به چه خاطر خدا را دوست دارم ؟
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه با هر username که باشم، من را connect می کند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه تا خودم نخواهم مرا D.C نمی کند .
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه با یک delete هر چی را بخواهم پاک می کند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه اینهمه friend برای من add می کند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه اینهمه wallpaper که update می کند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه با اینکه خیلی بدم من را log off نمی کند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همه چیز من را می داند ولی SEND TO ALL نمی کند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه می گذارد هر جایی که می خواهم Invisibel بروم
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه جزء friend هام می ماند و من را delete و ignore نمی کند.
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه اجازه، undo کردن را به من می دهد
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه آن من را install کرده است
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هیچ وقت به من پیغام the line busy نمی دهد
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه اراده کنم، ON می شود و من می توانم باهاش حرف بزنم
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه دلش را می شکنم، اما او باز من را می بخشد و shout down ام نمی کند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه password اش را هیچ وقت یادم نمی رود، کافیه فقط به دلم سر بزنم
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه تلفنش همیشه آنتن می دهد
پلان طبیعت
از اون جایی که من تو کار تدوین صدا و سیما هستم ، بالغ بر 564 پلان فوق العاده زیبا از طبیعت رو از برنامه های مستند بی بی سی استخراج کردم که به صورت AVI هستن. علاقمندان جهت دریافت دی وی دی این مجموعه می تونن با شماره 09351156249 تماس بگیرن.لازم به توضیح هستش که افرادی که تو کار میکس و یا تدوین هستن این پلانها قطعاً به کارشون میاد.
با تشکر کرمی
اثرات لقمه حرام بر انسان و زن و فرزندان
بی تردید یکى از عوامل مؤثر در روح و جسم انسان تغذیه است ، تا آنجا که خداوند نیز سفارش به تغذیه حلال کرده است آنجا که می فرماید :
« فَلْیَنظُرِ الاِْنسَـنُ إِلَى طَعَامِهِ » (عبس/24)
یعنى انسان هنگامى که مى خواهد غذایى را بخورد ، ابتدا دقیقاً باید در آن بنگرد که چه چیزى را مى خواهد بخورد ؟ آیا براى روح و جانش مفید است یا مضرّ ؟ حلال است یا حرام ... و ... .
در جاى دیگر نیز مى فرماید :
« ...کُلُوا مِنَ الطَّیِّبَـتِ وَ اعْمَلُوا صَــلِحًا ... »
از غذاهاى پاکیزه بخورید و عمل صالح انجام دهید . (مؤمنون/51)
برخى از مفسران معتقدند ذکر این دو (خوردن غذاى پاک و انجام عمل صالح ) پشت سر یکدیگر دلیل بر وجود یک نوع ارتباط بین آن دو است و اشاره به این است که غذاهاى مختلف آثار اخلاقى متفاوتى دارد ، غذاى حلال و پاک ، روح را پاک مى کند و سرچشمه عمل صالح مى شود ، و غذاى حرام و ناپاک روح و جان را تیره و زمینه اعمال ناصالح را فراهم مى گرداند ; در مورد آثار وضعى تغذیه (حلال و حرام) فرقى بین مسلمان و غیر مسلمان نیست .
علم و حکمت زاید از لقمه حلال عشق و رقت آید از لقمه حلال
لقمه تخم است و برش اندیشه ها لقمه بحر و گوهرش اندیشه ها
1. لقمه حرام، تاریکی قلب و دل می آورد :
علت اینکه انسان لازم است از خوردن مال حرام اجتناب کند، این است که حرام، قلب را تاریک می کند و بصیرتش را از بین می برد؛ ولی خوردن حلال سبب روشنایی و بیناییِ دل می شود و تاریکی یا روشنایی دل از اعتقاد قلبی پدید می آید نه از مالی که انسان به حرام یا حلال بودنش معتقد است.
2. لقمه حرام، باعث عدم استجابت دعا می شود :
وقتی که پیامبر (ص) از حریص بر دنیا یاد می کرد، می فرمود: چه بسیار آدم ژولیده موی، خاک آلوده و دورافتاده در سفرها که طعام و لباسش حرام و خوراکش حرام است و دست هایش را بلند می کند و یارب یارب می گوید. پس کجای آن دعا مستجاب می شود.
3. لقمه حرام، عدم قبولی نماز را در پی دارد :
غزالی گوید: ... ابن عباس می گوید : خداوند نماز کسی را که در شکمش مال حرام باشد، قبول نمی کند.
چنین گویند که هر که یک لقمه حرام خورد، چهل روز، تیر دعای او بر نشانه اجابت نرسد.
4. لقمه حرام، آتش دوزخ را به همراه دارد :
پیامبر (ص) فرمود: هر گوشتی که از حرام بروید، آتش او را سزاوارتر است.
5. لقمه حرام، مانع رسیدن به سعادت و توفیق می شود :
(از صفات رذیله متعلقه به قوّه شهویه) مال حرام خوردن و از آن اجتناب نکردن است و آن از نتایج حبّ دنیا و حرص بر آن است و از اشدّ مهلکات و اعظم موانع وصول به سعادت است.
بیشتر کسانی که به هلاکت رسیده اند، سببش آن بوده و اکثر مردم که از فیوضات و سعادات محروم مانده اند، به واسطه آن شدی. سدّی از این محکم تر در راه توفیق نیست و پرده ای از این مانع تر بر چهره تأیید نه و کسی که تأمل کند، می داند که خوردن حرام، اعظم حجابی است بندگان را از وصول به درجه ابرار و قوی تر مانعی است از اتصال به عالم انوار. سراچه دل را از آن، تیرگی و ظلمات و خباثت و غفلت حاصل و نفس انسانی به واسطه آن به اسفل درکاتِ هلاکت و ضلالت واصل می گردد.
6. لقمه حرام، باعث عدم قبولی واجبات و مستحبات است :
از حضرت پیغمبر (ص) مروی است که در بیت المقدس فرشته ای هست که هر شب ندا می کند که هر که بخورد چیزی را که حرام باشد، خدا از او نه قبول می فرماید سنّتی را و نه واجبی را.
7. لقمه حرام، باعث گلایه زن و فرزند در روز قیامت است :
وارد شده است که زن و فرزندان آدمی در روز قیامت به او می آویزند و او را در موقف حضور پروردگار باز می دارند و می گویند: پروردگارا! حق ما را از این شخص بستان. به درستی که ما جاهل به احکام شریعت بودیم و او ما را تعلیم نکرد و غذای حرام به ما خورانید و ما عالم به آن نبودیم.
8. لقمه حرام، درد و رنج جسمی می آورد :
ابوالقاسم جعفربن احمدالرازی گوید : ابوالخیر عَسقلانی را ماهی آرزوی همی آمد به چندین سال، چون از جایی پدیدار آمد حلال، دست فرا کرد تا بخورد. استخوانی از استخوان های ماهی به انگشت وی فرا شد؛ بدان سبب دست از وی بداشت. گفت: یارب! کسی دست به شهوتِ حلال دراز کند، چنین کنی. آنکه دست به شهوت حرام دراز کند، با وی چه کنی.
9. لقمه حرام، در اولاد اثر سوء دارد :
از قصّه پر غصّه آدم که گندم بهشت خورد، حکایت قابیل که می گویند نطفه وجود او از آن گندم بسته بود، به عبرتی برگیر؛ خاصیّت دو دانه گندم منهیّ مباح بهشت که آن باشد، خاصیت چرب و شیرین مهملات حرام و شبهه دار دنیا چه خواهد بود و بدان که تأثیر غذا در نطفه از قبیل تأثیر ساعت و حالت مرد و زن و اثر ترک ذکر حق در زمان جماع خواهد بود که به سر حدّ الجاء و اجبار نرسد و لهذا آن شخص مکلّف می باشد و تصحیح نیّت و قوّت تدبیر خود مناز و با قوت لایموت بساز که ضرر طعام دغدغه دار بدان از آن منفک نمی شود.
10. لقمه حرام، روزه را باطل می کند :
غیبت و دروغ و بهتان و قوت حرام، روزه باطل کند به دلیل قرآن؛ قال اللّه تعالی : «سَمّاعُونَ لِلْکَذِبِ أکّالُونَ لِلسُّحْتِ.» دروغ و خوردن حرام، حق تعالی به یکدیگر مقرون کرده است.
در خبر است که دو زن در عهد رسول (ص) به روزه بودند. در آخر روز گرسنگی ایشان را چنان به رنج آورد که نزدیک بود، هلاک شوند. دستوری خواستند از رسول (ص) که روزه بگشایند. رسول (ص) دستوری داد. چون روزه بگشادند، قدحی بدیشان فرستاد و ایشان را فرمود : قی کنید در این قدح. به هر دُوان، قدح پر از خون تازه و گوشت تازه کردند، مردمان شگفت بماندند. رسول (ص) گفت: عجب مدارید از این حال که ایشان از رزق حلال به روزه بوده اند و به رزق حرام روزه بگشادند.
11 - لقمه ، در نسل آدمی تأثیر دارد :
كَسْبُ الْحَرَامِ یَبِینُ فِی الذُّرِّیَّةِ ؛
مال حرام در فرزندان آشكار می شود و روی آنها اثر می گذارد . کافی / ج 5 / ص 124
12. لقمه حرام، درهای حکمت را بر دل می بندد :
در حدیث است که هر کس طعامی را از روی شهوت و خواهش نفس (نه از روی نیاز بدن) بخورد، خداوند، حکمت را بر دل او حرام فرماید.
13. لقمه حرام، دین را تباه می کند :
چند مال شبهه ناک آری به کف؟ تا که باشی نرمْپوش و خوش علف
عاقبت سازد تو را از دین بری این خودآرایی و این تن پروری
لقمه کآید از طریق مشتبه خاک خور خاک و بر آن دندان منه
کان تو را در راه دین مغبون کند نور عرفان از دلت بیرون کند
لقمه نانی که باشد شبهه ناک در حریم کعبه، ابراهیم پاک
گر، به دست خود فشاندی تخم آن ور به گاو چرخ کردی شخم آن
ور مه نو در حصارش داس کرد ور به سنگ کعبه اش دستاس کرد
ور به آب زمزمش کردی عجین مریم آیین پیکری از حور عین
ور بخواندی بر خمیرش بی عدد فاتحه با قل هو اللّه احد
ور بود از شاخ طوبی آتشش ور شدی روح الامین هیزم کشش
ور تو بر خوانی هزاران بسمله بر سر آن لقمه پر ولوله
عاقبت، خاصیتش ظاهر شود نفس از آن لقمه تو را قاهر شود
در ره طاعت، تو را بی جان کند خانه دین تو را ویران کند
درد دینت گر بود ای مرد راه چاره خود کن که دینت شد تباه
سال 2011 سال کیف پول
گیج کننده است ولی واقعا جالبه ! امسال چهار تاریخ غیرمعمول را تجربه می کنیم :
1/1/۲۰۱۱ - 1/11/۲۰۱۱ - 11/1/۲۰۱۱ - 11/11/۲۰۱۱
و فقط همین نیست . دورقم آخر سال تولد خود ( به تاریخ میلادی ) را با سنی که امسال خواهید داشت جمع کنید و نتیجه 111 برای همه است.
امسال سال پول نیز هست. ماه اکتبر امسال 5 یکشنبه ، 5 دوشنبه و 5 شنبه خواهد داشت و این اتفاق فقط هر 823 سال رخ می دهد. این سالها به عنوان کیفهای پول شناخته شده اند.
در عظیم خلوت من
در عظیم خلوت من
در عظیم خلوت من
لحظه ها را سرود دلتنگی ست
لحظه ها را سرود بیزاری ست
لحظه ها را سکوت بیداری ست
در عظیم خلوت من
لحظه ها گریه های بیرنگی ست
لحظه ها گریه های بد نامی ست
لحظه ها عقده های ناکامی ست
در عظیم خلوت من
لحظه ها در هوای تنهائی ست
لحظه ها در هوای خاموشی ست
لحظه ها بند فراموشی ست
در عظیم خلوت من
هیچ غیر از سرود خلوت نیست
هیچ غیر از سکوت خلوت نیست
هیچ غیر از شکوه خلوت نیست
در عظیم خلوت من
لحظه نیست
هست نیست
خلوت نیست...
از فریدون ایل بیگی
آري..
شهریست شلوغ با هیاهویی چند
بازار سیاه چشم و ابرویی چند
هر گوشه این شهر بساطی پهن است
ای دوست دل شکسته کیلویی چند؟
... ... ...
یک عمر فقط کهنه و نو شد دل من
در بین زباله ها ولو شد دل من
له گشت به زیر پایتان رهگذران
در شهر شما پیاده رو شد دل من
جلیل صفربیگی
..................................................................
بودن هاي نبودني زيباست
ديدن هاي نديدني زيباتر
رفتن هاي نرفتني سادست
و ديدن رفتن بودن ها ساده تر
...همین
...دلا باز هم...
*****************
ناگذیر راهی را باید رفت
با هم و بی هم باز هم باید رفت
اما گذز زمان ثابت خواهد کرد
برای بی هم رفتن دلیل بسیاراست
اما برای با هم رفتن همان یک دلیل کافیست
اری همان یک دلیل
...
تو را شناختم
تو هم من های من را بشناس
اینجا آشناست!
در اتاق کوچکم سرد، سوز سرماست
ناله های بیهوده تر
بانگی از فغان
در نوای ماست
رقص نیلوفر یا شاخه یاس
گویی که مرده ست در ذهن بیمار
صدای هَزاران خفته است در پرچین باغ
اینجا آشناست!
کودک دل راه گم کرده باز
هیاهویی و ولوله ای ممتد، راه بلد اوست
در امید فرجامی زود یا دیر رس
آمال پشت سر را یافتن در دل اوست
با پای برهنه
اینجا آشناست !
مرثیه خوان است بر سر این شب زده، کرم شب تاب
در دلش دردیست ماندگار
یارگار از تبسمی ناخواسته
...خواسته
در این مهگون فضای معصیت بار اتاق زوال است و زوال
نمیگشایدم گره از کار، اشک هایم
باز تنها تر شدم
بعد از این افکار
اینجا آشناست !
سقوط
که برای با تو بودن باید از بودن گذر کرد
چه نویسم از ازدیار دردها که برای آن همه نا امیدی، چگونه گذر کردن را باید از که آموخت ؟
سرمای روز های زمستانی چه شلاق وار بر پیکر عریان ما مینوازد سمفونی جاودانه ی جدایی ها را ، درامی سراسر غم و اندوه که تاب آوردن در برابر آن استقامت درخت را طلب میکند که تاب آوردن در برابر این معصیت ها کار آسانی نیست . چگونه برای گذران روز های ملال آنگیز طاقت آورد؟ باز هم دریغ از دست گرم دوست مانندی که بفشارد سردی این دست ِ با رگ های فسرده خالی از جریان زندگی که خونی سرب گونه به سختی خود را به حرکت در می آورد در راه رسیدن به مبدا به سختی می پیماید. باز هم از سرود برگها خبری نیست از طراوت از امید از زندگی .... فریاد هایی که از ازل در درون تن نیمه جان خود که به همراه داشتم را بسر باغ داد زدم که بهاری را به ارمغان بیاورم و همگون با روحیه خود سازی کوک کرده باشم، ولی باز دریغ که جز سوز سرما در گذر از بین شاخه های درختان سوت کشان زمستان را زنده جلوه میکند ، خبری نیست .آه... چه زیباست باغ باران خورده ، بارانی که هم درد من است هم رنگ اشکهای من است به وسعت درد های من با صدای خروش من ، دنبال کدام مسیر باید رفت که از برای چگونه رفتن ها را برای ابد باقی گذاشت، رد پای افسانه های خیالی به جای مانده است .از ازدیاد اوهام در گذر گاه خیال کوچه های ذهنم به دخترکی زر گون برخوردم که بوی تو را به همراه داشت در آن فصل گریه و اندوه سرچشمه بو را از او نشان گرفتم و به وادی سوزان قلبم مرا اشارتی داد، که آنجاست ،آنجا را خوب میشناختم افسانه های کودکیم را در آن گذرانده بودم و بعد از ،از دست دادن آن ... با آنجا غریبه شدم و سوزی عطشناک از بی او بودن گاه بر وجودم میوزید گویی که زنده بودن و در جریان بودن خود را از لابه لای شنزارهای تشنه به رخ میکشید .آنجا قبرستانی از لحظه های شاد و با هم بودن است که سنگفرش های نفرت آن را پوشانده است و سقوطی بر خود را طلب میکند.
دفتر باغ بی برگی
جام ملت های آسیا
سلام دوستان ؛
امروز یه برنامه جالب پیدا کردم راجع به بازیهای جام ملت های آسیا که علاوه بر جدول زمانبندی بازی ها به وقت ایران امکان ثبت نتيجه هر بازي ، مشاهده جدول ردهبندي و نمودار مقايسهاي تيمهاي راه يافته به مراحل بعدي و حتی امکان پيش بيني هر بازي تا نتيجه نهايي رو داره و توی اکسل اجرا میشه .
اگه دوست دارید میتونید از لینک زیر دانلودش کنید ؛ امیدوارم خوشتون بیاد !!!
پسورد : isavi.blogfa.com دانـــلود با حجم ۴۰۶ کیلوبایت
باغ بی برگی
به نام دادار تنها
از دُعا های روزگار تنهایی وسرگردانی و دخیل بستن به هر درختی که امید به دست آوردنت را بشارت می داد بگویم ، یا از سکوت مرگبار تنهایی هایم و زجه های جغد باران خورده ی پیری که روی دیوارهای گلی و ویرانه های دلم که روزگاری کاخ آرزوهایم بود ؟ که کودک دلم شاد با بادبادکی رنگی در آن خوشبختی را تکرار می کرد و جای هیچ نا محرم و بیگانه ای در آن نبود با صدای هَزاران در آن باغ ملکوتی جَست و خیز می کرد. از یاد نخواهم برد حتی در گودال های پر از آتش عُصیان دوزخی تاریک که دل من را به قدم های سبک بالت همچو عرش برین از بوی تراوت عرفان ناب پُر کردی، انتظار سر رسید و مژده ی دلدار آمد. آه...آمدی با بوی مسیح وارت و گذشتن از پرچین های سرو بلنددلم . باغ دلم گوشه ای از جنّت فرزانه شد و دل بریده از دنیا مَسرور با تو یا همان خیال تو در آن مه گون فضای روحانی صدای جاری بودن زندگی را در رگ های فسرده ام لمس میکردم و چراغ های آمال سعادت را به سقف آویزان کرده و ریسه های شوق با تو بودن را به آب دیده تَقدیس کرده و باغ را از آن پوشاندم و بادبادک خیالیم را در ورود قدمت به دست فراموشی سپردم و قلب مسرورم را زیر اولین قدم های خرامانت به خاک کشیدم که باور کنی در امید داشتنت سر از هر کاری باز نخواهم زد . آمدی و باغ دلم از نوری مقدس از شوق تو مذین شد و من با تو بودم . باشوق آینده ای روشن حس داشتنت کمی نداشت از نجواهای شبانه و رازو نیاز با آن پاک مطلق ، چه رویا هایی که بانی آن مقدسی چون تو بود در دلم داشتم، شاد میزیستم افسوس که افکار شوم و بیگانه ای در ذهن منزه ات ریشه دواند و تو تسخیر شده در دنیا ، با لشگری از اهریمنان بد سیرت، باغ جنت دلم را به آتش کشیدی فریاد زدی به ندای دلم که نه ... .سوخت در آتش، باغم ،دلم ،امیدم،و شاعری که میگوید: .... همچنان میسوزدم این آتش... ،نقش هایی را که من بستم به خون دل... غنچه هایی که پروردم به دشواری... سوزدم این آتش بیداد گر بنیاد .... حال من مانده ام با مشتی خاکستر و ویرانه ها و مونس دردم جُغد پیر.......
از
N N O
قویترین و سریع تربن مرورگر اینترنت دنیا
دوستان یک مژده براتون دارم Opera 11 هم منتشر شد

لینک دانلود:
http://www.opera.com/download
وصيتنامه وحشي بافقي
روز مرگم ، هر که شيون کند از دور و برم دور کنيد
همه را مست و خراب از مي انگور کنيد
مرد غسال مرا سير شرابش بدهيد
مست مست از همه جا حال خرابش بدهيد
بر مزارم مگذارید بيايد واعظ
پير ميخانه بخواند غزلي از حافظ
جاي تلقين به بالاي سرم دف بزنيد
شاهدي رقص کند جمله شما کف بزنيد
روز مرگم وسط سينه من چاک زنيد
اندرون دل من يک قلم تاک زنيد
روي قبرم بنويسيد وفادار برفت
آن جگر سوخته خسته از اين دار برفت
خواص خیار و مضرات آن
![]()
خیار گیاه بومی هندوستان است و از آنجا به نقاط دیگر جهان راه یافته است. حدود بیست قرن قبل از میلاد مسیح مصریان قدیم از آن استفاده می كرده اند. خیار گیاهی است علفی و یكساله دارای ساقه خزنده و پوشیده از خارهای نازك و خشن است . برگ های آن بزرگ و دارای زاویه و دندانه دار است. گل های آن زرد رنگ كه به دو صورت نر و ماده روی یك پایه قرار دارند. میوه آن سبز رنگ و بسته به نوع و نژادهای مختلف ممكن است كوچك یا بزرگ باشد.
خوردن، بوبیدن و مالیدن خیار بر پیشانی جهت رفع سردرد مفید است. قطره قطره ریختن آب خیار در بینی و بوییدن آن جهت رفع گرفتگی، بی حوصلگی و کم خوابی مفید است. آشامیدن آب خیار جهت رفع اکثر تب های شدید، تسکین حرارت صفرا و خون، التهاب معده، رفع تشنگی، پاک کردن کبد، زیاد شدن ادرار، دفع سنگ کلیه و مثانه و بهبود یرقان سودمند است. جوشانده پوست خیار، درمان خوبی برای یرقان است.
یک لیوان آب خیار با نیم سیر نبات، مسهل خوب و گوارایی است و صفرا و سودا را از معده به خوبی خارج می نماید که برای این کار آب خیار رسیده که کمی ترش مزه می باشد، بهتر است. اگر مقداری میخک را در آب خیار خیسانده و پس از 24 ساعت آن را صاف کرده و با عسل نوش جان نمایید، رنگ رخسارتان باز می شود؛ در حقیقت به کبد شما جلا می دهد و روح را شاداب می نماید.اگر مبتلا به مرض قند هستید تا می توانید از خیار و تخم خیار استفاده کنید.خیار از نظر طب قدیم ایران سرد است و خنك كننده بدن می باشد و به هضم غذا كمك می كند.
سایر خواص درمانی خیار شامل موارد زیر است :
1) حل كننده اورات و اسید اوریك است، بنابراین بیماری نقرس را درمان می كند.
2) ادرار آور است و برای رفع سوزش ادرار مفید است.
3) خون را تصفیه می كند.
4) خیار برای درمان مبتلایان به سوزش و بند آمدن ادرار مفید است.
5) عصاره برگ های له شده خیار ایجاد تهوع می كند، بنابراین در مسمومیت ها و اختلالات دستگاه گوارش مصرف می شود.
6) خیار عطش را تسكین می دهد.
9) اگر خیار را حلقه حلقه كرده و روی پوست صورت بگذارید، چین و چروك های صورت را از بین می برد و صورت را جوان می كند.
اگر می خواهید همیشه لطافت پوست خود را حفظ كنید، همه روزه از لوسیون زیر استفاده كنید:
یك خیار معمولی را با دو لیون آب بجوشانید تا حجم آن یك لیوان شود. سپس آن را صاف كنید و بگذارید سرد شود. بعد 50 گرم بادام خام و پوست كنده را آسیاب كرده و با این آب مخلوط كنید. آن را به هم بزنید و با پارچه صاف كنید. به محلول صاف شده 250 گرم الكل سفید و یك گرم اسانس گل سرخ اضافه كنید و كاملا هم بزنید. هر روز از این لوسیون طبیعی به صورت خود بزنید تا پوست شما همیشه جوان بماند.
11) برای درمان اگزما، ترکیدن پوست و رفع خارش مفید است.
12) جوشانده پوست خیار برای یرقان داروی بسیار خوبی است و برای این کار بهتر است سه روز متوالی آن را نوش جان نمایید.
مضرات :
* اشخاصی كه ناراحتی معده دارند، نباید در مصرف خیار زیاده روی كنند زیرا ممكن است باعث اختلال در دستگاه گوارش گردد.
* خیار نفاخ است، چون سریعا در معده فاسد می شود. برای رفع نفخ و دل درد ناشی از خوردن خیار می توانید مقداری عرق نعنا یا کمی آبجوش و نبات بخورید.
* همیشه باید خیار را قبل از غذا خورد كه به هضم غذا كمك كند. كسانی كه نمی توانند خیار را خوب هضم كنند، باید آن را با نمك بخورند.
کدام باهوش ترند، زنان یا مردان؟
مهم ترین عاملی که باعث تفاوت در افراد می شود، هوش است.

مهم ترین عاملی که باعث تفاوت در افراد می شود، هوش است. در واقع هوش در مغز انسان جایگاه مشخصی دارد و حاصل واکنش عمومی سلول ها و مراکز مغز است. به طور کلی در نیم کره ی چپ مغز فرآیندهای تفکرات منطقی را می توان یافت و جایگاه عشق و احساس عاطفی در سمت راست مغز است.
یک فرد می تواند هم کودن و هم زیرک باشد، تنها به این دلیل که یک سمت مغز وی از سمت دیگر رشد بیش تری کرده است. کما این که افرادی واقعا" برجسته اند که می توانند فرآیندهای اثربخش نیمکره ی راست را با فرآیندهای اثربخش نیمکره ی چپ در هم آمیزند.
حال سؤالی که سال هاست ذهن بسیاری از دانشمندان و حتی خود ما و احتمالا" نسل های گذشته ی ما را به خود اختصاص داده، این است که آیا مردان از زنان باهوش ترند؟ علت تفاوت درعمل کرد مغزی زنان و مردان در چیست؟ چرا در بسیاری موارد، مردان حتی در زمینه های خاص از زنان بهتر و کارآمدتر عمل می کنند؟
اگر علاقه مندید پاسخی برای این سؤالات بیابید، آن چه در ادامه ی این مقاله می آید بخوانید. پیشاپیش بر این نکته تأکید می کنیم که گر چه نتایج مطالعات و تحقیقات انجام شده تاکنون به تفاوت های مغزی میان زنان و مردان اشاره می کنند، ولیکن به هیچ وجه مؤید این مسئله نیستند که مردان باهوش تر از زنان هستند.
مطالعات علمی در مورد تفاوت توانایی های ذهنی میان مردان و زنان حداقل به اواسط قرن نوزدهم برمی گردد. زمانی که مسئله ی حق رأی زنان در بعضی کشورها مطرح شد. برای مثال در انگلستان دوره ی ملکه ویکتوریا، فلسفه پردازی به نام جان استوارت میل بیان کرد که هیچ اختلافی بین مردان و زنان نیست. در حالی که چارلز داروین در کتاب «نسل بشر» معتقد است زنان به واسطه ی طبیعت شان نسبت به توانایی های ذهنی ضعیف تر هستند.
البته بسیاری از نظریات اولیه بر اساس روایات بودند. به هر حال بسیاری از دانشمندان چون، پل بروکا سعی کردند از اشکال مختلف اندام سنجی به خصوص مقایسه ی روان شناسی در اواخر قرن نوزدهم و ظهور آزمون های هوش در اوایل قرن بیستم، تلاش های بیش تری توسط دانشمندان مختلف برای اندازه گیری و آزمون تفاوت های ذهنی میان مردان و زنان انجام گرفت. حتی یکی از اندیشمندان برجسته ی زن معتقد است زنان به علت آن که محدود به وظایفی چون بچه داری و خانه داری هستند، امکان درک تمام توانایی های خود را ندارند.
در مغز زنان اتصال ها و ارتباط های بیش تری بین دو نیم کره ی چپ و راست وجود دارد که به آن ها این توانایی را می دهد تا از مهارت گفتاری بهتری نسبت به مردان برخوردار باشند. از طرف دیگر در مردان ارتباط کم تری بین دو نیم کره مغزشان وجود داشته و به آن ها این قابلیت را می دهد تا مهارت بیش تری در استدلال های انتزاعی و هوش دیداری، فضایی داشته باشند.
● تفاوت در عمل کرد مغزی
دانشمندان می گویند حتی در حالت استراحت و بدون عامل محرک، بخش مهمی از مغز زنان و مردان به طور متفاوت از هم رفتار می کنند. تلقی دانشمندان آن است که مغز زنان و مردان در مراحل آغاز شکل گیری جنین در رحم شبیه یکدیگر است، اما بتدریج تا زمان بزرگ سالی و بلوغ تفاوت های آن ها آشکار می شود. در این زمینه احتمالا" تفاوت در شمار و تعداد سلول های عصبی نقش بازی می کنند. دانستن این تفاوت می تواند در نحوه ی برخورد ما با طرف مقابل مان مؤثر باشد و از بعضی واکنش های شرطی شده در برابر زنان یا مردان جلوگیری کند.
تفاوت های ساختمانی مغز مرد و زن پژوهش گران عصب شناسی، مغز زنان و مردان را در دستگاه ام. آر.آی گذارده و واکنش های مغز آن ها را مورد تحقیق قرار داده اند. در مغز زنان اتصال ها و ارتباط های بیش تری بین دو نیم کره ی چپ و راست وجود دارد که به آن ها این توانایی را می دهد تا از مهارت گفتاری بهتری نسبت به مردان برخوردار باشند. از طرف دیگر در مردان ارتباط کم تری بین دو نیم کره مغزشان وجود داشته و به آن ها این قابلیت را می دهد تا مهارت بیش تری در استدلال های انتزاعی و هوش دیداری، فضایی داشته باشند.
درخصوص وظایفی که توانایی جسمی می طلبند، مثل نقشه خوانی و تمرکز، مغز مردان بهتر عمل می کند. مغز مردها تخصصی تر است. این صرفا" به این معناست که تقسیم کار در آن صورت گرفته است. به عبارت دیگر، نیم کره ی راست مغز مردها با عمل کردهای بینایی و فضایی سر و کار دارد.
فعالیت هایی نظیر کسب مهارت های فیزیکی، تطابق های چشمی و ماهیچه ای، در حالی که نیم کره ی چپ به مهارت های گفتاری و شناختی اختصاص یافته است، مهارت هایی نظیر بیان احساسات و درک مسائل، انتزاعی است.
از طرفی، مغز زن ها «عمومی تر» است. به این معنا که هر دو نیم کره ی راست و چپ مغز زن ها با هم روی مشکلات کار کرده و هر دو عمل کردهای مشابه دارند و تقسیم کار بین آن ها صورت نگرفته است. درست به همین دلیل است که بعضی ازمردم احساس می کنند مردها در مقایسه با زن ها از سرعت تصمیم گیری و قابلیت درک بیش تر برخوردار هستند.
از جنبه ی دیگر اگر یکی از نیم کره های مغز زنی آسیب ببیند، نیم کره ی دیگر که قادر به کپی کردن تمامی قابلیت های نیم کره ی تخریب شده است، می تواند مسئولیت تمامی کارها و عمل کردهای زندگی او را به عهده بگیرد.
اما نظیر این حالت در خصوص مردان صادق نیست. چنان چه نیمکره ی چپ مغز مردی به واسطه ی سکته ی مغزی آسیب ببیند، این امکان وجود دارد که توانایی تکلم را از دست بدهد. چرا که نیم کره ی راست مغز آنان، تنها می تواند عمل کردهای بینایی و فضایی را سازمان دهی کند. قابل ذکر است میزان سلول های مغز مردان ۴ درصد بیش تر از زن هاست و مغز آنان ۱۰۰ گرم سنگین تر است.
● مقایسه ی اندازه ی مغز دو جنس
در سال ۱۸۶۱ محققی مغز ۴۳۲ انسان را آزمایش کرد و دریافت که مغز مردها وزن متوسطی معادل ۱۳۲۵ گرم دارد، در حالی که وزن متوسط مغز زن ها برابر ۱۱۴۴ گرم است. یک مطالعه مربوط به سال ۱۹۹۲ روی ۶۳۲۵ پرسنل نظامی بیان گر آن است که مغز مردها حجم متوسطی برابر ۱۴۴۲ سانتی متر مکعب داشته، در حالی که حجم متوسط مغز زن ها ۱۳۳۲ سانتی متر مکعب است. البته این اختلاف اگر با ابعاد اندازه گیری شده ی بدن چون ارتفاع و سطح بدن اصلاح شود، کاهش می یابد ولی هم چنان باقی است.
در سال ۲۰۰۵ نیز گزارشی نشان می دهد که زنان در مقایسه با مردان دارای ماده ی سفید بیش تر و ماده ی خاکستری کم تری در نواحی مربوط به هوش در مغز هستند. نقشه برداری از مغز نشان داده که ماده ی خاکستری مربوط به هوش عمومی در مردان بیش از ۶ برابر زنان است و در عوض مغز زنان دارای ماده ی سفیدی است که میزانش، نزدیک به ۱۰ برابر مردان هستند.
ماد ه ی خاکستری برای پردازش اطلاعات به کار می رود، در حالی که ماده ی سفید شامل ارتباطات بین مراکز پردازش می شود. این گزارش تأکید می کند سطح نواحی مرتبط با IQ نیز بین دو جنس متفاوت است. به طور خلاصه مردان و زنان بطور واضح دارای نتایج IQ مشابهی با نواحی مغز متفاوت هستند.
هر چند زنان ممکن است دارای مغز کوچک تری نسبت به مردان باشند، ولی دانسیته ی عصبی بیش تری در ناحیه ی قدامی مغز آن ها نشان داده شده است که این در برگیرنده ی اعمالی چون برنامه ریزی، قضاوت و زبان می شود، در حالی که مردان دارای حجم ماده ی خاکستری بیش تری در قسمت قدامی مغز هستند.
● بالاترین ضریب هوشی، متعلق به یک زن
زمانی که در سال ۱۹۴۰ آزمون استنفورد - بینت منتشر شد، آزمون های اولیه، متوسط IQ بالاتری را برای زنان نشان می دادند، بنابراین آزمون ها به گونه ای تنظیم شدند که نتایج مشابهی برای متوسط زنان و مردان نمایش دهند.
با این حال مطالعات انجام شده طی قرن بیستم نشان داد تفاوتی درهوش کلی بین دو جنس وجود ندارد. کما این که مطالعات نشان داد مردان به طور متوسط ۸.۴ امتیاز در IQ بالاتر و زنان به طور متوسط ۷.۵ امتیار در حافظه بالاتر هستند.
جالب است این را بدانید که بالاترین ضریب هوشی که تا به حال در میان انسان ها ثابت شده، مربوط به یک زن نویسنده است.
دو نیم کره ی مغز انسان توسط یک تونل، به یکدیگر متصل می شوند. حجم ترافیک میان این دو نیم کره در مورد مردان به مراتب از زنان کم تر بوده و اساسا" ارتباط میان این دو بخش مغز در میان زنان به همین دلیل تنگاتنگ تر از مردان است.
به این ترتیب زنان اطلاعات محیطی را به مراتب آسان تر از مردان، گردآوری و تحلیل و پردازش می کنند. بدین علت زنان بهتر از مردان می توانند به چند کار در آن واحد بپردازند. درست برعکس، مردان متمایلند کارها را به طور ردیف شده، پشت سر هم، آن هم دقیقا" یکی پس از دیگری، انجام دهند. پیچیدگی پردازش موازی داده ها و اطلاعات در مغز زنان، آن ها را به مراتب پیچیده تر می کند. این در حالی است که رفتار مردان ماشینی تر به نظر می رسد.
● برای مردان تغییر سریع، مشکل است
آیا تا به حال اندیشیده اید که چرا مردها در پایان روز به وقت بیش تری احتیاج دارند تا پس از کار به خود استراحت دهند؟ چنان چه مغز آن ها به مدت ۸ ساعت روی فعالیت های مغز راست تمرکز کرده باشد، اکثرشان به راحتی قادر نخواهند بود به وضعیتی احساسی و ابرازگر برسند. این تفاوت ها، علت این که چرا مردها به سختی می توانند از تعقل و عقلانیت به یک باره به سمت احساسات و عواطف تغییر موضع بدهند را توضیح می دهد.
مغز یک مرد در مقایسه با مغز یک زن، مدت زمان بیش تری احتیاج دارد تا تغییر وضعیت بدهد. بنابراین هنگامی که خانم ها با همسرشان مشغول گفتگو درباره ی مسائل مادی و اقتصادی هستند یا درگیر مکالمه ای روشن فکرانه هستند و ناگهان بخواهند از احساسات شان صحبت کنند، احتمالا" می بینند که همسرشان حوصله ی این کار را ندارد، زیرا به همان سرعت آن ها نمی توانند از وضعیتی به وضعیت دیگر تغییر جهت بدهند.
● مردان در ریاضیات قوی ترند
تحقیقات انجام شده تفاوت هایی را در توزیع مهارت های شناختی بین مرد و زن نشان می دهد. این تحقیقات بر پایه ی آزمایش هایی قابل شناخت است که به اشکال مختلف و شامل آزمون های کتبی مانند SAT هستند.
این تحقیقات علاوه بر تفاوت در مهارت های خاص بر تفاوت در توانایی های شناخت عمومی که اغلب تحت عنوان میزان g شناخته می شود نیز تکیه دارد. آزمون های IQ که مخصوصا" برای اندازه گیری توانایی شناختی طراحی شده است. معمولا" توانایی های متعددی را مورد بررسی قرار داده و نمره های IQ به عنوان اندازه ی g به کار می رود.
هم چنین آزمون SAT یک آزمون داوطلبانه و استاندارد شده تلقی می شود که بین داوطلبان ورود به بسیاری از دانشگاه های آمریکا برگزار می شود. این آزمون ها زیر نظر خدمات آزمایش تحصیلی انجام می شود و جنس آزمایش شدگان را نیز حفظ کرده و نتایج SAT بر اساس جنس منتشر می شود. در سال ۲۰۰۱، مردان در بخش شفاهی امتیاز ۵۰۹ از ۸۰۰ را آورده، در حالی که زنان امتیاز ۵۰۲ از ۸۰۰ را در این آزمون به دست آورده اند.
به هر حال اختلاف در بخش ریاضی کاملا" مشخص تر و ثابت تر است. مردان ۵۳۳ امتیاز و زنان ۴۹۸ امتیاز کسب کرده اند. این اختلاف سال به سال بیش تر نمود پیدا می کند. در واقع بررسی ملی پیشرفت تحصیلی، که آزمون استاندارد دیگری در آمریکاست، مردان را در ریاضیات کمی بالاتر از زنان می داند.
مغز یک مرد در مقایسه با مغز یک زن، مدت زمان بیش تری احتیاج دارد تا تغییر وضعیت بدهد. بنابراین هنگامی که خانم ها با همسرشان مشغول گفتگو درباره ی مسائل مادی و اقتصادی هستند یا درگیر مکالمه ای روشن فکرانه هستند و ناگهان بخواهند از احساسات شان صحبت کنند، احتمالا" می بینند که همسرشان حوصله ی این کار را ندارد، زیرا به همان سرعت آن ها نمی توانند از وضعیتی به وضعیت دیگر تغییر جهت بدهند.
مطالعات محققان نشان می دهد مردان ۱۷ تا ۱۸ ساله به طور متوسط ۳.۶۳ امتیاز iQ بالاتر از رقیب زن خود به دست آورده اند. آن ها هم چنین نوشته اند اختلاف g بین زنان و مردان در سراسر نتایج در هر تراز اجتماعی اقتصادی و در مجموعه های مختلف نژادی مشهود است.
● مردها هم به اندازه ی زن ها پر حرفند
بر اساس یافته های جدید و برخلاف تحقیقات در گذشته که می گفتند زن ها ۳ برابر مردها حرف می زنند، مشخص شده است مردها به اندازه ی زن ها پر حرف هستند.
پژوهش گران با انجام تحقیقی دریافتند تعداد کلماتی که بین جنس مرد به کار می رود، تقریبا" به اندازه ی جنس زن است و اختلاف در حد چند کلمه بیش تر نیست.
در همین زمینه کارشناسان روابط اجتماعی معتقدند درون گرایی و برون گرایی در پر حرفی و کم حرفی فرد مؤثر است. حتی جالب است بدانید در حالی که زن ها به طور میانگین روزی ۱۶۲۱۵ کلمه بر زبان می آورند. روزی ۱۵۶۶۹ کلمه از دهان مردان خارج می شود.
● آیا رنگین پوستان کم هوش ترند؟
گذشته از بحث ها بر سر تفاوت ضریب هوشی بین زن و مرد، جدال اندیشمندان و متخصصان از چند سال پیش بر تفاوت هوشی بین نژاد انسان ها متمرکز است.
حال سؤالی که در این جا مطرح است آن که تأثیر ۲ عامل ژن و محیط زندگی روی ضریب هوشی چه قدر است؟ فقط در صورتی می توان از اختلاف نژاد صحبت کرد که ژن ها را عامل اصلی هوش در نظر بگیریم، در حالی که بسیاری از محققان معتقدند محیط و ژن، هر کدام به نسبت ۵۰ درصد روی هوش مؤثرند. به علاوه یک دلیل اختلاف میان نژادها نوع تستی است که با آن مقدار ضریب هوشی تعیین می شود. کما این که اگر عامل فرهنگ از تست های هوشی حذف شود، اختلاف IQ بین نژادها از بین خواهد رفت.
در آمریکا رنگین پوستان و سفیدپوستان در یک جا با هم زندگی می کنند، ولی در آن جا هم فرهنگ و هم محیط زندگی کاملا" متفاوت است. سیاهان درآمد کم تری نسبت به سفیدپوستان دارند، در مدارس بدتر تحصیل می کنند و این موضوعات روی iQ سیاهان تأثیر منفی می گذارد.
مطالعات دیگر نشان می دهد سیاهان شمال آمریکا دارای ضریب هوشی بالاتری از سیاهان ساکن جنوب کشور هستند، زیرا در جنوب نژادپرستی قوی تر است. مسئله ی تفاوت هوش بین رنگین پوستان و سفیدپوستان تحت تأثیر ایده ی نژادپرستی قرار می گیرد. به علت ناشناخته های فراوان در این زمینه، در خصوص امکان اختلاف iQ باید خیلی با احتیاط برخورد کرد.
● تفاوت میان هوش منطقی و هوش هیجانی
جالب است در این جا به تفاوت هوش منطقی و عاطفی نیز اشاره کنیم. این دو هوش ضد یکدیگر نیستند، بلکه فقط با هم تفاوت دارند. هوش هیجانی توانایی ادراک دقیق و ارزیابی محسوب می شود.
روان شناسان با استفاده از معیاری که کاملا" شبیه هوشیاری عاطفی است، به مقایسه ی افرادی که دارای بهره ی هوشی بالا و افرادی که دارای استعدادهای عاطفی پر قدرتی هستند، پرداخته و تفاوت های آن ها را مورد بررسی قرار داده است.
این مسئله در خصوص زنان و مردان کمی تفاوت دارد. مردانی که دارای بهره ی هوشی بالایی هستند، از روی علایق و توانایی های گسترده ی عقلانی شان مورد شناسایی قرار می گیرند. بر عکس مردهایی که از نظر هوش عاطفی قوی هستند از نظر اجتماعی ظرفیت چشم گیری برای تعهد نسبت به مردم یا اهداف خود و پذیرش مسئولیت دارند.
زن هایی که فقط از بهره ی هوشی بالا برخوردار هستند، در بیان موضوعات عقلانی ارزشمند و اندیشه های خود اعتماد به نفس کافی دارند. در عین حال زن هایی که از نظر هوش عاطفی قوی اند، احساسات خود را به طور مستقیم بیان می کنند و راجع به خود مثبت اندیش هستند زندگی برای آن ها معنا دارد و هم چون مردان هم نوع خود آدم هایی اجتماعی و گروه گرا هستند.
هم چنین آن ها احساسات خود را به گونه ای مناسب ابراز می کنند و به خوبی از عهده ی فشارهای روانی برمی آیند. بنابراین اگر چه تفاوت های مغزی مشهودی بین دو جنس زن و مرد به اثبات رسیده اند اما بر اساس آن ها نمی توان برای جنس خاصی برتری هوشی قائل شد.
منبع: علوی ( www.alavigroup.com )
مجسمه ساز
با تعجب از مجسمه ساز پرسيد: «از اين مجسمه دو تا نياز داري؟»
مجسمه ساز بدون نگاه كردن گفت: «نه. فقط يكي مي خواهيم، اما اولي در آخرين مرحله آسيب ديد.»
مقام مسئول، مجسمه ساخته شده را بررسي كرد و هيچ اشكالي پيدا نكرد و از مجسمه ساز پرسيد: «آسيب كجاست؟»
مجسمه ساز در حالي كه مشغول كارش بود گفت: «يك خراش روي بيني مجسمه است.»
مقام مسئول پرسيد: «اين مجسمه را كجا مي خواهيد نصب كنيد؟»
مجسمه ساز گفت: «روي يك ستون به ارتفاع شش متر.»
مقام مسئول پرسيد: «اگر در اين ارتفاع نصب مي شود چه كسي خواهد دانست كه يك خراش روي بيني مجسمه است؟»
مجسمه ساز كارش را قطع كرد، به مقام مسئول نگاه كرد، لبخند زد و گفت: «من كه مي دانم.»
-------------
كيفيت يعني اين.
-------------
ارسطو مي گويد:
كيفيت يك كار نيست. كيفيت يك عادت است
انتظار
بي آنكه سر برگردانم
در فصل هاي خونين هم
مي توان عاشق بود
زمان مي گذرد و يادها باقي مي ماند!!!
بگذار بگذرد زمان اما!!!
اما
اما بي تفاوت نباشيم...
یادش بخیر...
اولیـــن روز دبستــــان
اولین روز دبستان بازگرد
کودکیها شاد و خندان بازگرد
بازگرد ای خاطرات کودکی
بر سوار اسب های چوبکی
خاطرات کودکی زیبا ترند
یادگاران کهن مانا ترند
درسهای سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود
درس پند آموز روباه و خروس
روبه مکار و دزد چاپلوس
کاکلی گنجشککی باهوش بود
فیل نادانی برایش موش بود
روز مهمانی کوکب خانم است
سفره پر از بوی نان گندم است
با وجود سوز و سرمای شدید
ریز علی پیراهن از تن می درید
تا درون نیمکت جا می شدیم
ما پر از تصمیم کبرا می شدیم
پاک کن هایی ز پاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم
کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هایش درد داشت
گرمی دستانمان از آه بود
برگ دفترهامان به رنگ کاه بود
مانده در گوشم صدایی چون تگرگ
خش خش جاروی بابا روی برگ
همکلاسی های من یادم کنید
باز هم در کوچه فریادم کنید
همکلاسی های درس و رنج و کار
بچه های جامه های وصله دار
کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بود و تفریقی نبود
کاش می شد باز کوچک میشدیم
لااقل یک روز کودک میشدیم
یاد آن آموزگار ساده پوش
یاد آن گچها که بودش روی دوش
ای معلم نام و هم یادت به خیر
یاد درس آب و بابایت به خیر
ای دبستانی ترین احساس من
باز گرد این مشق ها را خط بزن
شعر از : محمد علی حریری جهرمی

ماجرای بسیار عجیب و ترسناک !!!
اینطوری تعریف میکنه : من احمق حرف بابام رو باور کردم و پیچیدم تو خاکی.
۲۰کیلومتر از جاده دور شده بودم که یهو ماشینم خاموش شد و هرکاری کردم روشن نمیشد .
وسط جنگل، داره شب میشه، نم بارون هم گرفت .
اومدم بیرون یکمی با موتور ور رفتم دیدم نه میبینم، نه از موتور ماشین سر در میارم !!
راه افتادم تو دل جنگل،….
راست جاده خاکی رو کرفتم و مسیرم رو ادامه دادم. دیگه بارون حسابی تند شده بود با یه صدایی برگشتم، دیدم یه ماشین خیلی آرام وبی صدا بغل دستم وایساد. من هم بی معطلی پریدم توش.اینقدر خیس شده بودم که به فکر اینکه توی ماشینو نیگا کنم هم نبودم .
وقتی روی صندلی عقب جا گرفتم، سرم رو آوردم بالا واسه تشکر
دیدم هیشکی پشت فرمون و صندلی جلو نیست !!
خیلی ترسیدم!
داشتم به خودم میومدم که ماشین یهو همونطور بی صدا راه افتاد.
هنوز خودم رو جفت و جور نکرده بودم که تو یه نور رعدو برق دیدم یه پیچ جلومونه !
تمام تنم یخ کرده بود نمیتونستم حتی جیغ بکشم، ماشین هم همینطور داشت میرفت طرف دره .
تو لحظههای آخر خودم رو به خدا اینقدر نزدیک دیدم که بابا بزرگ خدا بیامرزم اومد جلو چشمم .
تو لحظههای آخر، یه دست از بیرون پنجره، اومد تو و فرمون رو چرخوند به سمت جاده
نفهمیدم چه مدت گذشت تا به خودم اومدم .
ولی هر دفعه که ماشین به سمت دره یا کوه میرفت، یه دست میومد و فرمون رو میپیچوند .
از دور یه نوری رو دیدم و حتی یک ثانیه هم تردید به خودم راه ندادم .
در رو باز کردم و خودم رو انداختم بیرون اینقدر تند میدویدم که هوا کم آورده بودم .
دویدم به سمت آبادی که نور ازش میومد رفتم توی قهوه خونه و ولو شدم رو زمین بعد از اینکه به هوش اومدم جریان رو تعریف کردم، وقتی تموم شد، تا چند ثانیه همه ساکت بودند یهو در قهوه خونه باز شد و دو نفر خیس اومدن تو، یکیشون داد زد : ممد نیگا! این همون احمقیه که وقتی ما داشتیم ماشینو هل میدادیم سوار شده بود!!!؟
کجای کارید؟؟؟؟؟؟
چه قدر حقیرند مردمانی که نه جرأت دوست داشتن دارند،
نه اراده ی دوست نداشتن نه لیاقت دوست داشته شدن
و نه متانت دوست داشته نشدن با این حال مدام شعر عاشقانه
میخوانند...!!!
سلام
سلام به همه دوستان
از همه ۱ سوال دارم
تا حالا چقد به خودتون فکر کردید
که کجای کارید از این دنیا چی میخواید
میخواید عاشق باشید؟ یا معشوق یا نه اصلا هر دو
فک نکنم
کسی از اینا بعدش بیاد
اما هر کاری دلیلی میخواد
حتی نفس کشیدن
به خودتون فکر کنید
به خدا
به بودن
نه به ماندن
به همه
و به خودتون
و اینکه کجای کارید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
درباره متولدين هر ماه از این كارها اجتناب كنيد
زن متولد فروردين
1-انتقاد كردن از او در حضور ديگران بسيار وخيم است.در واقع او از انتقادات و حتي پيشنهادات در زماني هم كه با يكديگر تنها هستيد زياد خوشش نمي آيد
مگر اينكه اين پيشنهادات كاملا سازنده بوده و با مقداري ملاحظه و احتياط مطرح شوند.
2-وقت نشناسي بخصوص او را بسيار ناراحت مي كند.اين واقيعت كه خود او هم بندرت وقت شناس است,دليل موجهي براي وقت نشناسي شما محسوب نمي شود!
3-سعي نكنيد دقت و توجه او را منحصرا به خود اختصاص دهيد,زيرا او احتياج دارد روزانه مقداري تنهايي و خلوت داشته باشد.
4-از طعنه زدن و سرزنش كردن,زرنگي,بدزباني و ناپختگي بپرهيزيد.
5-او موجودي مشكل پسند و باريك بيني است,بنابراين هميشه مراقب مرتب بودن سر و وضع و مطبوع بودن شخصيت خود باشيد.
مرد متولد فروردين
1-در اولين ملاقات حالت تهاجمي نداشته باشيد.اگر به طرف او جذب شده ايد
حداقل بگذاريد او فكر كند كه خودش در اظهار علاقه پيشقدم شده است.
2-از هر نوع دخالتي در كارهاي شغلي اش اجتناب كنيد.
3-او شديدا از تظاهر و خودنمايي بدش مي آيد بنابراين سعي نكنيد با مهم جلوه دادن خودتان و يا موقعيت اجتماعي خود او را تحت تاثير قرار دهيد.تا جايي كه مي توانيد طبيعي و بي پيرايه باشيد.
ببخش که دیر کردم
سلام به همه عزیزان![]()
شرمنده بابت اینکه دیر کردمو چند وقتی نبودم خصوصا از سروره عزیزم آقای کرمی
اینو خوب بخونید
"بیشتر مردم خود خواه و خود پرستند
تو اما انها را ببخش
اگر صمیمی و مهربان باشی تو را به انگیزه های دیگر متهم می کنند
تو اما صمیمی و مهربان بمان
اگر شریف و صادق باشی فریبت می دهند
تو اما شریف و صادق بمان
آنچه ساله ساخته یک شبه ویران می کنند
تو اما بیافرین و بساز
هر چه امروز خوبی کنی،فردا فراموش می کنند
تو اما خوبی کن....
اگر بهترین پاره ی جانت را به جهان ببخش،هر گز کافی نیاید
تو اما بهترین پاره ی جانت را بخش."
اینو نوشتم آخه اولین شکسته زندگیمو خوردم
اما میگن که زمان همه چیزو آروم میکنه
شما چی میگین
به کمکتون نیاز دارم
منتظرم؟؟؟؟
خیر مقدم
موفق و سر بلند باشید
نامه ای به خدا
نوشتم این چنین نامه به الله// فرستادم دوقبضه سوی درگاه
به نام تو که رحمان و رحیمی// خدای قادرو رب کریمی
منم فرزند آدم، پور حوا // سلامت می کنم من ازهمين جا
همان آدم که اورا آفریدی // ولی از خلقتش خیری ندیدی
ازاوّل او به راهی بس خطا رفت// به سوی کشتن و جرم و جفا رفت
زتو بخشش ازاوعصیان گري بود// زتو نرمش از اوويرانگری بود
خدایا از خودم شرمنده هستم // ازاینکه ظاهراً من بنده هستم
نياوردم به جا من بندگي را // وبالم كرده ام شرمندگي را
ندادم گوش برفرمانت ای دوست// ومي دانم كه می گويي چه پُررّوست
زبس از آدميّت گشته ام دور// نكردم اعتنا بر لوح و منشور
لذا با عرض پوزش من ازامروز// وبا شرمندگي واز سر سوز
شوم مستعفی از شغلی كه دادي// و نام آدمی بر آن نهادی
اگر باشد جواب نامه مثبت// و استعفا قبول افتد زسويت
خدايي را در حق ّ اين خطا كار// در حق بندۀ مستعفی زار
به جا آور زروی لطف و ياری// كه باشد از صفات ذات باری
به جای دستمزد این همه سال // که بودم بنده ات باری به هر حال
عطا كن خانه ای در كنج جنّت// برای دورۀ خوب فراغت
بكن هم خانه ام يك حور زيبا // که تا تنها نباشم من در آنجا
چو نامه خوانده شد از سوی یزدان// ندا آمد زسوی حی سبحان
توای« جاويد » گرچه پررّو هستی// ودست سنگ پا از پشت بستی
ولی چون برگنُه اقرار کردی// به نادانی خود اصرار کردی
قبول افتاده شد موضوع خانه// چه چیزی را دگر گیری بهانه ؟
به عزراییل گفتم تا بیاید// تورا فوراً به این خانه رساند
بلرزیدم زنام مالک موت// چنان گویی که دارم می کنم فوت
پریدم من زخواب خوش به یکبار//نگشتم لاجرم نائل به دیدار
---------------------------
رمضان آمد و آهسته صدا كرد مرا
مستعد سفـــر شهر خدا كرد مرا
از گلستان كرم طرفه نسيـمي بوزيد
كه سراپاي پر از عطر و صفا كرد مرا
نازم آن دوست كه با لطف سليماني خويش
پــــله از سلسـله ديـــو دعــا كـــــرد مـــرا
فيض روحالقدسم كرد رها از ظلمات
همرهـي تا به لـب آب بقـا كرد مـرا
من نبودم بجز از جاهل گم كرده رهي
لايـــق مكتب فخــر النجبا كـــرد مـــرا
در شگفتم ز كرامات و خطاپوشي او
من خطا كردم و او مهر و وفا كرد مرا
دست از دامن اين پيك مبـارك نكشم
كه به مهماني آن دوست ندا كرد مرا
زين دعاهاست كه با اين همه بيبرگي و ضعف
در گلـستــــان ادب نـغمـــه ســرا كــــرد مـــرا
هر سر مويــم اگـر شـكر كند تـا به ابــد
كم بود زين همه فيضي كه عطا كرد مرا
فتحالله اسلامينيا
طاعات قبول
گفتم فراغ تا کی ؟

گفتم فراغ تا کی ؟
گفتم که روی خوبت ، از من چرا نهان است ؟ / گفتا تو خود حجابی ، ورنه رخم عیان است
گفتم که از که پرسم ، جانا نشان کویت ؟ / گفتا نشان چه پرسی ، آن کوی بی نشان است
گفتم مرا غم تو ، خوشتر ز شادمانی / گفتا که در ره ما ، غم نیز شادمان است
گفتم که سوخت جانم ، از آتش نهانم / گفتا آن که سوخت او را، کی ناله یا فغان است
گفتم فراغ تا کی ؟ گفتا که تا تو هستی / گفتم نفس همین است ، گفتا سخن همان است
گفتم که حاجتی هست ، گفتا بخواه از ما / گفتم غمم بیفزا، گفتا که رایگان است
گفتم پذیر از من ، این نیم جان که دارم / گفتا نگاه دارش ، غمخانه تو جان است
***
مهدی جان ! آمدنت را بهانه بسیار داریم اما بها ، نه !!!
***
از ناکجای وجود بی مقدارم ، تا آستان بیکران کوی تو ، در میان سیلاب اشک ، پلی از نیاز می زنم ، پلی از انتظار ، از غیبت تا ظهور ...
***
یادمان باشد اگر با آمدن " آفتــاب " از " خــواب " بیدار شویم نمازمان قضاست ...
***
به انتظار تو نشستن اشتباه است ، به انتظار تو باید ایستاد ...
***
عیـد بر منتظـــران مبـارک
خیال پردازی هایی درباره ازدواج
دخترو پسرهایی که به دنبال ازدواج
هستند باید بدانند تصورات بسیاری که زندگیتان را احاطه کرده می تواند موجب بوجود
آمدن انتظاراتی غیر واقعی گردد. مطمئنا اگردائما به دنبال یک زندگی سیندرلایی تا
ابد شاد باشید، ناامید خواهید شد
خیال پردازی های زوجین،
به زندگی مشترک آسیب می رساند.
دخترو پسرهایی که به دنبال ازدواج
هستند باید بدانند تصورات بسیاری که زندگیتان را احاطه کرده می تواند موجب بوجود
آمدن انتظاراتی غیر واقعی گردد. مطمئنا اگردائما به دنبال یک زندگی سیندرلایی تا
ابد شاد باشید، ناامید خواهید شد
تصورات برگرفته از رسانه
هایی همچون تلویزیون
اگر شب ها تا دیر وقت تلویزیون نگاه
می کنید و به فیلم های کلاسیک علاقه مندید، اگر آهنگهای عاشقانه گوش می دهید یا
اگر رمان های عاشقانه می خوانید، بنابراین شاید تصویری از ازدواج در ذهن خود
بسازید که با واقعیت درتعارض باشد.
شاید برخی از این فیلم های کلاسیک را
همچون Father Knows Best و Leave it to
Beaver دیده باشید. به این موضوع فکرکنید که
تقریبا تمامی خانواده ها در این فیلم ها، خانواده های سنتی هستند. آنها ظاهرا با
مشکلات جدی ای روبرو نیستند، چرا که موضوعاتی از قبیل ازدواج زود هنگام، مشکلات
فرزندان با نامادری و ناپدری ها، فقدان رابطه جنسی، مشکلات روزمره، سوء استفاده
های جنسی، خیانت، شرب خمر، مواد مخدر، اخراج از مدرسه، مناقشات سیاسی، سرکشی های
اجتماعی، بیکاری، مشکلات سخت اقتصادی ، تهدیدات و حتی طلاق محور داستان قرار نمی
گرفتند. پدر نان آور
خانه بود و مادر خانواده را تر و خشک می کرد.
شاید این فیلم ها این فکر را به شما
القا کند که زندگی همیشه عالی بوده و تمامی نیازهایتان می بایست توسط همسرتان
برآورده شود، با آمدن بچه ها زندگی بهتر می شود( بچه ها شیرینی زندگی اند)، ازدواج
تمام مشکلاتتان را حل می کند و از این پس با شادی زندگی خواهید کرد

تصورات و واقعیات ازدواج
تصور: با ازدواج درد تنهایی مرتفع می
شود.
واقعیت: بسیاری از متأهل ها هستند که
هنوز هم احساس تنهایی می کنند.
تصور: استدلال غلط تکامل، که موجب می
شود باور کنید با ازدواج یک انسان کامل می شوید.
واقعیت: یک زوج می توانند مکمل یکدیگر
باشند، اما شاید در تکامل فردی هم تاثیری نداشته باشد.
تصور: همه باید ازدواج کنند.
واقعیت: افراد مجرد بسیاری وجود دارند
که واقعا شاد هستند و مشکلی ندارند.
تصور: رسم تک همسری باعث می شود که
زمان خیانت همسر، تصور کنید که تنها زوجی هستید که طعم خیانت را می چشید یا اینکه
این موضوع فقط برای افراد بد یا ضعیف اتفاق می افتد.
واقعیت: خیانت برای بسیاری از زوج ها
اتفاق می افتد.
تصور: عشق همیشه در زندگی پا برجا
خواهد ماند.
واقعیت: تقریبا تمامی افراد در روابط
های خود پستی و بلندی هایی را تجربه می کنند. مشکلات و سختی های روزمره ی زندگی
مشترک اغلب، احساسات عاشقانه را تحت الشعاع قرار می دهد و این، درست وقتی اتفاق می
افتد که قصد دارید به عشق اهمیت دهید.
تصور: ازدواج موجب شادی فرد می شود.
واقعیت: نمی توانید انتظار داشته
باشید که همسرتان برای شما منبع شادی باشد. شادی درون باید از خود شما نشأت بگیرد.
شاید ازدواج، قسمتی از شادی فردیتان را پر کند، اما نمی تواند منبع اصلی شادمانی
باشد.
تصور: اگرواقعا عاشق هم باشید، هیچ
مشکل اساسی ای نخواهید داشت.
واقعیت: یک ازدواج موفق بدون مراقبت،
تعهد و تلاش و صرفا با عشق بدست نمی آید.
تصور: همسرم باید تمام نیازهای مرا
بدون بازگو کردن من بشناسد.
واقعیت: حال، چون ازدواج کرده اید
بدین معنا نیست که بتوانید ذهن ها را بخوانید. باید به همسر خود بگوئید که نیازهای
شما چیست.
تصور: هرنوع ناسازگاری و کشمکش نشان
دهنده ی فقدان عشق است.
واقعیت: ناسازگاری در هر ازدواجی وجود
دارد. سعی کنید عاقلانه و در جهت بهبود رابطه تان با آن برخورد کنید. مبارزه سالم با این تنش ها این است که
در آن تنها به فکر برنده شدن نباشید.
عوامل یک ازدواج موفق
ازدواج شما برای موفقیت نیاز به عشق،
حمایت، شکیبایی، ارتباط متقابل، انتظارات معقول، مراقبت و نگهداری و کمی هم حس شوخ
طبعی دارد.

پایان عاشقی
در آنجا یافتم مهر و وفایی
بسی گل شاداب دیدم بس سبزی زندگانی
بسی پرنده در حال نغمه خوانی
همه شاد و همه مسرور بودن
همه فارغ ز غم دنیا بودن
بدیدم تک گلی زیبا و نایاب
فتاده در گوشه ای تنها و بی تاب
نشستم تا نمایم چند سوالی
چرا اینجا نمودی زندگانی؟
بگفتا روزگارم به ز این بود
مرا کب کب مرا چه چه عالمی بود
شدم دلباخته فروخ جمالی
که ناید جز او در جهان اندر مثالی
نمودیم چند صباحی زندگانی
خوشا آن روز رویایی و طلایی
بگشتیم ما سراسر عالمین را
به شادی می نمودیم این جهان را
به روزی آمدش طوفانی سهمگین
روبود آن دلبر زیبا و شیرین
به دنبالش برفتم چند صباحی
نیافتم یک نشان تا کنم ذره شادی
کنون این شده وصف روزگارم
دمادم مرگ خواهم ز شاهم
بدو گفتم صبوری کن اندک زمانی
که شاید یابی از او چند نشانی
رخش را آورد و بوسید رویم را به شادی
بگفتا کی جوان چه مهربانی
مرا دیگر توانی نیست صبوری
مگر مرگ باشدش پایان چنین انتظاری
آهی کشید و سر به تو افکند
آرزویش نیز سر به تو افکند
دوستان ببخشند اگه شعرم جالب نبود
جبرئيل ميره پيش خدا گلايه ميکنه
جبرئيل ميره پيش خدا گلايه ميکنه
ميگن يه روز جبرئيل ميره پيش خدا گلايه ميکنه که: آخه خدا، اين چه وضعيه آخه؟ ما يک مشت ايرونی داريم توی بهشت که فکر ميکنن اومدن خونه باباشون! به جای لباس و ردای سفيد، همه شون لباس های مارک دار و آنچنانی ميخوان! بجای پابرهنه راه رفتن کفش آديداس پاشون ميکنن. هيچ کدومشون از بالهاشون استفاده نميکنن، ميگن بدون 'بنز' و 'ب ام و' نميرن! اون بوق و کرنای اصرافيل هم گم شده... يکی ازش قرض گرفت و رفت ديگه خبری نشد! آقا من خسته شدم از بس جلوی دروازه بهشت رو جارو زدم... امروز تميز ميکنم، فردا دوباره پر از پوست تخمه و پسته و هسته هندونه و پوست خربزه است! من حتی ديدم بعضيهاشون کاسبی هم ميکنن و حلقه های تقدس بالای سرشون رو به بقيه ميفروشن. چند تاشون کوپون جعلی بهشت درست کردن و به ساکنين بخت برگشته جهنم ميفروشن. چندتاشون دلالی باز کردن و معاملات املاک شمال بهشت ميکنن. يک سری شون حوری های بهشت را با تهديد آوردن خونه شون و اونارو "سرکار" گذاشتن و شيتيلي ميگيرن. بقيه حوری ها هم مرتب ميگن مارو از ليست جيره ايرانيها بردار که پدرمونو درآوردن، اونقدر به ما برنج دادن که چاق شديم و از ريخت افتاديم.
اتحاديه غلمان ها امضاء جمع کرده که اعضا نميخوان به ديدن زنان ايرانی برن چون اونقدر آرايش کردن و اسپری مو سرشون زدن که هاله تقدسشون اتصالی کرده و فيوزش سوخته در ضمن خانمهای ايرونی از غلمانها مهريه ميخوان.
هفته پيش هم چند ميليون نفر تو چلوکبابی ايرانيها مسموم شدن و دوباره مردن. چند پزشک ايرونی به حوری ها بند کردن که الا و بلا بياييد دماغتونو عمل کنيم.
خدا ميگه: ای جبرئيل! ايرانيان هم مثل بقيه، آفریده های من هستند و بهشت به
همه انسان ها تعلق داره. اينها هم که گفتی، خيلی بد نسيت!
برو يک زنگی به شيطون بزن تا بفهمی درد سر واقعی يعنی چی!!!
جبرئيل ميره زنگ ميزنه به جناب شيطان... دو سه بار ميره روی پيام گير تا
بالاخره شيطان نفس نفس زنان جواب ميده: جهنم، بخش ايرانيان بفرماييد؟
جبرئيل ميگه: آقا سرت خيلی شلوغه انگار؟
شيطان آهی ميکشه و ميگه: نگو که دلم خونه... اين ايرونيها اشک منو در آوردن به خدا! ميخوام خودمو بازنشست کنم.
شب و روز برام نگذاشتن! تا صورتم رو ميکنم اين طرف، اون طرف يه آتيشی به پا ميکنن!
تا دو ماه پيش که اينجا هر روز چهارشنبه سوری بود و آتيش بازی!... حالا هم که... ای داد!!! آقا نکن! بهت ميگم نکن!!!
جبرئيل جان، من برم .... اينها دارن آتيش جهنم رو خاموش ميکنن که جاش کولر گازی نصب کنن...
يک عده شون بازار سياه مواد سوختی بخصوص بنزين براه انداختن.
چند تا پزشک ايرونی در جهنم بيمارستان سوانح سوختگی باز کردن و براش تبليغ ميکنن و اين شديدا ممنوعه.
چندتاشون دفتر ويزای مهاجرت به بهشت باز کردن و ارواح مردمو خر ميکنن. بليت جعلی يکطرفه بهشت هم ميفروشن.
يک سری شون وکيل شدن و تبليغ ميکنن که ميتونن پيش نکير و منکر برای جهنمی ها تقاضای تجديد نظر بدن.
چند تاشون که روی زمين مهندس بودن ميگن پل صراط ايراد فنی داشته که اونا افتادن تو جهنم. دارن امضا جمع ميکنن که پل بايد پهن تر بشه.
چند هزار تاشون هم هر روز زنگ ميزنن به 118 جهنم و تلفن و آدرس سفارتهای کانادا و آمريکا رو ميپرسن چون ميخوان مهاجرت کنن.
هرروز هزاران ايرونی زنگ ميزنن به اطلاعات و تلفن آتش نشانی جهنم رو ميخوان
الان مراجع داشتم ميگفت ما کاغذ نسوز ميخواهيم که روزنامه اپوزيسيون بيرون بديم.
ببخش! من برم، بعدا صحبت ميکنيم... چند تا ايرونی دارن کوپون جعلی کولر گازی و يخچال ميفروشن... برم يه چماقی بچرخونم
هرگز با خودت قهر نکن
هرگز با خودت قهر نکن
به
شيوانا خبر دادند که يکي از شاگردان قديمي اش در شهري
دور از طريق معرفت دور شده و راه ولگردي را پيشه کرده
است. شيوانا چندين هفته سفر کرد تا به شهر آن شاگرد
قديمي رسيد. بدون اينکه استراحتي کند مستقيماً سراغ او
را گرفت و پس از ساعتها جستجو او را در يک محل نامناسب
يافت.
مقابش ايستاد؛ سري تکان داد و از او پرسيد: تو اينجا
چه ميکني دوست قديمي؟ !!
شاگرد لبخند تلخي زد و شانه هايش را بالا انداخت و
گفت: من لياقت درسهاي شما را نداشتم استاد! حق من خيلي
بدتر از اينهاست! شما اين همه راه آمده ايد تا به من
چه بگوييد؟
شيوانا تبسمي کرد و گفت: من هنوز هم خودم را استاد تو
ميدانم. آمده ام تا درس امروزت را بدهم و بروم.
شاگردِ مأيوس و نااميد، نگاهش را به چشمان شيوانا دوخت
و پرسيد: يعني اين همه راه را به خاطر من آمده ايد؟ !!
شيوانا با اطمينان گفت: البته! لياقت تو خيلي بيشتر از
اينهاست .
درس امروز اين است :
هرگز با خودت قهر مکن .
هرگز مگذار ديگران وادارت کنند با خودت قهر کني.
و هرگز اجازه مده ديگران وادارت کنند خودت، خودت را
محکوم کني.
به محض اينکه خودت با خودت قهر کني ديگر نسبت به سلامت
ذهن و روان و جسم خود بي اعتنا ميشوي و هر نوع بيحرمتي
به جسم و روح خودت را ميپذيري .
هميشه با خودت آشتي باش و هميشه براي جبران خطاها به
خودت فرصت بده .
تکرار ميکنم: خودت آخرين نفري باش که در اين دنيا با
خودت قهر ميکني ...
درس امروز من همين است .
شيوانا پيشاني شاگردش را بوسيد و بلافاصله بدون اينکه
استراحتي کند به سمت دهکده اش بازگشت. چند هفته بعد به
او خبر دادند که شاگرد قديمي اش وارد مدرسه شده و
سراغش را ميگيرد. شيوانا به استقبالش رفت و او را ديد
که سالم و سرحال در لباسي تميز و مرتب مقابلش ايستاده
است .
شيوانا تبسمي کرد و او را در آغوش گرفت و آرام در گوشش
گفت :اکنون که با خودت آشتي کرده اي ياد بگير که از
خودت طرفداري کني .
به هيچکس اجازه نده تو را با يادآوري گذشته ات وادار
به سرافکندگي کند .
هميشه از خودت و ذهن و روح و جسم خودت دفاع کن .
هرگز مگذار ديگران وادارت سازند، دفاع از خودت را
فراموش کني و به تو توهين کنند .
خودت اولين نفري باش که در اين دنيا از حيثيت خودت
دفاع ميکني.
درس امروزت همين است !
گرچه گذر زمان فرصت عشق ورزيدن را دريغ نميکند؛ اما
مرگ را استثنايي نيست
4 مورد که شما هرگز در مورد موبایل نشنیده اید
4مورد که شما هرگز در مورد موبایل نشنیده اید ...
اقداماتی وجود دارد که می توان در مواقع فوری و ضروری انجام داد . موبایل شما می تواند یک نجات دهنده زندگی یا یک ابزار فوری برای نجات باشد.

