ایرج؛ حافظ موسیقی لرستان
* به قلم حشمت اله آزادبخت
گفت و گویی صمیمانه با مطلب "علی رضا نادری حافظه ی آهنگین لر"
درشماره ی 171 سیمره و در صفحه ی سومش به تیتری برخوردم که علی رضا نادری خواننده ی لرستانی را حافظه ی آهنگین لر معرفی کرده بود....
وحالا بنده هم بدون مقدمه بر صندلی داغ سهیل محمودی نشسته و دهانه ی دهان گفت و گویم را به سمت استاد نادری کج می کنم وبا اجازه ی دوست خوبم آقای گودرزیان برخی از همان پرسش های همان شماره ی پیشین سیمره را با استاد نادری به گفت و گو می نشینم:
-شما معمولا مدعی هستید که کارهایتان به شکلی نادرست توسط خوانندگان هم استانی کپی می شوند. اگر ممکن است کمی شفاف تر و بیشتر در این باره صحبت کنید.
آرام دهانش را به گوشم نزدیک می کند و با چند نگاه چپ و راست را در هم و بر هم میکند: راستش را بخواهید اولین کسی که کپی رایت جانانه ای مثلاً از آهنگ "اوبهار که رتیم" استاد شکارچی که می گویند از ساخته های استاد رحمان پور است را انجام داد خود بنده بودم. باور کنید پس از سال ها هنوز روی دیدن استاد شکارچی را ندارم..
-کدام آهنگ؟
انگشت شستش را روی انگشت وسطی سر می دهد: "دارم و ندارم یه باوه پیره".. البته پیش خودمان بماند کپی های آقای رحمان پور ترحمی ست به آهنگ های خوانده شده که بنده و دیگران اجرا کرده اند. این آقای رحمان پور آهنگ های قدیمی را طوری بازخوانی می کند که برای ماندنشان در ذهن مخاطب مجالی نمی ماند. همین "کله باد" را با "آفرین قمرتاج" بنده مقایسه کنید انگار خدا این آهنگ را برای توفندگی کله باد ایرج آماده کرده بود و ما نمی دانستیم. در این آهنگ این ایرج است که می آید و موسیقی لرستان را لباس سبز می پوشاند و یخ های صدساله اش را آب می کندو هنوز هم می چرخد.ایرج حافظ است و برحافظ نمی شود ایراد گرفت که چرا اشعار دیگران پیش از خود مثل ساوجی و... را بسیار بهتر از خودشان بازسازی می کند و لباس ماندگاری برتن شان می پوشاند و به قول لری خودمان "شاوال میکه د پاشو"..از این طرف این شعر حافظ است که می ماند و حافظه ی ادبیات ایران می شود.
-پس با اجازه ی شما و ملت شریف لرستان بنده ایرج را حافظ موسیقی لرستان می نامم.
ولله که این حرف شما مثل سیخ در قلب همه ی کسانی فرو می رود که فکر می کنند مرزموسیقی لرستان از شقایق است تا شمشیرآباد. ولی ناچاریم قبول کنیم. حقیقتش را بخواهید یک فرهنگ و یک درد مشترک انسانی برپیشانی موسیقی ایرج نهفته است. رحمان پور "مور" یکی از کهن ترین آواهای بشر را با جسارت تمام به عرصه ی سازها کشاند واگر گلوی او به دنیا نمی آمد هیچ کس توانایی انجام این کار بزرگ را نداشت که کپی حنجره ی یک قوم است.
-حرف های شما مرا به یاد بیتی از فردوسی می اندازد: "چو خواهی که نامت رود در جهان/مکن نام نیک بزرگان نهان"....آفرین! آفرین بر شما استاد!
-حالا این درد اجتماعی که گفتید چی هست؟
ببینید خواننده، شاعر و کلا یک هنرمند وقتی اثرش ماندگار می شود که تصویری از درد و صدای مردم معاصرش باشد. این درد می تواند:عشق، زندگی، مرگ و...باشد.پشت سرایرج یک فرهنگ گام بر می دارد و حرف می زند. یک اجتماع هوار می کشد: "هوار هی داد هی بیداد/هنی بو زلف سوخته دت میایه باد"...یا شاعر دلسوز "تنیا /چوتر نیم سوز تژگا/چقیات،پوقیات/سری که ازگل نشینه/سری که اسر می واره..."
-می خواهیم کمی با شما خودمانی تر بشویم. تا حالا طعم عاشقی را چشیده اید؟
تمام مردم ایران خواهر و مادر بنده هستند.
-شاید کسی دوست داشت عاشقانه شریک درد و رنج شما شود؟
آقای محمودی گیر ندهید.من نمی خواهم آزارم به خواهر و مادر، ببخشید، به یک مورچه هم برسد.
-این "عشق آگرین" که فرمودید مورد دستبرد آقای میرزاوند قرار گرفته، کدام است؟
"بون و خور یاران جانشین اتابک/ دلیرون لرسون عشایر لر و لک/ چی زنجیر پولادین پیوسته بون ار یک/ نیلن تفرقه بایژن و جیامو بکن تک تک"
-خوب شعرایی می گی ها کلک؟!
-موسیقی لری را در چه وضع و حالی می بینید؟
هیچی.همه اش کپی کارهای من است.
-پس با این وجود کار موسیقی لرستان تمام است..
-با چهره های موسیقی لری چه میانه ای دارید؟
وا شیر و هوری و یک نمی رسیم.
-آقای نادری وقتی با 54 سال زندگی و 35 سال کار خوانندگی به پشت سر خود نگاه می کنید؛چه چیز شما را می آزارد؟
هیچ
-چه چیز شما را خوشحال می کند؟
وقتی ترانه ی عشق آگرین خودم را گوش می دهم. البته صدهزار بار گوش کرده ام چون چیز دیگری ندارم گوش کنم. البته به کوری چشم دشمنان آنقدر گوشش می کنم که بالاخره یکی پیدا شود و گوش دهد که بداند چه خبر است.
-برخی از ترانه های شما در حوزه ی موسیقی عرفانی دسته بندی می شوند...
البته! آهنگ "ساقی باوه رو" که بنده آن را با صدای رحمانپور خواندم یکی از ماندگارترین موسیقی ها در حوزه ی عرفان است.
-از موفقیت ها بگوئید.
کاست هایم جزء پرفروش ترین کاست های موسیقی لری بوده و هستند. خودم به دست خودم تک تک آن ها را به دوستان و قوم و خویشان فروخته ام. حالا گوش کرده اند یا نه،نمی دانم!؟
-جغرافیای فرهنگ قوم لر کجاست؟
لرستان- ایلام- خوزستان-کرمانشاهان- همدان- چهارمحال و. بختیاری- استان های شمالی- فارس- کرکوک-سلیمانیه- لورستان عراق- آرژانتین- ترکیه- بلغارس، ببخشید پاکستان- گینه بیسائو- نفسم برید! بس است یا باز هم بگویم؟
-این آهنگ "خورماوه خورماوه" ی شما سر و صدای عجیبی کرد. نظر خودتان؟
این آهنگ را برای این خواندم که بعداً آن را به نوحه تبدیل کنند. ریتم تندی دارد برای سه ضرب.
-یکی از دوستان نزدیک من در سیمره شما را حافظه ی آهنگین قوم لر دانسته.
اگر موسیقی لری حافظه اش را از دست داده باشد حرف کاملاً منطقی و درستی است.
-اگر یادتان باشد در برنامه ی "شعر و موسیقی" شبکه دو سیما به بنده (سهیل محمودی) در مورد اصطلاح "بزران" اینطور جواب دادید: وقتی بزها را آغل جدا می کنند و زنگوله ی بز پیشرو به صدا در می آید چوپان با صدای بلند می گوید «آهای بز پیشرو حرکت کن تا دیگر بزها به دنبالت حرکت کنند!» با این وجود من فکر می کنم اصطلاح "بز روان" درست است؟
شاید هم شما درست بگوئید! تا ببینیم نظر ملت چیست؟
-کدام آهنگ از کدام خواننده را بیشتر دوست دارید؟
فقط و فقط "عشق آگرین" خودم. موسیقی لرستان همه اش کپی این آهنگ است، پس عشق آگرین من عشق همه ی مردم است.