از ته دل فریاد می زنم اما کسی صدای مرا نمی شوند. دنیا را به مبارزه می طلبم و یک تنه به جنگ عالم می روم، وجود خود را به آتش می کشم.خون خود را می ریزم تا شاید کسی به هوش آید، تامگر وجدانی بیدار شود، یا گوش ضمیری فریاد استغاثه مرا بشنود. ولی افسوس که مصالح مادی، و حب و حیات و منافع شخصی همه را به زنجیر کشیده است. جبر تاریخ، همه را اسیر و زبون نموده است.
"شهید چمران"
مدتی بود منتظر مجوزی برای درد و دل با همسایه کاخ نشینمون بودم، شاید ترس از ابهت این بنایی که شاهد بالا رفتن متر به مترش بودم نمیذاشت برای همسایه نامه بنویسم، شایدم چون با خون دل ملت شهید داده بالا رفته بود و اسم ملت رو یدک می کشید به خودم اجازه درد و دل نمیدادم اما دیروز که از پشت نرده های کاخ همسایه به مزار شهدای گمنامی که زیر پای همسایه خاک شدن نگاه می کردم و حتی یک نفر از همسایه های محترم حتی برای هواخوری سراغی از شهدا نگرفت فهمیدم این بنا سنخیتی با خون شهدا نداره، البته تقصیری هم ندارن چون "مسیر حرکتشون از مسیر شهدا جداست" و در ضمن از لحاظ امنیتی "براشون خطر داره که از مسیر شهدا حرکت کنند".
من نمیدونم فرق اهرام مصر با کاخ همسایه من چیه شاید تنها فرقش وجود فرعون باشه شایدم فرقی نداشته باشن، اما نه یه تفاوت دارن،هرم همسایه ما تنها هرمیه که پایین اومدن ازش خیلی سخت تر از بالا رفتنشه
آری به خطا همیشه کوچک دیده
از آن بالا همیشه کوچک دیده
پیداست چرا برج نشین مغرور است
آدمها را همیشه کوچک دیده
ولی به هر حال روی صحبت من فرعون نیست، همسایه ایه که به اذن من اونجاست . اگه کسی تونست همسایه من رو ببینه بهش بگه که من ازش سوال دارم.

آره همسایه ! سوال دارم
همسایه! این پشت پرده که میگن کجاست؟! آخه دیروز تو مسجد حاج آقا میگفت که شما کارات رو پشت پرده می کنی ! یعنی کارت انقدر زشته که میری اون پشت؟! یا شاید خوب نیست ما بدونیم چیکار می کنی، همسایه! قبل از این که تو این کاخ هم بیای کاراتو پشت پرده می کردی؟!
همسایه! امکان داره یه نفر اقوام و دوستانش رو به بازی بگیره ؟! آخه هفته پیش سعید میگفت شهید مطهری یه شاخ داماد (داماد شاخ) داره که پسر شهید رو به بازی گرفته، یعنی کار اشتباهی کرده؟! من که از بچگی دوست داشتم به بازی گرفته بشم، پس چرا میگن کار اشتباهی کرده ؟! نکنه پسر شهید همت رو هم اون به بازی گرفته؟! البته بابام میگه بعضی از این بچه شهیدا نون اسم باباشون رو میخورن ولی نگفت داماد شهید هم همین طوره یا نه!
خوش به حال فلان بعضی ها
رخصت نام و نان بعضی ها
آی مردم چگونه باید گفت؟
اسم هم شد دکان بعضی ها
همسایه! هنوزم رییس تلویزیونی؟! اگه نیستی پس چرا مامان میگه هنوزم تو تلویزیون همه به حرف شما گوش میدن؟!
همسایه ؟! زرنگی خوبه یا بد ؟! بابام میگه شما خیلی زرنگی، میگه همیشه با لابی کاراتو پیش می بری (شاید لابی یعنی پشت پرده) ولی بابا میگه لابی یعنی گاوبندی. من معنی گاوبندی رو میدونم. هفت سنگ که بازی می کنیم گاوبندی می کنیم که هیچکس نفهمه توپ دست کیه اما یه رفیق داشتم که همیشه توپ رو پیش خودش نگه میداشت و ما رو میفرستاد که دنبال بقیه کنیم و فراریشون بدیم و خودش با خیال راحت همون جا می ایستاد بدون اینکه تابلو بشه بعد که بازی رو می بردیم همه تشویقش می کردن و بهش می گفتن زرنگ.
همسایه! خب تو که انقدر زرنگی یه لابی بکن که این جریان فتنه زودتر تموم شه دیگه، البته من میدونم این جریان زیر سر کیه ها. میگن همون روز اول یه از خدا بی خبری که فکر می کرده خیلی زرنگه به موسوی پیغام میده که بازی رو برده و بهش تبریک میگه، نمیدونم جواب خدا رو چی میخواد بده. تازه میگن بهترین دوستش هم وصیت کرده بوده این آقا تو تشییع جنازش شرکت نکنه و گفته فردای قیامت جلوش رو می گیره.
حضرت علی(علیه السلام): من شبث نارالفتنه کان وقودها لها
هر کس آتش فتنه را بیافروزد و جامعه را به تباهی بکشاند، دود آن به چشم خودش می رود و شراره های آن دامن خودش را می گیرد.
جاده آنک در هوار مه گم است اما هنوز
می دمند آوارگانی بی جهت در کوسها
دست بردارید از ما آی عیسایان کذب
دردهای ما شمایید آی جالینوسها
همسایه! راسته میگن میخوای جای احمدی نژاد رو بگیری؟! تازه میگن عمو قالیبافم یه فکرایی تو سرشه. نکنه به خاطر همینه که با هم دعواتون شده، شایدم عمو داره زیر هرم تونل میزنه. خب لابی کن نذار بزنه. البته فکر نکنم زورت بهش برسه آخه اون خلبانه و خیلی بالاتر از تو می پره. تازه اون به جای پشت پرده کاراشو زیر تونل می کنه که خیلی امن تره.
همسایه! اگه خواستی رییس جمهور شی حواست باشه وقتی راه میری دستت رو تو جیبت نکنی.
حضرت علی (علیه السلام) : به چیزی که شایسته آن نیستی طمع و تمنا نداشته باش.
همسایه ! راسته میگن به هاشمی گفتی روز قدس جمعیت ما با سبزا مساوی بوده ؟ راسته میگن دوست داری سوپرمن ملت بشی؟! راسته میگن یه مدت شده بودی تیتر یک روزنامه های سبز؟! راسته میگن... وای که چقدر سوال دارم ولی بی خیال وقتی رییس جمهور شدی بهت میگم آخه رییس جمهور بیشتر بین مردمه.
سعید میگه کاش میشد از آدم ها هم کپی گرفت، اون وقت از دکتر احمدی نژاد چندتا کپی می گرفتیم و میذاشتیم تو قوه قضاییه و مجمع تشخیص و صدا و سیما. تازه میشد یه دونه هم برای خونه شما بگیریم که دیگه انقدر به خاطر مردم تو زحمت رفت وآمد از اون سر تهران تا کاخ رو نکشی، آخه دکتر به این زحمت کشیدنا عادت داره ولی فکرکنم یه ذره برای شما سخت باشه، انگار به کلاستون نمیخوره.
خدا این آقای دکتر رو خیر بده که اینجور نامردا رو رسوا کرد ولی حسین می گفت دلم براش میسوزه، با این که همه بهش رای دادن اما بازم یه نفر که سال 84 با آرای باطله رقابت می کرد و حریف شیخ هم نشد حالا چپ میره راست میاد بهش دستور میده. حالا هی برین شیخ رو مسخره کنین. سعید می گفت جایی که الان یه نفر داره بهش افتخار می کنه سالها مکان شیخ بوده و انقدر هم زور نمی گفت و تازشم با اون بوزینه مصری که تو بغل اسرائیلی ها داره می رقصه هم کلام و هم سفره نشده و همایش سی سال قانونگذاری رو با حضور مخالفین نظام برگزار نکرده.
جدی جدی دم دکتر گرم!
راستی همسایه شما خیلی پول داری ... ؟!!!
شاید تمام حرفم این باشد : "جماعت!
حق شما را کاخ های روبرو خورد"
ای مردم، من شما را به تقوا سفارش می کنم و از منافقان بر حذر می دارم، اینان گمراهند و گمراه کننده، لغزش گرند و لغزاننده، هر لحظه به رنگی در می آیند و هر گاه شکل تازه ای به خود می گیرند، شما را به نفع خود بار می آورند، همه جا برای شما کمین کرده اند، دلهایشان بیمار است، اما ظاهرشان تمیز و آراسته، پنهانی همه جا سر می زنند، خود درد و رنج می آفرینند، اما از دارو سخن می گویند، گفتارشان از درمان است، اما عملشان درد و رنج آفرین، به آسایش افراد رشک می برند، و برایشان گرفتاری می تراشند، امیدها را بر باد می دهند، به خاطر آنها در هر رهگذر کسی از پای درآمده است، خود را مرهم دلها می دانند، و بر گرفتاریهای مردم اشک تمساح می ریزند، ازدیگران ثنا می گویند تا دیگران ثنا خوانشان گردند، وقتی از کسی چیزی درخواست می کنند پافشاری می کنند و اگر با کسی درافتند رسوایش میکنند، اگر داوری کنند زور میگویند، در برابر هر حقی باطلی تراشیده اند، سخن می گویند اما فریب می دهند و ...
حضرت علی(علیه السلام)
چه می شد گر زبانم چون زبان سرخ میثم بود
گلوی من پر از فریاد مظلومان عالم بود
خدایا! سبز می شد کاش نخل های آرزوهایم
همان نخلی که روزی شاهد معراج میثم بود
اگر من چوبه دار خویش را بر دوش می بردم
برایم اعتراض و عاشقی حق مسلم بود
به غیر از حق به پیش هیچ کس سر خم نمی کردم
اگر در محضر تیغ شهادت، گردنم خم بود
شکستم بیعت این زهدبازان مقدس را
که دیدم دینشان آلوده دنیا و درهم بود
شما هم چون علی سر در تنور داغ می کردید
اگر در قلبتان ایمان و پروای جهنم بود
چرا سجاده هاتان سفره شیطان شد، ای مردم
که در خون خدا هم پاره ی نانی فراهم بود
ریا بود و عبادت بود و غوغای سیاست بود
ظهور فتنه بود و ذوالفقاری در میان کم بود
"جلال محمدی"
- خیلی از دوستان، امروز و فردا کنکور کارشناسی ارشد دارن که التماس دعا داشتن. سعید فیضیان و امیرحسین ثابتی و امید مرندی و محمد حسین امامی و ...
- این چند تا مطلبم ببینید :
مشروح گفتگو با پیرزن 85 ساله در روز راهپیمایی
مناظره میان دو نامزد اصلی ریاست جمهوری یازدهم
جریان تردید در کنار جریان فتنه بود
سردار گاهی میانجیگری کن میان "آقا محسن" و "دکتر رضایی"