بازگشت بعد از دوسال

دوستان عزیز سلام بعد از حدود دوسال دوباره برگشتم و اینبار برگشتم تا از شیرینی های  زندگی ام اینجا بنویسم از خوشبختی بزرگی که خدای مهربون خیلی راحت و ساده بهم هدیه داد از همسر بسیار خوب و مهربانم از پسر گلم و خانواده سه نفرمون 

از همسری که به معنای کامل کلمه آقاست و منو با تمام رفتار های گنگ و مبهم و به هم ریخته دوست داره همسر خوبی که با تمام بدخلقی های من کنار اومده خوبی ها و مهربانی های من رو یادش نمیره 

همسری که خییییییلیییی دوستش دارم 

خلاصه اومدم و اینبار با کلی عشق و شهد شیرین عاشقی 

امیدوارم مثله سابق کنارمون باشید ....

خداحافظی

سلام به همه دوستای عزیزم

این پست آخر من تو این وبلاگه!!!!

با همین چند کلمه می خوام از همه دوستام تشکر کنم 

از آقا رضا در عاشقانه ها

از احساس زیبا

از مریم در دختری با احساس بارانی

از پسر پاییزی

از آقا محمد در گرافیک سرخ

از آقا عباس در...............

از الهام جون در روزی بدون عشق

از غزال جون در..............

از آقا معین در به دنبال خود میگردم

از امیر حسین در barnani

از آوا جون در تقدش عشق

از پیام پارسیان

از آقا سینا از به دنبال دوست

از سارا جون در کلبه پاییزی

از فریاد کوهستان

کبوتر باران

راه نزدیک

از سکوت لحظه ها

از دختر آفتاب

و سید هادی

البته اگه اسم بعضی از دوستان رو ننوشتم بی غرض بوده

برای همتون آرزوی بهترین هارو دارم

من تا آخر این ماه نظراتو می خونم بعدشم که دیگه.....

همتون رو دوست دارم

 

 

 

هدف....

 

مهمترین عامل ، در کسب هر موفقیتی ، تدوین و مشخص کردن دقیق اهداف می باشد. هدفگذاری مهمترین عامل حرکت و خلق آینده است ، هدفها هستند که مقصد و مسیر زندگی فردی و سازمانی را روشن می کنند.هدف گذاری به مثابه ترسیم جاده ای برای آینده است . تلاشی ارزشمند است که معطوف به هدف باشد، تلاش بی هدف پرتاب تیر در تاریکی است یکی از موانع بسیار مهم موفقیت و کامیابی ، ناتوانی افراد و سازمانها در تدوین اهداف می باشد . آنهایی که رویایی در ذهن و هدفی بر روی کاغذ نداشته باشند مقصدشان ناکجا آباد خواهد بود .

اهداف از ماموریتها و چشم اندازها نشئت می گیرند و بستگی به جواب سه سئوال ذیل دارد :

در حال حاضر ،کجا هستیم ؟

به کجا می خواهیم برویم ؟

برای رسیدن به هدف چه باید بکنیم؟

برای هدفگذاری اطلاع ازماموریت ها چشم انداز و وظایف سازمانها لازم و ضروری است . اهداف باید در تحقق ماموریت و وظایف سازمانی باشد .

وقتی که اهداف مشخص شدند برای چگونگی رسیدن به اهداف باید طرح ها و برنامه هایی تدوین گرديده ولیست کلیه فعالیتهایی که منجر به تحقق اهداف می شوند را مشخص نمود و پس از اجرای برنامه ها و فعالیتها باید نتایج و دستاوردها با اهداف مقایسه شوند تا اصلاحات لازم در اهداف ، برنامه ها و فعالیت ها به عمل آید

ويژگي هاي هدف گذاري خوب

هدف بايد روشن، واضح و مشخص باشد.

هدف بايد واقع بينانه باشد.

هدف بايد مكتوب، مدون و روي كاغذآورده شود.

هدف بايد در قالب يك جمله مثبت بيان شود.

هدف بايد تهييج كننده باشد.

هدف بايد كمي و قابل اندازه گيري باشد.

هدف بايد مقيد به زمان باشد.

هدف بايد قابليت اجرا و دست يافتني باشد.

هدف بايد در راستاي ماموريت ها و ارزشها تدوين شوند.

هدف بايد براي تمام اعضاء قابل فهم و قابل قبول باشد.

هدف بايد براي همه ذينفعان سودمند باشند.

هدف بايدمورد تائيد باشد.

هدف بايد انعطاف پذير باشند.

هدف بايد متناسب با منابع و امكانات تدوين گردد .

محاسن و مزاياي هدف گذاري :

هدف گذاري؛امكان اندازه گيري پيشرفت و بهبود را فراهم مي نمايد.

هدف گذاري؛انگيزه و روحيه تلاش را بهبود مي بخشد.

هدف گذاري؛ باعث ايجاد هماهنگي و وحدت مي گردد.

هدف گذاري؛ شرط لازم برنامه ريزي است ، برنامه بدون هدف بي معني است .

هدف گذاري ؛باعث تمركز بر فعاليت ها مي شود.

هدف گذاري؛ امكان تدوين شاخصها و معيارها و ارزيابي عملكرد را فراهم مي نمايد .

هدف گذاري؛ امكان مقايسه نتايج و پيامدها را فراهم مي كند.

هدف گذاري؛ انحراف در عملكرد ها و برنامه ها را مشخص مي كند.

هدف گذاري؛ ميزان كارايي و اثر بخشي سازمان را معين مي كند.

هدف گذاري؛ فعاليتهاي زايد را شناسايي و مشخص مي كند.

هدف گذاري ؛احتمال موفقيت را بيشتر مي كند.

هدف گذاري؛ باعث افزايش اعتماد به نفس مي شود.

هدف گذاري؛ باعث رشد و تعالي مي گردد.

رابطه بين هدف و انگيزه

رفتار آدمي تحت تاثير اهداف و انگيزه ها هستند . اهداف و انگيزه به عنوان نيازهاي بيروني و دروني به همديگر اثر متقابل داشته و رفتار آدمي را مشخص ميكند . اهداف بلند ووالاانگيزة بيشتر و اهداف پايين تر و پست تر انگيزه كمتري را ايجاد مي نمايند.

همچنين افراد با انگيزه ، اهداف بلندتر و والاتري را انتخاب نموده ولي افراد بي انگيزه اهداف پايين و پست تري را انتخاب مي نمايند.

هدف گذاري والاتر به افراد با انگيزه نياز دارد به همين منظور توصيه مي شود در افزايش روحيه و انگيزه كاركنان تلاش بيشتري گردد

توصيه هاي لازم براي هدف گذاري مناسب


با توجه به مطالب مطرح شده با ضرورت ، محاسن، ويژگيها و فرآيند هدف گذاري آشنا شديد براي افزايش مهارت هدف گذاري به نكات ذيل توجه نمائيد.

- مهارت لازم براي هدفگذاري را در خود تقويت نمائيد.

- ليست كليه هدفهايي كه بايد به آنها برسيد را تهيه نمائيد.

- با توجه به اينكه تحقق اهداف به صورت همزمان ميسر نيست اهداف ليست شده را براساس اهميت و ضرورت اولويت بندي نماييد.

- اولويت هاي مشخص شده را رعايت نمائيد يعني ابتدا ازهدفي شروع كنيد كه اولويتش از همه بيشتر است .

- اهداف را حتما بر روي كاغذ مكتوب نمائيد .

انگيزه هاي لازم براي تحقق اهداف را فراهم كنيد.

- در صورت بزرگ بودن اهداف آنهارا به اهداف كوچكتر تقسيم كنيد.

- ليستي از اقدامات قابل انجام براي تحقق هر يك از اهدافتان را تهيه و تنظيم نمائيد.

- هفته خود را با ليست كردن كارها و امور اساسي آغاز كنيد. ( استفاده از فرم تعيين اهداف هفتگي )

- هر روز صبح شش مورد از مهمترين كارهايي كه بايد در طول روز به انجام برسانيد را براساس اولويت مشخص كنيد. ( استفاده از فرم تعيين اهداف روزانه )

به خاطرداشته باشيد كه هدف گذاري بسيار مهم است ، زندگي كنوني شما مرهون هدفهايي است كه قبلا بصورت آگاهانه يا ناآگاهانه انتخاب كرده ايد و آينده شما بستگي به هدفهايي دارد كه هم اكنون انتخاب مي كنيد.

 


شهر عزیزم ملایر-باغ تاریخی سیفیه

چه خواهیم گفت؟

به کوروش چه خواهيم گفت؟

اگر سر بر آرد ز خاک

اگر باز پرسد ز ما

چه شد خاک ایران پاک

چه شد ملک ايران زمين

کجايند مردان اين سرزمين

به کوروش چه خواهيم گفت؟

اگر ديد و پرسيد از حال ما

چه کرديد بُرنده شمشير خوش دستتان

کجايند ميران سر مستتان

چه آمد سر خوي ايران پرستي

چه کرديد با کيش يزدان پرستي

به شمشير حق ، نيست دستي

که بر تخت شاهي نشسته است

چرا پشت شيران شکسته است

در ايران زمين شاه ظالم کجاست

هوا خواه آزادگي ،

پس چرا بي صداست

چرا خامش و غم پرستيد، هاي

کمر را به همت نبستيد، هاي

چرا اينچنين زار و گريان شديد

سر سفره خويش مهمان شديد

چه شد عِرق ميهن پرستيتان

چه شد غيرت و شور و مستيتان

سواران بي باک ما را چه شد

ستوران چالاک ما را چه شد

چرا مُلک تاراج مي شود

جوانمرد محتاج مي شود

چرا جشنهامان شد عزا

در آتشکده نيست بانگ دعا

چرا حال ايران زمين نا خوش است

چرا دشمنش اينچنين سر کش است

چرا بوي آزادگي نيست، واي

بگو دشمن ميهنم کيست، هاي

که تا غيرتم باز جوش آورد

ز گورم صداي خروش آورد

به کوروش چه خواهيم گفت؟

اگر سر بر آرد ز خاک

فروهر

 

نماد فروهر رو شاید بشناسید
این نماد مفهوم های بسیار زیادی داره به طوری که هر بخش از اون معنای ویژه ای داره
بحثهایی که باید در این زمینه انجام بشه:

1- هر یک از قسمتها (بال - دم - چهره - حلقه ها - دنباله هاو...) رو شرح بدید که چه معنا و مفهومی داره؟؟؟

2- چرا معنا و مفهوم این بخشها رو خیلی ها نمیدونند؟یعنی چرا این نماد که فبل از زرتشت در ایران بوده و الان هم توی جامعه این قدر استفاده میشه ، کسی از معنای اون خبری نداره؟

3- چرا در برنامه ی تلوزیونی «شوک» در نوروز 88 این نماد رو به شیطان پرستی نسبت دادند در صورتی که اصلا این طوری نبوده و این یک توهین به فرهنگ ایرانی بود که هیچ کس هم بدلیل عدم اطلاع کافی اعتراضی نکرد؟؟؟

فروهردر فرهنگ معین ایچنین آمده نیرویی است که اهورمزدا برای نگاهداری آفریدگان نیک ایزدی از آسمان فرو فرستاده و نیرویی است که سراسر آفرینش نیک از پرتوآن پایداراست.پیش از آن که اهورمزداجهان خاکی را بیافریند.فروهر هر یک از آفریدگان نیک این گیتی را در جهان مینوی زیرین بیافرید و هر یک را به نوبه ی خود برای نگهداری آن آفریده ی جهان خاکی فرو میفرستد،وپس از مرگ آن آفریده ،فروهر او دیگر باره به سوی آسمان گراید و به همان پاکی ازلی بماند،اماهیچگاه کسی را که به وی تعلق داشت فراموش نمی کند،وهر سال یکبار به دیدن وی می آید،وآن هنگام جشن فروردین است،یعنی روزهایی که برای فرود آمدن فروهرهای نیاکان وپاکان اختصاص دارد.در آیین زردشت همه ی ایزدان وفرشتگان وحتی اهورمزدا فروهری دارد.
شاید نوعی توهین باشه(اونم متاسفانه به دلیل آشنا نبودن ایرانیان با آن)ولی احتمالا دلیل عمده ی اون استفاده نابه جای شیطان پرستان است.
دلیل اطلاع نداشتن ایرانیان هم شاید به این علت این باشه که ما متاسفانه به جای این که فرهنگ ایرانی واسلامی را در کنار هم حفظ کنیم داریم فرهنگ ایرانی رو محو میکنیم

فروهر از دو واژه‌ی “فره” به معنی جلو، پیش و “وهر” یا ورتی به معنی برنده و کشنده درست شده است و شاید بتوان گفت از نظر زندگی، فروهر بزرگترین و باارزش‌ترین جزء وجود انسان است ، چون پرتوی از هستی بی‌پایان اهورامزداست که انسان را به‌سوی رسایی رهنما می‌شود و وظیفه‌ی پیش‌بری و فرابری، برای انسان به برترین پایه‌ی هستی را داراست. و پس از مرگ با همان پاکی و درستی به اصل خود (اهورامزدا) می‌پیوندد.
امروزه نگاره‌ی زیر بین زرتشتیان نمایانگر شکل فروهر است و به‌عنوان نشانواره‌ی دین زرتشتی به‌کار می‌رود. این نگاره، گذشته‌ی چندین هزارساله داشته و شبیه آن در جاهای دیگر و نزد قوم‌های دیگری دیده شده است ولی شکل کنونی آن در کتیبه‌های هخامنشی بالای سر پادشاهان دیده می‌شود.
واژه ی فروهر از دو بخش "فر" به چم "پيش" و "وهر" به چم "كشنده و برنده" درست شده است و روی هم به چم (معنی) "پيش برنده" است و يكی از نيروهای چهار گانه ی هستی مشيا (انسان) است.
گوشزد: گويش درست آن
Farvahar
است و نه
Foroohar
در باور ايرانيان باستان يا زرتشتيان، هستی از چهار گوهر ساخته شده كه به هم پيوسته اند و از پرتوهای آنها بر يكديگر پويندگی و بالندگی از هر كس سرچشمه می گيرد.
اين چهار بخش بدين شمارند: تن، جان، روان و فروهر. تن و جان از آن جهان زمينی هستند ولی روان و فروهر از آن جهان مينوی سرشت مشيا (انسان) هستند.
فروهر ارزشمندترين گوهر پاره ی هستی مشيا است، زيرا پرتويی از فروغ بيكران نهاد اهورامزدا است كه در سرشت هر كس سرچشمه ی پيدايش و پويايی فروزه های اشويی است. فروهر، گوهری است كه روان را از گرايش به كژی و كاستی و دروغ باز می دارد تا روان به آرامی راه خدا جويی را سپری كند و شايستگی فراگيری روشنايی راستين و پيام سروش را داشته باشد. فروهر تن و روان را بسوی رسايی و جاودانگی رهبری می كند. پس از مرگ، فروهر هر کس به همان گونه ی نخستين خود به گوهر خود می پيوندد.
اين نشان در زمان هخامنشيان، برگرفته از انديشه ی بنيادی دين پاك اشو زرتشت و برخی از نمادهای انديشه ی ديگران به ويژه آيين پر راز مهر ايراني، ساخته شد و نماد مردمی ايرانيان شد.
هر يك از اندام های نگاره ی فروهر، گويای اندريافته ای در انديشه ی نياكان ما دارد، كه در اينجا چكيده ای بسیار کوتاه از آن را بازگو می كنيم:
چهره ی سالخورده و درخشان و سامان فروهر: ياد آوری الگوي به كار گيري آزمودگی پيران جهان ديده، دانا، رسا و خردمند است و درخشان و سامان بودن چهره ی او پاكی و آراستگی را گوشزد می كند.
دست راست فروهر هم رو به جلو و هم به بالا است: رو به جلو بودن دست آرمان مشيا (انسان) را ياد آوری می كند كه همواره به سوی پيشرفت و بالندگی باشد. راست بودن دست نشان راستی و آشتی جو بودن او در پيشرفت است. افراشته به بالا بودن دست نشان ستايش به درگاه اهورامزدای يکتا همزمان با پيشرفت است.
چنبره ی (حلقه ی) در دست چپ فروهر: نشان پيمان سپند (مقدس) مشيا با اهورامزدا در پيوستن به اشويی است. چپ بودن دست نشان شيفته بودن دل و جان به اهورامزدا است، چون دست چپ به دل نزديكتر است.
اين نماد امروزه بگونه ی انگشتر پيوند (حلقه ی ازدواج) در همه ی جهان بكار گرفته می شود. زن و شوهر نيز با دادن انگشتر پيوند در دست چپ، پيمانی سپند را با يكديگر می بندند كه هميشه به يكديگر زنهار دار (وفادار) باشند.
بال های فروهر: بال های گشاده ی فروهر در سه اشكوب (طبقه) فراگيري پندار نيك = هومت، گفتار نيك = هوخت و كردار نيك = هورشت را به او سپارش (سفارش) و ياد آوري مي كند و نشان وارستگی مشيا از گرايش های ناهنجار است، تا او به ياری آن، نيروی پرواز مينوي گرفته و به درجه ی رسايی و والا و سرانجام به‌ اهورامزدا برسد.
براستی چه زيبا گفت آن پيامبر و آموزگار بزرگ اشو زرتشت، چون تنها با بكار بستن همين پندار، گفتار و كردار نيك جهانی پر از آرامش و آشتی خواهيم داشت.
چنبره ی (حلقه ی) پيرامون كمر فروهر: در اين نشان فرزانش ژرف و كهن زرتشتي ايرانی نهفته است كه ياد آور نماد بی پايانی روزگار يا چنبره ي (حلقه ی) روزگار است و برگشت كردار مشيا به خود او است، به ديگر سخن دوزخ و بهشت در همين جهان است و هرچه بكنيم به خودمان برمی گردد و تنها پس از مرگ، این كردار ما است که روان مان را در جهان مينوي شاد يا اندوهگين خواهد كرد. در آيين پاك زرتشت بهشت برين يا دوزخ سوزان نويد داده نشده است.
دو رشته ی آويخته در پايين يكي به سوي راست و ديگري به سوي چپ: رشته ی سوي راست نشان سپنته مينو = منش پاك و رشته ی چپ نشان انگره مينو = انديشه پليد است. باز در اين نشان فرزانش ژرف و كهن زرتشتي ايرانی را می بينيم كه می گويد در مشيا (انسان) دو نيروی اهورايي و اهريمني هست و او با كوچكترين گرايشي به سوي نيروي اهريمني، نابود خواهد شد. به ديگر سخن، خوبی و بدی در درون مشيا هستی دارد و اين اوست كه با پندار، گفتار و كردار نيك به منش پاك خواهد رسيد. در فرزانش زرتشتي اهريمن (شيطان) هستی جداگانه ای نيست كه همواره در کمین باشد كه مشيا (انسان) را گول بزند و او را از راه راست كژ كند، ونكه (بلكه) اين نيروی اهريمنی، در درون او جای دارد و اين اوست كه با پشت سر گذاشتن اين نيرو و رسايی (تكامل) توانا خواهد شد كه به اهورامزدا نزديك شود. اين نارسايی مشيا (انسان) است كه هر لغزشی را گردن كسی می اندازد، و آفريدن هستي به نام شيطان، سستی او در برابر دشواری ها و سختی ها است.
دامن فروهر رو به پايين در سه اشكوب (طبقه): نشان بد انديشی = دُژمت، بد گفتاری = دُژوخت و بد كرداری = دُژورشت است و ياد آوری می كند كه هر كسی بايد با زير پا گذاشتن انديشه، گفتار و كردار ناپاك، كينه، رشك، آز و بدی را از خود دور سازد.
در پايان به اميد روزی كه مردم با دوری از پی ورزی (تعصب) دوباره بيدار شوند و ريشه های زيبا و ژرف خود را باز شناسند

 

آغاز

 

اگه فک میکنی وقتشه تغیر کنی

از همین الان شروع کن........

 

 

یه مدت نیستم

 

                 دعام کنید.....

 

رفیق من سنگ صبور غمهام

به دیدنم بیا که خیلی تنهام

هیچکی نمیفهمه چه حالی دارم

چه دنیای رو به زوالی دارم

مجنونم و دل زده از لیلی ها

خیلی دلم گرفته از خیلی ها

 

بی وفایی

من ترانه می سرایم

تو ترانه می نوازی

در ترانه های من اشك است و بی قراری

یك بغل از ارزوهای محالی...

تا ابد چشم انتظاری...

فکر پایان و جدایی...

ترسم از این است که شاید

در نگاهت من بیابم ردی از یک بی وفایی..