well com

سلام: خيلي خوش آمديد  سلام: خيلي خوش آمديدسلام: خيلي خوش آمديدسلام: خيلي خوش آمديد  سلام: خيلي خوش آمديد

 

..مرگ زندگیه من ....

5854355002_39342a14eb_z.jpg

 

خب!مردمان حسود!!

چراساکت ایستاده اید؟؟؟

بروید به کارهایتان برسید

نگران نباشید

اودیگرخیال برگشتن ندارد...

...

خوبم 

مثل پدربزرگ 

که خوب بود و مرد ... 

 

+اینجوری نبود!

قرار نبود اینجوری باشه

نمیدونم قرار بود چه جوری باشه

ولی اینجوری قرار نبود

خدا رو ببینم میگم حق من این نبود...

دنیای دخترانه ام

وقتی که هیچ آدمی در زندگی حوایی ام نباشد

خیلی خوب است.

دیگر کسی نیست که مرا عاشق کند

 عادتم دهد به بودنش

کسی نیست که مرا دروغی بپرستد

 وقتی آدمی نباشد

 دنیای دخترانه ام سراسر آزادی ست

شادی ست  خنده ست

عشق محدود می کند

من حوا را مجبورم می کند

 به ماندن به بودن به عشق ورزیدن

 به آدمی که کم از شیطان ندارد

آدم نباشد دنیای من صورتی است

نگاه های یواشکی

      آيکـُن هاي ِ دخترهآيکـُن هاي ِ دخترهآيکـُن هاي ِ دختره

چقدر دلم هوس نگاه هایت را کرده است

...

همان نگاه های یواشکی ات!

که وقتی هواسم نبود مرا زیر نظر داشت

و نمیدانی چقدر دوست دارم

این زیر ذره بین بودن هایم را

اینکه میدانم درست زمانی که

غرق بافتن رویای با تو بودنم

چشمانت میگویند "این یک رویا نیست"


+نگاه تو تلخ ...  اشکهای من شور...  یادت شیرین  .... زندکی با مزه ای دارم

+ به یاد تو زندگی کردن چه کم خرج است... نه خواب میخواهد ...نه خوراک ...

+دلم واسه داداشیم تنگ شده ...


+هرکی تو این وبلاگ میاد برای ظهور اقا دعا کنید ... ماها همه دلتنگ اوییم ...دعا کنید بیاد تا همه مشکلاتمان حل بشه ... خواهش میکنم شماهم تبلیغ کنید ... بذارید وبلاگامون نورانی بشه ...می نویسم برای عزيزمردی که شش گوشه قلبش شکسته است. می نویسم برای ابرمردی كه تنها و غريب است؛ تا شايد به فرق شكافته علی (ع)، یا به پهلوی شكسته زهرا (س), و يا به دل غمديده زينب (س) پا بر فرق ما بگذارد و بيايد. بيايد و اين كهنه زخم ها را مرهم نهد و اين شب های سرد و تلخ فراق را به پايان رساند.

خدا كند كه زودتر بيايد ... خدا كند ...


ادامه نوشته

ارامم میکند ...

چــقـدر خــوب اسـت ایـن روزهـا. .

بــویِ خـوبـی می دهـد. .دلـم خـوش می شـود. .دسـتـانـم گـرم می شـود. .

روحــم لــبـاسِ نــو می پــوشــد. .و مــن کــمـی سـبُـک می شــوم. .

مدادم را بــیـنِ انـگشـتـانَـم می گُـذارم و خـوب نـگـاهَــش می کـنـم. .

دسـتـانَـم می لـرزنـد.نـیـشـخنـدی می زنـم و در گـوشـه یِ لـبـم می گـذارَمَش!

با هـمـان فـنـدکِ هـمـیشـگـی روشـنَـش می کـنـم. .

یــارِ تـنـهـایـیـم را ! کـه اگـر او نـبـود هــزاران بـغـض را بــایـد نــوش می کـردم.

.بُــغـض هـایـم را می مَـکَـد !  آرام  مینویسد ... ارامم میکند ....


چيـ‌ـزـي نِمےخـوآهــَم جــُز يكــْ اتـاقِ تـآريكــْ ، يكــْ موسيقـے بے كَلامــ

يكــْ فِنجــآن بـ ه تَلخــے زَهــر وَ خوآبــے بـ ه آرآمــے يكــْ مَرگــ ه هَميشِگـے

چـــ ه رَسـ ـمِ تـَلخــے استـــْ تـــو بــے خَبــر از مَـــن وَ تــَمامِ مــَن درگیـــر ِتــو

دیگه جا زدم  خدا


تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازیزيباساز وبلاگ | آیکُن

خُـــدایا مَنـــ اینجـــا دِلَـمــ سَختـــ یــِكــ مُعجــــِزِه مےخواهَــد

چـ ه كَسانـے مـےخـوآستَنـد مَنـ ـو تـ ـو " مـ ـا " نَشـيم ؟!

تَبريــكــ مےگـ َـم بــ ه خواستَشـ ـون رِسيـ ـدَלּ

عـآدَتــ مےكنـَم بـ ه دآشـتَنـ ه چيـ ـزـي وَ سـِـپـَس ندآشتَنــِش

بـ ه بودَنــ ه كَسـے وَ سـِپـَس نَــبودَنـش

تــَنهـ ـا عـآدَتــ مےكـُنـم اَمـا فــَراموش نــ ه !!

خـُدا جـون ميشـ ه بگے دكمـ ه cancelش كُجآس ؟!

بـ ه اَنـدازه کافے بـَدبَختے دآنلود كـَردَم

صبر کن ... سهراب

زيباساز وبلاگ | آیکُنزيباساز وبلاگ | آیکُنآیکون های من و عروسکم آيکـُن هاي ِ دختره

قایقی خواهم ساخت...

خواهم انداخت به آب...

دورخواهم شدازاین خاک غریب

که درآن هیچ کسی نیست

که دربیشه ی عشق قهرمانان را رابیدارکند...

صبرکن سهراب!

قایقت جادارد؟

منم ازاین خاک که تمام رنگ ورویش مرده است...

ازاین هوا که تمام بوی نامردی می دهد...

خسته ام...

قایقت جادارد و دلت حوصله ی یک همسفر؟

گربیایم نزدنُنشکند چینی نازک تنهایی تو؟

صبرکن سهراب...

قایقت جادارد؟

 ...........  ـقـــ ـــ ــــم  .......


غــــ ـــم را مــےنویسمــ بـ ـا " قافــــ "

شـایـב بشـوב جـا بگـذارمـشـ ـاלּ

بالـاے قلــہ ـهـاے معـروفـــ ڪـوه ِ افسـانــہ اـےـَـش

בنبالـ‌ـہ " میمـ " ـَـش را بگیـ ـــرمـ

و تنـ ـمـ را بسـپــ ـارمـ

بـ ه سـقـــ ــوط آزاב

مـیان مــ ـحبتـــہ ڪســے ڪــ ه آغـ ـوشش

فرسنـگـ هـا از قلــہ " قافـــــ " غـ ـمـ هـایمـ فاصـلـ ه בارב

یڪ روز خـواهـمـ فهمیـــ ـב

ڪـ ه آرامشـ هـمـ مثـل قلــہ ـهاـے قافـــــ  افسانــہ استــْـ

همیشــہ مـ ـטּ خـواهمــ مــانـב و

مـوج ِ غـ ـمـ ـهایــے ڪـ ه تمامــے نــבارنـב

.امـا هـنـوز بـچـه ام!


آیکـُن های ِ دخترهزيباساز وبلاگ | آیکُنایکن های نازنیــــــــــــــــــــن جون
پــنـجـره را بـَسـتـم و پـرده را کـِشـیـدم. .

چـراغ را خـامـوش و شـمـعِ هـمـیشـگی را روشـن کـردم. .

سـاعـت را خـفـه و عــودِ هـمـیشـگی را روشـن کـردم. .

در را قـفـل و مـوزیـکِ هـمـیـشـگی را پِلِی کـردم . .

صـدایـش را بـالا بـردم. .زیــــاد . . تـا جـایـی کـه صـدایِ تـُنـدِ نـفـسـهـایـم را نـشـنـوم. .

خـودم را رویِ تـخـت پـَرت کـردم و دسـتـانـم را کـنـارم گـذاشـتـم و پـاهـایـم را شُـل کـردم. .

چـشـمـانـم را بَـسـتـم . .تــاریــکِ تــاریــک. .

خـیـلی وقـت اسـت از تـاریـکی نـمی تـرسـم .

خـیـلی وقـت اسـت بـه تـنـهـایـی زیـرِ دوش می روم .

خـیـلی وقـت اسـت اتـاقِ جـداگـانـه دارم .

خـیـلی وقـت اسـت درِ اتـاقـم را قـفـل می کـنـم .

خیلی وقت است گـریـه هـایـم بـی صـداسـت .

خـیـلی وقـت اسـت بـهـانـه نـمی گـیـرم و سـکـوت می کـنـم .

خـیـلی وقـت اسـت. . .

خـیـلی وقـت اسـت بـزرگ شـده ام . .امـا هـنـوز بـچـه ام!


+ایـن‌ روزهآ دلم بیمــار است!  هـِےِ دارد بــالا مـےِ آورد پس‌مانده‌هاےِ  تو را ...

+ایـن روز هـ ـآ کـ ـآری کـ ـه اسـم تــو بـ ـا مَن مے کُنـَد...هیــچ تــیغــے بـ ـآ هیــچ رَگــی نمے کُنـــَد ...

+تولدم مبارک ممنون از تمام کسانی که فراموشم نکردنi

باران بیا


اي بارانـــ تو ميتوانيــــ با قطره هايتـــ اشكهاييــــ كه از گونه هايمــــ

سرازير شده استــــ را پاكـــــ كنيــــ ...


اگر دستيـــ نيست براي آنكهـــ اشكهايمـــ را از گونه هايمــــــ كند

اگر كسيـــــ نيست كه در کنار من قدم بزند و با منــــ درد دل كند ،

اي باران تو بيا بر من ببار تا خيســ خيســـ شوم ، خيس تر از پرنده ايــــ تنها كه

بر رويــــ بام خانهــــ دلتنگيــ ـــ ها نشسته است و خستهـــ ــــ استـــ ...


اگر بغضـــ گلويمـــ را گرفته است تنها يك آرزو برايـــ خاليـــــ شدنــــ خودم دارم ،

آرزوي غروبــــ و بارانــــ را دارمـــ ...

كاش غروبيــــ بيايد همراه با بارانـــ براي خالي شدنمــــ و

اي كاش و كاش و كاشــــ ــــ يارمـــ نيز در كنار آن دو باشد ...

باران بيا تا با هم خاليـــــ ـــ شويمـــ ،

تو از اين بغضيـــــ كه در آسمانــــ فرا گرفته است خاليــــ شو و

من نيز از اين سرنوشتـــــ و دوري خاليـــــ مي شوم .

آیکُن های اِمیلی

 

+بالاخره تا ۳روز دیگه روزای دلتنگی من کمتر کمتر میشود.... اخ که چقدر دلم اغوش مادر را میخواهد . بوسه های پدر ....!!!!

سوت و کور

این روز ها از هر روز دیگری تنهاتر شده ام

فقط من هستم و من ومن

خانه مان سرشار از سکوت بود

اما گاهی صدای دلنشین پدرومادرم بود

اما حال فقط گاهی ...

صدای گریه های خودم در خانه میپیچد

خدایا این چه واجبی ست

که پدرومادر را چهل روز از بچه هایشان دور میکند

خب برهمه واجب میکردی ...

مگر چه میشد؟ ....

من طاقت این همه دلتنگی را ندارم

یکی مرا در اغوش خود بفشارد

این احساس مرا ارضا کند

+ مامان و بابای عزیزم ایشالا که حجتون مقبول درگاه حق باشد ... دلم براتون تنگ شده ...خیلی دویتتون دارم

+کنکور و دلتنگی و گرفتاریها همه دست به دست هم دادند تا مرا از این دنیای مجازی کوچکی که برای خودم ساخته ام دور کنند ... بابت اینکه دیربه دیر سر میزنم شرمنده ام ... شایدتو این برنامه ی فشرده هفته ای یبار بتونم سر بزنم ... دلم براتون تنگ میشه

تو فقط بخند ...

 

Flower Girl Artistic Photography Hair Beautiful Cute Sweet

شدم دلقک سیرک تو

هرنقشی که بخواهی بازی میکنم

هرلباسی که بخواهی میپوشم

هرکاری که بخواهی انجام میدهم

فقط تو بخند به حرکاتم

به سادگی هایم

به قلب پاکم

و هیچ توجهی به چشم های بارانی این دلقک نکن

من برای خنداندن تو

گریه هم میکنم

تو فقط بخند

+ نمیدونم چرا بعضی ها اینقده خودشونو تحویل میگیرند...( قابل توجه  اونی که پست قبلی رو زد)

+دوست داشتم نظر دیگران را در مورد خودم بدونم  ... خواهشا در نظرسنجی شرکت کنید ... متشکرم نظر سنجی  ...  من را در چند کلمه توصیف کنید .. همه رو یکجا تو همین پست مینویسم

 +نظر سنجی ادامه ی مطلب ........ البته هنوز همه رو نزدم

ادامه نوشته

واسه تویی که چه سرد با من گرم گرفتی

چرا نشسته ای

صدای موسیقی ات را نمی شنوم؟

 و همینطور صدای خنده های دلنشینت را

 مثل پیرمرد ها رفتار نکن اشک هایت را پاک کن

صدای موسیقی ات را بالا ببر

 نگران همسایه ها نباش

نگران عشق پوچت هم نباش

 چون عشقی درکار نبود

 فقط توهمی بود گذرا.

 شکلاتی شیرین

کمی لبخند شیرین

 مثل شکلاتی که دردست داری!

 همی چی رو به راه است پسر

نگران نباش.

غم به گروه خونی نمیخورد

ادامه نوشته

یــارِ تـنـهـایـیـم را ! کـه اگـر او نـبـود هــزاران بـغـض را بــایـد نــوش می کـردم.

صبح...چراغ...چای...آدامس...سنگینی...آوار...تنها...خاطرات...روزمرگی...تکرار...قدم...سراب...پوچی... کلاس...مجسمه ها...درس...بی هدفی...بی علاقگی...سکوت...تمام...آهنگ... پارک...نیمکت...قدم...تنها...قدم...سنگینی...گذرزمان...تیک تاک...فکر...فکر...فکر...بی نتیجه ...بغض...خفگی...خانه...مادر...سوال...سکوت...آهنگ...نوشتن...تخت...تاریکی...اشک...خاموشی... شب. ..  صبح من اینگونه شب شد ...

دوست ندارم گیسوان بلندم را تنهایی ببافد

 اما غیر از او کسی در این اطراف نیست...

 آخ ...آرام تر تنهایی آرام تر...

 سرم به اندازه ی کافی از عطر تند بودنت درد می کند...

 دلم یک فنجان قهوه ی ترک می خواهد. ... تلخ تلخ...

+چقدر صادقانه مرا دوست داشت و من مثل انسان های کور آرزوی آدمی را میکردم که حوایی هایم را دوست داشته باشد.

+این روزها زیاد آب میخورم. .چون دوست داشتن و پاکیو باید گذاشت درِ کوزه و آبشو خورد!

+این روزها قانع شده ام حتی نسبت به احساسم

+من به درد معتاد شده ام و درد هایم به سیگار. .!

+از خوندنِ کتابِ شازده کوچولو خسته نمی شم!!

+میگن بخند تا دنیا به روت بخنده. .به دنیا خندیدم , گفت: می خَندی ؟

+اگه شهرِ کتاب توو هفت حوض نبود , هیچ وقت هفت حوض نمی رفتم

+یجا خوندم کلی دلیل که به دختر بودنت افتخار کنی!همیشه به دختر بودنم افتخار میکنم اما زمانی خواستم خارج از کشور تحصیل کنم گفتن باید ازدواج کنی برای یک لحظه از دختر بودنم متنفر شدم

ادامه نوشته

ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!این مرحله که همش غولــــــــه

Click to view full size image

من در وادی سرنوشتم

هنوزم سر قرارمان جا مانده ام

همان بن بست 55

همان جایی که نگاهمان در هم گره خورد

پنج هایمان در هم امیخت

نگاه ناخواسته مان چه گرد با دلهایمان

که تمام جزوه هایمان روی دلمان رها شد

 مثل ترکه ای در مسیر باد

به هر طرفی خم می شدیم 

 ...

قابل توجه دوستای گلم 5 یه قلب بر عکسه و 55 دوتا قلب برعکسه متاسفانه کمتر کسی متوجه منظورم میشه  ...این شعرم تقدیم به اونی که  خودش خوب میدونه کیه ... ولی از  ناراحتی قلبی  رنج میبرد ... انقدر به وجودش نیازمند شده ام که به دعای  همتون نیازمندم

تا آخرعمرت هم اگه تنها موندی مهم نیست...فقط نذار به جایی برسی که تو آغوش یه نفر بیقرار یکی دیگه باشی..

در کافه...کنج دیوار..روبه روی هم..وچه خوب که قهوه نخوردیم...حرفهایمان به اندازه کافی تلخ بود

 حالا بی تو ...در کنار تو ... خورشید با دلم مسابقه میگذارد

خدایا!!!! در لیست آدمهایت اشتباه شده... اسم من که ایوب نیست...!!!!

شیرین بهانه بود،فرهاد تیشه میزد تا نشنود صدای مردمانی که درگوشش میخواندند دوستت ندارد!!!

همـیشه یه آدمــایــی هستن...کــه دلت رو واسه آدمــایـی کـه... نیستن تنگ می‌کنن

برای تو : رنگین کمان... پاییز رنگارنگت ارزونی بهار خودت

دلم یک غریبه می خواهد.بیاید بنشیند فقط سکوت کند من هـی حرف بزنم و بزنم بعد بلندشود و برود نه نصیحتی انگار نه انگار 

نمیدانم دل من نازک است یا چشمان تو تیز ! هر چه نگاه به تو می دوزم بند دلم پاره می شود !

تکیه گاه همه بودم ..اما زمان مشکلات خودم بی تکیه گاه ماندم

عاشقانه ها را روی همین دیوارمجازی مینویسم از لج خودم  که نشد یکبار در واقعیت به هم بگوییمشان...!!

سلام دوستای مهربونم  ...مدتیه وبلاگی رو تاسیس کرده بودم که تقریبا هر روز اپ میشه ... من نسبت به اینجا خیلی بی معرفت بودم دیر به دیر اپ میکردم و دیر سر میزدم  ... تو اون وبلاگم از همه چی مینویسم ... از شادیهام غم هایم ... از خاطراتم ... شعرهایم ... مطالب جالب پزشکی بخصوص برای خانم ها ... از هر چی که شما بگید مینویسم... اگه دوست دارید میتونید ادرس ایمیل  یا وبلاگتون رو بگذارید ادرس  وبلاگ را برایتان میگذارم ...

ادامه نوشته

تیکه تیکه های قلبم را بغل کن

11~5.jpg

رفتار من عادي است

اما نمي دانم چرا
اين روز ها
ازدوستان وآشنايان
هر كس مرا مي بيند
از دور مي گويد
اين روز هاانگار
حال وحواي ديگري داري!
اما
من مثل هر روزم
با آن نشاني هاي ساده
وباهمان امضا،همان نام
وباهمان رفتار معمولي
مثل هميشه ساكت وآرام
اين روزها گاهي
از روز وماه وسال ،ازتقويم
ازروز نامه بي خبر هستم
حس مي كنم گاهي كمي كمتر
گاهي شديدا بيشترهستم
حتي اگر مي شد بگويم
اين روزها گاهي خدا راهم
يك جور ديگر مي پرستم
اما
غير از همين حسها كه گفتم
وغير از اين رفتار معمولي
وغير از اين حال وحواي ساده وعادي
حال وحواي ديگري
در دل ندارم
رفتار من عادي است
(قيصر امين پور)

.

رهگذر نوشت:میدونی!بارها میتونستم مچــت رو بگیرم!ولی دستــت رو محکم تـر گرفتم!


رهگذرنوشت:
آنقدرخـوب هستم،که ببـخشـمت اماآنقدراحمـق نیستـم،که دوباره بهت اعتمـاد کنــم

 رهگذر نوشت:هربارکه تورایادمیکنم گم میشود تکه ای ازمن درمن.همین روزهاست که تمام شوم!
 
رهگذر نوشت:ما ادما چیزی اضافه تر از هم نداریم ...که کسی لایق دیگری نباشد ...

رهگذر نوشت:سـایز رویـای تو نبودم...امـّااز آرزوی خیلی ها بـــزرگـترم

رهگذر نوشت:دلم تنگ آغوشی است که مطمئن نیستم مال من باشد...

رهگذر نوشت:بودم! دیــــدم با دیگری شـــادتری.رفتــــــم من،با کناری ات,کنار نمی آیم ! کنار می روم

انسان سر به زیری  نیستم ... نگاهم با خیلی ها ناخواسته بر میخورد و برمیگردد ... اما نگاه تو با  دلم چه کرد ؟

بوسه هایت با گونه هایم چه کرد ؟ .....

که دیگر نه میتوانم به کسی  نگاه کنم   نه  میتوانم اجازه دهم کسی بوسم کند

ادامه نوشته