خوش اومدی(پست ثابت)

سلام خوش اومدی امیدوارم که ازاین وب خوشت بیادحالاکه اومدی توبایدنظربدی وگرنه میسپارمت به عزراااااائیل راستی باتبادل لینک موافقم بااسم وبم بلینکم بعدش توقسمت نظرات بگو به چه اسمی   بلینکمتبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com      

بخند2نیا2روزه

اقایون رفتید ریشاتونو شیو کردید هیچی نگفتیم !
ابروهاتونو شیطونی برداشتید هیچی نگفتیم!
رفتید موهاتونو بلوند کردید هیچی نگفتیم!
گوشواره انداختید هیچی نگفتیم!
اپیلاسیون کل بدن انجام دادید هیچی نگفتیم!
دماغتونو سربالا عمل کردید بازم هیچی نگفتیم!!!
.
هه ی ما هیچی نمی گیم
شما خودت خجالت نمیکشی ؟!!
اصن ما هیچی پس فردا بچت تورو مامان صداکنه دوس داری؟!!
نه دوس داری ؟
اصن بیخی بابا اینا درست بشو نیستن!!!
دخترا پرچم بالاس :)
خودمونو عجججججججقه

آقایون عزیزی که اعتقاد دارید لوازم آرایش تحریم میشه کلی می خندید…!


به اینم فکر کردید که این قرص و پودرهای بدنسازی تحریم بشه کی باید بخنده؟


گفتم در جریان باشید :))


دختر خالم با پسر داییم داشتن با هم خاله بازی میکردن.

یه کاغذی رو آوردن پیش من و گفتن امضا کن.

منم گفتم: این چیه؟

دختر خالم گفت: داریم از هم طلاق میگیریم این هم برگه ی طلاقمونه... تو هم شاهدمونی... :|

بعد از اون پسر داییم میگه : نه نه صب کن، هنوز معلوم نکردیم که بچه ها ماله کی باشن...

+واقعا که:| :))


اونائی که به حرفهای +18 علاقه دارن برن ادامه مطالب.

لدفن باجنبه ها برن.

ادامه نوشته

........


خانما میدونستین وقتی چشماتونو ببندین و لباتونو غنچه کنین , نا خوداگاه سوراخای دماغتون گشاد میشه !؟؟

.

.

.

..

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.ووی ! الهییییییییییی ! لباشو نیگا ! چرا غنچه کردین الان !؟؟

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

حالا خانما به کنار !
داداش تو چرا دیگه غنچه کردی ؟ از سیبیلات خجالت بکش !!

.



   اینم دادن روحیه ب دوستان

 

             از نوع پسرونه

 

عکس خنده دار ایرانی ، 19 بهمن 1391 (35 عکس)                                


           عجب دوره ای شده !! (عکس) www.taknaz.ir


salijoon.ws -  ترول هاي خنده دار

بخون وبخند

 

 

خانومه تلفن زده به بابام

که ما یه دستگاهی میفروشیم که قیمت قبض برق رو تا ۳۰% کاهش میده

بابام بهش گفت:

ممنون پسرم کنتور رو دستکاری کرده قبضمون ۱۰۰% کاهش داشته

اگه خواستید نصف قیمت واسه شما حساب میکنیم !

 مراقب سر جلسه امتحان اومد گفت کارت ورود به جلسه ؟

گفتم اصن به قیافه من میخوره درسخون باشم جای کسی‌ بیام امتحان بدم ؟

گفت خداییش نه و ول کرد رفت !

.

.

.

 ! 

بقیه توادامه مطلب خییییییییییییلی باحاله نامردی اگه نظرنذاری

ادامه نوشته

اس ام اس مخصوص روز ولنتاین



 

مال من باش ولنتاین

من این آرزوی ولنتاین را برای تو می فرستم، با آغوشها و بوسه ها

جائی را میسازم اینجا نزدیک خودم ، که فقط برای توست

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

امروز روز سپاس گذاری از خداوند است

زیرا که عشق را آفرید تا یادمان باشد کسی هست برای عاشق بودن

تا با تمام وجود به او بگوییم

عشق من روزت مبارک



ادامه نوشته

...

http://up09.persianfun.info/img/91/9/Namayeshe%20Ehsas%205/16.jpg

هر جا چراغي روشنه از ترس تنها بودنه
اي ترس تنهایي من اينجا چراغي روشنه...بقیه درادامه مطلب

ادامه نوشته

حذف شد

این   پست حذفیده شد...

اتفاق مهم

سییییییییییییلام میخواستم یه خبرمهم مهم مهم خلاصه خعلی مهم بهتون بگم برید ادامه مطلب

ادامه نوشته

...

سلام امروزیه داستان عاشقانه توپ توپ گذاشتم حتمابخونیدش امیدوارم خوشتون بیاد

راستی اینوهم میخواستم بگم که همه ی دخترابی وفانیستن!!!نظرم فراموش نشه لفطا

ادامه نوشته

عنوان رفته گل بچینه

ماهیمون هی میخواست یه چیزی بهم بگه . تادهنشو وا می کرد آب می رفت تو دهنش نمی تونست بگه . دست کردم تو آکواریوم درش آوردم . شروع کرد از خوشالی بالا پایین پریدن . دلم نیومد دوباره بندازمش اون تو . اینقده بالا پایین پرید خسه شد خوابید . دیدم بهترین موقع تا خوابه دوباره بندازمش تو آب. ولی الان چند ساعته بیدار نشده . یعنی فکرکنم بیدار شده دیده انداختمش اون تو قهر کرده خودشو زده به خواب…

ادامه نوشته

بروبخون حالشوببر:))

خییییییییییلیییییییی باحالن بروادامه مطلب

ادامه نوشته

طعنه ی زخم ها

زخم هایم به طعنه میگویند: دوستانت چقدر با نمک اند!

پ نه پ

چن تا پ نه پ باحال گذاشتم حالشوببریدفقط نظر.....
ادامه نوشته

سوژه های خنده دار وطنی !

عکس هادرادامه مطلب امیدوارم خوشتون بیاد
ادامه نوشته

ترول های دیدنی

چندتاترول دیدنی توادامه مطلب گذاشتم گفتم یه تحولی ایجادشه امیدوارم خوشتون بیاد نظریادتون نره
ادامه نوشته

ابرازعشق

http://s2.picofile.com/file/7318755371/rail.jpg
یک روز آموزگار از دانش‌آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می‌توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق، بیان کنید؟ برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می‌کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف‌های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می‌دانند.
.

در آن بین، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد: یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست‌شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپه رسیدند درجا میخکوب شدند.
یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود. رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرأت کوچک ترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست‌شناس فریادزنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه‌های مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند.
داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد. راوی اما پرسید : آیا می‌دانید آن مرد در لحظه‌های آخر زندگی‌اش چه فریاد می‌زد؟ بچه‌ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است! راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم، تو بهترین مونسم بودی. از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود.»
قطره‌های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست‌شناسان می‌دانند ببر فقط به کسی حمله می‌کند که حرکتی انجام می‌دهد و یا فرار می‌کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک، با فدا کردن جانش پیش‌مرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه‌ترین و بی‌ریاترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود

بی نیازترین...

پرسید چون دوسم داری بهم نیازداری یاچون بهم تیازداری دوسم داری؟بهش گفتم چون دوستت دارم بی نیازترینم  

باران

باران ...
آسمان  بارانی  است
همگی  می گذرند
چتر دارند  به دست

تا  نبارد  باران
بر سر  و   صورتشان

اما ...

من تنها و رها
زیر این سقف سیاه
گام  بر می دارم
بی چتر ...
و به تو , می اند یشم ... عکس های رمانتیک و زیبای بارانی  - www.jazzaab.ir

انقدردلم...

انقدردلم از نبودنت پرا..ست...که اضافه اش ازچشمانم میچکد..

جاده

جاده هنوز خیس است

و

من همچنان می روم

 

به خیال رد پای اشکهایت

 

ولی تردید مرا زجر می دهد

 

نمی دانم این خیسی اشکهای توست

یا

خیسی شرم این جاده از شکست دوباره من؟؟؟

عاشقانه

زن وشوهر جوانی سوار برموتورسیکلت در دل شب می راندند.
انها از صمیم قلب یکدیگر را دوست داشتند.

زن جوان: یواشتر برو من می ترسم
مرد جوان: نه ، اینجوری خیلی بهتره!
زن جوان: خواهش می کنم ، من خیلی میترسم
مردجوان: خوب، اما اول باید بگی دوستم داری
زن جوان: دوستت دارم ، حالا می شه یواشتر برونی
مرد جوان: مرا محکم بگیر
زن جوان: خوب، حالا می شه یواشتر برونی؟
مرد جوان: باشه ، به شرط این که کلاه کاسکت مرا برداری و روی
سرت بذاری، اخه نمی تونم راحت برونم، اذیتم می کنه
روز بعد روزنامه ها نوشتند
برخورد یک موتورسیکلت با ساختمانی حادثه آفرید.در این سانحه
که بدلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد،
یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری در گذشت

مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود پس بدون این که زن
جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت
و خواست برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش.....

نظر یادتون نرها!!!!!!!

رنگ عشق

دختري بود نابينا
که از خودش تنفر داشت
که از تمام دنيا تنفر داشت
و فقط يکنفر را دوست داشت
دلداده اش را
و با او چنين گفته بود
« اگر روزي قادر به ديدن باشم
حتي اگر فقط براي يک لحظه بتوانم دنيا را ببينم
عروس **** گاه تو خواهم شد »

***
و چنين شد که آمد آن روزي
که يک نفر پيدا شد
که حاضر شود چشمهاي خودش را به دختر نابينا بدهد
و دختر آسمان را ديد و زمين را
رودخانه ها و درختها را
آدميان و پرنده ها را
و نفرت از روانش رخت بر بست

***
دلداده به ديدنش آمد
و ياد آورد وعده ديرينش شد :
« بيا و با من عروسي کن
ببين که سالهاي سال منتظرت مانده ام »

***
دختر برخود بلرزيد
و به زمزمه با خود گفت :
« اين چه بخت شومي است که مرا رها نمي کند ؟ »
دلداده اش هم نابينا بود
و دختر قاطعانه جواب داد:
قادر به همسري با او نيست

***
دلداده رو به ديگر سو کرد
که دختر اشکهايش را نبيند
و در حالي که از او دور مي شد گفت
«
پس به من قول بده که مواظب چشمانم باشي »

وصیت نامه وحشی بافقی

روز مرگم، هر که شیون کند از دور و برم دور کنید

همه را مســــت و خراب از مــــی انــــگور کنیـــــد

 

 

 

مزد غـسـال مرا سیــــر شــــرابــــــش بدهید

مست مست از همه جا حـــال خرابش بدهید

 

 

بر مزارم مــگــذاریــد بـیـــاید واعــــــظ

پـیــر میخانه بخواند غــزلــی از حــــافـــظ

 

 

جای تلقــیـن به بالای سرم دف بـــزنیـــد

 شاهدی رقص کند جمله شما کـــف بزنید

 

 

روز مرگــم وسط سینه من چـــاک زنیـد

اندرون دل مــن یک قـلمه تـاک زنـیـــــــد

 

 

روی قــبـــرم بنویـسیــد وفــــادار برفـــت

آن جگر سوخته خسته از این دار برفــــت