حرفای دلم زیاد هستش اما نمیدونم که چجوری باید بیانش کنم.فکر کنم بیانش نکنم بهتر باشه....

بعضی وقتها انقدر حرف داری که احساس سنگینی میکنی اما اگه سبک نشی بهتره گاهی وقتا سنگین بودن به صدتا سبک شدن می ارزد.......

دوستت دارم همیشه.............

.

.

.

.

..

.

.

.

.

.

 

 

 

زخــمهـایــم به طعنـه مـی گــوینــد : دوستــانــت ، چـــقدر بـــانمـــک انـــد….

 

 

Avazak_ir-Love958.jpgAvazak_ir-Love961.jpg

هر روز ، تکراری از روزهای قبل است . . .

صبح هم ماجرای ساده ایست ؛ گنجشکها بیخودی شلوغش می کنند.....

Avazak_ir-Love1064.jpgAvazak_ir-Love1063.jpg

Avazak_ir-Love1065.jpgAvazak_ir-Love1056.jpgAvazak_ir-Love1061.jpgAvazak_ir-Love1060.jpgAvazak_ir-Love1055.jpg

عید فطر مبارک

همیشه وقتی مهمونی ها تموم میشه، حس غریبی دارم
چه برسه به این دفعه که مهمونی خدا داره تموم میشه . . .
عید فطر مبارک /././


اون موقع که غرور کسی رو له کردی ،

اون موقع که آرزوهای کسی را ویران کردی،

اون موقع که حتی گوشت را می گرفتی تا صدای خرد شدن غرورش رو
نشنوی ،

اون موقع کسی رو نمیدیدی..!!!

اما حالا خدا رو میبینی ....

می خواهم بدونم امشب

دستاتو رو به سمت کدوم
آسمون دراز می کنی

تا برای خوشبختی خودت دعا کنی

 

 

بغض هایت را نگه دار.....

بعضی وقتا سبک نشی سنگین تری....

یک یاس سفید
در رنگ امید
با هر چه وفاست
از سوی خدا
تقدیم تو باد…

 

تو را انگار یک جا دیده بودم

میان خواب و رویا دیده بودم

نگاهت همچو شبنم، آشنا بود

گمانم بین گلها دیده بودم

شاید میان این همه نامردی باید شیطان را بستاییم که دروغ نگفت  جهنم را به جان خرید اما تظاهر به دوست داشتن آدم نکرد.

 

 

دنیا پر از تباهی است، نه به خاطر وجود آدمهای بد، بلکه به خاطر سکوت آدمهای خوب

 

به هرکس دل نهادم بی وفا شد

چو پا بندش شدم ازمن جداشد

ندانم از اول بی وفا بود

یا چو نازش را کشیدم بی وفا شد

 

 

هر لحظه بهانه تو را میگیرم ، هر ثانیه با نبودنت در گیرم ، حتی تو اگر به خاطرم تب نکنی ، من یک طرفه برای تو میمیرم!

اینجا جات خیلی خالی هستش.قلب من بی قرارته اینو خودت خوب میدونی......

شال و کلاه میبافم با خیالت................

تا در سرمای نبودنت یخ نبندم

بدون شرح...........!!!!!!!!!!

اگر واقعا عشق را یافتی

به آن پرواز بده و رهایش کن

اگر خودش ماندن را انتخاب کرد

به این معناست که عشق واقعی تو همان است....!!!!!!!!!!

آرزو...........!

آرزو دارم:

خورشید رهایت نکند

غم صدایت نکند

ظلمت شام سیاهت نکن

و تو رااز دل آنکس که نقشش در قلب توست

حضرت دوست جدایت نکند.....

غم تو مرا کفایت می کند

غصه ام را بس زیادت می کند

صورتم بارانی و مویم پریشان می شود

دوریت ویران مرا از یاد نامت می کند

از زبان سرخ تو خو دلی خوردم ولی

دل صدایت می کن سرا را فدایت می کند

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

تو را نه عاشقانه

و نه عاقلانه  نه حتی عاجزانه

که تو عادلانه در قلب منی

عدل مگر نه آن است که هر چیزی سر جای خودش باشد؟؟؟؟؟؟؟؟

عشق تو به تاروپودجانم بسته است

بی روی تو درهای جهانم بسته است

از دست تو خواهم که برآرم فریاد

در پیش نگاه تو زبانم بسته است

 

 

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

 

ما دو تن مغرور

هر دو از هم دور

وای در من تاب دوری نیست

بیش از این در من صبوری نیست

بی تو من بی تاب بی تابم

من به دیدار تو می آیم

 

آرزوهایم زیر انبوهی از خاکستر

هنوز نفس می کشد

هنوز شعله ورند

نسیم مهربانی تو کی می وزد

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

 

گل نیست چنین سرکش و رعنا که تویی

مه نیست بدین گونه فریبا که تویی

غم بر سر غم ریخته آنجا که منم

دل بر سر دل ریخته آنجا که تویی......

 

هر دم به بهانه ای تو را یاد کنم

افسرده دلم را به یاد تو شاد کنم

بی تو دل من چون کلبه ای محزون است

با یاد تو این خرابه آباد کنم...

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

 

 

یک شبی با یاد تو بدرود خواهم گفت و رفت/ خاطراتت را به وی آب خواهم گفت و رفت/در فرار شعرهایم یک شبی خواهم نشست/ آخرین اشعار خود را بر تو خواهم گفت و رفت/ با خیالت بر دیار قصه ها رفتم ولی.........

تمام سپاسم از آن کسی است که به من نیازی نداشت اما فراموشم نکرد.(کوروش بزرگ)

آدم مرد باشه و از تو آشغالها نون دربیاره بهتره تا اینکه آشغال باشه و از نامردی نون دربیاره…

 خدايا خوشي امروزم رابخاطرناداني ديروزم ازدست دادم ناداني امروزم رابگير تا خوشي فردايم را ازدست ندهم !

 

 

 

کاشکی دلم شعور داشت .... اونوقت میفهمید ؛ تو اونقد ارزش نداری که من هنوز دوستت دارم ...!!!!!!

دل من عادت داشـت ، که بمانـد یک جا به کجا ؟! معـلـوم است ، به در خانه تو ! دل من عادت داشـت ، که بمانـد آن جا ، پـشـت یک پرده تـوری که تو هر روز آن را به کناری بزنی ... دل من ساکن دیوار و دری ، که تو هر روز از آن می گـذری . دل من ساکن دستان تو بود دل من گوشه یک باغـچه بـود که تو هر روز به آن می نگری راستی ، دل من را دیـدی ...؟