همه میگن که تو رفتی..همه میگن که تو نیستی
همه میگن که دوباره دل تنگمو شکستی
دروغه
چه جوری دلت میومد منو اینجوری ببینی
با ستاره ها چه نزدیک منو تو دوری ببینی
همه میگن که عجیبه اگه منتظر بمونم
همه حرفاشون دروغه تا ابد اینجا می مونم
بی تو و اسمت عزیزم اینجا خیلی سوت و کوره
ولی خب عیبی نداره دل من خیلی صبوره
همه میگن که تو نیستی همه میگن که تو مردی
همه میگن که تنت رو به فرشته ها سپردی
همه میگن که تو رفتی ولی من میگم
درووووووووغه


وقتی که اعتماد من از ریسمان سست عدالت آویزان بود...
ودر تمام شهر قلب چراغهای مرا تکه تکه می کردند...
وقتی که چشمهای کودکانه مرا با دستمال تیره قانون می بستند..
واز شقیقه های مضطرب آرزوهای من فواره های خون به بیرون می پاشید...
وقتی که زندگی من دیگر هیچ نبود...هیچ چیزبجز تیک تاک ساعت دیواری...
دریافتم باید...باید...باید...دیوانه وار دوست بدارم اما...
آیا زنی که در کفن انتظار و عصمت خود خاک شد جوانی من بود؟؟؟؟
بگین بباره بارون دلم هواشوکرده...بگین تموم شدم من بگین که برنگرده
بهش بگین شکستم بهش بگین بریدم...نه اون به من رسیدونه من به اون رسیدم
برهنه زیر بارون خراب ودرب وداغون....از آدما فراری از عاشقا گریزون
بذار کسی نبینه غرور گریه هامو...بذار کسی نفهمه غم تو خنده هامو
یه داغ سخت سختم یه باغ بی درختم...نفرین به روزگارم سیاهه روزو بختم
تنم داره می لرزه تو این هوای پرسه...گاهی نداشتن دل به داشتنش می ارزه