غروب آرزوهایم...

++بدهکاریم به یکدیگر...تمام دوستت دارم های ناگفته ای که پشت دیوار غرورمان ماند...وما آن هارا بلعیدیم...تا نشان دهیم منطقی هستیم...و در آخر همدیگر را ازدست دادیم...به همین سادگی!!


++می آیی....میروی...وفقط یک سلام...وگاهی هم یک خداحافظی...نه!این انصاف نیست...من و یک دنیا عشق...و تو و یک دنیا بی تفاوتی!!


++آه در بساطم نمانده...!بس که دلم راخرج دوست داشتنت کردم...


++کاش نامت را باخط بریل می نوشتند...صدا کردنت کافی نیست!شکوه اسم تورا باید لمس کرد!!


++عشق یعنی...طوری نگاهت میکنم که انگار تنها آدم دنیاهستی!


++لبانت را به صورتم نزدیک نکن...میترسم!!میترسم شوری اشک هایم نمک گیرت کنند...


++لعنتی دلم...اگر برای تو تنگ میشود ببخش...روزم اینگونه قشنگ میشود!!


++این جماعت می گفتند اشکهایت را

خرج رفتنش نکن...

راست می گفتند

بی من

تو مفت هم نمی ارزی.......



++ زير سر تو است گريه هايم

بيدار شو

ميخواهم بروم...



++از دیروز که لبخند زدی هزار سال میگذرد

 تو رفته ای ...

و لبخندت به جا مانده که امروز به من میخندد...

یــــادت بخیـــــــــر...

برای خوشبختی چیز زیادی نمیخواهم ...

همین که آغوش تو باشد و

هرم لبانت...!

 

++ وقتی نیستی حسی مبهم دارم ؛ شبیه کسی می شوم کمی زیاد مُرده !!!

++ نباشی ... قندها هم شیرین نیستند ... به همین چای یخ کرده قسم !

++ در آخرین بوسه لبخندم روی لب هایت جاماند.

 

لرزش صدایم،مال سرمای هواست

این پرده ی اشک روی چشم هام هم ،همین طور

چیزیم نیست به خدا

من فقط، دلواپس توام..

لباس گرم در چمدانت گذاشتی؟

 

++بابت تاخیر طولانیم شرمنده ام

رفــــــتـنــت....

ساعت خانه ام روی زمان رفتنت ایستاده ،

از آن روز به بعد زمان را همینجا نگه داشته ام

 برگرد... نترس آب از آب تکان نخورده

 احساسم هنوز دست نخورده باقی مانده

فقط سازشت را زیاد کن با موهای سپیدم...

 

 ++ تو هروقت دلت خواست برگرد اینجا هرگز پشت سر تو پلی خراب نمیشود.

++نه اینکه زانو زدہ باشم... نه!!!! فقط تنهایی سنگین است!!

++حسادت نکن!اینکه بعد از تو بغل گرفته ام زانوی غم است...

 

بهانه مي آورم كه سردردم

تو نمي فهمي !!

يك ليوان آب و يك استامينوفن

كه نمي تواند دلتنگيم را تسكين دهد ...

 

ازت دلخــــــــــورم....

+++این آخرین بارم بود...دیگر احساسم را برای کسی عریان نمیکنم...صداقت یعنی حماقت!

********************

************

+++در میان این همه آدم فقط کمی....

سادگی میخواهد دلم...

کسی را میخواهم که نپرسد حواست به من هست؟؟؟

فقط با اندکی نگاه...آرام بگوید حواسم به تو بود....!

*******************

***********

+++هی نیوتن!!

تو که دم از جاذبه میزنی مرا کشف کن....

منی که مدام غم هاجذبم میشوند...

*******************

**********

+++هوس بازگشت به من را دفن کن....!!

من اینجا حماقت هایم را به دار آویختم....

*******************

**********

+++در انتظار هیچکس نیستم....اما....

اما هروقت نویز موبایلم روی اسپیکر می افتد...

دلم میلرزد...شاید تو باشی....

*****************خداحافظ

 

**************تموم

 

***********خاطرات

 

********من

 

with me...

 

++خدایا!!باتو بودن مشکلی را حل نمیکند...اما بی تو بودن مجازات دارد...این چه معامله ایست؟؟

 

++هروقت در آغوش من بودی...چشمانت رابستی...نمیدانم! از احساس زیاد بود یا....یا خود را در آغوش دیگری تصور کردی!!!

 

++هنوز دروغ هایت را در گنجه دارم...گاهی باورشان میکنم...وباز عاشقت میشوم...!!

 

++کاش صدای بغض آدم ها را میشد بوسید...مخصوصا وقتی اسمت را صدا میزنند...!!

 

++عزیزم...ماهاست فراموش کرده ام خاطراتت را...ولی نمیدانم چرا دستانم هنوز به نوشتن نامت ذوق میکنند...

 

++عاشق آن روز هایی شده ام که مهربان میشوی...حتی...حتی اگر ندانم چرا؟؟؟!!!

 

++خطش را عوض کرد...و من ماندم و دوستت دارم هایی که هیچوقت تحویل داده نشد..!!!!

 

++گاهی مرا یاد کن...من همام که اگر ساعتی لز من بی خبر بودی...آسمان را به زمین میدوختی...!!

 

++یادت هست مادر؟؟؟اسم قاشق را گذاشتی قطار...کشتی...ماشین...تامن یک لقمه بیشتر بخورم!یادت هست مادر؟؟؟شدی خلبان...ملوان...میگفتی بخور تا بزرگ شی...خانوم شی...آقاشی...ومن عادت کردم هرچیزی را بدون اینکه دوست داشته باشم قورت بدهم...حتی بغض های نترکیده ام را...! 

 

++چه شوری میزند دلم...وقتی درچشمان دیگران انقدر...شیرین میشوی!!

 

++دیوانه نیستم...فقط...فقط طوری خاص که دیگران نمیتوانند...تورا دوست دارم!!

 

++مهربان تر ازمن دیده ای؟؟نشانم بده!کسی که بارهابسوزانیش ولی بازهم باعشق نگاهت کند..!!

 

 

دلداده...

عشق خودش خواهد امد...نمیتوان از ان فرارکرد...عشق خودش اهسته اهسته ودر گوشه ای می اید...!ودر گوشه ای از قلب مهربانت ارام وبی صدا می نشیند...وتو متوجه اش نخواهی بود...!وبعد ذره ذره قلبت را پرمیکند...کم کم مثل ساقه در تمام جانت می پیچد...وریشه می دواند!به طوری که بدون ان نمیتوانی نفس بکشی!!

**به نظرمن عشق واقعی یعنی این...

 

**خیالت رامیفرستی در رویا هایم که چه شود؟؟؟لعنتی نبودنت را به رخم میکشی؟؟؟

 

**هنوز به این بی تو بودن ها عادت نکردم...یابرگرد یا....یاندارد برگرد!!

 

**حرف توکه میشود من چقدر ناشیانه ادعای بی تفاوتی میکنم...!!

 

**وچه دوستت دارم هایی که از زبان جاری شد ودل...روحش هم خبرنداشت!!

 

**به فالگیربگو خط عمرمن کف دست هایم نیست...رد پاهای اورانگاه کند!!!

 

بی لیاقت...!!

 

 

تو را من...تو کردم!وگرنه اوهم زیادت است!لطفا انقدر برای من شما...شما نکن

 

مرا به وجدانت برسان...واگر بیدار بود بگو چگونه شبها را راحت میخوابد؟؟؟

 

تحقیرت هم کنم کافی نیست...تفریقت میکنم از تمام زندگی ام..!

 

این روزها شیرهم راضی است با دمش بازی کنی...اما با دلش نه!

 

چقدر خوبه!بعضی از ادمها بدونن اگه چیزی به روشون نمیاری...از سادگی نیست!شاید دیگه اونقدر برات مهم نباشن که روشون حساس باشی.

 

دود سیگارم را هزاران بار به تو ترجیح میدهم....کم رنگ است!ولی دو رنگ نیست...

 

تو باهر سیب کرم خورده ای وسوسه میشوی...برو...تو از بهشت قلب من رانده شده ای!در بهشت ماندن لایق هرکس نیست!!!

 

طرفت کور نیست قفط چشمشو رو خیلی از بدی هات بسته...!همین...ادم باش

 

من تصوراتم از تو باکاش گره خورده بود....ولی تو...توقعاتت از من با باید!!

 

از تنها بودنم راضی نیستم...ولی خوشحالم که با خیلی هاهم نیستم...!!

 

اگه تو رو باکسی ببینم حسودی نمیکنم....اخه مامانم یادم داده اسباب بازی هامو بدم بدبخت بیچاره ها!

 

نفرت هم مثل دیگر احساسات قیمت دارد...مثل عشق!نفرت هم نباید خرج هرکسی کرد...

 

دوستت داشتم..........

زیاد.................

کمش کردی................

کمترش کردی........

لااقل دیگر مرا به نفرت نرسان بی لیاقت!!

 

حال کردین بچه ها؟؟؟

(تقدیم به همه ی کسایی که از عشقشون نامردی دیدن)

تقدیم به شکسته ی قلبم!

 

 

گفتند اخر هر خنده گریه ست...بهانه ای جور کن تابخندم!!بغض بدی درگلو دارم...

 

نه اینکه زانو زده باشم!نه...فقط تنهایی سنگین است...!!

 

ترسم از شبی ست که بیدار شوم...خاطراتت هجوم بیاورند وپاکت سیگارم خالی باشد!!

 

گرچه سکوت بلند ترین فریاد عالم است...ولی گوشم دیگرطاقت فریاد های تورا ندارد!!کمی بامن حرف بزن!

 

برای درد هایم نشانه میگذارم...تا یادم بماند کجا دست خدارا نگرفتم!!

 

خدایا!...امندنش را حیران بنگرم یا رفتنش را مات بمانم؟؟؟باد اورده را باد میبرد...قبول!اما دلم را که باد نیاورده بود؟؟!

 

همین که قاصدکی را فوت میکنی برای من کافیست!چون عطر نفس های تورا همراه دارد!!

 

هرچقدر دور باشیم...باز بهم نزدیکیم!!بالا را نگاه کن؟!هردو زیر یک اسمانیم!!!

 

بی طاقتی عادت ان روزهایت بود...این روزها برای گرفتن خبری از من عجیب صبور شده ای!!

 

چقد سخته...بابغض نوشتم با خنده خوندی!چقد سخته بسته نگه داشتن لبها وقتی میخوای داد بزنی!

 

خودکشی بهشت است...وقتی دنیایت جهنم باشد...!!

 

این چه دوست داشتنی ست؟؟؟وقتی به تعداد حروف دوست داشتن هم...دوستم نداشت!!

 

برگرد!!تمام دنیا را غافلگیر کن...من حتی با خداهم شرط بسته ام...برگرد!

 

لعنت به اونی که واسه رفتنش گریه کردم...ولی رفت واسه دوستاش تعریف کرد وخندیدن!!

 

بعد از مرگم...دلم را جدا خاک کنید!منو دلم هیچگاه ابمان در یک جوی نرفت...

 

من از مرگ ماهی ها میترسم...وگرنه درد دلم را برای دریا میگفتم!!

 

خدابا!فکر میکنم در لیست انسان هایت اشتباهی شده...!دیگر طاقت ندارم...نام من که ایوب نیست!!

 

خدابا...به انان که ادعای عاشقی تورا دارند...بیاموز بزرگترین گناه شکستن دل ادمیان است!!

 

غصه دیوانه ام کرد...وقتی تو را دست به سینه دیدم!!من تمام راه را برای اغوشت دویده بودم...!

 

میگوند دلتنگش نباشم...خدای من!انگار به اب میگویند...خیس نباش! 

 

نرگس دلم برات تنگ شده...خدایا؟؟؟سلامتیشو ازتو میخوام...پس مواظبش باش...فقط همین!!

 

 

شکسته...




تقدیم به...

 

خدایا!خط ونشان دوزخت را برایم نکش...جهنم تر از نبودنش سراغ ندارم...!

 

خدایا!ایوبت را به زمین بفرست تا از صبر برایش بگویم...!

 

وقتی درونم ویرانه است...ابادی های بیرون بیش نیست...!

 

عاشقش نشوید به اندازه همتان برایش عاشقی کردم...

 

سخته از بغض دوری عزیزت گلو درد بگیری وهمه بگویند...لباس گرم بپوش...!

 

وقتی از درد به خود میپیچیدم همسایه ها میگفتند چه زیبا قر میدهی...ومن هنوز رقاص پردرد خیابانم...!

 

هم قد شدیم...خدامیداند چه چیزهایی را بخاطرت زیرپا گذاشتم...!

 

بس که اسمم را صدا نزدی...جانم را که برایت کنار گذاشتم...گندید!!

 

دل به دلم که ندادی...دست در دستم که نگذاشتی...پابه پایم که نیامدی...سربه سرم دیگر نگذار...قولش را به بیابان داده ام...

 

وقتی تو حرف هایم را نمیخوانی...تفاوتی ندارد که حرف دلم را بنویسم یا از بغل دستی ام کپی کنم...!

 

ساکت نیستم...لب هایم هم نسوخته اند...تنها...تنهامن تاول زده از اشی که نخورده ام!!!

 

انقدر دور شده بودی...که چشمانم حتی....حتی خواب امدنت را هم نمیبیند...!!

 

گاهی شاید لازم باشد از یاد ببریم یاد همه ی کسایی که نبودنشان...بودنمان را به بازی گرفتند...!!!!

 

خدایا...!چرا تا زنده ایم روانمان را شاد نمیکنی؟؟؟؟همین که مردیم...شادروانمان میکنی؟!

 

پایانی برای قصه نیست...نه بره ها گرگ میشوند...نه گرگ ها سیر...خسته ام از جنس قلابی ادمها...دار میزنم خاط رات کسانی را که مرا دور زدند...حالم خوب است...خوبه خوب...اما...اما گذشته ام دردناک است...!!! 

دل نوشته ها...




خدایا تورو قسم میدهم،به انچه که قسمتم نیست....
عادتم نده!!!




دوستت دارم هایش را پس میدهم...
بر دلم سنگینی میکند این همه دروغ...!!




خواستم هرچه را که بوی او میدهد بسوزانم اما جانم آتش گرفت!!!




میگویند قسمت نیست حکمت است!
خدایا من معنی قسمت و حکمت را نمیدانم...
اما تو معنی طاقت را میدانی ...
مگرنه؟؟؟




درد است...
کسی تنهایت بگذراد که به جرم بااون بودن همه تنهایت گذاشتند...!




چه حماقتی...از من یاد نمیکند...
وچه احمقانه میخواهمش!
چه غرور بی غیرتی دارم...!



آدم است دیگر...
گاهی اوقات حتی دلم برای نامردی هایش تنگ میشود...!




تشنگی بهانه بود...؟آب را با لیوان تو میخواستم!!!


عجایب عشق

و از عجایب عشق....

همان اغوشی ارومت میکنه که دلتو به درد میاره...

 

تقدیم به...هانا

تمام روز هایی که سرگرمیت بودم...زندگیم بودی...

تقدیم به هانا...

هنوز عاشقتم،انقدر که شبا طوری گریه میکنم که خدا جایم را با اسمان عوض کند!انقدر که هرشب بدون انکه خوابم ببرد از اول تا آخر بی وفایی هایت را بشمارم و بعد همه را فراموش کنم...بگو هنوزم دوسم داری؟؟

 

لعنتی

به سگ استخوان بدهی دورت میگردد،برایت دم تکان میدهد،من که به تو دل داده بودم لعنتی...!!

آدمک

توی قاب سرد این آیینه ها

تصویر آدمکی نشسته بود

آدمک خسته بود...

توی چشماش ابرهای بارون زده تلخ و سیاه

لباش قصه دلتنگی تو قصه دلتنگی ما...

کی با  دشنه های کین

کی با داس عشق

بریده ریشه های این آدمک را از زمین؟؟

واسه این ادمک رنگ رهایی نداشت...

قفس تیره و تاریک زمین واسه آدمکم جایی نداشت...!!

عشق یعنی...

ایتالیایی ها میگن:عشق یهنی ترس از دست دادن تو!

ایرانی ها میگن:عشق سوءتفاهمی است بین دو نادان که بایک ببخشید تمام میشود!!

 

خودت که هیچ...اگرتمام دنیا بگویند تومال من نیستی...باز این دل زبان نفهم بهانه ات رامیگیرد...

هانا...

مهم نیست هوا گرم باشد یا سرد.... من بهانه میگیرم وتو دهانم را با یک بوسه ببند....

کاش

کاش...کاش تلخی زندگی کمی الکل داشت...شاید مستمان میکرد واین همه...

درد را نمی فهمیدیم...  

 

تنهایی ام را گردن هیچکس نمی اندازم.........

گردن هیچکس تاب این همه سنگینی را ندارد...

وقتی رفت گفت شاید برگردم.....

رفتنش مرا نمی ازارد....

شایدش دردناک است.....

 

حتی اگر حرفی نبود،شماره ام را بگیر و فقط لبخند بزن،وقتی می خندی،زمان می ایستد،ودر زیر پوستم انگار پرنده ای برای رهایی پرپر میزند...

هستی

همین که هستی ...

همین که لابه لای کلماتم نفس میکشی

راه میروی...

همین که پناه وازه هایم شده ای

همین که سایه ات هست

همین که لمس دستان پاکت غرور بی کسی ام را در هم میشکند

همین که کلماتم از بی تو بودن یتیم نشده اند

کافیست برای یک عمر آرامش

باش...

همین قدر دور...

همین قدر دست نیافتنی...

اما باش فقط باش...

++ سرم را روی شانه ات بگذار 

بگذار تا همه بدانند

" همه چیز " زیر سر من است!

 

++ وقتی گریه میکنی " زیباتر میشوی "

اما بخند من به همان " زیبا " که تر میشود قانعنم!

 

++نگذار دیگران نام تورا بدانند ...

همین زلال چشمانت برای پچ پچ هزاران سال کافیست.

 

++ یک فنجان قهوه داغ... در این هوای سرد ...

میترسم...

میترسم روزی برسد که داغ نبودنت روزم را تلخ کند...!

 

گل پونه

عجب حال بدی دارم            مث روزای بارونی

مث روزی که با گریه          می گفتی که نمی تونی

عجب حال بدی دارم            شب وتا صبح بیدارم

دارم از گریه میمیرم         جای تو عکس میزارم

تو این روزای دلتنگی         بی تو از زندگی سیرم

تعجب کردم از قلبم           که بعد تو نمیمیرم

عجب حال بدی دارم            چشام یک کاسه خونه

گذاشتم سر روی شونم           غمت لالایی میخونه

لالالالا گل پونه                یارت رفته از این خونه

چیزی از شادیاش کم نیست      یکی دیگه پیش اونه

لالالالا بخواب جونم               لالالالا دلش سنگه

لالالالا بزن بارون              بزن بارون دلم تنگه  

++ لبخندش را تقسیم کرد ...

    خنده اش به من رسید

    لبهایش به دیگری...

 

++ دیگر از وفا میترسم !!!!

     آن روز که سگ گله را با گرگ دیدم ....

 

++ عشق قیچی شد !

    وقتی تو سنگ شدی ومن کاغذ بی رنگ...!