دیر آمدی ...

دیر آمدی ... خیلی دیر ... نه این که کسی جات اومده ...


نه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


من دیگه اون آدم سابق نیستم !


متاسفم برای دلم که مثل قدیما ساده  نیست ...







سیگار...

سلامتی : یه نخ سیگار که حداقل میدونم قبل من 


با کسی لب نگرفته .


سلامتی :  دود سیگار با اینکه کم رنگه ولی یه رنگه .


سلامتی : ته سیگار که بهم یاد داد .


نتیجه ::::::


سوختن وساختن زیر پا له شدنه !!!



منتظر ... همیشه ...

قطرات بارون ممکنه کوچیک باشه

اما

یه گل تشنه منتظر باریدنشه .

یه اس ام اس ممکنه ساده به نظر برسه

اما

قلب فرستندش همیشه به یادته .

خوبی ؟

خوبی ؟

تنها یک واژه ی و سوال ساده و کوچیک ایست ،

 که در جوابش بزرگترین دروغ ها جاری میشود ...

خوبم .

بی وفایی ...

زندگی کلبه است .

چوبی که با تخته های امید ،

میخ های محبت ،

دیوارهای عشق ساخته شده ،

هیچ طوفانی آن را ویران نمیکند ،

مگر بی وفایی .

کاکتوس ...

دوست داشتن کسی که شما رو دوست نداره ،

مثل بغل کردن کاکتوس میمونه !

هر چی محکم تر بغلش کنی ،

بیشتر آسیب میبینی ...

باران

باز باران بی ترانه                         با گهر های فراوان


میخورد بر سقف قلبم                  یادم آید روی ماهت


باورت شاید نباشد                     که دلم تنگ است برایت



عکس جدید عاشقانه

"باران"

"باران" بهانه ای بود ...

که زیر چتر من  ، تا انتهای کوچه بیایی .

کاش ... نه کوچه انتهایی داشت و نه باران بند می آمد .

 

الماس و آتش عشق

سلام دوست های عزیزمون... ممنون از نظرهای خوشملتون   

  و ممنون از افرادی که با اینکه آنلاین نیستن ، ولی بازم همیشه سری به

 ما میزنن

ما تا آخر دی دیگه تو وب نمیایم ...

امیدواریم که امتحاناتون رو خوب بدین و موفق باشین(برای ما هم دعا

 کنینا!!!!!!!!!!)

راستی اول بهمن که میایم ، یه تغییر های اساسی تو وب انجام میدیم...

پس  تا بهمن خداحافظ (بای  بای )

خدایـــــــــــــــــــــا

 

 تو این روزا نمیشه گفت : گریه نکن عزیزم...باید یه خدا بگیم : خدایا!

وقتی دردی میدی حداقل تحملش هم بده ، صبرشم بده...

آخه خدا مگه یه آدم چه قدر میتونه تحمل کنه ،

 چه قدر میتونه بگه تموم میشه..........؟؟؟؟

3-amazing-bird-buho-favim_com-1114142.gif

-beautiful-cute-fashion-favim_com-1115108.jpg

تکیه گاه امن . درس و امتحان. دلم میخواست بزرگ بشم .

تکیه گاه امن...

عاشق پسر هایی هستم که هیچ وقت نمیزارن حق دوستشون خورده شه یا کسی بهشون آزاری

 برسونه و محکم ترین تکیه گاه و دستگیر برای دستاشون هستن....

 

 

 

.......................................................................................................

درس و امتحان...

میدونی فرق روزگار با آموزگار چیه؟

آموزگار اول درس میده بعد امتحان میگیره ولی روزگار اول امتحان میگیره بعد درس میده!

.......................................................................................................

دلم میخواست بزرگ بشم...

عاشق تمام دوران کودکی ام هستم به جزء اون قسمت میخواستم بزرگ بشم.

.......................................................................................................

نتیجه گیری آخر...

تا ابد..........

عاشق پسر هایی هستم که زنگ میزنن میگن:

سلام عزیزم...خوبی؟چه طوری؟حالت خوبه؟خوب استراحت

کردی؟چیزی خوردی؟جات خوبه؟اذیت نشدی؟

و در آخر حرفشون میگن:

میدونم که با کس دیگه هستی...خوشحالم که با اون خوشحالی و اون خوب

 مراقبته و خیلی دوست داره ولی من نمیتونم فراموشت کنم و نگرانت

نباشم... تا ابد دوست دارم....

 

http://www.ipics.ir/wp-content/uploads/1374139175657711_large.jpg

عاشقانه 300

تموم شده


تموم شده...تموم شده.... همه چیز بینمون تموم شده....

من به این عشق بی ارزش التماس نمیکنم،همه چیزی که داشتیم در واقع هیچ

بود....مثل گرد و خاک بی ارزش بود...ذهنم رو از تو پاک میکنم، فقط برو ناپدید شو....

من کسی رو که ناپدید شده رو فراموش میکنم..تو برام هیچی نیستی...

من دوباره از اول شروع میکنم،بدون تو خوشحالم... از آزادیم لذت میبرم....

آره... آره من یه مرد آزادم...میذارم بری...میذارم بری... میذارم ترکم کنی.... میذارم

ترکم کنی... آزادی ترکم کنی...فقط ازم دور شو.....


[تصویر:  25770338507770374143.jpg]

من عکسای خاطره انگیزمون رو پاره کردم

من قول"همیشه باهم بودن"رو دور انداختم


[تصویر:  Anime-fantasy-pic-haftegy-20.jpg]

سایت عاشقانه

تو مثل یه کابوس بودی

من همه چیز راجب تو رو از ذهنم پاک میکنم....

من دیگه احساس برای استفاده بودن رو ندارم......

آره من یه مرد آزاد آزاد آزاد هستم......


[تصویر:  Anime-fantasy-pic-haftegy-14.jpg]

 

 

 

 

ما ......................

تنها چیزی که برامون مونده اشکهامونه ، تو سکوت شکسته شدن

 

 قلبهامون داریم گریه می  کنیم ، تو کجا  هستی؟

 

ما هنوز اینجا هستیم برگرد  پیشمون ، ابن بهم زدن هنوزم برامون

 

 ناگهانی و ترسناکه ،

 

با این که  دوستت داریم نمی تونیم دوستت نداشته باشیم ،

 

با این که ازت متنفریم نمیتونیم فراموشت کنیم ،

 

حتی تیرهای کوبیده رو از قلبمون در نیاوردیم ،

 

لبهامون بهمون کمک نمیکنن اسمت رو صدا بزنیم ،

 

ترک کردن چه طوریه ، که هر روز و هر روز ادامه پیدا می کنه ؟؟

.

بگو دیگه اینطوری بهم زدن باما چه طوریه ؟؟

 

بهم زدنی که هنوز برامون ناگهانی و ترسناکه ؟؟

 

ما هنوزم اینجاییم ... تنها چیزی که برامون مونده اشکهامونه ،

 

 کجایی عزیزمون ؟؟

 

یه بار دیگه برگرد ... میدونیم تو هم  تو سکوت شکسته شدن قلبهامون

 

گریه کردی ، پس برگرد .... به لبهامون کمک کن اسم زیبایت  رو فریادبزنند ،

 

بهمون کمک کن تیرهای فرو رفته تو قلبمون رو در بیاریم ،

 

 

یه بار دیگه برگرد ، فقط منتظر تو میمونیم ...... 

 

(کسایی که واقعا این مطلب رو خوندن و الان خواستن نظر بدن ، خواهش

 

 می کنیم نظر از ته قلب باشه ، چون ما این مطلب رو به عنوان آپ انتخاب

 

 کردیم تا آروم  بشیم ،البته آرزومونه آروم بشیم . )

 


(این داستان رو برامون تعریف کنید ، راهنمایی داستان دو دختره ،

ربط به آپمون هم داره........)

 

تازگی...


عزیزم بخند و دوباره رو به آسمان عشقمون تازگی ببخش...






(به ادامه مطلب برید ، داستان یک دختره ،

البته با عکس...)



ادامه نوشته

ای کاش .......

ای کاش کودک می ماندیم تا به جای قلبمان ، زانوهایمان زخم شود.



عشق واقعی.........

یک روز پسری با دختری آشنا میشه که از هر لحاظ دختر به



پسربرتری داشت ولی چندین سال از پسر بزرگتر بود . دختر اونو


بعنوان یه دوست خوب انتخاب میکنه و بعد از مدتی پسر عاشق


دخترمیشه ولی هیچ وقت جرات نکرد که به اون ابراز احساسات


کنه و بهش حقیقت رو بگه .




یه روز دختر از دوست پسرش می پرسه که عشق واقعی رو برام


معنی کن و پسرخوشحال میشه و فکر میکنه که دختر هم به اون


علاقه مند شده و براش حدود نیم ساعت توضیح میده دختر به


دوستش میگه : من دنبال یه عشق پاک می گردم یه عشق


واقعی کمکم میکنی پیداش کنم ، تا بحال هر چی دنبالش گشتم


سراب دیدم و همه عشقها دروغ و واهی بود ، پسر بهش قول


میده تو این راه کمکش کنه .




هر روز محبت و عشق پسر به دختر بیشتر میشد ولی دختر بی


اعتنا می گذشت و هر چی دختر می گفت پسر چند برابرش رو


اجرا می کرد تا دختر متوجه عشق اون بشه .




تا اینکه یه روز که با هم زیر بارون تو خیابون قدم میزدند دختر به


پسر میگه : میدونی عشق واقعی وجود نداره ؟




پسر می پرسه چطور و دختر میگه : عشق واقعی اونه که واسه


معشوقش جونش رو هم بده و پسر گفت : ببین ، به اطرافت با


دقت نگاه کن ، مطمئن باش پیداش میکنی و باید اول قلبت رو




مثل آینه کنی . دختر خندید و گفت : ای بابا این حرفا برا تو قصه


هاست واقعیت نداره . بعد دختر خواست که با هم به رستوران


برن و چیزی بخورن پسر قبول کرد ودر حالیکه از خیابون عبور می


کردند یه ماشین با سرعت تمام به اونها نزدیک شد*انگار ترمزش


برید و نمی تونست بایسته و پسر که این صحنه رو میبینه دختر رو


به اونطرف هول میده و خودش با ماشین برخورد میکنه و نقش


زمین میشه دختر برمیگرده و سر پسر روکه غرق خون بود تو


دستاش میگیره و بی اختیار فریاد میکشه عشقم مرد




آره اون تازه متوجه شده بود که اون پسر قربانی عشق دختر شده


ولی حیف که دیگه دیر شده بود




دختر بعد این اتفاق دیگه هیچ وقت دنبال عشق نرفت و سالهای


سال بر لبانش لبخند واقعی نقش نبست .

غلط کردم خدا......!!!

خدایا!!!


غلط کردم گفتم مواظبش باش................


تو برش گردون...........


خودم مثل چشام مواظبشم!...................................


چه پر جرات میشود در برابرت! کسی که میفهمد............


از ته دل دوستش داری..................................................................


کدام رو انتخاب میکنی ؟

شخصیت شما کدومه؟

فراموش کردن ...

فراموش کردن


 تو


 مثل اینه که خودم رو از زندگی کردن پاک کنم


باران

İmage

تا زمانی که خواسته ای از کسی نداری . . . خواستنی هستی . . .


اینجا آدمها انقدر شاعرانه دروغ میگویند و


آنقدر در دروغهایشان شاعر میشوند که نمیدانم در این سرزمین . . .


با این همه فریب . . .


چگونه است که دلم هنوز خواب باران را دوست دارد . . .

انسان چیست؟(براتون داستان زندگی یه پسر رو نوشتیم )

 خواستین میتونید برید ادامه مطلب


براتون داستان زندگی یه پسر رو نوشتیم

ادامه نوشته

شـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــروع و پــــــــــــــــــــایـــــــــــــــان

شروع پایان عشق ها باهم خیلی فرق دارن


در شروع قلب یخ زدهی همدیگر رو ذوب میکنن.....


و

در پایان یکی اشک میریزه و تنها رها میشه.....


خداحافظ و سلام تنهايي ها .............................

خداحافظ. .


و خيالت جمع ، پشت سرت نمي گم که اون به من خيانت کرد ،


به همه مي گم من واسه اون کم گذاشتم ،


نمي گم منو با کوي غم گذاشت و رفت .


چرا !!!؟؟؟


چون نمي خوام خرابت کنم تو کاري نکردي که من نخوام حلالت کنم ،


فقط گفتي از هر چه دروغه سيري .


ولي دروغه ميموني ، حقيقت اينه که ميري .


خداحافظ و سلام تنهايي ها ، از فردا هر جا دنيا برم تنهايم .





به نظر من این واقعیت داره ولی شما رو نمیدونم!؟ اگه میشه بهم بگید.

تو زندگي خيلي از ماها....



دوستاي مجازي هستند كه ما تو دلمون واقعي دوسشون داريم...



هميشه موقعي كه داريم با خدا حرف ميزنيم ...به خدا ميگيم هواي اين



دوستاي مجازيمونو داشته باش...



تو دلمون هم جز خوشبختيشون آرزوي ديگه ايي نداريم...



رابطمون بااين دوستا مجازيه ولي حسمون بهشون واقعي.


هيچگاه ..........

چيزهاي خوب به سراغ کساني ميروند که باور دارند ،


چيزهاي بهتر به سراغ کساني ميروند که صبر ميکنند ،


 و بهترين چيزها به سراغ کساني ميروند که تلاش ميکنند و هيچگاه


تسليم نمي شوند .


نباش ، باش ...

به دنبال کسي نباش که بتوني باهاش زندگي کني ،


دنبال کسي باش که نتوني بدون او زندگي کني .




عشقت را هرگز بازگو مکن

عشقت را هرگز بازگو مکن .


عشقي که هرگز به زبان نيايد مثل نسيم ملايم ،


ساکت مي گذرد و همه چيز را بر سر راه  خود تکان مي دهد ...


من عشقم را به زبان آوردم و قلبم را براي او گشود م ،


سرد و لرزان با ترسي مرگبار ...


و او گذشت ...


بعد ها مسافري بر سر راهش پيدا شد ،


ساکت و خاموش ...


و او عشق بي کلام او را پذيرفت ...


نه ...


عشقت را هرگز بازگو مکن !


قلب خودته

يه قلب تو دنيا هست که فقط به تو مي تپه ...


آره ...


و مطمن باش او فقط قلب خودته نه کسي ديگه اي !!!