گاهی که نگاهی به دورافتاده ترین منطقه دلم می کنم
کسانی را می یابم که شایستگی اش را ندارند.
گاهی که نگاهی به دورافتاده ترین منطقه دلم می کنم
کسانی را می یابم که شایستگی اش را ندارند.
هرگاه دلم رفت تا محبت كسي را به دل گيرد
تو او را خراب كردي !
به هركه و هرچه دل بستم
تو دلم را شكستي !
![]()
![]()
![]()
عشق هر كسي را كه به دل گرفتم
تو قرار از من گرفتي !
![]()
![]()
![]()
هر كجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم
در سايه ي اميدي و بخاطر آرزويي،
براي دلم امنيتي بوجود آورم ،
تو يكباره همه را برهم زدي
و درطوفان هاي وحشت زاي حوادث رهايم كردي
تا هيچ آرزويي در دل نپرورم ،
هيچ وقت آرامش و امنيتي در دل خود احساس نكنم
![]()
![]()
![]()
تواينچنين كردي
تا به غير از تو محبوبي نگيرم
و بجز تو آرزويي نداشته باشم
و بجز تو به چيزي يا كسي اميد نبندم
و جز در سايه ي توكل به تو آرامش و امنيت احساس نكنم ....
خدايا : تورا برهمه ي اين نعمت ها شكر ميگويم!![]()
![]()
من توراتجربه كردم اي خوب
گردايام مراهم پوشاند
وپس ازدوره ي كوتاه نديدن ها
درخيال تو زمن هيچ نماند
اين كه تقصير تو نيست
لحظه ها فاصله مي اندازند
لحظه ها مي بلعند
رفته ها را در خويش
لحظه ها ميدزدند
مهرهارادردل
وتو آيا ديدي؟
جاي پاي تو بماند يك عمر روي شن هاي نمورساحل...............
گاهي خدا درهاي زندگي را مي بنده وپنجره هاش رو قفل ميكنه
زيباست اگر فكر كني
شايد بيرون طوفانه وخدا دوست داره از تو محافظت كنه
ميلاد باسعادت كريمه اهل بيت، شفيعه روز جزا ، اسوه عشق
وايثار فاطمه معصومه بر همه مبارك،
سلام دوستاي من
ممنونم از اينهمه ابراز محبت وعلاقه كه تو اينهفته به من داشتيد
هميشه بياد شما ها هستم![]()
![]()
![]()
فصل شروع درسخوندن رابه همه ي
دانش آموزان ,دانشجويان,معلما ن واستادان تبريك ميگويم
خدا از آن معلم هايي نيست
كه براي خودَش درس بدهد و برود
و تو هِي خودَت را برايش بگيري...
و نخواهي ياد بگيري
يا بخواهي و
نروي سراغَش ...
خدا از آن استاد هايي ـست
كه براي آموختن
بايد مدام دنبالَش باشي
دامنَش را بگيري
و نگذاري برود ...
بعد "بخواهي"
لال شوي
و گوش كني
و نگذاري حرفَش را پايان ببرَد ...
خدا معلمي ـست با مدركي كه اسم ندارد
كه در اسم خلاصه نمي شود.
كه خلاصه نمي شود.
محدود نمي شود.
بايد تمام ِ حواست را بريزي جلويت
و هيپنوتيزمَش شوي ..
و غرق شوي
و محو شوي ...
يك لحظه غفلت
حواست را مي دهد به دنيا
برمي گردي روي زمين
خدا مي رود
و تو ديده مي شوي ...
فرارسیدن تابش خورشید علم بر سرزمین دل ها مبارک باد.
اول مهر، روز طلوع دوباره صبح دانش بر سحرخیزان و دلدادگان عرصه علم مبارک باد.
طلوع دوباره خورشید دانش بر اهالی دانشْ دوست تهنیت باد.
اول مهر، روز بذرافشانی دانه های علم و بصیرت مبارک باد.
تولد دوباره مدرسه و کتاب نظم و انضباط بر همه جویندگان علم و دانش مبارک باد.
اول مهر، آغاز زنگ دانایی بر پیشه وران کسوت خرد مبارک باد.
فرا رسیدن دوباره عطر پرواز در فضای علم و دانش مبارک باد.
فصل پاییز و پیوند شاخه تعلیم و تربیت بر پیچک زندگی مبارک باد.
اول مهر، روز خانه تکانی و زدودن گرد و غبار جهل و جهالت مبارک باد.
در فصل پاییز، میوه بوستان درخت عمر بر شاخه علم به بار می نشیند.
ازانسان هاغمی به دل نگیر
زیراخودنیزغمگین اند
باان که تنهایند ولی ازخودمیگریزند
زیرابه خود
و
به عشق خود
و
به حقیقت خودشک دارند
پس دوستشان بدار
اگرچه
دوستت ندارند.
پي نوشت:اين پستو براي دوست جديدمون ارنيكا گذاشتم ![]()
دل نوشت: ارنيكا عزيزم خوشحالم به وبم سرمي زني .![]()
![]()
خدا هم تنهاست(قل هوالله احد) آدمها هم تنها هستن
ارنيكا حالا كه دلت تو بيابون قلبي رها شده وگم شده وحتما توحصارش گیر
کرده.اميدوارم هر چه زودترراهشو پیدا کنه وآرامش بگيره.![]()
از كساني كه از من متنفرند ممنونم آنها مرا قويتر مي كنند.
از كساني كه مرا دوست دارند ممنونم آنان قلب مرا بزرگتر مي كنند.
از كساني كه مرا ترك مي كنندممنونم آنان به من مي آموزند كه هيچ چيز تا ابد ماندني نيست.
از كساني كه با من ميمانند ممنونم آنان به من معناي دوست واقعي را نشان مي دهند
زندگی آنقدر ابدی نیست که خوبتر بودن را برای فردا بگذاریم
وقتی باران میبارد...
بیشتر خدا را حس میکنم
چون باران یعنی:
نقطه چین تا خدا....
به سراغ من اگر مي آئيد
پشت هيچستانم،پشت هيچستان جايي است
پشت هيچستان رگهاي هوا،پر قاصد هاييست
كه خبر مي آرند،از گل واشده ي دور ترين بوته ي خاك
روي شن ها هم
نقش هاي سم اسبان سواران ظريفي است كه صبح،
به سر تپه ي معراج شقايق رفتند
پشت هيچستان،چتر خواهش باز است
تا نسيم عطشي در بن برگي بدود،
زنگ باران به صدا مي آيد
آدم اينجا تنهاست
و در اين تهايي
سايه ي ناروني تا ابديت جاري است.
به سراغ من اگر مي آييد،
نرم و آهسته بياييد،
مبادا كه ترك بردارد
چيني نازك تنهايي من....
سهراب سپهري
((از هیاهوی زمان بیزارم
سهراب قایقت جایی برای من دارد؟))
پی نوشت:این مطلب برگرفته شده از وب یکی از دوستان است/جالب بود
آموختم
كه خدا عشق است وعشق تنها خداست
آموختم
كه وقتي نااميد مي شوم خدا با تمام عظمتش عاشقانه
انتظار ميكشد تا دوباره به رحمتش اميدوار شوم
آموختم
اگر تا كنون به آنچه خواستم نرسيدم خدا برايم بهترش را در نظر گرفته
آموختم
كه زندگي سخت است ولي من از او سخترم
شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی ، ترا با لهجه ی گل های نیلوفر صدا کردم
تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم
پس از یک جستجوی نقره ای
در کوچه های آبی احساس
تو را از بین گل هایی که در تنهایی ام رویید ، با حسرت جدا کردم
و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنّای دلم گفتی
دلم حیران و سرگردان چشمانی است رویایی
و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم
تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم
همین بود آخرین حرفت
و من بعد از عبور تلخ و غمگینت
حریم چشم هایم را به روی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشید وا کردم
نمی دانم چرا رفتی
نمی دانم چرا ، شاید خطا کردم
و تو بی آن که فکر غربت چشمان من باشی
نمی دانم کجا ، تا کی ، برای چه ،
ولی رفتی و بعد از رفتنت
باران چه معصومانه می بارید
و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت
و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد
و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره
با مهربانی دانه بر می داشت
تمام بال هایش غرق اندوه غربت شد
و بعد از رفتن تو آسمان چشم هایم خیس باران بود
و بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد من بی تو
تمام هستی ام را از دست خواهد رفت
کسی حس کرد من بی تو
هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد
و بعد از رفتنت دریا چه بغضی کرد
کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد
و من با آن که می دانم تو هزگز یاد من را
با عبور خود نخواهی برد
هنوز آشفته ی چشمان زیبای توام
برگرد !
ببین که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد
و بعد از این همه طوفان و وهم و پرسش و تردید
کسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت :
تو هم در پاسخ این بی وفایی ها بگو
در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم
و من در حالتی ما بین اشک و حسرت و تردید
کنار انتظاری که بدون پاسخ و سردست
و من در اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل
میان غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر
نمی دانم چرا ؟ شاید به رسم و عادت پروانگی مان باز
برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم
دلنوشت:ا ين شعر به يادكسي كه بااحساس تمام اين شعرابراي من فرستاد ورفت
هركجا هستي باش.دلت از غصه دنياخالی