خدای من چه دلتنگم این روزها.....



خدای من چه دلتنگم از این روزها

چه دلگیرم از این بودن

چقدر خستم از این دنیا....از این عالم

خدای من....

نگاهم کن ،که محتاج یه همدردم

خدای من...

کنارم باش همین یک بار ...

به کسی که دوسش داری.....



به کسی که دوستش داری بگو که چقدر بهش علاقه داری

و چقدر در زندگی براش ارزش قائل هستی

چون زمانی که از دستش بدی

مهم نیست که چقدر بلند فریاد بزنی

اون دیگه صدایت را نخواهد شنید!!

ای اشک آهسته....!!!!!!!!!!



ای اشک آهسته بریز که غم زیاد است


ای شمع آهسته بسوز که شب دراز است


امروز کسی محرم اسرار کسی نیست


ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست

دلم دیگر به زندگی گرم نیست


مادر می‌گوید : باید کمی به خودت برسی !


اما چگونه ؟ وقتی از هر طرف میروم به تو می‌رسم ؟!


.


.




گاهی وقتا خودم رو بغل می کنم و میگم : یادته آغوشش چقدر گرم بود ؟


.


.


ﻋﺎﺩﺕ ﺩﺍﺭﻡ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺟﺎﯼ ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺷﯿﺸﻪ ﯼ ﻣﺎﻧﯿﺘﻮﺭ ﭘﺎﮎ ﮐﻨﻢ …


ﺁﺧﺮ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﮐﺮﺩﻥ ﻋﮑﺲ ﻫﺎﯾﺖ عادت من است !




صدایم کن تا مرا در آغوش کشد زندگی

همانند پروانه ای سبک در آغوش گلبرگها

صدایم کن تا زیبا شود صدای زندگی

همانند خش خش برگ های پاییز بر سنگفرش خیال

صدایم کن تا بند بند وجودم فدایت شود

آنگونه که حرف نامم را آوا میکنی

صدایم کن تا خشتی تازه نهم برین ویرانه

صدایم کن تا از قفس پرواز کنم سوی آسمان

صدایم کن...


بغض بزرگترین نوع اعتراض در برابر آدم هاست

اگر بشکنه دیگه اعتراض نیست

التماسه...!!

دلتنگی عجب دردیست...



من از اعدامنم نمی ترسم


نه از چوبش نه از دارش


من از آتش این سیگار می ترسم


من از تکیه به این دیوار می ترسم


من از رقص غم و گیتار می ترسم


من از خویش و بسی از ذهن این بیمار می ترسم


من از جام شراب و پشت هم تکرار می ترسم


الهی بدتر از این را ندانم


من از پایان بی دیدار می ترسم...



دلتنگی مثل کوفتگی تصادفه

اولش بدنت گرمه حالیت نیست 

ولی یه دفعه دردش شروع میشه 

و تازه میفهمی چی به سرت اومده


خدایا...............

دلم واسه بابام تنگ شده ...واسه صداش

خدایا بی انصافی بود ...................بی انصافی من حتا واسه اخرین بارم ندیدمش

چقدر نامردی دنیا بی ارزشی

خدایا کمکم کن بهت نیاز دارم بیشتر ازقبل.اخه صبرم بده نمیتونم تحمل کنم سخت به ظاهر خوش بون

سخت بابا سخت من نمیتونم نمیتونم