کاش می دونستم ولی حالا دیره                  وقتی فهمیدم که دلم گیره

من ساده را باش

غرورم

شکسته شد

اما صبورم

دوستت دارم من

هنوزم

به جون تو

بدون تو

میمیرم

من ساده را باش

اشکام

من ساده را باش

دستام

من ساده را باش

شونه هام

مال خود خودت بود

اما چشمای تو هنوزم

با منه

یادمه وقتی تو را داشتم

سر رو شونه هات می ذاشتم

اما تو منا نخواستی

نگفتی اینم یه آدمه

.

.

.

میمیرم بدون تو

 

 

 

کاش می دونستم عشق تو قصست                 اما تو کتابا همیشه ز غصست

کاش می دونستم ولی حالا دیره                  وقتی فهمیدم که دلم گیره

کاش می تونستی صافو صمیمی          باشی تو با من ولی تو نخواستی

عشقای تو خیلی زود مرد                  می دونم همه اونا دروغ بود

دیگه فهمیدم دیونم                    عشق تو شد دشمن جونم

اشکای دورغین

عشقای دورغین

اشکای دورغین

عشقای دورغین

اشکای دورغین

عشقای دورغین

.

.

.

من توی رویام

 تموم عمرم

سایه ی تو را می دیدم

 که از اون ور

داره میاد موهاش رنگ غروبه

ولی اینا قصست همش دروغه

پس بذار توی تنهایی ام بمیرم

برمو لب دریا تها بشینم

به غروب دریا چشمامو بدوزم

مث خورشید توی دریا ها بسوزم

 

زندگی چه با تو چی بی تو می گذره ولی

گاهی منه ساده به بهانه ی تو بغضم می شکنه سریع

 

 

 

 

تنها موندم حالا تو بارون

 منو تو و خیابون

سه تایی زیر بارون

انگار همین ترانه را می خوندیم

اسم تو بود رو لب من

قلبا با هم یکی بودن

تنها موندم حالا تو بارون

از تو خوندم توی خیابون

در شب بی ستاره

 تنها شدم دوباره

چشمای من چشماتو کم میاره

من و ترانه ی تو

دل و بهانه ی تو

بی تو دلم یه دل خوشی نداره

اسم تو بود رو لب من

قلبا با هم یکی بودن

تنها موندم حالا تو بارون

از تو خوندم توی خیابون

 

 

باران این چنین دل مرا بردی

باران دم به دم مرا تو آزردی

باران سر نوشتم را به یاد آور

باران سر گذشتم را مکن باور

من غریبی قصه پردازم

چون غریقی غرق در رازم

گمشدم در غربت دریا بی نشانو بی هم آوازم

باز هم آمدی تو بر سر راهم

آی عشق می کنی دوباره گمراهم

دیریست قلب من از عاشقی سیر است

خسته از صدای زنجیر است

خسته از صدای زنجیر است

 

امشب دل من مونس و همدم نداره

واسه ی این همه دارد حتی یه مرحم نداره

 

واسه ی گذشتن از دلت چه دیره بیا ببین محکوم تو داره میمیره

 تکیه به شونه هام نكن من از خودت خسته ترم

مـا که بـه هم نمی رسیم , بسه دیگه بـذار بـرم

کی گفته بود به جرم عشق یه عمری پرپرت کنم؟

حیف تو نیست, کنج قفس چادر غم سرت کنم؟

مـن نـه قلنـدر شبـم , نـه قهـرمـان قصـه هـا

نـه برده ی حلقه به گوش , نه ناجی فرشته ها

تـو ایـن دو روز زنـدگـی , شبیـه مـن فـراوونـه


یه لحظه چشمات و ببند گذشتن از من آسونه

من عاشقم همین و بس , غصه نداره بی کسی

قشنگی قسمت ماست که ما به هم نمی رسیم

باز دوباره تنهای و شب و سکوتت     بازدوباره یاد تو و غم نبودت

باز دوباره بهت می گم تنهام گذاشتی     رفتیو این بقضو توی صدام گذاشتی

می خوام تموم کنم این غصه ی تلخو با تو    می دونی چقدره فاصله ی قلبم تا تو

منو تو باز هر دو شدیم دچار درد   نگاه سرد به رنگ پاییز زرد

اگه بهت گفتم برو چون که بریدم    ذره ذره آب شدم به آخر رسیدم

آتیشم زدی منو کشتی صد بار       بسه دیگه برو دست از سرم بردار

چند تا سوال عین خوره روحمو می خوره       بعد من کی میاد دلم از دلهره پره

داد زدم رو به آسمون که بی جواب بود    فهمیدم که دیگه کمک خواستن نداره سود

دیگه چیزی نداشتم واسه از دست دادن    بازم گفتم خدایا تو برس به فریادم

چشمامو می بندم ولی چیزی نیست به یادم    به یادم میارم چه ساده دادی به بادم

ببین چه شادم چون گفتی تا تهش باهاتم   فقط امدی دچارم کنی به درد و ماتم

وقتی یادم میاد اشکو التماس چشات   دیوانه وار می گریم واسه دوری نگات

برات می ساختم از جهنم زشتم بهشت    دستات تو دستم بود بی خیال سرنوشت

به یاد اون روزایی که بودیم خوش و خرم    که تو را با خودم به اوج ابرا میبردم

پس خاطراتو نبر برام بذار یادگاری    بهونه ی اشکام باشه تو شبای بی قراری

 

دل بکن از منو عشقم بذار دستامون جدا شن سهم من شبای تاریک سهم تو فردایی روشن مجبورم نکن بگم که به تو هیچ حسی ندارم آخه این دروغه اما دیگه  چاره ای ندارم تو بدون تا آخر عمر از یادم نمیری هرگز نمی خواد که سخت بگیری خیلی ساده خدا حافظ  خدا حافظ

 

 

 

ایستاده ام تنها پشت میله های خاطرات دیروز این جا انگشت هایم را می شمارم یک دو سه ...... و دست های تو در هم فرو رفته اند تو غزل را مشت مشت به حراج گذاشتی که مهربانی ات را ثابت کنی ولی ... ولی نفهمیدی که من آن سوی خیابان انتظارت را می کشم تو بی وقفه فریاد کشیدی ... و من دیگر آزارت نمی دهم زین پس قصه هایم را برای هیچ کس تعریف نمی کنم مطمئن باش ... هنوز هم قافیه را به چشمان تو می بازم مطمئن باش ......

 

 

 

 

تو را گم کرده ام امروز و حالا لحظه هاي من گرفتار سکوتي سرد و سنگينند و چشمانم که تا ديروز به عشقت ميدرخشيدند نميدانی چه غمگينند برايم چشمهاي روشن تو چراغ روشن شب بود نميدانم چه خواهد شد پر از دلشوره ام بي تاب و دلگيرم کجا ماندي؟ که من بي تو هزاران بار هر لحظه ميميرم

 

 

 

رفتیو با رفتنت قلبم شکست قلب من تنها شدی خدایی هست

آره تو میری و تنهام می ذاری روی عشق نابمون پا می ذاری

 

می دونی.......؟

می دونی؟

یه اتاقی باشه گرم گرم

روشن روشن

تو باشی و من باشم...

کف اتاق سنگ باشه...سنگ سفید

تو منو بغلم کنی که نترسم...

که سردم نشه...که نلرزم...

اینجوری که تو تکیه دادی به دیوار...پاهاتم دراز کردی...

منم اومدم نشستم جلوت و بهت تکیه دادم...

با پاهات محکم منو گرفتی...دو تا دستتم دورم حلقه کردی.

بهت می گم چشاتو می بندی؟

می گی آره...بعد چشاتو می بندی.

بهت می گم... قصه میگی برام...تو گوشم؟

می گی آره...

بعد شروع می کنی آروم آروم... تو گوشم قصه گفتن...

یه عالمه قصه ی طولانی و بلند....

که هیچ وقت تموم نمی شن.

می دونی؟

می خوام رگ بزنم...رگ خودمو...مچ دست چپمو.

یه حرکت سریع...

یه ضربه ی عمیق...

بلدی که؟

ولی تو که نمی دونی می خوام رگمو بزنم

تو چشاتو بستی...نمی دونی.

من تیغ رو از جیبم در میارم...

نمی بینی که سریع می برم...

خون فواره می زنه...رو سنگای سفید...

نمی بینی که دستم می سوزه.

لبم رو گاز می گیرم ...که نگم آآآخ...

که چشاتو باز نکنی ونبینی منو...

تو داری قصه می گی.

دستمو می زارم رو زانوم...

خون میاد از دستم می ریزه رو زانوم...

و از زانوم می ریزه رو سنگا.

قشنگه مسیر حرکتش.

حیف که چشات بسته ست و نمی تونی ببینی.

تو بغلم کردی...می بینی که سرد شدم...

محکم تر بغلم می کنی که گرم بشم.

می بینی نا منظم نفس می کشم...

می گی... آآخی... دوباره نفسش گرفت.

می بینی هر چی محکم تر بغلم می کنی ...سرد تر می شم...

می بینی دیگه نفس نمی کشم...

چشاتو باز می کنی... می بینی که من مردم.

می دونی؟

من می ترسیدم خودمو بکشم... از سرد شدن...

از خون دیدن...از تنهایی مردن...

وقتی بغلم کردی...دیگه نترسیدم.

مردن خوب بود...آروم آروم.

گریه نکن دیگه...

من که دیگه نیستم چشاتو بوس کنم و بگم خوشگل شدیاااا...

بعدش تو همون جوری وسط گریه هات بخندی.

گریه نکن دیگه...خب؟

می شکنه دلم...

دل روح نازکه...

نشکونش...

خب؟

۵فروردین تولد منه دوست دارم

یه تولد ساکت و آروم برا خودم بگیرم

تو یه اتاق تاریک

خودم باشم و خودم

در این شبهای دلتنگی که غم با من هم آغوشه به جز اندوه و تنهایی کسی با من نمی جوشه کسی حالم نمی پرسه کسی دردم نمی دونه نه هم درد و هم آوایی با من یک دل نمی خونه از این سرگشتگی بیزارم و بیزار ولی راه فراری نیست از این دیوار برای این لب تشنه دریغا قطره آبی نيست برای خسته چشم من دریغا جای خوابی نيست

 

سال جدید را پیشا پیش به همه ی دوستان گلم تبریک میگم

اوني كه يار تو بود،

کاغذ سفید را هر چه قدر هم که تمیز و زیبا باشد کسی قاب نمی گیرد ، برای ماندگاری در ذهن ها باید حرفی برای گفتن داشت:

 

اوني كه يار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمي داد دل به هر كس نمي داد، دل مي گفت مقدسه عشق اون برام بسه ،از نگاش نفهميدم كه دروغه وهوسه، غصه خوردن نداره ،گريه كردن نداره، به يه قلب بي وفا دل سپردن نداره، آخر قصه چي شد، قلب اون مال كي شد اون كه از من پر گرفت چي مي خواستيم وچي شد، اوني كه مال تو بود اگه لايق تو بود تورو تنها نمي ذاشت، با خودت جا نمي ذاشت... اوني كه يار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمي داد دل به هر كس نمي داد

 

خيلي ها مترسک رو دوست ندارن چون پرنده ها رو مي ترسونن.ولي من دوستش دارم چون تنهايي رو درک ميکنه

براي مرگ خود يک بهانه ميخواهم ... يک بهانه ي پوچ عاشقانه مي خواهم ... از غمي که مي داني .. با تو بودنم مرگ ست .. بي تو بودنم هرگز! .. اگر بهانه اين باشد .. من بهانه مي گيرم و عاشقانه ميميرم ------

رنج تنهايي

زمان می گذره ... بهت می گه دوستت داره و تو تک ستاره آسمون قلب شی ... حالا دیگه تو خوشبخت ترین آدم روی زمینی چون اون و داری و حاضری به خاطرش همه رو فراموش کنی ...
و یک شب ... یک شب سیاه سیاه ... طوفان می آید ، طوفانی که کاشانه عشقت رو به یغما میبره ... محبوب به تو می گه : وقتی گفتم عاشقتم معنای عشق رو نمی فهمیدم ، کور بودم ... اما حالا فرشته زندگیم رو دیدم و عاشق شدم ... من اشتباه کردم ... تو نیمه گمشده من نبودی ... و حالا تو ماندي و خاطرات فراموش نشدني ...

رنج تنهايي

رنج تلخ است ولي وقتي آن را به تنهايي مي کشيم تا

دوست را به ياري نخوانيم،


براي او کاري مي کنيم و اين خود دل را شکيبا مي کند.

طعم توفيق را مي چشاند.

و چه تلخ است لذت را "تنها" بردن


و چه زشت است زيبايي ها را تنها ديدن

و چه بدبختي آزاردهنده اي ست "تنها" خوشبخت بودن

در بهشت تنها بودن سخت تر از کوير است.

در بهار هر نسيمي که خود را بر چهره ات مي زند ياد

"تنهايي" را درسرت زنده ميكند .

"تنها" خوشبخت بودن خوشبختي اي رنج آور و نيمه تمام است .

" تنها" بودن ، بودني به نيمه است

و من براي نخستين بار در هستي ام رنج "تنهايي

" را احساس کردم.

تو جوني قسمتم شد غم غصه دردمو به کي بگم من نمي دونم؟؟؟ به خدا ديگه رمق واسم نمونده زندگي را نمي خوام

سلام به دوستان گلم انشا ا...که حالتون خوب باشه

شرمنده یه کم سرم شلوغ بود این چند وقت نتونستم آپ کنم

این بارم به یه مطلب عاشقانه امدم

امیدوارم که خشتون بیاد

در برابر ديوار عظيمي ايستاده ام
آجرهايش مرا مي شناسند
بند بند اين ديوار
صداي تنفس مرا چشيده اند.....
در لحظه هاي خويش
آواز هاي من در پاي همين ديوار جان کندند
آرزوهاي که ديگر نيست...
از بالاي همين ديوار افتادند
بسيار وقت ها ...
دويده ام در امتداد آن
بسيار وقت ها...
زير آسمان ِ ابر ي و آبي نشسته ايم
و عبور ستاره هاي دلتنگ را ناباورانه خيره گشته ايم
عشق ديگر خيلي دير کرده است
شهاب عمر من
در پشت همين ديوار
خاموش ميشود


آخرين.... 
آخرين سروده
آخرين غزل
آخرين لحظه هاي انتظار
ته مانده هاي سالها ملال
کاغد هاي سياه شده در گوشه اطاق
آخرين غروب
آخرين نگاه
به راهي که آمدنت را انکار ميکند
آخرين غرور
واپسين وفاداري
تو آخرين درد بي التيام خواهي ماند!!!!؟

فصلهاي بي اهميت ...
روزهاي تکراري ...
پرواز پرنده گاني گنگ ...
.وتنها در سکوت شعله ور شدن ...

 

                          قربان همتون

                              فعلا باییییی

گفتم بهش دوستت دارم تو خوابو مرگ و بیداری     فدای یه تار موهات که تو منو دوست نداری

یه شب تو آسمون یه ستاره چشمک زنون

خندیدو گفت کنارتم تا آخرش تا پای جون

ستاره قشنگی بود آروم و ناز و مهربون

ستاره شد عشق منو منم شدم عاشق اون

اما زیاد طول نکشید عشق منو ستاره جون

ابر اومد ستاره رو دزدید و برد نا مهربون

حالا شبا به یاد اون زل میزنم به آسمون

دلم می خواد داد بزنم این بود قول و قرارمون

تو رفتی و از خوتم نزاشتی حتی یک نشون

 

نگو بار گران بوديم و رفتيم.

نگو نامهربان بوديم و رفتيم .

آخه اينا دليل محكمي نيست.

بگو با ديگران بوديم و رفتيم.

 

اسم من دیگه کهنه شده تو قلبت  دارم بارشو می بندم که بره از شهرت

گفتی که جدایی بوده از بودنم سهمت     من می زارم میرم تا برسی به حقت

شکلتو نقاشی کرده بودم از رو عکست  اسممو خطاطی کرده بودم من رو دستت

خدا حافظیه بانوی شهر افسانه هام شدم      عاجز از جادوی تو توی ترانه هام

اسمتم خط زدم از آسمون ستاره هام     مث من برگردد به خودتو دیگه تنهام بذار

تو بهم می گفتی برو یواشکی       نیست دیگه بینمون رفاقتی

حالا من می رم به یه شهر دور       جایی که نباشم پیششون به زور

 

همه ي مداد رنگي ها مشغول بودند..به جز مداد سفيد..هيچ کسي به او کار نمي داد..

همه مي گفتند:

{تو به هيچ دردي نمي خوري}.

يک شب که مداد رنگي ها..توي سياهي کاغذ گم شده بودند..مداد سفيد تا صبح کار

کرد..ماه کشيد..مهتاب کشيد..و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر شد...صبح توي جعبه ي

مداد رنگي..جاي خالي او..با هيچ رنگي پر نشد

حالا ما شديم اون مداده و داريم

** كم كم از اين دنيا ميريم**

سلام به دوستان گلم عید فطر را به شما عزیزان تبریک می گم

امید وارم از آپم راضی باشید راستی من عنوانه وبو عوض کردم

از دوستانی که منو لینک کردم خواهش می کنم تغییرش بدن

اگه خوب نیست بگین که همون که بود را بذارم

 

به نام خدایی که دل آسمونو می شکنه تا دل گلی شاد بشه

امشب شب آخره که مزاحمت شدم       خورشيد فردا مال تو ببخش که عاشقت شدم

بدرقه لازم ندارم ميرم عزيز ترين            نذار بمونه زير پا قلبم و بردار از زمين

دوست دارم براي تو يه حرف خيلي ساده بود     غافل از اينکه دل من منتظر اشاره بود

 

سلام به دوستان گلم نماز روزه هاتون قبول درگاه حق

این تابستون هم دیگه داره تموم میشه و اول مهرو درس مدرسه و...

من هم کمتر وقت می کنم بیام و آپ کنم آپ می کنما ولی دیر به دیر خوب این بار هم یه چند تا شعر قشنگ براتون نوشتم امیدوارم بپسندید التماس دعا      یا حق

 

مسافر

غصه نخور مسافر اینجا ما هم غریبیم

از دیدن نور ماه یه عمره بی نصیبیم

فرقی نداره بی تو بهار مون با پاییز

نمی بینی که شعرام همه شدن غم انگیز

غصه نخور مسافر اونجا هوا که بد نیست

اینجا ولی آسمون باریدنم بلد نیست

غصه نخور مسافر فدای قلب تنگت

فدای برق ناز اون چشمای قشنگت

 

بی تو

 

بی تو این روزای روشن واسه من تاریکو تاره        وقتی بی تو تکو تنهام زندگیم معنا نداره

از همون روزی که رفتی دل به هیچ کسی ندادم        فکر می کردم میرسی یه روز تو بی کسیم به دادم

لحظه های آخر تو توی قلب من می مونه       هیشکی مثل من بلد نیست قدر چشماتو بدونه

رفتیو چشمای خیسم یادگاری از تو ماندن             بی وفاییات هنوزم تو را از دلم نروندن

چشم به راه تو میمونم تا که برگردی دوباره       می ترسم وقتی که نیستی دل من طاقت نیاره

رفتی اما خاطراتت توی قلب من میمونه            هیشکی مثل تو بلد نیست دلمو بسوزونه

 

 دل من

دل که غمخواری نداره بزارین تنها بمیره

می هراسم که یه روزی سر راهتو بگیره

اما افسوس که دل من تو روزای بیقراری

می پره تا بی نهایت مثل پرواز قناری

پر میزنم تا اون دورا پشت ابر غصه ها

تا شهر پاک اسمون تا اوج خوب قصه ها

میرم از شهر و دیارت این بمونه یاد گارت

دلخوشی هامو گرفتی نمونده صبر و قرارت

روزی میشه تو کتابام بگم از صورت ماهت

دونه دونه بنویسم واسه چشمان سیاهت

تو براش قصه میگفتی قصه شاپرکا رو

قصه لیلی و مجنون قصه آلونکا رو

دستمو دادم به دستت اما دستامو تو بستی

می پرم بال شکسته گرچه پرهامو شکستی

 

 

سيب سرخي را به من بخشيد و رفت عاقبت بر عشق من خنديد و رفت اشک در چشمان سردم حلقه زد بي مرووت گريه ام را ديد و رفت

 

 

به غم كسي اسيرم كه ز من خبر ندارد

 عجب از محبت من كه در او اثر ندارد

غلط است هر كه گويد دل به دل راه دارد

دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد

 

ادامه نوشته

تو سکوت زرد پاییز

 تو سکوت زرد پاییز که علاج هر چی درده یه مسافر دنبال دلش میگرده مینویسه عاشقونه روی دیوار شبونه توی بیداری اهن هیشکی عاشق نمیمونه با دلی لبریز حسرت این مسافر گریه کرده دلشو داده به کسی که میدونه بر نمیگرده

 

 

گیرم بازم بیایی از عاشقی بخونی

گیرم تا دنیا دنیاست بخوای پیشم بمونی

روز غمم نبودی خوشیت با دیگرون بود

منو به کی فروختی اون از ما بهترون بود

کی گفته بود که تنهام وقتی تو رو ندارم

بازم می گم بدونی منم خدایی دارم

 

عاشق که شدم

شايد آن روز که سهراب نوشت : تا شقايق هست زندگي بايد کرد )) خبري از دل پر درد گل ياس نداشت!!!!!! بايد اينجور نوشت هر گلي هم باشي چه شقايق چه گل پيچک و ياس زندگي اجبارست

 

 

 

عاشق که شدم

دنیا یه بادکنک بزرگ قرمز شد و هوا رفت

انقدر بالا و بالا تر رفت

که به خورشید چسبید و ترکید

حالا مواظبم دفعه بعد که عاشق شدم

یه نخ به سر دنیا ببندم

که خیلی بالا نره .....

اخه می ترسم این بار هم یا گمش کنم یا بترکه..!!!

 

                                                 خواستم نگاهت نكنم باز نشد

هوس چشم سياهت نكنم باز نشد

نشستم چون شمع بسوزم سر راهت

چكيدم چون اشك كه ببوسم رخ ماهت

 

براي شكستن من يه اخم كافيه ... نيازي به فريادت نيست واسه اشك ريختنم سكوت تو كافيه ... نيازي به قهر نيست براي مردنم حرف رفتنت كافيه ... نيازي به انجامش نيست

 

کاش

  کاش قلبم درد تنهايي نداشت

 چهره ام هرگز پريشا ني نداشت

  کاش برگ هاي آخر تقويم عشق

 حرفي از يک روز باراني نداشت

 کاش مي شد راه سخت عشق را بي خطر پيمود

  و قرباني نداشت!

 

 

 سر کلاس ادبيات معلم گفت:

 فعل رفتن را صرف کن

 گفتم: رفتم....رفتي...رفت

 ساکت ميشوم ‍‍‍‍مي خندم

 ولي خنده ام تلخ مي شود

 معلم داد مي زند:خوب بعد؟ ادامه بده

 و من مي گويم: رفت... رفت... رفت

 رفت و دل شکست ...غم رو دلم نشست

 رفت و شايدم مرد...

 شور و نشاط رو از دلم برد

 رفت... رفت.... رفت

 و من مي خندم و ميگويم:

 خنده تلخ من از گريه غم انگيز تر است

 کارم از گريه گذشته که به آن مي خندم

 

تست هوش

 صورت مرد را پيدا کنيد

 دکتر ها نتيجه گرفته اند که اگر بتوانيد ظرف 3 ثانيه صورت مردي را در عکس زير پيدا کنيد    نيم کره ي سمت راست مغز شما بهتر از ساير مردم کار مي کنه اگر بين 3 تا 1 دقيقه طول  بکشد يعني عادي هستيد اگر بين 1 تا 3 دقيقه طول بکشد يعني سمت راست مغز شما کند عمل  مي کند و بايد پروتين بيشتري ميل کنيد اگر هم نه بيشتر از 3 دقيقه طول کشيد پيشنهاد مي کنم   از اين تمرين ها بيشتر پيدا کنيد و انجام دهيد تا شايد بهتر بشيد

 

اگر واقا نديدين روي ادامه ي مطلب کليک کنيد

ادامه نوشته

می خوای بری برو

اگه می خوای بری برو دوباره از تو میگذرم

به گریه هام نگاه نکن من از تو بی وفا ترم

تو اشتباه عمرمی که دیگه تکرار نمیشه

این دفه دیگه برنگرد تو واسه من یار نمیشی

از توی قصه هام برو دیگه به فکر من نباش

تموم کن این دروغارو نمک رو زخم من نباش

همیشه بی گناه تویی!!!همیشه تقصیر منه

نگاه بی وفای تو همیشه طعنه می زنه

اما بازم می بخشمت این اشتباه آخره

گذشتم از گناهه تو اما خدا نمی گذره

 

بازم دلم گرفته

 

ميون چند تا اطاقک سوت و کور خسته و خاموش
يه نفر نشسته تنها انگاري شده فراموش
دو تا چشم بارونه نم نم ميزنه بروي گونه
چقدر اين دل غصه داره آخ فقط خدا ميدونه
لحظه ها آسه و آسه دست غم پاشونو بسته
صداي خرده جواهر يه نفر دلش شکسته
...
...
...
از توي همون اطاقک قاصدک خبر مياره
يه نفر داره ميميره تنها اين چه روزگاره
کي دلش اين همه سنگه که اونو گذاشته رفته
خيلي ساله خيلي وقته نه يکي دو روز و هفته
مگه رفته از تو يادش تنها همدمش تو بودي
کوه پر صبر و صميمي واسه گريه هاش تو بودي
توي اين روزا عزيزم منتظر باش بر مي گرده
کوره داغ جدايي ديگه خاموش و سرده
باز مياد پيشت گلِ تو سر بزير و پر خجالت
اما انقدر تو بزرگي نداري حتي شکايت!

 

 

بين اين همه غريبه

تویه آشنا ميموني

حرفهاي تلخي كه دارم

من نگفته تو ميدوني

من پر از حرفهاي تازه

عاشق گفتنو گفتن

تو با درد من غريبي

اما تشنه ي شنيدن

 

تا که بودیم نبودیم

تا که بودیم نبودیم کشت ما را غم بی همنفسی

حال که رفتیم همه یار شدند خفته ایم همه بیدار شدند

بودیم کسی باور نمی داشت که هستیم

باشد که نباشیم بدانند که بودیم

قدر آیینه بدانیم تا چو هست

نه در آن روز که افتاد و شکست

 

من در خود شکستم.

چقدر سخته  توی چشمای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید زل بزنی وبه جاش یه زخم کهنه همیشگی رو به قلبت هدیه داد زل بزنی و به جای اینکه لبریز کینه ونفرت بشی حس کنی هنوزم دوستش داری چقدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر اوار غرورش همه وجودت له شده چقدر سخته توی خیالت ساعت ها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچ چیزی جز سلام نتونی بگی چقدر سخته وقتی پشتت بهش دونه دونه های اشک گونه هاتو خیس بکنه اما مجبور بشی بخندی تا نفهمه هنوزم دوستش داری چقدر سخته گل ارزوهاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار توی خودت بشکنی و اون وقت اروم و زیر لب بگی گل من باغچه نو مبارک.

 

مرا از ياد بردی

نمی دانم چرا شاید خطا کردم ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه بارید

و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت وبعد از رفتنت رسم نوازش در غمی

خاکستری گم شد وگنجشکی که هر روز از کنار پنجره دانه با مهربانی بر مید اشت

تمام بالهایش غرق در اندوه غربت شد و بعد از رفتن تواسمان چشم هایم غرق وخیس

باران شد وبعد از رفتنت انگار کسی حس کرد من بی تو تمام هستی ام از بین خواهد

 رفت  کسی حس کرد من بی تو هزاران بار در لحظه در خود خواهم مرد و بعد از

 رفتنت دریا چه بغضی کرد کسی فهمید که تو نام مرا از یاد خواهی برد.

 

 

ای کاش می گفتی....

وقتی چمدانش را به قصد رفتن بست نگفتم "عزیزم این کارو نکن"نگفتم" برگرد"ویکبار دیگر به من فرصت بده .وقتی پرسید دوستش دارم یا نه؟رویم را برگرداندم حالا اورفته ومن تمام چیزهایی را که نگفتم می شنوم.گفتم"گر راهت را انتخاب کرده ای من ان را سدنخواهم کرد اورا در اغوش نگرفتم و اشکهایش را پاک نکردم نگفتم اگر نباشی زندگی ام بی معنا خواهد بودفکر می کردم از تمامی ان بازیها خلاص خواهم شد اما حالا تنها کاری که می کنم گوش دادن به چیزهایی است که نگفتم.نگفتم بارانی ات را در ار....قهوه درست می کنم با هم حرف می زنیم."نگفتم جاده بیرون خانه طولانی.خلوت و بی انتهاست"گفتم "خدا به همراهت موفق باشی خدا به همراهت .او رفت و مرا تنها گذاشت تا با تمام ان چیزهایی که نگفتم زندگی کنم.

 

كهنه فروش داد ميزنه چراغ شکسته ميخريم….. کفشاي پاره ميخريم …. اسباب کهنه ميخريم ….. بي اختيار دادزدم : کهنه فروش قلب شکسته ميخري

لطفا صادقانه جواب بدهید! به ترتیب جلو بروید . و پایین سوالات را نخوانید، تستتان خراب می شود !

1.  به سمت خانه ی دوست پسر/دوست دخترتان در حرکت هستید. دو راه برای رسیدن به آنجا پیش روی شماست. یکی راهی مستقیم است که شما را خیلی زود به مقصد خواهد رساند اما خیلی خسته کننده است. راه دیگر خیلی طولانی تر از راه اول است اما جالب و سرگرم کننده است، و حوصله تان هم سر نخواهد رفت. شما کدام راه را برای رسیدن به دوست پسر/دوست دخترتان انتخاب می کنید؟ 1

 

2.  در راه به دو بوته ی گل رز برخورد می کنید، یکی پر از گل های رز قرمز و دیگری پر از گل رزهای سفید است. تصمیم می گیرید که 20 شاخه از این گل ها برای دوستتان بچینید. این گل ها را می توانید از هر ترکیبی انتخاب کنید. حال بگویید چه تعدادی قرمز، چه تعدادی سفید، یا اینکه همه را سفید و همه را قرمز انتخاب می کنید؟

 

3.  سرانجام به مقصد می رسید. یکی از اعضای خانواده ی دوستتان در را برای شما باز میکند. می توانید از او بخواهید که دوستتان را صدا کنند، یا اینکه خودتان برای صدا کردن او می روید؟

 

4.  به سمت اتاق  دوست پسر/دوست دخترتان می روید، ولی کسی آنجا نیست. تصمیم می گیرید که گل ها را همانجا بگذارید. آنها را روی تختخواب می گذارید یا روی طاقچه ی پنجره؟

 

5.  بعد زمان خواب فرا می رسد. شما و دوست پسر/دوست دخترتان در اتاقهایی مجزا می خوابید. صبح وقتی که زمان بیدار شدن می رسد، به اتاقش می روید تا ببینید چه می کند. وقتی به اتاقش می رسید، او خواب است یا بیدار؟

 

6.  حالا وقت برگشتن به خانه رسیده است. باز بگویید که برای برگشت کدام راه را انتخاب میکنید، راه کوتاه اما ساده، یا راه طولانی ولی سرگرم کننده را ؟

 

 

و اما جواب ها ....

 

1.  راه نمایانگر حالت عاشق شدن شماست. اگر راه کوتاه را انتخاب کنید، یعنی اینکه خیلی زود و به آسانی عاشق می شوید. اگر راه طولانی را انتخاب کنید، شما برای خودتان زندگی می کنید و زود در دام عشق گرفتار نمی شوید.

 

2.  شمارش تعداد گل های قرمز نمایانگر میزان دَهِش شما در رابطه تان است، و تعداد گل های سفید نمایانگر توقعات شما از طرف مقابل است. اگر 18 شاخه گل قرمز و 2 شاخه گل سفید انتخاب کنید، یعنی در رابطه %90 دهش دارید و درعوض فقط %10 توقع دارید.

 

3.  این سوال نمایانگر رفتار شما در برخورد با مشکلاتی است که در رابطه تان پیش می آید. اگر از اعضای خانواده می خواستید که دوستتان را صدا کند، یعنی فردی هستید که از ایجاد مشکلات در رابطه احتراز می کنید و درصورت وقوع مشکل، امیدوارید که به خودی خود حل شود. اما اگر خودتان برای صدا کردن دوستتان می روید، یعنی فردی رک و راست تر هستید و برای حل مشکلات فوراً اقدام می کنید.

 

4.  محلی که برای گذاشتن گل ها انتخاب میکنید، نمایانگر میزان علاقه ی شما برای ملاقات کردن دوست پسر/دوست دخترتان است. اگر گل ها را روی تختخوابش بگذارید یعنی دوست دارید او را زود به زود ببینید. اما اگر آنها را روی طاقچه ی پنجره بگذارید یعنی دوست ندارید او را مداوماً یا زیاد ملاقات کنید.

 

5.  این سوال نمایانگر نگرش شما به شخصیت طرف مقابلتان است. اگر ببینید که خواب است، شخصیت دوست پسر/دوست دخترتان را می پسندید و او را همانطور که هست دوست دارید. اما اگر ببینید که بیدار است، شما می خواهید که دوستتان برای شما تغییر کند.

 

6.  راه برگشت به خانه نمایانگر این است که چه مدت در رابطه ی عشقیتان می مانید. اگر راه کوتاه را انتخاب کنید، یعنی خیلی ساده و زود از کسی دل می کنید و رابطه تان را بر هم می زنید. اما اگر راه طولانی تر را انتخاب کنید، طولانی تر در رابطه هایتان میمانید.

 

 

امتحانتو خوب دادی ؟ ...  منتظر نظراتون هستم !

 

 

 

اگه پسرا با جنبه بشن چی میشه ؟؟؟

 

 

۱.       هر پسری فقط یه دوست دختر داشت .. ( و از اونجایی که تعداد دخترا خیلی بیشتر از پسرهاس سر خیلی از دخترا بی کلاه میموند ( البته الانم هستا. ) و لذا جنگ جهانی سوم و چهارم بین دخترا اتفاق می افتاد .!!

 

2.       هر پسری یک هفته اول دوستی به خواستگاری میرفت پس در این صورت دوران خوش دوستی و استرس قرار و تلفن از بین میرفت !

 

3.       فشار بر روی دختران برای قبول شدن در دانشگاه بیشتر میشد ... کار به گیس و گیس کشی کشیده میشد !

 

4.       بوی ترشی کشور رو بر میداشت لذا برای شهرداری مشکلاتی زیادی به وجود میومد !!

 

5.       ازدواج برای دختران تبدیل به آرزو و رویا یه شبانه میشد (البته الانم هستا) !!

 

6.       برای گرفتن گل از دست عروس خون و خون ریزی راه میافتاد !

 

7.       مانتوها تنگ تر جورابها کوتاه تر و شلوارها برموداتر میشد !!

 

8.       شوهر مسه قند و شکر کوپنی میشد وبرای گرفتن اون صفهای طولانی بوجود میومد !

 

 

پس نتیجه میگیریم که اگه پسرا همین طوری بی جنبه بمونن هم واسه دخترا بهتره هم واسه تمدن بشری !

کاش میشد

 

کاش میشد اشک را تهدید کرد

کاش میشد فرصت لبخند را تمدید کرد

کاش میشد در غروب لحظه ها لحظه دیدار را تجدید کرد

 

 

تنهایی

تنهائي را دوست دارم چون بي وفا نيست

تنهائي را دوست دارم چون تجربه اش کرده ام

تنهائي رادوست دارم چون عشق دروغين درآن نيست

تنهائي را دوست دارم چون خدا هم تنهاست

تنهائي دوست دارم چون در خلوت وتنهائيم در انتظار خواهم

 

 

 

سنگي که طاقت ضربه هاي تيشه را ندارد،

تنديسي زيبا نخواهد شد.

از زخم تيشه خسته نشو، که وجودت شايسته

 تنديسي زيباست

 

برای تنها بهونه زندگی من ولی ای کاش

گل قاصد كي فرستاده تورو؟
 كي به تو گفته زمن ياد كني ؟
 كي به تو گفته منو شاد كني ؟
اونكه از چشم سياهش دل من غم مي گيره مگه تنها شده باز؟
مگه رسوا شده باز ؟
مگه پروانه مي خواد ؟
دل ديوونه مي خواد ؟
چه ميدونم گل قاصد چي بگم ديگه دل از همه سرده بخدا
ميدونم برنمي گرده به خدا
اي نسيم سحري اي سبك رقص پيام آور صبح زير گوشم چي ميگي؟
كي فرستاده تورو؟
كي بتو گفته كه از سر ببري خواب منو ؟
كي به تو گفته كه از دل ببري تاب منو؟
چي بگم با تو نسيم سحري؟
ديگه دل از همه سرده به خدا
شما اي پروانه هاچي ميگين با دل افسرده من؟
كي فرستاده شمارودم اين پنجره ها؟
مگه اون اشگهاي شور رو نديدن؟
مگه اون قلب صبور رو نديدين؟
دل من سنگ صبور....دل من جام بلور ديگه افتاد وشكست ديگه من موندم و درد
ديگه من موند وخاموشي سرد ......كي ميگفت قصه بخونين همتون ؟
شما اي پروانه ها اين رو بدونين همتون ديگه دل از همه سرده به خدا
 مي دونم بر نمي گرده به خدا
موج دريا چي ميگي ؟
با دل خسته تنها چي ميگي؟
از كي ميگي؟كي به تو گفته زمن ياد كني ؟
اونكه خون دلمو ريخته توي شيشه غم
 به تو گفتم چي ميگفت ؟
به تو گفتم كه شبا خواب نداشت
 دلش از دوري من تاب نداشت
 من پر از اوبودم يا كه جادو بودم ميدوني اونچه كه بود قصه اي بيش نبود
 چي شد اون مهر ووفا؟
چي شد اون لطف وصفا ؟
همه بود رنگ وريا
  به تو اي موج قشنگ چي بگم از دل تنگ ؟
بروتا ساحل دور تا دل چشمه ي نور
 گر به او باز رسيدي بده پيغام منو
كه مبر نام منو
بر سر سنگ فراموشي ودردبشكن جام مرا
 كه دل از همه سرده به خدا
پر درده به خدا
مي دونم بر نمي گرده به خدا

گريه كنم يا نكنم

گريه كنم يا نكنم آخر ماجرا رسيد

گريه كنم يا نكنم قصه به انتها رسيد

تو ميروي و آينه پر مي‏شود از بي‏كسي

از من سفر ميكني و به مرگ قصه مي‏رسي

ببين كه آب مي‏شود قطره به قطره قلب من

مرگ من و قصه ماست فاجعه جدا شدن

گريه كنم يا نكنم آخر ماجرا رسيد

گريه كنم يا نكنم قصه به انتها رسيد

تو جامه‏دان پر مي‏كني من خالي از جان مي‏شوم

يك لحظه در چشمم ببين ، ببين چه ويران مي‏شوم

بعد از تو با من چه كنم با من بي‏پناه من

كجاي شب پنهان شوم كجاي اين عاشق‏شكن

تو مي‏روي و جان من گور ترنم مي‏شود

خورشيدكي كه داشتم در شب من گم مي‏شود

چيزي نگو به آينه با رازقي حرفي نزن

براي بار آخرين تنها نگاهي كن به من

هرگز ستايشگر فروتن يك تقدير نخواهم بود

و هرگز

و هرگز تسليم شدگي را تعليم نخواهم داد

زيرا

نه تو ماندني هستي و نه من

آنچه ماندني است ياد و خاطرات من و توست

پس پرواز را به خاطر بسپار

پرنده رفتني است

 

به خدا دوستت دارم

خنده آدم ها هميشه از دلخوشي نيست .

گاهي شکستن دلي کمتر از آدم کشي نيست .

گاهي دل اينقدر تنگ ميشه که گريه هم کم مي ياره .

يک حرف ساده هم گاهي چقدر زیاد غم مي ياره

 

می دونستی؟

می دونستی که شدی همدم این دل

می دونستی که شدی ملکه ی این ذهن

می دونستی که شدی رویای خوابام

می دونستی که شدی متن کتابام

می دونستی که چقدر بی تو اسیرم

اسیر عشقم،بی تو می میرم

می دونستی که برام چقدر عزیزی

توی قلبو ذهنمی ، برام طبیبی

می دونستی که فقط تو رو دوست دارم

عاشق توام و فقط تو رو می پرستم

می دونستی که چقدر دلم اسیره

بی تو این ثانیه ها جونمو می گیره

می دونستی که چقدر تنهایی سخته

بی تو این فاصله ها هم پره درده

می دونستی توی آسمون عشقم

دیگه من ماهی ندارم،خیلی خستم

می دونستی که شدی این دلو جونم

رفتی توی پوستمو، تو گوشت و خونم

می دونستی می بینم اسمتو هرجا

سر در خیابونا،توی کتابا

می دونستی که دارم بی تو می میرم

توی این تاریکی شبام اسیرم

می دونستی که چقدر دلم گرفته

عاشق چشات شده و تنها شکسته

می دونستی که شدی مبدا فکرم

می دونستی که شدی مقصد شعرام

می دونستی که دلم پیشت اسیره

دستام یخ می زنه، بی تو می میره

نکنه ندونی و تنهایی رد شی

بشی یک مسافر و عاشق شب شی

نکنه بی تو بمیرم تو این خواب

نکنه منو بذارن زیر این خاک

چقدر سخت میشه اونوقت روزگارم

بی تو من تو این شباچه بی پناهم

لحظه هام گمشده تو دردای کالم

کمکم کن تا ببینی بی گناهم

دوروتی پارکر- شاعر معاصرامریکايي

خورشید تیره شد

وماه سیاه شد

چون من عاشق او شدم

واو عاشق من نشد.........

دوروتی پارکر- شاعر معاصرامریکايي

با بودنت دنياي من رنگي تر از هميشه ست**قلب تموم آدماش از جنسي مثل شيشه ست**با بودنت رنگين کمون يه رنگ اضافه داره**رنگي که زيباييش تو را تو ذهن من مي ياره**با بودنت تو گلخونه هيچ گلي کم ندارم**هيچ گلي اونجا نميخوام وقتي تويي کنارم**با بودنت شعرهاي من معنايي تازه دارن**گلهاي اطلسي برام شکلي دوباره دارن**با بودنت دلم ميخواد که از سينه جدا شه پر بکشه به سمت تو تو راه تو فدا شه

هدیه ای برای تو

خواستم هديه ای برايت بفرستم

گل گفت : مرا بفرست تا با عطرخود او را شاد سازم

    گفتم : اوخودش گل است

خار گفت : مرابفرست تا به چشم دشمنانش فرو روم ،

    گفتم : او آنقدر مهربان است كه دشمن ندارد؛

بلبل گفت : مرا بفرست تا با آوازم او را شاد سازم،

    گفتم :  نه او خوش صداست

ناگهان صدای قلبم به گوشم رسيد؛

صدای تاپ تاپ قلبم بود كه می گفت

مرا بفرست تادوستش بدارم.

یادمان باشد !!!!!!!!!!!!!!!!

گفتی که مرا دوست نداریِ گله ای نیست

                           بين من و عشق تو فاصله ای نيست

 

                            گفتم کمی صبر کن گوش به من ده

                         گفتی که نه بايد بروم حوصله ای نيست

 

                        گفتم کمی فکر خودم باشم و آن وقت

                      جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نيست

 

                     رفتی تو خدا پشت و  پناهت ، به سلام

                     بگذار بسوزد دل من مسئله ای نيست

چند تا جوک ناب

 

اگر تنها ترين تنهاها شوم باز خدا هست او جانشين تمام نداشته هاست .

 

سلام یه چندتا جوک جدید براتون گذاشتم حالش را ببرین فقط نظر یادت نره

برای خواندن جک های قبلی روی ادامه ی مطلب کلیک کن

 

اصفهانیه داشته نوار روضه گوش میداده میزنه آخر نوار ببینه شام ميدن یا نه

----------------------------

برروی سنگ سفیدی نشسته بودم وآمدنت را به انتظار میکشیدم وبادآمدنت را به گوشجان نواخت وتوآمدی پاهایم لرزیدوصورتم سرخ شدوآنگاه سیفون راکشیدم وتورا آببرد
----------------------------
ميشه مثل يه قطره اشك بعضيا رو از چشمت بندازي .... ولي هيچ وقت نمي توني جلوي اشكي رو بگيري كه با رفتن بعضی يا از چشمت جاري ميشه
********************

از ترکه می پرسن پرچم دزدان دریایی چه معنی داره ؟ می گه : خوردن کله پاچه تو دریا ممنوع

----------------------------
_
یه روز یه رشتیه با یه ترکه با یه تهرانیه با یه امریکاییه با یه ابادانیه با یه اصفهانیه با یه مکزیکیه با من تصمیم گرفتیم بذاریمت سر کار
----------------------------

سلام ... من از اداره برق مزاحمتون می شم ... شما شاکی خصوصی دارین !!!! اخه برق چشماتون یه نفر رو کشته

----------------------------


الهی تو خورشید بشی و من زمین تا سالی یک بار من دور تو بگردم و سالی 365 روز تو دور من بگردی

----------------------------


چیه فکر کردی یک 1 اس ام اس جدیده ؟ یا فکر کردی کارت دارم ؟ نه بابا فقط می خواستم بگم دوستت دارم
----------------------
به ترکه یه ماشین می دن که فرمونش سمت راست بوده بعد یه مدت ازش می پرسن چطوره؟ میگه خوبه ، فقط هر وقت تف می کنم میفته روی زنم
----------------------
از جوجه تيغي کوچولو پرسيدم: بزرگترين آرزوت چيه؟ معصومانه نگاهم کرد و گفت: بغلم ميکني؟

----------------------

بيچاره مردا: وقتي به دنيا مي يان همه حال مامانشونو مي پرسن .وقتي ازدواج مي کنن همه مي گن چه عروس خوشگلي .وقتي مي ميرن همه مي گن بيچاره زنش

----------------------

اگه یه روز از کنار یه گنجشک رد شدی و نپرید فکر نکنی دوستت داره اون تو رو آدم حساب نکرده
----------------------
عربه بچش تو اتوبوس به دنيا مياد اسمشو ميذاره ابدوالواحد

----------------------


يه روز از يه رشتيه ميپرسن زنت چند وقته حاملست...ميگه زنم!!! حمييييييد
----------------------

مي دوني چرا دوست دارم با تو برم ماهيگيري === چون هيچ كس مثل تو كرم نداره ....
----------------------

مي دوني فرق تو با گاو چيه ؟ زياد فكر نكن فرق زيادي ندارين

----------------------

به لره ميگن: خسته نباشي .ميگه : باشم مثلا" چه غلطي ميكني

----------------------
میدونی فرق دختر با ساعت چیه ؟ اگه ساعت بخوابه ضد حاله ولی اگه دختر بخوابه آخر حاله.
----------------------

ترکه میره خیاطی میگه این پارچه رو برام کت شلوار بدوز فردا نیام بگی سوزن شکست برق رفت چرخم خرابه و..... اصلا نخواستم بده نمیخواد بدوزی!!!!!!!! .
--------------------------------------------
ترکه اکس میزنه میره تو خیابون یه خره رو میبینه که داره از روبرو میاد با خودش میگه چه توهمی هم دارم میرم هم دارم میام
----------------------
ای که در به رویم بستی و پا روی عشقم گذاشتی بابا جون درو باز کن دستم لای در مونده

----------------------
اگرمي خواهيد ديگران را حرص بدهيد ....1.قبل از شروع امتحان از اطرافيانتان چند تا سوال پيچيده که در پاورقي بوده بپرسيد... بعد وقتي همه رو به جون هم انداختيد با خيال راحت براي امتحان تمرکز کنيد... 2-وقتي زنگ آيفون را ميزنيد و در را برايتان باز مي کنند دوباره زنگ بزنيد و بگوييد: ممنون! باز شد! -3.وقتي ميخواهيد تلويزون رو خاموش کني صداشو تا آخرين شماره ببريد بالا تا نفر بعد موهاش سیخ شه..
-----------
بيچاره دخترا اگه خوشگل باشن مي گن عجب جيگريه! اگه زشت باشن مي گن کي اينو مي گيره! اگه تپل باشن مي گن چه گوشتيه! اگه لاغر باشن مي گن چه مردنيه! اگه مودبالا حرف بزنن مي گن چه لفظ قلم حرف مي زنه! اگه رک و راست باشن مي گن چه بي حياست! اگه يه خورده فکر کنن مي گن چقدر ناز مي کنه! اگه سري جواب بدن مي گن منتظر بود! اگه تند راه برن مي گن داره مي ره سر قرار! اگه اروم راه برن مي گن اومده بيرون دور بزنه ول بگرده! اگه با تلفن کارتي حرف بزنن میگن زنگ زده به دوست پسرش...
-----------

زن باید سه تا خاصیت داشته باشد :

اول اینکه نجیب باشد یعنی اینکه به جیب کاری نداشته باشد
دوم اینکه خانه دار باشد یعنی اینکه از خودش خونه داشته باشد
سوم اینکه مثل ماه باشد یعنی اینکه شب بیاد و صبح بره
-----------
دوست دختر بسیجیه براش بوس میفرسته بسیجیه جاخالی میده

-----------
می دونید چرا قزوینی ها از زندگی راضی اند؟ چون هیچوقت زندگی بهشون پشت نمی کنه

-----------
قزویینیا این آهنگو تو عروسیشون میزارن:عزیزم بگو برمیگردی!!!
-----------
ترکه می خواسته آمپول بزنه پرستار بهش میگه: بکش پایین
ترکه میگه :من دفعه اولمه خانم اگه میشه شما اول بکشین پایین!!!!!!!!
-----------
به رشتیه میگن چرا دو تا زن گرفتی؟ میگه شاید یه شب مهمون اومد خونمون!!!!!
-----------

خدا تنها معشوقی است که عاشقانی دارد که هیچ یک از بودن دیگری ناراضی نیست و هیچگاه یکی از آنها معشوقش را تنها برای خود نمی خواهد

-----------
وقتی به آسمون نگاه میکنی، دوست داری کدوم ستاره مال تو باشه؟ به اونی که کم نور تره قانع باش چون اونی که پر نور تره را، همه نگاه میکنن!!
-----------
دختر تو 18 سالگی مثل توپه فوتباله که 22 نفر دنبالشن
تو 28 سالگی مثل توپه هندباله که 10 نفر دنبالشن
تو 38 سالگی مثل توپه گلفه که که 1 نفر دنبالشه
تو 58 سالگی مثل توپه جنگیه که همه ازش فرار میکنن
-----------
دیگه از چشمم افتادی؟
فهمیدی؟؟؟؟
افتادی صاف توی قلبم
----------------------
میدونی فرق تو با راه چیه ؟ راه را باید بری تا به آخرش برسی ولی تو خودت آخرشی
----------------------
بزرگ ترین خیانت ها در دوستی اینه که به دوست خود که تو را راست گو می پندارد دروغ بگی
----------------------
ترکه میره آمپول بزنه. دکتره میگه بزنم راست یا چپ ؟ ترکه میگه کون منو وارد سیاست نکن بزن وسط

--------------------------------------------

اگه یه وقت به سیخ کشیدمت ناراحت نشو چون خیلی جیگری

----------------------
بزرگ ترین آرزوم اینه که کوچکترین آرزوت باشم
-----------
ترکه رو ميگيرن ميگن پدر سوخته چرا پشت ماشينت نوشتي امام با سالاد ! ميگه مگه چيه؟از شما بهتره که مينويسين خدا با ماست

---------------------
تنها يادگاري (( ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ )) اين آخرين چيزيه که از تو برام مونده، جاي پاهات رو ديوار اطاقم، يادت به خير، عجب مارمولکي بودي


-----------
تابلوهاي بين راهي در 5 کيلومتري شهرها... قم : لطفاً با وضو وارد شويد!... قزوين: لطفاً با رکو وارد شويد!... رشت: از غيرت خود بکاهيد!... آبادن: پاريس 5 کيلومتر!... تبريز: پايان تمام محدوديتها

-----------
اولين كسي كه عاشقش ميشي دلتو ميشكونه و ميره . دومين كسي رو كه مياي دوست داشته باشي و از تجربه قبلي استفاده كني دلتو بدتر ميشكنه و ميزاره ميره . بعدش ديگه هيچ چيز واست مهم نيست و از اين به بعد ميشي اون آدمي كه هيچ وقت نبودي . ديگه دوست دارم واست رنگي نداره .. و اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو ميشكوني كه انتقام خودتو ازش بگيري و اون ميره با يكي ديگه ...... اينطوريه كه دل همه آدما ميشکنه
-----------
شرکت نوکيا براي رفاه حال اس ام اس نويسان محترم ايراني يک گوشي جديد طراحي کرده که با فشردن تنها يک دکمه مي نويسه "يه روز يه ترکه

-----------
اینقدر بزرگه که نمی دونم چکارش کنم از زیر شلوارم حسابی تابلو وقتی بهش احتیاج دارم روم نمی شه درش بیارم... عجب مزخرفیه این نوکیا 6600 !!!!
-----------
فناوری نیروی هسته ای و پیروزی غرورآفرین دانشمندان ایرانی در زمینه بهره برداری صلح آمیز از انرژی هسته ای رو بی خیال..... خودت چطوری؟؟!!!
-----------
بزرگترین دشمن بشر پوله پوله پوله...........هرچی دشمن داری بده بیاد خودت رو راحت کن
-----------
پنج نوع کردن داریم: 1فکر کردن 2 بازی کردن 3 پرتاب کردن 4 شوخی کردن 5 بسوزه دماغ اونایی که فکر بد کردن

-----------
آهنگ جدید نفرین محسن چاوشی: الهی تو بمیری من نمیرم....سر قبرت بیام پارتی بگیرم....الهی سرخک و اریون بگیری.... تب مالت و بلای جون بگیری..... الهی از سرت تا پات فلج شه.... کمرت بشکنه،دستت سقط شه.... الهی حصبه و ام اس بگیری....سر راه بیمارستان بمیری.... الهی کوربشی چشمات نبینه.... بمیری، گم بشی، حقت همینه.... الهی آسم تایپ آ بگیری... هنوز که رنده ای پس کی میمیری؟.... الهی شوهر ایدزی بگیری.... بفهمی که داری از ایدز میمیری.... به در بردی از اینها جان به سالم.... الهی دردبی درمون بگیری...
-----------
احمدي نژاد ميگن نظرتون در مورد شهدا چيه؟ يهو ميزنه زير خنده... ميگن بابا چرا ميخندي؟ ميگه محمود داره گريه ميكنه

-----------
عمراً اينارو بدوني....... 1- توماس اديسون از تاريکي وحشت داشت 2- صداي اردک اکو ندارد 3- چشمهاي شتر مرغ از مغزش بزرگتر است 4- مورچه ها نمي خوابند 5- الفباي مردم هاوايي 12 حرف دارد 6- کد کشور روسيه 007 است 7- اگر سر سوسک را قطع کنند براي چند هفته زنده مي مينند 8- ارتفاع برج ايفل در سرما و گرما بر اثر انقباض و انبساط 16 سانتي متر تغيير ميکند

-----------
و آنگاه ابراهيم خواست اسماعيل را قرباني کند گفت : آخرين خواسته ات را بگو و آنگاه اسماعيل گفت : مربا بده بابا.
-----------
دوست دختر تركه واسش پي ام ميذاره شب بيا خونمون خاليه ، تركه خوشش مياد سند تو ال ميكنه

-----------
يه روزتركه ورشتيه ميرن طبيعت رشتيه ميگه بهبه عجب هواي عجب درختاي عچب گوهي به خاطر اين كه تره كم نياره ميگه اره اينا همش كار خدا عليه السلام است

-----------
- تركه مي‌خواسته گردو بشكنه، گردو رو ميگذاره زير پاش، با آجر ميزنه تو سرش!
-----------
تركه ميره بقالي،‌ مي‌بينه رو ديوار بزرگ نوشتن: علي با ماست! حسن با ماست! حسين با ماست! ميگه: ببخشيد اقا، شما ماست خالي نداريد؟!
-----------
به تركه ميگن خيلي آقايي. ميگه: ما بيشتر!
-----------
تركه ميخواسته به فلسطينيا كمك كنه، براشون سنگ پست ميكنه!
-----------
تركه ميره مغازه ميگه: آقا يه بيسكويت خوب بدين. بقاله ميگه: ساقه طلايي خوبه؟ تركه ميگه نه. ميگه: ويفر خوبه؟ ميگه نه . ميگه گرجي خوبه؟ ميگه نه. ميگه: مادر خوبه؟ تركه ميگه: قربان شما، دست بوسن!
-----------
عربه بچش نميخوابيده، بهش ژل ميزنه!
-----------
به تركه گفتند: سلام. گفت:هان؟ گفتند: نگو هان ، بگو عليك سلام گفت: آهان.
-----------
40- لره با هواپيما مياد تهران، تو فرودگاه به رفيقش ميگه: اگه ميدونستم اينقدر نزديكه با ماشين ميومدم!

این پیغام کاملا جدیه. باور کنید. منم اول قبول نداشتم مشقامو خوب نوشتم بابام بهم عیدی داد یه توپ قلقلی داد
-----------
از یه دختر می‌پرسن: چرا شما به پسرا میگین بي اف میگه: آخه مخفف كلمات: بدبخت فلك زده است
-----------
اصفهانيه يه 25 تومني رو تو دستش هي فشار مي داده دستش عرق مي کنه مي گه اگه تا صبحم گريه کني خرجت نمي کنم
!!
-----------
تركه رو ميبرن زير سوال له ميشه

-----------
تركه مي خواسته بميره بچه هاشو جمع مي كنه يكي يه دونه چوب كبريت ميده ميگه بشكونيد! اونام ميشكونن. يه شاخه نازك ميده ميگه بشكونيد اونا باز ميشكونن. يه دسته بيل می ده بازم مي شكونن. هفت تا دست بيل بازم ميده ميشكونن. باباهه شاكي ميشه ميگه حيف كه خريد وگرنه مي خواستم نصيحتتون كنم
-----------
دوتا ني ني پيش هم خوابيده بودن, پسره به دختره ميگه: تو دختلي يا پسل؟ دختره ميگه: نمي دونم, پسره ميگه: بذال من بلم زيل پتو ببينم, ميره و مياد ميگه: تو دختلي, دختره ميگه از كجا فهميدي؟؟؟؟ميگه: آخه جولابات صولتيه
-----------
یه زنبوره می ره تو دهن علی دایی وقتی می یاد بیرون می گه: لیز ویلیز
-----------
ترکه سفره دلش رو واسه دوستش باز می کنه، دوستش می شینه بربری می خوره !!
-----------
یه گونی پشکل میخرن بازش که می کنن یه لره از توش میپره بیرون میگن تو اینجا چکار می کنی؟؟ میگه من جایزشم

امام جمعه اردبيل فرمودند :هنگام نوشيدن آب سه تا بسم الله بگوييد زيرا در آب سه تا جن هست . دوتا هيدروجن يکي اوکسي جن
-----------
ترکه ريش بزي ميزاره دچار بحران شخصيتي ميشه
-----------
در پي 24مين سفر استاني رئيس جمهور به شهرستان سوسنگرد نام اين شهرستان به فاطي تپل تغيير يافت
-----------
............................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................... . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
الهي قربون چشات برم که دنبال اس.ام.اس ميگردي
-----------
بيا به سختي ها فكر نكنيم. به خوبيها فكر كنيم، به بهار، به بهشت، به جهنم، به درك، به تو چه؟، به من چه؟،
-----------
اين دو نوشته چه فرقي با هم دارند؟ 1.هه هه هه هه هه هه 2.هه هه هه هه هه هه . . . . فرقشون اينه که در گزينه 1.گلمراد ميخنده ولي در گزينه 2.گلمراد گريه مي کنه
-----------
گفتم غم تو دارم گفتا چشت درآيد! گفتم که ماه من شو گفتا دلم نخواهد! گفتم خوشا هوايي کزباد صبح خيزد گفتا هواي گرميست! اَه اَه! عرق درآمد! گفتم دل رحيمت کي عزم صلح دارد گفتا برو به سويي، تا گلّ ني درآيد! گفتم زمان عشرت ديدي که چون سرآمد گفتا که اي واي ديرشد! داد مامان درآمد
-----------
مي دوني علت كسوف و خسوف چيه ؟ ماه و خورشيد براي ديدنت دعوا مي كنن
-----------
به ترکه ميگن وقتي حضرت يونس رفت تو دهن نهنگ چي شد ؟ ترکه ميگه : يه سازماني تشکيل شد به نام يونس کو؟
-----------
برو به جهنم، چون فقط تو هستي كه ميتوني جهنم رو بهشت كني
-----------
جيک جيک جيک جيک جيک جيک جيک جيک جيک جيک جيک يه جيک اضافه کن بفرست براي جوجه ي بعدي . ( ستاد سر شماري جوجه هاي آخر پاييز)
-----------

ميتوني تصور كني با هم لب دريا نشستيم؟ ميتوني تصورش رو بكني كه با هم به يه سفر طولاني ميريم از جنگل تا دريا.؟ ميتوني تصور كني كه تو يه شب باروني شونه به شونه هم قدم بزنيم؟ همه اينا رو هم كه بتوني تصور كني نميتوني تصور كني كه آشپزي با تك ماكارون چقدر راحته
-----------
در تبریز به مناسبت میلاد حضرت علی به کسانی که نامشان میلاد بود جوایزی داده شد

-----------

از لره مي پرسن 12 فروردين چه روزيه؟ مي گه روزي که مي ريم جا مي گيريم واسه 13 به در

-----------

میدونی فرق تو با توپ جام جهانی چیه؟

فرقتون اینه که اون خیلی زحمت میکشه تا گل بشه ولی تو خودت گلی

----------------------------

اگه یه وقت دیدی تو یه جای تنگ و تاریکی که داره از دیوارش خون می ریزه .........یه وقت نترسی ها!.........توی قلب منی

----------------------------

اگه این اس ام اس رو خوندی یعنی دوستم داری........اگه پاکش کنی عاشقمی........اگه جواب بدی دیوونمی......اگه جواب ندی یعنی منو می خوای...................حالا چه خاکی تو سرت میریزی؟؟؟؟؟؟

----------------------------

یه عنکبوته اکس می خوره ٬فرش می بافه

----------------------------

برای هزارمین بار پرسید : « من دلت را شکسته ام روزی ؟» برای هزارمین به دروغ گفتم : « نه ٬ هرگز » تا دلش نشکند

----------------------------

مي گن تركه در سر پست نگهباني خري را با تير مي زنه فرداي همان روز تيتر اول روزنامه ها اين است:باز هم بـــــــرادر كشــــــي

----------------------------

پسرا ژل مي زنن به اون موهاشون.......عينک مي زنن به اون چشاشون ...اِوا خاک بر سراشون... ريمل مي زنن به اون چشاشون ... ماتيک مي مالن به اون لباشون اِوا خاک بر سراشون ....کروات مي زنن اون خوشکلاشون... واسه دوست دختراشون ...اِوا خاک بر سراشون ...کلاسور مي زارن زير بغلاشون ...يک کت مي پوشن قد باباشون... يه جفت کفش مي پوشن هرت براشون ... يکم ريش مي زارن نوک چونه هاشون ... پرفوسور مي شن جون ننه هاشون ... اِوا خاک بر سراشو آدم مي ميره براشون...اِوا خاک بر سراشون

----------------------------


ادامه ی جک ها در ادامه ی مطلب

 

ادامه نوشته

 اگر یک آسمان دل را به قصد عشق بردارم

میان عشق وزیبایی تو را من دوست میدارم

چه زیبا میشود روزی به پایان آید این یلدا

دل تو آسمان گردد و روح سبز من شیدا

به یادت تا سحر گاهان نگاهم سرخ وبارانی ست

تو تا از دور برگردی به هجران تو زندانی ست

 

 

من از تو نه محبت گدایی می کنم و نه عشق خیرات می خواهم و هم این را می دانستم که
گفته هایت دروغ است. رفتارت آنرا ثابت ساخت! فقط می خواهم بگویم: این رسمش نبود.
کمی عاقلانه فکر کن! من چه بدی کرده ام ، که با من این گونه برخورد می کنی؟؟ آیا
راه دیگری برای خدا حافظی وجود نداشت؟ خدای نکرده اگر روزی به هم می رسیدیم ، باز
هم با کوچکترین مشکل می رفتی!؟ واقعاً حرف زدن آسان است اما وفا کردن به آن
دشوار...!

 

دوستی

دوستی  زیباترین شهرجهان

دوستی          زیباترین رنگین کمان

دوستی           زیباترین لحظه ها

دوستی            دریایی از مهر و وفا

 

در عرض يک دقيقه مي شه يک نفر رو خرد کرد...

در يک ساعت مي شه يک نفر رو دوست داشت

 و در يک روز فقط يک روز مي شه عاشق شد

ولي يک عمر طول مي کشه تا کسي رو فراموش کرد...                                                    

هيچ وقت عشق رو گدايی نکن چون معمولاً چيز با ارزش رو به گدا نميدن!

 هيچ وقت به دنبال محبت نگرد بلکه خودت محبت را بيافرين!!

 کسي را براي دوستي انتخاب کن که قلب بزرگ داشته باشه تا مجبور نشي براي اينکه در قلبش جا بگيري خودت را کوچک کني.

هنگامی که دری از خوشبختی ها به روی ما بسته می شود
دری دیگر باز می شود! ولی ما اغلب چنان به در بسته چشم
می دوزیم که در های باز را نمی بینیم!

من بی نیاز ترینم

بهش گفتم چون دوستم داری بهم نياز داری يا چون بهم نياز داری دوستم داری؟بعد از سکوتش خنديد و گفت جمله ي قشنگيه!!! ولی...چرا هيچوقت به جمله ي قشنگم پاسخی نداد؟؟ امّا ...اگه اون يه روزی اين سؤال رو ازم ميپرسيد بهش ميگفتم: چون دوست دارم بی نيازترين آدم شهره زمينم!

 

                                                                

پاييز را دوست دارم چون فصل غم است... غم را دوست دارم چون حرف دل است... دل را دوست دارم چون عشق را به من آموخت... عشق را دوست دارم چون تو را با من اشنا کرد

در اين دنيا سراب محکوم است به پوچي... پرستو محکوم به کوچ کردن... شمع محکوم به اشک ريختن... خارها محکوم به تنهايي... روز محکوم به غروب کردن... شب محکوم به رسيدن... قلب با همه ي پاکي وصداقتش محکوم به دوست داشتن وچه محکوميتي شيرين تر و دلپذير تر ازاين است؟ اما اي کاش همه ي اين محکوميتها زيبا را مي پذيرفتند. اي کاش...؟

چند بیت شعر با حال

کاش معشوق ز عاشق طلب جان می کرد تا زهر بی سروپایی نشود یار کسی

 

آبي تر از آنم كه بي رنگ بميرم
از شيشه نبودم كه با سنگ بميرم
من آمده بودم كه تا مرز رسيدن

همراه تو فرسنگ به فرسنگ بميرم
تقصير كسي نيست كه اينگونه غريبم
شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميرم

 

من به مردن رازیم پیشم نمی آید اجل بخت بدبینم کز اجل هم ناز می باید کشید

مرغ شب خوابید و لیدارم هنوز دیده نابینا شد و مشتاق دیدارم هنوز

اسلام به ذات خود ندارد عیبی هر عیب که هست از مسلمانی ماست

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا می شود که گوشه چشمی به ما کنند؟

بمیرد آن که غربت را به پا کرد مرا از تو تو را از من جدا کرد

شمع سوزان توام این گونه خاموشم نکن از کنارت می روم ای دل فراموشم نکن

شمع اگر پروانه را سوزاند خیر از خود ندید آه عاشق زود گیرد دامن معشوقه را

صد بار بدی کردی و دیدی ثمرش را خوبی چه بدی داشت که یک با نکردی

صد نامه نوشتم و جوابی ننوشتی این هم که جوابی ننوشتی جوابیست

عاقل مباش که غم دیگران خوری دیوانه شو که دیگران غمت خورند

غنا عت می کنم با درد چون درمان نمی بینم تحمل می کنم با غم چون مرحم نمی بینم

شبی نیست که آهن به سریا نرسد از چشم ترم آب به دریا نرسد

آبادی میخانه ز ویرانی ماست جمعیت کفر از پریشانی ماست

کس ندانم که در این شهر گرفتار تو نیست مگر آن کس که به شهر آید و غافل برود

از غم خبری نبود اگز عشق نبود

دل بود ولی چه سود اگر عشق نبود

 

 

در ادامه ی مطلب یه شعر توپه نبینی به نظر من که ضرر کردی

ادامه نوشته