سیــــاه و سفیــــد
با دلیل بگید که ببینم وبلاگم چه عیبی داره که رفعش کنم.
درضمن از دادن نظراتی که ربطی به نظرسنجی نداره خودداری کنید.ممنون.

این پست را سکوت میکنم!
تو بنویس...
چشــــــــم هایت راببنـد...
حرف های دلت را بنویس...
برو ادامه مطلب و متنهایی که دوستامون گذاشتن رو بخون
تو هم یه چیزی بگو حتما مینویسمش
تو چه گفتی سهراب ؟
قایقی خواهم ساخت
با کدام عمر دراز ؟
نوح اگر کشتی ساخت عمر خود را گذراند
با تبر روز و شبش بر درختان افتاد
سالیان طول کشید
عاقبت اما ساخت...
پس بگو ای سهراب شعر نو خواهم ساخت
بی خیال قایق..
یا که میگفتی تا شقایق هست زندگی باید کرد...
این سخن یعنی چه ؟
با شقایق باشی .....زندگی خواهی کرد؟
ورنه این شعر و سخن یک خیال پوچ است
پس اگر میگفتی تا شقایق هست حسرتی خواهم خورد جمله زیبا تر میشد
تو ببخشم سهراب که اگر در شعرت نکته ای آوردم انتقادی کردم
به خدا دلگیرم از تمام دنیا ..
از خیال و رویا ..
به خدا دلگیرم..
چهـره ات رآ در ذهـنـم نقـآشے مـےڪنـم . . .
عـآشقـآنـﮧ ، ڪآرم را خـوب بلـدم !
هـیــــــس . . .
بیـن خـودمـآטּ بـآشـد ،
بـدجـور سـر ڪشیـدטּ چشمـآنـت گیـر ڪـرده ام . .
میترسم از بعضی آدم ها
ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻧد ، ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺪﻭﻥ ﻫﯿﭻ ﺗﻮﺿﯿﺤﯽ ﺭﻫﺎﯾﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ
ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﭘﺎﯼ ﺩﺭﺩ ﺩﻟﺖ ﻣﯽ ﻧﺸﯿﻨﻨﺪ ، ﻓﺮﺩﺍ ﺑﯿﺮﺣﻤﺎﻧﻪ ﻗﻀﺎﻭﺗﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ!
ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻟﺒﺨﻨﺪﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯽ ، ﻓﺮﺩﺍ ﺧﺸﻢ ﻭ ﻗﻬﺮ و نامهربانیﺷﺎﻥ را!
ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻗﺪﺭﺷﻨﺎﺱ ﻣﺤﺒﺘﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﻓﺮﺩﺍ ﻃﻠﺒﮑﺎﺭ ﻣﺤﺒﺘﺖ!
ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﺎ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﺮﺵ ﻣﯽ ﺑﺮﻧﺪ ، ﻓﺮﺩﺍ ﺳﺨﺖ ﺑﺮ ﺯﻣﯿﻨﺖ ﻣﯽ ﺯﻧﻨﺪ!

شب است…
کلنجار میروم با خودم با دلتنگی هایم با قلب له شده ام با غرور شکسته ام
سراغش را بگیرم…نگیرم…بگیرم…نگیرم…
نزدیک صبح است.. دل را به دریا زدم…
مشترک مورد نظر در حال مکالمه می باشد…

نه حوصله دوســـت داشتـــن دارم نـــه میــخواهـــم کســـی دوستـــم داشتـــه باشــد...
ایــن روزهــا ســردم!!مثـــل دی،مثـــل بهمــــن،مثـــل اسفنــــد...
مثـــل زمستــــان احساســـم یــــخ زده.آرزوهایــــم قندیـــل بستـــه و...
امیـــدم زیـــر بهـــمن ســرد احساساتــــم دفـــن شــــده...
نـــه بــه آمـــدنی دلــخوشـــم و نــه از رفتنـــی غمگیــــن!
ایـــن روزهـــا پـــر از سکوتـــــم...

گِله نکن آدم برفی...
من اگه به تو نزدیک شوم؛دل سوخته ام آبت می کند...

نه کسی رو دارن که بهش تبریک بگن...

عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلند تر خواهد بود

مـن یه دختــرم
اگـه خودمو لـوس نـکنم
اگـه بـاهات قهـر نکنم و نـاز نکنم
اگـه وقتـی چشات میچرخه از حسـودی دیونـه نشـم !
اگـه از نظر دادنـات
خوشحـال نشـم
اگـه به خاطر تو به خـودم نرسـم
اگـه سر به سرت نـذارم
اگـه بـرات گریه نکنـم
اگـه لب و لوچه آویزون نکنم تا بغلـم کنی
اگـه بهت نگم آقام
اگـه بـرات مظلوم بازی درنیـارم
اگـه از سرو کولـت نرم بـالا
اگـه برات عشـوه نیـام
اگـه گوشتو نپیچونـم و نگـم تو فقـط مـال منـی
اگـه نـاغافل دستاتـو نگیـرم
اگـه وقتـی کار بدی کردم با ترس بهت نگـم
اگـه لج بازی نکنـم
اگـه ..
اون موقع که تـو دیگه دیوونه وعاشقـم نمیشی!
تـو عاشـق اینی که من یه
خانم کامـل باشم ! خانـم تـو !امـا !!!
تـو پسـری
اگـه بـرام غیرتی نشـی
اگـه روم حسـاس نباشـی
اگـه باهـام مهربـون نباشـی
اگـه بهم اخمـای کوچولو نکنـی
اگـه وقتـی شالم رفت عقب نگی خانمی اونو بکـش جلـو
اگـه دستمـو محکـم نگیـری
اگـه نگـی هـرکاری کـردی راست بگو تا ببخشمـت !
اگـه سر به سرم نـذاری
اگـه قربون صـدقم نـری
اگـه نگرانـم نشـی
اگـه بهم نگـی خوشگل مـن
اگـه ...
اونوقـت منم دیوونه و عاشـق تو نمیشـم تا
اونکارارو بـرات بکنم !
مـن تورو
مـرد میـخوام !
مـرد مـن !پـس بیا و مــرد باش !ابـرو برنـدار !
دماغـتو عمل نکن !لـوس حرف
نـزن !مـن و تـو همون آدم و حـواییم !
بیـا جاهامونوعوض نکنیـم !مـن لـطافتمو
نگه میدارم تو صـلابتتو
تـو نگاهتـو نـگه دار منم نجابتمـو
بیـا سعی کنیم بهترین هـم باشیـم !
مـن بهتریـن خانوم واسه تـو !تـو
بهتریـن مرد واسه مـن !
قبــــــــــول ؟؟!!

نردبان هوس را بردار و از اینجا برو …
با این چیز ها قدت به عشق نمیرسد …عشق بال میخواد که تو نداری …
❀
❀
من به خورشید اعتقاد دارم, حتی اگر ندرخشد.
من به عشق اعتقاد دارم, حتی اگر تنها باشم.
من به خدا معتقدم, حتی اگر ساکت باشد
❀
❀
مثل بادبادک باش . . .
با اینکه میدونه زندگیش به نخی بنده ،
بازم تو آسمون میرقصه و میخنده . . .
همیشه بخند و نگران نباش ،
بدون که نخ زندگیت دست خـــــداست
❀
❀
زندگی !
کلاهت را بـه هوا بیانداز . . .
که من دگر جان بازی کردن ندارم !
تو بردی . . .
❀
❀
این روزها دلم اصرار دارد فریاد بزند . . .
اما . . .
من جلوی دهانش را میگیرم
وقتی میدانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد!!!!
این روزها من . . .
خدای سکوت شده ام
خفقان گرفته ام تا آرامش اهالی دنیا خط خطی نشود . . .!!
آرزوی خیلی ها بودم اما اسیر قدر نشناسی یک نفر شدم . . .!!
❀
❀
خــنده داره . . .
مـــا آدمـا هــنـوز هــــم مـثــل بچــگیمـــون . . .
هــــر کـی کــه بیشــتـــر بـاهــامـــــون بـازی کـنه رو . . .
بیشــتر دوســتـش داریـــــم . . . !
❀
❀
مثل باران های بی اجازه
وقت و بی وقت
در هوایم پراکنده ای
و من بی هوا
ناگهان خیسم از تو !
❀
❀
من باران اشکهایم را در ابر چشمانم پنهان میکنم
و با لبخند پوچی به نشانه تایید سر تکان می دهم
اما خودم میدانم که هر گاه درون خود را میکاوم
به یک غم بزرگ میرسم و آن غم نبودن
تــــوســـت
❀
❀
ﮔﺎﻫﻲ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺟﻮﺩ ﺯﻧﺎﻧﮕﻴﺖ ﺭﺍ ﺧﺮﺝ ﮐﻨی!!…
ﮔﺎﻫﻲ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺟﻮﺩ ﻣﺮﺩﺍﻧﮕﻴﺖ ﺭﺍ ﺧﺮﺝ ﮐﻨﻲ !!…
ﻧــﻪ ﺩﺭ ﺗــﺨــﺖ ﺧــﻮﺍﺏ !!…
ﺩﺭ ﻣــﺸـــﮑﻼﺕ !!…
ﺩﺭ ﺑـﺎﻫـﻢ ﺑــﻮﺩﻧـﻬـﺎ !!…
ﺩﺭ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺁﻣﺪﻥ ﻫﺎ !!…
ﺩﺭ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺳﺮﺩﻭ ﮔﺮﻡ !!…
ﺩﺭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺭﺍﻩ ﺣﺘﻲ ﭘﻴﺎﺩﻩ !!…
ﺁﻥ ﻣﻮﻗﻊ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﻣﻴﺘﻮﺍﻧﻲ ﺑﻪ ﺯﻧﺎﻧﮕﻴﺖ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﮐﻨﻲ !!…
ﺁﻥ ﻣﻮﻗﻊ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﻣﻴﺘﻮﺍﻧﻲ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﺍﻧﮕﻴﺖ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ …
❀
❀
به سلامتی تو …
تویی که این متن رو میخونی
تویی که دلت شکست ولی مرام داشتی تنها موندی …
اما معرفت داشتی …
تو دختری که
تو این روزای سخت از خیلی نامردای مرد نما
مقاومتری محکمتری…
تو پسری که
تو این روزای سخت از خیلی زن نماهای سنگدل
با احساس تری ، لطیفتری …
❀
❀
حس قشنگیه
یکی نگرانت باشه
یکی بترسه از اینکه یه روز از دستت بده.
سعی کنه ناراحتت نکنه،
وقتی ازش جدا میشی :پیام بده
عزیزدلم رسید؟
قشنگه :یهوبغلت کنه،
یهو.. توی جمع.. درگوشت بگه دوست دارم!
بگه که حواسم بهت هست.
ازت حمایت کنه..
❀
❀
بچــــه که بودم فکـــر میکردم فقـــط زنبــــورها نیش میزننـــد
بـــــــزرگ شدم
دیـــدم، شنیـــدم، رفتــــم، آمـــدم
و یــــاد گرفتــــم
نــــه، آدمها هم نیــــش میزننـــد
هر چقـدر صمیــــــمی تر، عزیزتر
نیششـــان ســـــمی تــــر !

شــیشــه نیـســت کــه روی آن ” هــــــا ” کنـیــم
بـعـــد بـا انـگـــشـت قــــلب بـکشیـم و
وایــسیــم آب شـــدنـش رو تماشــــا کنــیـم و کیـــــف کنـیـم !!!
رو شیــشـه ی نـــازک دل آدمـــا اگـــه قـلبـــــــــی کــشـیـدی
بـایــد مــــــــردونــه پـــــــاش وایســــتـی …

شیشه ی پنجره را باران شست
از دل من اما
چه کسی نقش تو را خواهد شست…؟
چه بگویم با تو ؟
دلم از سنگ که نیست
گریه در خلوت دل ، ننگ که نیست
چه بگویم با تو ؟
که سحرگه دل من باز از دست تو ای رفته ز دست
سخت در سینه به تنگ آمده بود
تویی که الان پشت مانیتور قوز کردی ...
تویی که الان با کله اومدی رو صفحه مانیتور دستتو گذاشتی زیر چونت
تویی که الان از فرط تنهایی بغضت گرفته ...
تویی که از بس خسته ای دلت گرفته
تویی که الان دلت واسه یه بی معرفت تنگه
تویی که میخوای بهش زنگ بزنی ولی غرورت نمیذاره ...
تویی که دوسش داری ولی نمیتونی بهش بگی ...
تویی که بغضتو قورت میدی که یه وقت گریه نکنی ...
تویی که دلت میخواد فریاد بزنی ...
تویی که یه عمر سنگ صبور بودی ...
تویی که دلت میخواد با روزگار دعوا کنی ...
تویی که اومدی فراموش کنی یاد یه خاطره افتادی ...
تویی که هر آهنگی گوش میدی یاد یه نفر میفتی ...
تویی که تنهایی
تویی که تا میای یه کاری کنی میگی:بیخیال ...
تویی که واس خودت آواز میخونی ...
تویی که حرفای دلتو تو کتابات مینویسی ...
تویی که کتابات پر از فحشه ...
تویی که شبا رو بالشت خیس میخوابی ...
تویی که میری زیر پتو تا کسی صدای گریه هاتو نشنوه ...
تویی که همه دلخوشیت شده اینترنت ...
تویی که این روزا توی دنیای مجازی غرق شدی ...
تویی که حتی توی دنیای مجازی هم خودتو گم کردی ...
تویی که نمیدونی چه ریختی خودتو خالی کن ...
مثه من ...
بسلامتی خودمــــون

آری تو راست می گویی آسمان مال من است...
پنجره،فکر،هوا،عشق،زمین،مال من است...
اما سهراب تو قضاوت کن بر دل سنگ زمین جای من است!!
من نمی دانم که چرا این مردم،دانه های دلشان پیدا نیست؟!
صبر کن سهراب قایقت جا دارد؟؟
من هم از همه ی داغ زمین بیزارم...
به سراغ من اگر می آیید ، تند و آهسته چه فرقی دارد؟
تو به هر جور دلت خواست بیا
مثل سهراب دیگر جنس تنهایی من چینی نیست،که ترک بردارد
مثل مرمر شده است،چینی نازک تنهایی من..

بـخــاطــر تـمــام دلــواپــسی هــام ، بــرای تـسکیــن دل بـی قــرارم ،
بــرای تیـمـار زخــم هــایــم ،
بــرای خشـکـ کــردن چشــمهــای خـیـس لحـظات انتـظارم ،
بــرای بــاور صـــداقــت و زدودن ســیاهــی اعـتــمـاد ،
بــرای روشـنـی کــوره راه زنــدگـیــم ،
بــرای لمــس خــوشـبخـتی و فــریادی از تــه دل ،
بــرای شـکسـتن قلـم تـقــدیــر و تـفکــر منـجمـد انـسـان هــا ،
بــرای فــرو ریـخـتـن نمــیشودهــا و شـکستن حـصــار دل ،
بهـــــــانه ایی شـو و بیـــــا . . . !!!

اگر ببارد،از شوق و اگر نبارد،از دلتنگی…
❤
❤
مے گویند ساده ام . . .
مے گویـند تو مـرا با
یڪ جمـلـﮧ
یڪ لبـخند . . .
بـﮧ بـازے میگیرے . . .
مـے گـوینـد تـرفنـد هایتــ ، شیطنتهـایتــ
و دروغ هایـتــ را نمے فهمــم . . . !!!
مے گویند ساده ام
اما تو ایــלּ را باور نکـלּ
مـלּ فـقـط دوستـتــ دارم،
هَمیـלּ !
و آنها ایـלּ را نمـے فهمنـد
❤
❤
خــدايـــــا:
بُـت بود، بـُـت شکـن فــرستادي !!!
مــن پر از بغــضم ،
بغـض شکـن هــم داري؟؟؟
❤
❤
بــایـــد به بعــضیــام گــــفت ببیـــــن تویــــی کــه الان بــاهــاشــی . . .
خواستـــــم بهــــت بگـــــم
اون بهــت اعتــماد کــرده
پـــس
خیــــــانـــــــــت ممنــــــــــوع
همـــــین
❤
❤
هـمه زندگيـم درد اسـت؛ درد
نمي دانـم عظـمت اين کلمـه را درک مي کنـي يا نــه؟!
وقـتي مي گـويـم درد
تـو به دردي فکـر نکـن که جسـم انسـان ممـکن است از يک بيمـاري شـديد بکـشد!
نــــــــه؛ روحـــم درد مي کنـد!
❤
❤
آرام ميـگويي:با مـن بـازي نکـن...
و او ...
و او درسـت هـمـين کـار را ميـکـند!!!!
❤
❤
به سلامتـي دوسـت خـوبي که
مثـل خـط سفـيد وسـط جــاده است,
تـکه تـکه ميـشه
ولي بازم پـا بـه پـات ميـاد
به زخم هایم خیره نشو!
خود می دانم عمیقند...
با نگاهت به آتش میکشی وفاداریم را!
مگر تنها ندیده ای؟؟؟
+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+
خواستم که دیگه دلتنگت نباشم
اما قطره اشکی که رو گونم سر خورد بهم فهموند
که هیچوقت نمیتونم
نمیری از یادم
+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+
کم کم یاد خواهی گرفت …
تفاوت ظریف میان
نگه داشتن یک ” دست ” و زنجیر کردن یک ” روح” را …
اینکه عشق تکیه کردن نیست !!!
و رفاقت اطمینان خاطر !!!
یاد میگیری که بوسه ها قرار داد نیستند !!!
کم کم یاد میگیری باید باغ خودت را پرورش دهی !!!
به جای آنکه منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد !!!
یادمیگیری که میتوانی محکم باشی !!!
پای هر خداحافظی یاد میگیری که خیلی می ارزی …!!!
+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+
برایم کــَـف زدند . . . در آغوشـَـم گرفتند،
تایید و تشویقــَـم کردند .. که آخــر فرامـــوشت کــردم
دیگر تا ابـد بر لـَـبانم لبخنـدی تــَـصنعـی مهمـان است
اما بیــن ِ خــودمـان باشــد،
هنــوز تنهـــا دلـبـَـرکــَـم تـــــو هسـتــی !!!
+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+
گرمایی بوده ام همیشه ...
ولی بین خودمان بماند...
سرمایی میشوم وقتی
پای آغوش تو در میان باشد ...
+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+
چقـــدر کم توقع شده ام ….
نه آغوشت را می خواهـــم ،
نه یک بوســـه
نه حتـــی بودنت را …
همیـــن که بیایــی و از کنـــارم رد شوی کافی است…
مرا به آرامش می رسانــد حتــی
اصطکــاک سایه هایمـــان ..
+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+
ای کاش همه می دانستند،
دل دادن به کلاغی که دل دارد
بهتر از دل باختن به طاووسی است که فقط ظاهر دارد...

میدانند چه آدم حسودی هستم؛
و همهی آنهایی که تو را میشناسند...
لعنت به همه آنهایی که تو را میشناسند!

بـﮧ گوش خــُدا برســـانید
آدَمـ ـﮧ ایـטּ حـــَوا ســالهـــاست کـﮧ رَفتـﮧ اَســت
ایـטּ حــَواے تنهــــا را برگرداטּ پیـش خودَت
بهشتــَش را نمــے خواهــَمـ
بـﮧ جهنمــش هــَـمـ راضـے اَمـ
هــَرجــایـے باشــَد جــُز ایـטּ دُنیـــا
ایـטּ دُنیــا زیــادے بوے آدَمـ گرفتــﮧ اَســت ... .
وتکه زغالی که خط میکشد...نبودنت را...

ترجيحا مهرماه...
باران هم ببارد...
وتنهايي...
دلم قدم زدن ميخواهد..
از اينجا تا جايي بي انتها...
تا اوج لمس رنگ برگها...
همين...
چه رسد به دقيقه ها!!!
از آدم هاي يك ساعت ديگر ميترسم!
چون درگير هزاران ثانيه اند...
ثانيه هايي كه در هركدام رنگي دگر به خود ميگيرند...
آدم ها يك رنگ نيستند...
آدم ها ديگر آدم نيستند...!
يادمان باشد:
وقتي کسي را به خودمان وابسته کرديم...
در برابرش مسئوليم…
در برابر اشکهايش؛
شکستن غرورش،
لحظه هاي شکستنش در تنهايي
و
لحظه هاي بي قراريش ….
واگر يادمان برود!
در جايي ديگر سرنوشت يادمان خواهد آورد،
واين بار ما خود فراموش خواهيم شد…
اینجا مثلـ مـטּ همـﮧ رویاهایشاטּ زیاב استـ !!

از آن تـــــمام شدن هایــــی که بشــود نقــــطه سرِ خط ...
و آنگــاه دیکـته تمـام شـود !و من دیگــر آغــــــــــــــــــــــاز نشــــوم ...

تا بغض هایت را قبل از لرزیدن چانهات بفهمد...
جــزایــی بـالاتــر از ایــن نیسـت ، بـه كسـی كـه
قسمـت تــو نیسـت ، دلــــ ببنــدی ....

اما این صحیح نیست...!
گرفتار فردی بی لیاقت بودن
غریبانه ترین حس دنیاست

اما امروز دلم "خودت "را خواست،
نه خيالت را...

عشقت باید تو بغلت باشه
محکم تو سینه خودت فشارش بدی
تا نفسش بند بیاد
جیغ بکشه
دور... خودت بچرخی و بچرخونیش
این قدر بچرخی ... این قدر بچرخونی ...
بچرخی ... بچرخونی ... بچرخی ... بچرخونی ...
تا سر هر دوتانو گیج بره پهن شید رو زمین
بعد چشماتونو ببندید
دنیا دور سرتون بچرخه ... بچرخه ... بچرخه ...
بعد خوشحال باشی که
چقدر زورتون زیاده که تونستین دنیا به این بزرگی رو بچرخونین
دو نفری..!
