درهای نشکن٬نسوز٬رمز دار برای حفظ کنترل ورود و خروج افرادو...
این متن آگهی تبلیغاتی یک شرکت تولید کننده ی در های ساختمانی بود.
بعد از خواندن این مطلب لحظه ای به این مطلب فکر کردم٬
که افسوس چه دیر این در ها اختراع شدند و اگر آن زمان بودند...
نه !
باز هم نه!
مگر حال که هستند فرقی کرده؟
هنوز هم قلبی میشکند...
دلی میسوزد...
آهی از سر درد بلند میشود...
و مظلومی به اذن پروردگار عالم سکوت میکند.
و در ها هیچ نمیکنند.
آیا اگر این درها در آن زمان (ایام شهادت خاتون عالم)بودند
نمیسوختند؟
نمیشکستند؟
کجا بودند تا ببینند پر پر شدن بانوی آسمانی را؟
کجا بودند تا بشکنند دستان نامردمان بی شرم را
نه پهلوی دردانه ی رسول را؟
کجا بودند تا آتش بر جان فرزندان ابلیس بر پا کنند
نه بر در خانه فرزند نبی الله
اگر این درها نیز آن زمان بودند
میسوختند از جگر سوخته ی زهرا(س)
نه بر درد پهلویش بر نگاه مظلوم محبوبش
میشکستند از شکستن قامت زهرا(س)
از آهی که بر دل میراند و بر زبان نیاورد.
از گریه های پنهانی مولا در نیمه شبی محزون
و خانه ای بی بانو...
و آب میشدند از حفاظتی که بر عهده یشان
بود و از پسش بر نیامدند.
و همان در آرزو میکرد که ای کاش در نبودم و
دیواری بودم تا شاهد این همه جفا نبودم.
دیواری در گذری مرا بس...
و دیوار...
ترک بر میدارد از بر زمین افتادن های
پی در پی امیر مومنان در همان گذر...
خم میشود از نا توانی مولا در ایستادن
فرو میریزد از رفتار لعنت شدگان الهی
با علی سرور دو عالم ...
و میریزد به خاک آن دیوار
از به خاک سپردن همسری بی نظیر
کودکانی که گریه را در دل فریاد میزنند...
و دیوار دیگر تاب آن همه صبوری را ندارد
نمیخواهد دیوار باشد.
و در آخر...
میخواهد خاک باشد
خاک همان جایی که بانوی عالمیان است برش...
و چرا؟؟؟
چون قدمهایی را بر روی وجودش حس میکند
که متعلق به فرزند همان گوهر و دردانه است
که نیمه شبی تاریک با ناله هایی جگر سوز
با مادر درد دل میکند اشک هایش تمامی
ذراتش را نمناک میکند و وجودش وجود سرد
خاک را گرم...
او میگوید:
میخواهم این بار که بر سر مزار پنهان مادرش
زهرا(س) آمد او را قسم دهم به قامت خمیده ی
بانو که بیاید ...
چون حتی دیگر تاب خاک بودن را ندارم
تا به کی از درد های دل یک مرد
می توان شنید و نلرزید ؟
نه درم که بسوزم یا بشکنم٬
نه دیوارم که ترک بردارم و فرو ریزم.
خاکم ٬خاکی که تنها زائرش
مهدی صاحب الزمان است
با دلی پر درد ...
برای فرج مولای غریب و تنهایمان با هم زمزمه کنیم:
االهم کن لولیک الحجة ابن الحسن...