سلام دوستان:

هر نوشته ای که تو این وبلاگ تو بخش دل نوشته های من هست خودم یعنی (خاطره احتشام زاده) نوشتم لطفا....خوهشا...تو رو خدا کپی نکنید...اگر کپی میکنید با ذکر نام و نام خانوادگیم باشه.

ممنون.

بهترین روز زندگی

بهترین روز زندگی من بود

 قهوه وچشم های خواب الود

اشک موسیقی صدای تو بود 

در وجودم ندیدی غوغا بود

بی هدف در تپش این جاده

تا سپیده از تو سرشار شدم

بوی لالایی مجنون میداد

لحن پر شوق تو،ازاد شدم

خواب دیدم که بدون تردید

زندگی با نفس گرم تو اغاز شود...

مثل یک روز بهاری بودی 

امدی تا که هوا صاف شود.

خ.ا

انتخاب شدم

نگو که چترت عاشق نکرده بارونو ... قدم بزن شب تنهایی خیابونو
ببار آه بکش تا دوباره آب کنی ... دل شکسته و یخ بسته ی زمستونو
دوباره آه بکش آه تو بساطم نیست ... کسی به فکر منو مرگ خاطراتم نیست
نگیر دستمو وقتی دوتایی غرق میشیم ... منو نجات نده موقع نجاتم نیست
تو خسته ای خودتو جای من نذار برو ... به آخرین سفرِ دور از انتظار برو
یه کاری کن که نتونم بیام دنبالت ... خلاص کن منو با آخرین قطار برو
خراب کن همه ی ریل ها رو پشتِ سرت ... بذار خراب بشم پشتِ آخرین سفرت
یه عطر تازه بزن غیر عطر محبوبم ... نذار که بو برن آدمای دور و برت

یه کوهِ یخ شدمو قطره قطره آب شدم ... نیومده رو سرِ زندگیت خراب شدم
باید نگفته بمونه نگفته ها اما ... من انتخاب نکردم ، من انتخاب شدم

یه کوهِ یخ شدمو قطره قطره آب شدم ... نیومده رو سرِ زندگیت خراب شدم
باید نگفته بمونه نگفته ها اما ... من انتخاب نکردم ، من انتخاب شدم

یه کوهِ یخ شدمو قطره قطره آب شدم ... نیومده رو سرِ زندگیت خراب شدم
باید نگفته بمونه نگفته ها اما ... من انتخاب نکردم ، من انتخاب شدم

یه کوهِ یخ شدمو قطره قطره آب شدم ... نیومده رو سرِ زندگیت خراب شدم
باید نگفته بمونه نگفته ها اما ... من انتخاب نکردم ، من انتخاب شدم

(سیامک عباسی)

تو...

تو مرا میفهمی...

من تو را می خواهم...

و همین ساده ترین قصه ی یک انسان است...

تو مرا میخوانی...

من تو را ناب ترین شعر زمان میدانم...

و تو هم می دانی تا ابد در دل من می مانی...

                                                          خ.احتشامزاده

 

فاجعه

فاجعه یعنی آن قدر غرق تو شدم

که از تلاقی نگاهم با دیگران احساس گناه میکنم...

این یعنی عشق.

مخاطب خاص

جاده...

این ور جاده منم

اون ور جاده تویی.........

اون که غمگینه منم

اونی که شاده تویی

این ور جاده منم که دوباره گم شدم

اون ور جاده تویی مثل تکرار خودم

من نگاهم به توئه تو نگاهت به کجاست

رو به روم بارونیه بگو راهت به کجاست

واسه تو چه راحته که بدون من بری

 حتی وقتی میدونی که خودت مقصری

واسه من سخته چقدر باور فاصلمون

وقتی از حرفای هم سر میره حوصلمون..........

ارسلان

 

 

 

یک سال گذشت

یک سال گذشت

من هنوز حیرانم

حیران و سرگردان این جاده ی پر پیچ و خم که انتهای ان در ظلمتی از جنس شب پنهان است

من هنوز حیرانم

حیران لحظات شادی که گذشت...

و چه زود پایان یافت خنده های بی پروای من و تو

من هنوز بی تاب و دل نگرانم برای تمام لحظه های باقی مانده از این عمر لعنتی

دل این عاشق ثانیه ای ارامش ندارد تا وقتی با دیگری چای می نوشی.

                                                                                               خ.احتشام زاده

احمق های دنیای من

چقدر ادم ها احمق اند...

چقدر بی هوده دل میبندند و چه بیهوده تر دل میبرند...

و چه اسان است در این زمین چند رنگ رنگ رنگ بودن...

این ادم ها ادم بشو نیستند...ادم های دنیای من همیشه احمق باقی خواهند ماند...

چون هیچ کدام عشق را نمی شناسند و عجیب این جاست که اکثریت آن ها خود را عاشق حقیقی می نامند...

چیزی که ادم های دنیای من ان را عشق نامیده اند ترکیبی بیش تر از کمی حس حسادت...کمی نفرت...مقدار کمی دل تنگی و بیش از حد تصور خود خواهی نیست...

همین است که عاشق های دنیای من همه بد بخت اند...

                                                                           خ.احتشام زاده

جای خالی تو

جای خالی تو فقط یک جای خالی نیست...

این جای خالی یعنی تمام دلتنگی هایم...

یعنی تجمع خروار ها بغض نشکسته...

یعنی ...

من و یک خیابان خیس...غرق در سکوت...

رفتی و نیمه ی زیبای زندگی ام را همراهت بردی...

این گناه بزرگی است...

                                      خ.احتشام زاده

من و تو.....همين

به خدا چيز زيادي نمي خوام...

يه دنيايي ميخوام که توش فقط من باشم و تو...

ديگه اخر پر توقع بودنم اينه که اسمون يه کم ابي باشه...

همين...