دست بردار....

دست بردار پتروس 


بگذار دنیا را آب ببرد 


در دنیایی که اقیانوس آرام  


به دنبال آرامش می گردد 


سد هم بسازی 


فقط مشق بچه ها را زیاد میکنی 


یک سیب به زمین افتاد و همه مفهوم جاذبه را فهمیدند 


هزاران انسان به زمین افتاد و هیچکس مفهوم انسانیت را درک نکرد 

 

گاهی......

گاهی حجم دلتنگی هایم انقدر زیاد می شود که

دنیا با تمام وسعتش برایم تنگ می شود

دلتنگم

دلتنگ کسی که گردش روزگارش به من که رسید از حرکت ایستاد

دلتنگ کسی که دلتنگی هایم را ندید

دلتنگ خودم

خودی که مدتهاست گم کرده ام.... 

 

 

 

همیشه نباید حرف زد


گاه باید سکوت کرد


حرف دل که گفتنی نیست !


باید آدمش باشد


کسی که با یک نگاه کردن به چشمت...

تا ته بغضت را بفهمد

چه غمی....

تو چه دانی که پس هر نگه ساده ی من

چه جنونی

چه نیازی

چه غمی ست ؟ ...

#مهدی اخوان ثالث

 

 


نگاه تو....

تو نباشی
  

زمستان میرسد
 

لحن باران عوض میشود
 

در خاطرم برف میبارد
 

درد از انتظارم بالا میرود
 

کوچه میلنگد
 

پنجره ام تب میکند
 

دیوار میلرزد
 

خانه ام میمیرد
 

قبل از دیروز
 

بعد از فردا
 

من با تو زنده ام
 

همین اندازه میدانم

نگاه تو پناه گاه من است...

 

 

 

 

 عکس عاشقانه جدید 2015

دانلود عکس نوشته های عاشقانه,posts love beautiful

.........

عــــشق بچـــــــــــــهـ بازی نــــــیست...

اگـــــــــر قــادر به تعـــــــهد دادن نـــــــیستــــــــید...

عــــــــاشق نــــــــشوید... 

 

شاملو...

 

شاملو میگوید:

 

بترس از او که سکوت کرد


وقتی دلش را شکستی...


اوتمام حرفهایش را بجای تو به خدا زد


و خدا خوب گوش میکند و خوب تر یادش میماند....


خواهد رسید روزی که خدا


تمام حرفهای او را سرت فریاد خواهد کشید....


و تو آن روز درک خواهی کرد


چرا گفته اند:

 

دنیا،دار مکافات است... 

 

 

بهانه...

همه چیز از جایی شروع شد
 

.که گفتی دوستم داری
 

گاهی برای یک عمر بلاتکلیفی
 

بهانه ای کافیست.... 

 

 

تنهای من...

                                      انگشتت را
                              

                        هرجای نقشه خواستی بگذار
          

                                  فرقی نمی کند

                                    تنهایی من....
 

                            عمیق ترین جای جهان است
 

                              و انگشتان تو هیچ وقت
 

                          به عمق فاجعه پی نخواهند برد.... 

                                              

                                      

دیوانه....

نمی نویسم …..

چون می دانم هیچ گاه نوشته هایم را نمی خوانی

حرف نمی زنم ….

چون می دانم هیچ گاه حرف هایم را نمی فهمی

نگاهت نمی کنم ……

چون تو اصلاً نگاهم را نمی بینی

صدایت نمی زنم …..

زیرا اشک های من برای تو بی فایده است

فقط می خندم ……

چون تو در هر صورت می گویی من دیوانه ام. 

 

؟؟؟؟؟؟؟

تو چه گفتی سهراب؟

 

 

قایقی خواهم ساخت ...

با کدوم عمر دراز؟

نوح اگر کشتی ساخت، عمر خود را گذراند

با تبر روز و شبش، بر درختان افتاد

سالیان طول کشید، عاقبت اما ساخت

پس بگو ای سهراب ... شعر نو خواهم ساخت

بیخیال قایق ....

یا که میگفتی .... 

تا شقایق هست زندگی باید کرد؟

این سخن یعنی چه؟

با شقایق باشی.... زندگی خواهی کرد

ورنه این شعرو سخن

یک خیال پوچ است

پس اگر میگفتی ...

تا شقایق هست، حسرتی باید خورد

جمله زیباتر میشد

تو ببخشم سهراب ...

که اگر در شعرت، نکته ای آوردم، انتقادی کردم

بخدا دلگیرم، از تمام دنیا، از خیال و رویا

بخدا دلگیرم، بخدا من سیرم، نوجوانی پیرم

زندگی رویا نیست

زندگی پردرد است

زندگی نامرد است، زندگی نامرد است! 

 

یادم باشد...

یادم باشد فردا حتما


ناز گل را بکشم


حق به شب بو بدهم


و نخندم دیگر به ترک های دل هر گلدان!


و به انگشت، نخی خواهم بست


تا فراموش نگردد فردا


زندگی شیرین است


زندگی باید کرد


و بدانم که شبی خواهم رفت


و شبی هست که نباشد


پس از آن فردایی! 

 

....................................

ناگهان پرده برانداخته‌ای یعنی چه

 

مست از خانه برون تاخته‌ای یعنی چه

زلف در دست صبا گوش به فرمان رقیب

 

این چنین با همه درساخته‌ای یعنی چه

شاه خوبانی و منظور گدایان شده‌ای

 

قدر این مرتبه نشناخته‌ای یعنی چه

نه سر زلف خود اول تو به دستم دادی

 

بازم از پای درانداخته‌ای یعنی چه

سخنت رمز دهان گفت و کمر سر میان

 

و از میان تیغ به ما آخته‌ای یعنی چه

هر کس از مهره مهر تو به نقشی مشغول

 

عاقبت با همه کج باخته‌ای یعنی چه

حافظا در دل تنگت چو فرود آمد یار

 

خانه از غیر نپرداخته‌ای یعنی چه 

  

 

نمی داند.....

می پرسد از من کیستی؟ میگویمش، اما نمی داند  

این چهره ی گم گشته در آیینه، خود این را نمی داند! 

میخواهد از من فاش سازم خویش را، باور نمی دارد  

آیینه در تکرار پاسخ های خود حاشا نمی داند 

می کاودم، میگویمش: چیزی از این ویران، نخواهی یافت  

کاین در غبار خویشتن، چیزی از این دنیا نمی داند 

می گویمش: گم گشته ای هستم که در این دور بی مقصد 

کاری به جز شب کردن امروز یا فردا نمی داند 

می گویمش: آن قدر تنهایم، که بی تردید می دانم  

حال مرا جز شاعری مانند من تنها نمی داند 

می گویم و می بینمش او نیز با آن ظاهر غمگین  

آن گونه می خندد، که گویی هیچ از این غم ها نمی داند..  

 

 


تلخم...........

تلخ منم ، 


هم‌چون چای سرد 


که نگاهش کرده باشی ساعات طولانی و ننوشیده باشی . 


تلخ منم ؛ 


چای یخ ... 


که هیچ‌کس ندارد هوس‌اش را 

 

halam bi to kharabe_bo3e-com

شروع زندگی.....

26  خرداد  1394   

 

boy_and_girl_www_yedooneh_ir_9_ 

  

شاه قلبم کسیت که...... 

که تنهاملکه قلبش........ 

منم..... 

بی تو....

گاهی به خدا نفس کشیدن سخت است

یعنی نفسی تو را ندیدن سخت است

با زور مسکن قوی خوابیدن

با دلهره از خواب پریدن سخت است

عاشق نشدی زندگی ات تلخ شود

تا درک کنی که دل بریدن سخت است

بعد از تو خدا شبیه تو خلق نکرد

یعنی که شبیه ات آفریدن سخت است

هر روز سر کوچه نشستن تا شب

از فاصله های دور دیدن سخت است

حقا که تو سهم من نبودی حالا

فهمیدن این درد شدیدن سخت است

باشد تو برو زندگی ات شاد ولی

بی تو به خدا نفس کشیدن سخت است. . 

 

کاش......

کاش من هم کسی را داشتم ........

که با بستن چشمانم .......

حس قشنگ نگاهش را احساس میکردم .......

بوی نفسهایش را میشنیدم ........

کاش من هم کسی را داشتم .......

که حتی وقت نبودنم ....

عاشقم باشد ........ 

 

خیال من.....

برای خودم زندگی میکردم.......  

دلم به قلم بافی خودم خوش بود 

 و گاه گاهی شعر و تار و ترانه.......

برای خودم زندگی میکردم پیش از تو 

پیش از هجوم ناگهانی تو به رج رج  

قصه های عاشقانه ی خیالی من.

آمدی همه چیز را خراب کردی

آمدی و آخر قصه به هم خورد...  

من تو شدم... ..... 

تو شدی خیال خام.... 

 

عکس های عاشقانه غمگین با موضوع تنهایی (10)

گذشتیم....

کنون در چشم ما هر زشت زیباست .... 

چو از هر زشت و هر زیبا گذشتیم ... 

گریزان از بر سودابه دهر ............. 

سیاوش وار از آذرها گذشتیم........ 

 

eaf8d63a87868b616270f4a6860fe6c5-425.jpg

بگو.....

بگو " دوستت دارم " تا به جای پیراهن زندگی ام را تنت کنم !

 

تو که باشی برایم کافیست مگر جز نفس چه میخواهم؟!

 

پیله کرده ام به تو نمیدانی پروانه شدن در آغوشت چه عالمی دارد... 

 

خنده هایت.....

خنده هایت در پنجره مهر ! دلم را به آتش کشید ... نگران نشو ...
 
سوختم از عشقت از نبودن هایت از نشنیدن خنده هایت ...

کاش عکست در پنجره مهر آهنگین بود تا بارها و بارها می شنیدم
 
و با تو و با خنده های تو تا آسمان اوج می گرفتم

دلم برای خنده هایت تنگ شده است ...
 
 تنگ تر از همیشه......
 
 

حالم.....

روزهاي تلخ..

ساعتهاي بي پايان..

گريه هاي بي امان..

خاطرات پر ازدحام...

بيخوابي هاي فراوان..

سردردهاي بي درمان..

سكوت هاي بي هنگام..

دست هاي سرد و لرزان...

نگاه هاي خيره به زمين و آسمان..

لبخندهاي سوزناك ديرهنگام..

گم شدن هاي ناگهاني در زمان..

توصيف حالم ساده نيست....

 

 

زن نیستم اگر.....

زن نیستم اگرزنانه پای عشقم نایستم...

 

من از"قبیله"زلیخاآمده ام.....

 

آنقدرعشقت راجار میزنم تاخدابرایم کف بزند!!

 

فرق نمی کندفرشته باشی یاآدم....

 

یوسف باشی یا سلیمان !!!

 

قالیچه ای دل من بدون اسم رمز"نام تو"پرواز نمی کند

 

زنانه پای این عشق می ایستم....

 

مردانه دوستم داشته باش....!!

 

 

 

مردمن.....

مردمن .....

 

ازآن معدود مردانیست.....

 

که چشمای روشنش آینه ی دلش است.

 

که می شود دلهره ی کودکانه اش راازضربان

 

قلبش ولرزیدن لبهایش حس کرد......

 

به وقت خداحافظی.....

 

مردمن ازآن جمله مردانیست....

 

که می شودتاآخرعمردلتنگ نوازش هایش

 

ماند....ومدهوش بوسه های عاشقانه اش....

 

مردمن تمام من است.....

 

977d92056b627269a685a0572aa97294-425

تو.........

دلهره سمج تمام نشدنی ای

وجودم را گرفته

که از همین لحظه تصمیم گرفتم

بشود

دلهره بازیگوش دوست داشتنی

که محکم بغلم کرده

 

lanat%20bar%20%5BAloneBoy.com%5D%20boghz لعنت بر بغض

دوست داشتن......

دوست داشتن یعنی:

حتی وقتی مثل سگ و گربه به جون هم افتادیم...

شب پیام بده:

آشتی نکردیما...اما من بدون تو خوابم نمی بره..!

 

دستهای تو......

  این روز ها خیلی چیز ها دست من نیست

             

 مثله


      دست های تو

خسته شدم........

دیوانگی شاخ و دم ندارد

همین که ساعتها و روزها

به فکرو خیال کسی هستی که به فکرت نیست

خود نوعی دیوانگیست