوست میشستم کنارش
×و ساعتا باهاش حرف میزدم
×آخه مشکلش چیه
×زشته؟شاید...
×حتی وقتی خودش هم بد میدونه
×من حتی نباید از ده فرصخیش هم رد بشم
×نباید؟جدی نباید؟...خیله خب رد نمیشیم
×مشکلی نیسسس...
×شاید هم بخاطره شباهت عجیبش
×به گروه one direction دوسش دارم
×اههه...دقت کردین دارم چرند پرند میگم؟
×واقعا زده به سرم...خل شدم
×خب وللش بیا بحثو عوض کنیم
×کی فیلم هابیت رو دیده؟
×اصلا اومده بیرون یا هنوز رو پردس؟
×دیشب از بیکاری نشستم
×اسم۵.۶ تا فیلم رو نوشتم
×که برم بعدا بگیرم.........فیلما اینان
×۱.princess protection program
×2.the odd life timothy green
×3.dark shadows
×4.vampire asisstant
×5.my girl
×6.brave
×7.rise of the guardians
×8.و سریال امپراطور آهن
×خب دیگه ببخشید بابت مزخرفاتم
×و ممنون که وقت گذاشتین و خوندین
×البته اگه خوندین...
×راستی هر کدوم از این فیلما رو اگه دیدین
×جریانشو بهم بگین ممنون میشم
×بای تا های
×زیپ کیف دوستم وا بود
×ما هم که امتحان رو داده بودیم و
×خب...گشنه دیگه...
×بعد این های بای بی صاحاب
×از توی کیف این داش چشمک میزد
×نمیدونم صاحبش کجا بود فک کنم رفته بود wc
×منم به یکی از بچه ها گفتم هوی زهرا میخوری؟
×اونم خیلی بی تفاوت گفت نه خودت کوفت کن
×منم با کمال آسایش بسته ی های بای رو وا کردم
×و یه سه چهار تایی برداشتم
×خواستم بگم اگه صاحب های بایا فهمید حلال کرده باشه
×ولی خداییش چسبید
×مال مفته دیه
×اه چرا دنیا تموم نشد؟
×دیشب من بودم و یه یلدای مزخرف
×و فامیل.هه هه
×اینقدر خوش گذذذشششتتت
×اصلا نمیدونم دیگه چی بگم
×اهههههههههههههههههه...
×خدا رو چه دیدین شاید یه کتاب نوشتم
×مثل دارن شان که اسم کتابشو گذاشت
×کریسمس لعنتی مبارک
×منم بذارم یلدای لعنتی مبارک
×خب دیگه بیخی فقط خواستم تبریک بگم
×این یلدای لعنتی رو...
Happy Damnable Yalda

×نذار به راه بد برم
×تو فقط ماله منی
×منم مال تو
×مراقبم باش
×بهم نیرو بده که کارای بدی رو که
×می کردم دیگه نکنم
×بتونم از خودم راضی باشم
×همین...
×منم قول میدم که
×تا آخرش پای قولم وایسم
×دوستی وجود نداره
×محبتی وجود نداره
×همه ی این دنیا چشم و هم چشمیه
×همه میخوان پا بذارن رو دیگران و برن بالا
×بالا و بالا تر...تا چه قدر بالا؟
×آخرش میخواد چی بشه
×از مردم شهرم بدم میاد
×از همه بدم میاد
×من اینا رو نمینویسم که دلت به حالم بسوزه
×مینویسم که واقعیت ها رو بدونی
×آخه پسر و دختر چه فرقی باهم دارن
×این فرقا رو آدمان که میذارن
×این بدبختیا همش تقصیر خودمونه
×دنیا میتونه خیلی قشنگ تر باشه
×میتونه چشم آدما پاک باشه
×میتونن تمام کشور ها و قاره ها باهم دوست باشن
×میتونیم همه خواهر و برادرای همدیگه باشیم
×پس چرا...چرا دنیا اینجوریه
×شما بگین...
×واقعا غیر عادی نیس؟ها؟نیس؟
×چرا وقتی با یه پسر بچه که دو سال از خودم
×کوچیکتره حرف میزنم
×همه چپ چپ نیگام میکنن؟
×شما بگین.این همه بدبختی همش بخاطره نفس خودمونه
×چه اشکالی داره همه با هم دوست باشیم؟
×چرا وقتی من میرم بیرون همه چپ چپ نگام میکنن؟
×مگه من چمه؟
×شاید دلیلش اینه که شبیه خیلی از دخترای دیگه نیستم
×آره من فرق دارم...ها؟
×شاید من منگلم.
×هی وایسا ببینم
×اگه من منگلم پس دخترای دیگه چین؟
×همه ی دنیا شده درس خوندن تا بتونی تو آینده پوالدار باشی
×خب نتیجه میگریم که تمام دنیا یعنی پول.نه؟
×خودتون قضاوت کنین
×وقتی یه پسر به دختری تیکه میندازه
×بعد خودش خوشش میاد که دور از چشم اون
×یکی مثل خودش هم داره به خواهرش تیکه میندازه
×اه...اصلا چرا دنیا اینقدر آلودس
×چرا دخترپسرایی که هنوز نمیدونن دودو تا چندتاس
×حرفایی رو میزنن که اصلا درست و برازنده ی سنشون نیست
×شما خودتون بگین.اصلا دیگه عشقی وجود داره؟
×آدم نمیدونه باید خودش باشه یا چیزی که مردم دوست دارن ببینن
×من تو خانوداده ای بزرگ شدم که عقاید درستی دارن
×ولی خیلی از خانواده ها رو دیدم
×که تنها همین کلمه رو بلدن:
×دختر بده فلان کنه دختر بده بهمان کنه.
×آخه یه پسر با یه دختر چه فرقی داره؟
×مگه دخترا آسمونو بنفش میبینن و پسرا سبز؟
×نه به خدا همه یه رنگ میبینن.
×همه دارن تو یه کره زندگی میکنن.
×همه از مادر متولد میشن
×همه آدمنن
×بیاین این فرقا رو نذاریم
×و ما اون کسایی باشیم که نسل رو درست میکنیم.
×بیاین دنیا رو از این همه آلودگی فکری پاک کنیم