ادبیات اعتدال
1-ادبیات همواره برای همه ی فرهنگها و سنت ها نقش آینگی داشته است ،بهمین خاطر نیز خواسته ها و آمال هر ملتی را درادبیات آن قوم به تماشا می نشیینند ،به این لحاظ برای درک آداب و ادب هر جامعه ای چندان به کنکاشهای پیچیده نیازی نیست یلکه مروری به آثار نوشتاری و گفتاری ملتها ما را به سر منزل مقصود خواهد رساند ،تا بدانیم مثلا فلان قوم و قبیله در چند صد سال پیش چه دلمشغولی هایی داشته است ، به چه می اندیشیده است و بر اساس توانمندی ها و ناداشته هایش چگونه عمل می کرده است و کدام مسیر درست یا اشتباه را در دوران خود سپری کرده است .
2-انقلاب اسلامی ایران نیز در دهه ی چهارم زندگانیش همواره در حال کند و کاو بوده است و در این رهگذر ادبیات خاص خود را همواره تولید کرده است ،در این باره شاید بتوان گفت انقلاب اسلامی ازابتدا تا به اکنون حامل سه سبک یا گفتمان ادبی بوده است که هر یک به فراخور خود به نوعی فرهنگ و آداب مستقر در زمان خود را آینگی کرده است .»ادبیات انقلاب اسلامی» که به فراخور سنت شکنی های هر انقلابی مملو از واژگان شایسته انقلاب بود ،شعر و داستان و در کنار آن آثار خلق شده در دهه ی ابتدای انقلاب ،همگی در همین سبک و گفتمان قابل بررسی است ،ادبیاتی که در شعار ها و کلمات روز مره و سخنان مدیران و مسولان نیز متجلی بوده است و نماد عینی آن را می توان در شعار های نماز جمعه و راهپیمایی ها آن دهه یافت .مرگ خواهی برای دشمنان از نشانه های بارز این ادبیات است ،علاوه بر این ،باید به جنگ هشت ساله در دهه اول انقلاب نیز توجه داشت که روح حماسی را تا سر حد امکان گسترش داد ؛و البته باید گفت اینک بر اساس همان آمال ها و آرزوها ،ما گنجینه ای مملو از ادبیات انقلابی و حماسی در ره توشه فرهنگ ایرانی متبلور می بینیم . پس از این دوره فرهنگی «سبک یا گفتمان سازندگی و اصلاح» آغاز شد در این دوره ایرانیان کوشیدند رهیافتهای جدیدی را در نوع زندگی و فرهنگ خود جستجو کنند آنها می خواستند ضمن پایبندی به اصول انقلاب خود که بر خاسته از خواستی تاریخی برای استقلال و آزادی بود بنیانهای اسلام مبتنی بر جمهوریت خود را با گفتمان جدید سازندگی و اصلاح رونقی دوباره ببخشند به این خاطر کوشیدند بین شعار ، فرهنگ و ادبیات انقلاب با دنیای مدرن به گونه ای تعادل برقرار نمایند تا هم ارزشهای خود را حفظ نمایند و هم راهی برای توازن با دنیای جدید بیابند . اما به دلایل گوناگون این اتفاق نیفتاد و این موج فرهنگی و انسانی در ایران نتوانست در زبان عامه و فرهنگ عمومی جایی برای خود پیدا نماید و نتیجه ی آن نیز عقب رفتن و واماندگی نزدیک به یک دهه بود که با دولت نهم و دهم اتفاق افتاد ، این عقب ماندگی باعث شد تا جامعه ی ایران با یک دهه تاخیر به گفتمان اعتدال برسد ،سبکی از زندگی و بینش که هم لایه هایی از ادبیات انقلاب را با خود دارد و هم می کوشد ادبیاتی همساز با زمان را در خود نهادینه نماید ،سبکی که هم معتقد به میانه روی در بینش و هم ملتزم به اعتدال در روش است ، گفتمان اعتدال در واقع محصول تاریخی ملت ایران پس از گذر از دوره های فرهنگی « ادبیات انقلاب ، سازندگی و اصلاح « پس از یک دهه ایستایی است و نشان از آن دارد که ملتها در راه تکامل ،مسیر خود را با خطا و آزمون و وسواس پی می گیرند ..
3- ادبیات و فرهنگ اعتدالی نه در برابر ادبیات انقلاب و اصلاح است و نه به نفی محصولات آن دو می اندیشد ،گفتمان اعتدالی می کوشد تا با بهره گیری از تجربیات دوره های گذشته ،بانی و باعث رفتاری شایسته تر از پیش باشد ،به این لحاظ به نظر می آید در حوزه های مختلف آجتماعی ،سیاسی ،اقتصادی و فرهنگی نمونه بالغ تر و به تکامل رسیده تری از رفتارها را در آینده شاهد خواهیم بود که نباید در برابرتجربیات گذشته قرار داده شود، بلکه بهتر است که آن را نتیجه رفتار های گذشته بدانیم، همانگونه که در سبک شناسی ادبی هیچگاه سبک عراقی را در برابر سبک خراسانی نمی دانند بلکه آنها را صدای روزگار خود می شمارند و یا سبک هندی را در تعارض با سبک عراقی نمی خوانند و آن را نشانه دلمشغولی های مردم آن روزگار می پندارند و البته همه ی آن سبک ها نیز باعث ارتقای زبان فارسی شد ،از همین چشم انداز هم باید گفتمان اعتدال را زبان امروز مردم انقلابی دهه شصت ایران دانست ،که هم انقلاب را می خواهند و هم می خواهند با دیگران سر سازگاری داشته باشند و با زبان امروز سخن بگویند و زندگی کنند و در کنار آن بگذارند دیگران هم زندگی کنند .
4-راهبرد جدیدی که مقام معظم رهبری با «نرمش قهرمانانه» به آن تصریح کردند نیز نشان از همین نکته مهم و تاریخی است که ادبیات و گفتمان مردم انقلابی لزوما نباید همواره بر یک اسلوب بچرخد بلکه رسیدن به غایتی بنام ایران توسعه یافته در جامعه ی امروز از مسیر اعتدال می گذرد این البته و اضح است که به معنی نفی دستاوردهای گذشته نیست بلکه به مفهوم خردمندی و بهره گیری از تجربیات گذشته است که شایسته ملتهای عاقل و هوشمند نیز هست .
احسان مکتبی