آرزو

جز این آرزویی نیست
هر چه هستی باش!
اما باش!!!!


جز این آرزویی نیست
هر چه هستی باش!
اما باش!!!!

گاهـی دلم برای خودم تنگ میشود
گاهـی دلم برای باورهای گذشته ام تنگ میشود
گاهـی دلم برای پاكیهای كودكانه ی قلبم میگیرد
گاهی دلم از رهگذرانی كه در این مسیـر بی انتها آمدند و رفتند، خسته میشو د
گاهـی دلم از راهزنانی كه ناغافل دلم را میشكنند، میگیرد
گاهـی آرزو میكنم ای كاش دلــــــی نبود تا تنگ شود
تا خسته شود تا بشكند

My love for u is deep & true . No matter
what you do , ill always be there beside you
till the day I die , my love will always
stay to you
ترجمش تو ادامه مطلبه...
مردی با خود زمزمه کرد: خدایا با من حرف بزن
یک سار شروع به خواندن کرد
اما مرد نشنید
فریاد برآورد: خدایا با من حرف بزن، آذرخش در آسمان غرید
اما مرد گوش نکرد
مرد به اطراف خود نگاه کرد و گفت: خدایا بگذار تو را ببینم
ستاره ای درخشید
اما مرد ندید
مرد فریاد کشید: یک معجزه به من نشان بده، نوزادی متولد شد
اما مرد توجهی نکرد
پس مرد در نهایت یاس فریاد زد: خدایا مرا لمس کن و بگذار بدانم که اینجا حضور داری
در همین زمان خداوند پایین آمد و مرد را لمس کرد
اما مرد پروانه را با دستش پراند و به راهش ادامه داد.....
![]()
![]()
![]()
امروز صبح که از خواب بیدار شدی،
نگاهت می کردم؛و امیدوار بودم که
با من حرف بزنی،حتی برای چند کلمه،نظرم را بپرسی
یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد،از من تشکر کنی.
اما متوجه شدم که خیلی مشغولی،
مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی.
وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی
فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی:سلام؛
اما تو خیلی مشغول بودی.
یک بار مجبور شدی منتظر بشوی
و برای مدت یک ربع کاری نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی.
بعد دیدمت که از جا پریدی.خیال کردم می خواهی با من صحبت کنی؛
اما به طرف تلفن دویدی و در عوض
به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات با خبر شوی.
تمام روز با صبوری منتظر بودم.
با اونهمه کارهای مختلف گمان می کنم که
اصلاً وقت نداشتی با من حرف بزنی.
متوجه شدمقبل از نهار هی دور و برت را نگاه می کنی،
شاید چون خجالت می کشیدی که با من حرف بزنی،سرت را به سوی من خم نکردی.
تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری.
بعد از انجام دادن چند کار،تلویزیون را روشن کردی.
نمی دانمتلویزیون را دوست داری یا نه؟
در آن چیزهای زیادی نشان می دهند
و تو هر روز مدت زیادی از روزت را جلوی آن می گذرانی؛
در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی
و فقط از برنامه هایش لذت می بری...
باز هم صبورانه انتظارت را کشیدم
و تو در حالی که تلویزیون را نگاه می کردی،شام خوردی؛
و باز هم با من صحبت نکردی.
موقع خواب...،فکر می کنم خیلی خسته بودی.
بعد از آن که به اعضای خوانواده ات شب به خیر گفتی ،
به رختخواب رفتی و فوراً به خواب رفتی.
اشکالی ندارد.
احتمالاً متوجه نشدی که من همیشه در کنارت
و برای کمک به تو آماده ام.
من صبورم،بیش از آنچه تو فکرش را می کنی.
حتی دلم می خواهد یادت بدهم که تو چطور با دیگران صبور باشی.
من آنقدر دوستتدارم که هر روز منتظرت هستم.
منتظر یک سر تکان دادن،دعا،فکر،یا گوشه ای از قلبت که متشکر باشد.
خیلی سخت است که یک مکالمه یک طرفه داشته باشی.
خوب،من باز هم منتظرت هستم؛
سراسر پر از عشق تو...
به امید آنکه شاید امروز کمی هم به من وقت بدهی.
آیا وقت داری که این را برای کس دیگری هم بفرستی؟
اگر نه،عیبی ندارد،
می فهمم و هنوز هم دوستت دارم.
روز خوبی داشته باشی...
دوست و دوستدارت: خدا

روزای خیلی طلایی یادته؟ روز ترس از جدایی، یادته؟
روز تمرین اشاره یادته؟ شب چیدن ستاره یادته؟
شعرای کتاب درسی یادته؟ یادته گفتی می ترسی ،یادته؟
عکسمون تو قاب عکس و ، یادته؟ بله بدون مکث و یادته؟
دستمون تو دست هم بود یادته؟ غصه هامون کم کم بود، یادته؟
چشم نازت مال من بود یادته؟ دیدن من غدغن بود یادته؟
روزگار قهر و آشتی یادته؟ هیج کس و جز من نداشتی ، یادته؟
رویاهای آسمونی ،یادته؟ قول دادی پیشم بمونی، یادته؟
روزای بی غم و غصه یادته؟ ببینم اول قصه یادته؟
عصر ابراز علاقه یادته؟ خبر خوش کلاغه ،یادته
دست گرمت تو زمستون یادته؟ شونه من زیر بارون یادته؟
واسه خنده اجازه یادته؟ اونا که می گفتی رازه ؛ یادته؟
یادته فال های حافظ تو حیاط ؟ یادته قسم جون شاخه نبات؟
گل سرخا رو نچیدیم یادته؟ یه روزی هم و ندیدیم ؛ یادته؟
حرفامون سر صداقت یادته؟ تو ، تو مجازات خیانت ، یادته؟
پنهونی سر قرارا ، یادته؟ تأخیرات توی بهارا یادته؟
گوش ندادیم به نصیحت، یادته؟ گشتنت دنبال فرصت یادته؟
دستات و میخوام بگیرم یادته؟ راستی تو ، بی تو می میرم یادته؟
دونه دادن به کبوتر یادته؟ خاطرات توی دفتر یادته؟
فال با نیت رسیدن یادته؟ طعم قهوه رو چشیدن یادته؟
واسه فال قهوه رو خوردن یادته؟ روزی صد بار بی تو مردن ، یادته؟
یادته دعا، یادته دعای زیر طاقیا ؟ کنار بوته های عقاقیا ؟
زیر اون درخت گیلاس، یادته؟ با دوتا شاخه گل یاس؛ یادته؟
یادته گفتن راز ،به قاصدک ؟ یادته، چه قدر به هم گفتیم، کمک ؟
فکر بودن توی قایق یادته؟ تو به من گفتی شقایق، یادته؟
پیش هم بودیم نذاشتن، یادته؟ اونا ما رو دوست نداشتن ،یادته؟
نامه بدون امضاء یادته؟ اسم مستعار مهران، یادته؟
طرح اون انگشتر من یادته؟ پاسخ مختصر من یادته؟
فال حافظ شب یلدا ، یادته؟ اسمم و گذاشتی مینا یادته؟
چیزی خواستیم از خدامون یادته؟ مستجاب نشد دعامون، یادته؟
چشمون زدن حسودا یادته؟ چشامون شد مثل رودا ، یادته؟
گفتی ما باید جداشیم یادته؟
گفتی ما باید جداشیم یادته؟ گفتی باید بی وفاشیم ، یادته؟
یه دفه ازم بریدی ؛ یادته؟ خط رو اسم من کشیدی ؛یادته؟
گفتی عشق تو هوس بود یادته؟ گفتی خوب بود ولی، بس بود یادته؟
حلقه من دست تو دیدم؛ یادته؟
حلقه دستت دیدم یادته؟ کلی سرزنش شنیدم ؛ یادته؟
چشم من به چشمت افتاد یادته؟
کاری که دست دلم داد ؛ یادته؟![]()

ماه من
ماه از آن بالا خودی می نماید که هست هنوز
همیشه آن بالا بوده است
هروقت که بالا را نگاه کردم
همیشه آن بالا هست
نگران نیست، نگاه می کند
وامدار نیست، گوش می کند
همیشه هست
وقت شادی ها، وقت غر زدن ها
روزهای عاشقی، روزهای مهربانی
روزهای سفر، روزهای زندگی، روزهای مرگ
روزهایی که حرفی بود برای زدن
روزهایی که سکوتی بود برای شنیدن
شاید که نشانی از هستی است
یا که نماد عشق است
شاید که خود زندگی است با تمام تنهایی اش
هرچه هست، ماه من بوده همیشه
ماه من است
نگاهش کنید، شاید شما هم ماهی دارید آن بالا
نگران نیست، نگاه می کند
وامدار نیست، گوش می کند.

امشب بازهم پستچي پير محله ي ما نيومد
يا بايد خانه مان را عوض کنم
يا پستچي را !
تو که هر روز برايم نامه مي نويسي ، مگه نه . . . ؟؟؟؟؟؟

خدایا
من نیز چون تو تنهایم
اما آن کجا و این کجا؟؟؟؟
تو تنهایی چون همتایت وجود ندارد
اما من... تنهاییَم تنهایی نیست. درد بی کسیست.
نمی دانم.... شاید...
می خواهم تو کَسَم باشی، تو یاورم باشی،
مونسم باشی...
تو در من باشی و من...
خود می دانم بدم، کَمَم، ناچیزم...
برای هرچه بد کردم
برای آنچه بد بودم
پشیمانم...


سورپریز عید نوروز

بار دیگر بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
روی دیواره خونم
لب سرداب جنونم
زیر پایم ، دل افتاده به خونم
تو شدی بی خبر از حال درونم
لب دیوار نشستم
دیدم آن کوچه ز بالا
گفتم ای کاش که حالا ، بودی آگاه ز اندوه درونم
تو ندیدی چه کشیدم
شادیم را که به زنجیر کشیدم
تو ندیدی ، نشنیدی
آنچه را از لب دیوار بدیدم
آنچه را از پس دیوار شنیدم
• تو فقط یک شب دیگر ز همان کوچه گذشتی
یادت افتاد شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
ولی افسوس ندانی
که از آن شب لب دیوار همان کوچه نشستم
تا تو را باز در آن کوچه ببینم
تو به دنبال من خسته نگشتی
بی من از کوچه گذشتی
• نگهت هیچ نیافتاد به رودی که روان بود
تو نگفتی که چرا جوی چنین شد ؟
از چه پر آب شد اینک ؟!
تو در آن ظلمت شب در دل این کوچه ندیدی
|
|
|
۷
اینجا نظر یادت نره ...

نردبان دلم شکسته است
می شود برای من کمی دعا کنی؟
یا اگر خدا اجازه می دهد
کمی به جای من خدا خدا کنی؟
راستش
دلم مثل یک نماز بین راه
خسته و شکسته است
می شود برای بیقراری دلم
سفارشی به آن رفیق با وفا خدا کنی؟
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

امروز با شکوهترین روز هست
روزی که آفریدگار من را به جهان هدیه داد
به زمین خوش آمدم فرشته ی مهر و زیبایی
تولدم مبارک
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اگر پیام خدا را خوب دریافت نکردید
به “فرســــــــــــــــــــــــــتنده ها” دست نزنید،
“گیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرنده ها” را تنظیم کنید . . .
خداونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد بی نهایت است
اما ،به قدر نیاز تو فرود میآید
به قدر آرزو های تـــــــــــــــــــــــــــــو گسترده میشود
و به قدر ایمان تو کارگشا میشود . . .
خوب رویی که دیدی عاشق رویش مشو
نقش او بر دل نگه دار عاشق نقاش باش . . .
خداوندا مردم شکر نعمتهای تو را به جا می آورند
و من ....
شکر بودن تو چرا که نعمت بودن توست.
تو می گویی:ارزشش را ندارد
خدا می گوید:ارزشش را پیدا خواهم کرد
تو میگویی:اپس ازش بر نخواهم آمد
خدا می گوید:برایت شرایط کافی را مهیا خواهم کرد
تو میگویی:میترسم....
خدا می گوید:به تو قدرت و عشق اعطا می کنم
تو میگویی:همیشه نگران و مضطربم
خدامی گوید:به من اعتماد کن
تو می گویی:به اندازه کافی باهوش نیستم
خدا می گوید:اما من به تو دانش و هوشیاری بخشیدم
تو می گویی:نمی توانم خودم را ببخشم
خدا می گوید:تو را می بخشم
تو میگویی:همیشه احساس تنهایی می کنم
خدا می گوید:هرگز تو را تنها نخواهم گذاشت
تو می گویی:احساس می کنم کسی مرا دوست ندارد
خدا می گوید:من عاشق تو هستم!
و خدا باز هم می گوید:تنها بدان که همیشه به یادت هستم......♥
آفتابگردان به دنبال خورشید گشت
ناگهان ستاره ای چشمک زد
آفتابگردان سرش را بر گرداند
گلها هرگز خیانت نمیکنند
پس اگر آرزوی بزرگی داشتی بدان توان رسیدن به
آن هم به تو داده شده ...
![]()
![]()
از مخالفان نهراسيد، زيرا بادبادك با باد مخالف
بالا مي رود
اگر کسی را دوست داری آزادش بگذار اگر سوی تو بازگشت مال توست در غیر این صورت هیچ گاه
معنی بودن نمی دهد
بی تو موج می زند بر دلم غمی غریب
۱۰ نکته عجیبی که درمورد خود نمیدانستید .....!!!!!!
باور نمیکنی ادامه مطلبو بزن
حتما كساني را شاد نموده است
و اگر غمگين باشد....
كسي را غمگين كرده است
( مولوي)