,.....
همین....
همین....
من فقط..
ب اندازه ی همان صدم ثانیه های ک در هوای تو نفس کشیدم
زندگی کردم!!!
ﺩﯾﮕﺮ ﺗﺐ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺭﻡ
ﺩﺍﻍ ﻫﻢ ﻧﯿﺴﺘﻢ
ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺗﻮ ﻫﻢ ﻧﯿﺴﺘﻢ
ﺳﺮﺩ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ...
ﺳﺮﺩ ﺳﺮﺩ
ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ
ﺷﺎﯾﺪ …
ﺷﺎﯾﺪ ﺩﻕ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ !
ﮐﺴﯽ ﭼﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ …
ﺑﯽ ﺣﺴﻢ ﮐﺮﺩﯼ .... ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺣﺲ ﻫﺎﯼ ﺩﻧﯿﺎ !..
دلگیرم
از دنیآ و روزگآرش
از بی کسی هآ و سکوت هآ!
این منم که اینگونه خسته ام
منی که همیشه خوب بودم و خندآن
منی که خنده هآیم مثآلی بود به مثآل ضرب المثل
نمی توآنی بفهمی و البته عجیب هم نیست برآیم!
چون “تـو”، “من” نیستی
پس لطفا قضآوتم نکن…
شباهَت عَجیبــے با این غروب هاے لعنتـے دارد
دلـگیـر و دل گیــر و دل گیـر![]()
دلم می گیرد !..
وقتی ..
می نویسم فقط برای تو ..
ولی ..
همه می خوانند الا تو …!!!
ب خود ک میایم میبینم از کسی دورم ک بی بهانه دوسش دارم

شاید سال ها بعد در گذر جاده ها بی تفاوت ازکنارهم بگذریم
و تو...
آهسته زیر لب بگویی چقدر آن غریبه شبیه خاطراتم بود.......
ازبس سروصدا کردیم یکی ازبچهای اتاقمون ک ترم اولیه ب نشانه اعتراض ی آهنگ
کردی دبش گذاشت ک ما خجالت بکشیم ساکت شیم
مام ک رو داریم درحد لالیگا!یهو جوگیر شدیم پریدیم وسط اتاق شروع کردیم ب چوپی گرفتن
بیچاره رو مجبور شد پاشه مارو همراهی کنه
بعدشم خسته شدیم رفتیم خابیدیم ولی خودش نشست صبونه خوردن خاب از
سرش پریده بود
قبل اینک بخابیمم بش سفارش کردیم ک چایمون واس صب آماده باشه و سفره پهن
خدایی خاطره ازین بهتر هس؟؟؟
اگ هس .....منتظریم زود زود