دل (وحشی بافقی)

ما چون ز دری پای کشیدیم ...کشیدیم


امید ز هر کس که بریدیم... بریدیم


دل نیست کبوتر ...که چو برخاست... نشیند


از گوشه بامی که پریدیم ... پـــــریدیِم


کوتاه آمده ام از بس دیوار عشقم را کوتاه پنداشتی

(مخاطب خاص)

ولنتاین..

ولنتاین تنها یک اسم است
همین که تو با منی 
هرروزمان روز عشق است

لبخند

میگم یه موقع فکر نکنی من بیخیالم

بیخیال تو

بیخیال آیندمون

نه عزیز 

اگه میبینی به همه چی لبخند میزنم واسه اینه ک زندگیمون شیرین بشه

که ناراحتی و فکر و اخمام اضافه نشه به دردات


وگر نه خب منم ...

راستی تولدمم مبارک :P

بهترین کادوهم واسم خوش اخلاقیه :)


برای تو

این بار برای تو مینویسم 

آری برای خودت

خودش میداند که را میگویم

جبران میکنم در آینده ... تمام سختی ها .. تمام اشک هایت...همه شب زنده داری هایت را

جبران میکنم

alireza


ادامه نوشته

برف.. ازخودم

ای کـــآش برف سنگینی ببارد

مّرهمی باشد بر دل این مردم خسته

کافوری باشد بر زمین ورم کرده ی این شهر مـُرده

لبخندی بکشد بر صورت مسافری دل شکُســ ــته

حس آن کودکی را دارم که باچشمان تَرَش به شیشه ی تار کلاس مینگرد

در انتظار زنگ طفریخی طولانـــی نشسته ام

ای کاش برف همه ی کلاس هارا تعطیل کند...

alireza




سیب (حمید مصدق)

تو به من خندیدی و نمی دانستی؛

من به چه دلهره از باغچۀ همسایه سیب را دزدیدم؛

                                                   باغبان از پی من تند دوید؛

سیب را دست تو دید؛

غضب آلود به من کرد نگاه؛

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک؛

و تو رفتی و هنوز؛

سال هاست که در گوش من آرام آرام؛

خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم؛

و من اندیشه کنان غرق در این پندارم؛

که چرا باغچۀ کوچک ما سیب نداشت؛



ینی عاشق این شعر و مفهومشم

غروب جمعه .. (از خودم)

اَه غروب جمعه لعنتی..

حس میکنی تنها ترین آدم روی زمینی

اما تنهایی من فرق دارد

تنهاییم دو نفره است..من و او

و هیچکس دیگر

کاش همیشه غروب جمعه باشد و من تنها باشم.. تنها با تو

مقصد

منتظر آینده نباش...

مقصد همین جاِست... 


نخ کش

غفلت کردم
لحظه ای
دلـــــــــــــــــــم جایی گیر کرد و
تمام زندگی ام نخ کش شد ..
 ( آقا غفلت نکردم :| خودم خاستم از ته دل ) تازه این مطلبو از جایی کپی کردم


هـمیـــنـــ  کهـــ  تــــــــــو  میدانـــیـــ دوسـتتـــــ دارمـــ کافیستـــ ….
بگـــــذار خفـــهـــ کنـــــد خـــــودشــــ را دنیـــــــــــا…

نه یادم نبود شــآیدد هنوز باور نکردیــــــــــــــــــــــــــــ
شایدم با چندتا جمله بهش شـــــــــــــــــــــــــکـــــــــــــــ کنی


شیطان هم وسوسه ات کند ... باید روی حرفت بایستی...
البته شما که هورایی ...شیطان و تو ؟؟؟؟؟ ههههههههه

دلداری..خودم

پارسال زمستان و پاییز سختی بود

سرد بی روح کسل کننده

من دلداری میدادم قلب عاشقی را که معشوقه اش رهایش کرده بود

.......

امسال زمستان و پاییز سختی در راه است

تنهایی , دلتنگی, نگرانی

آن عاشق که معشوق من شد

نیست

 تا دلداری دهد قلبی را که طعم خوش عشقی زیر دندانش مانده...

خوشی کوتاه...انتظاری به بلندی روزگار

راستی چه کسی مرا دلداری خواهد داد؟؟؟