زيبايي در حرکات واژگان قرآنی

تأثير واژگان قرآن بر زيبايي بصري (ديداري)

حرکت يکي از جلوه هاي موجود زنده و از اتم کهکشان ويژگيِ آفريده هاست. پس حرکت زندگي است و سکون مرگ؛ چنان که حرکت بر دميدن روح در موجود و فرمانبرداري از آفريدگار تأکيد مي نمايد و حتي تنها يک حرکت هم بي هدف نيست بلکه همه چيز براي آن مقدّر شده است.

نظريّه پردازان در زيباييِ حرکت در هنر، آرايي دارند. آنها به ميزاني که به درستي تصويرگري آن از زندگي بيان مي نمايد، به آن ويژگي زيبايي اطلاق مي کنند. پس حرکت در زندگي ما و رفتار روزمره مان و در تمام هنرها موجود است.

هدف ما در اين قسمت سخن گفتن در باب حرکتي است که واژگان قرآني منتقل مي نمايند. پس از آن بحث درباره ي انواع اين گونه حرکت و بسط رابطه ي تنگاتنگ آن با حالت احساسي و مطابقت آن به حکم منطق مي باشد.

جويو به زيبايي حرکت در زندگي و هنر پرداخته و بر آن است که حرکت، قوي، زيبا و کُند است. در کتاب مسائل فلسفه ي هنر مدرن مي گويد: زيبايي برتر در حرکات از امر غيرحرکتي ناشي مي شود و برآمده از افق اراده و عواطف است. براي تعليل درست آن بايد به اين افق – افق اراده و عواطف – صعود کنيم. (1)

اين درست است تا زماني که اقدامات و رفتار، ترجمه اي باشد از آن چه که مغز تحت تأثير احساسات و از طريق اعصاب مي فرستد که در نتيجه عضله ي مورد نظر تحريک مي شود. لذا هدف ما به انگيزه ي رواني حرکت و ميزان تصويرگري آن از موقعيت ها و کشف آن به دقت و ظرافت از احساسات پنهان شده محدود مي شود که احساسات خواننده را به تصوير، تحريک مي نمايد.

مي توان اين جنبه ي زيباشناختي را تحت عنوان استعاره در آثار گذشتگان بيابيم؛ مثل تصوير حرکت قوي به خاطر وضوح استعاره ي زلزله براي پريشاني و انقلاب براي تحولات عاطفي و امثال آن.

گذشتگان به زيبايي حرکت قوي بيش از حرکت پنهان و آرام توجّه نموده اند. اما درنگ شان شامل تمام مسائل قرآن کريم نبوده است و بر يک شيوه، از روشني و وضوح و کشف هنري حرکت صحبت نمي کرده اند. پژوهشگر به زيبايي حرکت در ساخت اشاره دارد و در جاي ديگر به آن هيچ توجهي نمي کند. نگرش از خلال تفاوت هاي زباني يا در بافتِ توضيحِ استعاره است. آنان قدرت حرکت و سرعت يا کندي آن را به ميزان اصطلاح و روزگارشان اشاره مي کردند.

در اين مقاله به واژگاني بر مي خوريم که تصوير حرکت، تند و قوي و کُند براي آنها ذکر شده است. لذا به تجسيم صدا و ساخت حرکت مي پردازيم و توسّع در تجسيم صدا براي معاني را به جاي ديگر وا مي نهيم. در پايان هم به برداشت هاي منفي برخي از معاصران در باب واژه خواهيم پرداخت.

حرکت قويِ سريع

ابن قتيبه به قدرت و نيروي لغزيدن در آيه ي وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ (2) اشاره مي کند.

شکي نيست که لغزيدن توجّه او را جلب نموده و او را واداشته است تا نسبت به اين آيه درنگ نمايد و بگويد: مراد آن است که آنها به تو از سر دشمني به تندي مي نگرند و به همين خاطر نزديک است تو را ساقط نمايند و بر زمين افکنند. (3)

البته وي اين لغزش حسي را بسط و گسترش نمي دهد و آن را به حرکت چشم – آن گونه که بيان قرآني در پي آن است – مرتبط نمي سازد. وي به تفسير معنا مي پردازد و جنبه هاي هنري آن را آشکار نمي سازد و به ذکر شعري در همين معنا مشغول مي شود به جاي اين که به واژه اي توجه نمايد که حرکت و قدرت چشم را به تصوير مي کشد.

رمّاني به شدت و تنديِ موجود در لفظ زُلزلوا اشاره مي کند که بيانگر حرکت درون مؤمناني است که در انتظار گشايشي از جانب پروردگارشان هستند. خداوند مي فرمايد: مَسُتهم الباساءُ و الضَّرّاءُ و زُلزِلوا (4). رمّاني اين حرکت را چنين تعبير مي کند که زلزلوا از هر لفظ ديگري بهتر است، چون به وسيله ي آن از شدت و سختي ناراحتي بيان مي شود. آما زلزله، بليغ تر و شديدتر است. (5)

مي توان به همين لفظ در قرآن مراجعه کرد و دريابيم که زلزال يک حادثه ي بزرگ کيهاني است و در دنيا و آخرت وجود دارد و در آن تلاطم و شکافته شدن و ديگر مظاهر طبيعي است که قرآن به آن بيم داده است و لذا پوسته ي حسي آن را برمي داريم تا به تلاطم و زلزله ي رواني و دروني برسيم و آن را مشاهده کنيم.

در اين جا مي توان به تکرار حروف در پي تکرار حرکت هم تکيه کرد تا دريافت که زلزله شامل تلاطم دروني پي در پي هم مي گردد؛ به ويژه اين که زلزله هولناک است و قابل کنترل هم نيست. حفني محمد شرف مي گويد: استعاره اي که لفظ زُلزلوا در بر دارد و تلاطم رواني به آن تشبيه شده است و مثل زلزله بر آنان اصابت کرده هر چه بکوشيم تا لفظ استعاره را تغيير دهيم هرگز معناي مطلوب و آن حالت را ادا نمي کند. (6)

احساس باقلاني را نيز به قدرت و نيروي حرکت در اشاره ي وي به قدرت تصوير در برخي آيات مثل آيه ي قَالُوا لَا ضَيْرَ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا مُنقَلِبُونَ (7) درمي يابيم که مي گفت: از چيزهايي است که کلام واقع در صنعت را به صورت تصوير در نفس و شکل گيري آن در قلب، به تصوير مي کشد تا جايي که آن را دريابي و گويي آن را مشاهده مي نمايي. (8)

وي سخني از استعاره به ميان نمي آورد اما آن را در اين واژه مي جويد. گذشتگان به زيبايي حرکت تنها زماني که در استعاره ظاهر مي شود، توجه مي نمودند. آنها وقتي به کلمات مستعار که حرکت را به تصوير مي کشد، بر مي خوردند، از استعاره سخني به ميان نمي آوردند؛ چنان که بالاني زيبايي انقلاب را تبيين نموده است.

آنها احتمالاً با حرکت قدرت – انقلاب – مواجه مي شدند ولي به قدرت تصويرگري آن توجهي نمي نمودند. در آيه ي لاَ يَغُرَّنَّكَ تَقَلُّبُ الَّذِينَ كَفَرُواْ فِي الْبِلاَدِ (9)، سرعت تاجران کافر و فعاليت آنان در شهرها و کاروانها را حس مي کنيم و گويي سرزمين هاي گسترده هم چون فرش و بستري است که تاجران در آن غلت مي خوردند. اين يعني عمق تأثير موقعيّت نزد پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) و اين به واسطه ي کلمه ي تجارت يا ذهاب نيست بلکه به واسطه ي کلمه ي تقلّب است.

ابوالسعود درباره ي اين آيه مي گويد: کلمه ي تقلّب را از سر مبالغه آورده است؛ يعني به وسعت و فراخي و بهره مندي کافران منکر و از مظاهر فراخي و درآمد و تجارت و مزارع آنها فريفته نشو. (10)

کلامي اين چنين بر زيبايي درکي دلالت دارد که بي واسطه و مستقيم به اصطلاح مبالغه روي مي آورد و جنبه ي هنري در تجسم حرکت را روشن نمي نمايد. معاني تقلّب و انقلاب سي و پنج بار در قرآن آمده است که بر قدرت و سرعت حرکت دلالت دارد و عدم درک اين تصوير براي معاصران جز سيّد قطب رخ داده است؛ چون تفسير وي بيشترين بهره ارزيابي حرکت را دارد و تفسير وي به تصوير عنايت دارد و در بيان قدرت واژه در تصويرگري به خوبي عمل کرده است.

خداوند مي فرمايد: فَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَن يَنقَلِبْ عَلَىَ عَقِبَيْهِ فَلَن يَضُرَّ اللّهَ شَيْئًا (11). آيه به انتشار خبر مرگ پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) در جنگ احد و هشدار خداوند به مؤمنان مي پردازد. سيد قطب مي گويد: در اين بيان، تصويري هست زنده از ارتداد و روي گرداني و اين حرکت حسي در انقلاب معناي ارتداد و بازگشت از عقيده را مجسّم مي نمايد؛ گويي منظره اي است قابل مشاهده و مراد اساساً حرکت حسي بازگشت با شکست در جنگ نيست بلکه مراد از حرکت، بازگشت رواني است. (12)

آن چه که در اين جا به قدرت حرکت اضافه مي شود، پياپي آمدن حرف قاف در واژگان زير است، مثل : قُتِل، انقلبتم، أعقابکم، ينقلب، عقبيه . شايد اين بر خشونت طبع و شدّت توبيخ دلالت نمايد.

به همين مقدار از تأملات پژوهشگران به خاطر تکرار در کتابها بسنده مي کنيم و به برخي آيات براي درک زيبايي حرکت در واژگان اشاره خواهيم کرد. مثلاً خداوند مي فرمايد: قَالُوا لَا ضَيْرَ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا مُنقَلِبُونَ. (13) در اين آيه نهايت تغيير و تحول را مي بينيم؛ بيان به انقلاب يعني بر سريع ترين حرکت دلالت دارد که تحول و تغيير رأي ساحران فرعون و دست يازيدن به ريسمان پروردگارشان را مجسم مي نمايد.

اين سختي و شدت را در آيه وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ (14) و آيه ي وَ إن أصابَتهُ فتنةٌ انقَلَبَ علي وجههِ خَسِرَ الدُنيا و الاخرة نيز مي بينيم يا در تصوير نماز پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) که مي فرمايد: الَّذِي يَرَاكَ حِينَ تَقُومُ وَتَقَلُّبَكَ فِي السَّاجِدِينَ (15). تغيير و تحول در اين جا بيانگر حرکت زيبايي است که انگيزه ي آن ايمان استوار مي باشد.

آشکارا پيداست که قرآن به دميدن حرکت در موجودات و احساسات گرايش دارد و گزينش واژه در آن بر تناسب با موقعيّت و إقناع عقل و بهره مند کردن احساس به جنبه هاي حرکت پراکنده، دلالت دارد. صحنه ها پياپي و تند مي آيند و قوّه ي خيال را بر مي انگيزانند و در ژرفاي جان نفوذ مي کنند و تنها يک روايت ذهني سرد و بي روح نيست.

اين حرکت تند و قوي را بسيار مي بينيم که تأثير ويژه را بر مي انگيزاند که در موضع ديگر چنين نيست. جويو مي گويد: ويژگي نخست در ويژگيهاي زيبايي در حرکات، قدرت و توانمندي است و ويژگي دوم، زيبايي حرکات، انسجام است که مراد تناسب حرکت با محيط و هدف آن مي باشد. (16)

با مدد جستن از اين مي توان به برخي واژگان پرداخت که زيبايي ِ حرکت آن، بر پژوهشگران پنهان است و آن گونه که بايد در آن تأمّل ننموده اند. شايد يکي از علّت هايش اين است که بر شواهد و نمونه هاي گذشتگان تکيه نموده اند. وقتي قرآن در پي بيان ضعف مسلمانان و پشتيباني خداوند بر مي آيد، مي فرمايد: تَخَافُونَ أَن يَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ (17).

در واژه ي خَطف ( ربودن ) قدرت تجاوزگر و ناتواني تجاوز شده وجود دارد و اين جا اهميّت توجه خداوند خود را نشان مي دهد و گويي مسلمانان در مکّه در آن زمان به سان عروسک هايي بوده اند که به قدرت قهرمانان و پهلوانان در زمين به حرکت در مي آيند؛ چنان که عبارت مردم بر اين دلات مي کند.

تحوّل و دگرگوني ساحران فرعون پس از مشاهده ي برهان و معجزه ي خداوند ايشان را چنين مي کند که وَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سَاجِدِينَ (18). اين آيه احساس قوي اي را به تصوير مي کشد که در ژرفاي جانشان رسوخ کرده است و غبار کفر را پراکنده اند و به قدرت برتر سجده مي برند.

گويي احساس تازه آنها را به حالت سجده بر زمين افکنده است. نکته ي ديگ راين که در اين جا فعل مجهول آمده است تا تصوير قدرت پنهان و شايسته ي پرستش و بازگشت به سوي آن را به تصوير کشد. در اين جا قوه ي خيال برانگيخته مي شود تا چيزي را به تصوير کشد که بر جسم فشار مي آورد و جسم بر زمين مي افتد.

از واژه هايي که در قرآن زياد آمده سعي است. خداوند مي فرمايد: يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ يَسْعَى نُورُهُم بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِم (19). سعي در اين جا به معناي شتافتن است که از راه رفتن سريع تر مي باشد.

يا سعي و شتاب مرد مؤمن در آيه ي وَجَاءَ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسْعَى (20)، که از موسي (عليه السلام) دفاع مي کند. سرعت در اين موقعيّت به خاطر هماهنگي با انگيزه ي قوي احساس مطلوب است.

در آيه ي وَأَمَّا مَن جَاءكَ يَسْعَى (21) درباره ي ابن امّ مکتوم – آن مرد نابينا – که عطش او را براي فراگيري دين به تصوير مي کشد. در اين جا سعي به قصد زيباشناختي آمده است و احساسات کسي را ترسيم مي کند که حرکت و شتابي همراه با لغزيدن و زمين خوردن دارد و حسّي قابل تصور است؛ چون او نابينا بوده است ولي نور ايمان در جانش تابيد و اين به خاطر هماهنگي رويّ در فاصله ها آمده است.

از چيزهايي که به قدرت حرکت اشاره دارد، آيه ي لَوْلَا أَن رَّبَطْنَا عَلَى قَلْبِهَا (22) مي باشد که ربط بر قدرت دلالت دارد. چنان که ختم و مهر زدن بر دل نيز بر حرکت محکم و استوار دلالت مي کند و در آيه ي خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ (23) آمده است.

شکّي نيست که قدرت در حرکت ربط يا بستن، مراد و منظور است؛ به ويژه اين که قلب اين مادر مهربان در فراق فرزندش خالي شده بود. گويي بستن آن را از متلاشي شدن و سقوط حفظ مي کند. چنان که قدرت در مُهر زدن نيز، مراد است؛ يعني استمرار ستيزه و عناد کافران. کلمه ي خَتم ذهن را تحريک مي کند تا بکوشد بر احساسات و گوش و چشم احاطه يابد. قدرت ختم بر شناخت خداوند و به بي ايماني شان تأکيد دارد.

ممکن است ساخت، بيانگر حجم قدرت حرکت باشد، مثلاً در آيه ي وَغَلَّقَتِ الأَبْوَابَ وَقَالَتْ هَيْتَ لَكَ (24) ساخت فعل غلّقت به معناي شدّت بسته شدن و تأکيد بر بسته شدن درهاست و يا به معناي بلندي همّت. اين کلمه در ذهن تصوير به هم خوردن تند درها را بر مي انگيزاند.

نکته ي قابل توجه در اين جا اين که گذشتگان رابطه ي لفظ و معنا را ناديده نگرفته اند؛ ساخت معناي محدودي مي گيرد که درغيراين ساختها چنين نيست. چه بسا آنها از کثرت و فراواني در ساخت فعل بر وزن فَعَّل سخن گفته باشند.

نويسنده: احمد ياسوف

مترجم: دکتر سيّد حسين سيّدي

منبع مقاله:

ياسوف، احمد؛ (1388)، زيباشناسي واژگان قرآن، حسين سيدي، تهران، انتشارات سخن، چاپ اول.


گردآوري:گروه قرآن سايت تبيان زنجان

از سرور جوانان بهشت تا طاووس بهشتی

از سرور جوانان بهشت تا طاووس بهشتی

امام زمان

بعضی سنت ها با آمدن شما آغاز گردید؛ از اول زندگیتان کریم بودید؛ روز اولی که به این دنیا پا گذاشتید، از برکت وجودتان مستمندان گوشت عقیقه خوردند و صدقه ی موهای زیبایتان را خرج کردند.(1)
هدیه ی خدا به حبیبش! هفت سال اول زندگی و سروری ‌های کودکیتان چه زیبا بود.(2) هر چه می خواستید همان می-‌ شد؛ بازی با پدربزرگ حتی سر نماز؛ آن روز را یادتان هست که رسول خدا صلی الله علیه و آله به خاطر شما، خطبه را قطع کردند! زیرا شما وارد مجلس شده بودید! روی شانه‌ های او خوش گذشت وقتی با افتخار سر حبیب الله را به آغوش گرفته بودید!
آن روزهای خوش کنار مادر و پدر چه زود تمام شد!
سبط اکبرِ علی علیه السلام! حسنِ کوچک(حسین) به شما نگاه می ‌کرد و الگو می ‌گرفت؛ چه وظیفه ی سنگینی بود پسر بزرگ خانواده بودن و تمام چشم‌ ها به او خیره شدن!
باید خیلی زود بزرگ می‌ شدید چرا که خواهرها و برادرتان تکیه گاه می‌ خواستند و شما با شانه های شریفتان محل مناسبی بودید برای سرهایشان.
شیطان‌ های زمان، از ولایت شما سرباز زدند و خود را عابد دانستند و امامی را که مصالحه کند را امام ندانستند؛ اما مگر به حقیقت رسیده بودند که کدام (صلح یا جنگ) بهتر است؟ پس چرا جلوی شما قد علم کردند؟! آیا شما را امام شجاعی نمی‌ دانستند؟! مگر شجاعت و رشادت ‌های شما را در جنگ جمل و صفین فراموش کرده بودند؟! (3)
برگزیده ‌ی خدا! یادتان هست در جواب ملامت آنان سوگند خوردید که این برایشان بهتر است و مجبور شدید شاهد مثال قرآنی بیاورید و از داستان خضر نبی علیه السلام، که قبول کنند این به حکمت الهی بود؟ و همان روز بود که بشارت به آمدن نهمین اولاد حسین علیه السلام دادید و تأکید کردید که فقط اوست که بیعت سلطان طاغی زمانش در گردنش نیست.(4)

ما دلخوش وعده ی راستین خداوند هستیم که در معجزه ی همیشگی اش آورده که روزی خواهد آمد که شما مستضعفین، آقای عالم خواهید شد و دنیا برای شما بال گشوده مهربان می شود و ما بی ‌نصیبان از چنین چهره ی زیبایی دل خوش داریم که فرزند برادر شما را ببینیم و لبخند را در چهره ی تابناکشان بنگریم

حسن جان! آقای من!
چرا تنها مانده اید؟!
دل و جانم فدایتان! چه شده؟! مگر یاران شما برای سلامتی شما قبل از خودشان صدقه نمی ‌دهند؟! مگر سپر بلایتان نمی ‌شوند تا شما بمانید؟! چه می‌ گویم! آنان که یاران برادرتان حسین علیه السلام نیستند که حاضر باشند هزاران بار جان فدای مقتدایشان کنند؛ یاران شما معاویه را ترجیح دادند و حتی به وسایل ناچیز خیمه ‌تان هم رحم نکردند.
اما میلیونها درهم برای فروش گوهری چون شما ثمن بخسی بود!
اما این رسم تاریخ است دریافت ثمن بخس در قبال فروش جواهرات نایابِ هستی! چون یوسف! ای عزیز فاطمه!

ای مولا حسنِ نیک سیرت! رسول خدا صلی الله علیه و آله چنین معامله ‌ای را در حق شما پیش بینی کرده بودند که آن روز به چهره ی نازنین شما و برادرتان نگاه کردند، برای غریبی تان گریه کرده و فرمودند: شما مستضعفان پس از من هستید.(5)
مولای من! کاش مردم زمان شما ذره ای از مهربانی و کرامت شما می‌ آموختند کاش لحظه ای قدر و منزلت شما را نزد خداوند بزرگ درک می ‌کردند، کاش به سرانگشتی بارقه هایی از نور ولایت شما را به ارث می ‌بردند و کاش ...
اما ما دلخوش وعده ی راستین خداوند هستیم که در معجزه ی همیشگی اش آورده که روزی خواهد آمد که شما مستضعفین، آقای عالَم خواهید شد و دنیا برای شما بال گشوده مهربان می شود و ما بی‌ نصیبان از چنین چهره ی زیبایی دل خوش داریم که فرزند برادر شما را ببینیم و لبخند را در چهره ی تابناکشان بنگریم و زیر پرچم سبز اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله طعم شیرین با شما بودن را بچشیم.


پی نوشت‌:
1- سنت عقیقه و تراشیدن موی کودک و هم وزن آن نقره دادن از آن زمان سنت شد.
2- اشاره به فرموده رسول الله صلی الله علیه و آله؛ 7 سال اول زندگی کودک دوران پادشاهی است.
3- نادر فضلی، انیس دلها، صص 42-46.
4- محمد باقر مجلسی، مهدی موعود، ج1، صص 191- 192.
5- مجله موعود، ش 10 و 11آذر و دی، ص27؛ به نقل از الصدوق ابو جعفر بن علی، معانی الاخبار، صص 78- 89.

منبع: سایت تبیان

عمل به قرآن

1. قال علي ـ عليه السّلام ـ :  «الله الله بالقرآن لا يسبقكم بالعمل به غيركم»؛

 امام علي ـ عليه السّلام ـ فرمود: توصيه مي‌كنم شما را به قرآن نبايد ديگران بر شما در عمل به قرآن پيشي گيرند. (نهج البلاغه، نامه 47)
2. قال الصادق ـ عليه السّلام ـ :  «الحافظ للقرآن العاملُ به مع السَّفَرةِ الكرامِ البَرَرَةَ»؛
 امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمود: كسي كه قرآن را حفظ كند و به آن عمل نمايد با پيامبران بزرگوار و نيكو خواهد بود. (اصول كافي، ج 2، ص 603)
3. قال رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ : «من تعلم القرآن فلم يعمل به و اثر عليه حب الدنيا و زينتها استوجب سخط الله و كان في الدّرجة مع اليهود و النصاري الذي ينبذون كِتاب الله وراء ظهورهم»؛
پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: كسي كه قرآن را بياموزد و به آن عمل نكند و دنيا و زينت آن را بر قرآن ترجيح دهد، سزاوار خشم خدا است و در رديف يهود و نصاري قرار خواهد داشت كه كتاب خدا را پشت سر انداختند. (وسائل‏الشيعة ج : 6 ص : 184)
4. من كلام رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ : «من تعلم القرآن و لم يعمل به حشره الله يوم القيامة اعمي فيقول يا رب لم حشرتني اَعمي و قد كنت بصيراً قال كذلك اتتك آياتك فنسيتها»؛
پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: كسي كه قرآن را بياموزد و به آن عمل نكند، خدا او را در روز قيامت كور محشور مي‌كند، مي‌گويد خدايا به خاطر چه مرا كور محشور كردي در حالي كه من بينا بودم. مي‌فرمايد چگونه تو آيات ما را خوانديد و آنها را به فراموشي سپرديد و به‌ آن عمل نكرديد. (عقاب الاعمال، ص 286)
5. قال رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ : «ان في جهنم وادياً يستغيث فيه اهل النار كل يوم سبعين الف مرة فقيل له لمن يكون هذا العذاب فقال ـ صلّي الله عليه و آله ـ لشارب الخمر من اهل القرآن و تارك الصلوة»؛
پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: يك مكاني در جهنم هست كه استغاثه و درخواست مي‌كنند نجات از آن را اهل آتش در هر روز 70 هزار بار، پس گفته مي‌شود يا رسول الله اين مكان براي كيست؟ فرمود: براي شارب خمر از اهل قرآن و تارك نماز. (وسايل الشيعه، ج 6، ص 184)
6. قال علي ـ عليه السّلام ـ :  «عليكم بكتاب الله... من عمل به سبق»؛
 امام علي ـ عليه السّلام ـ فرمود: بر شما باد به كتاب خدا هر كس به آن عمل كند پيشي مي‌گيرد بر ديگران. (نهج البلاغه، خطبه 156)
7. قال علي ـ عليه السّلام ـ :  «احذروا علي دينكم ثلاثه رجلاً قراه القرآن حتي اذا رأيت عليه بهجته اخترط سيفه علي جاره و رماه بالشرك فقيل يا امير المؤمنين ايهما اولي بالشرك فقال الرامي»؛
امام علي ـ عليه السّلام ـ فرمود: برحذر باشيد از براي دين خود از سه چيز مردي كه قرآن بخواند همين كه ديد يك مقام و منصبي را شمشير خود را برهنه كند بر همسايه و تيراندازي كند با شرك به خدا به سوي قرآن، گفته شد ياعلي كدام يك اولي به شرك است،‌ فرمود: تير انداز. (المستدرك، ج 4، ص 251)
8. قال الصادق ـ عليه السّلام ـ :  «ان الرجل اذا كان يعلم السورة ثم نسيها او تركها و دخل الجنة اشرفت عليه من فوق به بعد في احسن صورة فتقول تعرفني فيقول لا فتقول انا سورة‌ كذا وكذا لم تعمل بي و تركتني»؛
امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمود: زماني كه مرد سوره‌اي از قرآن را ياد بگيرد، بعد آن را فراموش كند يا ترك كند و داخل بهشت شود، از بالا يك زيبا صورتي به او اشراف دارد و مي‌گويد من را مي‌شناسي، مي‌گويد: نه، مي‌گويد: من همان سوره‌اي هستم كه من را فراموش كردي يا من را ترك كردي. (كافي، ج 2، ص 608)

منبع: اندیشه قم

اسراری از قرآن

بی تو



vrx11z5f7gjjpfc0ykk.gif

وجه تسمیه ولنتاین

ولنتاین از کجا آمد و چرا رشد کرد؟ یکی بود یکی نبود . غیر از خدای مهربون هیچ کس نبود . یک پادشاهی بود به نام کلادیوس دوم که در روم باستان حکومت می کرد . پادشاه قصه ما اعتقاد داشت که مردان مجرد سربازان جنگجوتر و قوی تری هستند . به خاطر همین دستور داد که ازدواج سربازان قدغن شود و چون پادشاه خشن و بی رحمی بود کسی جرات نمی کرد حرکتی بر خلاف دستور او انجام دهد . اما اینجا پایان قصه ما نیست . تازه شروع داستان است چون کشیشی به نام ولنتاین مخفیانه سربازان رومی را به عقد دختران محبوبشان درمی آورد . این ماجرا ادامه داشت تا اینکه خبر به گوش پادشاه قصه ما رسید و او دستور داد تا ولنتاین را زندانی و اعدام کنند .در روزگاری که والنتین در زندان بود،دختر نابینای یکی از زندانبانان به آنجا رفت و آمد می کرد. بر حسب قضا کشیش قصه ما عاشق این دختر شدو این سرآغاز نامه نگاری های عاشقانه ای بودکه همیشه جمله پایانی اش این بود : از طرف ولنتاین تو اما بلاخره روز موعود فرا رسید و در روز 14 فوریه 270 میلادی ،کشیش عاشق قصه ما اعدام شدو از آن پس از او تنها اسطوره ای در یاد ها باقی ماند . امروز بعد از قرن ها که از آن ماجرا می گذرد،چند هفته مانده به ولنتاین کم کم رنگ و روی برخی از مغازه ها تغییر می کند ،هر طرف را که نگاه می کنی ویترین ها پر است از هدایای ویژه ولنتاین . قلب های کوچک و بزرگ ،عروسک های فانتزی ،شمع های رنگی،... حالا بشنوید از ادامه داستان که چی شد که ولنتاین به ایران آمد و چی شد که طرفدار پیدا کرد و ...؟ صحبت از عشق در جامعه در دل غزلیات و قصیده ها ریشه ای قدیمی دارد اما چیزی است که از قدیم آموخته ایم که باید در دل هر شخص باقی در بماند . دولت نهم با شعار مهرورزی کار خود را آغاز کرده وبه نظر می رسد که از مدت اندکی قبل تر،جوان ایرانی، شاید به نوعی به مقابله با این سنت قدیمی برخاسته است چون دوست دارد درباره عشق صحبت کند و حتی آن را جشن بگیرد ،گویا جوانان نیاز به این شادی را احساس کرده اند و دنبال مفهومی بوده اند که این نیاز رابر طرف کند. به گزارش برنا سارا محبی دانشجوی سال سوم روانشناسی که قلب کوچکی را برای ولنتاین خریده معتقد است وقتی برای کسی که دوستش داری در یک روز خاص که در تمام دنیا جشن گرفته می شود ،هدیه می خری ،احساس شادی خاصی به آدم می دهد ". دانیال صائب نیز درباره ولنتاین نظر خاصی داردو می گوید:" ولنتاین یعنی یک روز از سال، تو درباره چیزی که می خواهی حرف می زنی و آن روز را جشن می گیری." دکتر سارا شریعتی ،استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران درباره توجه و گرایش جوانان ایرانی به ولنتاین که هر سال بیشتر از قبل می شود ،می گوید:"در جامعه ما تعادلی بین مرگ و زندگی و غم و شادی نیست .اگر در سال 65 روز برای عزا هست ،شاید 20 روز برای شادی داشته باشیم .این باعث می شود وقتی در رده های بالای سیاست گذاری کاری انجام نشود ،رده های پایین (مردم)خودشان شادی آفرینی کنند."او ادامه می دهد :"جشن تولد 50 سال پیش رسم نبود ،اما امروز خیلی ها تولد می گیرند . هر جامعه ای در مورد نیازی که پاسخ بومی و داخلی نداشته باشد ،از جوامع دیگر وام می گیرد .

ادامه نوشته

دعای فرج

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن

صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی

هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ

وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ

دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ

أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ

فِیهَا طَوِیلا"

"اللــــهم عجـــل لولیـــــک الــــفرج "

از بین بردن بوی سیر

موثرترین راه از بین بردن بوی سیر این است که ترکیبات سولفوری مولد این بو را از دهان حذف کنید. این کار را می‌توانید با مسواک زدن، استفاده از نخ دندان و دهان‌شویه انجام دهید.
موثرترین راه از بین بردن بوی سیر این است که ترکیبات سولفوری مولد این بو را از دهان حذف کنید. این کار را می‌توانید با مسواک زدن، استفاده از نخ دندان و دهان‌شویه انجام دهید. همچنین باید زبان خود را حتماً مسواک بزنید.

 این کار برای از بین بردن بوی سیر بسیار مهم است. سایر راهکارهایی که به شما معرفی می‌کنیم نیز می‌توانند کمک کنند. شما می‌توانید از این راه‌ها قبل یا بعد از مسواک زدن یا استفاده از نخ دندان استفاده کنید، اما توجه داشته باشید که حذف ترکیبات سولفوری باید حتماً صورت بگیرد و این راه‌ها را نمی‌توان جایگزین حذف ترکیبات کرد. اگر شما بدون اینکه ترکیبات سولفوری را از بین ببرید، از راه‌های زیر استفاده کنید، اقدامات شما در کاهش بوی سیر تأثیر چندانی نخواهند داشت.

لیموترش

استفاده از لیموترش در کاهش بوی سیر بسیار موثر است. لیمو همچنین می‌تواند باکتری‌های مولد بوی بد دهان را از بین ببرد. سعی کنید بعد از خوردن سیر یک تکه لیموترش را در دهان خود بگذارید و بمکید. همچنین اگر دست شما بوی سیر گرفته است، می‌توانید با استفاده از آب لیمو، این بو را از بین ببرید.

جعفری

در بسیاری از مواقع، سرآشپزها در کنار سیر از جعفری نیز برای پخت غذا استفاده می‌کنند، زیرا جعفری بوی سیر را کاهش می‌دهد. می‌توانید برای کاهش بوی سیر، بعد از مصرف آن مقداری جعفری خام بجوید.

چای

چای، خصوصاً چای سبز و چای نعناع، حاوی پلی‌فنول است. پلی‌فنول ترکیبات سولفوری که سیر ایجاد می‌کند را از بین می‌برد. سعی کنید هنگام خوردن سیر یا پس از آن چای بنوشید.

هل، نعناع، رازیانه

این دانه‌ها و گیاهان معطر می‌توانند مانند جعفری بوی سیر را کاهش دهند.

شیر

در مطالعاتی که در سال 2010 صورت گرفت ثابت شد که مصرف شیر می‌تواند بوی سیر را کاهش دهد. محققان معتقدند که چربی موجود در شیر تأثیر ترکیبات سولفوری را در دهان کاهش می‌دهد. در نتیجه تأثیر شیر پرچرب در این خصوص بیش از شیر کم چرب است.

آدامس بدون قند

جویدن آدامس می‌تواند بوی سیر را بپوشاند و درعین‌حال تکه‌های سیر را که بوی سیر را منتشر می‌کنند از بین دندان‌های شما خارج کند.

دانه‌های قهوه

بسیاری از افراد معتقدند که جویدن دانه‌های کامل قهوه یا آسیاب شده آن پس از خوردن سیر می‌تواند بوی سیر را کاهش دهد، البته لازم نیست این دانه‌ها را بخورید. می‌توانید پس از جویدن، آن‌ها را از دهان خود خارج کنید.

استفاده از مکمل‌های سیر

اگر شما جزو آن دسته از افرادی هستید که سیر را به خاطر خواص غذایی و درمانی آن مصرف می‌کنند، می‌توانید به جای مصرف سیر، از مکمل‌های آن استفاده کنید. این مکمل‌ها خواص سیر را دارا هستند، اما بوی بدی ندارند.امیدواریم با استفاده از این راه‌ها بتوانید بوی سیر را از بین ببرید یا حداقل تأثیر آن را کاهش دهید.



منبع: روزنامه آرمان

احادیثی ازپیامبرعظیم الشان اسلام حضرت محمدمصطفی(صلی الله علیه و آله و سلم)





احادیثی ازپیامبرعظیم الشان اسلام حضرت محمدمصطفی(صلی الله علیه و آله و سلم): 1ـ قال رَسُولُ اللّهِ (صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) : لا تُضَیِّعُوا صَلاتَکُمْ، فَإنَّ مَنْ ضَیَّعَ صَلاتَهُ، حُشِرَ مَعَ قارُونَ وَ هامانَ، وَ کانَ حَقّاً عَلىِ اللّهِ أنْ یُدْخِلَهُ النّارَ مَعَ الْمُنافِقینَ.([1])
پیامبر مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)فرمودند: نماز را سبک و ناچیز مشمارید، هر کس نسبت به نمازش بى اعتنا باشد و آنرا سبک و ضایع گرداند همنشین قارون و هامان خواهد گشت و حقّ خداوند است که او را همراه منافقین در آتش داخل نماید.

2ـ قالَ (صلى الله علیه وآله): مَنْ مَشى إلى مَسْجِد مِنْ مَساجِدِ اللّهِ، فَلَهُ بِکُّلِ خُطْوَه خَطاها حَتّى یَرْجِعَ إلى مَنْزِلِهِ، عَشْرُ حَسَنات، وَ مَحى عَنْهُ عَشْرُ سَیِّئات، وَ رَفَعَ لَهُ عَشْرُ دَرَجات.([2])
فرمودند: هر کس قدمى به سوى یکى از مساجد خداوند بردارد، براى هر قدم ثواب ده حسنه مى باشد تا برگردد به منزل خود، و ده خطا از لغزش هایش پاک مى شود، همچنین در پیشگاه خداوند ده درجه ترفیع مى یابد.


3ـ بَیْنَما رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله) جا لِسٌ فِى الْمَسْجِدِ، إذْدَخَلَ رَجُلٌ فَقامَ یُصَلّى، فَلَمْ یُتِمَّ رُکُوعَهُ وَ لا سُجُودَهُ، فَقالَ: نَقَرَ کَنَقْرِ الْغُرابِ، لَئِنْ ماتَ هذا وَ هکَذا صَلوتُهُ لَیَمُوتُنَّ عَلى غَیْرِ دینی.([3])
رسول خدا (صلى الله علیه وآله) در مسجد نشسته بود که شخصى وارد شد و مشغول خواندن نماز شد و رکوع و سجودش را کامل انجام نمى داد و عجله و شتاب مى کرد. حضرت فرمودند: کار این شخص همانند کلاغى است که منقار بر زمین مى زند، اگر با این حالت از دنیا برود بر دین من نمرده است.


4ـ قالَ (صلى الله علیه وآله) لِعَلىّ(علیه السلام): أنَا رَسُولُ اللّهِ الْمُبَلِّغُ عَنْهُ، وَ أنْتَ وَجْهُ اللّهِ وَ الْمُؤْتَمُّ بِهِ، فَلا نَظیر لى إلاّ أنْتَ، وَ لا مِثْلَ لَکَ إلاّ أنَا.([4])
رسول خدا (صلى الله علیه وآله) به امام علىّ (علیه السلام) فرمودند: من رسول خدا هستم، که از طرف او تبلیغ و هدایت مى نمایم; و تو وجه اللّه مى باشى، که امام و مقتداى (بندگان خدا) خواهى بود، پس نظیرى براى من وجود ندارد مگر تو; و همانند تو نیست مگر من.


5ـ قالَ(صلى الله علیه وآله): یا أباذَر، اَلدُّنْیا سِجْنُ الْمُؤْمِن وَ جَنَّهُ الْکافِرِ، وَ ما أصْبَحَ فیها مُؤْمِنٌ إلاّ وَ هُوَ حَزینٌ، وَ کَیْفَ لایَحْزُنُ الْمُؤْمِنُ وَ قَدْ أوَعَدَهُ اللّهُ أنَّهُ وارِدٌ جَهَنَّمَ.([5])
فرمودند: اى ابوذر، دنیا زندان مؤمن و بهشت کافران است، مؤمن همیشه محزون و غمگین مى باشد، چرا چنین نباشد و حال آن که خداوند به او - در مقابل گناهان و خطاهایش - وعده مجازات و دخول جهنّم را داده است.


ادامه نوشته

هوای حرم

دلم هوای حرم کرد و گریه ها کردم

دوباره با دل پر حسرتم دعا کردم

 

هوای روضه گرفتم ، هوای سینه زنی

درون خلوت خود روضه ای به پا کردم

 

درون سینه کشیدم ضریح شش گوشه

به اشک شستم و شش گوشه را طلا کردم

 

به دور قلب کشیدم حصاری از خون آب

نگر چه قتلگهی در دلم بنا کردم

 

مرا به کعبه چه حاجت که قبله ام این جاست

نمازهای گذشته همه قضا کردم

 

سلام حضرت آقا سلام اربابم

گدای هر شبه ام میل کربلا کردم


ارزش بوی دهان روزه دار در نزد خداوند

از امام صادق (سلام ‏الله‌عليه) نقل شده است كه فرمود:

«أوحي الله تبارك وتعالي إلي موسي عليه‏السلام: ما يمنعك من مناجاتى؟

خداوند به حضرت موسي وحي فرستاد، كه چرا با من مناجات  نمي‏كني؟

قال: يا ربّ أُجلّك عن المناجات لِخَلوُف فم الصائم

عرض كرد: خدايا روزه‏ دارم و در حال روزه، دهان خيلي معطر نيست.

فأوحي الله عزّ وجلّ إليه يا موسي لَخَلوُفُ فم الصائم أطْيب عندى من ريح المسك»

خداوند فرمود: اي موسي! بوي دهان روزه ‏دار پيش من از مشك خوشبوتر است

روضة المتقين، ج 3، ص

انسان مگر نمي‏ خواهد در آن عالم مُطيّب و معطّر باشد، آنجا كه ديگر سخن از آهو و نافه آهو نيست كه عطري داشته باشد. آنجا روزه است كه انسان را معطّر مي‏كند. باطن روزه به صورت عطر ظهور مي‏كند، آن هم در سطح بدن و اما مافوق آن را خداي سبحان مي‏داند كه چيست .

برگرفته از کتاب حکمت عبادات ص 141 


نزدیک به شبهای روشن قدر

سلام بر ماه خدا، سلام بر شبهای قدر و سلام بر شما روزه اران وهمسفره های عزیز...

هر چه به شبهای قدر نزدیکتر می شویم تب و تاب آمادگی برای ذکر و فکر و بهره مندی بیشتر و بهتر و دغدغۀ اینکه خدایا شب قدر دارد می آید و من هنوز آماده گی حضور در آن میدان سراسر فیض و لطف را ندارم؟ چیزی و تحفه ای برای ارائه به حضرت دوست و پرونده ای زیبنده که مولایم ببیند و از من شادمان و خشنود شود؟ و مطالبی از این دست که مانند یک نوار فیلم، درون ذهن ما و از مقابل چشمان ما می گذرد اینکه چه می شود؟ باید چه کنیم که در حداکثر ممکن به سود ما بگذرد؟ و این فرصت الهی، تاریکی ها و حجاب ها را برای همیشه از مقابل قلب و روح و فکر ما بزداید؟

کاری کنیم که مرضی رضای حضرت مولا باشد؟ و این یعنی یک تقدیر بلند و سراسر امید، سرشار از خیر و خوبیها و مملو از مهر و محبتهای واقعی و دوست داشتنی و قلبی بیابیم سرشار از خوف و رجاء ...

واقعاً بنظر شما تا شبهای قدر که همه حقیقتاً آرزوی درک آن که "خیر من الف شهر" است را دارند باید چه کنیم؟ چگونه باشیم؟ توصیه ای، نسخه ای، از قرآن و کلام معصومین (ع)، و یا توصیه، تجربه و خاطره ای، و هر مطلبی که در این مسیر رهنما و راهگشاست از خودتان، بزرگان و اساتیدتان برای استفاده ما و دوستان اهداء بفرمایید.

التماس دعا

خوش طعم کردن غذا

تـوصـیـه جالب جهت خوش طعم کردن غذا


بهترین آشپز دنیا هم که باشید، وقتی اسم میهمان و میهمانی شام بیاید، دست و پایتان را گم می کنید و استرس می گیرید که حالا چه کار کنم …

آشپز

۹ توصیه برای خوش طعم کردن گوشت

۱) برای طعم دار کردن گوشت، اول از همه باید بدانید که گوشت را می خواهید کبابی کنید یا خورشتی یا استیک!

۲) بهتر است گوشت قرمزی را که می خواهید کباب کنید، از ۳ ساعت قبل در کیوی رنده شده، نمک، فلفل قرمز، کمی سس مایونز یا ماست و کره بخوابانید.

۳) گوشت مرغ کبابی را باید یک روز قبل در مخلوطی از آبلیمو، فلفل دلمه ای، روغن زیتون، فلفل سیاه، زعفران و نمک قرار دهید.

۴) برای بهتر پختن و طعم گرفتن گوشت قرمز کبابی پیش از طعم دار کردن، بافت آن را با پشت چاقو کمی باز و نرم کنید.

۵) ترکیبی از زعفران، نمک، فلفل سیاه و سرکه از بهترین طعم دهنده ها به گوشت ماهی است.

۶) اگر می خواهید گوشت قرمز یا مرغ را بپزید، بهتر است پیش از این کار، آن را با پیاز، فلفل سیاه و کمی زردچوبه خوب سرخ کنید و بعد آن را بپزید. با این کار، هم گوشت طعم بهتری پیدا می کند و هم از نظر ظاهری بافتش را از دست نمی دهد.

۷) ساقه کرفس و فلفل دلمه ای عطر بسیار خوبی به مرغ پخته می دهند.

۸) می توانید برای بهتر شدن عطر و طعم گوشت استیکی، آن را از روز قبل در مخلوطی از سرکه، روغن کنجد، نمک، فلفل قرمز، فلفل دلمه ای و برگ کرفس خام و حتی کمی آب گوجه فرنگی بخوابانید.

۹) حواستان باشد که گوشت قرمز را با آب سرد و مرغ را با آب گرم بپزید تا طعم بهتری پیدا کنند. برای پختن هریک عدد مرغ کامل، یک لیوان آب کافی است و شما با افزودن آب بیشتر، فقط طعم مرغ را از بین خواهید برد!

۷ توصیه برای خوش طعم کردن سبزی ها

۱) بهتر است برخی از سبزی ها مانند هویج، گل کلم، پیاز و گوجه فرنگی را اصلا نپزید. چون این سبزی ها به صورت خام خوشمزه تر هستند. شما می توانید آنها را قطعه قطعه و با کمی آبلیمو طعم دار کنید و کنار ظرف غذایتان بچینید. اگر سفت و سختی هویج برای شما یا کودکتان قابل تحمل نیست، می توانید آن را رنده کنید تا خوردنش آسان تر شود.

۲) هیچ طعم دهنده ای مانند پودر سیر، فلفل سیاه و مقدار بسیار کمی نمک نمی تواند سبزی های شما را خوش طعم کند. افزودن کمی کره، روغن زیتون یا روغن کنجد به سبزی های پخته هم می تواند طعم فوق العاده ای به آنها ببخشد.

۳) هرگز به سبزی هایی که قرار است پخته شوند، آبلیمو یا سرکه اضافه نکنید. این کار باعث تلخ و بدبو شدن آنها می شود. شما می توانید آبلیمو و سرکه را بعد از پخت به سبزی ها اضافه کنید.

برای اینکه ویتامین ها، شکل و بافت سبزی ها از دست نروند و بی طعم نشوند، بهتر است به جای آب پز کردن یا جوشاندن آنها، از روش بخارپز استفاده کنید.

۴) ذرت، نخودفرنگی، باقلا و لوبیاسبز را بلافاصله بعد از پخت از داخل ظرف خارج کنید تا پوست رویی آنها جدا نشود و ظاهر زشتی پیدا نکنند. در ضمن، افزودن کمی کره، نمک و آویشن می تواند طعم این سبزی ها را بسیار مطلوب تر کند.

۵) اضافه کردن کمی نمک، گردوی آسیاب شده، کره و پونه خشک به سیب زمینی پخته شده، طعم فوق العاده جدیدی را به این خوراکی مفید می دهد.

۶) پختن ساقه کرفس، کنگر و بروکلی با آب مرغ یا آب گوشت باعث خوش طعم شدن این سبزی ها می شود. البته به شرطی که زیاد حرارت نبینند و بعد از پخت هم کمی سرکه بالزامیک به آنها اضافه شود!

۵ توصیه برای خوش طعم کردن برنج

۱) اگر می خواهید برنج آبکش سفید درست کنید، بهتر است داخل آب در حال جوش برنجتان چند عدد دانه هل یا یک چوب دارچین بیندازید. این طوری هم برنجتان خوش طعم می شود و هم رنگ نمی گیرد.

۲) بهتر است به جای اضافه کردن رب به لوبیاپلو یا سایر پلوهایی که به رب نیاز دارند، از گوجه فرنگی رنده شده یا آب آن استفاده کنید.

۳) همیشه اضافه کردن روغن زیتون، روغن کنجد و کره به برنج می تواند طعم بهتری به آن بدهد. اگر می خواهید ته چین درست کنید، داخل برنج در حال جوش کمی زردچوبه بریزید و پس از آبکش کردن، به برنجتان زعفران بزنید. با این روش هم طعم زعفران حفظ می شود و هم رنگ برنج زردتر خواهد بود.

۴) اگر عادت دارید برنج میهمانی را از یکی، دو روز قبل خیس کنید، حتما داخل آب آن چند عدد دانه هل، برگ بو، برگ پونه یا برگ نعناع تازه بریزید تا برنج خوش طعم تری را جلوی میهمان های تان بگذارید.

[ دوشنبه دوم بهمن 1391 ] [ 16:42 ] [ جوادقاضی جهانی ]

محرم

عکس های ماه محرم و روز عاشورا

احترام به پدرومادر

خداوند بزرگ در قرآن سوره احقاف آیه 15میفرماید:ما انسان را به احسان در حق پدر و مادر سفارش کردیم . یاد کنید که مادر نه ماه چگونه با رنج و زحمت بارحمل را کشید وبا درد و مشقت بسیار وضع حمل کرد و مدت حمل و شیرخوارگی کودک را طی سی ماه تحمل نمود . در این آیه خداوند احسان به پدر و مادر را امر فرموده و بیشتر حق مادر را بیان فرموده . حق مادر شخصی به محضر رسول خدا -ص- آمد وار حق پدر بر فرزند سوال کرد .پیامبر فرمود :حق پدر بر فرزند آن است که فرزند در زندگی به پدر کمک کند .پس از ان سوال کرد حق مادر چیست؟پیامبر -ص- فرمود :هیهات ،هیهات اگر به شمارش سنگ های کوه ها و ریگ های بیابان و قطرات بارانی که از اول دنیا تا کنون به زمین باریده است به مادر خدمت کنید با یک روز که مادر شما را در رحم خود حمل نموده است برابر نمی شود . پیامبر فرمود :بهشت زیر پای مادران است . درب بهشت شخص آمد خدمت رسول اکرم -ص- گفت قسم خورده ام درب بهشت را ببوسم ،چکارکنم مساوی ان باشد؟پیامبر فرمود:اگر پای مادر و پیشانی پدر را ببوسی مثل ان است که درب بهشت را بوسیده ای. حقوق مادر امام سجاد -ع- در رساله حقوق میفرماید:اما حق مادرت که دانستنش لازم است 1- تورا در درون خود برداشته که احدی کسی را در ان جا راه ندهد .واز میوه دلش به تو خورانده که احدی از ان به دیگری نخورانده است . 2-اوست که تو را با گوشش وچشمش و دستش وپایش ومویش وسرا پایش و همه اعضایش نگهداری کرده و بدین فداکاری خرم و شاد و مواظب بوده است . 3-هر ناگواری،درد،نگرانی و غمی را تحمل کرده وبادست قدرت خویش تو را از انها دفع کرده است . 4-او خوش بوده است که تو سیر باشی واو گرسنه باشد .تو جامه بپوشی و او برهنه باشد .تو را سیراب کند و خودش تشنه باشد .تو را در سایه بدارد و خودش در آفتاب باشد .و با بیداری خود تو را خواب کند . .

عيد غدير والاترين عيد اسلامي

عيد غدير والاترين عيد اسلامي


 


عید غدير، عيد الله الاکبر و عيد آل محمد و ارزشمندترين و والاترين عيد اسلامي‏ است. هيچ روزي در طول سال،

فرخنده‏ تر و مبارک‏ تر از اين روز مقدس نزد شيعيان اهل‏بيت نيست

هویت شهری

هویت شهری

 

 
 
 
 
شهرنشینی فرهنگ و مدنیت تعریف شده‌ای دارد كه در چارچوب مدنیت شهری، هویت شهری شكل می‌گیرد، اما متأسفانه ما نتوانسته‌ایم ساكنان كلان‌شهرها را در قالب مدنیت با مشخصه‌های شناخته شده شهرنشینی همگام كنیم.

تا زمانی كه ساكن شهرهای بزرگ شویم اما همگام با توسعه شهر، رشد و حركت نكنیم، تنها كالبد فیزیكی شهر را ساخته‌ایم و از كالبد درونی شهر، نشاط آدم‌ها و هویت شهرنشینی غافل شده‌ایم.

ویژگی بارز كشورهای در حال توسعه رشد بسیار سریع شهرنشینی و مهاجرت كنترل نشده از روستاها و شهرهای كوچك به كلان‌شهرهایی است كه مركز تجمع و تمركز امكانات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و... شده‌اند.

هر چند كه طی سال‌های اخیر با پدیده‌ بازگشت جمعیت شهرنشین به مناطق حومه مواجه شده‌ایم اما همچنان با افزایش مهاجرت به كلان‌شهرها و گسترش سریع زندگی شهرنشینی روبه‌رو هستیم، بدون آن كه توانسته باشیم هویت كامل شهرنشینی مطابق با چارچوب و تعاریف بین‌الملل را  پیدا كنیم.

هر چند ما ایرانیان هویت هنری و مذهبی شاخص و دیرینه‌ای داریم اما نتوانسته‌ایم هویت شهروندی مناسبی پیدا كنیم زیرا مدنیت ما شكل قوی به خود نگرفته است و ما در این مورد در حد متوسط كشورهای جهان سوم باقی مانده‌ایم، این در حالی است كه خیلی از كشورهای آسیایی هویت شهروندی قوی‌تری در مقایسه با ما دارند.

مطالعات سازمان ملل تحت عنوان «شاخص توسعه انسانی» كه همه ساله میان كشورهای جهان انجام می‌شود، كمك شایان توجهی به شناخت میزان رشد و ركود هویت شهرنشینی و مدنیت میان كشورهای جهان می‌كند. در شاخص توسعه انسانی یك‌سری مبانی كلی  مانند آمار مرگ و میر، تولد نوزادان، افزایش سواد، استفاده از خدمات فرهنگی، تعداد دانشجویان یك كشور و... بررسی می‌شود كه به مجموع این تحولات امتیازاتی داده می‌شود و در نهایت از مجموع این امتیازها یك شاخص به دست می‌آید كه بیانگر رشد هویت شهرنشینی مردم یك شهر و كشور است.

معاونت طرح و برنامه سازمان زیباسازی شهرداری تهران درباره شاخص توسعه انسانی می‌گوید: میزان استفاده مردم از مراكز فرهنگی، عمومی، تئاترها، فرهنگسراها و خدمات اجتماعی و رفاهی، مانند  استفاده مناسب از خدمات حمل و نقل عمومی به جای خودروهای شخصی و پایبندی به قوانین شهری «راهنمایی و رانندگی» و... بیانگر رشد توسعه انسانی یك جامعه است و همه این عوامل نشان می‌دهد مردم یك جامعه آگاهانه یا ناخودآگاه می‌خواهند به بهبود اوضاع خود كمك كنند.

در واقع شهر مركز مدنیت است و درجه مدنیت كشور از روی همین شاخص‌ها بررسی می‌شود و زمانی كه این شاخص‌ها افزایش یابد نشان دهنده ارتقاء هویت شهروندی یك شهر و كشور است. اما متأسفانه وقتی هویت شهر را در قالب مدنیت می‌سنجیم و شاخص‌ها را ارزیابی می‌كنیم، می‌بینیم ما هنوز از استانداردها و تعاریف بین‌المللی مدنیت و شهرنشینی عقب هستیم.

آموزش و هویت شهری

معاونت طرح و برنامه سازمان زیباسازی معتقد است:  شهرنشینی، فرهنگ و مدنیت تعریف شده‌ای دارد كه در چارچوب مدنیت شهری، هویت شهری شكل می‌گیرد اما متأسفانه ما نتوانسته‌ایم ساكنان كلان‌شهرها را در قالب مدنیت با مشخصه‌های شهرنشینی همگام كنیم و تا زمانی كه ساكن شهرهای بزرگ شویم اما همگام با توسعه شهر، رشد و حركت نكنیم، شهر آبادی نخواهیم داشت.

 اما برای رسیدن به مدنیت و هویت شهروندی گام اول آموزش چارچوب شهروندی از همان سال‌های ابتدایی تحصیل است. چرا كه این دانش‌آموزان مدیران اجرایی آینده هستند و تا زمانی كه یك مدیر مدنیت و چارچوب آن را نشناسد، چطور می‌تواند طراحی شهری و مدیریت شهری صحیح داشته باشد. در واقع همان‌طور كه ما به كودكان خود مدنیت مذهبی و ایرانی را آموزش می‌دهیم تا بتوانیم آموزه‌های مدنیت شهری را هم داشته باشیم.

 هر چند سازمان زیباسازی می‌تواند از نمادهای شهری به عنوان ابزارهای آموزشی استفاده كند و در حال حاضر به وسیله تابلوهای تبلیغاتی و نمایشگرها.... در سطح شهر پیام‌های شهروندی را  القاء ‌می‌كند، اما این‌گونه آموزش‌ها برای افراد بزرگسال جامعه و حتی مسئولان كارایی چندانی ندارد چرا كه ما در زمان فراگیری و آموزش الگوی مناسب شهری نداشته‌ایم و اكنون این پیام‌ها چندان گره‌گشا نیست، پس در نتیجه باید آموزش را از سطوح میانی و پایین‌تر آغاز كنیم.


نكته دیگری كه معاونت طرح و برنامه سازمان زیباسازی، به آن اشاره كرد و آن را راهكاری برای گسترش و آموزش هویت شهری دانست، تهیه و تبیین یك منشور اخلاقی شهروندی است كه در آن، حوزه اختیارات و وظایف مردم و مسئولان تعریف شود.


وی با اشاره به اینكه شاید لازم باشد این طرح و پیشنهاد به كمیسیون فرهنگی- اجتماعی شورای شهر ارائه شود، اجرای آن را در درازمدت مؤثر ارزیابی كرد و گفت: حتی این منشور می‌تواند به عنوان یك چارچوب و بخشی از وظایف شهرداری‌ها در گسترش هویت شهری تعریف شود.


اما جای تردید نیست كه آموزش پیگیر و اصولی برای افراد جامعه به‌ویژه آن دسته كه در سن آموزش هستند، می‌تواند تأثیرات كاربردی بر گسترش فرهنگ شهروندی و ترویج مدنیت در میان ساكنان یك شهر و كشور داشته باشد. مهندس مهدی گلشن معاون آموزش و امور مناطق سازمان زیباسازی در این باره می‌گوید: بار اصلی آموزش بر دوش نهاد آموزش‌و‌پرورش گذاشته شده است اما سازمان زیباسازی، بخشی از فعالیت‌هایش را به بعد آموزشی و فرهنگی اختصاص داده است؛ چنان كه در حال حاضر در سطح شهر تهران حدود 30 تا 40درصد از فضاهای تبلیغاتی مانند تابلوها، بیلبوردها، نمایشگرها و... در قالب طرح‌های گرافیكی و نوشتاری به آموزش و ارائه پیام‌های شهروندی و شهرنشینی می‌پردازند.

 علاوه بر این، طی تابستان حدود دوازده تور تحت عنوان شهروندی برای دانش‌آموزان تدارك دیده شد كه طی این سفرهای یك‌روزه، دانش‌آموزان با اصول شهرنشینی و هویت محله‌های قدیمی، آشنا می‌شدند. یكی دیگر از فعالیت‌های سازمان در حوزه شهرنشینی و آموزش چارچوب مدنیت، توزیع 300هزار نسخه برنامه فرهنگی در آغاز مهرماه بود كه پشت این برنامه‌های هفتگی، پیام‌های آموزشی درج شده بود.


مهندس گلشنی با اشاره به اینكه ما زمانی در امر آموزش موفق می‌شویم كه آموزش را از سنین كودكی آغاز كنیم و مخاطب اصلی ما آنها باشند، به رایزنی‌هایی كه با آموزش‌وپرورش داشته‌اند تا بتوانند آموزش در بعد شهرنشینی و زیباسازی را به متون آموزشی مدارس بكشانند، اشاره كرد.

جایی برای بودن

مردمی كه پیشینه تاریخی- فرهنگی و... خود را ندانند یا آن‌قدر از آن فاصله گرفته باشند كه دیگر در مراودات و مناسبات روزانه زندگی آنها دخیل نباشد و در مجموع هویت گذشته خود را فراموش كرده باشند، نمی‌توانند شهر و آینده خود را بسازند.

از زمانی كه طی 30- 40سال گذشته، شهرها، شهرك‌ها و مجتمع‌های مسكونی به‌سرعت ساخته شدند، سپس آدم‌هایی از نقاط مختلف كشور با فرهنگ‌ها و پیشینه سنتی مختلف به آن تزریق شد، هویت محله‌ای از بین رفت و معنی همسایه تغییر كرد.

این در حالی است كه اگر به شهرهای گذشته ایران نگاه كنیم متوجه ساختار به‌سامان ‌آنها می‌شویم كه دارای معنی و محتوا بوده‌اند. ساختار كوچه‌ها، عرض معابر، شكل میدان‌ها و... همه به گونه‌ای بوده است كه بین مردم یك شهر، ارتباط محله‌ای و هویت اجتماعی ایجاد می‌كرده است كه همه این عوامل، یك ساختار فیزیكی و كالبدی با عنوان محله به وجود می‌آورده است.

اما شاید طرح تازه شهرداری و سازمان زیباسازی به عنوان «مركز محله» بتواند این هویت محلی، اجتماعی ازدست‌رفته را احیاء كند.

مهندس گلشنی با اشاره به اینكه ما در گذشته مراكز و پاتوق‌هایی در شهرها و حتی روستاها داشته‌ایم كه محل تجمع اهالی و بیان مشكلات و ارائه نظرات بوده است، گفت: طرح مركز محله با انتخاب و بهسازی یك مركز از هر محله‌ای سعی در ارتقای هویت محله و شهروندی دارد.

اما مركز محله به مفهوم یك ساختمان یا بنا نیست، بلكه فضایی روباز  از یك نقطه از محله است كه امكان تردد و تجمع افراد را فراهم می‌كند و به عنوان مركزی برای  انتقال اطلاعات، ارائه  راهكار برای رفع مشكلات محله و مركزی برای ارتقاء مناسبات و ارتباطات مردمی تبدیل می‌شود.

مهندس گلشنی مركز محله را صرفاً یك كانون اجتماعات مردمی دانست و گفت: این مركز در اختیار خود مردم است و نقشی جز تقویت كاركردهای گروهی و جمعی، از آن انتظار نمی‌رود.

اما این مراكز محله از طریق شورایاران و معتمدان محلی با شهرداری‌های مناطق در ارتباط هستند و در واقع شورایاران، نماینده مردم در شهرداری‌ها هستند برای انتقال مشكلات و اعلام نیازها و برعكس، نماینده شهرداری‌ها میان مردم هستند برای اطلاع‌رسانی و انتقال پیام شهرداری‌ها به مردم محله. البته در طرح مركز محله، ارتباط بی‌واسطه شهرداری‌ها با مردم محله در نظر گرفته شده است.

مهندس گلشنی با اشاره به اینكه 371 محله در شهر تهران وجود دارد كه هر كدام ده شورایار دارند، گفت: اینها پتانسیل‌های مناسبی هستند برای آنكه بتوانیم با همیاری این شورایاران و ایجاد مراكز محله، مشاركت‌های مردمی را جلب كنیم و مباحث آموزش شهروندی و شهرنشینی را مؤثرتر از قبل داشته باشیم.

وی با اشاره به اینكه نخستین همایش شورایاران و شهرداری‌ها برای ایجاد مركز محله در دوم شهریور سال جاری برگزار شد، گفت: پس از بهسازی و انتخاب یك مركز محله، تعیین اولویت‌ها و نیازهای محله‌ای هر منطقه، حداكثر از اواسط سال 86 به بعد، طرح مراكز محله عملیاتی خواهد شد.

به بیان دیگر، روند رویكرد محله‌گرایی در شهرداری‌ها و تعامل آنها با شورایاری‌ها طی دوره جدید توانسته است به عنوان نخستین گام‌های گسترش فرهنگ شهروندی مطرح شود. معاونت طرح و برنامه سازمان زیباسازی با اشاره به فعالیت‌هایی مانند ایجاد مركز محله كه در آن شهرداری‌ها می‌توانند در سلسله مراتب پایین‌تری غیر از شوراها با شورایاران و معتمدان محلی و حتی اهالی یك محل نه به صورت تشریفاتی، بلكه عملیاتی، تعامل و مشاركت داشته باشند، گفت: مدیریت هماهنگ و منسجم شهری، تنها در صورتی محقق می‌شود كه بتوانیم اداره محله‌ها را به خود اهالی بسپاریم و هویت شهروندی و محله‌گرایی را تقویت كنیم.

 وی ایجاد صندوق‌های وام، مركز فروش اوراق مشاركت محلی و تعامل و همكاری میان دو محله همسایه را از اهداف بلندمدت طرح زنده‌سازی هویت و بهسازی محلات شهر تهران در راستای گسترش فرهنگ شهروندی ذكر كرد.

روشهای حالب غلبه بر عادات بد غذایی که باعث چاقی می شود

روشهای حالب غلبه بر عادات بد غذایی که باعث چاقی می شود

آیا عادات بد غذاییتان لاغر و متناسب شدن را برایتان دشوار کرده است؟ اگر اینطور است، در زیر توصیه‌هایی ارزشمند برای غلبه بر آنها آورده‌ایم.

معمولاً جلوی تلویزیون که می‌نشینید یک ظرف تنقلات مقابلتان می‌گذارید و به خودتان که می‌آیید می‌بینید که آن را تمام کرده‌اید؟ شاید هم جزء آن دسته از افراد باشید که تصور می‌کنند برای سرعت غذا خوردنشان باید رکورد بزنند؟ اگر این خصوصیات به نظرتان آشنا می‌رسد، احتمالاً عادات غذایی بدی دارید. اما نگران نباشید. فقط شما نیستید که با چنین مشکلاتی درگیرید.

هرساله میلیون‌ها نفر در سراسر جهان ساعات بیشماری را صرف غلبه بر عادات بد غذایی خود می‌کنند اما تعداد قابل توجهی از آنها با شکست مواجه می‌شوند. چرا؟ چون دست کشیدن از یک رفتار که برایتان به شکل عادت درآمده است کار ساده‌ای نیست. به همین دلیل است که تصمیم گرفته‌ایم توصیه‌های پزشک متخصص تغذیه، دکتر ایان را در این رابطه برایتان ارائه کنیم.

یک عادت بد چیست؟

به اعتقاد دکتر ایان، عادت رفتار و عملی است که بدون فکر کردن انجام می‌دهیم، یعنی اتفاقی ناخودآگاه. اگر تصور میکنیم که این عادت مطلوب نیست، به آن برچسب "عادت بد" می‌زنیم. دکتر ایان توضیح می‌دهد که یک عادت بد عادتی است که حتی اگر دیگر به آن فکر نکنیم هم باز آن را انجام می‌دهیم.

چه چیزی موجب عادات بد غذایی می‌شود؟

درست مثل هر عادت بد دیگری، عوامل مختلفی می‌تواند افراد را به سمت بد غذا خوردن بکشاند. به اتقاد دکتر ایان، عواملی هستند که علت و سرمنشاء اکثر عادات بد غذایی می‌باشند:

• نداشتن نظم
• استرس
• راحت‌طلبی

در زیر به بررسی 5 مورد از متداولترین عادات بد غذایی می‌پردازیم.

عادت 1: پرخوری

توضیح: فریادهای دل بیچاره‌تان که حسابی سیر شده است را نادیده می‌گیرید و به خوردن ادامه می‌دهید.
ریشه مشکل: نداشتن نظم و قانون

راهکار: پرخوری معمولاً در نتیجه گرسنگی زیاد اتفاق می‌افتد. برای مقابله با پرخوری، سعی کنید قبل از اینکه زیادی گرسنه شوید، غذا بخورید. موقع غذا خوردن، سعی کنید غذا را به آرامی بخورید و هر لقمه را حسابی بجوید. برای مغز مدتی طول می‌کشد تا احساس سیری را ثبت کند، به همین علت کندتر کردن سرعتتان موجب می‌شود به اندازه کافی غذا بخورید. و آخر اینکه سعی کنید به همه جنبه‌های زندگیتان نظم بیشتری بدهید. منظم کردن زندگی راه خوبی برای شروع است.

عادت 2: خوردن غذاهای ناسالم

توضیح: بدون توجه به هرم موادغذایی مهم برای بدن، هر غذای ناسالمی را می‌خورید.

ریشه مشکل: راحت‌طلبی

راهکار: دلیلی دارد که به غذاهای ناسالم اینطور می‌گویند. غذاهای ناسالمی که همیشه می‌خورید ندرتاً مغذی هستند و علاوه بر این سیرتان هم نمی‌کنند به همین دلیل در خوردن آنها زیاده‌روی می‌کنید. افراد از خوردن غذاهای مشابه خسته می‌شوند به همین دلیل غذاهای ناسالم فوری برای آنها راحت‌تر است. نباید اسیر این راحت‌طلبی شوید. غذاهای سالم هم می‌توانند به همان اندازه غذاهای ناسالم متنوع باشند اما انگیزه برای تغییر باید از درونتان ایجاد شود. برای شروع، می‌توانید به یک کلاس آشپزی بروید تا با انواع بیشتری از غذاها آشنا شوید.

عادت 3: تند غذا خوردن

توضیح: هر وعده غذایی برای شما یک مسابقه محسوب می‌شود و سعی می‌کنید هر بار رکوردتان را بهتر کنید.

ریشه مشکل: استرس

راهکار: اگر استرس را دغدغه‌های فکری زیادی دارید، این احتمال وجود دارد که در غذا خوردن شما نمودار شود. راهکار این است که خودتان تلاش کرده و کمی سرعت غذا خوردنتان را پایین بیاورید. می‌توانید با انتخاب غذاهای پیچیده‌تر که نیاز به وسایل و زمان زیادی برای تمام کردن داشته باشند، شروع کنید. با یادگیری برخی تکنیک‌های کاهش استرس مثل مدیتیشن می‌توانید ریشه مشکلتان را نیز برطرف کنید.

عادت 4: پر‌خوری آخر هفته

توضیح: در طول هفته هیچ نمی‌خورید اما به آخر هفته که می‌رسد هیچ چیز جلو دارتان نیست.

ریشه مشکل: نداشتن نظم

راهکار: چه بخواهید وزنتان را پایین بیاورید یا آن را حفظ کنید، 5 روز تلاش و کم‌خوری خیلی راحت با دو روز پرخوری آخر هفته جبران خواهد شد. اگر مشکلتان بیرون غذا خوردن است، قبل از اینکه به رستوران بروید در خانه یک غذای سبک بخورید. و در طول هفته هم خیلی خودتان را محدود نکنید. هیچکس نمی‌تواند همیشه سالم غذا بخورد، عملی نیست.

عادت 5: پرخوری پای تلویزیون

توضیح: زمانیکه پای تلویزیون می‌نشینید، کنترل آن را در دستتان گرفته و دیگر هیچ توجهی به تنقلاتی که وارد دهانتان می‌شود ندارید.

ریشه مشکل: مختلف.

راهکار: اینگونه پرخوری‌ها می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد. شاید استرستان زیاد باشد و با اینکار تلاش کنید که به دغدغه‌هایتان کمتر فکر کنید یا شاید هم راحت‌تر باشد که شامتان را با برنامه‌تلویزیون محبوبتان صرف کنید. باید اول ریشه مشکل را پیدا کنید. دلیل آن هر چه که باشد باید این عادت را ترک کنید. لطفی در حق خودتان بکنید و غذا را از جلو تلویزیون جدا کنید. اگر می‌خواهید همراه تلویزیون تنقلات بخورید، یک سهم غذایی مشخص از قبل برای خودتان تهیه کنید و فقط همان مقدار بخورید.

ترک عادت

هیچکس نمی‌تواند وقتی صحبت از لذت‌های مربوط به شکم است، ادعای بیگناهی کند، بنابراین اولین قدم برای هر برنامه ترک عادات بد غذایی تشخیص مشکل و ضعف‌هایتان است. این حرف ما نیست، حرف متخصصین است: دکتر ایان می‌گوید، "برای موفقیت تغییراتی که می‌خواهید ایجاد کنید، باید رابطه‌تان با غذا، انگیزه‌تان برای کم کردن وزن و هدف‌هایتان را دوباره ارزیابی کنید. نقاط ضعفتان را پیدا کنید و نرم‌نرم روی آنها کار کنید. همیشه به این فکر کنید که می‌توانید حتی به سخت‌ترین هدف‌هایتان هم برسید."

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم آبان 1391ساعت 8:54  توسط رز  |  نظر بدهید

ويژگي‌هاي رژيم‌ صحيح كاهش وزن/يك كيلوگرم در هفته

كاهش وزن مناسب از طريق رژيم هاي لاغري به ميزان نيم تا يك كيلوگرم در هفته است
يك روزه لاغر نمي‌شويد
جام جم آنلاين: چاقي و اضافه وزن مشكل شايع اين روزگار است و افراد زيادي از كودك و جوان گرفته تا ميانسال و سالمند با آن دست به گريبان هستند. چاقي نه‌تنها سلامت افراد را به خطر مي‌اندازد، بلكه از نظر ظاهري هم دردسرساز است.

بنابراين كاملا طبيعي است كه افرادي با هدف سود بيشتر اقدام به تبليغات غيرواقعي كنند؛ تبليغاتي كه از لاغرشدن طي يك هفته يا كاهش وزن آسان و بي‌دردسر خبر مي‌دهد.

اما بايد بدانيد لاغرشدن هم اصول خاصي دارد كه اگر رعايت نشود، مشكل‌ساز است.‌ گيتي بهدادي‌پور، كارشناس تغذيه و رژيم‌درماني در گفت‌وگو با «جام‌جم» درباره ويژگي‌هاي رژيم‌ صحيح كاهش وزن توضيح مي‌دهد: يكي از نكات مهمي كه بايد در رژيم‌هاي كاهش وزن رعايت شود استفاده از همه گروه‌هاي غذايي است؛ به اين معني كه از تمام گروه‌ها بايد به مقدار مناسب و توصيه‌شده استفاده شود.

وي با اشاره به گروه‌هاي غذايي مختلف مي‌گويد: رژيم غذايي متعادل بايد شامل همه گروه‌هاي غذايي يعني نان و غلات، ميوه، سبزي، گوشت و حبوبات، شير و لبنيات و سهم كمي از روغن‌ها و چربي‌ها باشد.

به گفته وي، بايد از رژيم‌هاي لاغري كه سبب كاهش وزن سريع مي‌شود، اجتناب كرد و بهتر است كاهش وزن به ميزان نيم تا يك كيلوگرم در هفته باشد.

رژيم‌هاي تك‌خوري، ممنوع!

با توجه به اين‌كه بر اساس رژيم‌هاي لاغري متعادل در هفته فقط بايد نيم تا يك كيلوگرم كاهش وزن داشته باشيد، شايد اين سوال براي شما هم مطرح شود كه كاهش وزن 10 كيلوگرم در هفته چيست؟ چرا در بعضي از تبليغات ادعا مي‌شود وزن فرد را در مدت يك ماه تا 20 كيلوگرم كاهش مي‌دهند؟ و...

بهدادي‌پور در پاسخ مي‌گويد: اين رژيم‌ها براي سلامت فرد دردسرساز است و ممكن است عوارضي جدي ايجاد كند. رايج‌ترين اين نوع رژيم‌ها، رژيم‌هاي تك‌خوري است؛ به‌عنوان مثال رژيم پروتئين نوعي رژيم تك‌خوري است كه در آن گروه غذايي اصلي را كه گروه غلات است، كاملا حذف مي‌كنند و مصرف گروه پروتئين را افزايش مي‌دهند.‌ وي‌با اشاره به عوارضي كه اين رژيم‌ها در درازمدت براي فرد ايجاد مي‌كند، توضيح مي‌دهد: اين رژيم‌ ممكن است موجب لاغرشدن فرد شود، اما آب بدن را نيز كاهش مي‌دهد. پروتئين در بدن به اوره تبديل و از طريق كليه‌ها دفع مي‌شود بنابراين مشخص است كه تا چه حد مي‌تواند مشكل‌آفرين باشد.

به گفته اين كارشناس تغذيه، مواد قندي سوخت اصلي سيستم عصبي محسوب مي‌شود و به همين دليل حذف نشاسته و مواد قندي از رژيم غذايي موجب بروز عوارضي مانند افسردگي، ريزش مو و حتي كم‌خوني مي‌شود.

وي با اشاره به اين‌كه سبزيجات كمترين ميزان كالري را دارد، مي‌گويد: اگر براي لاغرشدن فقط از گروه سبزيجات استفاده كنيد نيز با عوارضي مانند كمبود پروتئين، كمبود آهن و B12 روبه‌رو مي‌شويد. بنابراين استفاده از رژيم‌هاي تك‌خوري 100 درصد اشتباه است.

گول تبليغات را نخوريد

ميل و اشتياق مردم براي لاغرشدن با شيوه‌اي آسان و در مدتي كوتاه باعث شده است افراد زيادي به فكر سوءاستفاده بيفتند. بهدادي‌پور در اين مورد خاطرنشان مي‌كند: اگر بخواهيم وزن را به شيوه‌اي علمي كاهش دهيم به طوري كه فقط چربي بسوزد و ماهيچه و آب بدن از بين نرود، فقط بايد به ميزان ماهي 2 تا 4 كيلوگرم كاهش وزن داشته باشيم.

بهدادي‌پور با تاكيد بر نقش ورزش در رژيم‌هاي لاغري توضيح مي‌دهد: ورزش، سوخت‌ و ساز بدن را افزايش مي‌دهد و از اين طريق باعث كاهش وزن مي‌شود. بنابراين رژيم اصولي كاهش وزن همراه با ورزش، بهترين شيوه لاغرشدن است.

به گفته وي، كاهش وزن كار چندان راحتي نيست و در مدت يك روز و يك هفته اتفاق نمي‌افتد‌ به‌طوري كه اگر رژيم غذايي ثابتي داشته باشيد، بايد 25 تا 30 ساعت بدون توقف پياده‌روي كنيد تا يك كيلوگرم چربي بسوزانيد.

آيا با قرص لاغر مي‌شويم؟

خوردن چند عدد قرص، به جاي چند ساعت ورزش و رژيم گرفتن كاري ساده به نظر مي‌رسد؛ اما آيا واقعاً چنين شيوه‌اي درست است و هيچ مشكلي ايجاد نمي‌كند؟

بهدادي‌پور با بيان اين‌كه مردم براي لاغرشدن ترجيح مي‌دهند بيشتر از داروهاي لاغري استفاده كنند، مي‌گويد: امروزه انواع داروهاي گياهي و شيميايي براي لاغرشدن در بازار موجود است؛ اما بايد دقت داشته باشيد هيچ‌يك از داروهاي گياهي به طور مستقيم چربي‌ها را از بين نمي‌برد و فقط اشتهاي فرد را كاهش مي‌دهد.

به گفته اين كارشناس تغذيه، اگر بخواهيد با كاهش اشتها وزنتان را كم كنيد، شيوه‌هاي سالم‌تر و ساده‌تري نيز وجود دارد؛ به عنوان مثال اگر 15 دقيقه قبل از شروع غذا 2 ليوان آب بخوريد يا 30 دقيقه قبل از غذا يك بشقاب سالاد سبزيجات مصرف كنيد، اشتهاي كمتري خواهيد داشت.

وي با اشاره به انواع داروهاي شيميايي لاغركننده مي‌گويد: داروهاي لاغري با نام‌هاي تجاري مختلفي وارد بازار مي‌شود به همين دليل هنگام خريد بايد دقت داشته باشيد دارو حتما تاييديه وزارت بهداشت را داشته باشد ؛ چرا كه در غير اين صورت ممكن است عوارضي براي شما ايجاد شود؛ همچنين خوب است بدانيم در برخي از داروهاي غيرمجاز حتي از مواد مخدر براي كاهش اشتها استفاده مي‌شود.

به گفته اين كارشناس تغذيه، اگر رژيم لاغري اصولي باشد و توسط فردي متخصص طراحي شود هيچ‌گونه عارضه‌اي ايجاد نمي‌كند؛ اما نكته مهم اين است كه امروزه مردم براي تهيه رژيم مناسب، لزوما به افراد متخصص مراجعه نمي‌كنند.‌ وي مي‌افزايد: اگر پس از استفاده از رژيم دچار ناراحتي‌هاي اعصاب مانند پرخاشگري شديد، احساس سرگيجه و ضعف داشتيد و چشم‌تان سياهي مي‌رفت يا اين‌كه ريزش موي شديد پيدا كرديد بايد هر چه سريع‌تر شيوه‌تان را تغيير دهيد.

بهدادي‌پور تاكيد مي‌كند: افرادي كه تا به حال اصلا ورزش نمي‌كردند و به تازگي همراه با رژيم، ورزش را شروع كرده‌اند، ممكن است اوايل كار نااميد شوند و تصور كنند وزنشان اصلاً كاهش نمي‌يابد.

به گفته وي، توده ماهيچه‌اي بدن افرادي كه اصلا ورزش نمي‌كنند، تحليل رفته و چربي جايگزين آن شده است. بنابراين با شروع ورزش توده چربي از بين مي‌رود ولي توده ماهيچه‌اي، هم گسترش مي‌يابد و چون ماهيچه وزن بيشتري دارد، اثر كاهش وزن مشخص نمي‌شود؛ اما هرچه سعي كنيد توده ماهيچه‌اي بدن را افزايش دهيد به كاهش وزن خود بيشتر كمك كرده‌ايد چون توده ماهيچه‌اي سوخت‌و ساز بدن را افزايش مي‌دهد و تنها راه افزايش توده ماهيچه‌اي نيز ورزش است.‌ بنابراين ورزش كردن همراه با رژيمي متعادل و سلامت، بهترين شيوه براي كاهش وزن است.

یا مولا علی

دوست من دوستدار علی علیه السلام !

سلام بر تو و آنکه دوست می داری!

می دانی که همه جا سخن از علی علیه السلام است. این روزها از نام مولایمان حیدر کراربر در و دیوار نوشته و گفتار بسیار می بینی.

آری.... نامی آشنا که از هر نامی با آن آشناتری؛ چندان که شاید به یاد آوردی که هنوزنمی توانستیم پدر و مادرمان را صدا بزنیم یا حتی اسم خود را درست تلفظ کنیم که این نام را شناختیم .

چه می دانم؟ .... شاید نام خودت هم علی باشد؛ نامی که پدر از سر عشق به مولا بر تو گذاشته و چه بسا که مادر- در لالایی هایی که برایت داشته- با زمزمه علی بذر محبتش را در دلت کاشته باشد.

یادت می آید که در همان خردسالی و نوپایی ، هرگاه بر زمین می خوردیم ، پدر یا مادر یا حتی پدربزرگ و مادربزرگمان – با هزاران شوق و عشقی که به آموختن نام او به کودکش داشتند- می گفتند یا علی؛ بگو : یا علی و بلند شو!

.... و ما چنین برخاسته و بلند شدیم و با یاد و عشق علی علیه السلام بالیدیم و بر همه می بالیدیم که: مولایمان علی است.

 

غدیر خم

غدیر خم نام ناحیه‌ای میان مکه و مدینه است که پیامبر اسلام در حجةالوداع، علی را «ولی» پس از خود اعلام کرد. ۱۸ ذی‌الحجه، سال‌روز این واقعه میان شیعیان به عید غدیر خم شهرت دارد.

محمد، پیامبر اسلام در بازگشت از آخرین حج خود همه مسلمانانی که در حج شرکت داشتند را در غدیر خم جمع کرد و شیعیان معتقدند که او در آنجا علی بن ابی‌طالب را به‌عنوان وصی و برادر و جانشین خود از جانب الله معرفی کرد. عبارت معروف «هر آن‌کس که من مولای او هستم، پس علی مولای اوست» قسمتی از خطابه بلند غدیر می‌باشد. گرچه در تفسیر حدیث غدیر خم در بین شیعه و سنی اختلاف وجود دارد. اهل سنت تنها اظهار نزدیکی پیامبر به علی و دوستی با او رامی‌دانند و اظهار خواسته اش که علی به عنوان پسر عمو و فرزند خوانده اش جانشین او در مسئولیت‌های خانوادگی اش پس از مرگ شود.

این واقعه و حدیث غدیر در کتاب های شیعه و بسیاری کتاب های اهل سنت نقل شده است. اولین منبع تاریخی که به این کتاب اشاره می کند یعقوبی مورخ شیعه در نیمه دوم قرن سوم هجری است و اولین آثار ادبی قابل تاریخ گذاری، مجموعه اشعاری از نویسندگان شیعه در قرن دوم هجری است. از حدود قرن دوم هجری واقعه غدیر خم بعنوان دلیل نویسندگان شیعه برای اثبات برحقی علی بر جانشینی محمد آمده است.