لینک تکونی کردم
امیدوارم از این به بعد بیشتر بیام پیشتون
لینک تکونی کردم
امیدوارم از این به بعد بیشتر بیام پیشتون

تمام من در ناتمام دیگری به خواب رفته..
روزهای بی خاطره:
احساس های از یاد رفته
قلم های بی صدا
ساعت های تکراری
رفتن های بیهوده
پنجره های بسته
و نگاه های خسته
بیچاره دلم :
پشت میله های انتظار
چنبره زده
واژه ها در حنجره بغض شده اند
تمام من در ناتمام دیگری به خواب رفته
شب ها چادر سکوت بال می گشاید
در خودم گم شده ام
امان از :
..........روزهای بی خاطره
که تو...
اسم تمام هرزگی هایت را آزادی گذاشتی
ومن...
از آنجایی بی غیرت شدم که فکر میکردم به تمدن رسیده ام
تقصیر خودمونه
بعضی هاعددی نبودند ماآنهارابه توان رساندیم

اینجا حریم قلب من است
حریم قلب کوچکم
قفس تنهایی من
و حرفهای نگفته ام
من دراین سکوت اشک ریخته ام

خدایا ممنونم ازت نجاتم دادی از زندگی نکبت
دیگر برایم تمام شدی
همین....

آغـِـشـتــه بــه تــُـو مے شـَـوَد
روحـَـمـــ
نــَـفـَـسـَم
بــَـنـد بــَـنــد وجودَمـــــ
وَقـــتــے دَر حـِـصارِ دَســتــانــَـتــــــ

عشقم....
نفس همایم به شماره می افتد
درهوایی که هوای نفس های تو نیست

وقتی زن میگوید دلم برایت تنگ شده....
یعنی دوستت دارد....
اگر بگوید دوستت دارد یعنی دلش برایت تنگ خواهد شد.
جمله ی "دلم برات تنگ شده"
برای زن عمیق تر از تمام اقیانوس ها ست.
فهمیدن زن سخت نیست....
فقط باید صدای ضربان قلبش را شنید...!!!
که عاشقانه می تپد...
نه بی دلیل!
و این خاطرات لعنتی را چگونه فراموش
عذابم میدهد...
این یادها
این بودنها
واین تقدیر
یادت که می افتم از خود بیزاز میشوم
خاطراتت هرچه بیشتر در جاده های نفرت سرگردانم میکند
نه... من این نبودم

هی..
بس است دیگر
تمام شو
رهاکن این ذهن لعنتی را ...
خودم را به آماج باد های روزگار سپرده ام...

بگذار مرا که دیگر نفس هایم اجباریست را به هر جا که میخواهد ببرد!
دیگر هوای بر گرداندنت را ندارم
هرجا که دلت میخواهد برو
فقط ارزو میکنم هر وقت چشمانت به دیدگانم نگریست
آنقدر آسمان دلت بگیرد که باهزار شب گریه چشمانت بازهم آرام نگیری...
تا بدانی در گریه های هزاران شب چشمانم برایت چه کشیده ام

هی تو...این ها همش تقصیر تویه ازت متنفرم حقت بود.
هر روز فكر مي كردم اگر او را باغريبه اي ببينم...
شهر رابه آتش ميكشم
اما..
امروز براي ديدنش حاضر نيستم حتي كبريتي روشن كنم.

دیدنت عذابم میدهد میفهمی احمق!راحت شدم دیگه!
فصل من، باز هم منم با تو
خسته، تنها، غریب و بی همدم
باز دلتنگی غروب و هراس
باز سرگشتگی چونان آدم
***
سیب سرخم به آن همه بیداد
آخر از دست من به یغما رفت
مانده ام بی حریف و بی دل و زار
ای دریغ آنچه از کف ما رفت
***
می روم، باز می روم سویی
تا شوم دور، لحظه ای از خویش
می گریزم مگر که این دل من
نشنود تلخ گفته ها زین بیش
***
بسته ام کوله بار خود، امشب
راهیم، راهی دیار غریب
می روم تا دمی بگریم زار
زین همه جور و ظلم و مکر و فریب


چشم هایم را می بندم
و دل می سپارم
به اوای جغدی آشنا
در دور دست ها
من این آواز را دوست می دارم
چه کسی گفته است
جغد بر ویرانه ها می خواند
شوم است ؟!!
این آوازی ست که آمدن ستاره ها را
به پیشواز نشسته است...
سوختم باران بزن شایدتو خاموشم کنی...
شاید امشب سوزش این زخم هارا کم کنی
آ...ه باران من سراای وجودم آتش است
پس بزن باران بزن شاید تو خاموشم کنی
من از اینجا میروم باران مرا آماده کن
گیج بودم اشتباهی راهی اینجا شدم
هیچکس حتی شقایق هم نمیداند چرا؟!
من رفیق پنجره با قاتل شب ها شدم
هول شدم ازکوره در رفتم نفهمیدم چه شد
بی جهت با پنجره حرفم شدو تنها شدم
بی تویک شب در هوای این دقایق گم شدم
بعدیکباره بغل دست جنون پیداشدم
یک نفرآمدصدایم زدنگاهم کردورفت...
ناگهان دیدم شقایق نیست واویلاشدم
سوختم آتش گرفتم این دروآن درزدم
مثل مادرمرده ها خاک جنون بر سرزدم
مبتلای شب نخابی های پی درپی شدم
ناله کردم هی کنار پنجره پرپرزدم
مثل یک دیوانه حتی بدترازدیوانه ها.
آه..باران من به سیم آخرآخرزدم!!!
آشفته دلی خفته دراین خلوت خاموش
آنجابنویسیدکه
اوزاده ی غم های جهان بود
وبه غم های جهان گشت فراموش
