زندگی نامه ی مرحوم حجت الاسلام ملا علی زایر قنبر حاجیانی

نام و نام خانوادگی و نسب:

ملا علی بن قنبر بن یوسف بن حسین بن  عبدالعلی . از پدرش قنبر معروف به " زایر قنبر" و اجداد او اطلاعی ندارم. در کاکی زمینی است که طبق نقل کنار آن زمین تلّی بوده است که می گفته اند : اینجا خانه ی مسکونی زایر قنبر است . چه چیز موجب گردیده که زایر قنبر از کاکی رفته و در مسیله ساکن شده باز اطلاع دقیقی ندارم . سخنانی  سر زبان ها ست که حقیر نیز شنیده ام .  برای اطلاع از این موضوع به مقاله ای که مهندس حسن عبدی در شرح زندگانی پدرش حاج غلام حسین عبدی و وخودش نوشته است مراجعه شود. نام برده با دقت قلم زده . در آن مقاله مطالب فراوانی است که زخمت نوشتن خیلی از موضوعات را از من برداشته است. ( نوادر جلد دوم خاطرات زندگی عباس حاجیانی دشتی ) 

بخشی از تقریرات آقای عبدی در ادامه آورده می شود.

[ زایر قنبر از امضای سند های ملکی به جای مانده از ایشان با نام قنبر حاجیانی معرفی شده است. نامبرده از طایفه حاجیانی بوده از محل و سال تولدش اطلاع دقیقی ندارم همین می دانم معاصر زایر حسین جمال زایر اسماعیل حاجیانی بوده و در کاکی مکتب دار فرزندان خوانین بوده است گویند هنگامی که زایر حسین جمال به قلعه می رفت اول سری به خانه زایر قنبر می زد و از جریانات روز اطلاعاتی کسب می کرد سپس به دیدن خان می رفت به قول مشهور بی گدار به آب نمی زد تلّ خرابه خانه زایر قنبر تا این اواخر که کاکی دست خوش تغییرات نشده بود نزدیک جاده اصلی کاکی تقریبا نزدیک تلمبه مرحوم حاج سید حسین قرار داشت. بعد از قتل جمال خان حسین خان حاجی خان در دوم محرم سال 1302 هجری قمری به دست فرزندان مرحوم حاج محمد کمال به خون خواهی پدر و برادرشان به علت کودک بودن حسین خان برای مدتی مادرش نیابت خانی داشت. زایر قنبر نیز به علت وابستگی طایفه ی حاجیانی از دربار خان رانده شد و به موطن خویش مسیله برگشت و به غرس نخل ( باغ زایر قنبر ) پرداخت. ] ( وبلاگ آقای حسن عبدی) 

تاریخ تولد و وفات ملا علی زایر قنبر :

از تاریخ ولادت و وفات و محل دفن او اطلاعی ندارم. حسب تاریخ بعضی سندها به خط آن مرحوم تا 1294 هجری قمری  زنده بوده است. ( نوادر جلد دوم) 

بر اساس تاریخ سندها ( سند چهاردهم محرم 1260 و سند شعبان سال 1289 و سند تاریخ 1294 هجری قمری )  احتمال قریب به یقین معاصر دوران پادشاهی محمد شاه قاجار (دوران سلطنت محمد شاه قاجار 1249 ه. ق / 1213 ه. ش / 1834م تا 1264ه.ق / 1227ه. ش / 1878 م) و ناصراادین شاه قاجار بوده است ( دوران سلطنت ناصراالدین شاه قاجار  1264ه.ق تا 1313 ه. ق / 1227 ه.ش تا 1275 ه.ش /  1848 م تا 1896 م )  پس با این حساب مطلب جناب آقای مهندس عبدی در خصوص زایر قنبر حاجیانی با ملا علی زایر قنبر جابجا ذکر شده  و در سال 1302 درگیری خوانین کاکی باعث هجرت زایر قنبر نشده این زمان پسر وی ( ملا علی زایر قنبر ) در قید حیات است و رابطه ای با خوانین کاکی نداشته اند  . اگر سال 1302 که به زایر قنبر منتسب شده حذف کنیم  شاید مطلب به واقعیت نزدیک تر شود  ( البته قابل تحقیق و پژوهش بیشتر است ) 

 

 

 

 

یکشنبه روز ماتم و غم در شهر کاکی

سید کاظم  ما در کاکی که بود و چرا وی را نشناختیم ؟

 

کاکی شهر سادات ، شهر فرهنگ وادب  ، شهر راستین دوست داران ولایت و ائمه اطهار و فرزندان پاک زهرای مرضیه ، یک بار دیگر شاهد اروج ملکوتی و معنوی سیدی پاک از کوثر ناب ولایت بود .

 

 کسی که تا ما او را  می شناختیم و هر روز در کوچه ها و خیابان های این شهر قدم می زد هیچ وقت درگیر دنیا و زندگی دنیوی نشد.  هر وقت او را زیارت می کردی چه با نشاط و خندان پاسخ سلامت را می داد . خانه یی کوچک اما با قبلی بزرگ داشت ،  همه روزه مشتاقان و دوست داران سادات و فرزندان پیامبر به دیدن او می آمدند .  این هفته  جمعه که از دانشگاه برگشتم مثل هر روز به بازار رفتم تا چند قرص نان جهت قوت لایموت بگیرم ، همه جا غم را فرا گرفته بود هنوز متوجه نبودم که یکی از دوستان گفت مگر نمی دانی سید کاظم ، بلافاصله فهمیدم جای سوال نبود چون در کاکی یک نفر معروف به سید کاظم بود آن هم سید دوست داشتنی یعنی آقا کاظم بود گفتند به دیار حق شتافته

 

 انگار که تمام غم های دنیا بر سرم فرو ریخته باشند . بسیار غمگین و ناراحت برگشتم  چند لحظه نگذشته بود که دوستان وی که مرا می شناختند از سایر شهرستانها زنگ زدند و سوال از واقعه ناگوار می کردند چه پاسخ بدهم یکی می گفت دوست ما .... ، یکی می گفت سید ما چه شده ؟ ... یکی زنگ می زد می گفت شفا بخش مریضان ما کجا رفت ؟  و این تماس ها ادامه داشت ....

 

روز وداع و خداحافظی فرا رسید یکشنبه صبح شهر کاکی پذیرای دوست داران سید کاظم از سراسر استان و شهرهای دیگر کشور بود . راننده ای از چغادک در شهر کاکی با وی برخورد کردم گفت این سید که بود گفتم این سید یعنی پدر همه مردم کاکی .... گفت ما اورا قدر نفهمیدیم امروز مسافری که  از قم آمده بود  برای تشیع جنازه به کاکی آورده ام

 

بلی سیل جمعیت سرازیر شده در شهر کاکی علاوه از کل استان بوشهر ،  از تبریز ، اصفهان ، شیراز ، قم ، اهواز و.... بودند اگر کسی دیده باشد بر باورش می گنجد اگر ندیده باشد شاید تصور هم نکید کاکی چنین تشیع یی به خود ندیده بود لااقل بعد از تشیع برادر بزرگوارش حاج سید محمد امین ، والده ماجده سید محسن و والده ماجده سید علی اکبر .....

 

عجب غم انگیز بود این یکشنبه با همه روزها در کاکی  فرق می کرد هنوز کسی رفتنش را باور ندارد ... .

 

امروز که به بازار کاکی رفتم چند دقیقه ای به جای همیشگی وی که ،  معمولا عصر ها در کتاب فروشی معلم می نشست نگاه کردم هنوز باورم نمی شود که جای وی در کاکی در مجلسی سید محسن در منزل کوچکش خالی است و مردم خوب و فهیم کاکی باور نخواهند کرد ....