شعر نو

بر سر خوان تو تنها کفر نعمت می کنیم

سفره ات را جمع کن ای عشق! مهمانی بس است

مپرس حال مرا ! روزگار یارم نیست
جهنمی شده‌ام، هیچ کس کنارم نیست

نهال بودم و در حسرت بهار ! ولی
درخت می شوم و شوق برگ و بارم نیست

به این نتیجه رسیدم که سجده کردن من
به جز مبارزه با آفریدگارم نیست

مرا ز عشق مگویید، عشق گمشده ای‌ست
که هر چه هست ندارم ! که هر چه دارم نیست

شبی به لطف بیا بر مزار من ، شاید ــ
بــِـرویـَد آن گل سرخی که بر مزارم نیست

 لاله‌ها در پیش رویم یک به یک دیوار شد
زیر هر سقفی که رفتم بر سرم آوار شد

خرق عادت کردم اما بر علیه خویشتن
تا به گرد گردنم پیچید عصایم مار شد

اژدهای خفته‌ای بود آن زمین استوار
زیر پایم ناگه‌ از خواب قرون بیدار شد

مرغ دست‌آموز خوش‌خوان کرکسی شد لاشه‌خوار
وان غزل خانگی برگشت و گرگی هار شد

گل فراموشی و هر گلبانگ خاموشی گرفت
بس که در گلشن شبیخون خزان تکرار شد

تا بیاویزند از اینان آرزوهای مرا
جابه جا در باغ ویران هر درختی دار شد

زندگی با تو چه کرد ای عاشق شاعر مگر؟
کان دل پر آرزو از آرزو بیزار شد

بسته خواهد ماند این در همچنان تا جاودان
گرچه بر وی کوبه‌های مشت‌مان رگبار شد

زهره‌ی سقراط با ما نیست رویاروی مرگ
ورنه جام روزگار از شوکران سرشار شد

له‌ها در پیش رویم یک به یک دیوار شد
زیر هر سقفی که رفتم بر سرم آوار شد

خرق عادت کردم اما بر علیه خویشتن
تا به گرد گردنم پیچید عصایم مار شد

اژدهای خفته‌ای بود آن زمین استوار
زیر پایم ناگه‌ از خواب قرون بیدار شد

مرغ دست‌آموز خوش‌خوان کرکسی شد لاشه‌خوار
وان غزل خانگی برگشت و گرگی هار شد

گل فراموشی و هر گلبانگ خاموشی گرفت
بس که در گلشن شبیخون خزان تکرار شد

تا بیاویزند از اینان آرزوهای مرا
جابه جا در باغ ویران هر درختی دار شد

زندگی با تو چه کرد ای عاشق شاعر مگر؟
کان دل پر آرزو از آرزو بیزار شد

بسته خواهد ماند این در همچنان تا جاودان
گرچه بر وی کوبه‌های مشت‌مان رگبار شد

زهره‌ی سقراط با ما نیست رویاروی مرگ
ورنه جام روزگار از شوکران سرشار شد

تلاش

سعی کن با همه چیز کنار بیایی ! فرار نکن ... زمین به شکل احمقانه ای گـِـرد است...

انسان درختان را قطع می کند و با آن کاغذ می سازد و روی کاغذ می نویسد درختان را قطع نکنید...

روزگاری جاده بودم ، جاده ای غرق تردد ، جاده ای که یک لحظه از رفت و آمد خالی نمی شد. من که بسیار کسان را از ویرانگی به آبادی رساندم حال خود ماندم و تنهایی و ویرانگی خود...

مترسک به گندم گفت:گواه باش که مرابرای ترساندن افریدند،

ولی من تشنه ی عشق پرنده ای بودم که سهمش ازمن گرسنگی بود.

دکترعلی شریعتی

در اطراف خانه ی من

آن کس که به دیوار فکر می کند ، آزاد است !

آن کس که به پنجره .... غمگین !

و آن کس که به جستجوی آزادی است ،

میان چار دیواری نشسته

می ایستد .... چند قدم راه می رود !

نشسته .... می ایستد

چند قدم راه می رود !

نشسته .... می ایستد .... چند قدم راه می رود !

نشسته

می ایستد .... چند قدم راه می رود !

نشسته .... می ایستد

چند قدم ....

حتی تو هم خسته شدی از این شعر

حالا چه برسد به او که .... نشسته

می ایستد ....

نه ! .... افتاد !

 

گروس عبدالملکیان

 

کبریای توبه را بشکن پشیمانی بس است

از جواهر خانه ی خالی نگهبانی بس است

 

ترس جای عشق جولان داد و شک جای یقین

آبرو داری کن ای زاهد! مسلمانی بس است

 

خلق دل سنگ اند و من آیینه با خود می برم

بشکنیدم دوستان! دشنام پنهانی بس است

 

یوسف از تعبیر خواب مصریان دل سرد شد

هفتصد سال است می بارد! فراوانی بس است

 

نسل پشت نسل تنها امتحان پس می دهیم

دیگر انسانی نخواهد بود قربانی بس است

 

زندگی

زندگی آنقدر کوتاه است که بعضی ها فقط میرسند کارهای ضروری خود راانجام دهند!!!"  . فرد هند فاین

" در پشت هیچ در بسته ای ننشینید  تا روزی باز شود . راه کار دیگری جستجو کنید  و اگر نیافتید همان در را بشکنید"  . ارد بزرگ

" انسان آن چیزی خواهد شد که خود باور دارد!"  . أودنه ساندروُل

" پيروزی آن نيست که هرگز زمين نخوری، آنست که بعد از هر زمين خوردنی برخيزی"  . مهاتما گاندی

" برای کوبیدن یک حقیقت ، خوب به آن حمله مکن ، بد از آن دفاع کن"  . علی شریعتی

" در همه چیز همه چیز  هست!!!"  . ضرب المثل فرانسوی

" بدون باختن برنده نمي شوي"  . مثل روسي

" وسرانجام اینکه من از حماقت های خود در زندگی پخته شده ام!"  . الینُور فلور

" از دشمن خودت يكبار بترس و از دوست خودت هزار بار"  . چارلي چاپلين

" بيش از حد عاقل بودن، كار عاقلانه اي نيست"  . مثل فرانسوي

" شايد بتوانيد دست و پای مرا به غل و زنجير کشيد و يا مرا به زندانی تاريک بيافکنيد ولی افکار مرا که آزاد است نمی توانید به اسارت در آوريد"  . جبران خلیل جبران

" شاخ پربار سر بر زمين مي نهد و عظمت آن هم چنان در فروتني او جلوه گر است"  . گاندي

" تولد و مرگ اجتناب ناپذيرند، فاصله اين دو را زندگي كنيم"  . سانتابان

" جهان را نگه دارید، می خواهم پیاده شوم"  . اوبالدیا

" كسي كه حق اظهار نظر و بيان فكر خود را نداشته باشد، موجودي زنده محسوب نمي شود"  . مونتسكيو

" زندگي دشمن شما نيست، اما طرز فكرتان مي تواند دشمن شما باشد"  . ريچارد كارسون


حال واحوال

امروزحالم خیلی خرابه خیلیییی

شایدم دارم تصمیمات مذخرفی میگیرم

خدای من

روزگارا ...

كه چنين سخت بر من مي گيري...

 با خبر باش كه پژمرده شدن من آسان نيست ...

گرچه دلگيرم از ديروزم، گرچه فرداي غم انگيز مرا مي خواند ليك باور دارم دل خوشي ها كم نيست ...

زندگي بايد كرد ...

نفس

به نام او که آنقدر آه کشیدم تا تو را برایم فرستاد…

نمی دانم شاید سلام …

اما اگر می دانستم در پس هر سلامی خداحافظی ای هم هست هرگز سلامت نمی کردم ، اگر می دانستم در پس هر خنده ای گریه ای هم وجود داره هرگز نمی خندیدم …باورکن نمی خندیدم…

یه روزی یه جای یه وقتی توی یه برگه خوندم :

 برای اونی کسی که دوستش داری بنویس دوستت دارم،آخه آدمها گاهی اوقات خیلی زود حرفاشون رو فراموش می کنن ولی یه نوشته به این راحتی ها از بین نمی ره گرچه پاره کردن یه کاغذ از شکستن یه قلب هم ساده تره ولی می نویسم ...

بازم سلام...

   گاهی دلم می خواهد بدانی حال من چگونه است، اما بدان که من همیشه حال تو را می دانم. اغلب دلم برایت تنگ می شود هر لحظه یک بار تنفست می کنم...

 جای تعجب نیست که یک دیوانه دارد با تو حرف می زند .

خودت قضاوت کن که اول دیوانه نبود و حالا خوشحال است که تو دیوانه اش کردی.

       قبول کن دیوانه شدن برای تو و با تو چه زیباست...

همیشه می گن آدمها اگر چهل روز کاری رو انجام بدن به اون عادت می کنن ،هر چند عادت کردن به معنای متداول زیبا نیست اما ...

           عادت کردن برای داشتن تو زیباست .

تفسیر عشق


Once a Girl when having a conversation with her lover, asked
یک بار
دختری حین صحبت با پسری که عاشقش بود، ازش پرسید

Why do you like me..? Why do you love me?
چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟

I can't tell the reason… but I really like you
دلیلشو نمیدونم …اما واقعا"‌دوست دارم

You can't even tell me the reason… how can you say you like me?
تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان کنی… پس چطور دوستم داری؟

How can you say you love me?
چطور میتونی بگی عاشقمی؟

I really don't know the reason, but I can prove that I love U
من جدا"دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت کنم

Proof ? No! I want you to tell me the reason
ثابت کنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی

Ok..ok!!! Erm… because you are beautiful,
باشه.. باشه!!! میگم… چون تو خوشگلی،

because your voice is sweet,
صدات گرم و خواستنیه،

because you are caring,
همیشه بهم اهمیت میدی،

because you are loving,
دوست داشتنی هستی،

because you are thoughtful,
با ملاحظه هستی،

because of your smile,
بخاطر لبخندت،

The Girl felt very satisfied with the lover's answer
دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد

Unfortunately, a few days later, the Lady met with an accident and went in coma
متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناکی کرد و به حالت کما رفت

The Guy then placed a letter by her side
پسر نامه ای رو کنارش گذاشت با این مضمون

Darling, Because of your sweet voice that I love you, Now can you talk?
عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا که نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟

No! Therefore I cannot love you
نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم

Because of your care and concern that I like you Now that you cannot show them, therefore I cannot love you
گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت کردن هات دوست دارم اما حالا که نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم

Because of your smile, because of your movements that I love you
گفتم واسه لبخندات، برای حرکاتت عاشقتم

Now can you smile? Now can you move? No , therefore I cannot love you
اما حالا نه میتونی بخندی نه حرکت کنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم

If love needs a reason, like now, There is no reason for me to love you anymore
اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره

Does love need a reason?
عشق دلیل میخواد؟

NO! Therefore!!
نه!معلومه که نه!!

I Still LOVE YOU…
پس من هنوز هم عاشقتم

True love never dies for it is lust that fades away
عشق واقعی هیچوقت نمی میره

Love bonds for a lifetime but lust just pushes away
این هوس است که کمتر و کمتر میشه و از بین میره

Immature love says: "I love you because I need you"
"عشق خام و ناقص میگه:"من دوست دارم چون بهت نیاز دارم

Mature love says "I need you because I love you"
"ولی عشق کامل و پخته میگه:"بهت نیاز دارم چون دوست دارم

"Fate Determines Who Comes Into Our Lives, But Heart Determines Who Stays"
"سرنوشت تعیین میکنه که چه شخصی تو زندگیت وارد بشه، اما قلب حکم می کنه که چه شخصی در قلبت بمونه

 

سلام

سلام دوستان عزیزم  انشا لله که خوب وخرم باشید

 میدونید واقعا شرمنده همتونم که نتونستم بهتون سر بزنم

 سعی میکنم به همین زودی بیام

 البته اگه کسی چشم براهم باشه

خواستن تو

نمی دانم...

 آنقدر دوستت دارم که هر چه بخواهی همان را بخواهم اگر بروی شادم ... اگر بمانی شادتر... تو را شادتر می خواهم با من یا بی من ... بی من اما شادتر اگر باشی ...

کمی...فقط کمی ناشادم و... این همان عشق است ...

عشق همین تفاوت است همین تفاوت که به مویی بسته است و چه بهتر که به موی تو بسته باشد ...

 خواستن تو تنها یک مرز دارد و آن نخواستن توست ...

درد ودل

ماه در اوج آسمان می رود
و ما در گوشه ای از شب
همچنان به گفت و گوی دستها گوش فرا داده ایم
و ساکتیم و
در چشم های هم یکدیگر را می خوانیم ،
در چشم های هم یکدیگر را می بخشیم
و من همه ی دنیا را در چشمان او می بینم
و او همه ی دنیا را در چشم های من می بیند
و ما در چشم های یکدیگر ساکتیم
و در چشم های هم می شنویم
و در چشم های هم یکدیگر را می شناسیم
و در چشم های هم یکدیگر را می بینیم
و چشم در چشم هم
و گوش به زمزمه ی لطیف و مهربان دست ها خاموشیم
و ماه در اوج آسمان می رود
و او در چشمان می خواند که
:
حرف های دست ها می شنوی؟
زبان دست ها را می فهمی؟
و من در چشم های او میخوانم که میگوید
:
آری میشنوم
!
آری میفهمم ،
چه خوب
!
دست ها چه خوب با هم حرف می زنند!

تملک عشق

عشق:

       نیرویی است در عاشق ،که او را به معشوق میکشاند،دوست داشتن جاذبه ای در دوست ، که دوست را به دوست می برد. عشق تملک معشوق است، دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست. عشق معشوق را مجهول و گمنام می خواهد تا در انحصار او بماند، دوست داشتن دوست را محبوب و عزیز میخواهد ومیخواهد که همه ی دل ها آنچه را او از دوست در خود دارد ،داشته باشند. در عشق رقیب منفور است،

در دوست داشتن است که:

    هواداران کویش را چو جان خویشتن دارند” که حسد شاخصه ی عشق است عشق معشوق را طعمه ی خویش میبیند و همواره در اضطراب است که دیگری از چنگش نرباید و اگر ربود با هردو دشمنی می ورزد و معشوق نیز منفور میگردد 

دکتر

دل یعنی چه؟
دل یعنی دل،
نه یعنی مغز
مغز از آن صاحب مغز است و صاحب مغز متعلق به خانواده اش و خانواده اش منسوب به شهرش
و شهرش مربوط به مملکتش
ببین چه حسابش روشن است و معین و منطقی ! مو به درزش نمی رود
!
مغز یکی از اعضائ پیکر صاحبش است. همین
!
اما دل معجزه بزرگ و شگفتی است. حساب دیگری دارد
.
دل چیست؟ دل آن آدم فهمیده اهل درد خوب با حالت لطیف عمیق مرموزی است که در اعماق درون بعضی از موجودات راست بالای دو پا مخفی است

خدایی که در همین نزدیکی ست

    وخدایی که در همین نزدیکیست ...

 نمی دونم خواب بودم یا بیدار
همه جا نور بود،خدا رو دیدم
خدا همون نور بود...
خدا دستانم را گرفت
من براش حرف زدم ، درد و دل کردم
اون فقط گوش می کرد و هیچ نمی گفت
من گله می کردم...
اون فقط گوش می کرد و هیچ نمی گفت
گفتم مگه من گله گذار نیستم
مگر من بنده ی نا سپاس تو نیستم
به من نعمت دادی من بیشتر خواستم باز هم دادی
طمع من کم نشد خواستم و خواستم
و تو بی منت هرچی خواستم دادی
اون موقع تو رو احساس نمی کردم
اما حالا هم که در آغوش تو هستم
باز هم طمع دارم باز هم بیشتر می خوام
باز گله می کنم...
خدا گفت تو بنده ی من هستی
فقط از من بخواه من به تو بی منت نعمت می دم.
تو از من دور هستی اما من که به تو نزدیک هستم،
چطور خواسته ات را برآورده نکنم من به تو نزدیک هستم.
گله و شکایتت رو به من بگو
دادگاه انسان ها عدالت نداره
اگر هم خوب باشی باز محکومی.
اما تو برای من بزرگی برای من ارزشی.
من تو رو هرگز محکوم نمی کنم
من به تو همیشه فرصت جبران داده ام.
تو نیازمندی از من بخواه نیازها ت رو،
من بی نیازم هر چی بخوای در اختیارت می گذارم.
آخه تو تنهایی، کسی رو جز من نداری،
من جهان رو برای تو آفریدم ، نعمت هاش رو برای تو آفریدم.
همه ی زیبایی ها برای توست از من نا امید نشو،
بخواه هر آنچه که می خوای.
من همه چیز رو در اختیارت می گذارم چه سپاسگذار باشی چه ناسپاس.
می خوام منو ببینی همون طور که من تو رو می بینم.
چشما ت رو باز کن من کنار تو نشسته ام.
تو همه چیز را از من داری چطور مرا نمی بینی؟
فقط کافیه چشما ت رو باز کنی.
گفتم: تو هر چه بیشتر به من دادی منو کور تر کردی،
طمع منو بیشتر کردی ای کاش فقیری بودم که جز تو هیچ کس رو نداشتم.
تو منو بی نیاز کردی در صورتی که میدونستی فراموشت میکنم.
خدا گفت: تو هم با تمام دارایی ها ت فقیری کسی را جز من نداری.
من تو رو بی نیاز کردم که منو بیشتر یاد کنی منو بیشتر احساس کنی.
اما نخواستی...
نعمت های من نشانه است، نشانه ای از وجود من ،
تو نخواستی این رو بفهمی تو نخواستی منو ببینی.
من کنارت بودم اما نخواستی منو احساس کنی.
اشک در چشمانم حلقه زد شرم کردم از وجود خودم.
دستا م رو از دستان خدا کشیدم ،سرم را پایین انداختم و گفتم:
خدا من بنده ی شرمسار تو هستم.
من خوب نبودم من فراموشت کردم چرا باز هم کنار من هستی؟
خدا گفت : شرمنده من نباش شرمنده خودت باش.
تو باید منو بشناسی تو باید منو ببینی تو باید منو بفهمی
منیتت را کنار بگذار من در وجود تو هستم.
من تو رو هر طور که باشی بد یا خوب دوست دارم
تو ر و در آغوشم میگیرم دستانت ر و می گیرم حرفهات رو گوش میکنم
حتی ناسپاسی هایت رو.
آخه تو تنهایی، کسی رو جز من نداری.
تو فقط همت کن از ته دلت بخواه منو، من دستا ت رو گرفته ام
من با تو هستم از چی می ترسی؟
من که کنار تو هستم برو خودت رو بشناس به دنبال حقیقت پنهانت برو.
من در وجود تو هستم تو اگر خودت را پیدا کنی منو خواهی دید
اون وقت تو هستی که منو در آغوشت می گیری ، دستهای منو می گیری.
من منتظر تو هستم بازگرد به سوی من،
من توبه تو رو می پذیرم من منتظر بازگشت تو به سوی خودم هستم.
یهو همه جا تاریک شد ، خدا دیگه نبود.
احساس کردم اون برای همیشه رفته.
اما به یاد آوردم که اون گفت :
من در وجود تو هستم.
خدا رازی است در وجود من می روم تا پیدایش کنم.
ای عزیزترینم خدای مهربانم من به سوی تو باز خواهم گشت.
و صدایی آروم در گوشم زمزمه کرد
من منتظرت می مونم ...

 

درباره شعر

                           Click here to enlarge

چندي پيش دوست عزيزي از اين حقير كم بضاعت درخواست كمك براي بهتر سرودن اشعارش داشت . اجازه مي­خواهم در ابتدا عرض كنم كه بسيار سرافراز خواهم شد اگر اطلاعات اندك اينجانب بتواند كمكي هرچند كوچك به اين جوينده ي جوان شعر بنمايد و بسيار مسرور خواهم گرديد كه عرايض مختصر حقير راهگشاي استعدادي جوان و پويا در راه شعر باشد .

شعر : روشن ترين راه بيان احساس

بدون اغراق شعر يكي از روشن ترين راه­هاي بيان حس و عاطفه­ي انساني است و گزافه نيست اگر بگويم همين نزديكي بيش از حد احساس و عاطفه به شعر است كه هيچگاه نتوانسته تعريف دقيقي از شعر به ما ارائه بدهد . از نظر لغوي شعر به مفهوم سخن موزون و مقفي ( داراي قافيه ) است و شاعر يعني كسي كه شعر مي سرايد و بنا به تعريفي كسي كه به مرحله اي از شعور رسيده كه مي تواند چيزهايي را ببيند كه ديگران نمي توانند ببينند نه اينكه نمي توانند بلكه از ديدن و درك آن عاجزند !

در مورد تعريف اول يعني شعر مي بينيم كه اين تعريف امروز ديگر زياد كاربردي و دقيق نيست . ما در انواع قالب هاي شعر نو قالبهايي به نام موج نو و سپيد داريم كه هرگز گرفتار زندان قافيه نمي شوند . اينكه گفتم زندان يعني جداي از وزن شعر كه شعر را دلنشين مي كند ؛ قافيه همچون قفسي است براي شاعر . مولوي در شعري در ديوان شمس چنين مي گويد :

رستم از اين بيت و غزل اي شه و سلطان ازل

مفتعلن مفتعلن مفتعلن كشت مرا

قافيه  و مغلطه را گو هم سيلاب ببر

پوست بود پوست بود در خور مغز شعرا

همو در بيتي ديگر چنين سروده :

قافيه انديشم و دلدار من

گويدم منديش جز ديدار من

و اين همان حبس و بند قوافي است كه شاعر را از آنچه به آن مي انديشد باز مي دارد و درگير قافيه و زندان آن مي نمايد .

اما در مورد تعريف شاعر : تعريف به نظر حقير درست است زيرا شعر به خاطر نازك بيني و درك موثر محيط پيرامون خويش از ديگران جدا هستند . ممكن است صدها نفر كودك يتيمي را ببينند اما در بين اين صدها نفر فقط يكي شعري در مورد اين كودك بي سرپناه مي سرايد كه ديگران را تحت تاثير قرار مي دهد و در ذهن­ها مدتها و ساليان سال باقي مي ماند . اين تفاوت بارز شاعر و انسان عادي است .

شاعر براي همين شعور ، شاعر است !

******

روزي گذشت پادشهي از گذرگهي

فرياد شوق ز هر كوي و بام خاست

پرسيد يكي زان ميانه كودكي يتيم

كاين تابناك چيست كه بر تاج پادشاست ؟

آن يك جواب داد چه دانيم ما كه چيست؟

پيداست آنقدر كه متاعي گرانبهاست.

نزديك رفت پيرزني كوژپشت و گفت:

اين اشك ديده ي من و خون دل شماست .

ما را به رخت و چوب شباني فريفته است

اين گرگ سالهاست كه با گله آشناست .

آن پارسا كه ده خرد و ملك رهزن است

آن پادشا كه مال رعيت خورد گداست .

بر قطره ي سرشك يتيمان نظاره كن

تا بنگري كه روشني گوهر از كجاست ؟

پروين به كجروان سخن از راستي چه سود ؟

كو آنچنان كسي كه نرنجد ز حرف راست !

****

بگذريم ! بهترين تعريفي كه از شعر به نظر مي رسد اين است : شعر پيوند بين عاطفه و خيال است . مي بينيم كه در اين تعريف دو عنصر اصلي وجود دارد : عاطفه و خيال . كه اگر يكي از اين دو را از شعر بگيريم شعر هويت واقعي خود را از دست مي دهد . عاطفه نه فقط شامل تغزل و عشق ورزي است بلكه نفرت ، اميد و آرزو و به طور كلي هرچيزي كه به عواطف انساني مربوط مي شود در اين تعريف قرار مي گيرد . اما در مورد تخيل بسيار مي توان سخن گفت . آقاي دكتر محمد رضا شفيعي كدكني كتابي در اين باب نوشته به نام " صور خيال در شعر فارسي " كه در آن درباره جنبه هاي گوناگون شعر مانند تخيل ، خيال و تصوير ، عناصر معنوي شعر ، تخييل و خيال ، صور مجاز ، انواع مجاز و ... به تفصيل سخن گفته و مراجعه و مطالعه ي آن اكيدا توصيه مي شود .

حالا در مورد وزن كمي سخن بگوييم . گفتم كه قافيه لزوما جزو عناصر اوليه شعر نيست اما وزن را من مهمترين خصيصه هاي ظاهري شعر مي دانم ( نه باطني ) شعر توسط وزن ، جايگزيني و دل انگيزي بيشتري مي يابد . وزن در اشعار كلاسيك مانند غزل ، قصيده ، رباعي ، دوبيتي ، مستزاد و ... كاملا واضح و آشكاراست . در شعر جديد الزاما قوافي مانند قالبهاي كلاسيك منظم چيده نشده اند اما گاه هستند و  گاه نيستند ( يعني وجودشان الزامي نيست ) اما وزن حتما هست ( به جز موج نو وسپيد ) دقت كنيد :

در شب تيره ديوانه اي كاو ( = كه او )

دل به رنگي گريزان سپرده ،

در دره ي سرد و خلوت نشسته

همچو ساقه گياهي فسرده

مي كند داستاني غم آور ... ( نيما – افسانه )

وزن كاملا مشخص است و حتي ... قافيه ( سپرده – فسرده )

اما در شعر زير از شاملو وزن كاملا مشهود اما قافيه اي در كار نيست :

دوردست اميدي نمي آموخت .

دانستم كه بشارتي نيست :

اين بي كرانه

زنداني چندان عظيم بود

كه روح

از شرم ناتواني

در اشك

پنهان مي شد .

پس اين تفكر كه شعر نيمايي وزن و قافيه ندارد خطاست و توضيح اينكه قافيه الزامي ندارد اما وزن از واجبات شعر و وجه افتراق شعر نيمايي و موج نو و سپيد است . ( به تخيل قوي در شعر بالا توجه كنيد ! )

ايرادي كه شعراي كلاسيك به نيما و اشعار وي مي گرفتند اين بود كه شعر وي وزن و قافيه ندارد . نيما در اولين شعر نوي رسمي خود به نام افسانه كه قطعه اي از آن در بالا آمد به همه نشان داد كه اين موضوع واقعيت ندارد .

براي درك بهتر از وزن مي توانيد به كتبي كه در مورد اوزان عروضي سخن گفته اند مراجعه نماييد .( كتب دوره متوسطه رشته ي ادبيات و علوم انساني مي تواند آغاز خوبي باشد )

حال با توجه به عرايض بالا به شعر زير توجه كنيد :

يك روز مثل نسيم اومدي  
ودگر روز همچون تندباد دور شدی!!!
وقلبی را که نجات دادی اسیر ساختی
وفراموش کردی!!!!!!!!!!!!!

( ضمنا از نظر نگارشي به كار بردن بيش از يك بار علامت عاطفه يا تعجب اشتباه است )

و به اين سئوالات پاسخ گوييد :                                                                             

-       اين شعر جزو كداميك از انواع شعر است و جاي وزن در آن كجاست ؟ عناصر خيال و عاطفه در آن كجا پنهان شده اند ؟

به شاعر عزيز اين شعر توصيه مي كنم :

1 – خواندن اشعار شعرا اعم از كلاسيك و نو

2 – دقت در مضامين شعري : مضمون نو آوردن ( سخن نو آر كه نو را حلاوتي دگر است )

3 – نوشتن و نوشتن ونوشتن

خواهي كه شوي خوشنويس ---- بنويس و بنويس و بنويس

4 – اولين منتقد شعرتان خودتان باشيد .

5 – از پاره كردن و دور ريختن شعر خود نهراسيد و سعي كنيد در درياي تخيل ماهي زيباتري صيد كنيد .

6 – از نقد شعر خود توسط ديگران هرگز نهراسيد و آن را روزنه اي به تكامل شعر خود بدانيد ( هرچند بعضي نقادان ... بله ! )

7 – دچار غرور نشويد . غرور نابود كننده ي رشد و تعالي است .

8 – كتابهاي تخصصي شعر را مطالعه كنيد و انواع قالبهاي شعري را بشناسيد . كتاب مرحوم جلال الدين همايي به نام فنون بلاغت و صناعات ادبي كمك زيادي به شما خواهد كرد .

9 – نگوييم نمي توانيم :

گل مريض است

دوا مي خواهد

چه كسي مي داند

قرص خورشيد كجاست ؟

اين شعر شاعري 13 ساله است . روح خود را صيقل دهيم و دنيا را به گونه اي ديگر ببينيم .

9 – بنده را براي اين اظهار فضل به بزگواري خود ببخشيد .

درودي و بدرود .

****

براي يك بار

فقط يك بار

مرا در اندوه مبهم يك دروغ شناور كن

آرام سر بگوش من بگذار و بگو

دوستت دارم

(  کتاب آرام بگو دوستت دارم )

****

تو به من خندیدی

و نمی دانستی

من به چه دلهره از باغچه همسایه

سیب را دزدیدم

 ●

باغبان از پی من تند دوید

سیب را دست تو دید

غضب آلوده به من کرد نگاه

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک

و تو رفتی و هنوز

سالهاست که در گوش من آرام آرام

خش خش گام تو تکرار کنان

می دهد آزارم

عشق من وتو


 
من منتظرت شدم ولي در نزدي

بر زخم دلم گل معطر نزدي

گفتي كه اگر شود مي آيم امانامه عاشقانه

مرد اين دل و آخرش به او سر نزدي


 

 

هر چه بر من گذشت حقم بود من از اين بيشتر سزاوارم تو گناهي نداري اي
زيبا مرگ بر من كه دوستت دارم





 

در جوانی غصه خوردم هیچ کس یادم نکرد / در قفس ماندم ولی صیاد آزادم نکرد / آتش عشقت چنان از زندگی سیرم بکرد / آرزوی مرگ کردم مرگ هم یادم نکرد.

 

تکیه بر دوست مکن محرم اسرار کسی نیست / ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست

 



 


 

آرزو دارم شبي عاشق شوي .آرزو دارم بفهثمي درد را .تلخي برخوردهاي سرد را .مي رسد روزي كه بي من سر كني .مي رسد روزي كه مرگ عشق را باور كني ...

 


 



 

مهر تو به مهر خاتم ندهم ،وصلت به دم مسیح مریم ندهم،عشقت به هزار باغ خرما ندهم،یکدم غم تو به هر دو عالم ندهم

 

سفری غریب داشتم توی چشمای قشنگت،سفری که بر نگشتم غرق شدم توی نگاهت، دل ساده ی ساده کوله بار سفرم بود،چشم تو مثل یه سایه همجا همسفرم بود،من همون لحظه اول آخر راهو میدیدم،تپش عشق و تو رگهام عاشقانه می چشیدم

 



 

تو رو خواستن اشتباه بود - تو رو دیدن یه گناه بود - دلم از گناه نترسید - که وجودت چون پناه بود

 

تو بودی باور من-تو یار و یاور من- تو بودی عشق اول-رفیق آخر من- تو بودی شور هستی-رفیق خوب مستی-تو بودی کعبه ی عشق-مثل خدا پرستی

 


 

 

اندیشیدن به پایان هر چیز شیرینی حضورش را تلخ می کند... بگذار پایان تو را غافلگیر کند درست مانند آغاز

 


 

من برنده ام ... چون نجواهایم را به ترانه های ماندگار تبدیل می کنم.

 

دل آدم ها به اندازه ی حرفهاشون بزرگ نیست ... اما اگه حرفاشون از دل باشه می تونه بزرگترین آدم ها رو بسازه

 

هميشه واسه گلي خاک گلدون باش که اگه به آسمون هم رسيد يادش باشه ريشش کجاست

 

آسمان برای گرفتن ماه تله نمی گذارد ، آزادی ماه است که او را پایبند می کند

 

اگر برگ درخت در پاییز نمی افتاد، جایی برای روئیدن برگ های بهاری پیدا نمی شد.

 

آن کس که با داشته های خوب خود خوشحال نیست ، با برآورده شدن آرزوهایش نیز خوشحال نخواهد بود.

 

درازترین سفر با یک گام برداشتن آغاز می شود.

 

باران را دوست دارم ، چون بی هیچ چشم داشتی به زمین می آید. این فاصله را  با تمام عشق طی می کند تا به ما اهالی خاک نوید تازگی و آبادانی بدهد.

 

جایی در پشت ذهنت ، به خاطر بسپار که اثر انگشت خداوند بر همه چیز هست.

 



 

وفاي شمع را نازم كه بعد از سوختن ...به صد خاكستري در دامن پروانه ميريزد...نه چون انسان كه بعد از رفتن همدم... گل عشقش درون دامن بيگانه ميريزد

 

زندگی مثل دوچرخه سواری می مونه ..واسه حفظ تعادلت هميشه بايد در حركت باشي ....آلبرت انیشتن

 

صدا كن مرا كه صدايت زيباترين نواي عالم است صدا كن مرا كه صدايت قلب شكسته ام را تسكين ميدهد صدا كن مرا تا بدانم كه هنوز از ياد نبرده اي مرا نشسته ام تا شايد صدايم كني صدايم كني ومحبت بي دريقت را نثارم كني

 


 

نشنو از نی ، نی حصیری بی نواست

بشنو از دل ، دل حریم کبریاست

نی بسوزد خاک و خاکستر شود

دل بسوزد خانه ی دلبر شود


 



 


 

هي فلاني مي داني ؟ مي گويند رسم زندگي چنين است...

مي آيند.... مي مانند.... عادت مي دهند.... ومي روند.

وتو در خود مي ماني و تو تنها مي ماني

راستي نگفتي رسم تونيز چنين است؟.... مثل همه فلاني ها....؟


اگر کلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست اگر کلمه دوستت دارم راضي کننده و تسکين دهنده قلب هاست اگر کلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست اگر کلمه دوستت دارم نشانگر عشق راستين من به توست اگر کلمه دوستت دارم کليد زندان من و توست پس با تمام وجود فرياد ميزنم دوستت دارم

 



 

عشق اين است که تو با صداي من سخن بگويي و با چشمان من ببيني و هستي را با انگشتان من کشف کني

 



 

نمي دونم که چرا هر وقت به تو مي رسم ، نمي توانم از تو

بگويم. براي گفتنت واژه کم مي آورم. به هر حال ، بدان

که بيشتر از اين حرف ها و واژه ها برايم معنا مي دهي

 


 

 

من چه كنم خيال تو منو رها نمي كنه

اما دلت به وعده هاش يه كم وفا نمي كنه

من نديدم كسي رو كه مثل تو موندگار باشه

آدم خودش رو كه تو دل اينجوري جا نمي كنه

 

عکس عاشقانه
 

 

شبي به دست من از شوق سيب دادي تو

نگو كه چشم و دلم را فريب دادي تو

تو آشناي دل خسته ام نبودي  حيف

و درد را به دل اين غريب دادي تو.

 


 

 

تقديم به تو که : يادت در ذهنم و عشقت در قلبم و عطر مهربانيت در تمام وجودم است عزيزم محبت را در پاکي نگاهت و صداقت را در وجود مهربانت معني کردم وبدان که زيباترين لحظه هايم در کنار تو بودن است

 عکس عاشقانه

خدا ولیلی

 

خدا گفت زمین سردش است چه کسی می تواندزمین را گرم کند؟ 

لیلی گفت:من 

خداشعله ای به اوداد.لیلی شعله راتوی سینه اش گذاشت.  

سینه اش اتش گرفت.خدالبخندزد.لیلی هم. 

خدا گفت:شعله را خرج کن زمینم را به اتش بکش. 

لیلی خودش را به اتش کشید خدا سوختنش را تماشا کرد. 

لیلی گر  میگرفت.خدا حظ می کرد. 

لیلی می ترسید. می ترسید اتش اش تمام شود. 

لیلی چیزی از خدا خواست خدا اجابت کرد. 

مجنون سررسید مجنون هیزم اتش لیلی شد. 

اتش زبانه کشید. اتش ماند زمین خداگرم شد. 

خداگفت اگر لیلی نبود زمین من همیشه سردش بود. 

لیلی گفت:امانتی ات زیادی داغ است زیادی تنداست. 

خاکستر مجنون هم دارد میسوزد.امانتی ات را پس میگیری؟ 

خدا گفت :خاکسترت رادوست دارم خاکسترت راپس میگیرم. 

لیلی گفت:کاش مادر می شدم مجنون بچه اش را بغل می کرد. 

خداگفت:مادری بهانه عشق است .بهانه سوختن تو بی بهانه عاشقی تو بی بهانه می سوزی. 

لیلی گفت:دلم زندگی می خواهد ساده بی تاب بی تب. 

خداگفت:اما من تب وتابم.بی من میمیری. 

لیلی گفت:پایان قصه ام زیادی غم انگیزاست.مرگ من مرگ مجنون. 

پایان قصه ام راعوض می کنی؟ 

خداگفت:پایان قصه ات اشک است اشک دریاست. 

دریاتشنگی است ومن تشنگی ام.  

تشنگی واب پایانی از این قشنگتربلدی؟

ماییم و.......

ماییم ونوای بی نوایی

 

 بسم الله اگر

 

  حریف مایی

غریب و تنهام...

امشب یه حاله عجیبی دارم...

غریب و تنهام...

بی هیچ پناهی...

بی هیچ احساسی...

فک میکنم دیگه دل ندارم...

دیگه احساس ندارم...

امروز خیلی از خودم تعجب کردم...

یک اتفاقی برام افتاد که اگه آدمه قبلی بودم خیلی ناراحت میشدم...

شاید حتی گریه میکردم ولی...

خیلی بی تفاوت از کنارش گذشتم...

و تنها کاری که کردم فقط یه لبخند زدم و گذشتم....

تازگیا منم و چند تا آهنگ...

از وقتی که میرم دانشگاه تویه مترو هندزفیریم و میزارم تویه گوشم آهنگ گوش میدم تا برسم...

میرم تویه یه عالمه دیگه بدونه توجه به آدمایه اطرافم...

فقط خودم و اهنگ و خاطراتم....

چرا نمیتونم خاطراتم و فراموش کنم؟؟؟

 خیلی دلم گرفته... بغض داره خفم میکنه

 میشه گریه کنم؟ اجازه هست؟

 

 

یک عالمه حرف برای گفتن دارم

و زمان

انگار حرف تازه ای برای گفتن ندارد

میگذرد تنها

و من گم میکنم تو را

میان کاغذهای کاهی شعرم

تمام خاطرات

ذوب میشوند

میان گرمای دست غریبه ای که اینروزها

عجیب هوایی ام کرده برای دل باختن...

اینروزها

تمام حرفهایم

همین سکوتی ست که میبینی...

اين روزها زندگي روال عادي اش را پيدا كرده...

عمرم به رفت و آمد ميگذرد....

به عبور از خمه جاده ها و كوچه هاي شهرم...

تنها و پياده...

بي هيچ هراسي...

 بي هيچ ترسي...

بي هيچ عشقي...

 بي هيچ...!!!

ميروم و ميآيم...

به كسي دل نميبندم!!!

چرا كه همگان حزب باداند،

امروز رفيق اند و فردا نارفيق،

 مثله همه...

مثله...

ميروم و ميآيم...

ذوقه كودكانه ام را تنها به بادِ بي سامان ميدهم...

به درخت عاشق ميشوم...

باران را ميبوسم...

عشق بازي با ، باد...

روز شماره تاريخم...

روز شماره زندگي...

روز شماره طلوع و غروب هاي ديگر...

روز شماره تك تكه ثانيه هايي كه نيستي!!!

و حال عجيب دلتنگم و از دلتنگي ام عجيب شاد...

كه هنوز دلي دارم براي تنگ شدن...

برعكسه همه...

 

خواب

 

 
سلام مهربونا:

۱

اینجا زندگی بدون کلاه خیلی سرد است اما سرم هنوز از گم شدنش گرم است .گیج میخورم کاش همیشه گیج بمانم.

۲

چقدر ادم ها ترسناک شده اند بیرون از خانه باید مراقب تمام خودت باشی انگار همه خیلی اماده اند

۳

خواب میبینم بیدار میشوم تمام صورتم عرق زده خیلی ترسیده ام یکسره به خودم میگویم نه تو نیستی  اخه همش که تو نبودی اما وقتی بفهمی فقط تلقین است ان وقت دیگر از باور خبری نیست.شرمنده میشوم از روی اینه ها و با مشت محکم می کوبم به اینه!عرفان!بگو این تو نیستی!!!!!!!!!!!

۴

خیلی وقت پیش نوشته بودمش اما الان فکر کردم بنویسم بی هیچ دلیلی فقط دلم گفت:کاش دیروز ها امروز برمیگشت اما همان بهتر که بر نمیگردد اخه بازهم تو می روی!

زخمي تر از هميشه از درد دل سپردن
سرخورده بودم از عشق در انتظار مردن
با قامتي شكسته از كوله بار غربت
در جستجوي مرهم راهي شدم زيارت

رفتم براي گريه رفتم براي فرياد
مرهم مراد من بود كعبه تو رو به من داد

اي از خدا رسيده اي كه تمام عشقي
در جسم خالي من روح كلام عشقي
اي كه همه شفايي در عين بي ريايي
پيش تو مثل كاهم تومثل كهربايي
هر ذره از دلم را با حوصله زدي بند
اين چيني شكسته از تو گرفته پيوند
اي تكيه گاه گريه اي هم صداي فرياد
اي اسم تازه ي من كعبه تو رو به من داد

من زورقي شكسته م اما هنوز طلايي
توفان حريف من نيست وقتي تو ناخدايي
بالاتر از شفايي از هر چه بد رهايي
اي شكل تازه ي عشق تو هديه ي خدايي

با تو نفس كشيدن يعني غزل شنيدن
رفتن به اوج قصه بي بال و پر پريدن
اي تكيه گاه گريه اي هم صداي فرياد
اي اسم تازه ي من كعبه تو رو به من داد

قیصر امین پور

 

خسته ام از این کویر،این کویر کور و پیر

 

این هبوط بی دلیل،این سقوط ناگزیر                           

آسمان بی هدف،باد های بی طرف

 

ابر های سر به راه،بید های سر به زیر                       

ای نظاره ی شگفت،ای نگاه ناگهان!

 

ای هماره در نظر،ای هنوز بی نظیر                           

 آیه آیه ات صریح،سوره ات فصیح!

 

مثل خطی از هبوط،مثل سطی از کویر                           

مثل شعر ناگهان،مثل گریه بی امان

 

مثل لحظه های وحی،اجتناب ناپذیر                          

ای مسافر غریب،در دیار خویشتن

 

با تو آشنا شدم،باتو درهمین مسیر!                          

از کویر سوت و کور،تا مرا صدا زدی

 

دیدمت ولی چه دور!دیدمت ولی چه دیر!                      

این تویی در آن طرف،پشت میله ها رها

 

این منم در این طرف پشت میله ها اسیر                      

دست خسته مرا،مثل کودکی بگیر

 

با خودت مرا ببر،خسته ام از این کویر!                         

 

(قیصر مین پور)

قیصر امین پور

 

نامه ای برای تو     

نامه ای منظوم به دوستی مظلوم:م.م      

 

این ترانه بوی نان نمی دهد

 

بوی حرف دیگران نمی دهد                          

سفره ی دلم دوباره باز شد

 

سفره ای که بوی نان نمی دهد                      

نامه ای که ساده و صمیمی است

 

      بوی شعر و داستان نمی دهد                       

...با سلام و آرزوی طول عمر

 

که زمانه این زمان  نمی دهد                       

کاش این زمانه زیر و رو شود

 

روی خوش به ما نشان نمی دهد                   

یک وجب زمین برای باغچه

 

یک دریچه آسمان نمی دهد                     

وسعتی به قدر جای ما دوتن

 

گرزمین دهد،زمان نمی دهد                  

فرصتی برای دوست داشتن

 

نوبتی به عاشقان نمی دهد                

هیچ کس برایت از صمیم دل

 

دست دوستی تکان نمیدهد             

هیچ کس به غیر ناسزا تورا

 

هدیه ای به رایگان نمی دهد            

کس زفرط های و هوی گرگ و میش

 

دل به هی هی شبان نمی دهد          

جز دلت که قطره ای است بیکران

 

کس نشان زبیکران نمی دهد          

عشق نام بی نشان است و کس

 

نام دیگری بدان نمی دهد            

جز تو هیچ میزبان مهربان

 

نان و گل به میهمان  نمیدهد            

نا امیدم از زمین و از زمان

 

پاسخم نه این،نه آن...نمی دهد           

پاره های این دل شکسته را

 

گریه هم دوباره جان نمی دهد            

خواستم با تو درد و دل کنم

 

گریه ام ولی امان نمی دهد...                              

 

(قیصر امین پور)

گریه کن،گریه قشنگه!

 

یادم باشد حرفی نزنم به کسی بربخورد

نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد

 

راهی نرم که بیراه باشد

خطی ننویسم که آزار دهد کسی را

 

یادم باشد که روز و روزگار خوش است

و همه چیز رو به راه است

 

(لیکن تنها دل من دل نیست)

 

گریه کن گریه قشنگه،گریه سهم دله تنگه!

گریه کن گریه غروبه،مرهم این راهه دوره!

سر بده آواز هق هق،خالی کن دلی که تنگه!

گریه کن گریه قشنگه،گریه قشنگه!

گریه سهم دل تنگه،گریه کن گریه قشنگه!

بذار پروانه احساس،دلتو بغل بگیره!

بغض کهنه رو رها کن،تا دلت نفس بگیره!

نکنه تنها بمونی،دل به غصه ها بدوزی!

تو بشی مثل ستاره،تو دل شبا بسوزی!

گریه کن گریه قشنگه،گریه سهم دله تنگه!

گریه کن گریه قشنگه،گریه سهم دل تنگه!

گریه کن،گریه غروبه،مرهم این راهه دوره!

سربده آواز هق هق،خالی کن دلی که تنگه!

گریه سهم دل تنگه!

گریه کن،گریه قشنگه!

گریه قشنگه!

خداحافظ گل لادن،تموم عاشقا باختن

ببین گریه هام از عشق،چه زندونی برام ساختن

 

خداحافظ گل پونه،گل تنهای بی خونه

لالای ها دیگه خوابی به چشمونم نمی شونه

 

یکی با چشمای نازش دل کوچیکمو لرزوند

یکی با دست ناپاکش گلای باغچمو سوزوند

 

تو این شب های تو در تو،خداحافظ گل شب بو

هنوز آواره تنهایی داره میباره از هرسو

 

خداحافظ گل مریم،گل مظلوم پر دردم

نشد با این تن زخمی به آغوش تو برگردم

 

نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم

از این فصل سکوت و شب،غم بارونو بردارم

 

نمیدونی چه دلتنگم از این خواب زمستونی

تو که بیداره بیداری بگو از شب چه میدونی!

 

تو این رویای سر درگم،خداحافظ گل گندم

تو هم بازیچه ای بودی تو دست همه ی مردم

 

خداحافظ گل پونه،که بارونی نمیتونه

...طلسم بغضو برداره از این پاییز دیوونه

 

خداحافظ

 

 

تنهایی یعنی بدونی که هیچ کسیو نداری اما به همه بگی یه عالمه آدم

دورتو گرفته

تنهایی یعنی شب خوابت ببره صبح پاشی ببینی بالشت خیس شده

از اشکات

تنهایی یعنی این که دستت رو دراز کنی که پاشی اما هیچ کس

دستتو نگیره

تنهایی یعنی اونی که دوستش داری بی خبر بذاره بره

تنهایی یعنی اشکات وقته نوشتن رمزه دلت باشه

تنهایی یعنی همه رو بذاری رو دوش خودت اما خودت پاهاتو

 بذاری رو زمین

تنهایی یعنی خدا رو لمس کنی تو خوابت

تنهایی یعنی عشقت ندونه که چی تو دلته

تنهایی یعنی نتونی بگی که چرا تنهایی

تنهایی یعنی من                                      

 

 

 

 

 

دکترعلی شریعتی

وقتي كبوتري شروع به معاشرت با كلاغها مي كند پرهايش سفيد مي ماند، ولي قلبش سياه ميشود. دوست داشتن كسي كه لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است.

 

----------

 

دل هاي بزرگ و احساس هاي بلند، عشق هاي زيبا و پرشكوه مي آفرينند.

 

----------

 

 

اما چه رنجي است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زيبايي ها را تنها ديدن و چه بدبختي آزاردهنده اي است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از كوير است.

 

----------

 

 

اكنون تو با مرگ رفته اي و من اينجا تنها به اين اميد دم ميزنم كه با هر نفس گامي به تو نزديك تر ميشوم . اين زندگي من است.

 

----------

 

 

وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم.

 

----------

 

 

اگر قادر نيستي خود را بالا ببري همانند سيب باش تا با افتادنت انديشه‌اي را بالا ببري.

 

----------

 

 

به سه چيز تکيه نکن ، غرور، دروغ و عشق.آدم با غرور مي تازد،با دروغ مي بازد و با عشق مي ميرد

دکتر علی شریعتی

 

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد ؟

نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم

چه خواهد ساخت ؟

ولی بسیار مشتاقم ،

که از خاک گلویم سوتکی سازد.

گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش

و او یکریز و پی در پی ،

دَم گرم خوشش را بر گلویم سخت بفشارد ،

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد .

بدین سان بشکند در من ،

سکوت مرگ بارم را

جملات زیبای انگلیسی

اس ام اس جملات زیبای انگلیسی با ترجمه فارسی

Patogh98.Com اس ام اس انگلیسی با ترجمه فارسی, اس ام اس جدید, اس ام اس های انگلیسی, اس ام اس های عاشقانه انگلیسی بسیار زیبا با ترجه فارسی, بهترین اس ام اس های عاشقانه انگلیسی, بهترین متن های عاشقانه انگلیسی با ترجمه, جدیدترین اس ام اس های انگلیسی با ترجمه فارسی, جملات عاشقانه انگلیسی با ترجمه فارسی, داغترین اس ام اس های

love message, love text message, message love, new of love sms, payamake english, payamake englisi ba tarjome, payamake jadid, sms 2010, sms asheghane jadid, SMS English, sms englisi ba tarjome, sms for bf, sms for gf, sms for love, sms jadid, sms jadid english ba tarkome, sms love, sms message love, sms new, sms ziba, www.Patogh98.com, اس ام اس انگلیسی با ترجمه فارسی, اس ام اس جدید, اس ام اس های انگلیسی, اس ام اس های عاشقانه انگلیسی بسیار زیبا با ترجه فارسی, بهترین اس ام اس های عاشقانه انگلیسی, بهترین متن های عاشقانه انگلیسی با ترجمه, جدیدترین اس ام اس های انگلیسی با ترجمه فارسی, جملات عاشقانه انگلیسی با ترجمه فارسی, داغترین اس ام اس های انگلیسی, سری جدید اس ام اس های انگلیسی با ترجمه, متن های عاشقانه انگلیسی با ترجمه, متون عاشقانه انگلیسی با ترجمه فارسی, مسیج انگلیسی با ترجمه, مسیج جدید,

harsh words break no bones, but they break hearts .dont use harsh words.dont break my hearts

کلمات تند و زننده هیچ استخوانی رو نمی شکنه اما قلبا رو میشکنه .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

To love someone means to see them as God intended them.
دوست داشتن یک نفر، یعنی دیدن او به همان صورتی که خدا خواسته است

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

آنچه که هستی هدیه خداوند به توست و آنچه که می شوی هدیه تو به خداوند ، پس بی نظیر باش .
The person that you are, is gods gift to you, and the one you will be is your gift to god , so be perfect and excellent .

Patogh98.Com/


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

وقتی به چیزی که آرزوت بود رسیدی ، تازه میفهمی که آرزوش بهتر از داشتنش .
When you reach to your wish , you understand that wishing some thing is better than having that .* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بعضی از آدما مثل کوه می مونن ، هر چی بهشون نزدیک تر بشی ، بیشتر به عظمت و بزرگی شون پی می بری .
Some people are like moan thins , when you get closer to them , you find out their authority more .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

همیشه فکر کن تو یه دنیای شیشه ای زندگی می کنی ، پس سعی کن به طرف کسی سنگ پرتاب نکنی ، چون اولین چیزی که می شکنه دنیای خودته .
think about living in a glass world , so trying not throw stone to anyone , because the first thing that will be broken is your world .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

زندگی مثل یه جاده است ، من و تو مسافراشیم ، قدر لحظه ها رو بدونیم ، ممکنه فردا نباشیم .
life is a road and you are its passengers so , be careful about the value of your times , maybe you wont be in the road tomorrow

Patogh98.Com

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

The nearer the soul is to God, the less its,
since the point nearest the circle is subject to the least motion… disturbances.

هر چه روح به خدا نزدیکتر باشد، آشفتگی اش کمتر است
زیرا نزدیک ترین نقطه به مرکز دایره، کمترین تکان را دارد.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

Those Who have courage to should have courage to sufeer

ANTONY TROLLOPE

کسانی که شهامت عاشق شدن را دارند . باید شهامت درد کشیدن را هم داشته باشند .

آنتونی ترولویپه

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

Lets teke evry moment and dirink it down like a millow wine

بیا قدر هر لحظه را بدانیم و بنوشیمش چون شرابی گوارا

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

((wezere fol we ))

زندگی میکنیم تا عشق بسازیم………

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

Aesop (6th century BC) Never trust the advice of a man in difficulties
هرگز به نصیحت کسی که در سختی و رنج است اعتماد نکن.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

وقتی خودم را به اندازه کافی دوست داشتم:احساس کردم باید سرعتم را در راهی که پیشرو داشتم کم کنم و این اقدام همه چیز را تغییر داد

When I loved myself enough: I felt compelled to show down way down and that has made all the difference

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

Let’s Talk About Love

Everywhere I go all the places that I’ve been
Every smile is a new horizon on a land I’ve never seen
There are people around the world – different faces different names
But there’s one true emotion that reminds me we’re the same…
Lets talk about love

بیایید از عشق بگوییم
هر کجا که می روم، هر جائیکه تا به حال بوده ام
هر لبخند افق تازهای به سرزمینی که تا کنون ندیده ام می باشد
مردمانی در سراسر دنیا هستند ، با چهره و نام های متفاوت
اما احساس حقیقی یاد آور این امر است که همگی برابریم
بیایید از عشق بگوییم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

To realize the value of a friend: Lose one.

برای پی بردن به ارزش یک دوست، آن را از دست بده

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

Where love is God is also.

هر کجا محبت باشد، خدا هم هست.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

The beSst N the most BUTfull thingZz in the world…can not B seen or even touched!!!

They muSst B felt with the heart….!!!

helen keler….!!

زیبا ترین و گرامی ترین چیزها در دنیا نه دیده میشوند و نه حتی لمس میشوند….

آنها را باید در دل حس کرد…

هلن کلر…

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اگر در جریان رودخانه صبرت ضعیف باشد هر تکه چوبی مانعی عظیم بر سر راهت خواهد شد
If you won’t be patient in the flow of river, every driftwood will be a huge problem for you.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

مرد بزرگ کسی است که در سینه قلبی کودکانه داشته باشد. منسیوس
The big man is who has an infantine heart.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

همیشه شعله های بزرگ ناشی از جرقه های کوچک است. دانته
Always the huge blaze is from small spunkie.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

Kindness is the language which the deaf can hear and the blind can see.

Mark Twain

مهربانی زبانی است که ناشنوا میتواند بشنود و کور میتواند ببیند

love is wide ocean that joins two shores

عشق اقیانوس وسیعی است که دو ساحل رابه یکدیگر پیوند میدهد

life whithout love is none sense and goodness without love is impossible

زندگی بدون عشق بی معنی است و خوبی بدون عشق غیر ممکن

love is something silent , but it can be louder than anything when it talks

عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلند تر خواهد بود

love is when you find yourself spending every wish on him

عشق آن است که همه خواسته ها را برای او آرزو کنی

love is flower that is made to bloom by two gardeners

عشق گلی است که دو باغبان آن را می پرورانند

love is like a flower which blossoms whit trust

عشق گلی است که در زمین اعتماد می روید

love is afraid of losing you

عشق یعنی ترس از دست دادن تو

no matter what the question is love is the answer

پاسخ عشق است سوال هر چه که باشد

when you have nothing left but love than for the first time you become aware that love is enough

وقتی هیچ چیز جز عشق نداشته باشید آن وقت خواهید فهمید که عشق برای همه چیز کافیست

love is the one thing that still stands when all else has fallen

زمانی که همه چیز افتاده است عشق آن چیزی است که بر پا می ماند

love is like the air we breathe it may not always be seen, but it is always felt and used and we will die without it

عشق مثل هوایی است که استشمام می کنیم آن را نمی بینیم اما همیشه احساس و مصرفش می کنیم و بدون ان خواهیم مرد

اس ام اس عاشقانه انگلیسی با ترجمه فارسی

http://RadsMs.com

I love all the stars in the sky, but they are

nothing compared to the ones in your eyes

من تمام ستاره های آسمون رو دوست دارم ولی

اونا در مقایسه با ستاره ای که در چشمان تو

میدرخشه هیچند !

.

.

.

Can I say I love you today?

If not, can I ask you again tomorrow?

And the day after tomorrow?

And the day after that?

Coz I’ll be loving you every single day of my life.

میتونم  امروز بهت بگم دوستت دارم ؟؟اگه نه ..میتونم فردا بهت بگم یا پس فردا؟؟یا روزهای بعد؟؟

واسه این که من هر روز از زندگیم تو رو دوست دارم

.

.

.

Don’t go for looks , they can deceive

Don’t go for wealth , even that fades away

Go for sum1 who makes u , smile becoz only a smile makes

a dark day seem bright

دنبال نگاه ها نرو ، ممکنه فریبت بدن

دنبال ثروت نرو ، چون حتی ثروت هم یه روزی نا پدید میشه

دنبال کسی برو که باعث میشه لبخند بزنی ، چون فقط یه لبخنده که میتونه

باعث بشه یه روز خیلی تاریک، کاملا روشن به نظر بیاد

.

.

.

As days go by, my feelings get stronger

To be in ur arms, I can’t wait any longer

Look into my eyes & u’ll see that it’s true

Day & Night my thoughts r of U..

هرچی که روزها میگذرن، احساسات من قوی تر میشه

برای در آغوش تو بودن نمیتونم بیش از این صبر کنم

به چشمام نگاه کن، خواهی دید که حرفام راسته

شب و روز تمام افکارم ماله تو هستن

 

دل نوشته های من

غمی که من دارم روی دلم سنگینی میکند . غم تنهایی را حس میکند .

دلتنگ کسی هستم که نمیدانم کیست .

کسی برایم عزیز است و نمیدانم چرا .

کسی که نمیدانم به من عشق می ورزد یا نه .

هر شب به یاد کسی گریانم ، که میدانم حال مرا ندارد .

هر شب برای کسی گریه میکنم ، که می دانم به من می خندد .

همه لحظاتم به کسی فکر میکنم ، که گویی هیچ موضوئی برای فکر کردن ندارم .

او را دوست دارم ، زیرا دلیل آنرا نمیدانم .

او را دوست دارم ، با اینکه به عشق او شک دارم .

از راه دور کسی را میخوانم که میدانم صدایم را هم بشنود ، به سویم نمی آید .

دست هایم را به سوی خدای خود با چشمانی گریان و دلی آشفته بالا می برم

و تمام وجود از او کسی را می خواهم ، که مرا نمی خواهد .

http://uploadtak.com/images/2ntpo9qwcxjh4zrcbp7k.jpg

هر چه خواست دل تنگم گفت ...

هر شب با یاد تو گریانم

گر چه ز دیده ات پنهانم

گر چه به ظاهر خندانم

اما از درون نالانم

دلم تنگ است ، به قدری که  نمیتوانم حد آنرا ابراز کنم .

یه دنیا دلم گرفته ، به اندازه ی تمام شب هایم که سرشار از توست .

دلم غمگین است ، آن چنان که گویی غمی سنگین را به امید فردایی روشن تحمل میکند .

با این که گویند : سر خوشی ... اما همچنان امیدوار است .

غمی سنگین ، بغض تلخی را در گلویم برایم به ارمغان آورده است .

چگونه غم خود را توصیف کنم ؟ برای که ؟

خنده هایم خنده نیستند .

گاهی میخندم به ظاهر .

جز او نمیداند کسی ، چگونه برای ترد نشدن یا برای حفظ ظاهر با چه زحمتی

بغضم را فرو می برم و لبخند میزنم به رویشان که مبادا از من آزرده خاطر شوند

و راز دلم بر ملا شود .

می ترسم تنهاترین شوم .

دل نگرانم ، دل تنگم ، دلواپسم ، دل بی قرارم .

همش دلواپسم و دلهره دارم .

من دلآرام نیستم ، مرا به این نام نخوانید .

می ترسم شبی رسوا شوم .

من تنهایم و تنهایی ام را بروز نمیدهم .

چه کسی جز او می داند هنگامی که لبخند میزنم بر لب ، درونم چه غوغاییست .

که جز او میداند که میخندم اما از درون بی صدا اشک میریزم .

http://uploadtak.com/images/1asn9i6g3il2vzd5vkz.jpg
 

غشق یعنی این..........

چیزی بیش از یه فرمول ساده { X + Y = عشق}            more than just a formula

دو نفر با هم                                                               two people together

چیزی که ما را در بر می گیرد                         what surrounds we

چیزی که همه چی رو تغییر میده                                what changes every thing

تشعشع یه گرمای درونی                                         vadiating an inner warmth

کلید خوشبختی                                            the key to happiness

بهترین چیز در زندگی                                 the best thing in life

شادی                                                      clicking

یه چیز بهشتی                                       heaven sent

چیزی که مثل موسیقی گوش نوازه       like music to your ears

تقسیم کردن مشکلات                       sharing your problems

کمک کردن به همدیگر در سختی ها  helping her/him trough difficulties

دست دوستی به هم دادن                          holding out a hand in friendship

یه بعد جدید                                                a new dimension

وقتی که تو در کنار من هستی                   when your near me

یه معجزه                                                  a miracle

دوری فقط به اندازه ی دو دست        being no farther apart than a couch

داستان دو نفر                                  the story of two people

به دنبال دل خود رفتن                     following your heart

کوتاه ترین راه بین دو قلب                 the shortest route between two hearts

چیزی که همیشه در درجه ی اوله     always first

غرق شدن در احساسات                being swept up in emotion

یه جور قدرت                                  a power  

داشتن یه دوست خیلی خوب            having a best friend

زندانی نکردن رویا ها                 not bottling up your dreams

یه گل رز روی بالشت                   finding a rose on your pillow

خوشحال کردن اون موقعی که ناراحته  chering her/him up when she/he is got the

blahs

شام با شمع                                         supper by candlelight

زیر بارون منتظرش شدن                    wating in the rain for someone

تعلق داشتن به کسی که واقعا آدم رو دوست داره

being to someone who realy love you

گفتن همه چه با یه بوسه                saying every thing with a kiss

کسی که هواتو داره                      someone to protect you

یه چیز با ارزش                               someone presious

جادویی که هیچوقت تموم نمیشه                  a magic that never foset

یه جاذبه ی دو طرفه                            mutual attraction

ارتباط                                                  communicating

یه لحظه ی تکان دهنده                        a touching moment

دلیل با هم بودن                  the reason we are together

صبر ایوب داشتن                      having unlimited patience

فراموش نکردن تو                        un forgottable you

عشق یعنی چیزی که با دو نفر شروع میشه ، چیزی که به اندازه ی کافی بزرگ هست

که بتونه شامل افراد دیگه و پیرامون ما بشه .

چیزی که هر روز رو به روزی خاص تبدیل میکنه و در اصل یعنی دو تا قلب که مثل یه قلب

می تپند .

فال وطالع بینی

فال و طالع بینی 

 

نوع فال

توضیحات مختصر

فال حافظ

 اشعار حافظ شیرازی + معنی

فال ماه های سال  فال های متولدین ماه های سال

                        

 

بازی -سرگرمی

سرگرمی - بازی آنلاین Games Online 

 تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

شماره بازی

توضیحات مختصر درباره بازی

01

 بازی تنیس روی میز ، بازی پینگ پنگ ساده ( سرعت و دقت )

02  بازی شكار پرنده ، شكارچی پرنده شیطون ( سرعت و دقت ) سخت
03  بازی زیبای مهارتهای قواصی و حوادث جالب ( سرعت ) جذاب
04  بازی زیبای هلی كوپتر قهرمان ( فكری ) جذاب
05  بازی ماشین ، موتور ، پرش از روی مانع ( دقت و تمركز ) جذاب
06  بازی اتومبیل و پیدا كردن جای پارك در پاركینگ ( سرعت عمل )
07  بازی اتومبیلرانی رالی استراتژیك ( سرعت ، دقت ، تمركز ) جذاب
08  بازی كودك زرنگ باهوش ( سرعت ، هوش ) سخت
09  بازی بزن بزن و دعوای محلی روی میز تحریر ( سرعت ) جذاب
10  بازی مسابقات پنالتی فوتبال ( سرعت عمل ) هیجان
11  بازی موشك فضایی جنگنده ( سرعت عمل ) هیجان
12  بازی مسابقات تیر و كمان ( جنگ ) دونفره
13  بازی مكعب و دیواره های مزاحم ( سرعت عمل بالا ) جالب
14  بازی پرتاب پنگوئن با ضربه ( دقت بالا ) جذاب
15  بازی خرگوش فضایی ( سرعت عمل و دقت بالا ) جذاب
16  بازی غورباقه مگس خوار ( بسیار ساده )
17  بازی دانه خور ( جالب )
18  محافظ جنگجو ( جالب )
19  بازی تنیس روی میز ، پینگ پنگ فانتزی ( سرعت و دقت ) جذاب
20  نقطه بازی تك نفره
21  جدا كننده رنگ ها - قرمز و آبی ( دقت و سرعت عمل ) جالب
22  بازی بیلیارد ( هوش ، دقت ، سرعت عمل ) جذاب
23  بازی حباب ( سرعت عمل بالا ) جالب
24  بازی جورچین تصویری ( سرعت ، دقت و هوش ) جذاب
25  بازی هلی كوپتر و موانع ( دقت )
26  بازی پارك دوبل اتومبیل ( برای تمرین عالیه ) جالب
27  بازی هلی كوپتر موشك زن ( دقت ، سرعت )
28  بازی اتومبیلرانی رالی یك نفره و دونفره
29  بازی تونل های تو در تو ( سرعت و دقت بالا )
30  بازی خانه سازی ورژن 3 ( دقت ، هوش ) مراحل بالا فكری
31  بازی سفینه فضایی ( سرعت عمل )