...

 

ای ساربان اهسته ران کارام جانم میرود                          وان دل که با خود داشتم با دلستانم میرود

من مانده ام مهجور از او بیچاره و رنجور از او                     گویی که نیشی دور از او در استخوانم میرود

گفتم به نیرنگ و فسون پنهان کنم درد درون                    پنهان نمیماند که خون بر آستانم میرود

محمل بدار ای ساربان تندی مکن با کاروان                     کز عشق آن سرو روان گویی روانم میرود

او میرود دامن کشان من زهر تنهایی چشان                   دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم میرود

با آن همه بیداد او وین عهد بی بنیاد او                         در سینه دارم یاد او یا بر زبانم میرود

باز آی و بر چشمم نشین ای دلستان نازنین                    کاشوب و فریاد از زمین بر آسمانم میرود

صبر از وصال یار من برگشتن از دلدار من                        گر چه نباشد کار من هم کا از آنم میرود

در دفتر جان از بدن گویند هر گونه سخن                     من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود


داشتم اشتباهاتمو پاک میکردم که یادشون آزارم نده

کاش میشد...!

میدونم بزرگیت محوشون میکنه!مثل عدد در برابر بینهایت

نا گفته زیاد دارم تو که خودت میدونی پس بازم به گفته های کهنم گوش کن...

کنکوری



چقدر امروز نوشتن سخته

مامانم میگفت وقتی حرفی واسه گفتن نداری بهتر حرف نزنی اما زود بعدش میگفت :دختر تو از آنشرلی ام وراج تری

اطلاعیه مهم قابل توجه دوستان عزیز  بنده مجاز به انتخاب رشته گردیدم

ما اینیم دیگه

با مامان داشتیم اخبار را نظاره میکردیم که دیدیم واااااااااااااااااااااااااااااااااااای

کارنامه های کنکور ۹۰ اومده و بی خبر موندیم 

رفیم سراغ کامپیوتر بخت برگشته چشمامون ۴ تا شد

۱۰۰۰

ولی عجیب خر زده بودیما  خودم یاد اون روزا می افتم اشکم در میاد!!!

ناخوداگاه خوابم میگیره (بس که بی خوابی کشیدیم)

گشنمم میشه(از بس که تقویت شدیم). هر چند الان ی آبدوخیارم زورکی جلومون میزارن

من گوشیمو برداشتم شروع کردم یکی یکی خبر  بی جنبگی در حد بارسلونا

نمیدونی چه حالی کردم وقتی به پسر عموم گفتم رتبموسرمو میتونستم عین ی مرد بالا بگیرم که این مهندسی برقشو نزنه تو سر من

 انگار ۴-۵ سانت قد کشیدم

از فردا با چه پز برم بیرون

تا ۲ ساعت دیگه امتحانم شروع میشه گواهیناممم که بگیرم دیگه...

جا داره از همکاران پشت صحنه هم که مارا در ساخت این رتبه یاری نمودند تشکر ویژه بعمل بیاریم:

خدا جونی

مامان جونیم

بابا جون

امیر گلم(مخصوص)

نفیسه

سارا

وزارت کشور

آقای لطفی

مامان نفیسه

مامان سارا

ی صحنه خیلی جالب الان سرمو برگردوندم دیدم صبح شده

از نماز صبح تا الان دارم فک میزنم خوب دیگه برم آماده شم باید ۷ برم آموزشگاه

 

 

خدا جونی عاشقتم                

نتیجه اخلاقی: کنکور دهید. موفق شوید باهاش پز بدید

 

 

غروب

ادامه نوشته

شعری از پابلو نرودا، شاعر شیلیایی با ترجمه‏ی احمد شاملو:

 

به آرامی آغاز به مردن ميكنی
اگر سفر نكنی،
اگر كتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نكنی.

به آرامی آغاز به مردن ميكنی
زماني كه خودباوري را در خودت بكشی،
وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند.

به آرامي آغاز به مردن ميكنی
اگر برده‏ی عادات خود شوی،
اگر هميشه از يك راه تكراری بروی …
اگر روزمرّگی را تغيير ندهی
اگر رنگ‏های متفاوت به تن نكنی،
يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی.

تو به آرامی آغاز به مردن مي‏كنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سركش،
و از چيزهايی كه چشمانت را به درخشش وامیدارند،
و ضربان قلبت را تندتر ميكنند،
دوری كنی . .. .،

تو به آرامی آغاز به مردن ميكنی
اگر هنگامی كه با شغلت، يا عشقت شاد نيستی، آن را عوض نكنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی،
اگر ورای روياها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی
كه حداقل يك بار در تمام زندگي‏ات
ورای مصلحتانديشی بروی . . .
-
امروز زندگی را آغاز كن!
امروز مخاطره كن!
امروز كاری كن!
نگذار كه به آرامی بميری!
شادی را فراموش نكن

ما تقاصه چیرو میدیم؟؟؟؟

آخرین سنگر سکوته

خیلی حرفا گفتنی نیست...

این طور نیست؟!

ادامه نوشته

لذت...

 

ادامه نوشته

و تو هيچ گاه من نبودي ...

 

ادامه نوشته

تنها تو...

 

ادامه نوشته

خيال

 

ادامه نوشته