عشقلاگ

چقد خوب بود  چه دوران خوبی بود ن تلگرامی بودن اینیستا هی خدا کاش دنیا دنده عقب داشت

نوشته شده در جمعه ۱۳۹۷/۰۶/۲۳ساعت 14:1 توسط عاشق بی عشق | |

زندگیِ تو تعداد سال هایی که در این جهان نفس کشیده ای نیست.

بلکه زندگی تو تعداد قلب هایی ست که در آن ها زندگی کرده ای…

نوشته شده در جمعه ۱۳۹۷/۰۶/۲۳ساعت 13:59 توسط عاشق بی عشق | |

لحظـــــــــــه قشنگیه وقتی صبح با نــــــــــوازش دستـــــــــــهای کسی از خواب بیدار میشی...

 

که دیشب هزار بار بهش گفتی: دوســــــــــــتت دارم...

 

ولی اون تاخودصبح کـــــــــــنارت بیداربوده وتورو نــــــوازش میکرده...!

نوشته شده در جمعه ۱۳۹۶/۰۳/۱۲ساعت 17:57 توسط عاشق بی عشق | |

یوقتای دوسداری برگردی عقب خیلی دلم واسه گذشته واسه بچه بودنم تنگ شده

نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۵/۰۶/۳۰ساعت 20:28 توسط عاشق بی عشق | |

تو میروی … اما بدان چیزی عوض نمی شود پای ما تا ابد گیر است … من و تو شریک جرم یک مشت خاطره ایم …

p

نوشته شده در جمعه ۱۳۹۵/۰۵/۰۱ساعت 15:1 توسط عاشق بی عشق | |

چند تا از بهترین لحظه ها ی زندگی  :
-عاشق شدن
-دادن آخرین امتحان
-تماس از کسی که دلتون براش تنگ شده
-به شخصی که دوسش دارین نگاه کنین و ببینین اونم داشته به شما نگاه میکرده
-دوستای قدیمی خوبت رو ببینی و بفهمی هیچی بینتون تغییر نکرده
-لمس انگشتای یه نوزاد تازه متولد شده
-از خواب بیدار شی و ببینی هنوز وقت اضافی برا خوابیدن داری
-یه شب قشنگ تو خیابون تنها قدم بزنی و خاطرات قشنگ و خوبت رو مرور کنی
-وقتی تنهایی یه پیام یا تماس از کسی که دوسش داری دریافت کنی
-حس کنی یه نفر واقعا به تو و کارت اهمیت میده

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۵/۰۴/۰۲ساعت 19:37 توسط عاشق بی عشق | |

برایم نوشته بود:
گــاهی دست هایم به آرزوهایم نمیرسند
شاید چون آرزوهایم بلندند ...
ولی درخت سرسبز و شاداب صبرم می گوید:
امیدی هست ، چون خدایی هست
اری ، چه زیبا تکرار میکنم
امیدی هست ، چون خدایی هست ...

نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۵/۰۱/۰۳ساعت 8:54 توسط عاشق بی عشق | |

قســـــم به اون پـســری که عشقــــش جلو چشمش اتو خورد... و رفت خونه با صدایی خواب آلود گفت:ببخشید عزیزم خواب بودم گوشی رو سایلنت بود....!! قســــــم به اون دخــتـری که با وعده ی ازدواج بکارتشو از دست داد... و عکس عشقشو تو گوشی رفیقش دید....!! قســــــم به اون پـســری که با گوشی رفیقش به عشقش زنگ زد... اما از فـرداش شماره همون رفیقشو تو اینباکس اس ام اس های عشقش دید...!! قســــــم به اون دخــتـری که هنوز تنـهاست چون نتونسته فرامـوش کنه...!! و قســـــم به اون جفتـی که اولین شب بعد از جـدایی رو دارن تنـهایی با چشـم خـیس تو اتاق تـاریک و خالی از هم سحر میکنن...!! قســــم به اون پسری که عشقشو با رفیقش دید اما به حرمت رفاقت و عشق به هچکس هیچی نگفت... وگفت انشاالله باهم خوشبخت بشین... قســـــم به پسری که بخاطر عشقش سیگاری شد... قســـــم به اون دختری که گفت شاید اگه با اون دختره باشه...خوشبخت تره قســـــم به خودم که به عشـــقم گفتم ببین من دوست دارم...!!!نــــــرو... ولی خندیدو گفت میـــــرم....اخه مــــنم دوســــش دارم... قسم به اینا خستم ......

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۸/۲۸ساعت 23:16 توسط عاشق بی عشق | |

تو تنها دعای قشنگ منی.... مبادااااا کسی بی خبر، از خدا برای خودش آرزویت کند...

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۸/۲۸ساعت 23:11 توسط عاشق بی عشق | |

"امروز که محتاج توام، جای تو خالی است

فردا که می‌آیی به سراغم نفسی نیست"

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۷/۱۶ساعت 2:3 توسط عاشق بی عشق | |


آنقدرميبوسمت تاطرح لبانم روی تنت جابماند؛

بگذارهمه بدانند آغوش تو فقط قلمرو من است...

نوشته شده در جمعه ۱۳۹۲/۰۹/۰۸ساعت 20:7 توسط عاشق بی عشق | |

نگاهت راگره بزن هرلحظه به من؛

حس امنيت ميگيرم وقتی تو درگيرمنی..

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۲/۰۹/۰۷ساعت 20:6 توسط عاشق بی عشق | |

گاهی باید ساکت شوید، غرورتان را ببلعید و بپذیرید که اشتباه کرده اید!
این تسلیم شدن نیست، یعنی بزرگ شدن...

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۷/۱۷ساعت 11:32 توسط عاشق بی عشق | |

می تـــــــــــرســــــــــم....!

می ترســـــــــــــــم تــــــو بیــــــــــــایی ...

ولــــــــــــــی

من بــــه نــــــداشـــــــــــــتــنـــــــــــت...

عادت کــــــــــــــــــــــــرده باشــــــــــــــــــــــــم...!!!

نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۲/۰۷/۱۵ساعت 14:31 توسط عاشق بی عشق | |

خيلي حاله بديه

 كه آدم حالش از حال خودش بهم بخوره...

الان من تو همچين حاليم...!

 

نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۲/۰۷/۱۵ساعت 14:29 توسط عاشق بی عشق | |

ﻋﺸﻖ ﭼﯿﺰ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﻋﺰﯾﺰ ﺩﻟﻢ! 

ﻫﻤﯿﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺩﻟﺖ ﺑﮕﯿﺮﺩ ﻭ ﻣﻦ ﻧﻔﺴﻢ ..

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۶/۲۰ساعت 14:14 توسط عاشق بی عشق | |

این روزا...مَـن

زنـدگـی نمی کُنـَم

می جَـنگم!

نوشته شده در شنبه ۱۳۹۲/۰۶/۱۶ساعت 15:12 توسط عاشق بی عشق | |

خدایا آسمان چه مزه ایست؟


من که تا به حال فقط زمین خورده ام!

نوشته شده در جمعه ۱۳۹۲/۰۶/۱۵ساعت 6:9 توسط عاشق بی عشق | |

چند وقت است مــــــــــــــــــرده ام....

اما کسی باور نمیکنـــــــــــــــــــد....

این مردم تا به عزایم ننشیننـــــــد....

مرگم را باور نمیکننـــــــــــــــــــــــد....

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۶/۱۳ساعت 19:8 توسط عاشق بی عشق | |

وقتی می گویم دوستت دارم….

این تعارف نیست….

زندگی من است…..

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۲/۰۶/۱۰ساعت 14:5 توسط عاشق بی عشق | |

گــفـــــت تــــا "ابد"تنــــهـــایــت نـمـــــیـــگــذارم...

      ابــــــــــدش چـــــــه زود عــفــــــــــو خــــورد...

نوشته شده در شنبه ۱۳۹۲/۰۶/۰۹ساعت 12:4 توسط عاشق بی عشق | |

خدایا خسته شدم

بسه ...!

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۲/۰۶/۰۷ساعت 18:52 توسط عاشق بی عشق | |

دنيا را برايت شاد شاد و شادي را برايت دنيا دنيا آرزومندم

نوشته شده در شنبه ۱۳۹۲/۰۵/۲۶ساعت 13:46 توسط عاشق بی عشق | |

چه تکلیف سنگینی ست “بلا تکلیفی”

وقتی نمی دانم . . .

دارمت یا ندارمت...

نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۲/۰۴/۱۷ساعت 19:7 توسط عاشق بی عشق | |

عشق چتی

پسری بود که وبرای فراموش کردن خاطرات گذشته خودشو با چت کردن سرگرم میکرد تا اینکه در یک شب یک اتفاق خاص رخ میده اون اتفاق، اشنای با یک دختر بود که به نظر پسر خیلی صادق و ساده به نظر میرسید و برای دختر هم حرفای پسر خیلی جالب بود برای او صداقت مهم ترین چیز بود دختر از حرفهای پسر خوشش اومده بود و با هم به گفتگو پرداختن شب اول اشنایی این دو بسیار جالب و بیاد موندنی بود و... شب اول اشنایی به پایان رسید و پسر هر شب برای سرگرمی وفرار از تنهای به چت روم میرفت تا اینکه بعد از چند شب دختر دوباره به چت روم اومد و دو باره این دو با هم برخورد کردن و به چت کردن پرداختن ولی این بار از شب اول کاملا متفاوت بود پسر دختر رو ابجی صدا میکرد که دختر از این کلمه خیلی نارحت میشد و دوس نداشت ابجی صداش کنه از اون شب باهم قرار گذاشتن که ساعت تعیین کنن و سر ساعت هر دو به چت روم بیان ملاقات های چتی این دو به بیشتر از 10 یا 12 بار نرسید که دختر ، پسر رو ترد میکرد و چند روز باهم چت نکردن اما بعد چند روز دوباره باهم به چت کردن پرداختن پسر دخترو دیگه به عنوان ابجی دوسش نداشت و ان رو به عنوان یک دوست، دوستش داشت ...

 


:ادامه مطلب:
نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۲/۰۳/۱۴ساعت 8:5 توسط عاشق بی عشق | |

باران که میبارد....دلم برایت تنگ میشود

راه می افتم بدون چتر....من بغض میکنم آسمان گریه

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۲/۰۴ساعت 19:41 توسط عاشق بی عشق | |

♥.•

دود سیگارم را هزاران بار به تو ترجیح می دهم

کم رنگ است ولی دورنگ نیست

♥.•

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۱/۱۲/۲۷ساعت 18:4 توسط عاشق بی عشق | |

♥.•

رفیق مثل کفش میمونه ، رفاقت مثل جاده !

خیلی سخته وسط جاده بفهمی پا برهنه ای

♥.•


نوشته شده در شنبه ۱۳۹۱/۱۲/۲۶ساعت 20:2 توسط عاشق بی عشق | |

♥.•

تــــــــــو بـرای رفـتـنـت بـهــــــــــانـه مـی خـواسـتـی...!!

بـیــــــــــا ...

ایـن بـهــــــــــانـه...

حــالا راحـت تــــــــــر بـرو...

دیـگــــــــــر دنـبــال دلـیـل و تـوضـیــح هــــــــــم بـرایــم نـبــــــــــاش...

بـهـــــــــــانـه را مـن بـه دسـتـت دادم...

حالا دیگـــــــــر همه چیز گـــــــــردن من است...

تــــــــــو مـقـصـر نـیـسـتـی...

رفـتـنـی رفـتـنـیـسـت...

♥.•

نوشته شده در شنبه ۱۳۹۱/۱۲/۲۶ساعت 19:39 توسط عاشق بی عشق | |

♥.•

می خواهم بگذارم بروم

لطفا دنبالم نیایید !

دلم را....

پشت کفش کسی جا گذاشته ام

که از اول نيـــامــده بــــود

امـــــا خیلـــــی قشنــــــگ رفـــــت....

♥.•

نوشته شده در شنبه ۱۳۹۱/۱۲/۲۶ساعت 19:37 توسط عاشق بی عشق | |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ