پـــــــدر و پــســر
بابا میشه بپرسم شما ساعتی چقدر پول در میارین ؟
پدر :
تو نباید دخالت کنی توی این مسائل !
ولی من ساعتی 10 هزار تومان در میاریم.
پسر :
بابا میشه 5 هزار تومان ازت قرض بگیرم ؟
پدر :
برای این پرسیدی ؟
نه نمیشه تو پول نیاز نداری ( با حالت عصبی )
پسر بدون اینکه چیزی بگه سرشو میندازه زیر و میره توی اتاقش ...
پدر با خودش فکر کرد "چرا من عصبانی شدم ؟ "
باید بفهمم واسه ی چی بچه ی 10 ساله 5 هزار تومن پول میخواد !
در اتاق پسر باز شد ...
پدر :
پسرم ببخشید عصبانی شدم بیا این 5 هزار تومن اما اول بهم بگو واسه ی چی میخوای این پولو؟
پسر در حالی که 4 هزار تومن پول از زیر بالشتش بیرون میاورد ... : پدر پولم کمه ... میشه بهم تخفیف بدی ؟
پدر با تعجب :
تخفیف ؟
واسه ی چی ؟
پسر :
میشه بجای 10 هزار تومن 9 هزار تومن بگیرین و 1 ساعت مال من باشی فردا شب ؟
میخوام فردا شب با هم شام بخوریم ...
پدر سرشو زیر انداخت و اشک از چشماش سرازیر شد...
درک
ﺩﺭﮐﺖ ﻣﯿﮑﻨﻢ؛
ﺍﮔﺮ ﻭﻗﺖ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﻨﯽ،
ﺩﺭﮐﺖ ﻣﯿﮑﻨﻢ؛
ﺍﮔﺮ ﻭﻗﺖ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﻣﺮﺍ ﺑﺒﯿﻨﯽ،
ﺩﺭﮐﺖ ﻣﯿﮑﻨﻢ؛
ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﻨﻬﺎ،
ﺩﯾﮕﺮ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ،
ﺍﯾﻨﺒﺎﺭ ﻧﻮﺑﺖ ﺗﻮﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭﮐﻢ ﮐﻨﯽ
پیوست پست : الکی سر به سرم گذاشتیو بکن بیرون از تو فکرت آشتی رو چرا اومدی تو زندگیم چرا تویی که هیچ وقت دوسم نداشتیو
شمر
باید وقتی دستش را بالا می آورد و
وانمود
به زدن می کرد،
بچه می افتاد !
اما دختر بچـــه بغض کرده بود و می ترسید ...
نشست روی زمین ...
دو دستش را بالا آورد و در آغوشش گرفت ...
با صدای بلند گریه می کرد و "یا حسین" می گفت !
شمر خوان را می گویم از روز عاشورا به بعد ...
تا چنـــد روز بغض داشت و با کسی حرف نمی زد ...
انگار هنوز هم چشمان خیس دختر بچه جلوی چشمش بود!
از آن سال به بعد شمرخوانی نکرد ...
لباس عمو عباس را می پوشید و برای مشک آوردن تیر می خورد ...
میراث
روزای ِ خوبی پشت ِ این روزای ِ من نیست
حس میکنم احساسمو
از دست دادم
آغوش ِ تو میراث ِ من از زندگی بود
حس میکنم میراثمو
از دست دادم
تنهایی من اتفاق ِ تازه ای نیست
هربار رفتی
تا همیبشه برنگردی
شاید نتونی حس کنی من چی کشیدم
چون هیچوقت
احساس ِ تنهایی نکردی
پیوست پست :
۱. آرام بگیر دلم تنگ نشو برایش مگر نشنیدی جمله ی آخرش را ! “چیزی بینمان نبوده”
۲. لعـــــنت به تو ای "دل" که همیشه جائی جا می مانی که تــــــو را نمی خواهند.!!
۳. هر کس از این دنیا چیزی بر میدارد! اما من فقط دست بر می دارم..!
۴. هر بار رفتی رو به تو دیوار بستم بشمار این خونه چقدر دیوار داره
۵. افسردگی شدید گرفتم :)
رفت
کودکی را گم کرده
با شنلی قرمز
که با یک سبد محبت
و چند دانه سیب
به دیدار مادربزرگ میرفت
کودکی
که از هیچ گرگی نمیترسید
نیکی فیروزکوهی
پیوست پست :
۱. ﺗــﺎﺑﺴﺘــﺎﻥ ! ﺣﺎﻻ ﻛـﻪ ﺩﺍﺭﻯ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﻴـﺸﻮﻯ ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺑﮕﻮﻳﻢ!ﻛﻪ ﺭﻭﺯﻫﺎﻯ ﮔﺮﻣﺖ،ﺳﺮﺩ ﮔـﺬﺷﺖ ...
۲. شب ها به وقت خواب از طرف من وجدانت را ببوس اگر بیدار بود …
۳. آهنگ دوست داشتم محسن چاووشی حال این روزامه
پیوست نوشته های فیس بوک تویتر و وبلاگ اصلیم :
نه دوس دختری در کاره نه کسی وجود داره فقط واسه در اومدن چشم بعضی ها یه سری کارا انجام شد خوب شد که شد
حس خوب
ﻣـﻦ ﻣـﺎﻧﻨــﺪ ﻫـﻢ ﺳـﻦ ﻭ ﺳـﺎﻟﻬﺎﻱ ﺧـﻮﻳـﺶ
ﻧﻴﺴﺘـﻢ
ﮐـﻪ ﻫـﺮ ﺭﻭﺯ
ﻳﮑــ ﺁﺭﺯﻭﻳـﻲ ﺩﺍﺭﻧـﺪ ﺑـﺮﺍﻱ ﺁﻳﻨـﺪﻩ ،
ﻣـﻦ ﺗﻨـﻬـﺎ ﻳﮑــ ﺁﺭﺯﻭ ﺩﺍﺭﻡ
ﻭ ﺁﻥ ﺍﻳـﻦ ﺍﺳﺘــ ﮐـﻪ :
ﺷﺒـﻲ ﺑﺨـﻮﺍﺑــﻢ
ﻭ ﺩﻳﮕــﺮ
ﺑﻴــﺪﺍﺭ ﻧﺸـﻮﻡ
ﺗــﺎ ﻧﺸﻨــﻮﻡ
ﺗــﺎ ﻧﺒﻴﻨــﻢ
ﺗــﺎ ﻧﺸﮑﻨـﻢ
پیوست پست :
میبینم --> دیگه نیستن اونا که حرصم دادن دوستام دیگه قسط ندارن احترام قده اسمم دارم (حالمون خوبه امیر تتلو)
الله
ازمن که سالهاست گفتم:
" ایــــاک نعبــــــد "
اما به دیگران دل سپردم !
ازمن که سالها گفتم:
" ایــــاک نستعیــــــن "
اما به دیگران هم تکیه کرده بودم...!
رهایم نکن!
بیش ازهمیشه دلتنگتم
به اندازه ی تمام روزهای نبودنم!
منو ببخش به خاطرتموم درهایی که زدم وخانه ی تونبود!
چون یادم رفت که فرمودی
با من باش تا با تمامی خـــــــدایی ام با تو باشم.
پیوست پست :
۱. نردبان دلم شکسته است ! ! ! میشود برای من کمی دعا کنید ؟ یا اگر خدا اجازه میدهد ، کمی به جای من خدا خدا کنید ؟ راستش دلم مثل نماز بین راه خسته و شکسته است !! میشود برای بیقراری دلم ، سفارشی به آن رفیق با وفا ≪ خدا ≫ کنید ؟؟؟
۲. خدایا این روزها حرفهایم بوی ناشکری می دهند اما تو به حساب تنهایی و درددل بگذار
۳. اینجـا مـن تمـام می شـود فقـط می مـانـی تو ≪ الله ≫
... :
عمق فاجعه آنجاست که او غریبه ها را ادد میکنه عمق فاجعه آنجاست که او عکس های غریبه ها را لایک میکنه عمق فاجعه آنجاست که او با غریبه ها کامنت بازی میکنه
سقوط
بیا سیب را سر جایش بگذاریم
جبرییل را بکشیم
عزراییل را شکنجه دهیم
بهشت را ویرانه کنیم
شاید به زمین رانده نشویم و
میان جهنم رها شویم
این روزها
تاوان گناه سیب بسیار سنگین است
و من
بیشتر از همیشه خسته
بیا سیب را سر جایش بگذاریم
پیوست پست :
۱. ضربه ای که تو به من زدی شیطان به خدا نزد!!! شیطان صادق بود و سجده نکرد.، اما تو سجده کردی و خیانت.!!!
۲. گوشهایم را می گیرم چشم هایم را می بندم و زبانم را گاز می گیرم ولــــی حـــریـــفِ افکارم نمی شوم چقـــدر دردنــــاک است فــهــمــیــدن !
با تمام تکراری بودنه حرفم بازم میگم :
شرمندم حالم خوش نیست اگه نمیام وبلاگتون اگه نظراتتون تایید نمیشه شرمنده ام
125
کبریت نمی خواهد که !
“پـــا” می خواهد …
که لگد بزنی به همه دارایی یک نفر
…و …
بـــــــــروی .. !!
پیوست ها :
۱. بــرایِ خــودم .مـَـردی شـُـده ام بــی صــدا گــریــه مــیــکــنــم ایــن روزهــا در ســکــوتِ ســرســخــتِ دنــیــا مـُـواظــبــم بــاش قــَـلــبـَـم هـَـنــوز زنــانــه مــی تــپــد . . . !!
۲. بعضی حرف ها مثل موریانه مغزتو می خورن ! تو سرت میچرخن تا از پا بندازنت ! امان از این حرف ها .....
۳. خنده هایم شکلاتی شده اند ولی زیادی خالص … تلخ تلخ …
میلاد
حرمت خواهر صدا کردنه یه نفر واسممثل حرمت بوسیدن قران
مثل حرمت عیدی پدرم سر سفره هفت سین
مثل حرمت لحظه افطارم
واسم بزرگه و عزیز
تو دنیا ۲ تا خواهر تنی دارم
و چند تا ناتنی
یکی از خواهرهای نا تنیم
دیروز به دنیا اومد
به مرداد شان و منزلت داد
مرداد رو بزرگ کرد
واسش آرزوی بهترین ها رودارم
امیدوارم هیچ وقت غم از تو لبخندش نبینم
(میدونم میبینم امیده دیگه)
پیوست پست :
۱- بهترین ها حق شماست امیدوارم به حقت برسی
۲- میلاد جان میلادت مبارک
۳- نبینم ناراحتیتونو
۴- شاد باشی
۵ - شرمنده دیر شد نبودم تهران
₪₪ بــانـــوے تــہ تـغــارے ₪₪
لبتون شاد و دلتون خندون ![]()
خسته
خانه مریض شد
و درد
هر روز
کوچک و کوچکترش می کند
حالا
تنها
نیمی از اتاق مانده است
تا گاهی بی خوابی هایم را به آن برسانم
و کمی از آشپزخانه
که یک نفر را هم سیر نمی کند
(روزبه سوهانی)
پیوست :
۱. براى چشمانم " نماز باران " بخوانيد ... بغض كرده ؛ ابريست ، اما نميبارد ...
دل نوشت :
اصلا حالم خوب نیست خدایا به همین زبون روزم قسم یا تمومش کن یا درستش کن باشه خدا؟
هرکی منو خونید خواهشا یه سوره حمد واسم بخونه لطفا حتما بخونید ها![]()
پرواز
ازاین بیهوده بودنها ؛
ازاین بی تاب ماندنها ؛
ازاین تردیدها،
نیرنگها ؛
شکها،
خیانت ها ؛
ازاین رنگین کمان سرد آدم ها ؛
وازاین مرگ باورها ورویاها پریشانم
دلم پرواز میخواهد...
پیوست ها :
۱.وقتی آتشم می زنی دردی احساس نمی کنم اعصابی نمانده دیگر
۲.کاش دلها آنقدر پاک بـود که برای گفتن" دوستت دارم " نیازی به قسم خوردن نبـود !
۳.بی منطق ترین عضو بـدنم چشمهایم اند. می بینند که دیگر دوستم نداری، اما هنوز تشنه دیدنت هستند...!!!
۴.بزرگترین تراژدی زندگی انسان این است : داشته ها را قدر نمی داند اما می خواهد نداشته ها را بدست بیاورد
۵.یادته زیر گنبد کبود دو تا عاشق بودن و کلی حسود ؟ تقصیر همون حسودا بود که حالا شده یکی بود یکی نبود !!
۶.بـه وسـعـت تـمـام نـداشـتـه هـایـم، حـرف دارم… امـا مـجـالـی نـیـسـت تـا بـنـشـیـنـی بـه پـای ایـن هـمـه حـرف، دلـم تـنـگ اسـت، فـقـط بـرای حـرف زدن بـا تـو… دیـگـر نـمـیـدانـم چـه کـنـم، یـا چـه بـگـویـم…
خود نویسی :
خیلی حال درونم بده خیلی خیلی
سکه
تو روح تازهء نوشته هامی همسفر تمام لحظه
هامی
تو اولین طلوع بی غروبی تو علت تمام گریه
هامی
همیشه پاک و عاری از گناهی برای من همیشه تکیه
گاهی
وقتی می گویم دیگر ســراغم نیــا
فکر نکن که فراموشت کردم ،
یا دیگر دوستت ندارم…
نــــــــــــه…
من فقط فهمیدم وقتی دلت با من نیست،
بودنت مشکلی را حل نمی کند
پیوست پست ها :
۱. سـکـــــــه ی زنـدگـیم شـیـــــــر نـدارد امــــــــا هـمـیـن خـطـی کـه مـــــــرا بـه تــــــو وصـــــــــــــــــل نـگـه مـی دارد را دوســـــــت دارم ….
۲. ﭼﻪ ﻓﺮﻗﯽ ﻣﯿﮑﻨﺪ ... ﻧــﻮﺷــﺘــﻪ ﻫـــﺎﯾــﻤــﺎﻥ ﺣــﺮﻑِ ﺩﻝ ﺑــﺎﺷــﺪ ﯾـــﺎ ﮐــﭙـــﯽ ﭘــﯿــﺴــﺖ ﻭﻗـــــﺘــﯽ ﺍﻭ ﮐــﻪ ﺑــﺎﯾــــﺪ ﺑــﺨــﻮﺍﻧــﺩ ﻧﯿﺴﺖ !!!
۳. منت کشی بی دلیل از هر کسی،به او جرأت قهرهای بی دلیل می دهد.
گفتگو
دارم از دنیا میرم دیگه از زندگی سیرم از همه کس از همه چیز هی بونه میگیرم
قوی بـــآش ...
به خودم میگویم :
مهـم نیستــــ ...
به خودم شک کردن را می آموزم ...
آیا واقعا ارزشش را داشت یا دارد ؟!
به خودم می گویم :
همیشه وقت هست برای فراموش کردن ...
حداقل به اندازه باقی مانده ی عمرم ...
ولی ته همه ی این ها این است ...
مــن غــمگــیــنم ...
و دلـــتـــنــگ اویی که نیست .........
پیوست ها:
1. هـــســــتـی ، بـــــاش.، نــبـاشـــــی ،هــــســــــتـــن
2. ياد بگيريم رفيقِ روزهاي "سخت " را "آسان "از دست ندهيم...
3. دیدیش...این است دنیایی که برای دیدنش به شکم مادرمان لگد میزدیم
4. مگر میشود با انداختن سنگ های پی در پی، ماه را از حافظه آب پاک کرد ؟!
5. او راحت از من گذشت اگر خدا هم راحت از او بگذرد ، قیامــت را مـــــــن به پا میکنم...! :
يا برو يا بمان
شاید یه روزایی دلم بگیره اما دل نمیدم به سختیه تموم دنیا
وقتي قبل از برگشتن
فعل رفتني در کار باشد
محبت خراب مي شود
محبت ويران مي شود
محبت هيچ مي شود
باور کن
يا برو يا بمان
اما اگر رفتي
هيچ وقت برنگرد
هيچ وقت
*نادر ابراهيمي*
پیوست ها :
1. وقتـــی نخـــواستنـت آروم بـکــش کـنـــــار!غــــم انـگیـــــز اسـت اگـــر تـــو را نـخـــواهـــد؛ مســـخـره اســت اگـــر نفهمــــی؛ احــمقـــانـــه اســت اگــــر اصــرار کـنـــی ..
2. تـنــهایـی یـعنـی : نـه خــودش هــست کـه از تـــنهایــی درت بیـــاره ! نـه فـــکرش اجـــازه مـــیده ، تــــنهاییــت رو بــا کـسی دیـــگه پُـــر کـــنی ... !!!
3. خدایـــــــــــآ نـیـاز کــه تـــو بــاشــی تـمـام ِ مــن مـی شـود " نـیـازمـنـدیـهـا "...
4. خلایق هرچه لایق
جهنم
دلمونو خوش کردیم به آب خنک تو جهنم اونا حرفاتو نمیفهمن انگار داری میگی به مترسک
وقتی بغض می کنم,
وقتی اشک می ریزم,
منتظر هیچ دستــــــــــــــی نباشم!!!
وقتی از درد زخم هایم به خودم می پیچم,
مرهمی باشم بر جراحتــــــــــم !
من یاد گرفته ام
که اگر زمین می خورم,
خودم برخیــــــــــزم!
من یاد گرفته ام راهی را بسازم به صداقت!
من یاد گرفته ام
که همه رهگذرنــــــــد ,
همـــــــــــه !!!!
پیوست ها :
۱. انتقام ؟؟!! نه عزيزم اونقدرا هم بيکار نيستم ميشينم اينجا پامو ميندازم رو پام سرنوشت خودش دهنتون رو سرويس ميکنه .... !!
۲. می ترسم روزی بچّم ازم بپرسه بابا،جوون بودی عاشق کی بودی؟ و من اسم کسی رو بگم.. که مادرش نیست..!!!
۳. هر کسی ازم سراغت رو میگیره نمیگم وجود نداری...... میگم وجودش رو نداشتی.
۴. پرنده ای كه مال من نیست قفس هم برایش بسازم باز هم میرود !!!
۵. خسته شدم از آدم هایی که ، اینقدر صادقانه ... دروغ می گویند !
۶. براي کسي بسوز که براي خاموش کردنت از اشکش مايه بذاره .
۷. و هیچ دیواری کوتاه تر از دل نبود..
هــــــــــــــــه
اما نرسیدی...
تا سرعتمو کم کردم که بمن برسی...
هوا بَرِت داشت...
فک کردی میتونی به اونایی که تند تر از من هستن برسی!!!
رد شدی و رفتی.
ریدی بانو
پیوست ها :
1. ﺧﺴﺘـــــــــــــــــــــــــــــــﻪ ﺷﺪﻡ ! ﺩﻟـــــﻢ ﺧﯿﻠـــﮯ ﮔﺮﻓﺘـــﮧ ! ﯾـﮧ ﺁﺭﺍﻣــﺶ ﻭﺍﻗﻌـــﮯ ... ﻭ ﯾـﮧ ﺧﻨـــــﺪﻩ ﺍﺯ ﺗَـﮧ ﺩِﻝ ﻣﯿﺨــــﻮﺍﺩ ! ﺁﺭﺍﻣﺸـــﮯ ڪـﮧ ﺑـَﻌﺪﺵْ ﻃﻮﻓـــﺎﻧﮯ ﺩَﺭ ڪــــﺎﺭ ﻧـَﺒﺎﺷِـــﮧ ..
2. خیلی سخته… به خاطر کسی که دوسش داری… همه چیز رو از سر راهت خط بزنی…!! بعد بفهمی… خودت تو لیستی بودی که…! اون به خاطر یکی دیگه… خطت زده..!
3. ﺧـــﻮﺍﺑﻬـﺎﻳـﻢ... ﮔﺎﻫـﯽ.. ﺯﻳﺒﺎﺗﺮ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻡ ﻣـﯽ ﺷـﻮﻧــﺪ.. ﮐـﺎﺵ ﮔـــــﺎﻫــﻲ.. ﺑــــــﺮﺍﯼ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺧـــﻮﺍﺏ ﻣــﯽ ﻣــﺎﻧــﺪﻡ.....
4. تمامِ بدی هایی که من در حقِ خودم کردم خوبی هایی بود که من به دیگران کردم من ... لطفآ ... من را ببخش .
5. دوستی تکرار دوستت دارم نیست ! دوستی ، فهمیدن ناگفتنی های کسی است ؛ که دوستش می داری ... !
6. این که نامش زندگیست من را کشت! مانده ام آنکه نامش مرگ است با من چه می کند؟
7. دلم تنگ است ... پرواز ميخواهم؛ تا كجايش را نميدانم؟ از زمین بيزارم .
۸. خوشحالم... خوشحالم که دیگر هیچچیز نمیتواند از این غمگینترم کند.
۹. متنفرم از وقتهایی که خودم هم نمیدانم دردم چیست....
آدمیت
چرا دلت گرفته؟
او هم آدم است...
اگر دوستت دارم هایت را نشنیده گرفت...
غصه نخور..
اگر رفت.....
گریه نکن.....
یک روز چشمای یک نفر عاشقش میکند.....
یک روز معنی کم محلی را میفهمد.....
یک روز شکستن را درک میکند......
آن روز میفهمد آه هایی که کشیدی از ته قلبت بوده.....
میفهمد شکستن یک آدم تاوان سنگینی دارد......
پیوست ها :
خـرابـم ! چـون قـایـق سـوراخـی... کـه مـی دانـم بـه مـقـصـد نـمـی رسـد ! حـال آدم خـراب پـرسـیـدن نـدارد ؛ ولـی...دسـتـانـش کـه گـرفـتـن دارد !!!
مگر چندبار به دنیا آمدهایم که این همه میمیریم؟
سكوت كن ! بذار بغض هات سر بسته بمونن ، گاهی اوقات سبك نشی سنگین ترى.
کاري کرديـــــم که عشق شـد پــــــــوچ ترين کلمه ي نسلمـــــون ......
زندگیمون شده عین سریال ! امروز خودشو میبینیم ، فردا تکرارشو ... !
خــیلــی وقــت اســت ..کــه دیــگــر خــوش نــمــی گــذرد...!! فــقــط مــی گــذرد...!
برای یاد آوری خودم
تاﺭﯾﺦ ﺗﻮﻟﺪﺕ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ، ﺗﺎﺭﯾﺦ “ ﺗﺒﻠـــﻮﺭﺕ ” ﻣﻬﻤﻪ. ﺍﻫﻞ ﮐﺠﺎ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ،” ﺍﻫــﻞ ﻭ ﺑـﺠـﺎ” ﺑﻮﺩﻧﺖ ﻣﻬﻤﻪ .ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ، “ ﻣﻨﻄــﻖ ﺯﻧـﺪﮔـﯿﺖ” ﻣﻬﻤﻪ ﻭ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﯼ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﻣــﺮﻭﺯﺕ ﻣﻬﻤﻪ ﮐﻪ ﭼﻪ ﮔــﺬﺷﺘـﻪ ﺍﯼ ﻭﺍﺳﻪ ﻓــﺮﺩﺍﺕ ﻣﯿﺴﺎﺯﯼ . خوش اومدی بیست و هفت سالگی
پیر
جوانی شمع ره کردم بجویم زندگانی را نجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را
از منی که گیج و سر گردونم
منی که آرزوم بوده دنیا رو
حتی یه لحظه به عقب برگردونـــم
انقد خواستمو نتونسنتم
که خسته شدمو خواستنیام کم شد
خودمو کشتم از دنیا بهشت بسازم
ولی نمیدونم چی شد که جهنم شد
پیوست ها :
۱. تبریک بابت بلندترین روز سال اول تیر ماه
۲. سکــوتـــِ من بخاطر شخصیــت خودمـــه وگرنه تـو خــــــیلی زیـــــرِ سوالی!!!!
۳. بـدنـم روز بـه روز کـبـود تـر مـی شـود ... از بـس ...... خـودم را مـی زنـم ... بـه نـفـهـمـی !!!
۴. نه! هرگز شب را باور نکردم چرا که در فراسوهای دهلیزش به امیدِ دریچهیی دل بسته بودم...
۵. " تــــــــو " يـــــــادگـار روزهــــــايـي هـسـتـــي كــه نــه فـــرامـــــوش مـي شــوی و نـــه تـكــــــرار ..
درد
وقتی همه میخوان که زیر آواره حرف و تهمت
و دروغ خاکت کنن
حتی خودی ترین آدما میخوان که از صفحه ی
روزگار پاکت کنن
وقتی که زندگی همه راه ها رو بستو راهی واست به جز مردن نذاشت
وقتی که از پا در اومدی میفهمی اصلا ارزش
زندگی کردن نداشت
ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﺩ !
ﻣﻦ ﻧﻪ ﻗﺮﺍﺭﯼ ﺩﺍﺭﻡ ...
ﻧﻪ ﻣﯽﺭﻭﻡ !
ﭘﺲ ﻣﯽﻣﺎﻧﻢ ﻭُ
ﺑﯽﻗﺮﺍﺭﯼ ﻣﯽﮐﻨﻢ !
پیوست ها :
۱. ديدي چگونه بازيگوشي هايت كار دستمان داد؟ خوشحال باش، احساسم در حال جان دادن است، همين ديشب رگش را زدم.!!
۲.هر گاه ردِ پای کسی را که آرامـشـم را گــــرفته بود، دنبال کردم به خودم رسیدم ...!
۳.دلَم باران میخواهد و چتری خراب و خیابانی که هیچگاه به خانهی تو نرسد!
۴. همیشه من، دنبال تو همیشه تو، فرار از من
درگیر
نـوشتـه ای کـه بـه من حالِ خـویش را بنـویس نــوشــتـنـی نـبـود حــالِ مـــن ؛ بـیــا و بـبیـن
به بودنها , خندیدن ها , خوش گذراندن کنار فردی خاص
کافیست تعدادی ساعت برایشان خاطره ی خوب بسازی
عادت میکنند به تکرار این خاطرات کنارت
گاه میگویند دوستت دارم
تو جدی نگیر
آنها فقط عادت کرده اند
جمله ای میگویند برای ماندنت
برای تکرار کردن آن خاطرات شیرین برایشان
عادت کرده اند
همانطور که اگر بروی
تنهایشان بگذاری
بعد از مدتی عادت میکنند
به تنهایی , به خندیدن بی تو
به ادامه دادن زندگی بدون حضورت
آدمها عادت میکنند
دوستت دارم ها
جدی نیست
لااقل تو جدی نگیر
پیوست :
۱. تنهــــــــــــــــــایـی یـــعنی ؛ یـه بـغــــــــــض كهنـه.. یـه چشـم ِخـیس.. یـه موزیـک لایـت... یـه فنجون قهـوه ی تلخ.. و یه پاکت سیـــــــــــــگار ...
۲. گفتم بیا... گفت پاهایم یخ زده است! به پایش سوختم ،گرم شد رفت سراغ_دیگری...!
۳. یه وقتایی دیگه حسش نیست ” غصه ” بخوری ! رسما ” غصه ” تو رو می خوره !
۴. دلم را تهدید کرده ام بهانه ات را نگیرد و گرنه می دهم دوباره بسوزانیش ...!
۵. دوست داشتنت وقتی مرا نمی خواهی سخت ترین آزمون زندگی است
۶. از ته دل تا روی لب این همه راه؟! خسته نباشی لبخند!
اینو بفهم
واز بشه بیشتر
تا چشمتو بدیو بدونی که دیگه نیستم
چیزی که فکر میکنی تو واسه خودت
یه کوه ساختی و فکر می کنی واسه توه
ببین سینه سپرو
شمشیرم قلم
تا روحم آزاد شه از زنجیر تنم
بذا بارون بباره تو بیابون قلبم
یه ذهن شلوغ تو یه خیابون خلوت
من یه عقرب دارم که اسمش “زبونه”
اگه نیش نخوردی بدون حسش نبوده
من فکرم ناراحته
ولی افکار تو شاد
یه دل تنگ دارمو
یه شلوار گشاد
دارم می رم توی راهم جلو دیوانه وار
شعرام هم می نویسم با یه لیوان آب
پاشدم و ساختم یه دونه دیوار دورم
پس هرکی که خوابه بذا بیدار کنم
ارزش قائل شدم واسه جونم
وگرنه من عاطل و باطل تو خیابون بودم
تو پس بدون
یه غم توی دل و دل تو سینه و سینه سپر رو دشمن و اون تو کفنه
هر جایی بری اسمم هستو
همه می دونن دیگه نمی گم قصه پس
تو دیگه بهتره
بیای با ما همراه بشی
جای فال خافظ فال ... بگیر
اینو بفهم، ... پیچ نمیخوره
اینو بفهم، که چیزی منو گیج نمیکنه
اینو بفهم، تو باید بدی دستاتو به من
من که همیشه گفتم تو هم حرفاتو بزن
پیوست:
۱. به جای جاهای خالی اسم واقعیم رو بذاری حله
۲. خیلی داغونم می خوای حالمو بفهمی به جوجه مردت تو دوران کودکی فکر کن
۳. کم اوردم هر چی هم میرم دکتر درست نمیشم
۴. آقای شازده یادت باشه چند بار زخمی شدی
۵. خیلی غم دارم خیلی
۶. از کل بچه های وبلاگ نویسی که میان سر می زنن نظر میدن ممنونم ببخشید خیلی حالم بده حوصله خوندن ونظر دادن ندارم یک دنیا شرمندم
۷. خدایا تمومش کن لطفا از نفس خستم خسته نشدی؟
۸. داره بوی ۲۷ سالگی میاد خدایا بسه
حسرت
وقتي بوسه بر لبانش ميگذاشتبه ياد مي آورد دليل
كوه كن بودن فرهاد را...
وقتي بوسه بر لبانش ميگذاشت
احساس ميكرد حس جنون
بر پيكر بيچاره مجنون را...
وقتي لبانش بر لبانش گره ميخورد
ايمان مي آورد آدم چه زيبا
بهشت را به سيبي فروخت....
من به دنبال چینین لبانی هستم
که مثلث عشق را بچشم
هست آیا؟!!!
زندگی قصه تلخیست که از آغازش بس که آزرده شدم چَشم به پایان دارم
پیوست نامه :
۱. دستهایم خالی ست... از حسی که نامش زندگی ست.
۲. بيائيد تا هستيم يکديگر را لمس کنيم سنگ قبر احساس ندارد...
۳. چه تناقض تلخي شده ام... دلم شور ميزند اما دستانم نمک ندارد..
۴. واسه چندمین بار میگم از عصبانیــت آدمایـی کـه همیشـه مهربونـن خیلـی بترسیـد...
۵. من که میدانم.. به کودکی هم اگر بر گردم.. تو همان شیشه ی شیر گمشده ام میشوی
۶. تو را از من گرفتند و این آسمان اگر خدائی داشته باشد باید فقط ببارد و ببارد و بــبارد.
۷. هر کسی رو می تونستم دوست داشته باشم اگر دوست داشتن را از تو شروع نــمی کـردم..
۸. دلم یک فیلم بلند می خواهد! یک واقعیت عاشقانه پر از سکانس های با تو بودن و یک دکمه ی تکرار...
۹. صفحه ی آخر شناسنامه زیاد مهم نیست … گاهی باید تو آیینه خوب نگاه کنی ببینی هنوز زنده ای یا نه !؟
۱۰. اگـــــه بـهش زنـــگ میزنی و رد میکنه اگـــــه بهش میگی دوســت دارم و اون فقــــط میخنده اگـــــه شـــــبا بدون شبــ بخیر گفتن تــــو خـوابش میــبره یعنی تــــاریخ انقضــای ِ تو توی دلــــش تموم شده!!
خســته ام
«چــرا؟»
از
«چــه گونـه!»
خـسته ام از ســؤال های ســخت،
پاســخ های پیچیـــده
از کلمـــات سنـــگین
فــکرهای عمیــق
پیــچ های تنـــد
نشـــانه های با مــعنا، بی مـــعنا
دلم تنـــگ می شــود گاهــی
بـــرای یـــک «دوســـتت دارم» ســـاده
دو «فنــجان قـــهوه ی ِداغ»
ســه «روز» تعطیلی در زمـــستان
چهار «خنـــده ی » بلنـــد
و
پنج «انــگشت» دوســـت داشــتنی.
مصطفی مستور
پیوستـ نامهـ
۱.فـرقی نمیکند زمین کجای کتاب جفــرافیا باشد تــــــــــو که نباشی مـــــــــــن همیشه برج زهــــــــــــــر مــــــــــارم.
۲.بعضی حرفها گفتنی است. بعضی نوشتن ـیو بعضی هیچ کدام این روزها به هیچ کدام نزدیکترم.
۳.ما سم مار را با پادزهر خنثی می کنیم اما سم کلمات را چگونه ؟ نمی دانم حالم خوب نیست
۴.هَر مَردی که بعد از من تو را ببوسد بر لبانت ، تاکستانی را خواهد یافت که من کاشتهاَم !
۵.مــن از مـرگ مـاهـی هــا مـیـتـرسـم و گـرنـهـ درد دلـهـایــم را بـهـ دریـــا مـی گـفـتـم .
۶.بالا و پایین پریدنم از شوق زندگی نیست!!! ماهی روی خاك، چه میكند...؟؟!!
۷.سکـــــوت میکنم بگذار حرفـــها آنقدر یکدیگر را بزنند تا بمیرند .
ـیـ دروغـ ـه ـقشنگـ
به زیبایی ...
چشمهای پُف کرده
از هِق هِق های شَبانه
به زیبایی
بغــض نَفَس گیـر روزانه
به زیبای
قلب تکه تکه شُده
اَز شکستنهای بیشمار
بـه زیبایی
نفسی که از تَنگی بالا نمیایـد
به زیبایی
تمام شُدن تدریجی من
آری
زندگی زیباست .
پیوستـ متنـ
۱.بارون داره هدر میشه بیا با من قدم بزن دلم داره پر میزنه واسه تو و قدم زدن وقتی هوا بارونیه دلم برات تنگ میشه باز نمیدونی تو این هوا چشات چه خوش رنگ میشه باز
۲.امــروز دلــم تنگ دیــروزی است که میگفتــی : “فردایــت را می ســـازم …” کجـــــایی چرا نیستی ! دلم تنگ توست
۳.سخت است ؛ خیلی سخت است ... وقتی بدانی او كجای زندگی توست ! ولی ندانی تو كجای زندگی او هستی ...!
۴.عادت ...! چه طعم ِ تلخی دارد وقتی آن را با عشق اشتباه بگیری .....!
۵.ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻓﻘﯿﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﭘﻮﻝ ﺍﺳﺖ .
۶.کسی چه میداند.! شاید این دنیا،جهنـــمِ دنیای دیگریــست..!
۷.ﻫـﻤﻴشه ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ ﮐﭙــــﻲ 150 ﺗﻮﻣﻦ ﺑـﻴﺸﺘـﺮ ﻧـیست
می توانی بیا
اگر خنده ات شبیه اوستبیا
اگه چشمانت شبیه اوست
بیا
من برای قد و بالای او میمیرم
اگه کمی قدم هایت شبیه اوست
بیا
تمام ارزش زندگی ام به خاطر نگاه یار
اگر کمی مهربانی ات شبیه اوست
بیا
من نگویم که او همه چیزش خداست
اگر کمی خنده ات شبیه اوست
بیا
ببین چگونه بخاطرش مرتکب شعر شدم
اگر توانستی زیر سایه ابرو های او باشی
بیا
پیوست ها
اینکه منو دوست داشته باشی گناه نیست بودنه من کنار تو برای من هرز بودنه
اگه اینجوری حرف زدم امیدوارم دل نشکسته باشم خواستم خیالت رو راحت کرده باشم
همین
ﻣﻦ ﺭﻭ ﺑﺒﺨﺶ
ﻣﻦ ﯾﮏ ﻋﺬﺭﺧﻮﺍﻫﯽ ﺑﻪ "ﺧﻮﺩﻡ" ﺑﺪﻫﮑﺎﺭﻡ
!!!
ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺗﯽ ﺑﻮﺩﻡ ،
ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﯾﮏ ﺭﻭ ﺑﻮﺩﻡ ،
ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻏﺮﻭﺭﻡ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺘﻢ ،
ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺳﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ ...
ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩﻡ ..........
" ﺧﻮﺩﻡ "
ﻣﻦ ﺭﻭ ﺑﺒﺨﺶ
پـ مـ
۱.دیـگــــــر تمــــــــــــامــــــــ شــــــــــــد آرزو هایــــــــم را گذاشتـــــــــم در کــــــــــوزه با آبــــــــــــش قـــــــرص هــــــــای اعصابــــمــــــــ را میــــــخورمــــــــ....!!!
۲.خواستی دیگـــه نبآشی ،آفریــــــــن ... چــ ـــه با ارآده لعنَت به دبســـــتانـــی که تو از درســ ـــهاش ، فقط تصمیــم کبــر ی رو آموختــی
فقـط بـیــآ
نـه نـوازش عـآشقـآنـه اتـ رآ
نـه بـوسـه هـآی شـیریـنتـ...
فقـطـ بـیـآ
مےخـوآهـم تـآ سحـر
بـه چشـمـآن زیبــــایتـ خیـره بـمــآنـم
هـمیـن کـآفـی استـ
بـرآے آرامـش قلبـــ بــی قـرآرم
تـو فقـط بـیــآ .
پـ مـ :
تو باختی ؛ چون کسی را از دست دادی که دوستت داشت ؛ من بــردم ؛ چون کسی را از دست دادم که دوستم نداشت !
از تمامـ دنیا یکـ صبحـ سرد ، یکـ چایــ داغـ ؛ و یکـ صبحــــــ بخیر تو برایمـ کافیـــــــ بــــود !
دنیا، تنهایی های زیادی داره ؛ اما ، تنهاییِ مَن دنیایی داره !






















آدما خوبن