زندگی شیرین
.jpg)
گذشته هایی که حالمان را گرفته است…
آینده ای که حالی برای رسیدنش نداریم..
و حال هم حالمان را به هم میزند…
چه زندگی شیرینی !!!
.jpg)
گذشته هایی که حالمان را گرفته است…
آینده ای که حالی برای رسیدنش نداریم..
و حال هم حالمان را به هم میزند…
چه زندگی شیرینی !!!

تو مقصری اگر من دیگر ” من سابق ”
نیستم !
من را به من نبودن محکوم نکن !
من همانم که درگیر عشقش بودی !
یادت نمی آید ؟!
من همانم !
حتی اگر این روز ها هر دویمان بوی
بی تفاوتی بدهیم !

من قاتل ام!!!
مرا محاکمه کنید...
نه نه.بدون محاکمه اعدام کنید!!
من:
عمری است خاطره میسوزانم...
شب ها سیگار خفه میکنم...
پیک های مشروب تهی میکنم...
شیون و زاری سرقت میکنم...
گریه ها وناله ها عقیم میکنم...
تا دلت بخواهد خودزنی میکنم...
اما از همه مهم تر وبدتر:
سالهای سال است...
دارم آرزو دفن میکنم...
من قاتل ام!!!
مرا بی محاکمه اعدام کنید...!
آدمک آخر دنیاست بخند...
آدمک مرگ همین جاست بخند...
آن دست خطی که تورا عاشق کرد...
شوخی کاغذی ماست بخند...
آدمک خرنشوی گریه کنی...
کل دنیا سراب است بخند...
آن خدایی که بزرگش خواندی...
به خدا مثل تو تنهاست بخند...
چه چيزي را به رخ من ميكشي؟؟
قرارهاي عاشقانه ات؟؟
دوستي هاي پنهاني ات؟!
يا حرف هاي پوچت!كدام را؟؟
تو وفادار نبودي...
اما من پای همه چیز ماندم
،پای حرفها، قولها و حتی عاشقانه هایم.
. بگذریم..
راستی؟رقیب جدیدت را دیدی؟؟
بهانه ی یک عمر حسرت خوردنت را پیداکردم...
"سيگار"
بوسه هایمان را ببین و آتش بگیر..
او برای من،و تو برای هردویمان بسوز..!!
همیشه دو نخِ آخر سیگارت رو پشت به پشت بکش ...
تا سیگار آخر زیاد تنهایی نکشه ...

دل شکسته ای کنار پنجره سیگار میکشید...
خسته بود انقدر خسته که یادش رفت بعد از آخرین پک باید ...
سیگار را به پایین پرت کند... نه خودش را.....

ته سگار هایم،پوکه های خاطرات است...
که شلیک میکنم وسط مغزم...
میکشد مرا...
تا شاید تورا فراری دهد از ذهنم...
خطا زدم همه را...
پاکت بعدی ، خشابی دیگر...

دنبال کسی نیستم که وقتی میگم میرم بگه" نرو !"
کسی رو میخوام وقتی که گفتم میرم بگه "
صبر کن منم باهات بیام ،تنها نرو...
![]()
شمرده بودم ..
پنج سیگار...
تا خانه ی او راه بود ...
حالا دیگر ،
کوچه به کوچه ...
سیگار پشت سیگار...
میگردم و نمــﮯ رسم....
به من نگو ( سیگار) نکش !
بپرس برا کدوم دردم سیگار میکشم ؟!
بپرس اصلا چرا سیگا ری شدم ؟!
مطمئن باش اون موقع خودت برام کبریت میکشی . . .
باز باران نه بگویم با ترانه...
میسرایم این ترانه...
باز باران بی ترانه دانه دانه..
می خورد بربام خانه...
یادم آید روز باران...
پابه پای بغض سنگین...
تلخ و غمگین...
دل شکسته اشک ریزان...
عاشقی سرخورده بودم...
می دریدم قلب خود را...
دور می گشتی تو از من..
با دو چشم خیس و گریان...
می شندم از دل خود این نوای کودکانه..
بی بهانه...
زود برگردی به خانه...
یادت آید هستی من؟؟
آن دل تو جار میزد...
باز باران...
باز می گردم به خانه...
وقتی نفهمی کی سیگارت رو روشن کردی
پیکت کی پر و خالی شده !
یعنی خیلی داغونی و تنها . . .

دلم می گیرد وقتی زودتر از من روبه رویت تنهایی نشسته و با تو چای می
خورد ، سیگار میکشد . . .

چه سخت میگذرد این روزا که همراهش هم پاییز باشد ، هم ابر باشد و هم غروب جمعه باشد . . .
تمامش را این سیگار لعنتیی میداند و می سوزد . . .
اما این زندگی کار خودش را میکند و این زیر سیگآریی هی پر می شود و هی خالی . . .

امروز عکس تنهایی ام را قاب گرفته ام...
عکسی در ابعاد سه در بی نهایت...

یه دریا اشک برای ریختن دارم...
یه دل گرفته...
یه زندگی پراز خالی...
من سرشار از تنهایی ام...

انگشتت را هرجای این نقشه خواستی بگذار فرقی نمی کند...
تنهایی من عمیق ترین جای جهان است...
وانگشتان تو هیچ وقت به عمق فاجعه پی نخواهد برد...

دوستت دارم تکه کلام توبود....من بی جهت به آن تکیه کردم...!!!
دست هایت را مشت میکنی و میگویی
گل یا پوچ؟؟؟؟؟؟؟؟
در دلم ارام میگویم...
دست هایت...

کدامــــــ دردناک تر است؟
این که پرواز را بدانی ولی اسیر باشی یا این که آزاد باشی ولی پرواز را ندانی...
این که بدانی حق داری ولی ندهند یا این که بدهند به تو آن چه را که حقت نیست ...
این که پر از فریاد باشی ولی گوشی نباشد یا این که همه گوش باشند و تو حرفی نداشته باشی....
سیگار...
سیگار بعدی را روشن میکن.!
کامی از لبش میگیرم بجای لبهایی که چندی است نبوسیده ام....
انگشتانم بوی تند سیگار می دهد همان انگشتانی که همچو باد جنگل صورت زیبای
تو را نوازش میکردند....
دیگر این اندام سوزان تو نیست که مرا احاطه کرده دود سیگار است و بس...
سیگارم که به آخر میرسد لبم را میسوزاند مانند بوسه ای که تو هنگام خداحافظی
به آن تقدیم کردی...!





این گونه که مست می کوبد به ساحل و صدای گریه اش تا دور دست....
به یاد تو می افتم و بی قراری ها...
چیزی کم دارد دریا یا من.....که سر می کوبم به گریه!!
تقصیر دریا نیست...
تقصیر من نیست...
شاید تو دیر کرده ای که گریه زود تر رسیده است....!

چقدرسخته تو چشمای کسی که تمام عشقتو ازت دزدید زل بزنی و بجای اینکه لبریز کینه و نفرت بشی حس کنی که هنوز دوسش داری.....
چقدر سخته دلت بخواد به دیواری سرتو تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش تمام وجودت له شده....
چقدرسخته تو خیالت ساعت ها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچی بجز سلام نتونی بگی....
چقذرسخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوز دوسش داری...
چقدرسخته گل آرزو هاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اون وقت آروم زیر لب بگی...
(گل من باغچه ی جدید مبارک)

میخواهم تنهایی را برایت معنا کنم.......
در ساحل کنار دریا ایستاده ای.
هوای سرد...صدای موج....
انتظار انتظار انتظار.....!
تنهایی را دوست دارم....
بی دعوت می آید...
بی منت میماند.....
بی خبر نمی رود....!
دلم یک غریبه می خواهد........
بیاید بنشیند فقط سکوت کند......
من هی حرف بزنم و بزنم و بزنم.....
تا کمی کم شود این همه اندوه......!
بلند شود و برود نه نصیحتی نه.........
انگار نه انگار..........!!






تنهایی سخت است.........
ماننده نگاه نوازنده ای که با دست های بریده به گیتارش می نگرد!

خسته شدم از تکرار شنیدن(مواظب خودت باش)
تو اگر نگران من بودی نمی رفتی...
می ماندی...........
where is my love.........
where is my hope..........
where is my reason to live......
i am die!!!!!!!
دست از پا خطا كني تعويض ميشوي...همين حوالي كسي شبيه توست!!!!
(اين است پيام عشق هاي امروزي)