ایوان کسرا(طاق کسرا) بنایی متعلق به دوره
ساسانیان است که در ادبیات دوره ی اسلامی
نمادی از ناپایداری ثروت و شوکت دنیاست.
شاعران و نویسندگان بسیاری درباره این بنا قلم
فرسایی کرده اند.
از جمله ی مشهورترین آنها میتوان بحتری عرب را
نام برد که قصیده ی مشهور زیر را سروده است:
صُنْتُ نَفْسِي عَمّا يُدَنّس نفسي،................. وَتَرَفّعتُ عن
جَدا كلّ جِبْسِ
وَتَماسَكْتُ حَينُ زَعزَعني الدّهْــرُ............. التماساً منهُ
لتَعسِي، وَنُكسي
أتَسَلّى عَنِ الحُظُوظِ، وَآسَى..................... لَمَحَلٍّ من
آلِ ساسانَ، دَرْسِ
نفس خود را مصون داشتم از آنچه مرا آلوده مي کند و خود را از بخشش هر آدم فرومايه و پستي بالا
گرفتم.
در آن هنگام که زمانه مرا به قصد نابودي لرزاند خود را استوار داشتم و
در برابر حوادث روزگار پايداري پيشه کردم.
که تسلي يابم و فراموش کنم، سودی را که به ديگران رسيده است و به خاطر
مکاني کهنه از آل ساسان ناراحت شوم.
خاقانی شاعر مشهور پارسی گوی هم قصیده ای در این باره سروده که قطعا در
سرودن آن بی توجه به قصیده ی بحتری نبوده است.
هان ای
دل عبرت بین از دیده نظر کن هان.....ایوان مدائن را آیینهی
عبرت دان
دندانهی
هر قصری پندی دهدت نو نو..........پند سر دندانه بشنو ز بن
دندان
این است
همان ایوان کز نقش رخ مردم......خاک در او بودی دیوار نگارستان
شیخ رضا طالبانی شاعر خوش مشرب کرد هم در کمال ایجاز و معنی بیتی در
مورد طاق کسرا سروده که به نظر من یکی از آثار جاویدان ادبی است:
شکافی که بینی در ایوان
کسرا...................دهانی است گوید بقا نیست کس را
آنچه را بحتری و خاقانی در قصایدی بلند به مخاطب
منتقل می کنند ، شیخ رضا در قالب کلماتی محدود و جناسی لطیف گنجانده و هنر شعری
خود را به همگان نمایانده و لو در قالب زبان بیگانه باشد.
شیخ رضا متولد 1835 ودر گذشته به 1909(به نقل از
مێژووی ئهدهبی کوردی) شاعر پرآوازه ی کرد است.
بسیاری از اشعارش درون مایه ی هزل و هجو دارند.
به زبان های ترکی ، عربی ، فارسی و کردی شعر
گفته است.
در ادامه ی مطلب چند نمونه ی شعر از او به زبان های
مختلف آورده شده است.
+ نوشته شده در جمعه ۱۹ آذر ۱۳۸۹ ساعت 5:17 توسط پیر
|