دربین مردم زمان قدیم شهرستان لردگان این عقیده وجود داشت
موقعی که هفتاد روز از فصل زیبای زمستان می گذشت
پیرزنیکه دیبس نام داشت
دارای دو فرزند به نام احمد (احمیول )و محمد (مومیول ) بود
که دلش می خواهد غذای به نام کارده (گیاه کوهی که خیلی
تند می باشد که طرز پخت آن را در مطالب آینده خواهم نوشت )
بخورد پس بچه های خود را به کوه می فرستد که متاسفانه
بچه های (کَُرلل ِ)پیرزن بعد از 10 روز تلاش وکوشش از کوه
پرت می شوند پایین و هردو می می میرند که پیرزن (دولو)
ازداغ مرگ بچه های خود اینجوری شیون وزاری می کند
کرلم احمیول و مومیول دل وکی کنم خش
وردارم بنجمتی(هیزم)* عالم بزنم تش
یعنی فرزندانم احمد و محمد بعد لز شما دل به چه کسی
دل خوش کنم
هیزمی آتش گرفته بردارم ودنیا را با آن آتش بزنم
سپس پیرزن هیزمی از بین آتش بر می دارد و پرتاب می کند
که گذشته کان بر این عقیده بودند که اگر این هیزمی که پیرزن
پرتاب کرد داخل آب می افتادبهاری سرسبز درپیش است
اگر داخل خشکی می افتاد سالی بی باران در پیش خواهد
بود واگر به گیاهی به نام بنجه (نوعی خار) بر خورد می کرد
بهاری خشک و همرا با باد در پیش است
چند نکته
اینکه اولا قبل از اینکه 70 روز از فصل زمستان بگذرد هوا خیلی
سرد است وبعد از 70 روز هوا به سوی گرمی پیش می رود
و هنگامی که 80 روز از زمستان می گذرد دیگر از سرما
و یخبندان خبری نیست
1–حال منظور از احمیول ومومیول یخ های هستند که به صورت
قندیل در آمده اند و بر اثر گرمی هوا شکسته می شود
2-منظور از دولو فصل سرد زمستان است
3-منظور از کارده فصل زیبای بهار است که مانند رنگ کارده سبز می باش