سفر
ولی افسوس که از خود سفر نمی توان کرد
ولی افسوس که از خود سفر نمی توان کرد
بعداز مدت زیادی بالاخره به وبم سرزدم اما درنهایت تعجب متوجه شدم در اثر تغییرات بلاگفا.
وبم ناپدید
و بجاش وب قدیمیم ظاهر شده و خدا میدونه چقدر ناراحت کننده ست
یعنی یه جورایی خل و چل بشین؟
من الان در وضعیت خلانه به سر می برم

آدمهایی که شما را بارها و بارها می آزارند مانند کاغذ سمباده هستند
آنها شما را می خراشند و آزار می دهند
اما در نهایت شما صیقلی و براق خواهید شد و آنها مستهلک و فرسوده

بخدا گفتم: " بیا جهان را قسمت کنیم، آسمون واسه من ابراش مال تو، دریا مال من موجش مال تو، ماه مال من خورشید مال تو ... ".
خدا خندید و گفت: " بندگی کن، همه دنیا مال تو ... من هم مال تو ... "
(حسین پناهی )

آینده ای بساز که گذشته ات جلویش زانو بزند

وقتی که فکری آمیخته به نفرت به سراغتان می آید آن را زیرپا
له کنید.....
ودر عوض به نیکخواهی و عشق فکر کنید.
بچه ها تفسیر کنید.......آیا با این جمله موافقید؟
فقط و فقط با محبته که میشه
هر موجودی رابه زانو درآورد

من دلم می خواهد
خانه ای داشته باشم پر دوست…
کنج هر دیوارش
دوستهایم بنشینند آرام
گل بگو گل بشنو
هرکسی می خواهد
وارد خانه پر عشق و صفایم گردد
یک سبد بوی گل سرخ
به من هدیه کند
شرط وارد گشتن
شست و شوی دلهاست
شرط آن داشتن
یک دل بی رنگ و ریاست
بر درش برگ گلی می کوبم
روی آن با قلم سبز بهار
می نویسم ای یار
خانه ی ما اینجاست
تا که *سهراب* نپرسد دیگر
خانه دوست کجاست؟
(فریدون مشیری)
داف دل دیوانه را به دف
می سپارم
صدق و بي آزاري و خدمت به خلق
هم عبادت هم کليد زندگيست
گفت زين معيار اندر شهر ما
يک مسلمان هست آنهم ارمنيست

من راز فصل ها را می دانم...
هیچ شبی همیشگی نیست، دیر یا زود می شکند.
آفتاب، یخِ زمین را آب می کند و
با خود نغمه امید، شادی، روشنایی و زندگی می آورد...
و ما باری دیگر باغچه ها را بنفشه خواهیم کاشت ....
بوی یاس دنیا را خواهد گرفت...