قوانین خنده دار مورفی

کافیه سیم جارو برقی رو جمع کنی ! اون موقع است که آشغالا یکی یکی خودشونو بهت نشون بدن ! 

دقیقا وقتی داری با بابات راجع به گرفتن ماشین حرف میزنی ، همون لحظه تلویزیون یه برنامه پخش میکنه درمورد تاسف بارترین تصادف های تاریخ بشر با ماشین ! کلی هم به خانواده ها توصیه میکنه

همیشه توی تاکسی اون کسی که اون ته نشسته ، زودتر پیاده میشه !! 

1 هفته رژیم حرفه ای شما با ۱ ساعت پرخوری بر می گرده !

 هندزفری رو اتو هم بکشیم بعد دو دقیقه گره میخوره !

 اگه اسمت میرزا پشمک الدین گل کلمیان هم باشه ، وقتی میخوای ایمیل یاهو درست کنی میگه قبلا با این اسم ساخته شده !

 سایز سنگ فرش های پیاده رو یه جوریه که نمی تونی توشون منظم راه بری . . .
کیلو کیلو آلبالو و آناناس و هلو و پرتقال تو یخچال باشه نمیخورین !
اما یه رانی که میخری گیر میدی به اون تیکه میوه که تهش مونده ! دلت میخواد با کلید درش بیاری !!!

  اگه تنها باشی همه ماشینا خالیه ، اما اگه دونفر باشید ۶۰ تا ماشینم بیاد فقط جا برای ۱ نفر دارن ! چرا ؟!

 وقتایی که با خودت تقلب می‌بری ، امتحان مثه آب خوردنه ، وقتی نمی‌ بری امتحان میشه در حد آزمون دکتری !

موقع رایت کردن سی دی یا ۳۰۰ مِگ خالی می مونه یا ۵ مگ زیاد میاد که چون یه دونه فایله کاریشم نمی تونی کنی !

  یک ساعت اضافه میخوابی تا دو روز خوابت نمیاد ، یک ساعت کمتر میخوابی تا دو روز خواب آلودی !

  زمانی اون چیزی که آرزومون بوده رو به دست میاریم که دیگه آرزومون نیست !

میم مثل مادر...

 




مادرم:
قدمهایت را بر روی چشمانم بگذار، تا چشمانم بهشت را نظاره کنند...

روز مادر يعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو، صبوری!

روز مادر يعنی به تعداد همه روزهای آينده تو ،دلواپسی!

روز مادر يعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بيداری !

روز مادر يعنی بهانه بوسيدن خستگی دستهايی که عمری به پای باليدن تو چروک شد

روز مادر يعنی بهانه در آغوش کشيدن او که نوازشگر همه سالهای دلتنگی توبود                                                   روز مادر يعنی باز هم بهانه مادر گرفتن....

مادر...

گل رز

تقدیم به فرزندان مادرانی که دوست داشتند پیش مادرشان بودند و با بوسه باران کردن دستانش او را در آغوش میگرفتند و میگفتند:دوستت دارم.

مادر،واژه ای حس شدنی با تمام وجود است.مادر،احساسی ناب در لحظات دلتنگی است.مادر،سلطان واژه ها بر روی برگ هاست.مادر،بوی گل سرخ  در لحظات تنهایی است.مادر،درخت مجنونی است که در لحظات عاشقی به آن تکیه میزنی.مادر،بغض ترکیده بر غم هاست.مادر،سلطان غم نیست،تسکین غم هاست.مادر،دعاکننده نیست،اجابت دعاست.

مادر،مادر در درون ما،قلب ما و روح ما ...

مادر...

اگر ميخواهيد خوابهايتان يادتان بيايدموز بخوريد......

bananas 300x200 0 اگر می خواهید خواب‌هایتان یادتان بیاید موز بخورید! 

پژوهشگران گفتند که مصرف موز با توجه به داشتن ویتامین B6 به افراد کمک می‌کند که خوابهای خود را به یاد بیاورند.

 اگر شما جزء کسانی هستید که خوابهای خود را هنگام بیداری به یاد نمی‌آورید، یک راه پیش روی شما است و آن هم این است که ویتامین B6 زیاد مصرف کنید.

در آمریکا در تحقیقات اولیه خود دریافتند که مصرف ویتامین B6 نه تنها به شما قدرتی برای داشتن خوابهای واضح بیشتری می‌دهد بلکه به شما در یادآوری آنها در صبحگاه کمک می‌کند.

 این باور وجود دارد که همه ما بین ۴ تا ۶ خواب در شب داشته باشیم اما اکثراً به سختی آنها را به ویژه به صورت کلی به یاد می آوریم.

این برداشت وجود دارد که ویتامین های B6 موجود در گوشت، غلات سبوس دار، سبزیها، آجیل و موز به یادآوری خواب و وضوح آنها کمک می‌کند

این تحقیقات نشان داد: افرادی که مقادیر زیادی ویتامین B6 دریافت کردند؛ میانگین بالایی در خواب های واضح داشتند.

پژوهشگران معتقدند ویتامین B6 بود که این تاثیر را ایجاد می‌کرد زیرا اسیدهای آمینه را به یک انتقال دهنده عصبی به نام سرتونین تبدیل می‌کند که مغز را در دوره خواب بیدار نگه می دارد؛ دوره ای که در آن خوابها واضح‌‌تر هستند.

پژوهشگران معتقدند که مصرف زیاد این ویتامین می‌تواند باعث بی‌خوابی، افزایش فشار خون و حالات ترس شود.

لزوم احیای مجدد ارشد بیهوشی2

با سلام به همه دوستان و همکلاسیهای عزیز.سال جدید رو به شما عزیزان تبریک عرض میکنم.سال 90 با تمام مسائل و حواشی که داشت به اتمام رسید.تو سال90 آگاهی مون نسبت به حقوقمون افزایش پیدا کرد و در زمینه ی احیای  ارشد بیهوشی  آنچه در توانمون بود رو انجام دادیم  و شما همکلاسیهای عزیز در این امر پشتیبان بنده و دوستان دست اندرکار بودید که لازم میدونم از همه ی شما خوبان  تشکر کنم.مدتیه که صحبت از ارشد جدیدی به میون اومده تحت عنوان ارشد پرفیوژن قلب که بچه های هوشبری و اتاق عمل و پرستاری قادر به شرکت در آزمون آن هستند.این خبر موجب شادی برخی دوستان کم اطلاع ما شد که فکر میکردن وزات بهداشت بالاخره دلش برای بچه های هوشبری به رحم اومده و این رشته رو دایر کرده تا دل مارو بدست بیاره! ولی زهی خیال باطل  که این رشته مصاحبه داره و الویت  قبولی دراین مصاحبه با افرادیه  که حداقل 5 سال سابقه ی کار در اتاق عمل قلب رو داشته باشن.پس دوستان زیاد هم خوشحال نباشن! متاسفانه تو کشور ما به شدت و باز هم تاکید میکنم به شدت پزشک سالاریه و درهر رشته ای از رشته های علوم پزشکی  که دقیق بشین متوجه خواهید شد که این پزشکا هستن که موجب عقب افتادگی اون رشته شدن.امیدوارم روزی بتونیم با کمک و یاری هم این وضع تاسف بار رو تغییر بدیم.انشاا...ارادتمند شما:سینا معتمدی.

نوروز

پیشاپیش عیدتون مبارک دوستان!

7 تا از شاهکارترين سوالات کنکور ايران !

کنکور در ايران يک غول است که هميشه به همراه يک قيف ( ! ) تعريف مي شود. امتحانيست که سرنوشت انسان ها را تغيير مي دهد. اما علاوه بر سختي هايي که براي داوطلبين وجود دارد، سختي هايي نيز براي برگزار کنندگان آن و طراحان سوال وجود دارد. در اين امتحان که سوال هاي سخت و آسان طرح مي شود، بعضا سوالات واقعا خنده داري به چشم مي خورد که براي نشاط روح آدم واقعا مفيدند ! در اين مطلب بعضي از اين سوال هاي شاهکار رو مي توانيد ببينيد.

ادامه نوشته

خواب

چقدر خواب ببینم که مال من شده ای

و شاه بیت غزل های لال من شده ای

چقدر خواب ببینم که بعد آن همه بغض

جواب حسرت این چند سال من شده ای

چقدر حافظ یلدا نشین ورق بخورد؟

تو ناسروده ترین بیت فال من شده ای

چقدر لکنت شب گریه را مجاب کنم

 خدا نکرده مگر بی خیال من شده ای

هنوز نذر شب جمعه های من اینست

 که اتفاق بیفتد حلال من شده ای

که اتفاق بیفتد کنارتان هستم

 برای وسعت پرواز بال من شده ای

میان بغض و تبسم میان وحشت و عشق

 تو شاعرانه ترین احتمال من شده ای

مرا به دوزخ بیداریم نیازی نیست

عجیب خواب قشنگی ست مال من شده ای  

  

صغری خانم فداکار

وزير آموزش و پرورش می گوید: کتاب های درسی دختران و پسران باید جدا بشود. البته اینکه چرا خداوند بزرگوار برای دختران و پسران و مردان و زنان یک کتاب فرستاده از اسرار است و اسرار را نه وزير آموزش و پرورش می داند و نه دختران و پسران.
احتمالا در کتاب درسی دختران، داستان دهقان فداکار این گونه خواهد شد:

صغری خانم فداکار
صغری خانم فداکار خیلی ناراحت شد اول خواست پیراهنش را در بیاورد به چوبدستی اش ببندد و آتش بزند، بعد یادش آمد که نمی شود و اگر چشم مسافران نامحرم به او بیفتد، خدا او را با چوبدستی اش در آتش جهنم می اندازد.
بعد خواست چادرش را استفاده کند که یاد موهایش افتاد.
سپس متوجه شد لازم به این کارها نیست ، او زن است و خدا به او عقل داده لذا نفت فانوسش را ریخت روی چوبدستی اش و آن را آتش زد و چون دویدن برای زن بد است، سلانه سلانه به طرف قطار رفت اما دیگر دیر شده بود و قطار با سنگ ها برخورد کرد و همه مسافران شهید شدند، اما صغرای فداکار دین و اعتقادش را زیر پا نگذاشت....

به هر حال ما هم مثل خیلی ها هر جا کم بیاریم میذاریم به حساب قسمت و...

 

 

برای اون بهونه

ازتب عاشقونه این روزا دیگه سیرم

شاعری کار مانیست بزار برم بمیرم

خبر دادن کلاغا که بستی بار سفر

می ری واسه همیشه دلم نداره باور

نخوندی عاشقی رو کنج نگاه سردم

سخت که وقت رفتن به سادگی بخندم

دیگه خدا نگهدار شعرای عاشقونه

این اخرین شعرمه برای اون بهونه

داری میری نازنین ساده وبی بهونه

برو به زخم دلم نمک نزن که خونه

طلسم

 
دشت خشكيد و زمين سوخت و باران نگرفت
زندگي بعد تو بر هيچ كس آسان نگرفت

چشمم افتاد به چشم تو ولي خيره نماند
شعله اي بود كه لرزيد ولي جان نگرفت

دل به هر كس كه رسيديم سپرديم ولي
قصه عاشقي ما سر و سامان نگرفت

تاج سر دادمش و سيم زر، اما از من
عشق جز عمر گرانمايه به تاوان نگرفت

مثل نوري كه به سوي ابديت جاريست
قصه اي با تو شد آغاز كه...

امروز امروزه....


 

امروز صبح اگر از خواب بیدار شدی و دیدی ستاره ها در آسمان نمی تابند ناراحت نشو

حتما دارن با تو قایم باشک بازی میکنن پس با آنها بازی کن  


امروز هرچقدر بخندی و هرچقدر عاشق باشی از محبت دنیا کم نمیشه
پس بخند و عاشق باش


امروز هرچقدر دلها را شاد کنی کسی به تو خورده نمیگیرد
پس شادی بخش باش

امروز هرچقدر نفس بکشی جهان با مشکل کمبود اکسیژن رو به رو نمی شه
پس از اعماق وجودت نفس بکش

امروز هرچقدر آرزو کنی چشمه آرزوهات خشک نمی شه پس ارزوکن


 

امروز هرچقدر خدا را صدا کنی خدا خسته نمی شه
پس صدایش کن




او منتظر توست
او منتظر آرزوهایت
خنده هایت
گریه هایت
ستاره شمردن هایت و عاشق بودن هایت است






امروزت را دریاب
امروز جاودانه است
و
امروز زیباترین روز دنیاست!
چون امروز روزی است که آینده ات را آنطور خواهی ساخت که تا امروز فقط تصورش میکردی


شب یلدا مبارک...

بدو که روز کوتاهه / پاییز آخر راهه
هندونه رو آوردی ؟ / جوجه هاتو شمردی ؟
زمستون میشه فردا / مبارک باشه یلدا !
.

محبت

یک روزآموزگارازدانش اموزانی که درکلاس بودندپرسیدآیامی توانیدراهی غیرتکرای برای ابراز عشق بیان کنید؟؟برخی ازانهاگفتندبابخشیدن عشقشان معناکنند.برخی((دادن گل وهدیه))و((حرفای دلنشین))راراه بیان عشق عنوان کردند.

ادامه نوشته

انتخاب درست

 

 

زنی از خانه بیرون آمد و سه پیرمرد را با ریش های بلند جلوی در دید
به آنها گفت: « من شما را نمی شناسم ولی فکر می کنم گرسنه باشید، بفرمائید داخل تا چیزی برای خوردن به شما بدهم.»
آنها پرسیدند:« آیا شوهرتان خانه است؟

زن گفت: « نه، او به دنبال کاری بیرون از خانه رفته.»
آنها گفتند: « پس ما نمی توانیم وارد شویم.»
عصر وقتی شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را برای او تعریف کرد.
شوهرش به او گفت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائید داخل.»
زن بیرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: « ما با هم داخل خانه نمی شویم.»
زن با تعجب پرسید: « چرا!؟» یکی از پیرمردها به دیگری اشاره کرد و گفت:« نام او ثروت است.» و به پیرمرد دیگر اشاره کرد و گفت:« نام او موفقیت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب کنید که کدام یک از ما وارد خانه شما شویم.»
زن پیش شوهرش برگشت و ماجرا را تعریف کرد. شوهـر گفت:« چه خوب، ثـروت را دعوت کنیم تا خانه مان پر از ثروت شود! » ولی همسرش مخالفت کرد و گفت:« چرا موفقیت را دعوت نکنیم؟»
عروس خانه که سخنان آنها را می شنید، پیشنهاد کرد:« بگذارید عشق را دعوت کنیم تا خانه پر از عشق و محبت شود.»
مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بیرون رفت و گفت:« کدام یک از شما عشق است؟ او مهمان ماست.»
عشق بلند شد و ثروت و موفقیت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پرسید:« شما دیگر چرا می آیید؟»
پیرمردها با هم گفتند:« اگر شما ثروت یا موفقیت را دعوت می کردید، بقیه نمی آمدند ولی هرجا که عشق است ثروت و موفقیت هم هست! »

نداي آغاز...

 

 

کفش هایم کو؟

چه کسی بود صدا زد: سانیا؟

آشنا بود صدا مثل هوا با تن برگ.

مادرم درخواب است.

الی و سانی،و شاید همه ی مردم رفسنجان.

شب آذر به آرامی یک مرثیه از روی سر ثانیه ها میگذرد.

و نسیمی خنک از حاشیه ی سبز پتو خواب مرا می روبد.

بوی هجرت می آید:بالش من پُرِ آواز پر چلچله هاست.

باید امشب بروم.

من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم

حرفی از جنس زمان نشنیدم.

هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود.

کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد.

من به اندازه ی یک ابر دلم می گیرد.

باید امشب بروم.

باید امشب چمدانی را که به اندازه ی پیراهن تنهایی من جا دارد بردارم و به سمتی بروم.

رو به آن وسعت بی واژه که همواره مرا می خواند

یک نفر باز صدا زد: سانیا!

کفش هایت کو؟

مشكلي كه حل نشده باقي ماند...

  مارها قورباغه ها را مي خوردند و قورباغه ها غمگين بودند، قورباغه ها به لك لك ها شكايت كردند.

لك لك ها، مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند مدتى بعد لك لك ها گرسنه ماندند و شروع كردند به خوردن قورباغه ها...

قورباغه ها دچار اختلاف ديدگاه شدند عده اى با لك لك ها كنار آمدند عده اى هم خواهان بازگشت مارها شدند...

مارها بازگشتند و هم پاى لك لك ها شروع به خوردن قورباغه ها كردند.

حالا قورباغه ها متقاعد شده اند كه براى خورده شدن به دنيا

مى آيند تنها يك مشكل براى آنها حل نشده باقى مانده است، اينكه نمى دانند توسط دوستانشان خورده مي شوند يا دشمنانشان؟؟؟

 

تولد....

 

 

محمد مهدی عزیزم سوم اذر ماه تولد تو دوست عزیزرا تبریک گفته و از خداوند

منان اروزی توفیق روز افزونت را دارم

 

 

ازدواج به سبك اينترنتي

 

عروس خانم دوشیزه    shirin_sooskesiah   آیا وکیلم شما را به مهر :  


گوگل عدد سکه بهار آزادی  /    یک وب کم  / سند یک سایت اینترنت اختصاصی  دات  

 

کام / یک مودم DSL  / اینترنت پرسرعت به اندازه طول عمر نوح! / LCD  و  

 

شمعدان / یک هدست بی سیم / چهارده روم اختصاصی به نیت چهارده ...   / پنج گیگا  

 

بایت میل باکس اختصاصی به نیت پنج ...   


 به عقد دائم آقای   feri_ferferi  در بیاورم ؟ 


جمعیت : عروس رفته آف هاش رو چک کنه!!!   

   
حاج آقا : برای بار دوم آیا وکیلم ؟     


جمعیت : عروس رفته ویروس کش آپدیت کنه!!    

     
حاج آقا :!!!BUZZ  ,  برای بار سوم خفم کردی آیا وکیلم ؟  


عروس : با اجازه بزرگترهای Room بله!