پست ثابت
و جسد سرد من زیر درخت سبز آرمید
هنگامی که چمن های نا آشنا ، کپه کپه دستانم را پوشاندند
خیره و گریان به سراغ من میا /که من آسوده ام
روزهای عمر من ، سرد و اندوهگین
دیوانه وار و پریشان با یاد تو سپری شده است
من از مردن خشنودم
مدت ها از دل شکستگی من گذشته است و رنج را فراموش کرده ام
زمان با رنج کشیدن من تنظیم شده بود
آرامش در آخر فرا رسید
من مردم
هنگامی که ناقوس مرگ برای من به صدا در آمد