نصیحت های یه بابا به دخترش

 

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

   دخترکم!! برای کسی که برایت نمیجنگد  نجنگ .

  چرا اشک  هایت را هر روز پاک کنی کسی که

باعث گریه ات می شود  را از ذهنت پاک کن.

        دخترکم به سوی کسی که ناز میکند دست نیاز دراز نکن..

بیاموز  این تو هستی که باید ناز کنی..

دخترکم !!  تو  زیباترینی ..همیشه با این باور زندگی کن..

شاید گریه یا خنده ات برای بعضی ها بی ارش باشد اما به یاد داشته باش 

کسانی هستند که وقتی میخندی جان تازه میگیرند...

دخترک من !! هیچ گاه برای شروع دوباره دیر نیست ..

اشتباه که کردی برخیز اشکالی ندارد..

بگذار دیگران هرچه دوست دارند بگویند..

هیچ وقت برای دیگران زندگی نکن..

برای خودت زندگی کن..

هرکاری که دوست داری انجام بده قبل از اینکه فرصت ها تمام بشه.

خوب باش ولی سعی نکن این را به دیگران بفهمانی.

کسی که ذره ای شعور داشته باشد خاص بودنت را میفهمد.

زمستان است ..زیاد می شنوی هوا ۲نفره است !

تنها قدم زدن هم دنیای دیگری دارد.

دخترکم

 احساس با ارزشت را خرج هر کسی نکن..

از تمام مرد هایی که می بینی و متلک نثارت می کنند

از تمام مردان این  شهر ممنون باش...

ممنون باش که هر روز لطافت تو را ظرافت تو رازیباییت را  یاداور می شوند..

اری تو ارزشمند ترین موجود روی زمین هستی..

قربانت بابایی..

enjoy !!  in your life

 

 

The  best  and  most  beautiful  things  in  the world 

 can not be  seen  or even touched

 they must  be felt  with the  heart

 .................................

The  most  important  thing  is  to  enjoy  your life 

 to be happy 

 it s all that matter

 

 تیک تیک !!!! زمان داره می گذره..

.

.

خوبی کردنا فراموش نکنیم قبل از اینکه وقتمون تموم  بشه.

دیشب خدا را در خواب دیدم

 دیشب خدارو دیدم...


گوشه ای آرام میگریست...

 

من هم کنارش رفتم و گریستم...

 

هر دو یک درد داشتیم ...

 

" آدم ها...."

 

عجب از آدمایی، که نشانه‌هایت را می‌بینند و انکارت می‌کند ...

و عجب از تو که انکارشان را میبینی و مهربانی میکنی

سلامتی بعضی ها که واقعا مهربونن



یکی را دیدم که هر صبح یک کاسه برنج یا گندم میریزه پای پنجره

 یا توی حیاط و میگه این هم صدقه امروزم ....

 پرنده ها که خوشحال شن

 غصه ها رو با خودشون میبرن به آسمون....

سلامتیه همه اونایی که مهربونی با همه 

وجودشون آمیخته و حتی گرسنگیه پرنده ها

 توی این هوای سرد آزارشون میده........

قضیـه من و دل کنـدن از کفـشهای قدیـمی ام ...

دلبسته ی کفشهایم بودم. کفش هایی که یادگار سال های نوجوانی ام بودند
دلم نمی آمد دورشان بیندازم
هنوز همان ها را می پوشیدم
اما کفش ها تنگ بودند و پایم را می زدند
قدم از قدم اگر بر می داشتم زخمی تازه نصیبم می شد
سعی می کردم کمتر راه بروم زیرا که رفتن دردناک بود

می نشستم و زانوهایم را بغل می گرفتم
و می گفتم: چقدر همه چیز دردناک است
چرا خانه ام کوچک است و شهرم و دنیایم

می نشستم و می گفتم: زندگیم بوی ملالت می دهد و تکرار
می نشستم و می گفتم: خوشبختی تنها یک دروغ قدیمی است
می نشستم و به خاطر تنگی کفشهایم جایی نمیرفتم
قدم از قدم بر نمیداشتم و فقط می گفتم و می گفتم

پارسایی از کنارم رد شد
عجب ! پارسا پا برهنه بود و کفشی بر پا نداشت
مرا که دید لبخندی زد و گفت: خوشبختی دروغ نیست
اما شاید تو خوشبخت نشوی زیرا خوشبختی خطر کردن است
و زیباترین خطر؛ از دست دادن ...

تا تو به این کفش های تنگ آویخته ای؛ برایت دنیا کوچک است و زندگی ملال آور
جرات کن و کفش تازه به پا کن.
شجاع باش و باور کن که بزرگتر شده ای

رو به پارسا کردم، پوزخندی زدم و گفتم
اگر راست می گویی پس خودت چرا کفش تازه به پا نمی کنی تا پا برهنه نباشی؟

پارسا فروتنانه خندید و پاسخ داد: من مسافرم و تاوان هر سفرم کفشی بود
که هر بار که از سفر برگشتم تنگ شده بود و پس هر بار دانستم که قدری بزرگتر شده ام

هزاران جاده را پیمودم و هزارها پای افزار را دور انداختم
تا فهمیدم بزرگ شدن بهایی دارد که باید آن را پرداخت

حالا دیگر هیچ کفشی اندازه ی من نیست
وسعت زندگی هرکس به اندازه ی وسعت اندیشه ی اوست

سر تا پای‌ خودم‌ را كه‌ خلاصه‌ می‌كنم، می‌شوم‌ قد یك‌ كف‌ دست‌ خاك‌
كه‌ ممكن‌ بود یك‌ تكه‌ آجر باشد توی‌ دیوار یك‌ خانه
یا یك‌ قلوه‌ سنگ‌ روی‌ شانه‌ یك‌ كوه
یا مشتی‌ سنگ‌ریزه، ته‌ته‌ اقیانوس؛
یا حتی‌ خاك‌ یك‌ گلدان‌ باشد؛ خاك‌ همین‌ گلدان‌ پشت‌ پنجره

یك‌ كف‌ دست‌ خاك‌ ممكن‌ است‌ هیچ‌ وقت
هیچ‌ اسمی‌ نداشته‌ باشد و تا همیشه، خاك‌ باقی‌ بماند، فقط‌ خاك
اما حالا یك‌ كف‌ دست‌ خاك‌ وجود دارد كه‌ خدا به‌ او اجازه‌ داده‌ نفس‌ بكشد
ببیند، بشنود، بفهمد و جان‌ داشته‌ باشد.

یك‌ مشت‌ خاك‌ كه‌ اجازه‌ دارد عاشق‌ بشود،
انتخاب‌ كند، عوض‌ بشود، تغییر كند ...

وای، خدای‌ بزرگ! من‌ چقدر خوشبختم
من‌ همان‌ خاك‌ انتخاب‌ شده‌ هستم
همان‌ خاكی‌ كه‌ با بقیه‌ خاك‌ها فرق‌ می‌كند

من‌ آن‌ خاكی‌ هستم‌ كه‌ خدا از نفسش‌ در آن‌ دمیده
من‌ آن‌ خاك‌ قیمتی‌ام

که می خواهم تغییر کنم؛ انتخاب‌ کنم
وای بر من اگر همین طور خاك‌ باقی‌ بمانم

الهی توفیقم ده که بیش از طلب همدردی، همدردی کنم.
بیش از آنکه مرا بفهمند، دیگران را درک کنم
پیش از آنکه دوستم بدارند، دوست بدارم
زیرا در عطا کردن است که می ستانیم و در بخشیدن است که بخشیده می شویم

ارامش چیه؟؟

 

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

 

گاهی نیاز دارم همه چیزا کنار بزارم ..

از پای کامپیوتر هم پاشم از این فضای مجازی دور شم،نه درسی نه  فکری نه دغذغه ای....

گوشی تلفنمم روی سایانت بزارم و ..

چراغا را خاموش کنم که هیچی نبینم که حواسم پرت بشه..

اگه تشنه هستم یه کمی آب بخورم..

مسواک بزنم..

راحت باشم و تو اسوده ترین حالت باشم که درد یا ناراحتی فیزیکی ای تمرکزما  نگیره...

و فقط فکر کنم

به خودم ،به دنیا و فانی بودنش در کنار امیدوارکننده بودنش..

به دل بستن به دنیا در کنار افسرده و پوچ بودنش..

به راز عجیبه بودن!!!!!

به اینکه میگه:

"حافظ اسرار الهی کس نمیداند خموش"

.

.

به... خدا..

.

.

و به اینکه کسایی بودن که گفته شده این اسرار الهی را میدونن

به هدفمون از زندگی یعنی آرامش!!

و به اینکه آرامش تو خیلی از چیزایی که گاهی ما فکر میکنیم نیست!!

به موفقیت زیاد،به پول زیاد،به تحصیلات عالی،به زندگی خوب

البته شاید بشه به همه ی این چیزا رسید و از اونا هم گذر کرد تا بشه معنیه واقعیتا فهمید

نمیدونم.....

ولی اینا خوب میدونم که

ارامش به هرچه بیشتر مسلط بودن خودمونه..

آرامش به اطمینانه..

به

به

به...

چبزی رسید به ذهنتون بگید،همه میخونیم و روش فکر میکنیم...

گاهی با این افکار ذهنم بدجور مشوش میشه..

به امیده آرامشه هرچه بیشتر هممون...

کلینیک خدا

 

به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم، فهمیدم که بیمارم ........

 خدا فشار خونم را گرفت، معلوم شد که لطافتم پایین آمده.

 زمانی که دمای بدنم را سنجید، دماسنج 40 درجه اضطراب نشان داد.

 آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم، تنهایی

سرخرگهایم را مسدود کرده بود و آنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون

برسانند.

 به ارتوپد رفتم چون دیگر نمی توانستم با دوستانم باشم و آنها را در آغوش بگیرم.

 بر اثر حسادت زمین خورده بودم و چندین شکستگی پیدا کرده بودم

 فهمیدم که مشکل نزدیک بینی هم دارم، چون نمی توانستم دیدم را از اشتباهات

اطرافیانم فراتر ببرم.

 زمانی که از مشکل شنوایی ام شکایت کردم معلوم شد که مدتی است که صدای

خدا را آنگاه که در طول روز با من سخن می گوید نمی شنوم

 خدای مهربانم برای همه این مشکلات به من مشاوره رایگان داد. به شکرانه اش

تصمیم گرفتم از این پس تنها از داروهایی که در کلمات راستینش برایم تجویز کرده

است استفاده کنم.

 هر روز صبح یک لیوان قدردانی بنوشم

 قبل از رفتم به محل کار یک قاشق آرامش بخورم

 هر ساعت یک کپسول صبر، یک فنجان برادری و یک لیوان فروتنی بنوشم.

 زمانی که به خانه برمیگردم به مقدار کافی عشق بنوشم و

 زمانی که به بستر می روم دو عدد قرص وجدان آسوده مصرف کنم

محرم


افسران - بسم رب الحسین اشفع صدر الحسین باالظهور الحجه

ما را که یا مجیر و اجرنا عوض نکرد

دلتنگ گریه های محرم شده دلم

این روز ها پاییز را درک کن..


حالا پاییز است و من زرد شده ام

زرد، نه! قهوه ای، نه! قرمز، نه!...

نمی دانم این روزها که هر لحظه رنگ می گیریم از پی حادثه ای،

گاهی سبز سبز،گاهی قرمز، گاهی زرد...

گاهی هم که به خودت می آیی  می بینی شده ای هزار رنگ

این همه رنگ !!!مگر چه شده؟!!

من پر از حادثه ام..

این روزها پاییز شده هزار رنگ،

هزار رنگ ندیده که حالا داریم از چرخش زمان به گرد زمین می بینیم ....

میبینی چطور میخ کوبمان کرده که"هو الجمیل"

 


ادامه نوشته

عاشق باش...عاشق خودت





بیش از هرکس خودت را دوست داشته باش!

جوری که هر کجا نشسته ای … هر جا که می روی ….

در هر کاری که میکنی … “خــــــــودت ” حضور داشته باشد ،

یــــک  حضوربـــی ماننـــد …

اما خالــــــی از تکبر ،حسادت  ریا

باور کن تاعاشق خودت نباشی ….

عاشق هیچ کس نمیتوانی بشوی ….

و هیچ کس هم ..(!)… عاشقت نمیشود !

هرزگاهی ...

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد


هر از گاهی

با خواهرت شوخی کن، ، بغلش کن ....حامی برادرت باش

محکم بزن به شونش، هواشُ داشته باش

مامانت روبخندون تا از خنده نتونه حرف بزنه، کاری کن پیش دوستاش پُزتُ بده،

کیف کنه از داشتنت...

باباتُ بغل کن، چاییشُ تو بده دستش، بگو برات از تجربه هاش بگه،

بشین پای حرفش، درددلش...

دوستت اگه تنهاس، اگه غم داره تو دلش، اگه میبینی زل زده به مونیتورش و هر از گاهی

میخنده،از اون تلخاش؛ تو هواشُ داشته باش، تو تنهاش نذار....

باور کن
روزی هزار بار میمیره

کسی که فکر میکنه برای کسی مهم نیست !




خدایا..

picfa net%20(10) عکس های فرشته های کوچولو

خدايا چه آسان مي توان تو را دوست داشت ...
بي هيچ تکلف و بهانه اي ...

بهشت همين حياط کوچک خانه ماست ...
وقتي فرشته ها براي شنيدن نام تو از دهان من ،
از پله هاي عرش پايين مي آيند ... !

 

پاییز

 

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد 

 

دوست داشتن را دوست دارم
به مهرباني مهر می ورزم,
من متولد ماه مـهـر هستم

و من چقدر پاييز را دوست دارم بارانهای بیگاهش هوای ابریش خاك باران خورده اش  جمع کرن برگا ی رنگ رنگش را همه ی اینها را دوست دارم...
پاییزتون قشنگ...

خدا جون ارزو هاما تایید کن....

 

painted heart t2 طرح قلب روی بوم نقاشی 

 
خدایا
امروز دلم را به تو می سپارم

دلی که همچون یک دفتر

پر است از غم، دلتنگی، گناه و آرزو

خدای من با دستان مهـربانت قلمی به دست گیر

و به لطف خود

پاک کن گناهانم را

خط بزن غم هایم را

تایید کن آرزوهایم را

 

 

 

 

 

خدایا چه دیده ای در من؟؟؟

وقتی حتی
حاضر نشدم
پای صحبت
خودم بنشینم!
تو آمدی و گفتی

بیا من می شنوم تو را!ولی اول تو بگو خدا
چه دیده ایی در من؟
منی که کور، گیج،گنگ و ناشنوا!
تو اول شروع کن
چرا پای من
نشستی و
حرف های تکراری ام؟

چای با خدا

WWW.HOSSEIN PANAHI .IR.7.jpg

و رسالت من این خواهد بود

تا دو استکان چای داغ را
از میان دویست جنگ خونین
به سلامت بگذرانم
تا در شبی بارانی
آن ها را
با خدای خویش
چشم در چشم هم نوش کنیم

حسین پناهی

ای خدا....

383462_348070458652983_917416920_n.jpg

 

خدا همانی است که ما می خواهیم
کاش ماهم، همانی بودیم
که اومی خواست....

دلخوشی هاکم نیست،دیده ها نابیناست...


 

دلخوشم باغزلی.تکه نانی؛آبی...

و اگر بازبپرسی گویم:دلخوشم بانفسی.

حبه قندی،چایی

صحبت اهل دلی..فارغ از همهمه ی دنیایی..

آه مردی میگفت:

  دلخوشی هاکم نیست،دیده ها نابیناست...

تنهایی

افسران - تنهایی...

 

نوشته:هر چقدر هم که بگویی : تنهایی خوب است؛هم من و هم تو میدانیم

که: تنهایی خوب نیست …

ولی چه میتوان کرد وقتی خوبی نمانده تا به تنهایی،واژه تنهایی را از تخته

سیاه زندگی پاک کند …

,

 

اللهم....

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

 

دوباره کلمات توی ذهنم این پا و آن پا میکنند،
 
 می آیند و نمی آیند...

تا به حال با خودت غریبه شده ای؟!

تا به حال شده وقتی در حال حرکت هستی
 
با عطسه ای عمیق و وسیع چشم باز کنی ببینی
 
سایه ات میخواهد خفه ات کند؟!

خدایا! سایه ام هم دیگر مرا نمیشناسد...
 
شایدهم من او را!   قصد جانم را کرده بود!

از خودم در امان نیستم...

اللهم اعوذ بک من شرّ نفسی...

خدایا! چگونه با این خراب آباد، قیامتم را آباد کنم؟!

همین!
 
 
kebriayi.ir



 

 

هواتو کردم... می خوام بیام تو آسمون دورت بگردم...

افسران - هواتو کردم... می خوام بیام تو آسمون دورت بگردم...

 

حضرتِ یار...
هر سحر از سر صلاةِ صبح حواسم به توست...
به تویی که مرا به بندگانت وانگذاشتی که خارم کنند...
که برای همین نیم مثقال عزتی که بندگانت دارند ارزش قائلی...
که عزت پیش توست...
می گردم روی این کره ی خاکی و آبی و دورِ خودم؛ روحم را می گردانم!
روحی که نَفَس توست...
می گذرم از خودم...
از همه ی دنیا و آدم هایش...
می گردم که تو را پیدا کنم و دورت بگردم مثل پروانه...
جایی نوشته بود: "می خواهم انقدر دورت بگردم که حاجی شوم!"
از سرِ صبح تنورِ دلم را داغ میکنم که برشته شوم، حوا ام ولی می خواهم فرشته شوم!
دوست دارم سرِ سحری دلم بوی گل یاس بدهد و اتاقم بوی گلِ نرگس...
تا سرِ افطار که بوی گلِ شب بو به مشامم می رسد، دلشاد باشیم از این همه گشت و گذار ها که ما با همین گشتن ها خوشیم دورت بگردم!

 

bayanbox.ir/id/49602

از سحرمست تو، تادم افطارم...(اهنگشا از لینک بالا دانلود کنید)
 
برگرفته از سایت خوب کبریائیت...http://kebriayi.ir


 

 

دوستت دارم




بابا لِنگ‌دراز عزیزم:

تمام دلخوشی دنیای من این است که تو ندانی

و من دوستت بدارم.

وقتی میفهمی و میرانی‌اَم،

چیزی درون دلم فرو می‌ریزد...

... چیزی شبیه غرور!

بابا لنگ دراز عزیزم:لطفا گاهی خودت را به نفهمیدن بِزن، و بگذار

دوستت بدارم!
من همین که هستی را دوســــت می‌دارم...
حتی سایه‌ات که هیچ وقت به من نمی‌رسد!
جین وبستر

بابا‌ لنگ‌دراز

مال خودش باشم

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد


از من خواست

فقط مال خودش باشم ولی...


همیشه خدا


آخرین انتخاب بود!


خوشبختی...

افسران - خوشبختی...

الهی...!!!!!

خوشبختی را میشه تو چشاش دید...!!!!

دُچـــار یعنی عاشق!!

افسران - دُچـــار  یعنی عاشق!!

دُچـــار یعنی عاشق!!

و فکر کن کـ ِ چـ ِ تنهاست


اگر کـ ِ ماهی کوچکــ


دُچــار دریای بی کـــران باشد


دُچـــار باید بود ...


وگرنه زمزمه حیرت میان دو حرف حرامـــ خواهد شد


و عشــــــق صدای فـاصـلهــ هاست ...


فـاصـلهــ ـهایی که غرق ابهامند ...



« سهراب »

نعمت

افسران - نعمت...

تــو چــه کـردی ؟


 
 
 
نگاه ها به ابراهیم و آتش بود. در این میان گنجشکی به آتش نزدیک می شد
و بر می گشت از او پرسیدند: ای پرنده چه کار می کنی؟
پاسخ داد با نوک خود آب روی آتش میریزم

گفتند: حجم آتش زیاد است

من نمتوانم آتش را خاموش کنم اما آب را می آورم تا آن هنگام که

خداوند از من پرسید وقتی که بنده ام را بدون گناه در آتش انداختند تو چه کردی؟


پاسخ دهم: هر آن چه را که از توانم بر می آمد... .

....
ابراهیم زمان در چاه غیبت گرفتار است

اما بزودی یوسف زمان خواهد آمد.....


...... و مرا خواهند پرسید : و تو چه کردی ؟
 
زلال میشوم اما...
تو را

نمی بینم

* اللهم عجل لولیک الفرج *

تو بهترین بنده خدایی..

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

 

شاکی از سختی و رنج این دنیا نباشیم ..


شاکی از رسم این دنیا نباشیم ..


نه !


هیچ وقت خدا بد ما رو نمیخواد ..


هیچ وقت ..


تا حالا به این فکر کردیم که سخت ترین نقش یک فیلم رو به بهترین بازیگر میدن تا بتونه خوب از پسش در بیاد ...


خدا هم سختی دنیا رو به ما داده چون ..


تو بهترین بنده ی خدائی که تو زندگیت سختی داری ..


بوی خدا همه جای زندگیمون پخشه ...


کافیه احساسش کنیم..  

ساده زندگی کنید...

Join Gevo Group

خعلی از طرز تفکرش خوشم اومده

صبح که از خواب بیدار شد رو سرش فقط سه تار مو مونده بود

 

با خودش گفت: "هییم! مثل اینکه امروز موهامو ببافم بهتره! "

و موهاشو بافت و روز خوبی داشت!

فردای اون روز که بیدار شد دو تار مو رو سرش مونده بود


"هیییم! امروز فرق وسط باز میکنم" این کار رو کرد و روز خیلی خوبی

داشت

پس فردای اون روز تنها یک تار مو رو سرش بود


"اوکی امروز دم اسبی میبندم" همین کار رو کرد و خیلی بهش میومد !

روز بعد که بیدار شد هیچ مویی رو سرش نبود!!!

فریاد زد

ایول!!!!
امروز درد سر مو درست کردن ندارم!
همه چیز به نگاه تو بر میگرده !

ساده زندگی کن ...

دستانم بوی حافظ میدهند ..

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

 

دست هایم این روزها بوی حافظ می دهند

تفال که می زنم...
کنعانم...
بدجور...
یوسفش را می خواهد!!