دلگیر
اگر تو دلخوری از من. من از خودم سیرم
من آن طبیب زمین گیر زار و بیمارم
که هرچه زهر به خود میدهم نمیمیرم
بعد از مدتها اومدم وبلاگ خیلی سوت وکور شده
این شعر رو واسه پدرم که دلخور شده بود ازم نوشتم شرمنده پدرم شدم
"رضا احسان پور"
دل اگر از غصّه خوردن سیر میشد، بد نبود
شورِ ماتم، دشتیِ غم، بغضهای اصفهان
در بیاتِ تُرکِ شب، تحریر میشد، بد نبود
من خرابم! گفتهام ساقی بریزد بادهای
این خرابیها کمی تعمیر میشد، بد نبود!
عقل ِ من با عشق ِتو درگیر شد؛ دیوانهام
عقلِ تو با عشقِ من، درگیر میشد، بد نبود
چون غلافی کهنهام؛ تا کی نمردن... زندگی؟
قسمتام یک بوسهی شمشیر میشد، بد نبود...
خواب دیدم یوسفام اما زلیخا سیرتم
خوابها روزی اگر تعبیر میشد، بد نبود
عشق؛ این مجنون که لیلا را جنون آموختهست
مثل یک دیوانه در زنجیر میشد، بد نبود
تو نمیمانی... نه! میمانی... نمیمانی...اگر
زودهایت، دیر ِدیر ِدیر میشد، بد نبود
میروی؟ باشد! برو... اما بدان شاید اگر
این «تو»، این «من»، «ما»ی عالمگیر میشد، بد نبود
نجمه زارع(بزرگی که زود رفت)
در تو زندانیترین رفتار، شاعر میشود
مینشینی چند تمرین ریاضی حل کنی
خطکش و نقاله و پرگار، شاعر میشود
تا چه حد این حرفها را میتوانی حس کنی؟
حس کنی دارد دلم بسیار شاعر میشود
تا زمانی با توام انگار شاعر نیستم
از تو تا دورم دلم انگار شاعر میشود
باز میپرسی: چهطور اینگونه شاعر شد دلت؟
تو دلت را جای من بگذار! شاعر میشود
گرچه میدانم نمیدانی چه دارم میکشم
از تو میگوید دلم هر بار شاعر میشود
فـــــــــــــرق پیمانه و پیمان ز کجا داند مســــــــــت
بعضی دل شکستنا بعضی نامردیا که کسی فکر میکنه بهش شده در واقع از رو نادانیه یعنی طرف قصد بدی نداره ولی ناخواسته دل میشکنه
من که واسم پیش اومده
یک حبه قافیه
-
یک حبه قافیه یک استکان غزل
یک بیت نام تو یک شعر چون عسل
با جمع شاعران تنها نشسته ام
گرم مشاعره , اینست راه حل
شعری به وزن تو یک شعر بی قرار
یک شعر بی ریا یک شعر بی دقل
برمرکب دلم راهی به سمت تو...
درماند بین راه بیچاره این جمل
یک درد در دلم چون بیستون بلند
یاد تو میشود تیشه در این مثل
یک عشق ناتمام یک مثنوی درد
یک بیت مانده تا شعرم شود غزل!
حامد مومنی
با پای دل قدم زدن آن هم کنار تو
باشد
که خستگی بشود شرمسار تو
در
دفتر همیشه ی من ثبت می شود
این
لحظه ها عزیزترین یادگار تو
تا
دست هیچ کس نرسد تا ابد به من
می
خواستم که گم بشوم در حسار تو
احساس
می کنم که جدایم نموده اند
همچون
شهاب سوخته ای از مدار تو
آن
کوپه ی تهی منم آری که مانده ام
خالی
تر از همیشه و در انتظار تو
این
سوت آخر است و غریبانه می رود
تنهاترین
مسافر تو از دیار تو
هر
چند مثل آینه هر لحظه فاش تو
هشدار
می دهد به خزانم بهار تو
اما
در این زمانه عسرت مس مرا
ترسم
که اشتباه بسنجد عیار تو”
محمد علی بهمنی
تقدیمی!!!!!!!!!!
چه برانی چه بخوانی چه به اوجم برسانی چه به خاکم بکشانی
نه من آنم که برنجم نه تو آنی که برانی
دارمت دوست به قدری که خودت دانی و هیچ ندانی......
تقدیم به.....
حرف یک عاشق
با خوب و بد دلت موافق بودم
روزی که شکست بغض من بعداز تو
فهمید پدر که سخت عاشق بودم
شعر از یه عاشق واقعیه که من رنجوندمش
ابوالفضل
دلم قرصه که همیشه هوامو داری عباس
علمدار
جدایی
با رفتنش بوی سیگار گرفته ام!!!!!!!!!!
مرگ عشق
به دنیا بی اعتماد شدنم را چه کنم
آیا خدا اهل تلافی کردنست؟
دل شکستم دلم را شکست
آن هم به این زودی
گفته بودم آهت دامن زندگیم را میگیرد
بیا تماشا کن روزگارم را باز ناجی میخواهم اما ............
خنده
تاوان میدهم میدانم!!!!!!!!!!!
محبت
لطفا بفهمید کجا و ب چه کسی چه اندازه از محبت را خرج کنیم
افراط در محبت دلبستگی می آورد
مرا ببخش افراط کردم
خواهم مرد
مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد
تو که رفتی همه ثانیه ها سایه شدند
سایه در سایه آن ثانیه ها خواهم مرد
شهله ها بی تو ز بی رنگی دریا گفتند
موج در موج در این خاطره ها خواهم مرد
گم شدم در قدم دوری چشمان بهار
بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد
از دوستان به خاطر حضور کم رنگم عذر خواهی میکنم التماس دعا دارم اتفاقای قشنگی قرار بیفته
دوستت ندارم
اما هنگامی که نیستی
غمگینم!
تو رادوست ندارم!
امانمیدانم چرا....
آنچه میکنی در نظرم بی همتا جلوه میکند!
وبارهادر تنهایی از خود پرسیده ام
چرا آنهایی که دوستشان دارم
بیشترشبیه تو نیستند...
تو رادوست ندارم!
اماهنگامی که نیستی
از هرصدایی بیزارم
حتی اگر صدای آنانی باشد که دوستشان دارم
زیراصدای آنها
طنین آهنگین صدایت را در گوشم میشکنند!
تو رادوست ندارم!
اماچشمان گویایت
بیش ازهر چشم دیگری بین من و آسمان آبی قرار میگیرد...
آه میدانم که دوستت ندارم
اماافسوس دیگران دل ساده ام را
کمترباور دارند
و چه بسا به هنگام گذر
میبینم که بر من میخندند
زیرا آشکارا مینگرند
نگاهم به دنبال توست...
روشن از جلوه ی مهتاب است...
امشب از خواب خوش گریزانم...
که خیال تو خوش تر از خواب است...
کاش در بزم فروزنده ی تو....
خنده ی جام شرابی بودم...
کاش در نیمه شبی درد آلود...
مستی وسستی وخوابی بودم
نگاه
هر چه زیباتر شعر می سرایم لایق نگاهت نمیشود!!!!!!!!
محبت
چه کسی میگوید که محبت ها گم نمیشوند!
من محبتهایم را به کسی میدادم
ولی افسوس تمامش گم شد!!!!!!!
غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
قلبی از جنس بهار است که تقدیم تو باد
سبز باشی و دلت خانه ی پاییز مباد
نوروز مبارک
دلتنگی
یادگاریست از آنهایی که دوستشان داریم و دورند
ندا
به غیر از من کسی را دوست داری؟
با خجالت چهره اش در هم رفت
میان گریه اش گفت آری
همینطوری نوشتم خیلی وقت بود نیومده بودم
حداقل حقوق 91
با یکسال حقوق من بدون اینکه ریالی ازش برداشت شه چه ماشینی میشه خرید؟
آیا تو کشورهای دیگه هم همینطوره؟
با این وضعیت به نظر شما چقدر حقوق واسه حداقل حقوق لازمه تصویب بشه که با تورم الان و سال آینده که پیش میاد یه کارگر یا بهتر بگم یه حقوق بگیر بتونه زندگی کنه بدون اینکه ضعیفتر بشه
به نظر من که باید دو مرحله یکی اول سال یکی وسط سال این موضوع بررسی بشه چون الان از مهر ماه با تورم بی سابقه روبرو شدیم که خیلی هارو فقیرتر کرده مسئولان الانمونو نبینن 7 ماه بعد رو ببینن
لعنت
عشق رادزدید
لعنت
رباب
دیدنی اگر بودم تکه تکه همه خراب بودم
گفتنی اگر بودم درد درد یک غزل بودم
از می و مستی و مطرب من فقط یک رباب بودم
زندگی
هنوز قهوه میخورم....سیگار میکشم....قدم میزنم....هستم!
ولی تلختر , بیشتر ,تنهاتر ,غمگین تر!
دیوانگان سلسله ات را رها کنی
کار جنون ما به تماشا کشیده است
یعنی تو هم بیا که تماشای ما کنی
تو عهد کرده ای که به خون کشانی دل مرا
من جهد میکنم که به عهدت وفا کنی
تا چند درانتظار قیامت توان نشست
برخیز تاهزاران قیامت به پا کنی
سلام خیلی خوش اومدی اینجا دفتر خاطراتمه!!!!!!