اسفند94
خدای تموووم فصل ها
به نام خدایی که تو را برای من آفرید
الان که دارم این نوشته رو مینویسم فصل جدیدی شرو شده و اخرین نفس های سال 94 هست
هوا واقعا قشنگ ودلچسبه اونقدر که دوس ندارم بخوابم
صدای خروپف های امیرم کل خونه رو پر کرده
چه خواب عمیقی هم زده
خونه تکونی ندارم ولی دل تکونی کردم
میخام گذشته هارو هرچی بود فراموش کنمو باامیرم تو لحظه زندگی کنم
امیرم الاهی فدات شم که بدون لباس روتخت دونفره مون ولو شدی خیلی میخامت



منو عشقم
.............قابل توصیف نبود ونیست ونمیتونم بگم چجوری فقط میدونم امام رضا مارو طلبید و دستامونو تو دست هم گذاشت.......
و خیلی خوشحالم............
.........خدایاااااااااچجوری بگم


از ته ته قلبم