تولد امام حسن مجتبي


حسن بن علی، پسر علی بن ابی طالب (امام نخست شیعیان) و فاطمه دختر محمّد، امام دوم شیعیان که آن‌ها از وی با عنوان امام حسن مجتبی یاد می‌کنند. وی مکنّی به ابومحمد و ملقب به مجتبی از اهل بیت و نیز پنج تن آل عبا به شمار می‌آید. از دیدگاه برخی از اهل سنت، او پنجمین و آخرین خلیفه از خلفای راشدین محسوب می‌شود.

حسن بن علی، در سال ۳ هجری زاده شد و پس از پدر به امامت (در دیدگاه شیعیان) و خلافت مشغول شد. ولی پس از مدت کوتاهی به صلح با معاویه بن ابوسفیان رضایت داد[۱] حسن بن علی سرانجام در ۲۸ صفر سال ۵۰ هجری درگذشت.

تولد تا مرگ محمد

حسن فرزند علی و فاطمه دختر محمد در ۱۵ رمضان (ماه تولد مورد اختلاف است[۱]) سال سوم هجری قمری در مدینه بدنیا آمد. نام او حسن به معنای خوب و نیکو است در بعضی مدارک ذکر شده نام او از ریشه عبری شبر است.[۲][منبع آکادمیک] علی مایل بود نام وی را حرب بگذارد اما محمد اسم حسن را بر او گذاشت.[۱] محمد به خاطر تولد حسن، گوسفندی قربانی نمود و گوشتش را میان فقرا تقسیم نمود. همچنین فاطمه در هنگام تولد حسن و حسین، موهای سرشان را تراشید و موها را فروخت و در ازای وزنشان نقره گرفت و نقره‌ها را صدقه داد.[۳] کنیه او ابومحمد است و او را با القابی چون مجتبی، تقی، زکی، سید، سبط، سبط اکبر می‌خوانند. یعقوبی مدعی شده‌است که او دوبار تمامی دارایی و سه بار نصف اموال خویش را به اعراب مسلمان نیازمند بخشید.[۴][منبع آکادمیک] لقب مجتبی که توسط طرفدارانش به وی اطلاق می‌شود، اشاره به بخشندگی وی دارد. دانشنامه اسلام می‌نویسد با اینکه حسن تنها ۷ سال اول عمرش را با پدربزرگش محمد گذراند، اما بعضی از سخنان و اعمال وی را بعدها به یاد داشت. مثل نمازهایی که محمد به وی تعلیم داد[۳] و لحظه‌ای که محمد خرمای صدقه‌ای که حسن بر دهان گذاشته بود را از دهانش درآورد و به انبار اموال صدقه بازگرداند.[۱] زیرا محمد خوردن اموال صدقه را برای خانواده‌اش ناخوشایند می‌داشت.[۳] اکثر روایات، حتی روایات موجود در کتب اهل سنت، نشان دهندهٔ علاقه محمد به نوه‌اش است. نه تنها سخنانش، بلکه داستانهایی جالب نیز حاکی از این دوست داشتن است.[۱] محمد حسن را بر پشتش و زانوانش قرار می‌داد و نافش را می‌بوسید.[۳] روزی محمد بر منبر در حال صحبت با مردم بود و ناگاه دید که حسن به علت لغزش روی لباسش بر زمین افتاد، با دیدن این موضوع، محمد از منبر پایین آمد و حسن را برگرفت. سپس محمد به مردم گفت که فرزندان و اموال محک و آزمایشی (فتنه) برای آنها هستند. نمونه‌ای دیگر را می‌توان از لحظه‌ای نام برد که حسن از دوش پدربزرگش در حالی که در سجده نماز بود بالا رفت و محمد اجازه داد که حسن بر دوشش بماند. از این گذشته برای اثبات علاقه محمد به نوه‌هایش، شیعیان از حدیثی نام می‌برند که محمد در آن حسن و حسین را سرور جوانان اهل بهشت می‌نامد. با این حال مروان بن حکم بر سر صحت این حدیث بحث و مجادله داشت.[۱] حسن در روایات شبیه ترین کس از لحاظ چهره به محمد دانسته شده‌است.[۳] از همهٔ اینها مهمتر، می‌توان به زمانی اشاره کرد که محمد، علی و فاطمه و حسن و حسین را زیر عبای خود گرفت و آنها را اهل بیت نامیده و بیان داشت که اینها از هر گونه گناه و آلودگی پاک هستند

رحلت امام خميني (ره)بر تمامي مردم ايران تسليت باد.

رحلت امام خمینى

وصال یار، فراق یاران

امام خمینى هـدفها و آرمانها و هـر آنچه را كه مـى بایــست ابـلاغ كنـد ، گفته بـود و در عمـل نیز تـمام هستیـش را بـراى تحقق هـمان هـدفها بـكار گرفته بـود . اینك در آستـانه نیمه خـرداد سـال 1368 خـود را در آماده ملاقات عزیزى مى كرد كه تمام عمرش را براى جلب رضاى او صرف كرده بـود و قامتش جز در بـرابـر او ، در مـقابل هیچ قدرتى خـم نشده ، و چشـمانش جز براى او گریه نكرده بـود . سروده هاى عارفانه اش همه حاكى از درد فـراق و بیان عطـش لحظه وصال محبوب بـود . و اینك ایـن لحظه شكـوهمنـد بـراى او ، و جانــكاه و تحمل ناپذیر بـراى پیروانـش ، فـرا مـى رسید . او خـود در وصیتنامه اش نـوشـته است : با دلى آرام و قلبـى مطمئن و روحى شاد و ضمیرى امیدوار به فضل خدا از خدمت خـواهران و برادران مرخص و به سـوى جایگاه ابــدى سفر مى كنـم و به دعاى خیر شما احتیاج مبرم دارم و از خداى رحمن و رحیـم مى خـواهـم كه عذرم را در كوتاهى خدمت و قصـور و تقصیر بپذیـرد و از مـلت امیدوارم كه عذرم را در كـوتاهى ها و قصـور و تقصیـرها بـپذیـرنـد و بـا قــدرت و تصمیـم و اراده بــه پیش بروند .
شگفت آنكه امام خمینـى در یكـى از غزلیاتـش كه چنـد سال قبل از رحلت سروده است :

انتظار فرج از نیمه خرداد كشم . سالها مى گذرد حادثه ها مى آید.
 ساعت 20 / 22 بعداز ظهر روز شنبه سیزدهـم خـرداد ماه سـال 1368 لحظه وصال بـود . قــلبـى از كار ایستـاد كه میلیـونها قلــب را بـه نور خدا و معنـویت احیاء كرده بـود . بــه وسیله دوربین مخفـى اى كه تـوسط دوستان امــام در بیمارستان نصب شده بـود روزهاى بیمارى و جریان عمل و لحظه لقاى حق ضبط شده است. وقتى كه گوشه هایـى از حالات معنوى و آرامـش امام در ایـن ایـام از تلویزیون پخـش شـد غوغایى در دلها بر افكند كه وصف آن جــز با بودن در آن فضا ممكـن نیست . لبها دائمـا به ذكـر خـدا در حـركت بود.
در آخرین شب زندگى و در حالى كه چند عمل جراحى سخت و طولانى درسن 87 سالگى تحمل كرده بود و در حالیكه چندیـن سرم به دستهاى مباركـش وصل بـود نافله شب مى خـواند و قـرآن تلاوت مـى كرد . در ساعات آخر ، طمانینه و آرامشى ملكـوتـى داشـت و مـرتبا شـهادت بـه وحـدانیت خـدا و رسالت پیـامبـر اكرم (ص) را زمـزمه مـى كـرد و بـا چنیـن حــالتى بـود كه روحـش به ملكـوت اعلى پرواز كرد . وقتى كه خبر رحلت امــام منتشر شـد ، گـویـى زلزله اى عظیـم رخ داده است ، بغضها تـركیـد و سرتاسر ایران و همـه كانـونهایـى كـه در جـهان بـا نام و پیام امام خمینـى آشـنا بـودنـد یــكپارچه گـریستند و بـر سر و سینه زدنـد . هیچ قلـم و بیـانـى قـادر نیست ابعاد حـادثه را و امواج احساسات غیر قابل كنترل مردم را در آن روزها تـوصیف كند.
مـردم ایـران و مسلمانان انقلابى ، حق داشتـند اینـچنیـن ضجه كـنند و صحنه هایى پدید آورند كه در تاریخ نمونه اى بـدیـن حجم و عظـمت براى آن سراغ نداریـم. آنان كسـى را از دست داده بـودند كـه عـزت پـایمال شـده شان را بـاز گـردانده بود ، دست شاهان ستمگر ودستهاى غارتگران آمریكایى و غربـى را از سرزمینشان كـوتاه كرده بود ، اسلام را احیاء كـرده بــود ، مسلمیـن را عــزت بـخـشیـده بـــود ، جمهـورى اسلامـى را بـر پـا كـرده بـود ، رو در روى همـه قـدرتهاى جهـنمـى و شیـطانـى دنیا ایستاده بـود و ده سال در بـرابـر صـدها تـوطئه برانـدازى و طـرح كـودتا و آشـوب و فتنه داخلـى و خارجـى مقاومت كرده بود و 8 سـال دفـاعى را فـرمانـدهـى كرده بـود كه در جبهه مقابلـش دشمنـى قـرار داشت كه آشكارا از سـوى هر دو قـدرت بزرگ شرق و غرب حمایت همه جانبه مـى شـد . مردم ،رهبر محبـوب و مرجع دینـى خـود و منادى اسلام راستیـن را از دست داده بـودند .
شایـد كسانـى كه قـادر به درك و هضـم ایـن مفاهیـم نیستنـد ، اگـر حالات مردم را در فیـلمهاى مـراسـم تودیع و تشییع و خاكسپارى پیكر مطهر امام خمینـى مشاهده كنـنـد و خـبر مرگ دهها تـن كه در مقابل سنگینـى ایـن حادثه تاب تحمـل نیـاورده و قـلبـشان از كار ایستـاده بـود را بشنـوند و پیكرهایى كه یكـى پـس از دیـگرى از شـدت تـاثـر بیهوش شـده ، بر روى دسـتها در امـواج جمعیت به سـوى درمانگاهها روانه مى شـدند را در فیلمها و عكسها ببیننـد ، در تفسیر ایـن واقعیتها درمانده شوند .
امـا آنـانكه عشـق را مـى شنـاسنـد و تجـربـه كـرده انـد ، مشكلـى نـخواهند داشت . حقیقـتا مردم ایران عاشق امام خمینى بـودند و چـه شعار زیبا و گـویایى در سالگرد رحلتـش انتخاب كرده بـودند كه :
عشق به خمینـى عشق به همه خوبیهاست .

ميلاد امام زمان(عجل الله تعالي فرجه)

 

ديك غروب بود، ابومحمد ـ امام حسن عسكري ـ كسي را نزد من فرستاد و از من براي افطار دعوت فرمودند. كارهايم را رها كردم و به خانه حضرت عسكري (عليه‌السلام) رفتم و ازعلت اين دعوت سؤال كردم؟ به من فرمود: عمه جان! امشب پيش ما افطار كن كه امشب خداي تبارك و تعالي حجت خود را به دنيا خواهد آورد. پرسيدم: مادرش كيست؟ فرمود: نرجس. گفتم: خداوند مرا فداي شما كند، من كوچكترين اثر و نشانه‌اي از حمل در او نمي‌بينم!! فرمود: همانست كه گفتم.

حكيمه خاتون گفت: وارد اتاق شدم سلام كردم و نشستم. نرجس خاتون سلامم را جواب داد و گفت: بانوي من! بانوي خاندانم! چگونه‌اي؟ در چه حال هستي گفتم: بلكه تو بانوي من و خاندان من هستي.
نرجس سخنم را قطع كرد و گفت: اين چه گفتاري است عمه جان!؟
گفتم: دخترم! خداوند امشب به تو پسري عطا مي‌كند كه سرور و آقاي هر دو جهان خواهد بود. نرجس از شنيدن اين كلام خجالت كشيد و از حيا سرش را پايين انداخت.
چون از نماز عشا فارغ شدم، افطار كردم و خوابيدم. نيمه‌هاي شب بود براي نماز شب برخاستم و پس از خواندن نماز شب دوباره به رختخواب رفتم. در تمام اين مدت، نرجس مشغول استراحت بود و خبري نبود. بعد از مدتي او نيز بيدار شد نماز شبش را خواند و دوباره به رختخواب باگشت.
من كه نگران بودم از اطاق بيرون آمدم به آسمان نگاهي افكندم، ديدم صبح كاذب دميده ولي هنوز خبري نشده و نرجس خاتون مشغول استراحت است در دلم دچار ترديد شدم، كه ناگهان امام حسن عسكري (عليه‌السلام) از اطاق مجاور بانگ زد: عمه جان شتاب نكن، كه امر نزديك است.
نشستم و مشغول تلاوت قرآن شدم. هنوز مشغول تلاوت بودم كه نرجس خاتون وحشت زده بيدار شد. به سويش دويدم و گفتم: ترا به خدا، چيزي احساس مي‌كني؟ فرمود: آري، عمه جان!
گفتم: بر خود مسلط باش كه وعده خدا نزديك است.
آنگاه لحظاتي او را نديدم گويي پرده‌اي بين من و او آويخته شده بود بعد از سپري شدن آن لحظات، احساس كردم كه حجت خدا به دنيا آمده است.

 ديك غروب بود، ابومحمد ـ امام حسن عسكري ـ كسي را نزد من فرستاد و از من براي افطار دعوت فرمودند. كارهايم را رها كردم و به خانه حضرت عسكري (عليه‌السلام) رفتم و ازعلت اين دعوت سؤال كردم؟ به من فرمود: عمه جان! امشب پيش ما افطار كن كه امشب خداي تبارك و تعالي حجت خود را به دنيا خواهد آورد. پرسيدم: مادرش كيست؟ فرمود: نرجس. گفتم: خداوند مرا فداي شما كند، من كوچكترين اثر و نشانه‌اي از حمل در او نمي‌بينم!! فرمود: همانست كه گفتم.

حكيمه خاتون گفت: وارد اتاق شدم سلام كردم و نشستم. نرجس خاتون سلامم را جواب داد و گفت: بانوي من! بانوي خاندانم! چگونه‌اي؟ در چه حال هستي گفتم: بلكه تو بانوي من و خاندان من هستي.
نرجس سخنم را قطع كرد و گفت: اين چه گفتاري است عمه جان!؟
گفتم: دخترم! خداوند امشب به تو پسري عطا مي‌كند كه سرور و آقاي هر دو جهان خواهد بود. نرجس از شنيدن اين كلام خجالت كشيد و از حيا سرش را پايين انداخت.
چون از نماز عشا فارغ شدم، افطار كردم و خوابيدم. نيمه‌هاي شب بود براي نماز شب برخاستم و پس از خواندن نماز شب دوباره به رختخواب رفتم. در تمام اين مدت، نرجس مشغول استراحت بود و خبري نبود. بعد از مدتي او نيز بيدار شد نماز شبش را خواند و دوباره به رختخواب باگشت.
من كه نگران بودم از اطاق بيرون آمدم به آسمان نگاهي افكندم، ديدم صبح كاذب دميده ولي هنوز خبري نشده و نرجس خاتون مشغول استراحت است در دلم دچار ترديد شدم، كه ناگهان امام حسن عسكري (عليه‌السلام) از اطاق مجاور بانگ زد: عمه جان شتاب نكن، كه امر نزديك است.
نشستم و مشغول تلاوت قرآن شدم. هنوز مشغول تلاوت بودم كه نرجس خاتون وحشت زده بيدار شد. به سويش دويدم و گفتم: ترا به خدا، چيزي احساس مي‌كني؟ فرمود: آري، عمه جان!
گفتم: بر خود مسلط باش كه وعده خدا نزديك است.
آنگاه لحظاتي او را نديدم گويي پرده‌اي بين من و او آويخته شده بود بعد از سپري شدن آن لحظات، احساس كردم كه حجت خدا به دنيا آمده است.

ديك غروب بود، ابومحمد ـ امام حسن عسكري ـ كسي را نزد من فرستاد و از من براي افطار دعوت فرمودند. كارهايم را رها كردم و به خانه حضرت عسكري (عليه‌السلام) رفتم و ازعلت اين دعوت سؤال كردم؟ به من فرمود: عمه جان! امشب پيش ما افطار كن كه امشب خداي تبارك و تعالي حجت خود را به دنيا خواهد آورد. پرسيدم: مادرش كيست؟ فرمود: نرجس. گفتم: خداوند مرا فداي شما كند، من كوچكترين اثر و نشانه‌اي از حمل در او نمي‌بينم!! فرمود: همانست كه گفتم.

حكيمه خاتون گفت: وارد اتاق شدم سلام كردم و نشستم. نرجس خاتون سلامم را جواب داد و گفت: بانوي من! بانوي خاندانم! چگونه‌اي؟ در چه حال هستي گفتم: بلكه تو بانوي من و خاندان من هستي.
نرجس سخنم را قطع كرد و گفت: اين چه گفتاري است عمه جان!؟
گفتم: دخترم! خداوند امشب به تو پسري عطا مي‌كند كه سرور و آقاي هر دو جهان خواهد بود. نرجس از شنيدن اين كلام خجالت كشيد و از حيا سرش را پايين انداخت.
چون از نماز عشا فارغ شدم، افطار كردم و خوابيدم. نيمه‌هاي شب بود براي نماز شب برخاستم و پس از خواندن نماز شب دوباره به رختخواب رفتم. در تمام اين مدت، نرجس مشغول استراحت بود و خبري نبود. بعد از مدتي او نيز بيدار شد نماز شبش را خواند و دوباره به رختخواب باگشت.
من كه نگران بودم از اطاق بيرون آمدم به آسمان نگاهي افكندم، ديدم صبح كاذب دميده ولي هنوز خبري نشده و نرجس خاتون مشغول استراحت است در دلم دچار ترديد شدم، كه ناگهان امام حسن عسكري (عليه‌السلام) از اطاق مجاور بانگ زد: عمه جان شتاب نكن، كه امر نزديك است.
نشستم و مشغول تلاوت قرآن شدم. هنوز مشغول تلاوت بودم كه نرجس خاتون وحشت زده بيدار شد. به سويش دويدم و گفتم: ترا به خدا، چيزي احساس مي‌كني؟ فرمود: آري، عمه جان!
گفتم: بر خود مسلط باش كه وعده خدا نزديك است.
آنگاه لحظاتي او را نديدم گويي پرده‌اي بين من و او آويخته شده بود بعد از سپري شدن آن لحظات، احساس كردم كه حجت خدا به دنيا آمده است.

روز ميلاد امام علي

بنا بوشته مورخين ولادت على عليه السلام در روز جمعه 13 رجب در سال سى‏ام عام الفيل (1) بطرز عجيب و بيسابقه‏اى در درون كعبه يعنى خانه خدا بوقوع پيوست،محقق دانشمند حجة الاسلام نير گويد:

 

اى آنكه حريم كعبه كاشانه تست‏
بطحا صدف گوهر يكدانه تست‏
گر مولد تو بكعبه آمد چه عجب‏
اى نجل خليل خانه خود خانه تست

عيد مبعث


روز مَبْعَث بر پایهٔ باورهای اسلامی، روزی است که محمد، پیامبر اسلام، به درجه پیامبری برگزیده شد. مسلمانان معنقدند او در غار حرا، توسط جبرئیل و از سوی خدا به پیامبری نایل آمد و مأمور شد که چندخداپرستی و بت‌پرستی را از زمین بردارد و خداپرستی را رواج دهد و پیام وحی را به مردم برساند. محمد در این زمان چهل سال داشت و در مکه زندگی می‌کرد.

بر اساس باور شیعیان، محمد مصطفی در روز ۲۷ رجب عام الفیل، سال ۱۳ پیش از هجرت پیامبر اسلام مبعوث شد. شیعیان این روز را جشن می‌گیرند و در روایات اسلامی اعمال مستحبی برای روز مبعث پیش بینی شده‌است. دعا، نماز و غسل مستحب از اعمال این روز است.

ولادت امام محمد تقي (ع)

 
 
 
 
شرح مناسبت:
حضرت امام محمدتقي(ع) امام نهم، در مدينه‏ي منوره به دنيا آمد. روز تولد آن حضرت را پانزده و نوزده رمضان نيز گفته‏اند. ابوجعفر، كنيه و جواد، تقي، قانع، مرتضي و نجيب از القاب آن امام مي‏باشند. نام مادر امام را سَبيكِه گفته‏اند. آن حضرت در ۸ سالگي و در زمان مأمون به امامت رسيد و در عصر معتصم عباسي در ۲۵ سالگي شهيد شد. فرزندان امام جواد(ع) را چهار تن ذكر كرده‏اند. آن امام بزرگوار، از محبوبيت فوق العاده‏اي در ميان مردم برخوردار بود. آن حضرت به واسطه‏ي بخشندگي زيادي كه داشت به جواد به معناي بخشنده مشهور شد.
 
امام جوادعليه السلام :
مَن رَضِيَ بِدونِ الشَّرَفِ مِنَ المَجلِسِ لَم يَزَلِ اللَّهُ و مَلائِكَتُهُ يُصَلُّونَ عَلَيهِ حَتّي يَقومَ
هر كه از نشستن در پايين مجلس خرسند باشد ، خدا و فرشتگانش پيوسته بر او درود مي‏فرستند تا آن‏گاه كه برخيزد

روز بزرگ داشت شیخ صدوق

 

روز بزرگداشت شیخ صدوق

محمد بن علی بن بابویه قمی معروف به " ابن بابویه" ، " محمد بن بابویه" و " شیخ صدوق" نامی ترین دانشمند گرانمایه و بزرگوار و فقیه و محدث عالیقدر شیعه در نیمه دوم سده چهارم هجری است.

شیخ صدوق و برادرش حسن با دعای حضرت امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف متولد شدند.

بعد از سال 305 ه که نایب دوم امام زمان(ع) از نواب اربعه یعنی ثقه ی جلیل القدر عثمان بن سعید عمری ، پس از حدود پنجاه سال نیابت ، حضرت بدرود حیات گفت، و حسین بن روح نوبختی به عنوان نائب سوم امام زمان(عج) عهده دار وساطت بین شیعیان و حضرت گردید. علی بن بابویه قمی که پیشوای علمای قم بود، وارد بغداد شد. چون تا آن زمان صاحب فرزندی نشده بود و از این نظر رنج می برد، لذا فرصت را غنیمت شمرد و طی نامه ای که به حسین بن روح تسلیم نمود از او خواست تا هنگام تشرف به حضور امام زمان (عج ) به آن وجود مقدس تقدیم دارد.

وی در آن نامه اشتیاق خود را به داشتن پسری ابراز داشته و از حضرت خواسته بود برای او دعا کند تا خداوند پسری به او روزی نماید. جواب امام زمان علیه السلام هم به او رسید که برای تو دعا کردم و به زودی خداوند پسری، و به روایتی، پسرانی فقیه و پاک سرشت به تو روزی خواهد کرد...

دورنمائی از شخصیت او

پدر شیخ صدوق، علی بن بابویه قمی سرآمد علماء ، فقهاء و محدثین قم بود، و به نقل ابن ندیم دویست جلد کتاب تالیف کرده است. خاندان بابویه قمی از خاندانهای علمی قم، و از قداست و عفاف و منش والائی برخوردار بوده اند.

محمد بن بابویه در چنین خانواده ای و از چنان پدری در شهر مذهبی قم متولد گشت. قم در آن روزگار مرکز علماء ، فقهاء و محدثین شیعه بوده و هنوز مقام و موقعیت علمی و مذهبی خود را در دنیای شیعه حفظ کرده است.

محمد بن بابویه به روزگار جوانی پس از فراگرفتن علوم مقدماتی، علم حدیث و فقه بر اساس حدیث را از مفاخر فقهاء و محدثین قم همچون پدرش علی بن بابویه، محمد بن حسن بن ولید پیشوای فقهای قم و دیگران آموخت، آنگاه چون در روزگار سلاطین شیعی آل بویه به سر می برده ، و آنها بر قسمت اعظم دنیای اسلام تسلط داشتند، به منظور دیدار مشایخ دیگر در سایر نقاط شیعه نشین، و سیر وسیاحت در ممالک اسلامی، از ری تا بلخ و بخارا و از آنجا تا بغداد ، کوفه ، مکه ، مدینه ، مناطق میان راه و مراکز دیگر علمی شیعه وسنی و استفاده از علما و دانشمندان مذاهب اسلامی از شیعه ی امامی ، زیدی و سنی و ...، و عرضه احادیث اهل بیت عصمت و طهارت و مکتب فقه و حدیث شیعه که شناخت واقعی اسلام راستین بود، به مسافرت طولانی همت گماشت.

روز ملي شدن نفت ايران

اشاره

29 اسفند 1329، سال روز حماسه ای است به یادماندنی و نقطه عطفی در تاریخ مبارزاتی ملت ایران. 29 اسفند، سال روز ملی شدن صنعت نفت ایران، در گرو رهبری دینی و اتحاد و حضور ملت مسلمان است. در این روز با ملی شدن صنعت نفت، دست طمع استعمار از دامن ملت ایران کوتاه شد.

فتوای مراجع تقلید

در جریان ملی شدن صنعت نفت، به دنبال حمایت و تأکید مراجع عالی قدر شیعه، مردم در صحنه حاضر شدند. آیت الله کاشانی کوشش برای ملی شدن صنعت نفت را «تکلیف دینی و وطنی ملت مسلمان ایران» می دانست. دیگر علما و مراجع، از جمله آیت الله العظمی خوانساری در پایان اعلامیه خود نوشت: «با اینکه مثل حضرت مستطاب آیت الله کاشانی ـ دامت برکاته ـ که مجتهدی عادل و باشهامت و دل سوز و فداکار برای مصالح دین و دنیای مردمند و با این همه جدیت ترغیب و تحریض، مردم را بیدار می کنند، دیگر مجال عذری برای کسی باقی نمی ماند».

استعمارگران و نفت ایران

در دوران تلاش برای ملی شدن صنعت نفت، ایران بزرگ ترین تولیدکننده نفت خام خامورمیانه، و پس از امریکا، ونزوئلا و شوروی سابق، چهارمین تولیدکننده نفت خام دنیا به شمار می آمد. از سوی دیگر، دولت انگلستان که از راه قراردادهای استعماری گوناگون و از تاراج منابع نفتی ایران، سرمایه هنگفتی به دست آورده بود، ملی شدن صنعت نفت ایران را خطری برای منافعش می پنداشت. به همین دلیل، این دولت استعمارگر، تمام تلاشش را کرد تا از ملی شدن صنعت نفت ایران جلوگیری کند، ولی در نهایت ناکام ماند.

طرح ملی شدن صنعت نفت و تظاهرات مردمی

«به نام سعادت ملت ایران و به منظور کمک به تأمین صلح جهانی، امضا کنندگان زیر پیشنهاد می نماییم که صنعت نفت در مناطق کشور بدون استثنا، ملی اعلام شود؛ یعنی عملیات اکتشاف، استخراج و بهره برداری در دست ملت ایران قرار گیرد.» این جمله، بخش پایانیِ نامه دکتر محمد مصدق، هنگام پیشنهاد طرح ملی شدن صنعت نفت است. این پیشنهاد تصویب نشد و همین امر به برپایی تظاهرات گسترده ای بر ضد شرکت نفت و دولت رزم آرا در سراسر کشور انجامید. رزم آرا با موضع گیری به نفع شرکت نفت و انگلیسی ها، در برابر خواست مردم ایستاد و تنفر عمومی را از خود افزایش داد.

اعتراض های مردمی

پس از اینکه ملی شدن صنعت نفت از سوی علما به ویژه آیت الله کاشانی به خواستی ملی تبدیل شد، مردم در تظاهرت و گردهم آیی های بزرگی که به دعوت ایشان برگزار می شد، به مخالفت با اقدامات ضد ملی دولت و پشتیبانی از ملی شدن صنعت نفت پرداختند. از این رو، دانشجویان دانشگاه تهران در صفوف منظم و با شعار «نفت ایران باید ملی شود» در میدان بهارستان اجتماع کردند.

آخرین تلاش های رژیم

دولت انگلستان از خطر ملی شدن صنعت نفت ایران آگاه بود و آن را تهدیدی در برابر آمال شومش می پنداشت. رزم آرا، نخست وزیر وقت رژیم پهلوی و دست نشانده انگلیس، از مخالفت ملی شدن صنعت نفت و معتقد بود ملت ایران توانایی اداره صنعت نفت را ندارد. وی در مجلس شورای ملی خطاب به نمایندگان گفت: «ما ایرانی ها یک لوله هنگ هم نمی توانیم بسازیم. چه طور می خواهید نفت را ملی کنید؟ بگذارید نفت دست انگلیسی ها باشد. هر چه می گویند گوش کنید. این چه کاری است که شما می کنید؟» وی با کمک انگلیسی ها، نقشه اجرای یک کودتای نظامی را طراحی کرده و گفته بود مسجد را بر سر آیت الله کاشانی و مجلس را بر سر اقلیت ها خراب خواهد کرد.

ولادت امام حسن عسكري

امام حسن عسکري

سالروز ولادت امام حسن عسكري عليه السلام

سالروز ولادت با سعادت امام يازدهم حضرت امام حسن عسكرى (عليه السلام) را به تمامى شيعيان جهان تبريك عرض نموده، اميدواريم خداوند متعال توفيق پيروى آن امام همام را به همه ما عنايت فرموده ودر فرج فرزند بزرگوارش حضرت مهدى (عليه السلام) تعجيل فرمايد

حضرت امام حسن عسكرى (عليه السلام) در سال 232 هجرى قمرى در روز هشتم ماه ربيع الثانى در شهر مدينه به دنيا آمد، پدر آن حضرت امام بزرگوار حضرت هادى، ومادرش خانمى به نام حديثه بود. نام ايشان حسن، وكنيه آن بزرگوار ابو محمّد واز القاب ايشان زكى و عسكرى است.
آنچه از صفات بزرگ وفضائل كه لازمه امامت است در آن حضرت جمع بود، يعنى: در علم، وزهد، كامل بودن در عقل وخرد، عصمت، شجاعت، كرم وبزرگوارى از تمام مردم زمان خود برتر بود، وعلاوه بر نصوص كه از پيامبر(صلى الله عليه وآله) وامامان گذشته در باره امامت آن حضرت وارد شده بود، حضرت امام هادى (عليه السلام) يعنى پدر بزرگوارشان نيز تصريح به امامت آن جناب فرمودند، ودر روايتى كه مرحوم شيخ مفيد (رحمه الله) در كتاب گرانقدر ارشاد نقل كرده است، حضرت امام هادى (عليه السلام) چهار ماه قبل از شهادت امام عسكرى (عليه السلام) را وصىّ خود قرارداد، وبه امامت آن حضرت تصريح كرده وگروهى از دوستان و شيعيان را بر اين امر گواه گرفت.
آن حضرت در ميان مردم وبزرگان وحتّى افراد مخالف از احترام خاصى برخوردار بود، به حدّى كه حتى ناخواسته آن حضرت را احترام مى كردند. در اينجا به همين مناسبت وبراى آنكه فضل آن بزرگوار براى خواننده عزيز معلوم شود، داستانى را كه مرحوم شيخ مفيد (رحمه الله)در كتاب ارشاد نقل كرده است مى آوريم.

14اسفند روز نيكو كاري

در 14 اسفندماه 1357 هجری شمسی فرمان امام خمینی (ره) مبنی بر تشكیل كمیته امداد صادر شد. این نهاد برای ایجاد رفاه و برقراری تسهیلاتی در امر كمك رسانی به محرومان جامعه دایر شد. گفتنی است این نهاد انقلابی اكنون بنام كمیته امداد امام خمینی مشغول فعالیت است.

سابقه كمیته امداد امام خمینی (ره) به سالهای قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران ـ حدوداً سالهای 1342- 1343 باز می گردد كه تعدادی از انقلابیون كه در زمره یاران امام (ره) بودند،  ماموریت یافتند كه به خانواده های زندانیان، نیازمندان و مبارزین رسیدگی كنند. امدادگری بویژه در دوران اوج گیری انقلاب در طی سالهای 57 – 56 كه اعتصاب و تحصن همه جا را فرا گرفت به منظور حمایت از اعتصاب كنندگان و زندانیان ادامه یافت.

با پیروزی انقلاب حمایت از نیازمندان در صدر برنامه ها قرار گرفت و كمیته امداد امام خمینی (ره) با صدور فرمان ایشان تشكیل شد. این نهاد به منظور كمك به خانواده های محروم به خصوص برای خودكفا كردن آنها تاسیس گردید. كمیته امداد از بزرگترین نهادهای تامین اجتماعی است و در خدمت گروه های آسیب پذیر جامعه قرار د ارد. این كمیته خدمات و فعالیتهای گسترده ای را به افراد محروم جامعه ارائه می دهد كه به برخی از آنها اشاره می كنیم:پرداخت وام قرض الحسنه و تهیه مواد اولیه و ابزار كار به منظور كسب درآمد، برای اقشار بی بضاعت كه كمیته ای ناظر بر حسن مصرف این وام ها می باشد. به نحوی كه اعتبارات اعطایی باعث خودكفا شدن وام گیرندگان گردد. همچنین این كمیته از روش های نظارتی و هدایتی خود برای تحقق این هدف استفاده می كند.

برنامه ریزی جهت آموزشهای فنی و حرفه ای از دیگر اقدامات كمیته امداد است، كه در این زمینه كمیته كلاسهای فنی و حرفه ای متعددی را برای هنرجویان تحت پوشش تشكیل داده است.  این كلاسها به منظور ایجاد آمادگی در هنرجویان برای استخدام یا شروع كسب و كار درآمدزا بوجود آمده است.

علاوه بر این اماكنی برای كار اینگونه افراد بخصوص در رشته های قالیبافی، دامداری، و مرغداری در نظر گرفته شده است . از دیگر فعالیتهای كمیته امداد، كمك به زنان سرپرست خانواده است. امداد رسانی از طریق این كمیته و تحت پوشش قرار گرفتن این افراد باعث گردیده است كه تا آن بتوانند با فعالیت در زمینه های كشاورزی، دامداری، قالی بافی، خیاطی، كاردستی و سایر زمینه ها زندگی خود و خانواده اشان را تامین كنند. قابل به ذكر است كه این كمك ها بویژه باعث بازگشت روستائیان از شهر به روستا و ایجاد شغل در روستاهای آنان می گردد.

روز درخت كاري در كشورها

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

روز درختکاری در کشورهای مختلف جهان
این روز معمولاً در روزهای پایانی زمستان یا روزهای نخست بهار است. در ایران این روز ۱۵ اسفند (۵ مارس) هر سال است. در ایران (هفته منابع طبیعی از ۵ تا ۱۲ مارس) و آفریقای جنوبی (۱ تا ۷ سپتامبر) علاوه بر این، هفته‌ای برای گرامی‌داشت گیاهان تعیین شده است.

این روز برای نخستین بار توسط جولیوس استرلینگ مورتون از ایالت نبراسکا در ۱۰ آوریل ۱۸۷۲ پایه گذاشته شد. در ایالات متحده بعدها این روز (Arbor Day)، به چهارمین جمعه آوریل، منتقل شد.ساختمان حیرت انگیز درختان
درختان و گیاهان، در عین سادگی ظاهری، ساختمان درونی پیچیده ای دارند که می توان با مطالعه آن ها، به بزرگی آفریننده شان پی برد. یکی از گیاه شناسان در این باره می گوید: “خدایی وجود دارد که از خلال قوانین ثابت و مرموزی که جهان گیاه و درخت را اداره می کند، از چند راه ظاهر می شود:

۱٫ نظم و ترتیبی که رشد، تقسیمات سلولی و تشکیل اجزای مختلف درخت را به طور منظم انجام می دهد.
۲٫ هیچ ماشین دست ساز بشری، قابل مقایسه با ساختمان پیچیده یک درخت نیست.
۳٫ زیبایی ساقه و برگ و گل.
۴٫ توراث، به طوری که هر درختی، نظیر خود را تولید می کند.
این دانشمند می افزاید: “به عقیده من، این همه مظاهر، دلیل وجود آفریدگاری است که حکمت بالغه و قدرت نامتناهی دارد.

نهالی که در زمین کاشته می شود، پس از مدتی، به درخت تنومندی تبدیل خواهد شد که می توان از سایه و میوه و سایر فواید آن بهره برد. عده ای، درخت را تنها برای استفاده خود می کارند و اگر خود از آن بهره ای نبرند، اقدام به کاشت نهال نخواهند کرد. در حالی که در درخت کاری، افزون بر نفع شخصی، استفاده همگانی و پاداش اخروی آن را نیز باید در نظر گرفت. نقل شده است که پیرمردی نهال گردو می کاشت، به او گفتند: عمر تو به چیدن میوه این درخت کفاف نخواهد داد. او جواب داد: دیگران کاشتند، ما خوردیم؛ حال ما می کاریم، دیگران بخورند.

روز درختکاری هم روزی دیگر از روزهای سال است که در آن مردم با قائل شدن اهمیت بیشتری به درخت و فضای سبز تشویق به کاشتن نهال می‌شوند. این روز در کشورهای مختلفی گرامی داشته می‌شود. این روز معمولا در روزهای پایانی زمستان یا روزهای نخست بهار است.

شعر دهه فجر

 

این دهه فجر است گویی نوبهار

وین همه مهراست از او یادگار

غصه ها رفتند و افسانه شدند

ناله ها فریاد مستانه شدند

دردهه فجرامتش پیروزشد

ماه بهمن ماه جان افروزشد

فجرگویی نوبهارزندگی

چون چراغی در ره سازندگی

ماهمه دلداده ی رهبرشدیم

تا ابد او یار و ما یاورشدیم

گفته بودم قصه دارم با شما

قصه ای از ماه بهمن بچه ها

آنچه بشنیدید برآیندگان

بازگویید تا بماند همچنان

از نهضت قاطعانه ی روح الله

شد دست ستمگران ز ایران کوتاه

با دست تهی و این همه پیروزی

لا حول و لا قوت الا بالله

دهه فجر مبارکباد.

ولادت پیامبر (ص)

 

ولادت پیامبر (ص)

سال عام الفيـــــــل در ماه ربيع

گشت جهان روشن با نوري وسيــــع

شهر مكه مطلع نور خـــــــــــدا

 غرق در شادي تمام انبيـــــــــــــــــا

خاندان هاشمي مسرور و شــــاد

هر ستمگر لرزه بر جانش فتــــــــــاد

كاخ كسري سخت لرزيد و شكســـــت

وحشتي بر خواب نوشروان نشســـت

گشت خاموش آتش آتشكــــــــده

 بت به زير افتاد در هر بتكــــــــــــده

سرنگون در كعبه بت هايش شده

خشك اندر ساوه دريايش شــــــــــده

آري آمد منجي اهل هـــــــــــدي

رهنماي خلق بر راه خـــــــــــــــــــدا

خاتم پيغمبران زائيده شــــــــــد

 بر جمالش نور حق تابيده شـــــــــد

او كه در انجيل احمد نـام داشت

 جد او نام محمد را گــــــــــــــذاشت

كل اوصاف نكو جمعنـــــد در او

 عاجزند اوصاف انـــــــدر وصف او

او كريم و رحمه للعالميـــــــــــــــــن

 مهربان است و رحيم است و امــين

صبر و حلم او به عالم شهره بــــود

 او نظيف و طاهر اما ساده بـــــــود

آغاز امامت امام مهدي(ع)

آغاز امامت امام مهدي(ع)

نهم ربیع الاول، نه تنها نخستین روز امامت امام عصر علیه السلام است، بلکه آغاز دوره ای حیاتی و مهم در تاریخ شیعه نیز به شمار می آید. در سال روز نهم ربیع الاول که یادمان آغاز امامت ولی عصر علیه السلام است، تصمیم گرفتیم در چند سطر کوتاه به رخ دادهایی که پس از شهادت امام حسن عسکری علیه السلام در سامرا روی داد، اشاره کنیم.

روز جمعه، هشتم ربیع الاول سال ۲۶۰ هـ.ق، امام حسن عسکری علیه السلام پس از این که نماز صبح را خواندند، بر اثر زهری که هشت روز قبل معتمد به ایشان خورانده بود، به شهادت رسید. این حادثه در شرایطی روی داد که امام یازدهم افزون بر این که مانند پدران خود زمینه را برای غیبت آماده کرده بود، شب پیش از شهادت شان، دور از چشم مأموران خلیفه، نامه های بسیاری به شهرهای شیعه نشین فرستادند. خبر شهادت امام در سراسر شهر سامرا پیچید و مردم به احترام او عزاداری کردند. به گفته مورخان، در روز شهادت امام، سامرا به صحرای قیامت تبدیل شده بود.

عثمان بن سعید عمری، به نمایندگی از حجت بن الحسن علیه السلام متصدی غسل و کفن و دفن حضرت شد و بر اساس گفته شیخ صدوق، خود امام زمان علیه السلام با کنار زدن عمویش جعفر که قصد نمازگزاردن داشت، بر بدن پدر بزرگوارش نماز خواند.

حکومت عباسی از مدت ها پیش بر اساس سخن رسول الله صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام مبنی بر این که مهدی فرزند امام حسن عسکری علیه السلام است، امام یازدهم را زیر نظر داشت و مراقب بود تا فرزندی از ایشان نماند، ولی امام یازدهم با پنهان نگه داشتن خبر ولادت فرزندش این نقشه را باطل کرده بود. پس از شهادت امام کم کم خبر فرزندی به نام مهدی علیه السلام پخش شد و تلاش چند باره خلیفه عباسی برای یافتن امام مهدی علیه السلام به نتیجه نرسید.

عثمان بن سعید، نائب اول امام بود و با آغاز غیبت ولی عصر علیه السلام توقیعات حضرت را به شیعیان می رساند. از همین زمان بود که شیعیان برای نخستین بار طعم غیبت را چشیدند. آغاز غیبت صغرا مصادف با آغاز امامت حضرت مهدی علیه السلام بود تا مردم آرام آرام با مفهوم تلخ و دردناک غیبت آشنا شده، بتوانند تا آن زمان که به اشتباه خود پی می‌برند و به وظایف خود در برابر امامان آگاه می‌شوند، همچنان دیندار بمانند. در دوران غیبت صغرا چهار نایب خاص،  امر وساطت میان امام علیه السلام و شیعیان را به عهده داشته و چنان‌که خواهیم دید، همه آنها معروف و سرشناس بوده‌اند. آنان احکام دین را از وجود اقدس امام زمان علیه السلام گرفته و در اختیار شیعیان می‌گذاشتند. سؤالات [کتبی و شفاهی] ایشان را به حضور امام زمان علیه السلام برده و سپس پاسخ را به شیعیان می‌رسانیدند و همچنین، وجوه شرعی شیعیان را با وکالتی، که از امام داشتند، می‌گرفتند [و به حضرت تحویل می‌دادند یا با اجازة ایشان مصرف می‌کردند] آنان جمعی بودند که امام حسن عسکری علیه السلام در زمان حیات خود عدالتشان را تأیید فرمود و همه را به عنوان امین امام زمان علیه السلام معرفی کرد و بعد از خود، ناظر املاک و متصدی کارهای خویش گردانید، و آنها را با نام و نسب به مردم معرفی نمود.

اینها، همه دارای عقل، امانت، وثاقت، دِرایت، فهم و عظمت بودند.

شهادت امام حسن عسكري(ع)

شهادت آن حضرت را روز جمعه هشتم ماه ربيع الاول سال 260هجری نوشته اند . در کيفيت وفات آن امام بزرگوار آمده است : فرزند عبيدالله بن خاقان گويد روزی برای پدرم ( که وزير معتمد عباسی بود ) خبر آوردند که ابن الرضا - يعنی  حضرت امام حسن عسکری - رنجور شده ، پدرم به سرعت تمام نزد خليفه رفت و خبر را به خليفه داد . خليفه پنج نفر از معتمدان و مخصوصان خود را با او همراه کرد . يکی از ايشان نحرير خادم بود که از محرمان خاص خليفه بود ، امر کرد ايشان را که پيوسته ملازم خانه آن حضرت باشند ، و بر احوال آن حضرت مطلع گردند . و طبيبی را مقرر کرد که هر بامداد و پسين نزد آن حضرت برود ، و از احوال او آگاه شود . بعد از دو روز برای پدرم خبر آوردند که مرض آن حضرت سخت شده است ، و ضعف بر او مستولی گرديده . پس بامداد سوار شد ، نزد آن حضرت رفت و اطبا را - که عموما اطبای  مسيحی و يهودی در آن زمان بودند - امر کرد که از خدمت آن حضرت دور نشوند و قاضی القضات ( داور داوران ) را طلبيد و گفت ده نفر از علمای مشهور را حاضر گردان که پيوسته نزد آن حضرت باشند . و اين کارها را برای  آن مي کردند که آن زهری  که به آن حضرت داده بودند بر مردم معلوم نشود و نزد مردم ظاهر سازند که آن حضرت به مرگ خود از دنيا رفته ، پيوسته ايشان ملازم خانه آن حضرت بودند تا آنکه بعد از گذشت چند روز از ماه ربيع الاول سال 260 ه . ق آن امام مظلوم در سن 29سالگی از دار فانی به سرای باقی رحلت نمود . بعد از آن خليفه متوجه تفحص و تجسس فرزند حضرت شد ، زيرا شنيده بود که فرزند آن حضرت بر عالم مستولی  خواهد شد ، و اهل باطل را منقرض خواهد کرد ... تا دو سال تفحص احوال او مي کردند ... . اين جستجوها و پژوهشها نتيجه هراسی بود که معتصم عباسی و خلفای قبل و بعد از او - از طريق روايات مورد اعتمادی که به حضرت رسول الله (ص ) مي پيوست ، شنيده بودند که از نرگس خاتون و حضرت امام حسن عسکری فرزندی پاک گهر ملقب به مهدی آخر الزمان - همنام با رسول اکرم (ص ) ولادت خواهد يافت و تخت ستمگران را واژگون و به سلطه و سلطنت آنها خاتمه خواهد داد . بدين جهت به بهانه های  مختلف در خانه حضرت عسکری (ع ) رفت و آمد بسيار مي کردند ، و جستجو مي نمودند تا از آن فرزند گرامی اثری بيابند و او را نابود سازند . به راستی داستان نمرود و فرعون در ظهور حضرت ابراهيم (ع ) و حضرت موسی  (ع ) تکرار مي شد . حتی قابله هايی  را گماشته بودند که در اين کار مهم پی جويی  کنند . اما خداوند متعال - چنانکه در فصل بعد خواهيد خواند - حجت خود را از گزند دشمنان و آسيب زمان حفظ کرد ، و همچنان نگاهداری خواهد کرد تا مأموريت الهی خود را انجام دهد . باری ، علت شهادت آن حضرت را سمی مي دانند که معتمد عباسی در غذا به آن حضرت خورانيد و بعد ، از کردار زشت خود پشيمان شد . بناچار اطبای مسيحی و يهودی که در آن زمان کار طبابت را در بغداد و سامره به عهده داشتند ، به ويژه در مأموريتهايی که توطئه قتل امام بزرگواری مانند امام حسن عسکری (ع ) در ميان بود ، برای معالجه فرستاد . البته از اين دلسوزيهای ظاهری هدف ديگری  داشت ، و آن خشنود ساختن مردم و غافل نگهداشتن آنها از حقيقت ماجرا بود . بعد از آگاه شدن شيعيان از خبر درگذشت جانگداز حضرت امام حسن عسکری  (ع ) شهر سامره را غبار غم گرفت ، و از هر سوی صدای ناله و گريه برخاست . مردم آماده سوگواری و تشييع جنازه آن حضرت شدند .

تیر باران تابوت امام حسن (ع)

تیرباران تابوت امام حسن(علیه‌السلام)

یکی از جنایات هولناک معاویه در طول حکومت خود، ب شهادت رساندن امام حسن ریحانه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) امام حسن مجتبی(علیه‌السلام) بود و ردّپای این جنایت هولناک در تاریخ، بطور آشکار دیده می‌شود، جنایت بدین صورت شکل گرفت که معاویه ضمن توطئه‌ای خائنانه و با بهره‌گیری از عنصر فاسدی چون دختر اشعث بن قیس(همسر آن حضرت) او را مسموم و به شهادت رسانید، چهره ‌شیطانی و پیمان شکن، و دورویی و نفاق معاویه که در طول حیات سیاسی‌اش فراوان خود را نشان می‌داد در ضمن این جنایت نیز روشن‌تر از همیشه در معرض دید همگان قرار گرفت.

تاریخ، این مطلب را با قوّت هر چه بیشتر به اثبات رسانده است با این حال افراد متعصبی چون ابن خلدون که از آبشخور آلوده بنی امیه سیراب می‌شدند جریان را بی‌پایه و ضعیف قلمداد کرده و می‌نویسد:

آنچه درباره مسموم شدن حسن بن علی(علیهماالسلام) بوسیله معاویه نقل شده روایتی است که شیعه آن را ساخته و پرداخته است «و حاشا لمعاویة ذلك» البته این ناشی از گرایشات خاص دینی ابن خلدون است که او برای دفاع از چهره‌ای مرموز و نامطلوبی همچون معاویه مفاد تاریخ اسلام را عوض کرده است.

مظلومیت امام در جریان دفن آن حضرت بیشتر جلب توجه می‌کند هنگامی که اهل بیت می‌خواستند بر طبق وصیت آن حضرت او را کنار قبر پیامبر(صلی الله علیه و آله) دفن کنند، قدّاره بندان بنی امیه همراه با یکی از همسران رسول خدا(صلی الله علیه و آله) عائشه ـ که بارها در مواقع حساس و سرنوشت ساز رو در روی اهل بیت قرار گرفته و جریان حوادث را به نفع افکار نفاق آمیز و کانون مخالفت‌های پنهانی و موذیانه ضد اسلام از مسیر اصلی خود منحرف کرده بود ـ به مخالفت برخاستند، در این میان مروان بن حکم ـ رانده شده رسول الله(صلی الله علیه و آله) ـ از میان آشوب گران فریاد برآورد: در حالی که عثمان در دورترین نقطه بقیع بخاک سپرده شد گمان می‌کنید که اجازه می‌دهم حسن بن علی(علیهماالسلام) در خانه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) دفن شود؟!!

 معاویه ضمن توطئه‌ای خائنانه و با بهره‌گیری از عنصر فاسدی چون دختر اشعث بن قیس(همسر آن حضرت) او را مسموم و به شهادت رسانید، چهره ‌شیطانی و پیمان شکن، و دورویی و نفاق معاویه که در طول حیات سیاسی‌اش فراوان خود را نشان می‌داد

پیشتاز آشوب، سوار بر قاطر، ادّعای مالکیت خانه را از طریق ارث نموده و ممانعت خود را تا پای جان از دفن امام در آرامگاه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) اعلان می‌داشت در صورتی که از خود یکی از روایت کنندگان نحن معاشر الانبیاء لاتورّث بود!!

پس از این کشمکش‌ها ـ که داستان تأسف انگیزی دارد ـ بالاخره شهید مظلوم را در بقیع به خاک سپردند، شهادت امام احتمالاً بین سالهای 49 و 51 اتّفاق افتاده است. در سوگ این ریحانه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) بر طبق روایاتی که رسیده، مردم مدینه ـ که اکثراً از فرزندان انصار بودند ـ به ماتم نشسته و بازارهای مدینه را بستند عمر بن بشیر همدانی می‌گوید: از اسحاق پرسیدم: متی ذل الناس؟ چه موقع مردم ذلیل شدند؟ پاسخ داد: حین مات الحسن و ادّعی زیاد و قتل حجر بن عدی؛ پس از شهادت امام حسن(علیه‌السلام) و استلحاق زیاد و قتل حجر بن عدی.

[ شنبه شانزدهم دی 1391 ] [ 9:17 ] [ اعضای پسر مرکز شماره دو بیرجند ]

شهادت امام رضا(عليه السلام)


همچنين روايات مستندي از امام رضا (ع) وارد شده است كه در آن، حضرت شهادت خود را پيش‌گويي كرده و عامل اين جنايت را مأمون دانسته است. امام رضا (ع) به هرثمة بن اعين مي‌گويد: «موقع مرگ من فرا رسيده است. اين طاغي (مأمون) تصميم گرفته مرا مسموم كند...»
  در روايتي از اباصلت آمده است: «مأمون، امام رضا (ع) را فراخواند و آن حضرت را مجبور كرد از انگور بخورد. آن حضرت به واسطه آن انگور مسموم شد.»

درباره نحوه شهادت امام رضا (ع)، بيشتر عالمان شيعه و همچنين تعداد زيادي از علماي اهل سنت، قائل هستند كه آن حضرت مسموم و شهيد شده است. البته درباره عامل شهادت امام هشتم، اختلاف‌نظرهايي وجود دارد؛ اما قول مشهور اين است كه آن حضرت، توسط «مأمون» خليفه عباسي مسموم و به شهادت رسيد.

برخي از علماي اهل سنت بر اين نظرند كه مأمون، امام رضا (ع) را مسموم نكرده است و براي اين گفته خود دلائلي هم ذكر مي‌كنند. از جمله آن دلائل اين است كه مأمون دختر خود را به همسري امام جواد (ع) درآورد. مأمون به برتري امام رضا (ع) در برابر علما استدلال مي‌كرد. بعد از درگذشت امام رضا (ع) مأمون بسيار ناراحت و غمگين بود و...

در ادامه خواهيم گفت كه به هيچ يك از دلائل در اين رابطه نمي‌توان استناد كرد.
همچنين عده‌اي از علماي اهل سنت نيز بر اين باورند كه امام رضا (ع) مسموم شده است و عامل جنايت، عباسيان اما شخصي غير از مأمون، بوده است. براي مثال؛ ابن‌جوزي مي‌گويد: «وقتي عباسيان ديدند خلافت از دست آنها خارج شد (به واسطه ولايت‌عهدي) و به دست علويان افتاد، امام رضا (ع) را مسموم كردند.» اين قول نيز چندان صحيح به نظر نمي‌رسد؛ زيرا «بيشتر مورخان و راويان اجماع دارند كه مأمون سم را به امام (ع) داده نه غير او.»

همچنين روايات مستندي از امام رضا (ع) وارد شده است كه در آن، حضرت شهادت خود را پيش‌گويي كرده و عامل اين جنايت را مأمون دانسته است. امام رضا (ع) به هرثمة بن اعين مي‌گويد: «موقع مرگ من فرا رسيده است. اين طاغي (مأمون) تصميم گرفته مرا مسموم كند...»

عده‌اي از پژوهشگران معتقدند كه شورش عباسيان در بغداد و تصميم مأمون براي حضور در اين شهر، سبب شد تا اطرافيان اين خليفه به وي هشدار دهند كه در نبود وي و حضور وليعهد ـ كه منظور امام رضا (ع) بود ـ كار حكومت به مشكل برخواهد خورد و به همين دليل، مأمون، امام رضا (ع) را به شهادت رساند.

به نظر مي‌رسد انگيزه اصلي مأمون در به شهادت رساندن امام رضا (ع) همين مطلبي باشد كه ذكر شد. چرا كه قيام عباسيان در بغداد جز به خاطر ترس از روي كار آمدن علويان نبوده است.
طبري مي‌نويسد: «مأمون نامه‌اي به بني‌عباس در بغداد نوشت و مرگ علي بن موسي (ع) را به آنان اعلام كرد و از آنان خواست كه به اطاعت او درآيند؛ زيرا دشمني آنان با او جز با بيعت وي با علي بن موسي (ع) نبوده است.»

از ديگر موجباتي كه مورخان در قتل امام رضا (ع) ذكر كرده‌اند، كينه‌اي مي‌دانند كه مأمون از امام رضا (ع) به دل گرفته بود. طبرسي مي‌نويسد: «علتي كه موجب شد مأمون، امام رضا (ع) را به شهادت برساند، اين بود كه آن حضرت بي‌محابا (و بدون ترس) حق را در برابر مأمون اعلام مي‌كرد. در بيشتر موارد در مقابل او قرار مي‌گرفت كه موجب عصبانيت و كينه او مي شد...»

همانگونه كه بيان شد، از نظر روايات شيعي، شكي نيست كه مأمون، حضرت رضا (ع) را مسموم كرد. اما اينكه كيفيت اين عمل چگونه بوده است، چند نوع روايت وجود دارد كه به آنها اشاره مي‌كنيم.
روايتي را شيخ مفيد از عبدالله بن بشير نقل كرده كه عبدالله گفت: «مأمون به من دستور داد كه ناخن‌هاي خود را بلند كنم ... سپس مرا خواست و چيزي به من داد كه شبيه تمر هندي بود و به من گفت: اين را به همه دو دست خود بمال ... سپس نزد امام رضا (ع) رفت و به من دستور داد كه انار براي ما بياور. من اناري چند حاضر كردم و مأمون گفت: با دست خود آن را بفشار. من فشردم و مأمون آن آب انار را با دست خود به حضرت خورانيد و همان سبب مرگ آن حضرت شد و پس از خوردن آن آب انار، دو روز بيشتر زنده نماند.»

روايت ديگري را شيخ مفيد از محمد بن جهم ذكر كرده كه مي گويد: «حضرت رضا (ع) انگور دوست مي‌داشت. پس قدري انگور براي حضرت تهيه كردند. در حبه‌هاي آن به مدت چند روز سوزن‌هاي زهرآلود زدند. سپس آن سوزن‌ها را كشيده و نزد آن بزرگوار آوردند ... آن حضرت از آن انگورهاي زهرآلود بخورد و سبب شهادت ايشان شد.»

روايتي از اباصلت هروي نيز نقل شده كه مي گويد: «مأمون، امام رضا (ع) را فراخواند و آن حضرت را مجبور كرد از انگور بخورد. آن حضرت به واسطه آن انگور مسموم شد.»



رحلت پيامبر اكرم

 

رحلت پيامبر اكرم (ص)

پیامبر(ص) شب پیش از بیماری شدیدش در حالی که دست علی(ع) را گرفته بود، همراه جماعتی برای طلب آمرزش به قبرستان بقیع رفت و برای اهل قبور درود فرستاد و برای آنان طلب استغفار طولانی کرد. آنگاه به علی(ع) فرمود: «جبرئیل هر سال یک مرتبه قرآن را بر من عرضه می­کرد؛ ولی امسال دو مرتبه این امر صورت گرفته است و این دلیلی ندارد مگر اینکه اجل من نزدیک باشد.»

   پس به علی(ع) گفت: «اگر من از دنیا رفتم، تو مرا غسل بده.» در روایت دیگر آمده است که «فرمودند: به هر کسی وعده­ای دادم، باید آن را بگیرد و به هر کسی دِینی دارم، باخبرم سازد.»
   پیامبر(ص) که گویا از حرکات زنندۀ برخی از زوجات و صحابۀ خود و تخلف برخی از یاران ناراحت شده بود، برای پیش­گیری از بدعتها، فرمود: «ای مردم، آتش فتنه شعله­ور شده و فتنه­ها مانند پاره­های شب تاریک، رو آورده و شما هیچ دستاویزی علیه من ندارید؛ زیرا من حلال نکردم مگر آنچه قرآن حلال دانسته و حرام نکردم مگر آنچه قرآن حرام داشته است.»
   پیامبر(ص) پس از این هشدار به منزل "ام­سلمه" رفت و دو روز در آنجا ماند و گفتند خدایا تو شاهد باش که من حقایق را ابلاغ کردم.
   سپس پیامبر(ص) به منزل رفت و جماعتی به حضور طلبید و گفت: «مگر به شما امر نکردم که با جیش "اسامه" بروید؟ چرا نرفتید؟»
   ابوبکر گفت: رفتم؛ ولی دوباره برگشتم تا تجدید عهد کنم. عمر گفت: نرفتم؛ چون نمی­توانستم منتظر باشم تا حال شما را از کاروانیان بپرسم
   رسول خدا(ص) از تخلف آنان سخت ناراحت شد و با همان حال کسالت به مسجد رفت و خطاب به اعتراض کنندگان فرمود: این چه سخنی است که درباره­ی فرماندهی "اسامه" می­شنوم شما پیش از این به فرماندهی پدرش هم طعن می­زدید به خدا سوگند او برای فرماندهی لشکر سزاوار بود و فرزندش اسامه نیز برای این کار شایسته است. رسول خدا در بستر بیماری مرتبا به عیادت کنندگان خود به طور مرتب می­فرمود، سپاه اسامه را حرکت دهید
  پیامبر(ص) فرمود:
«نفذ و اجیش اسامه»
وی در اینجا متخلفان از جیش اسامه را لعن کرد.
   سپس پیامبر(ص) بیهوش شد و تمام زنان و کودکان می­گریستند. لحظاتی بعد پیامبر(ص) به هوش آمد و دستور داد که برایش قلم و دواتی بیاورند تا بر ایشان چیزی بنویسند که پس از آن هرگز گمراه نشوید در این میان برخی به دنبال آوردن صحیفه و دوات رفتند. که عمر گفت: بیماری بر پیامبر(ص) چیره گشته است، «ارجع فانه یهجر» برگرد؛ زیرا او هذیان می­گوید. قرآن نزد شماست، کتاب خدا برای شما کافی است. حاضران بعضی با نظر عمر مخالفت کردند و بعضی دیگر جانب او را گرفتند رسول خدا(ص) از اختلاف و سخنان جسارت­آمیز آنان سخت ناراحت شد و فرمود: «برخیزید و از من دور شوید».

غدیر خم عيدولايت مبارك


غدیر خم نام ناحیه‌ای میان مکه و مدینه است که پیامبر اسلام در حجةالوداع، علی را «ولی» پس از خود اعلام کرد. ۱۸ ذی‌الحجه، سال‌روز این واقعه میان شیعیان به عید غدیر خم شهرت دارد. محمد، پیامبر اسلام در بازگشت از آخرین حج خود همه مسلمانانی که در حج شرکت داشتند را در غدیر خم جمع کرد و شیعیان معتقدند که او در آنجا علی بن ابی‌طالب را به‌عنوان وصی و برادر و جانشین خود از جانب الله معرفی کرد. عبارت معروف «هر آن‌کس که من مولای او هستم، پس علی مولای اوست» قسمتی از خطابه بلند غدیر می‌باشد. گرچه در تفسیر حدیث غدیر خم در بین شیعه و سنی اختلاف وجود دارد. اهل سنت تنها اظهار نزدیکی پیامبر به علی و دوستی با او رامی‌دانند و اظهار خواسته اش که علی به عنوان پسر عمو و فرزند خوانده اش جانشین او در مسئولیت‌های خانوادگی اش پس از مرگ شود. این واقعه و حدیث غدیر در کتاب های شیعه و بسیاری کتاب های اهل سنت نقل شده است. اولین منبع تاریخی که به این کتاب اشاره می کند یعقوبی مورخ شیعه در نیمه دوم قرن سوم هجری است و اولین آثار ادبی قابل تاریخ گذاری، مجموعه اشعاری از نویسندگان شیعه در قرن دوم هجری است. از حدود قرن دوم هجری واقعه غدیر خم بعنوان دلیل نویسندگان شیعه برای اثبات برحقی علی بر جانشینی محمد آمده است

روز عید عرفه در مرکز دو بیرجند

 

به مناسبت روز بزرگ عرفه که در واقع عید نیایش نام دارد اعضای مرکز دور هم جمع شدند و بعد از آشنایی با اعمال این روز و عید بزرگ قربان توسط مربی خوبمون خانم ابریشمی گوشه هایی از دعای عرفه را زمزمه کردند.

در ضمن برنامه ادبی هم اجرا شد با نام گفتگوی موجودات با حضرت دوست که بچه ها مطالب قشنگی را از زبان برخی موجودات نوشتند.  

حلول ماه میهمانی خدا مبارک

 

خداوندا!

زیباترین لحظات در سحرگاهان و زمان افطار ماه پر برکت توست .

ما را در ماه میهمانی خودت در یاب .

 امیرالمومنین حضرت علی(ع)

                                         از ذکر علی مدد گرفتیم

آن چیز که میشود گرفتیم

در بوته ی آزمایش عشق

از نمره ی بیست صد گرفتیم

دیدیم که رایت علی سبز

معجون هدایت علی سبز

درچمبر آسمان آبی

خورشید ولایت علی سبز

از باده ی حق سیاه مستیم

اما زحمایت علی سبز

شیرین شکایت علی زرد

فرهاد حکایت علی سبز

دستار شهادت علی سرخ

لبخند رضایت علی سبز

در نامه ی ما سیاه رویان

امضای عنایت علی سبز

یا علی در بند دنیا نیستم

بنده ی لبخند دنیا نیستم

بنده ی آنم که لطفش دائم است

با من و بی من به ذاتش قائم است

دائم الوصلیم اما بی خبر

در پی اصلیم اما بی خبر

گفت پیغمبر که ادخال سرور

ميلاد امام زمان را بر همه ي شيعيان آن حضرت تبريك ميگوييم

جز درگه تو باب ندارم مهدی(عج)
از دوری تو خواب ندارم مهدی(عج)
تو نوکر بد چو من فراوان داری...
من مثل تو ارباب ندارم مهدی(عج)

معرفی شعر زيباي سوتك

 

سوتک

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد

 نمی خواهم بدانم  کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت

ولی آنقدر مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد

  گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش

و او یکریز و پی در پی دم گرم خودش را در گلویم سخت بفشارد

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد

 بدین سان بشکند دائم سکوت مرگبارم را . . .

شعبان ماه محمد(ص)

حلول ماه شعبان

 ماه رسول الله (صلوات الله علیه وآله) 

مبارک باد.

ولادت سه اختر

ولادت این سه بزرگ مرد عالم و این سه اختر تابناک
حضرت امام حسین (ع) و حضرت امام زین العابدین (ع) و حضرت ابالفضل العباس (ع)
بر تمامی مسلمین جهان از جمله شیعیان علی (ع) مبارک باد


وفات حضرت زينب (س)بر تمام شيعيان تسليت  باد

تسلیت باد.

ــ شهادت جانسوز صدف دریای ایثار و عصمت، پرورش یافته دامان ولایت، محبوب مصطفی(ص) و نور دیده مرتضی(ع)، سکاندار کربلا و عطر خوش زهرا(س) و الگوی عفاف و پاکی را به راهیان عشق و شیفتگان راه سرخ شهادت تعزیت می گوییم.

ــ سالروز شهادت زینب کبری(س)، دخت علی مرتضی، پیام آور کربلا، الگوی شکیبایی و تقوا، عابده آل علی(ع) و عقیله بنی هاشم را به تمام پویندگان راه ولایت و عاشقان خط سرخ شهادت تسلیت می گوییم.

 

مبعث رسول اكرم (ص)

ماه فرو ماند از جمال محمد سرو نباشد به اعتدال محمد


قدر فلک را کمال و منزلتى نیست در نظر قدر با کمال محمد


وعده دیدار هر کسى به قیامت لیله اسرى، شب وصال محمد


آدم و نوح و خلیل و موسى و عیسى آمده مجموع، در ظلال محمد


عرصه گیتى مجال همت او نیست روز قیامت نگر، مجال محمد


و آن همه پیرایه بسته جنت فردوس بو که قبولش کند، بلال محمد


همچو زمین خواهد آسمان که بیفتد تا بدهد بوسه بر نعال محمد


شمس و قمر در زمین حشر نتابد پیش دو ابروى چون هلال محمد


چشم مرا، تا به خواب دید جمالش خواب نمى ‏گیرد از خیال محمد


«سعدى‏» اگر عاشقى کنى و جوانى عشق محمد بس است و آل محمد


حلول ماه رجب مبارك باد

 

 

پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله)مى فرمايد: رجب، «شهرالله الأصمّ» است; و بدان سبب آن را «اصمّ» ناميدند كه هيچ ماهى به پايه عظمت آن نمى رسد; مردم زمان جاهليت به رجب حرمت مى نهادند و آنگاه كه اسلام درخشيدن گرفت، بر حرمت آن افزود. بدانيد كه رجب، ماه خدا شعبان، ماه من و رمضان، ماه امت من است پس هركس يك روز از رجب را روزه بدارد، مستحقّ رضوان الهى گردد و روزه اش غضب الهى را خاموش كند و خداوند درى از درهاى جهنّم را بر او ببندد. اگر كسى به اندازه تمام زمين طلا انفاق كند، برتر از روزه يك روز آن نخواهد بود... هرگاه شب شود، دعايش مستجاب خواهد بود: يا در دنيابه او عطا خواهد شد و يا براى آخرت او ذخيره مى شود... حضرت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) سپس ثواب دو، سه، چهار، پنج، تا سى روز، روزه ماه رجب را تك تك با توضيح كامل بيان فرمود.

هفته بزرگداشت مقام معلم مبارک

 

معلم دیده بیدار عشق است                         معلم بلبل گلزار عشق است

معلم قافله سالار عشق است                       شب و روزش همه ایثار و عشق است