دلیلی نهفته است!

سرانجام روزی به حکمت همه اتفاقات زندگیتان پی خواهید برد؛ پس فعلاً به سردرگمی ها بخندید، حتی در میان اشکهایتان لبخند بزنید و همواره به خود یادآوری کنید که پشت هر حادثه ای، دلیلی نهفته است!

عشق معنوی

انانی که همه کارهایشان را با عشق خالص انجام می دهند همانانی هستند که می توانند به شریک عشقیشان اجازه دهند تا در هر مسیری رشد کنند.عشق غیروابسته به این مفهوم است که به دیگران اجازه دهیم بدون تحمیل ارده مان زندگی کنند.این عشق معنوی است.

perfect maturity

۱۳ فرمان طلایی برای داشتن ثروتی به نام آرامش

۱۳ فرمان طلایی برای داشتن ثروتی به نام آرامش


1.سکوت(خود اندیشی): گاهی سکوت کنیم و خود را بررسی کنیم و محک بزنیم،رفتار، طرز برخورد با اطرافیان، طرز صحبت کردن، حتی نحوه ی نشستن و راه رفتن، لباس پوشیدن. در این صورت می‌توانیم به سوی بهتر شدن تغییر کنیم. تخیلات ذهنی آرام بخش در این زمینه، به ما کمک می‌کنند…

2.برنامه ریزی، نظم و ترتیب و هدفمندی در کارها: نظم و برنامه ریزی در امور جزئی مانند مرتب کردن وسایل شخصی تا هدفمندی در امور کلی و آینده نگری برایمان آرامش و رضایت را به ارمغان می‌آورد.این امر باعث راحت تر و روان تر شدن کارها و در نتیجه موفقیت و پیشرفت در امور زندگی می‌شود.

3.لذت بردن از کاری که مسئولیتش را پذیرفته ایم: تمرکز در مورد کاری که همان لحظه در حال انجام دادن آن هستیم باعث تجربه کردن احساس رضایت و آرامش می‌شود، به عنوان مثال: اگر غذا می‌خوریم، مزه ی غذا را حس کنیم، اگر در پارک هستیم با دقت به درختان و فضای پارک نگاه کنیم و لذت آن لحظه را حس کنیم. اگر در حال کمک کردن به والدین هستیم، به کارمان تمرکز کافی داشته و احساس رضایتمندی را تجربه کنیم.

4.گردش، ورزش: طبیعت گردی و پیاده روی باعث فعال شدن تفکر و احساس آرامش در ما می‌شود.

5.ارتباط اجتماعی مؤثر ومثبت: لبخند، شوخ طبعی و ایجاد شادی، باعث تبادل انرژی واحساس مثبت در افراد می‌شود. درک احساس بهتر با روابط بهتر، پویایی ارتباط و ادب و احترام حاصل می‌شود.

6.پاکیزگی، آراستگی و استحمام: نظافت، ظاهر آراسته و رعایت بهداشت، باعث تأثیر مثبت در مورد اطرافیان و حس خوب نسبت به خودمان می‌شود.

7.دعا و عقاید معنوی: یاد خدا و شکرگزاری از نعمت‌های که پروردگار به ما عطا فرموده است باعث آرامش دل‌هاست. پس باید قدرشناس این نعمت‌ها باشیم

8.نوشتن و بیان احساسات یا ثبت لحظات زیبای زندگی: عکس، فیلم، و حتی نگاه کردن به تصاویر زیبا و آرامش بخش مانند دریا، طبیعت، کودکان و….

9.موسیقی: گوش دادن به موسیقی‌های مثبت و گاهی نیز آرام، تأثیر خوبی بر ذهن و روان ما دارد.

10.انعطاف پذیری و تعادل: عدم زیاده روی و افراط و تفریط و در نظر گرفتن شرایط متعادل در هر کاری و همچنین انعطاف پذیری و درک دیگران باعث عدم اضطراب و آرامش فکری ما می‌شود

11.تغذیه: استفاده از میوه جات،سبزیجات و لبنیات را پیوسته و روزانه در برنامه ی غذایی خود داشته باشیم.همچنین آب و نوشیدنی‌های طبیعی در کمک به آرامش بیشتر، بسیار یاری رسان است.

12.بازی و برنامه تفریحی در کنار افرادی که با آن‌ها احساس خوبی داریم.

13.مطالعه کنیم و مثبت اندیش باشیم: خواندن چند صفحه کتاب روح بخش و زیبا و همچنین دیدگاه مثبت به زندگی،اثر روانی فراوانی را در طول روز برای ما مهیا می‌کند.

پس امروز نمی تونی دیگران رو سرزنش کنی !

توی یه موزه معروف که با سنگهای مرمر کف پوش شده بود، 

یه شب سنگ مرمری که کف پوش اون سالن بود،با مجسمه شروع به حرف زدن کرد و گفت: این منصفانه نیست! 
چرا همه پا روی من میذارن تا تو رو تحسین کنن؟! مگه یادت نیست؟! ما هر دومون تو یه معدن بودیم، مگه نه؟ این عادلانه نیست! من خیلی شاکیم!
مجسمه لبخندی زد و آروم گفت: یادته روزی که مجسمه ساز خواست روت کار کنه، چقدر سرسختی و مقاومت می کردی؟
سنگ پاسخ داد: آره ، آخه ابزارش به من آسیب می رسوند. آخه گمون کردم می خواد آزارم بده.آخه تحمل اون همه درد و رنج رو نداشتم.
و مجسمه با همون آرامش و لبخند ملیح ادامه داد که:
ولی من فکر کردم که به طور حتم می خواد ازم چیزی بی نظیر بسازه. به طور حتم بناست به یه شاهکار تبدیل بشم.
به طور حتم در پی این رنج،گنجی هست.
پس بهش گفتم: هر چی می خوای ضربه بزن، بتراش و صیقل بده! و درد کارهاش و لطمه هایی رو که ابزارش به من می زدن رو به جون خریدم. و هر چی بیشتر می شدن،بیشتر تاب می آوردم تا زیباتر شوم!

پس امروز نمی تونی دیگران رو سرزنش کنی که چرا روی تو پا می ذارن و بی توجه عبور می کنن.

create a life...

به خودت عشق بورز که آغاز کار است.

به خودت عشق بورز که آغاز کار است. سپس به آنانی که به تو نزدیک اند، عشق بورز.

 پس از آن به دنیا و کل جهان. فقط در اینصورت قادر خواهی بود به خدا عشق بورزی.

 سفر از خود آغاز می شود و درخدا پایان می پذیرد. این دو، دو کرانه رودخانه هستند.


از نقاط ضعف خود به عنوان نقاط قوت خود استفاده کنی!

کودکی 10 ساله که دست چپش در یک حادثه رانندگی از بازو قطع شده بود ، برای تعلیم فنون رزمی جودو به یک استاد سپرده شد .
پدر کودک اصرار داشت استاد از فرزندش یک قهرمان جدا بسازد استاد پذیرفت و به پدر کودک قول داد که یک سال بعد می تواند فرزندش را در مقام قهرمانی کل باشگاه ها ببیند! در طول شش ماه استاد فقط روی بدنسازی کودک کار کرد و در عرض این شش ماه حتی یک فن جودو را به او تعلیم نداد !
بعد از شش ماه خبر رسید که یک ماه بعد مسابقات محلی در شهر برگزار می شود . استاد به کودک 10 ساله فقط یک فن آموزش داد .و تا زمان برگزاری مسابقات فقط روی آن تک فن کار کرد.
سرانجام مسابقات انجام شد و کودک توانست در میان اعجاب همگان با آن تک فن همه حریفان خود را شکست دهد !
سه ماه بعد کودک توانست در مسابقات بین باشگاهها نیز با استفاده از همان تک فن برنده شود و سال بعد نیز در مسابقات کشوری ، آن کودک یک دست موفق شد تمام حریفان را زمین بزند و به عنوان قهرمان سراسری کشور انتخاب گردد. وقتی مسابقه به پایان رسید در راه بازگشت به منزل کودک از استاد راز
پیروزی اش را پرسید:
استاد گفت: دلیل پیروزی تو این بود که اولا به همان یک فن به خوبی مسلط بودی ، ثانیا تمام امیدت همان یک فن بود و سوم اینکه راه شناخته شده مقابله با این فن گرفتن دست چپ حریف بود که تو چنین دستی نداشتی !!!!
(یاد بگیر که در زندگی، از نقاط ضعف خود به عنوان نقاط قوت خود استفاده کنی.راز موفقیت در زندگی ، داشتن امکانات نیست، بلکه استفاده از" بی امکانی" به عنوان نقطه قوت است.)

هر صدفی لیاقت داشتن مروارید رو نداره...یادت باشه واسه هر صدفی مروارید نشی!

طوفانی در راهست...

این روزها بر خودم 

شبیه بادم 

کمی نوازشگر 

اما باید ویران سازم 

مخروبه های پوسیده اذهان را 

در کوچه های درونم

چرا باید رقاص 

ساز دیگران باشم

منی که خود همه نوایم

باید به زمزمه های خودم 

دل بسپارم 

طوفانی در راهست 

و می ارزد 

به تولد ترانه ای نو 


لیلا هژیر

گاهي...

گاهي نميتوان بخشيد و گذشت

فقط مي توان چشمها را بست و عبور كرد...

...

حکایت من ...

حکایت من ...


حکایت کسی است که عاشق دریا بود ،

اما قایق نداشت ؛

دلباخته سفر بود ، اما همسفر نداشت ؛

حکایت کسی است که زجر کشید ، اما ضجه نزد ؛

زخم داشت ، ولی ناله ای نکرد ؛

نفس می کشید اما هم نفس نداشت !

فایده ای ندارد...

اینکه آدم حرفی نمیزند

نه اینکه دردی نداشته باشد؛

از یک جایی به بعد

آدم خودش میفهمد

که حرف زدن فایده ای ندارد...

...

تن های هرزه را سنگسار میکنند

غافل از آنکه شهر پر از فاحشه های مغزی است

و کسی نمیداند که مغزهای هرزه ویرانگرترند ، تا تن های هرزه ...


" فـــــــــروغ فرخزاد "

قبل از اینکه عاشقش بشی...

قبل از اینکه عاشقش بشی

و دل بهش ببازی

ازش بپرس قبل از تو

عاشق کسی بوده؟!

اگه عاشق بوده عاشقش نشو

عشقش همیشه با مقایسه است

...

دلم برای یواشکی ها مان تنگ شده !

و برای بوسه های پشت گوشی!

و با صدای آهسته گفتن "دوستت دارم "!

از آدم هــآ بگــذر !

از آدم هــآ بگــذر !

دلـَـت را بزرگتر کن

نآراحتِ این نباش

که چرا جاده ی رفاقــَـت با تو همیشه یکـ طرفه است . . .

مهــم نیست اگر همیشه یک طرفــه ای . . .

شــآد باش کــه چیزی کم نگذاشتـه ای

و بدهکــارِ خودت ، رفاقـت و خدایت نیستی . . .

اراده...

 اگر گمان مي كنيد شكست خورده ايد

شكست خورده ايد ...

اگر گمان مي كنيد جرأت نداريد

جرأت نداريد ...

اگر مي خواهيد پيروز شويد، اما نمي توانيدنمي توانيد ...

اگر گمان مي كنيد كه خواهيد باخت

خواهيد باخت ...

زيرا در جهان بيرون از ذهن، همه چيز به اراده آدمي بستگي دارد و اين معجزه ذهن است ...

تنهایی...

اوج درد تنهایی را وقتی فهمیدم که

مترسک به کلاغ گفت:

هرچقدر میخوای بهم نوک بزن اما با من بمون.

هیچ کس...

هیچ کس چیزی به آدم نمی دهد مگر خود او، و هیچ کس چیزی از آدمی دریغ نمی دارد مگر خود او، بازی زندگی یک بازی انفرادی است.

اگر خودتان عوض شوید،همه ی اوضاع و شرایط عوض خواهد شد.

یلدا...

یلدا را میخواستم تا با تو کوتاهش کنم

با تو... با عشق... با بوسه ... با لبخند..

بی تو ... بی عشق... بی بوسه... بی لبخند...

چه فرقی میکند دقیقه ای شب را طولانی تر

برای کسی که هر شبش درازتر از هزار یلداست ...


قمار زندگی را به کسی باختم که "تک دل" را با "خشت" برید جریمه اش یک عمر حسرت شد! باخت زیبایی بود!

یادش رفته بود که من یارش هستم نه حریفش!! یاد گرفتم به "دل" ،"دل" نبندم...

یاد گرفتم از روی "دل " حکم نکنم...

دل را باید"بر"زد جایش سنگ ریخت.. که با خشت "تک بری" نکنن


شبیه حقیقتِ خودت هستی!

تو خودت را رنگ زدی تا شبیه خاطرات این آدما ها باشی؟

شاید فراموش کردی که این آدمها رنگین کمان را با دروغ های خود رنگ میکنند!

تو برای آنها حتی معنی بی رنگی را هم نداری!

کاش سیاه و سفید بودی!

تا باورشان میشد تو شیبه دروغ های رنگیِ آنها نیستی!

شبیه حقیقتِ خودت هستی!

مرد باش !

زمین به مرد بودنت نیاز داره ،مرد باش!

مردونه حرف بزن 

مردونه بخند

مردونه عشق بورز

مردونه گریه کن

مردونه ببخش

مرد باش !نه فقط باجسمت ،

بانگاهت، با احساست ، با آغوشت مردباش

و هیچوقت نامردی نکن

مخصوصا برای کسی که به مردونگیت تکیه کرده

و باورت کرده مرد باش!

شانه..

به آنهایی می اندیشم که روی شانه هایم گریه کردند،

و نوبت  من  که شد شانه خالی کردند !

دل مــــــــــــن

دل من

کلبۀ بارانیست

و تـــــــــــــو

آن باران بی اجـــــــــازه ای

که ناگهان در احساس مـــــــــن

چکّه می کنـــــــی

خدایا ...

هیچ می دانی که همیشه به موقع

به دادِ دلم تو می رسی ؟!

آنجا که خسته ام ...

آنجا که دل شکسته ام ...

آنجا که ازهمه ی عالم و ادم گسسته ام ...

خدایِا ...