تصمیم کبری



لاریجانی به دنبال بازی برد-برد

 

این روزها که احساسات نخبگان فوران کرده و از هر سو صدای ضربان احساس تکلیف خواص! برای جبران نقاط ضعف کارنامه دولت دهم به گوش می رسد، تحلیل های متفاوتی از احزاب، گروه ها و صاحبان تریبون دیده و شنیده می شود.

- عده ای از صبر نظام برداشت اشتباه داشته  و با نیم نگاهی به اظهارنظرهای مسئولین، سعی بر سرپوش نهادن بر رویدادهای حک شده بر تقویم 88 جمهوری اسلامی دارند و چشم انتظار پای گذاردن بر اصول از سوی برخی اصولگرانمایان نشسته اند.

- در سوی دیگر هستند کسانی که دغدغه خدمت، احساس تکلیفشان را به صدا درآورده پای به عرصه رقابت گذارده اند.

- برخی نیز با توسل و توصل به بدنه اصولگرایی، تکثرگرایی در بدنه این جریان را خطری عظما دانسته و در عمل به دنبال حذف بدنه جوان، پویا و حزب اللهی سوم تیر هستند و یک جریان را دنبال می کنند: صالح مقبول! یعنی انتخاب بر اساس نظرسنجی، همان اتفاقی که احمدی نژاد84 زیر بار آن نرفت و رهبری در نوروز امسال مجددا مسیر را نمایان فرمودند: انتخاب اصلح و اصلح از نگاه ما یعنی: خط ولایت که تکنوکرات ها، ساکتین، مصلحت سازان و انحرافیون از این دایره بیرون هستند.

 

اما بازی قدرت گاهی پیچیده تر از این تحلیل های ساده و دم دستی است. در این رقابت هستند کسانی که همچون گذشته ساکت هستند و دنبال یک معجزه؛ مدت هاست رئیس محترم قوه مقننه در حال رصد کردن فضای انتخابات است. تیزهوشی آقای رئیس، مانع از تصمیم گیری شتاب زده از سوی ایشان شده و حتی دوستان ایشان را نیز سردرگم کرده است.

دکتر لاریجانی به خوبی می داند از یک سو از دست دادن صندلی بهارستان به طمع پاستور و نرسیدن به آن بازی دو سر باخت است، از سوی دیگر پای گذاردن در میدانی که احمدی نژاد سالهاست توقع مردمش را برای وارث این منصب بالا برده امری نشدنی است. از همین رو کاندیداهای احتمالی دولت آینده تمام توان خود را در تخریب تمام عملکرد دولت دهم گذارده اند تا توقع عمومی پایین بیاید.

اظهار نظرهای سبکی چون تکنوکراتیسم اصولگرا و توسعه نیز من باب سرپوش گذاشتن بر شعار عدالت احمدی نژاد شکل گرفت که رهبری بی وقفه بر چنین اظهار نظری مهر مردودی زدند.

از سوی دیگر آقای لاریجانی به خوبی خرداد 84 و تعداد آرای خود را در اوج محبوبیتشان به خاطر دارند و قطعا به این مسئله واقف هستند که بعد از سکوت مدبرانه! ایشان در فتنه 88، بعد از یکشنبه های سیاه مجالس تحت مدیریت ایشان، بعد از پشت گوش انداختن مطالبه رهبری در مورد نظارت بر نمایندگان مجلس، بعد از در افتادن با قاطبه اصولگرایان در جریان رقابت بر سر کرسی ریاست مجلس اخیر و ... نباید توقع رایی بیش از گذشته را داشته باشند.

و احتمالا فراموش نکرده اند انتخابات مجلس نهم و کاهش آرای ایشان با وجود حمایت جامعه مدرسین حوزه علمیه و به مدد ورود به مجلس از استان قم!

در هر صورت انتخاب با ایشان است.

امیدوارم سرانجام این متن مانند نوشته دوستانی چون ذاکری، نیلی، قدیانی، ثابتی و ... نشود که قصد ما تذکر بود و لا غیر

 

 

والعاقبه للمتقین

مدیریت جهادی

 

به بهانه آغاز دور جدید حرکت های جهادی

 

معضلی به نام مدیران میانی

بعضا شاهدیم در بسیاری از دستگاه های اجرایی کشور، نتایج خروجی فرایندهای مختلف این سازمان ها با سیاست ها و اعتقادات مسئولین ارشد آنها دارای زاویه بوده و معمولا انتظارات تبیین شده مدیران رده بالای سازمان ها را جوابگو نیست. سوالی که مطرح است این است که چرا با وجود حضور مدیران متعهد و معتقد به انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی، درراس این سازمان ها، تحرکات درون سازمانی مغایر با اهداف تعریف شده مدیران موجه را کم و بیش شاهدیم؟ چرا شعارها، سیاست ها، اهداف و برنامه های اعلام شده مسئولین با منطق ارزش های دینی و اصول انقلاب اسلامی هماهنگ و موافق است ولی فرایندهای این سازمان ها، بعضا بدون توجه به سیاست های اعلام شده مدیران ارشد و حتی گاها در مخالفت و مغایرت با آن به اجرا درمی آید؟


ادامه نوشته

اینجا دانشگاه است ...


ضمن تسلیت شهادت اسوه ی حجاب وعفاف،حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها(، لازم دیدم چند نکته را خدمت دانشجویان روشنفکر! دانشکده علوم اجتماعی و مسئولین امر عرض کنم.

1-       متاسفم به خاطربرخورد نسنجیده  مسئولین امر که بعد از مدت ها سکوت در برخورد با بی بند و باری ناگهان در ایام شهادت اسوه حیا به صورت چکشی عمل کرده و با برخوردهای گاها تند، اجازه سوء استفاده به جریانهای معلوم الحال دانشکده را دادند. و بیشتر از آن متاسفم باز به حال همان مسئولین به خاطر کوتاه آمدن سریع از مواضعشان، اگر تصمیم به برخورد با ظواهر فساد دارید این کوتاه آمدن چه معنی و مفهومی خواهد داشت؟


 

 

ادامه نوشته

بیانیه



بیانیه بسیج دانشجویی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران درپی اتفاقات دیروز:


عاقل شدیم و گوشه گرفتیم تا با خیال تخت ببینیم

دیوانه‌های سنگ‌پران نیز با سنگ‌ها به چاه می‌افتند

 

  نگاهی به حوادث پس از انتخابات سال گذشته حاکی از این حقیقت تلخ است که گر چه عمروعاصان کودتای مخملی در بادی امر با نیزه کردن پرچم پیروی از خط امام و سردادن سالوسانه شعارهای عوام فریب سعی در شبهه پراکنی و ایجاد تفرق و دو دستگی در جامعه اسلامی نمودند و با تحریک و تهییج اقلیتی اغتشاشگر بستر توهین به مقدسات را فراهم ساختند اما به مرور زمان و با رقیق شدن فضای غبار آلود فتنه چهره کریه خود را بیش ازپیش به نمایش گذاشتند و سال گذشته در بی احترامی به مقدسات سنگ تمام گذاشته و بعد از هتک حرمت امام راحل (ره) و سر دادن شعار علیه اصل ولایت فقیه، با به آتش کشیدن بیرق های عزای حسینی، به حیات سیاسی خویش پایان دادند و چنان سیلی محکمی ازامت حزب الله نوش جان کردند که تا مدت ها راه خویش را گم کرده بودند. 

 اما به سبب اهمال چندین باره مسئولین امر و عدم برخورد قاطع با این مستان لا یعقل ، نعش  بی جان این جنبش کثیف، دیروز دوباره دست و پایی زد و بار دیگر شاهد تاخت و تاز یزیدیان زمان در مملکت امام زمان(عج) بودیم .

در پي فكاهي درخواست مجوز دوتن از سران فتنه  88 برای برگزاری اغتشاش به بهانه حمایت از مردم مسلمان مصر وتونس در روز به اصطلاح خشم ! آنهم زمانی که هنوز خاطره‌ي روزه‌خوري آقايان و اياديشان در روز قدس و شعار نه غزه نه لبنانشان در حمايت از قاتلان كودكان غزه و دوستان صميمي دو ديكتاتور منفور منطقه از يادمان نرفته است .دوباره شاهد گربه رقصاني پشت پرده‌ي دست‌هاي كثيف و آغشته به خون آمريكا و انگليس و اسرائيل بودیم كه زخم خورده از حركت‌هاي مردمي مصر و تونس آن هم در آستانه سالگرد پر شكوه انقلاب اسلامي ايران به دنبال از دست دادن دوتن از نوكرانشان در منطقه در جستجوي اماله‌ي مسكني بودند كه به همت آقايان مدتي فراهم بود .

اگر فریب خوردگان سال گذشته ، جرئت عذرخواهی از نظام را در خود می دیدند و برائت خویش را از اقدامات شنیع و خائنانه فرزندان نامشروع غرب اعلام مینمودند،آیا این بار فرزندان راستین ابو سفیان  به خود اجازه ی سر دادن شعار مرگ بر «اصل» ولایت فقیه را که در حقیقت شعار مرگ بر اسلام و کلیه مکاتب الهی است میدادند؟! و آیا حرمله های زمان که در عاشورای 88 فرصت دریدن پیکرهای اصحاب حسین (ع) را پبدا کردند باز هم عرصه ای برای جولان می یافتند؟!

برگزاری تجمع آن هم با سه روز فاصله از روز انقلاب اسلامی ، یعنی مرز بندی کامل با امام و انقلاب . اما سران فتنه و این قلیل عده ، که خواب دیده اند میتوانند آرمان های بلند این ملت را فدای منافع قاجار گونه ی خود کنند ، بدانند اگر سربازان سینه چاک ولایت تا کنون سکوت کرده اند ، به خاطر برخورد رحیمانه ی مقام ولایت است و به یک لب تر کردن ایشان آماده اند تا خانه ی وطن را از لوث وجود یزیدیان زمان پاک کنند و پیرو طریق ایشان هستند که فرمودند : "اگر دشمن فشار بیاورد دیگر صلح امام حسن (علیه السلام ) تکرار نمی شود بلکه واقعه ی عاشورا تکرار خواهد شد . "

نصیحتی به دوستان آلزايمري اغتشاشگر:

اوج توهمتان مقایسه خود با مردم مسلمان مصر وتونس است، شما که عرضه خودسوزی هم برای جان بخشیدن به جنبش منحوستان ندارید بیخود می کنید از مردم مسلمان مصر و از خروج مبارک نامبارک حمایت کنید،  فراموش کرده اید که سال گذشته سرتان با مبارک و بن علی در یک آخور بوده و از یک طویله صدایتان به گوش میرسیده؟

تا کی باید شاهد دست و پازدنهایتان بر روی خون شهدا باشیم؟!   گویا فراموش کرده اید سال گذشته و پاسخ های چندین باره مردم را !

 اگر دین ندارید اگر شرف ندارید اگر حیا ندارید که ندارید.، بدانید روز اول تحمل کردیم، روز دوم مصلحت نظام مانع شد اما اکنون دیگر حالمان ازبازیهای کثیفتان در کف خیابان به هم می خورد، جمع کنید نعش کثیفتان را از خیابان های شهید داده.   صدبار دیگر هم به بهانه توهم بیشمار بودن و برای خالی کردن عقده های درونیتان دست به چنین اقداماتی بزنید، هیچ غلطی نمیتوانید بکنید . شما  دنیا دوستان سالوس مسلک، اکنون که شکم هایتان از حرام پر شده و خوی توحش سراسر وجودتان را فرا گرفته چاره ای جز قی کردن لقمه های حرام  در کف خیابان ندارید اما این امت حزب الله است که دیگر صبرش به پایان رسیده و آتشفشان خشم ملت برای فوران منتظر اذن مولاست.

و اما کلام آخر با مسئولین امر:

بدانید که ما همان ملتی هستیم که در پاسخ به توهین به مقام شفیع ولایت فقیه در سال 1356 ، انقلاب عظیم اسلامی را به راه انداختیم و امروز هم اگر لازم باشد با همان شدت علیه هتاکان به صحنه می آییم ولی انتظار ما این است که قبل از اینکه نیاز به واکنش مردم باشد دستگاه های مسئول خود به تکلیف قانونی خود عمل کنند . ما خواستار برخورد قاطعانه ی قوه قضاییه با همه ی اشرار و آشوبگران به ویژه سران فتنه که بستر چنین اقدامات شنیعی را در کشور فراهم آورده اند ، هستیم و دیگر حاضر نیستیم شاهد سربریدن ارزش های اسلامی و بی احترامی به مقدساتمان به بهانه مصلحت سنجی غلط برخی آقایان باشیم. و اگر درخود جرئت برخورد با خودفروختگان داخلی را نمی بینید و زورتان فقط به بسیجی های مظلوم می رسد فقط اشاره کنید که نمی توانید تا ما فرزندان روح الله زمان، حسابمان را با این حرامیان تصفیه کنیم و روز خشم واقعی را به خدمتکاران بی جیره و مواجب طاغوت نشان دهیم و مملکت امام زمان(عج) را از لوث وجودشان پاک کنیم.   

در پایان ضمن محکومیت شدید این اقدامات رقت بار، تجدید پیمان خود را با آرمانهای ناب حسینی و مطالبه ی جدی خود را از قوه ی قضائیه جهت برخورد قاطع با فتنه گران اعلام داشته وبه همه ی احزاب و تشکل های سیاسی و گروه ها و جمعیت هایی که در چارچوب قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی فعالیت می کنند توصیه می کنیم مرزهای خود را با این گروه اقلیت اغتشاشگر مشخص کنند وبا محکوم کردن تعدی به مقدسات اسلامی و دشمنی با اصل نظام ، به صف متحد آحاد ملت مسلمان بپیوندند و به دشمنان نظام و بیگانگانی که هنوز چشم طمع به این آب وخاک دارند هشدار می دهیم چنین حرکات حقیرانه ای در مقابل حرکت توفنده ملت بزرگ ایران همچون کف روی آب است و ملت ایران هر دستی را که برای تجاوزبه ارزشها و مقدسات دراز شود،قطع خواهد کرد.                                                                    

 

" بل نقذف بالحق علي الباطل فيدمغه فاذا هو زاهق " ( سوره انبياء آيه  ١٨)

بلکه ما حق را بر سر باطل مي کوبيم تا آن را هلاک سازد; پس در اين هنگام باطل نابود مي شود. و باطل رفتني و نابود شدني است.‏

 

            والسلام

راهپيمايي ميليوني 25 بهمن


اندر حكايت راهپيمايي ميليوني 25 بهمن


در پي فكاهي درخواست مجوز دوتن از سران فتنه 88 مطالبي چند به نظر مي‌رسد

بديهي‌ترين موضوعي كه در اين طنز نمونه 89 به‌نظر مي‌رسد گربه رقصاني پشت پرده‌ي دست‌هاي كثيف و آغشته به خون آمريكا و انگليس و اسرائيل است كه زخم خورده از حركت‌هاي مردمي مصر و تونس آن هم در آستانه سالگرد پر شكوه انقلاب اسلامي ايران به دنبال از دست دادن دوتن از نوكرانشان در منطقه در جستجوي اماله‌ي مسكني مي باشند كه به همت آقايان مدتي است فراهم است .

 

دوم آنكه هنوز خاطره‌ي روزه‌خوري آقايان يا اياديشان در روز قدس و شعار نه غزه نه لبنانشان در حمايت از قاتلان كودكان غزه و دوستان صميمي دو ديكتاتور منفور منطقه از يادمان نرفته است .

 

سوم آنكه دست و پا زدن اربابان اين دو مليجك براي به انحراف كشاندن اذهان بيدار مردم منطقه به وضوح روشن است . شايد در يك گوشه‌اي يك عكسي يا صدايي را پيراهن عثمان كنند و با آن دل مردم مسلمان منطقه از پشتوانه عقيدتيشان كه ملت بزرگ ايران به رهبري امام خامنه‌اي باشد خالي شود.

 

چهارم آنكه وجود جريان‌هاي موازي در ميان صفوف پيوسته مردم مصر نشان مي‌دهد كه ما فقط انقلاب‌مان را صادر نكرده‌ايم بلكه ضد انقلاب‌مان را هم صادر مي كنيم .

 

در اين راستا بايد به مردم مصر و تونس و هر كشور ديگري كه به سمت آزادي از دست استكبار جهاني حركت مي كند پيام داد كه مردم منطقه تا دير نشده و اين آقايان خود را رئيس جمهور منتخب مصر و تونس و هر جاي بي رئيس جمهور ديگري اعلام نكرده‌اند برائت خود را از آنان ابراز كنيد و بدانيد كه ايشان :

« اسير اين صحنه سازي‌هاي خطرناك نمي شوند »

 

و توصيه ديگر به طرفداران ايشان است كه اگر جزو سلطنت‌طلبان يا كمونيست‌ها و كومله و دمكرات و جندالشيطان و بهايي و غيره نيستيد و واقعا دوست آقايان هستيد بياييد دستشان را گرفته و به يك دكتر خوب مغز و اعصاب ببريد .

نويسنده بدون معاينه و پيشاپيش بيماري هر دوشان را تضمين مي كند و تا دير نشده و آقايان لخت از وان حمام " اوريكا اوريكا " گويان بيرون نزده‌اند و آبروي گذشته يك ملت را از داشتن چنين رئيس دولت و رئيس مجلسي نبرده‌اند از آن دارويي كه به فتنه‌گران خورانده شد و كمي آرام شدند و فتنه‌هاي تا انقلاب مشروطه و حتي صدر اسلام را هم به گردن گرفتند بخورانيد .

در پايان از خداوند متعال شفاي عاجل وآجل تمام مريضان  روحي رواني و سياسي را خواستاريم.

    

نهم دي؛ آغازي بر پايان

 

چرا ز دامن ملت به ناكجا رفتيد؟

"... بل نقذف بالحق علي الباطل فيدمغه فاذا هو زاهق " ( سوره انبياء آيه  ١٨) بلکه ما حق را بر سر باطل مي کوبيم تا آن را هلاک سازد; پس در اين هنگام باطل نابود مي شود. و باطل رفتني و نابود شدني است.‏

سال گذشته در چنین ایامی خداوند يد بيضايي قدرت خود را به ياري جبهه حق رساند و حق را بر سر باطل کوبيد.که به تعبیر رهبرمان ٩ دی تجلی دست خدا بود و یدالله فوق ایدیهم.

 ٩ دی از آن روی در سپهر تاریخ سیاسی ایران می‌درخشد که فصل حق و باطل است و موعد بیعتی دوباره. ٩ دی آمد تا نگذارد سقیفه بنی‌ساعده تکرار و خلافت علی غصب شود. اولین بیعت‌کنندگان، بیعت شکسته بودند لیک مردم پشت علی ایستادند و بر عهد خویش ماندند و « قالوا بلی» شان را به ثمن بخس ندادند و به اسناد مجعول و دلایل مجهول فتنه‌گران، دین و زعیم نفروختند. مردم در روز بصیرت، ٢ بیعت کردند. یکی با اسلام و دیگری با رهبرشان. ۳ روز پس از هتک حرمت عاشورای حسینی که یزیدیان و حسینیان به وضوح تمیز داده شدند، ملت به صحنه آمدند و بنیاد کفر برانداختند و «کالجبل‌الراسخ» پشت مولایشان ایستادند. ٩‌دی نشان داد، خون حسین هنوز هم فصل حق و باطل و نفاق و ایمان است. مردم لشکریانی بی‌سلاح بودند اما با سینه‌ای سترگ؛ و آمده بودند تا نگذارند فتنه گران بی سیرت و خواص بی‌بصیرت، نظام و اسلام را در مسلخ سکوت قربانی کنند. مردم آمدند تا باطن باطل فتنه‌گران را عیان سازند و ردای تزویر از قامت مزدوران برگیرند. آنان که روزی قرآن بر نیزه می‌کردند، شال سبز آویخته بودند تا صفین دیگری بسازند و معاویه را به حکومت برسانند. لیک لشکر علی، اینبار مردانی بودند کیّس و ابوموسی اشعری‌ها را در میانشان جایی نبود. سپاهی چون «بنیان مرصوص» که کید و مکر عمروعاصی‌ها را به خودشان بازگرداند که «والله خیرالماکرین».

حرمت شکني بي محاباي ارزشهاي مقدس مردم در عاشوراي سال گذشته توسط فتنه گران علاوه بر نشان دادن ماهيت انحرافي اين جريان باعث شد خشم مقدس مردم به جوش بيايد تا حماسه تاريخي ملت ايران در نهم دي سرمنشا بسياري از تحولات پسيني قرار بگيرد و درخت انقلاب آفت زدایی گردد.

در نهم دي ماه ٨٨، بار ديگر ملت ايران تاريخ ساز شد و نشان داد که محکوم به تکرار تاريخ نيست. ملت ايران ثابت کرد قرباني پاک يا ناپاكي در مسيري پوك نخواهد شد و قدرشناس نعمت ولايت است.

آن روز بساط خويش را برچيدند
حرمت شكنان كوردل بد ديدند
بهتر كه به لانه‌هاي خود برگردند
گرگان كه ز عكس شير مي‌ترسيدند

 همه پیام ٩ دی را درک کردند. آنان که تا چند صباحی قبل شعار مانور تجمل می‌دادند، به همراه عمله و اکله جاهلِ جاه‌طلبشان مغلوب و مرعوب به کنجی خزیدند. آنان هم که تا چندی قبل در انزوایی جان‌فرسا رئال و سوررئال نقاشی می‌کردند، باز به عزلت خود بازگشتند و زانوی غم بغل گرفتند و خواب قیلوله به سیاست بازی مرجح دانستند.

 ٩ دی نشان داد نمی‌توان به سنت کودتاچیان با نوچه‌بازی و به خیابان ریختن شعبان بی‌مخ‌ها و شراره شرارت به اموال بیت‌المال کشیدن، نظام اسلامی را گزندی زد. با 9 دی جهانیان دریافتند، سناریوی انقلاب رنگین و کودتای مخملین در ایران جواب نمی‌دهد و هر رنگی در برابر اسلام رنگ‌ می‌بازد.

 ٩ دی آمد تا شکم‌باره‌هایی که تیر عدالت چشمشان را نشانه گرفته بود، تنعم و تلذذشان را در خطر دیده و لندن‌نشین شوند و نفس‌های متعفنشان را به پرنس های بریتانیای صغیر هدیه کنند.

 فتنه‌گران بی‌تردید شکوه آن روز را فراموش نخواهند کرد و می‌دانند که دست از پا خطا کردن همان است و حماسه‌ای دیگر همان. با رخداد تاریخی «9 دی» سران فتنه دیدند دیگر تحمل ملت به پایان رسیده و خشم مقدس مردم، منتظر یک اشاره است تا تومار حرکات ننگین آنها و هواداران‌شان را در هم بپیچد.

در این میان هستند کسانی از دوستانمان که گویا توهم، اجازه اندیشیدن در این مقوله را از ایشان گرفته و می پندارند سکوت ملت از روی ناتوانی است و نمی دانند اگر نبود صبرایوب وار مولا، یک لحظه اجازه  تنفس اضافه از اکسیژن این مملکت را به ایشان نمیدادیم.

اما سخن من با دوستانی است که می پندارند سینه زدن در زیر لوای فرزند زهرا سلام الله علیها با حمایت از فتنه گران قابل جمع است.

٩ دی شما کجا بودید؟! چرا ز دامن ملت به ناكجا رفتيد؟

نهمین روز دی از آن جهت روز بصیرت نامیده شد که توده مردم خط نفاق را به وضوح دیدند، شما چطور؟!

آیا وقت آن نشده که دست از لجاجت با نظام بردارید؟! آیا زمان برگشتن به آغوش ملت فرا نرسیده؟! آیا حرف توده مردم از شعارها و دست نوشته هایشان در روز راهپیمایی شنیده نمی شد؟ یا اینکه شما در زمره مخاطبین این سخن باری تعالی قرار می گیرید: صمٌ بکمٌ عمیً فهم لا یرجعون . آیا نشنیدید صداي شكسته شدن استخوان‌هاي دشمن در زير گام هاي علوي ملت ايران را؟  بعد ازمجازات بر حق سران فتنه، چه عابرویی برای شمایی که تا آخرین لحظه تریبون این  ملعونین بودید باقی خواهد ماند؟! آیا نباید بعد از ٩دی اظهار پشیمانی شما را می دیدیم؟! چه اشکالی داشت که حرگونه اظهار ندامت می کردید و دنیا و آخرت خود را فدای دنیا طلبان نمی کردید؟! هر چند کمی دیر شده اما هنوز هم مشتاقانه منتظر در آغوش کشیدن توابین نظاره گر عاشورای تهران هستیم. صف خود را از یزیدیان جدا کنید و به سوی خیمه امام برگردید که این بار در کربلا دست کوفیان به ماه نخواهد رسید تا سر از تن ولایت جدا کنند. آیا واقعا نوررا نمی بینید یا زرق و برق دنیا کورتان کرده که عقبای خود را با دنیای زودگذر معاوضه کرده اید. باورمی کنید که درک نمی کنم که چگونه ممکن است راه به این روشنی را از بیراهه تشخیص ندهید و به جای شکرمنتی که خدا با بودن درجامعه شیعی بر سرتان گذارده، اینگونه کفرنعمت کنید؟! تا بیشتر ازاین دیرنشده راهتان را از دنیا دوستان جدا کنید که هیچ خیری در آن نیست.

اي مي‌زدگان، ميكده پيري دارد

اي راهروان قافله ميري دارد

اين حيله و مكر و چنگ و دندان تا كي؟

اي روبه و گرگ، بيشه شيري دارد


         


فراموش کرده اید در روزي كه سنگ نيز از مصيبت امام خون گريه مي‌كرد سران فتنه حكم هلهله بر پيكر امام را صادر و با افتخار هر چه تمام از هتك حرمتي كه در روز عاشورا صورت گرفته بود، حمايت كردند؟!

امابدانید ! ٩ دی تير آخر بود بر پیکر فتنه. ترجمه‌ی عاشورا بود به زبان انقلاب اسلامی. ۹‌دی ما با شهدا، اما با خشم عاشورایی آمده بودیم. از خشم آشوب عاشورا آمده بودیم. از خشم لشكریان عمر سعد كه باز هم خیمه‌ی حسین علیه السلام را آتش زدند. آن روز شهدا از رژه ملت سان می دیدند. آنان‌كه شهدا را در ۹ دی ندیدند، چشم صورت گشوده بودند، نه چشمه‌ی بصیرت. چشم ها را باید شست.


آن روز غبار فتنه از آسمان شهر رخت بربست و همگان ديدند درخشندگي وحقانيت "حضرت ماه " را


آن روز همه آمده بودند تا به گرد ماه انقلاب طواف عشق را به جا بياورند و لبيك يا خامنه‌اي را نه در حرف بلكه با جان معنا كنند.

و ما دریوم الله ۹ دی ۸۸ حرف حساب مان این بود: اجازه نمی دهیم آه حضرت ماه گره بخورد به سینه‌ی چاه.

ما اگر بودیم علی علیه السلام تنها نمی‌ماند. ما اگر بودیم سرشمر را می‌بریدیم. ما یك ملت مالك اشتریم. ما همه عماریم. ما فرزندان عباس‌علیه السلام هستیم.

و عجب روزی بود، یوم الله ۹ دی هشتاد و اشك.  

 

 


بعد نوشت:

- امروز متوجه شدم که برخی دوستان همکلاسی که خیلی دل خوشی از من ندارند به این کلبه سر می زنند، به رسم مهمان نوازی از این به بعد آرام تر خواهم نوشت شاید فتح بابی باشد برای ...

- دوستان سال اولی، اردوی جنوب بسیج رو از دست ندید:   سایت بسیج

 

فتوای جدید ابوزر زمان

 

صانعی؛ تریبون آزاد استکبار

"با اينكه در كشور ما در اجراى عدالت بين روحانى و غير آن امتيازى نيست ولى وقتى با متخلفى از روحانيت خوش سابقه يا بدسابقه برخورد شرعى و قانونى و جدى مى‏شود فورا باندها فرياد مى‏زنند كه چه نشسته‏ايد جمهورى اسلامى مى‏خواهد آبروى روحانيت را ببرد ."

ادامه نوشته

کدام انجمن اسلامی؟!

 

دم خروس پیداست

 

ما آموخته ایم که اگرجایی اشتباه کردیم انقدر جرات داشته باشیم که به اشتباهمان اقرارکنیم.

 

باقی را در ادامه مطلب بخوانید:

ادامه نوشته

شما نبودید؟!

پس محکوم کنید.


با سنگ ها بگو که چه اندیشه می کنند

حتی بدون بال کبوتر کبوتر است

در بوق کنید، فریاد وا مظلوما سر دهید، در قطع A0  در و دیوار دانشکده را زینت بدهید، در محضر تک تک اساتید دانشکده لابه کنید، اما سخن، همان است...

باقی را در ادامه مطلب بخوانید.

ادامه نوشته

کدام دانشجوی مسلمان؟ کدام انجمن اسلامی؟

بازی جدید دوستان انجمنی


حرف بسيار و مقال و مجال کم. مخلص کلام اينکه دوستان مذبذب مان در انجمن شبه اسلامي؛ از آن اسلام‌هاي بي‌يال و کوپال و بي‌دنداني که امام عليه الرحمه آن را اسلام آمريکايي، اسلام مرفهين بي‌درد، اسلام سرمايه‌داري، و اسلام غربزده و قص علي هذا معرفي‌اش مي‌نمود همان هایی که در بیانیه های دیکته شده شان به راي ميليوني ملت و ارکان نظام مي پريدند و یکی را ديکتاتور وخشونت طلب وآن يکي را نيروي پادگاني و مزدور نظام ميخواندند، اکنون  دم از مکتب می زنند، مناجات عرفه میخوانند، کل يوم عاشورا را زمزمه مي کنند، سرتاسردانشگاه را  مزین به نام شهدا می کنند و خطابه مقتدایمان را به ما گوشزد می کنند. راستي قهقرا تا چه حد؟ اگر اميدي به بازگشت به مسير بود ديگر نيازي به مکدر کردن خاطر قلم نمي ديدم ولي حال...

باقی را در ادامه مطلب بخوانید




بغض نوشت:

کاش بچه های بسیج یه ذره محکم تر بودند ...

ادامه نوشته

آقای میرباقری ، نکنید این کاررا ...


این مسئله شوخی بردار نیست


حادثه عاشورا هر چند برای نمایش و شبیه سازی ساخنه نشده است، ولی به گونه ای طراحی و معماری شده، که ظرفیت و استعداد هنرهای نمایشی آن بالاست. پیش از آن که مخلوق در قالب های هنری به تبیین و تشریح آن بپردازد، خالق در ترسیم عاشورا، بزرگ ترین هنرمندی را به کار برده است. انسان وقتی که تاریخ عاشورا را می خواند، استعدادی برای شبیه سازی در آن می بیند، همان طور که قرآن برای آهنگ پذیری ساخته نشده ولی این طور است، حادثه کربلا هم برای شبیه سازی ساخته نشده ولی اینطور است. متن تاریخ این حادثه گویی اساسا برای یک نمایشنامه نوشته شده است.

باقی را در ادامه مطلب بخوانید:


این مطلب در جهان نیوز

ادامه نوشته

عقب گرد شاه سلطان حسین

 

آقای خاتمی! مردم فراموش نمی کنند.

تاریخ درباره سیدی که توانست در برهه ای از زمان، با پیدا کردن موج، شور و احساسات میلیون ها جوان را برانگیزد، و آنها را محترمانه و آگاهانه فریب دهد، چه قضاوتی خواهد کرد؟!

سید محمد خاتمی این روزها، بارها با انتقاد از فتنه گران، از مواضع آنها اعلام برائت کرده و در قرائتی جدید از فتنه می گوید:"امروز زیاد از فتنه دم می زنند، واقعا هم در دوران فتنه به سر می بریم. من می گویم فتنه زیر پا گذاشتن معیارهای انسانی و قانونی به نام دفاع از انقلاب است"

باقی را درادامه مطلب بخوانید:


این مطلب در جهان نیوز

 

ادامه نوشته

فتنه در فتنه

 

کدگشایی فتنه آخر الزمان در فیلم ملک سلیمان

 هنر ، حاصل نسبتی بی واسطه با عالم و آدم است و سینما هنری بیرونی است با ایماژهای خاص خود. هرقدر موضوع و مضمون هنر متعالی تر باشد به همان نسبت، ساحت خیال مخاطب، باید سیری عمیق تر داشته باشد تا بتواند با هنرمند دردمندی کند. اگر بعد از انقلاب اسلامی تا کنون این حس همدردی متبلور نگردیده بود، به خاطر نبود درک دوجانبه میان هنرمند و مخاطب بوده است، اما امروز شاهد آنیم که هنرمندی انقلابی، با شکستن این سد، میان دین و هنرمدرن، پیوندی برقرار می سازد میان سینمای مدرن و امر مقدس و بنایی می سازد بر شالوده فکری شهید آوینی با نام ملک سلیمان.

باقی را درادامه مطلب بخوانید:

ادامه نوشته

ایستگاه بعد ؛ لانه جاسوسی انگلیس

 

دیپلماسی ترس در دستور کار وزارت خارجه

       

صحبت از خیانت های بیگانگان در امور داخلی این ملت و دست اندازی به آرمان های انقلاب توسط اجانب حرف تازه ای نیست و اسناد روشنی دال بر این خیانت ها وجود دارد. اما انتخابات ریاست جمهوری دهم و حوادث بعد از آن مجالی بود تا نقش آفرینی سیاستمداران انگلیس بیش از گذشته نمود پیدا کند و شفاف تر شود. طرح ریزی برای جاسوسی در ایران که تا پیش از این توسط مقامات انگلیس انکار می شد، این بار رسما از سوی "جان ساور"  رئیس اطلاعات انگلیس موسوم به "MI6"  تئوریزه شد و در توجیه فعالیت های جاسوسی خود ، مدعی شد که دیپلماسی برای متوقف کردن برنامه هسته ای ایران کافی نیست و باید فعالیت های جاسوسی و اطلاعاتی برای مقابله با ایران را ادامه داد.

باقی را درادامه مطلب بخوانید:

  

ادامه نوشته

هویت اجتماعی؛ داریم...! نداریم...!


این مطلب خلاصه مقاله ایه که برای ارایه در کلاس مبانی انسان شناسی نوشتم

در زبان روزمره ، هویت هم به اشخاص اشاره دارد و هم به گروه های اجتماعی . هویت اجتماعی با تعلق فرد به گروه هایی که هر شخص خود را جزء آنها می داند ، با کسانی که با او یکسان هستند، و با چگونگی استقرار و حفظ موثر اجتماعی بین "ما" و "آنها" سر و کار دارد.

شاید مدلی که فردریک بارت سال ها پیش در مورد هویت قومی نشان داد و یا تحقیقات دورکهایم در زمینه انسجام گروهی صحیح باشند اما یقینا جوامع به اقتضای فرهنگ خود دارای مدل های مختلفی در باب هویت اجتماعی هستند و این صحیح نیست که مدل یک جامعه غربی را در مورد ایران تعمیم دهیم. یک حکیم شرقی می گوید: " درباره کسی داوری مکن ، مگر آنکه چند ماه با کفش هایش راه رفته باشی"  

هویت هم از طریق تعیین شباهت با دیگران حاصل می شود (یعنی انسان خود را با آنها یکی می داند) و هم از طریق تفاوت با دیگران . به عبارت دیگر ، تقابل ها یا کنتراست ها ، در تمامی انواع هویت ، اهمیت دارند. اما فشار بیرونی به تنهایی به هم پیوستگی درونی را تعیین نمی کند. ترکیب درونی گروه  باید چنان شکلی گرفته باشد که آفریننده وفاداری و تعهد باشد. در غیر اینصورت ، فشار بیرونی منجر به انحلال و آشوب درونی می شود. اگر قرار باشد گروهی بتواند نقش خود را ایفا کند ، باید چیزی داشته باشد که به اعضای خود بدهد، و باید تقاضاهایی منطقی از آنها بنماید. اما در بین اعضا هم باید چیزی موجود باشد که میل به فداکاری و احساس استحکام و وفاداری را بیافریند.و این دقیقا همان خللی است که در جامعه ما رخ داده و آن این که از یک سو گردانندگان فکری اجتماع و به قولی دیگر نسل های اول و دوم انقلاب هیچ گاه نتوانسته اند دو جانبگی و اعتماد بین نسل ما و ارزش های دوران خودشان ایجاد کنند و از سوی دیگر نسل جدید با دیدن زرق و برق وعده افتخار ، ثروت، شغل و ثبات در غرب به سوی او می گراید و اینگونه می شود که ارزش های جدید رو در روی ارزش های اصیل و نهادینه شده قبل قرار می گیرد و چون ظاهری زیبادارد، ارزش های قدیم را به چالش می کشد.

حیرت ما از این نیست که چرا برخی هم نسل های ما اسیر ظواهر می شوند و به اعتقادات اصیل پشت می کنند بلکه تعجب ما از این است که به همان راحتی که دست از ارزش ها می کشند ار آن راحت تر در آغوش غیر قرار می گیرند. اگر جوان نسل من پرسشگر است و به همین راحتی هر عقیده ای را نمی پذیرد عیب نیست ، اما سوال اینجاست که چرا جوان پرسشگر فقط درمورد ارزش های درونی خود دنبال دلیل ومدرک می گردد و سوال می کند و در مقابل مطالب وارداتی را به راحتی می پذیرد.

وآیا این بی هویتی جوان امروز را نشان نمی دهد؟

و اینجاست که در می یابیم در جوامع سنتی و با ثبات ، مکانیزم ارزشها به ندرت به چالش کشیده می شود. نمونه اش در جریانات سیاسی اخیر اگر یک جامعه شناسی ساده انجام گیرد خواهیم دید گروهی بر ارزش ها پا میگذارد که دسترسی او به اخبار بیگانه است و با وجود این که تمام اخبار داخلی اعم از صدا و سیما ، روزنامه ها ، سخنرانی ها و... را مطلقا دروغ می پندارد پناه می برد به اخبار رادیو هاو رسانه هایی چون صدای آمریکا و بی بی سی که این نشانه بی هویتی و فرار از خود است که منجر می شود به  بی اخلاقی سیاسی. این گروه کسانی هستند که شنا کردن در خلاف جریان آب را روشنفکری قلمداد می کنند و پای گذاردن بر ارزش های انقلاب را نوعی کلاس سیاسی تلقی می کنند و بدتر از همه این اسست که به خاطر طبقه اجتماعی این ها هستند که صاحب تریبون و صدا هستند و کار را به جایی می رسانند که گروه سنت گرا و تابع ارزش ها جرئت نکند حقیقتی را که به روشنی نظاره می کند بیان کند و ترجیح میدهد در سکوت به دنبال نور حرکت کند و از حق خود دفاع نکند و حق را در وجود خویش پنهان کند که مبادا  متحجر معرفی شود. دخترمحجبه ، در دانشگاه ، خود را ازنعمت چادر محروم می کند که مبادا در چشم دوستان، عقب مانده جلوه کند.

واین بی هویتی ؛ که جوان نسل سوم دچار آن شده که نمیداند دقیقا چه جایگاهی دارد و باید چه عقیده ای داشته باشد باعث چند رنگی شدن وی می گردد و نام مسلمان را یدک می کشد اما با قرآن و نهج البلاغه مانوس نبوده و به تمسخر می گیرد مقاله دانشجویی را که حضرت علی (علیه السلام) را بزرگترین جامعه شناس معرفی می کند.

در دانشگاه های علوم انسانی نام دورکهایم و مارکس می درخشد اما تا نامی از انقلاب و امام خمینی (رحمه الله علیه) برده می شود ، تا نامی از بسیج و شهادت به میان می آید ، استاد و دانشجو شروع به تحقیر و تمسخرارزش های اسلامی می کنند و این نامش می شود روشنفکری.

مرگ تدریجی آرمان براثرتسلیم  در برابر این هوچی گری ها ، پرسش هایی را در ذهن انسان به وجود می آورد : برای نجات آرمان و اخلاق و هویت از مرگ تدریجی چه باید کرد؟! چگونه باید عمل نمود تا تلاش پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) برای اتمام مکارم اخلاق بی معنا جلوه نکند؟! و چه باید کرد اگر دانشجوی ولایی؛ در مقاله خود خمینی کبیر را بزرگترین مردم شناس معرفیکرد به تمسخر گرفته نشود؟! و آیا ارزش های ما جز این است؟!

 

این مطلب در خبرنامه دانشجویان ایران

سرچشمه‌های دانایی و نادانی- پوپر

 

این چند روز یه کتاب با عنوان بالا از کارل ریموند پوپر خوندم که متن یکی از سخنرانیهاش بود. خلاصه‌اش کردم و آسون. شاید به درد یکی بخوره:

این پرسش که شناختهای ما از کجا سرچشمه میگیرن و اینکه آیا ما دنیا رو همون جور که هست ادراک می‌کنیم یا آن چنان که خود می‌خواهیم و این که شاید اصلاً حقیقت واحدی در جهان بیرون نباشه همواره مورد پرسش ذهن بشر بوده است. نگرش خوش بینانه می‌گوید حقیقت ذاتاً آشکار است و ما اگر به آن دسترسی نداریم باید تلاش کنیم تا آشکار شود و آن را درک کنیم (همان کاری که دانشمند علم تجربی برای دست‌یابی به قوانین طبیعت انجام می‌دهد). این روی‌آورد «خوش‌بینانه» نامیده می‌شود. نتیجه‌ی این نگرش این است که پس «انسان استعداد شناخت دارد و بنابراین می‌تواند آزاد باشد». برعکس دیدگاه بدبینانه معتقد است که انسان خود نمی‌تواند به حقیقت دست یابد و ناگزیر سنت و اقتدار باید بر جامعه حاکم باشد. آنها معتقدند چون حقیقت عینی وجود ندارد بنابراین بین اقتدار سنت و آشوب یکی را باید انتخاب کرد. این دیدگاه سنت‌گرایی نامیده می‌شود و دیدگاه خوش‌بینانه خردگرایی به معنای عام (شامل عقل‌گرایی دکارتی و تجربه‌گرایی) است که بر خلاف سنت‌گرایی اساس را بر انتقاد به سنت و مراجع اقتدار قرار داده و معتقد است سنت‌گرایی پایه‌ی نابخردی ساده و پیش‌داوری و سپردن خویش به تصادف است. (به همین دلیل است که علک تجربی بر پایه‌ی کاریزما نیست. یعنی محبوبیت یک دانشمند دلیل درستی نظریه‌اش نیست و هر کس می‌تواند با شواهد تجربی نظریات دیگر را به چالش بکشد-امامی). بنابراین دیدگاه خوش‌بینانه توجه به منابع خطا را ضروری می‌داند. به نظر پوپر با پذیرش دیدگاه خوش‌بینانه ناچار باید پذیرفت که نادانی صرفاً ناشی از عدم دانستن نیست بلکه سرچشمه‌ای مجزا دارد و نیروهایی مثل دشمن یا پیش‌داوری می‌کوشند ما را از دست‌یابی به حقیقت باز دارند. پوپر الگوی فکری مارکسیسم را مثال می‌زند که معتقد است سرمایه‌داری و مذهب می‌خواهند مردم از حقیقت غافل شوند و می‌گوید که این نوع نگرش بسیار بی‌اصالت است. او معتقد است دیدگاه خوش‌بینانه متضمن این باور است که حقیقت اگر فرصت یابد پیروز خواهد شد.(این باور با اندیشه‌ی شیعیان در باره‌ی وراثت زمین توسط مستضعفان در تعارض است- امامی). پوپر این نگرش خوش‌بینانه را مردود و به عبارتی ناقص می‌داند. به نظر او همین خوش‌بینی است که پایه‌ی تلاش انسان برای پیشبرد علم و فناوری و دستیابی به آزادیهای سیاسی و اجتماعی بوده و از این بابت سودمند بوده است. به نظر پوپر زیان این دیدگاه کمک آن به گسترش تعصب بوده است درست مثل دیدگاه بدبینانه ولی به شکلی دیگر. یعنی خوش‌بینان چون حقیقت را دست‌یافتنی می‌دانند خود هرگونه تردید در آن را ناشی از نوعی دسیسه می‌دانند. (به این ترتیب به گونه‌ای دیگر مانع از تساهل و مدارا می‌شود- امامی). او افلاطون را نمونه‌ی کسی می‌داند که به تدریج از این خوش‌بینی ناامید شده و راه بدبینی را پیش می‌گیرد (این که افلاطون به حکومت فرزانگان و اقتدار آنان در جامعه‌ی فاضله باور داشت ناشی از همین دیدگاه است- امامی). بیکن بر رمزگشایی طبیعت به دور از پیش‌داوری و پیشاپیش‌گری ذهنی اعتقاد داشته است. این استقراء بیکنی شبیه مامایی سقراطی است. دکارت معتقد بوده که می‌توان به همه چیز شک کرد برای آن که به حقیقت مطلق یعنی خداوند یقین پیدا کنیم. این کار به کمک نور عقل ممکن است. یعنی دکارت عقل‌گرا بوده و آن را ابزاری مناسب و کامل برای درک خداوند می‌دانسته است (روش مشایی به زبان ما. چیزی مثل روش ابن سینا- امامی). به نظر پوپر، بیکن و دکارت با این اقتدارگرایی عقل در واقع انسان را به دوبخش فرودست که سرچشمه‌ی باورهای نادرست و اشتباه است و بخش فراانسانی که سرچشمه‌ی شناخت ماست. انتقاد پوپر به این روش این است که تنها بخشی از ما نیست که اشتباه می‌کند بلکه حواس ما هم ذاتاً ممکن است اشتباه کنند و این قرنهاست که از دید پدیدارشناسان و پوزیتویستها هم پنهان مانده است. پوپر این فرض تجربه گرایان را که مشاهده‌ سرچشمه‌ی شناخت است را رد می‌کند و معتقد است که انسان برای شناخت و دانایی خود چندین سرچشمه دارد که هیچ یک به تنهایی مرجع اعتبار نیستند. (به نظر او می‌توان حتی اعتبار پرسش پژوهش را زیر سؤال برد و اجازه نداد که پرسش پژوهش برای خودش حاشیه‌ی امن داشته باشد- امامی). به نظر پوپر سرچشمه‌های آرمانی و کامل برای شناخت وجود ندارد چنان که حکومت آرمانی وجود ندارد. بنابراین بر نقد نظریات و پژوهشهای خود و دیگران تأکید می‌کند. پرسش درست شناخت شناسی نباید در باره‌ی سرچشمه‌ها باشد بلکه باید حقیقت و سازش‌یافتگی آن را آزمود. پایایی درونی نظریه‌ها را هم باید مرتب آزمود. سنت‌گرایی سرچشمه‌ی بیشتر شناختهای ماست و نمی‌توان آن را مردود دانست ولی دلیلی برای حمایت بی‌چون و چرای آن هم نمی‌شود و همواره باید هر باور، نظریه و قانونی را آزمود. شناخت از هیچ به وجود نمی‌آید و لوح سفید حقیقت ندارد. هر دانشی از تکمیل دانشهای پیشین به دست می‌آید (تحول و پیچیدگی روان بنه‌ها یا طرحواره‌ها که پیاژه بیان می‌کند- امامی). خوش‌بینی و بدبینی صرف هر دو به یک اندازه اشتباهند و باید همواره از راه برهان خلف ناسازگاریها و ناهماهنگیها را بازیافت. زیرا هماهنگی لزوماً به معنای درستی فرضیه نیست. دانش درست‌تر از راه مشاهده، استدلال، مکاشفه، تخیل و نقد با هم به دست می‌آید و هیچ یک به تنهایی کافی نیست. از افاظی در پرسش و فرضیه باید اجتناب کرد و روشن آنها را تدوین کرد.  به نظر پوپر سرچشمه‌ی نادانی در این است که تصور کنیم پیشرفت علم به حذف نادانی بشر خواهد انجامید در حالی که نادانی شناخت پایان دارد ولی نادانی را پایانی نیست. ضمناً هیچ نظریه‌ای مطلقاً رد نمی‌شود بلکه هر نظریه‌ای دست کم مقداری حقیقت در خود دارد که نباید از آنها غافل شد.



صدای پابرهنگان

آقای ده نمکی خیلی مردی دست مریزاد!


وقتی نظر غالب دست اندرکاران صاحب تصمیم در ارگان ها و رسانه های فرهنگی جمهوری اسلامی این است که سینما و تلویزیون وظیفه ای جز پر کردن ساعات فراغت مردم با تفنن و تفریح ندارد؛ دیگر چگونه می توان امیدوار بود که ذائقه بیمار تماشاگران سینما و تلویزیون معالجه شود؟ 

                                                                 "شهید آوینی/آینه جادو/ ج3/ص202"


چند ماهی است که خبر حضور آقای ده نمکی در عرصه دیگری از رسانه که تاثیرگذارترین  و پرمخاطب ترین رسانه حال حاضر جمهوری اسلامی به حساب می آید در سایت های خبری از پربیننده ترین اخبار است. این خبر از چند جهت برای امثال من که دغدغه های مذهبی- فرهنگی داریم قابل توجه است.

1- حضور بچه های دغدغه مند جنگ در عرصه رسانه نشان از حساسیت این راه دارد.

2-موضوع سریال که از همان ابتدا مخالفان و موافقان را برای تحلیل های مختلف به تکاپو واداشته خبر از یک حرکت جنجالی و نو در صدا و سیما دارد که معلوم نیست تا به حال چرا جرئت پرداختن به این مسایل را نداشته اند.

3- بعد از حاتمی کیا که به آرامی راه خودش را از ارزش های دفاع مقدس جدا کرد امید ما به کارگردان پرفروش ترین مستند تاریخ سینمای ایران(فقر و فحشا) و پرفروش ترین فیلم سینمایی تاریخ سینمای کشورمان بود که خدا رو شکر در این ایام فتنه نیز از پرچم داران راه شهدا بود.

4- زمان پخش این سریال مصادف شد با پایان فتنه ای که اقلیتی شکم سیر اعیان نشین موجبات آن را فراهم کردند و با موضوعی که کارگردان در نظر گرفته است سیلی محکمی خواهد بود از سوی قشر مستضعف بر صورت مرفهین بی درد.

5- موضع گیری های آقای ده نمکی در ایام انتخابات و پس از آن در حمایت از رهبری و نظام از همان ابتدا موجب گاردگیری برخی سیاسیون نوکیسه در قبال موضوع سریال شد.

آقای ده نمکی بیش از گذشته باید آماده موضع گیری های صریح سیاسیونی باشد که سال هاست با گرفتن قدرت تفکر از مردم در نهایت رفاه و تجمل غوطه می خورند و توقع ندارند بعد از جریان فتنه سبز که موجب بیداری ملت شد ، عرصه رسانه را هم از دست بدهند. و وظیفه ماست که پشت ایشان را خالی نکنیم که حقیقتا بسیجی و سرباز ولایت هستند.


شهید آوینی: فیلم هایی که حقیر در تلویزیون دیده ام غالبا نه تنها تبلیغ نبوده است بلکه "ضد تبلیغ " بوده است و دلیلش این است که فیلم سازهای ما خودشان اهل جبهه نیستند، بسیجی نبوده اند و سینما را هم نمی شناسند.              "آینه جادو/ج3/ص202"


در این جا قصد ندارم نقدی داشته باشم بر سریال دارا و ندار فقط سعی دارم این اثر را در ترازوی آموخته هایم از بزرگان بسنجم.

با سخنی از حضرت امام(ره) آغاز می کنم:

"تلویزیون باید بنگاه تعلیمات اسلامی باشد."         59/2/31

چگونه یک کارگردان می تواند به فرمایش حضرت روح الله جامه عمل بپوشاند؟! و از آن مهم تر این است که چه کسی از عهده این کار بر می آید؟!

حضرت امام(ره) می فرمایند: و البته کسانی که فیلمسازند، باید معلوم شود که چه کاره اند، از چه جور بوده اند، وضع روحیشان، وضع زندگیشان، وضع معاشرت هایشان.

کسی که می خواهد فیلم ارزشی بسازد خودش باید طعم ارزش ها را با گوشت و استخوان لمس کرده باشد که در غیر اینصورت می شود آثاری چون دلشکسته و زمهریر.

چند روزی است که از برخی دوستان می شنوم که آقای ده نمکی نباید از تکنیک سینمای غرب برای بیان مقصودش استفاده می کرد و هدف وسیله را توجیه نمی کند. بحث بر سر این مسئله خیلی جای کار دارد و فقط به دو سخن از بزرگان اشاره می کنم.

حضرت آقا:"تنوع و جذابیت در صدا و به خصوص سیما شرط لازم توفیق آن رسانه است." 78/3/5


شهید آوینی:"در این سوی زمین ما با تلویزیون همچون جعبه جادویی که خیلی کارها از آن بر می آید ولی ما شیوه های استفاده از آن را در خدمت اهدافمان نمی دانیم، روبه رو شده ایم. "آینه جادو/ج3/ص237"

اما باید حواسمان باشد که به ابتذال کشیده نشود و شرط آن تقواست.

خدا را شکر امسال خبری از عطاران که فقط برای تفنن و آموزش شیوه های دروغ پردازی فیلم می سازد و مدیری که کارهایش نهایت مصرف گرایی است و تجمل را به دنبال دارند نیستیم.

در سریال دارا و ندار، آقای ده نمکی با نمادسازی های شیوا و اغراق های به جا و نشان دادن تقابل دو طبقه مستضعف و مرفه و درام های عاطفی تاثیرگذار سعی در دوست داشتنی نشان دادن طبقه مستضعف داشته که به نظر من در همین چند قسمت ابتدایی ازعهده کار برآمده. اگرچه نقاط ضعفی در طنز ها و کمی سخره گرفتن گویش ها به چشم می خورد اما در مقابل هدف غایی کارگردان می توان از آنها چشم پوشید.

با صرف نظر کردن از نقاط ضعف و قوت این مجموعه، تنها تلاش من این است که کار بزرگی که جناب آقای ده نمکی با شجاعت از عهده آن برآمده اند را بیان کنم و آن این است که ایشان با دو معضل اصلی سریال های مناسبتی صدا و سیما به مبارزه پرداختند و از این پیکار سربلند خارج شدند.

1- مشکل همیشگی سریال های مناسبتی که گاهی اوقات از روی غرض ورزی عده ای بوده است این است که به هر قیمتی حتی لهو و لعب سعی در پر کردن اوقات فراغت مردم دارند ؛ این دقیقا یک متد غربی است که سعی می کند زمان تفکر را از مردم بگیرد و برای اذهان عموم خوراک تهیه کند تا خود به چپاول بپردازند.

حضرت آقا: تلویزیون یک دستگاه سرگرم کننده نیست، یک دستگاه آموزنده است. 68/9/15

شهید آوینی: وضع کنونی عموم اقوامی که آنان را "جهان سوم" می نامند در برابر تمدن غرب، وضع کودکی است که شیفتگی اش در برابر اسباب بازی های رنگارنگ چشم او را بر خیر و صلاحش بسته است.

یا مکن با پیلبانان دوستی      یا بنا کن خانه ای در خورد پیل

استفاده از این ابزار خواه ناخواه ما را به سوی "اخلاق صنعتی" سوق می دهد که "نظم تشریعی ملازم با دین و دینداری" را نفی می کند                "آینه جادو/ج1/ص70"

کسی با ایجاد تفنن و سرگرمی برای مردم، به طور محدود و حتی المقدور با غایات کمال طلبانه مخالفتی ندارد، اما جذب انسان ها به سوی اهدافی که با حیات طیبه انسانی مخالفت دارد، ظلمی است غیر قابل بخشش                            "آینه جادو/ج1/ص15"


2- دومین معضل این است که همیشه خانواده ها را مرفه و اعیان نشان می دهند که باعث رواج مدگرایی و تجمل گرایی می گردد.

حضرت آقا: زندگی تجملاتی نباید به هیچ وجه ترویج شود؛ بلکه باید تخریب شود و نقطه منفی به حساب بیاید. چرا بی خود تجمل گرایی رواج پیدا می کند؟         83/9/11

حضرت آقا: در مقوله عدالت اجتماعی فیلم ها و سریال هایی ساخته می شود که غالبا خانه های مورد استفاده شخصیت های این فیلم ها اعیانی و اشرافی است!واقعا زندگی مردم ما این طوری است؟!آیا یک زوج جوان یا یک زن و شوهر در چنین خانه هایی زندگی می کنند؟!  83/9/11

و همین مقابله ای که آقای ده نمکی با این دو معضل داشته اند کافی است برای حمایت همه جانبه از ایشان و طرز فکرشان.


و در آخر سخنی از سید شهیدان اهل قلم:

سینما و تلویزیون ظروفی نیستند که ما هر چه بخواهیم در آن ها بریزیم، آن ها ماهیتا برای ایجاد "تفنن، تفریح و تغفل" شکل گرفته اند و اگر بخواهیم رسانه های گروهی را به سوی غایتی که حضرت امام(ره) فرموده اند (دانشگاه عمومی اسلامی) بکشانیم، قبل از هر چیز لازم است که با تحقیق و تعمق در ماهیت این وسایل و موجبات آن ها، راه های خروج از "موجبیت تکنیک" را جست و جو کنیم و اگر بخواهیم محتوای سینما و تلویزیون را به سوی حق متمایل کنیم، تکنیک و ابزار سینما و تلویزیون، فی انفسهم، حجاب هایی هستند که باید خرق شوند.                   "آینه جادو/ج1/ص157"




این مطلب در وب شخصی جناب آقای ده نمکی


ای سایه نشین! خواب در این مرحله تا چند ؟!

از ته دل فریاد می زنم اما کسی صدای مرا نمی شوند. دنیا را به مبارزه می طلبم و یک تنه به جنگ عالم می روم، وجود خود را به آتش می کشم.خون خود را می ریزم تا شاید کسی به هوش آید، تامگر وجدانی بیدار شود، یا گوش ضمیری فریاد استغاثه مرا بشنود. ولی افسوس که مصالح مادی، و حب و حیات و منافع شخصی همه را به زنجیر کشیده است. جبر تاریخ، همه را اسیر و زبون نموده است.

"شهید چمران"


مدتی بود منتظر مجوزی برای درد و دل با همسایه کاخ نشینمون بودم، شاید ترس از ابهت این بنایی که شاهد بالا رفتن متر به مترش بودم نمیذاشت برای همسایه نامه بنویسم، شایدم چون با خون دل ملت شهید داده بالا رفته بود و اسم ملت رو یدک می کشید به خودم اجازه درد و دل نمیدادم اما دیروز که از پشت نرده های کاخ همسایه به مزار شهدای گمنامی که زیر پای همسایه خاک شدن نگاه می کردم و حتی یک نفر از همسایه های محترم حتی برای هواخوری سراغی از شهدا نگرفت فهمیدم این بنا سنخیتی با خون شهدا نداره، البته تقصیری هم ندارن چون "مسیر حرکتشون از مسیر شهدا جداست" و در ضمن از لحاظ امنیتی "براشون خطر داره که از مسیر شهدا حرکت کنند".

من نمیدونم فرق اهرام مصر با کاخ همسایه من چیه شاید تنها فرقش وجود فرعون باشه شایدم فرقی نداشته باشن، اما نه یه تفاوت دارن،هرم همسایه ما تنها هرمیه که پایین اومدن ازش خیلی سخت تر از بالا رفتنشه

آری به خطا همیشه کوچک دیده

از آن بالا همیشه کوچک دیده

پیداست چرا برج نشین مغرور است

آدمها را همیشه کوچک دیده

ولی به هر حال روی صحبت من فرعون نیست، همسایه ایه که به اذن من اونجاست . اگه کسی تونست همسایه من رو ببینه بهش بگه که من ازش سوال دارم.

آره همسایه ! سوال دارم

همسایه! این پشت پرده که میگن کجاست؟! آخه دیروز تو مسجد حاج آقا میگفت که شما کارات رو پشت پرده می کنی ! یعنی کارت انقدر زشته که میری اون پشت؟! یا شاید خوب نیست ما بدونیم چیکار می کنی، همسایه! قبل از این که تو این کاخ هم بیای کاراتو پشت پرده می کردی؟!

همسایه! امکان داره یه نفر اقوام و دوستانش رو به بازی بگیره ؟! آخه هفته پیش سعید میگفت شهید مطهری یه شاخ داماد (داماد شاخ) داره که پسر شهید رو به بازی گرفته، یعنی کار اشتباهی کرده؟! من که از بچگی دوست داشتم به بازی گرفته بشم، پس چرا میگن کار اشتباهی کرده ؟! نکنه پسر شهید همت رو هم اون به بازی گرفته؟! البته بابام میگه بعضی از این بچه شهیدا نون اسم باباشون رو میخورن ولی نگفت داماد شهید هم همین طوره یا نه!

خوش به حال فلان بعضی ها

رخصت نام و نان بعضی ها

آی مردم چگونه باید گفت؟

اسم هم شد دکان بعضی ها


همسایه! هنوزم رییس تلویزیونی؟! اگه نیستی پس چرا مامان میگه هنوزم تو تلویزیون همه به حرف شما گوش میدن؟!

همسایه ؟! زرنگی خوبه یا بد ؟! بابام میگه شما خیلی زرنگی، میگه همیشه با لابی کاراتو پیش می بری (شاید لابی یعنی پشت پرده) ولی بابا میگه لابی یعنی گاوبندی. من معنی گاوبندی رو میدونم. هفت سنگ که بازی می کنیم گاوبندی می کنیم که هیچکس نفهمه توپ دست کیه اما یه رفیق داشتم که همیشه توپ رو پیش خودش نگه میداشت و ما رو میفرستاد که دنبال بقیه کنیم و فراریشون بدیم و خودش با خیال راحت همون جا می ایستاد بدون اینکه تابلو بشه بعد که بازی رو می بردیم همه تشویقش می کردن و بهش می گفتن زرنگ.

همسایه! خب تو که انقدر زرنگی یه لابی بکن که این جریان فتنه زودتر تموم شه دیگه، البته من میدونم این جریان زیر سر کیه ها. میگن همون روز اول یه از خدا بی خبری که فکر می کرده خیلی زرنگه به موسوی پیغام میده که بازی رو برده و بهش تبریک میگه، نمیدونم جواب خدا رو چی میخواد بده. تازه میگن بهترین دوستش هم وصیت کرده بوده این آقا تو تشییع جنازش شرکت نکنه و گفته فردای قیامت جلوش رو می گیره.

حضرت علی(علیه السلام): من شبث نارالفتنه کان وقودها لها

هر کس آتش فتنه را بیافروزد و جامعه را به تباهی بکشاند، دود آن به چشم خودش می رود و شراره های آن دامن خودش را می گیرد.

جاده آنک در هوار مه گم است اما هنوز

می دمند آوارگانی بی جهت در کوسها

دست بردارید از ما آی عیسایان کذب

دردهای ما شمایید آی جالینوسها


همسایه! راسته میگن میخوای جای احمدی نژاد رو بگیری؟! تازه میگن عمو قالیبافم یه فکرایی تو سرشه. نکنه به خاطر همینه که با هم دعواتون شده، شایدم عمو داره زیر هرم تونل میزنه. خب لابی کن نذار بزنه. البته فکر نکنم زورت بهش برسه آخه اون خلبانه و خیلی بالاتر از تو می پره. تازه اون به جای پشت پرده کاراشو زیر تونل می کنه که خیلی امن تره.

همسایه! اگه خواستی رییس جمهور شی حواست باشه وقتی راه میری دستت رو تو جیبت نکنی.


حضرت علی (علیه السلام) : به چیزی که شایسته آن نیستی طمع و تمنا نداشته باش.


همسایه ! راسته میگن به هاشمی گفتی روز قدس جمعیت ما با سبزا مساوی بوده ؟ راسته میگن دوست داری سوپرمن ملت بشی؟! راسته میگن یه مدت شده بودی تیتر یک روزنامه های سبز؟! راسته میگن... وای که چقدر سوال دارم ولی بی خیال وقتی رییس جمهور شدی بهت میگم آخه رییس جمهور بیشتر بین مردمه.

سعید میگه کاش میشد از آدم ها هم کپی گرفت، اون وقت از دکتر احمدی نژاد چندتا کپی می گرفتیم و میذاشتیم تو قوه قضاییه و مجمع تشخیص و صدا و سیما. تازه میشد یه دونه هم برای خونه شما بگیریم که دیگه انقدر به خاطر مردم تو زحمت رفت وآمد از اون سر تهران تا کاخ رو نکشی، آخه دکتر به این زحمت کشیدنا عادت داره ولی فکرکنم یه ذره برای شما سخت باشه، انگار به کلاستون نمیخوره.

خدا این آقای دکتر رو خیر بده که اینجور نامردا رو رسوا کرد ولی حسین می گفت دلم براش میسوزه، با این که همه بهش رای دادن اما بازم یه نفر که سال 84 با آرای باطله رقابت می کرد و حریف شیخ هم نشد حالا چپ میره راست میاد بهش دستور میده. حالا هی برین شیخ رو مسخره کنین. سعید می گفت جایی که الان یه نفر داره بهش افتخار می کنه سالها مکان شیخ بوده و انقدر هم زور نمی گفت و تازشم با اون بوزینه مصری که تو بغل اسرائیلی ها داره می رقصه هم کلام و هم سفره نشده و همایش سی سال قانونگذاری رو با حضور مخالفین نظام برگزار نکرده.

جدی جدی دم دکتر گرم!

راستی همسایه شما خیلی پول داری ... ؟!!!


شاید تمام حرفم این باشد : "جماعت!

حق شما را کاخ های روبرو خورد"



ای مردم، من شما را به تقوا سفارش می کنم و از منافقان بر حذر می دارم، اینان گمراهند و گمراه کننده، لغزش گرند و لغزاننده، هر لحظه به رنگی در می آیند و هر گاه شکل تازه ای به خود می گیرند، شما را به نفع خود بار می آورند، همه جا برای شما کمین کرده اند، دلهایشان بیمار است، اما ظاهرشان تمیز و آراسته، پنهانی همه جا سر می زنند، خود درد و رنج می آفرینند، اما از دارو سخن می گویند، گفتارشان از درمان است، اما عملشان درد و رنج آفرین، به آسایش افراد رشک می برند، و برایشان گرفتاری می تراشند، امیدها را بر باد می دهند، به خاطر آنها در هر رهگذر کسی از پای درآمده است، خود را مرهم دلها می دانند، و بر گرفتاریهای مردم اشک تمساح می ریزند، ازدیگران ثنا می گویند تا دیگران ثنا خوانشان گردند، وقتی از کسی چیزی درخواست می کنند پافشاری می کنند و اگر با کسی درافتند رسوایش میکنند، اگر داوری کنند زور میگویند، در برابر هر حقی باطلی تراشیده اند، سخن می گویند اما فریب می دهند و ...

حضرت علی(علیه السلام)


چه می شد گر زبانم چون زبان سرخ میثم بود

گلوی من پر از فریاد مظلومان عالم بود

خدایا! سبز می شد کاش نخل های آرزوهایم

همان نخلی که روزی شاهد معراج میثم بود

اگر من چوبه دار خویش را بر دوش می بردم

برایم اعتراض و عاشقی حق مسلم بود

به غیر از حق به پیش هیچ کس سر خم نمی کردم

اگر در محضر تیغ شهادت، گردنم خم بود

شکستم بیعت این زهدبازان مقدس را

که دیدم دینشان آلوده دنیا و درهم بود

شما هم چون علی سر در تنور داغ می کردید

اگر در قلبتان ایمان و پروای جهنم بود

چرا سجاده هاتان سفره شیطان شد، ای مردم

که در خون خدا هم پاره ی نانی فراهم بود

ریا بود و عبادت بود و غوغای سیاست بود

ظهور فتنه بود و ذوالفقاری در میان کم بود

"جلال محمدی"



- خیلی از دوستان، امروز و فردا کنکور کارشناسی ارشد دارن که التماس دعا داشتن. سعید فیضیان و امیرحسین ثابتی و امید مرندی و محمد حسین امامی و ...

- این چند تا مطلبم ببینید :

مشروح گفتگو با پیرزن 85 ساله در روز راهپیمایی

مناظره میان دو نامزد اصلی ریاست جمهوری یازدهم

جریان تردید در کنار جریان فتنه بود

سردار گاهی میانجیگری کن میان "آقا محسن" و "دکتر رضایی"

شکایتی داری؟!

اشکی که روی گونه ی ما خط کشيده  است

خون ِمقطری ست که رنگش پريده است

هر اشک ما چکيده ی صدها شکايت است

امشب ببين چقدر شکايت چکيده است !

 

این فتنه های بعد از انتخابات خیلی هم به ضرر مانشده از خیلی جهات :

اولا خیلی ها نقاب از چهره برداشتن و دستشونو سریع رو کردن که فکر نمی کنم نیازباشه اسم ببرم . البته بعضیا هنوز در لفافه صحبت میکنن اما دیگه این تو بمیری از اون تو بمیریا نیست. تو این چند ماه نفاق بیست و چند ساله خیلیا رو شد .

ثانیا از اون طرف یه آدمایی چهره هاشون رو اومد که شاید تو این چند سال تو فضای رسانه ای خیلی خودشون رو بروز نداده بودن و تو این چند ماه مارو شیفته مرامشون کردن. اسم می برم : افرادی مثل استاد پناهیان، حمید روحانی، سروری، زاکانی، صفارهرندی، رسایی، شجونی، عباسی، شریعتمداری،رحیم پور، کوچک زاده، جلیلی، قدیانی و خیلیای دیگه و به خصوص در این اواخر حاج مسعود(ده نمکی) و وحید (یامین پور) عزیز که مخصوصا تو این دو هفته اخیر بدجوری ما رو خر کیف نمودند. نمیدونم برنامه صحبت ده نمکی و یامین پور رو دیدین یا نه ولی اگه ندیدین واقعا ضرر کردین، در آخر متن لینک صوتیش رو میذارم. اما همه اون حرفایی که یکشنبه پیش زد یه طرف ، این 5 دقیقه صحبت تلفنی دیشب که در جواب فلاحیان(یار غار داش اکبر) زد یه طرف. خدا حفظش کنه. من نمیدونم چه اصراریه که آقایون پا میشن میان تو برنامه زنده، هم خودشون و هم دوروبریاشون رو مفتضح می کنن و میرن.

ثالثا از همه این حرفا گذشته این جریان یه تلنگری برای امثال من بود که اولا یه ذره به خودم بیام و انقدر مطمئن به خودم نباشم و یه تکونی هم بخورم و انقدر بی خیال نشینم.


اما بذارین یه حرفی تو گلوم مونده که اگه نگم دق می کنم. صحبتای دیشب فلاحیان بدجوری شبمون رو خراب کرد. با وجود جواب محکم حاج مسعود، دیشب بازم یکی از خواص چپ کردن خودش رو علنی کرد. دیشب فلاحیان ثابت کرد میشه اسم خواص رو یدک کشید و در حضور عوام به لجن کشیده شد. یامین پور اول برنامه گفت خدا کنه از پس امشب بر بیام که انصافا برنامه دیشب خوب جمع شد اما چرا باید کسی که در عالی ترین درجه امنیتی کشور قرار داشته  تو باتلاق جریان زر و زوری افتاده باشه که نتونه خودش رو نجات بده. یعنی واقعا افرادی مثل فلاحیان، لاریجانی، مطهری، قالیباف و خیلیهای دیگه اگه وابسته به هاشمی نبودن هم همین طوری صحبت میکردن؟ یامین پور از فلاحیان پرسید به نظر شما با خواصی که موضعشون مشخص نیست چه باید کرد که اون بنده خدا جریان رو کشید به موسوی و گفت باید تکلیف خودش رو با منافقین مشخص کنه. یعنی واقعا نفهمیده هنوز که منظور از این سوالها شخص هاشمیه؟! یعنی نمیدونه که تکلیف میر حسین و منافقین کاملا مشخصه؟! چرا تو این مدت همه اطرافیان هاشمی دارن خودشون رو به آب و آتیش می زنن که به متن جامعه برش گردونن؟! من که باور نمی کنم منفعتی براشون نداره. امیرحسین ثابتی عزیز یه صحبت جالب از خاطرات عزت شاهی در مورد فلاحیان گذاشته که بخونید تا قشنگ درک کنید صحبتهای ده نمکی در مورد شمال شهر نشینان رو. 

به قول حضرت استاد: بی خود دعا نکنیم که خدا این فتنه رو ازمون دور کنه که محاله. این فتنه (آزمایش) بوده و خواهد بود و هر روز از قبل سخت تر میشه . بالاخره یه عیاری باید باشه برای جدا کردن خالص و ناخالص . خدا دوست نداره تو سپاه آقامون ناخالص ببینه. حرفیه ؟!


لینک صحبت آقای ده نمکی در برنامه دیروز امروز فردا


باز هم حسین آقای قدیانی ترکونده: تغییر برنده های سیمرغ